﻿

1
00:00:02,220 --> 00:00:06,720
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مای موویز</font>   <font color="Orange">MyMoviz</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

2
00:00:06,720 --> 00:00:09,720
رادیو گفت یه جسد
،جای «راک‌پوینت» پیدا شده

3
00:00:09,720 --> 00:00:11,515
‫که ممکنه بی‌جِی واینز باشه

4
00:00:11,515 --> 00:00:12,915
نذار بپرسم، جو

5
00:00:12,915 --> 00:00:14,692
اون پسرمون رو کُشت، اِما

6
00:00:14,692 --> 00:00:15,843
داشت از زیرش قسر درمی‌رفت

7
00:00:15,867 --> 00:00:17,279
نمی‌تونستم بذارم
‫همچین اتفاقی بیوفته

8
00:00:17,303 --> 00:00:19,629
اصلاً متوجه‌ای چی‌کار کردی؟

9
00:00:19,653 --> 00:00:23,963
تو روح اون مرد رو به
‫خونه‌مون دعوت کردی

10
00:00:24,571 --> 00:00:25,747
این‌جا چی‌کار می‌کنی؟

11
00:00:25,747 --> 00:00:27,247
نگران‌ت‌ام

12
00:00:27,247 --> 00:00:29,347
آره، خب، من خارج از
حوزۀ استحفاظی توئم، چی

13
00:00:29,347 --> 00:00:31,729
،از وقتی رفتی، تمام فکروْذکرم توئی

14
00:00:31,729 --> 00:00:33,382
،که چطور از هم جدا شدیم

15
00:00:33,382 --> 00:00:34,732
و حرفی که باید می‌زدم

16
00:00:34,732 --> 00:00:35,994
بیا خونه

17
00:00:36,018 --> 00:00:37,473
من می‌دونم چی‌کار کردی

18
00:00:37,497 --> 00:00:39,127
می‌دونم چرا اون کار رو کردی

19
00:00:39,151 --> 00:00:42,043
فقط نمی‌تونم توی دادگاه اثبات‌ش کنم

20
00:00:42,067 --> 00:00:45,567
امیدوارم یک روز بتونم ببخشم‌ش

21
00:00:46,518 --> 00:00:49,718
امیدوارم یک روز بتونم ببخشم‌ش

22
00:01:22,350 --> 00:01:24,000
« آریزونا ۷۱ - ایالت گرند کنی‌ین »

23
00:01:34,000 --> 00:01:38,000
♪ Connie Francis - Who&#039;s Sorry Now ♪

24
00:01:39,690 --> 00:01:42,866
می‌شه یه‌دونه دیگه از این‌ها بگیرم؟ -
نه -

25
00:01:42,867 --> 00:01:45,200
خیلی‌خب

26
00:01:49,831 --> 00:01:51,417
چیه، فکر می‌کردی یه‌روزه پیداش می‌کنیم؟

27
00:01:51,441 --> 00:01:53,751
سه روز شده، بیلی

28
00:01:54,531 --> 00:01:56,184
من خسته‌ام -
من باید پیداش کنم -

29
00:01:56,185 --> 00:01:57,185
نمی‌دونم دیگه کجا رو بگردیم

30
00:01:57,185 --> 00:02:00,345
!خدا لعنت‌ت کنه، بیلی
من باید پیداش کنم

31
00:02:58,334 --> 00:02:59,964
سلام، آلبرت

32
00:02:59,988 --> 00:03:01,379
تو این‌جا چی‌کار می‌کنی؟

33
00:03:01,380 --> 00:03:03,974
لطفاً با من بیا, همین‌الآن

34
00:03:07,169 --> 00:03:09,582
اون میلک‌شِیکِ تو نیست، آلبرت

35
00:03:09,606 --> 00:03:11,590
بیا

36
00:03:55,652 --> 00:03:58,375
!برو، برو، برو! برو

37
00:04:13,475 --> 00:04:16,475
« با همکاری رابرت ردفورد و جُرج آر, آر, مارتین »

38
00:04:58,400 --> 00:05:02,400
« پانزده ساعت قبل‌تر »

39
00:05:02,401 --> 00:05:06,401
♪ Bad Company - Seagull ♪

40
00:05:16,992 --> 00:05:19,168
♪ مرغ دریایی، تو پرواز می‌کنی ♪

41
00:05:19,169 --> 00:05:21,863
♪ از این‌سو به اون‌سوی افق ♪

42
00:05:21,867 --> 00:05:26,468
♪ توی آفتابِ مه‌آلود صبحگاهی ♪

43
00:05:30,354 --> 00:05:36,007
♪ هیچ‌کس ازت نپرسیده کجا می‌ری ♪

44
00:05:36,011 --> 00:05:41,664
♪ هیچ‌کس نمی‌دونه از کجا اومدی ♪

45
00:05:43,193 --> 00:05:45,713
♪ این هم از یه نفر ♪

46
00:05:45,717 --> 00:05:48,368
♪ که اون سؤال رو می‌کنه ♪

47
00:05:48,372 --> 00:05:53,146
♪ این واقعاً پایان دنیاست؟ ♪

48
00:05:56,336 --> 00:06:01,775
♪ مرغ دریایی، تو حتماً خیلی‌وقته که می‌دونی ♪

49
00:06:01,776 --> 00:06:06,253
♪ اوضاع قراره چه شکلی به خودش بگیره ♪

50
00:06:06,259 --> 00:06:11,695
♪ حالا توی آسمون به پرواز درمیای ♪

51
00:06:11,699 --> 00:06:15,698
♪ اصلاً نمی‌پرسی چرا ♪

52
00:06:15,703 --> 00:06:20,833
♪ و ان‌قدر پرواز می‌کنی ♪

53
00:06:20,839 --> 00:06:24,620
♪ تا یه نفر ♪

54
00:06:24,625 --> 00:06:28,711
♪ شلیک کنه بیوفتی ♪

55
00:06:28,716 --> 00:06:32,716
♪ بی‍-بی‍-بی‍-بی‍-بی‍-بیوفتی ♪

56
00:06:43,056 --> 00:06:44,856
سپاس
[ «صحبت به «دینِی ]

57
00:06:44,863 --> 00:06:47,363
♪ مرغ دریایی، تو پرواز می‌کنی ♪

58
00:06:49,041 --> 00:06:53,476
♪ و امروز از این‌جا می‌ری ♪

59
00:06:53,480 --> 00:06:58,480
♪ و فردا از اون‌جا می‌ری ♪

60
00:06:58,703 --> 00:07:03,607
♪ مرغ دریایی، برو پرواز کن ♪

61
00:07:08,190 --> 00:07:12,800
♪ به‌سوی فردات پرواز کن ♪

62
00:07:12,804 --> 00:07:17,547
♪ من رو به اندوه‌م برسون ♪

63
00:07:17,548 --> 00:07:21,060
♪ پرواز کن ♪

64
00:08:07,904 --> 00:08:10,188
به اسب‌ها غذا داده شده

65
00:08:11,212 --> 00:08:13,668
،مخزن آب رو پُر کردم

66
00:08:13,692 --> 00:08:15,389
اون دو تا باتری رو هم عوض کردم

67
00:08:15,390 --> 00:08:16,955
امروز قراره روز خیلی گرمی باشه

68
00:08:16,956 --> 00:08:18,740
و ظاهراً پخت‌وْپز هم کردی

69
00:08:18,741 --> 00:08:20,284
آره

70
00:08:20,308 --> 00:08:23,374
خیلی چیزها هست
که دربارۀ من نمی‌دونی

71
00:08:23,398 --> 00:08:25,550
اوه، جدی؟ مثلاً چی؟

72
00:08:25,574 --> 00:08:28,030
من به «پیرایش» (آب‌وْتاب‌دادن) هم معروف‌ام

73
00:08:28,054 --> 00:08:29,423
اوه

74
00:08:29,447 --> 00:08:32,383
حرف‌های قلمبه‌سلمبه هم که بلدی

75
00:08:32,407 --> 00:08:34,036
هوم

76
00:08:34,060 --> 00:08:35,212
دانشگاه

77
00:08:35,236 --> 00:08:36,474
برای همه نیست

78
00:08:36,498 --> 00:08:38,215
حالا هرچی

79
00:08:38,239 --> 00:08:39,564
هوم

80
00:08:39,588 --> 00:08:41,609
برو سر کارـت

81
00:08:41,633 --> 00:08:43,568
خیلی‌خب دیگه

82
00:08:43,592 --> 00:08:44,743
شب می‌بینم‌ت

83
00:08:44,767 --> 00:08:46,310
اوهوم

84
00:08:46,334 --> 00:08:48,770
مطمئن‌ای نمی‌خوای بیای؟

85
00:08:48,771 --> 00:08:50,575
روزِ فیلکس رو می‌سازی ها

86
00:08:50,599 --> 00:08:53,882
پس حالا دیگه فیلکس حکم مشوّق رو داره؟

87
00:08:53,906 --> 00:08:55,978
خب، یا اونه یا بیگمن

88
00:08:58,650 --> 00:09:00,933
اگه نظرم عوض شد، خبرت می‌کنم

89
00:09:00,957 --> 00:09:02,543
اون چطوره؟

90
00:09:02,567 --> 00:09:06,417
می‌دونی که نمی‌تونی تا آخر عمرت
فقط به اسب‌ها غذا بدی، می‌تونی؟

91
00:09:06,441 --> 00:09:08,375
نه

92
00:09:08,399 --> 00:09:10,899
تو رو واسه همین نگه داشته‌ام

93
00:09:10,923 --> 00:09:13,467
،خب، اگه بهای پذیرش اونه

94
00:09:13,491 --> 00:09:15,563
اضافه‌کاری رو به‌راه می‌کنم

95
00:09:18,000 --> 00:09:19,700
خدانگه‌دار
[ «صحبت به «دینِی ]

96
00:09:19,701 --> 00:09:21,701
آره
[ «صحبت به «دینِی ]

97
00:09:46,611 --> 00:09:49,111
سلام‌علیک

98
00:09:49,135 --> 00:09:50,635
گوردو

99
00:09:50,659 --> 00:09:52,506
به نظر می‌رسه کمک به کارـت میاد

100
00:09:52,530 --> 00:09:54,515
نه نمیارم

101
00:10:00,625 --> 00:10:03,691
همسایۀ لعنتی‌م داره یه گاراژ می‌سازه

102
00:10:03,715 --> 00:10:05,432
،هر میخی که می‌کوبه به چارچوب

103
00:10:05,432 --> 00:10:07,432
دو تا ول می‌ده روی مسیر ماشین‌روی من

104
00:10:08,851 --> 00:10:11,331
به‌علاوه، این زبون‌بسته هم دیگه نفس‌های آخرشه

105
00:10:11,332 --> 00:10:14,180
اَزبَس مهره‌چرخ‌هاش هرز شده

106
00:10:14,204 --> 00:10:15,813
کجا به‌سلامتی؟

107
00:10:15,814 --> 00:10:20,795
کلبه، حوالی «پرسکات»، دم آبگیر
[ شهری در ایالت آریزونا  :Prescott ]

108
00:10:20,819 --> 00:10:23,450
خانم دوست داره جای آبی باشه

109
00:10:23,474 --> 00:10:25,800
چی»ش رو آروم می‌کنه، طبق گفتۀ دکتر»
[ نیروی حیاتی‌بخش هر موجود زنده‌ای در فرهنگ سنتی چین ]

110
00:10:25,824 --> 00:10:27,524
می‌خوای سلام کنی؟ -
آره -

111
00:10:27,524 --> 00:10:28,897
آره

112
00:10:30,699 --> 00:10:32,416
اوه، خب

113
00:10:32,440 --> 00:10:35,506
ظاهراً مهمون داریم، بی

114
00:10:35,530 --> 00:10:37,269
خب، سلام

115
00:10:37,270 --> 00:10:39,533
پارسال دوست، امسال آشنا

116
00:10:39,534 --> 00:10:41,599
بله، خانم، همین‌طوره

117
00:10:41,623 --> 00:10:44,863
تو شبیه,,, دوباره اسم‌ت رو
به‌م یادآوری می‌کنی؟

118
00:10:44,887 --> 00:10:47,497
این جو لیپ‌هورن‌ـه، عزیزم

119
00:10:47,498 --> 00:10:49,500
جو, جو

120
00:10:49,500 --> 00:10:51,260
البته

121
00:10:51,284 --> 00:10:54,504
آخرین‌‌باری که دیدم‌ت، توی کلیسا بود؛

122
00:10:54,505 --> 00:10:55,830
حراج قالیچه

123
00:10:55,854 --> 00:10:57,615
تو با جویس اومده بودید

124
00:10:57,639 --> 00:11:01,488
,,,از اون باید
چقدر می‌شه، پنج سال گذشته؟

125
00:11:01,512 --> 00:11:03,664
آره، آره, درسته

126
00:11:03,688 --> 00:11:05,536
هنری توی ذهن‌ته

127
00:11:05,560 --> 00:11:08,388
این جوئه، پسرِ هنری

128
00:11:08,389 --> 00:11:12,238
،پارسال که من بیمارستان بودم، دیدی‌ش

129
00:11:12,262 --> 00:11:14,762
زمانی که دیوید اومد خونه

130
00:11:16,571 --> 00:11:19,121
آره، پسرمون، دیوید

131
00:11:20,705 --> 00:11:22,000
اه

132
00:11:22,000 --> 00:11:24,300
انگار که ممکنه پسرمون رو فراموش کنم

133
00:11:24,300 --> 00:11:25,730
داری لوس‌بازی درمیاری

134
00:11:25,754 --> 00:11:28,130
اوه، نه, دست خودم نیست

135
00:11:29,888 --> 00:11:31,585
جو

136
00:11:31,586 --> 00:11:33,004
از دیدن‌تون خوش‌حال شدم، خانم

137
00:11:41,030 --> 00:11:42,430
متأسف‌ام، گوردو

138
00:11:42,430 --> 00:11:44,183
آره، آره

139
00:11:44,207 --> 00:11:49,449
،وقتی پسرهامون رفتن
انگار که دوباره نوجوون بودیم

140
00:11:49,473 --> 00:11:52,501
,,,و من واقعاً لحظه‌شماری می‌کردم

141
00:11:54,435 --> 00:11:57,501
برای چیزی که ازش محروم شده بودیم

142
00:11:57,525 --> 00:12:01,026
،من وقتی دانشگاه می‌رفتم
یه ابوقراضه داشتم

143
00:12:01,050 --> 00:12:02,965
لاستیک‌عقب‌ش هی باد خالی می‌کرد

144
00:12:02,965 --> 00:12:05,596
پنچر نبود، فقط یه نشتی کُند

145
00:12:05,620 --> 00:12:09,817
هر چند روز، باید بادش رو پُر می‌کردم

146
00:12:09,841 --> 00:12:13,908
یه روز، نقل‌مکان کردم به یه خونه
که یه بلوک با دانشگاه فاصله داشت

147
00:12:13,932 --> 00:12:16,694
خب، دیگه اون ماشین رو لازم نداشتم

148
00:12:16,718 --> 00:12:21,983
،فردا صبح‌ش، رفتم بیرون
لاستیک‌ش خوابیده بود کف آسفالت

149
00:12:21,984 --> 00:12:25,465
،اولین روزی که لازم‌ش نداشتم

150
00:12:25,466 --> 00:12:28,189
لعنتی وا داد

151
00:12:30,949 --> 00:12:33,734
،اون نیاز داره که وا ندی، گوردو

152
00:12:33,735 --> 00:12:36,589
ازاین‌به‌بعد هرطوری هم که بشه

153
00:12:46,540 --> 00:12:51,946
آره، تو-تو از بار آخری که دیدم‌ت
بدجور ژرف‌اندیش شدی

154
00:12:51,970 --> 00:12:55,036
هیچی تا ابد باد نگه نمی‌داره

155
00:12:55,060 --> 00:12:57,060
به این می‌اندیشیدم

156
00:13:03,100 --> 00:13:07,100
♪ David Huckfelt &amp; Laura Hugo - Chief Seattle&#039;s Dream (Dark Winds version) ♪

157
00:13:12,730 --> 00:13:13,968
می‌تونم کمک‌تون کنم؟

158
00:13:13,992 --> 00:13:15,361
نقشه دارید؟

159
00:13:15,361 --> 00:13:16,493
نقشه؟

160
00:13:16,493 --> 00:13:17,755
چه‌جور نقشه‌ای؟

161
00:13:17,755 --> 00:13:19,589
نمی‌دونم؛ نقشۀ راه؟

162
00:13:22,697 --> 00:13:23,978
این کفایت می‌کنه؟

163
00:13:23,978 --> 00:13:25,829
گمون کنم

164
00:13:25,830 --> 00:13:27,808
آدامس دارید؟

165
00:13:27,808 --> 00:13:30,768
،آره، «جانگل بُرست» دارم
با آدامس بادکنکی نعنایی

166
00:13:30,768 --> 00:13:33,074
نعنایی -
خیلی‌خب -

167
00:13:33,074 --> 00:13:34,511
یه دلار می‌شه

168
00:13:34,511 --> 00:13:35,555
خب، ممنون

169
00:13:35,555 --> 00:13:38,129
ممنون

170
00:13:47,809 --> 00:13:49,409
این چه کوفتیه؟

171
00:13:53,000 --> 00:13:57,500
خدا لعنت‌ت کنه، بیلی؛ این یه نقشۀ راه
کوفتیه! من چه غلطی باید با این بکنم؟

172
00:13:58,000 --> 00:14:00,000
فقط همین رو داشت

173
00:14:31,766 --> 00:14:33,984
جو، توئی؟ -
آره -

174
00:14:33,985 --> 00:14:35,796
می‌شه اون سینی روغن رو بدی؟

175
00:14:43,691 --> 00:14:45,691
برات گوشت آوردم

176
00:14:46,824 --> 00:14:48,824
ممنون

177
00:14:57,443 --> 00:15:00,228
ولی خیال نکن نمی‌دونم
چی‌کار داری می‌کنی ها

178
00:15:00,229 --> 00:15:02,468
چیه، نمی‌تونم خوش‌حال باشم که برگشتی؟

179
00:15:02,492 --> 00:15:06,690
تو تا لباس‌فرم برنگرده تن‌م
خوش‌حال نمی‌شی

180
00:15:06,714 --> 00:15:09,344
این هم دربارۀ همینه

181
00:15:09,368 --> 00:15:11,868
،چی رو گذاشتی روم کار کنه

182
00:15:11,869 --> 00:15:13,869
حالا هم که خودت

183
00:15:19,683 --> 00:15:21,683
چیه؟

184
00:15:23,252 --> 00:15:25,796
دارم بازنشسته می‌شم، برْن

185
00:15:25,820 --> 00:15:27,406
صحیح

186
00:15:27,430 --> 00:15:28,886
اولین‌باری نیست که اون رو شنیده‌ام

187
00:15:28,910 --> 00:15:30,670
نه، این‌دفعه واقعیه

188
00:15:30,694 --> 00:15:32,019
کاغذبازی‌هاش انجام شده

189
00:15:32,020 --> 00:15:33,911
سروان لارگو هم درجریانه

190
00:15:33,958 --> 00:15:37,466
پاییز که بیاد، من رفته‌ام

191
00:15:38,615 --> 00:15:40,615
کجا؟

192
00:15:42,706 --> 00:15:44,706
لس‌آنجلس»؟»

193
00:15:53,195 --> 00:15:56,478
می‌دونی، اِما به یه دلیلی ول کرد رفت، جو

194
00:15:56,502 --> 00:16:00,002
مطمئن نیستم این‌که سعی کنی
نقل‌مکان کنی اون‌جا، نظرش رو عوض کنه

195
00:16:00,028 --> 00:16:04,051
ول کرد رفت، چون دیگه دل‌ش نمی‌خواست
با مردی باشه که من به‌ش تبدیل شده بودم، برْن

196
00:16:04,075 --> 00:16:06,314
من هم دیگه دل‌م نمی‌خواد

197
00:16:06,338 --> 00:16:07,588
جو

198
00:16:07,589 --> 00:16:11,366
,,,گوش کن، آخه
زمانِ یه تغییره

199
00:16:11,430 --> 00:16:15,874
نیروی تازه‌نفس، روش‌های
تازۀ انجام کار، رهبریِ تازه

200
00:16:18,350 --> 00:16:19,508
کی؟

201
00:16:25,488 --> 00:16:26,689
!نه

202
00:16:27,882 --> 00:16:28,902
چی؟

203
00:16:28,926 --> 00:16:31,905
,,,آ

204
00:16:31,929 --> 00:16:33,234
نه

205
00:16:33,235 --> 00:16:35,135
فقط درباره‌ش فکر کن

206
00:16:35,136 --> 00:16:36,886
مجبور نیستم درباره‌ش فکر کنم

207
00:16:36,891 --> 00:16:38,129
منظورم اینه، چی این‌جا بوده

208
00:16:38,153 --> 00:16:40,087
,,,من ول کردم رفتم، و من چیز نیستم

209
00:16:40,111 --> 00:16:41,000
,,,مطمئن نیستم انتخاب‌کردن من

210
00:16:41,001 --> 00:16:43,874
نمی‌گم اون توانا نیست

211
00:16:43,898 --> 00:16:47,898
اون پلیس خوبیه، خوب تعلیم دیده، جدیه

212
00:16:48,337 --> 00:16:54,101
ولی به این نتیجه رسیده‌ام که این‌جا نمی‌شه
معنویّت رو از پاسداری از قانون سوا کرد

213
00:16:54,125 --> 00:16:58,410
،تو این سرزمین رو می‌شناسی
آدم‌هایی که توش زندگی می‌کنن

214
00:16:58,434 --> 00:17:00,434
اون هنوز داره روی اون بخش کار می‌کنه، برْن

215
00:17:00,435 --> 00:17:01,587
آره

216
00:17:01,611 --> 00:17:03,204
,,,من

217
00:17:06,703 --> 00:17:08,768
نمی,,, نمی‌دونم، جو

218
00:17:08,792 --> 00:17:10,944
واقعاً؟

219
00:17:10,968 --> 00:17:12,250
آره

220
00:17:12,274 --> 00:17:13,866
تو انتخابِ درست هستی

221
00:17:27,071 --> 00:17:29,230
,,,اگه الآن نمی‌دونی چرا

222
00:17:31,293 --> 00:17:33,060
بعداً متوجه می‌شی

223
00:17:51,925 --> 00:17:56,925
« پلیس کایِنتا »

224
00:18:00,931 --> 00:18:03,257
این امروز اجرایی می‌شه؟

225
00:18:03,281 --> 00:18:05,694
من برنامۀ شام دارم؛ با یه نفر

226
00:18:05,718 --> 00:18:09,518
خب، فقط باید به قرارت توضیح بدی

227
00:18:09,519 --> 00:18:11,519
که دگرسان‌پذیریِ کارِ پلیس قبیله‌ای

228
00:18:11,519 --> 00:18:14,965
همیشه با داشتنِ زندگی
اجتماعی، هم‌سو نیست

229
00:18:14,989 --> 00:18:17,881
منظورش از «دگرسان‌پذیری» چیه؟

230
00:18:17,905 --> 00:18:19,796
من جای تو باشم زمان‌ش رو تغییر می‌دم

231
00:18:19,820 --> 00:18:23,103
خیلی‌خب، از پروندۀ
،«زمان مثل برق‌وْباد می‌گذره»

232
00:18:23,127 --> 00:18:25,627
واش-اُ-مَت» گزارش کرده که»
یه نفر ساعت‌دیواری‌ش رو دزدیده

233
00:18:25,651 --> 00:18:27,391
بیگمن، اون‌یکی رو می‌خوای؟

234
00:18:27,392 --> 00:18:29,718
خاطرجمع می‌شم برای اثرانگشت گردگیری کنم

235
00:18:29,742 --> 00:18:33,374
واپی جانسن می‌گه «یواِف‌اُ» (بشقاب‌پرنده)ها
،از چراگاه‌ش دیدن کرده‌ان

236
00:18:33,398 --> 00:18:35,000
باز دوباره گوسفندهاش رو دزدیده‌ان

237
00:18:35,001 --> 00:18:38,621
,,,ممکنه نیاز باشه یکی از شما
،یه چند شبی اون‌جا اردو بزنه

238
00:18:38,621 --> 00:18:41,121
ببینه واقعاً جریان چیه

239
00:18:41,145 --> 00:18:42,731
خیلی‌خب

240
00:18:42,755 --> 00:18:44,626
،خب، به نظر می‌رسه یه دختر ۱۶ساله

241
00:18:44,627 --> 00:18:47,627
بیلی سُوسی، همین سه روز پیش
از صومعۀ «سنت کترین» فرار کرده

242
00:18:47,627 --> 00:18:49,627
آره, خیلی‌خب

243
00:18:50,002 --> 00:18:52,480
خیلی‌خب، آروم بگیرید

244
00:18:52,504 --> 00:18:54,352
باید از امنیت‌ش اطمینان حاصل کنیم

245
00:18:54,376 --> 00:18:56,223
پس بیاید حواس‌مون رو جمع نگه داریم

246
00:18:56,247 --> 00:19:01,707
قد یک‌وْهفتاد، ریزه‌اندام، آخرین‌بار
با لباس‌فرم مدرسه به تن دیده شده

247
00:19:01,731 --> 00:19:04,731
بیاید یه پرس‌وْجویی بکنیم، خب؟ همین

248
00:19:05,000 --> 00:19:07,000
،مراقب باشید
[ «صحبت به «دینِی ]

249
00:19:07,001 --> 00:19:08,801
مواظب باشید
[ «صحبت به «دینِی ]

250
00:19:08,801 --> 00:19:10,655
باشه -
باشه -
[ «صحبت به «دینِی ]

251
00:19:14,483 --> 00:19:17,201
فرم‌های درخواست برای
زمانی که مرخصی لازم داریم؟

252
00:19:17,225 --> 00:19:19,507
زمانه داره عوض می‌شه، ناتالی

253
00:19:19,531 --> 00:19:20,602
هوم

254
00:19:23,100 --> 00:19:25,731
انتظار نداشتم تا چند روز دیگه برگردی

255
00:19:25,755 --> 00:19:27,211
ایام به کام بود؟

256
00:19:27,235 --> 00:19:30,257
یه چندتا خرگوش، آهو

257
00:19:30,281 --> 00:19:32,281
دقیقاً کجا بودی؟

258
00:19:32,285 --> 00:19:34,435
تلاش خوبی بود

259
00:19:34,459 --> 00:19:37,699
به تو بگم، نصف «منطقه» پاتوق‌م رو شکار می‌کنه
[ «اشاره به «منطقۀ اختصاصی سرخ‌پوستی ]

260
00:19:37,723 --> 00:19:39,723
،«من می‌رم «سنت کترین

261
00:19:39,723 --> 00:19:41,094
اون فراری رو پی‌گیری کنم

262
00:19:41,094 --> 00:19:43,094
آره، من هم باهات میام

263
00:19:47,429 --> 00:19:50,060
اون بیرون چطور پیش رفت؟

264
00:19:50,084 --> 00:19:53,086
منظورم شکار نیست

265
00:19:53,087 --> 00:19:55,262
بازه‌های طولانی از هیچ‌وْپوچ

266
00:19:55,263 --> 00:19:57,763
که لحظاتی از هیچ‌وْپوچ درش وقفه ایجاد می‌کرد

267
00:19:58,831 --> 00:20:02,831
پس کمکی می‌کنه؛
بازه‌های طولانی از هیچ‌وْپوچ؟

268
00:20:04,141 --> 00:20:06,141
نمی‌دونم

269
00:20:07,101 --> 00:20:10,297
ولی یه اتفاق عجیب افتاد

270
00:20:10,321 --> 00:20:11,995
اوه، جدی؟

271
00:20:12,019 --> 00:20:15,499
،داشتم یه آهوی نر رو دنبال می‌کردم
،قشنگ بالغ، گردن پهن

272
00:20:15,500 --> 00:20:18,300
شاخ اندازۀ یه لوستر کوفتی

273
00:20:18,300 --> 00:20:20,500
پس توی دوربین تفنگ‌م بود

274
00:20:20,500 --> 00:20:23,136
،همین‌که اومدم ماشه رو بچکونم

275
00:20:23,160 --> 00:20:25,399
،یهو برگشت زُل زد به من

276
00:20:25,423 --> 00:20:28,185
،انگار که متوجه شد چرا اون‌جام

277
00:20:28,209 --> 00:20:29,845
انگار که عمرش سر اومده بود

278
00:20:31,547 --> 00:20:36,547
،از من بشنو، جو؛ هرکی هم که باشی
,,,هر جایگاهی هم که داشته باشی
نقل‌قول معروف مارتین لوتر کینگ در نکوهش تکبر و در مدح ]
[ فراموش‌نکردن کمک‌های دیگران برای رسیدن به جایی

279
00:20:46,879 --> 00:20:48,445
خب، آدم باید اون حرف‌ها رو
سرلوحۀ زندگی‌ش قرار بده

280
00:20:48,446 --> 00:20:50,779
من که همین کار رو می‌کنم

281
00:20:52,690 --> 00:20:55,690
این ماه دومین‌باریه که فرار کرده رفته

282
00:20:55,714 --> 00:21:00,936
بابابزرگ‌ش معمولاً بَرش می‌گردونه
پیش ما، اما اون خیلی سرکشه

283
00:21:00,937 --> 00:21:04,961
و وقتی سه روز گذشته و خبری از بابابزرگ‌ش
نیست، یعنی این‌دفعه دیگه فرق می‌کنه

284
00:21:04,985 --> 00:21:06,484
و پدربزرگ‌ش کجا زندگی می‌کنه؟

285
00:21:06,508 --> 00:21:08,908
«اون بالای بالای شمالِ «شیپ اسپرینگز

286
00:21:08,908 --> 00:21:12,098
،خب، اگه پای پیاده باشه
توی این گرما هیچ‌جوره موفق نمی‌شه

287
00:21:12,122 --> 00:21:14,542
دقیقاً به‌همین‌دلیل با شما تماس گرفتم

288
00:21:20,783 --> 00:21:22,999
این خودشه با بابابزرگ‌ش

289
00:21:32,534 --> 00:21:36,834
دخترها، ایشون ستوان لیپ‌هورن هستن

290
00:21:36,834 --> 00:21:40,387
«و گروهبان چی، از «پلیس قبیله‌ای ناواهو

291
00:21:40,411 --> 00:21:42,611
،به‌شون گفتم اگه کسی بدونه بیلی کجاست

292
00:21:42,611 --> 00:21:43,869
یکی از شمائید

293
00:21:43,893 --> 00:21:45,293
صبح به‌خیر

294
00:21:45,373 --> 00:21:47,200
صبح به‌خیر

295
00:21:47,201 --> 00:21:52,225
با نگفتنِ چیزی که می‌دونید به
سرکارها، لطفی به بیلی نمی‌کنید

296
00:21:52,249 --> 00:21:55,409
ما همه می‌خوایم صحیح‌وْسالم برگرده، مگه نه؟

297
00:22:01,259 --> 00:22:04,759
خواهر، می‌شه چند دقیقه‌ای
باهاشون تنها باشیم؟

298
00:22:04,783 --> 00:22:07,153
فکر می‌کنید عاقلانه‌ست، ستوان؟

299
00:22:07,177 --> 00:22:09,118
فکر می‌کنم ممکنه باشه، بله

300
00:22:15,229 --> 00:22:18,295
بیلی با بابابزرگ‌ش، شمالِ
شیپ اسپرینگز» زندگی می‌کنه»

301
00:22:18,319 --> 00:22:21,994
خب، اون قشنگ چهارپنج روزی
با پای پیاده از این‌جا فاصله داره

302
00:22:22,018 --> 00:22:24,823
بیش‌تر، اگه از جاده‌های اصلی دور بمونه

303
00:22:24,847 --> 00:22:28,458
و اگه توی جاده‌های اصلی
نباشه، توی بیابونه

304
00:22:28,459 --> 00:22:31,459
گم‌شدن اون بیرون راحته؛ آسیب‌دیدن

305
00:22:31,459 --> 00:22:33,664
اون گم نشده

306
00:22:38,034 --> 00:22:40,834
خانوادۀ دیگه‌ای این‌جا توی «منطقه» داره؟

307
00:22:40,834 --> 00:22:42,319
سوای بابابزرگ‌ش

308
00:22:42,343 --> 00:22:44,832
‫با کسی از اعضای طایفه‌هاش صمیمیه؟

309
00:22:47,087 --> 00:22:49,184
‫می‌دونید دوست‌پسر داره یا نه؟

310
00:22:53,571 --> 00:22:56,875
‫دوست‌تون ممکنه اون بیرون بمیره

311
00:22:56,879 --> 00:22:58,662
‫ما نمی‌دونیم اون کجاست

312
00:22:58,663 --> 00:23:01,588
‫نمی‌دونید یا نمی‌گید؟

313
00:23:16,638 --> 00:23:20,004
‫این‌جا می‌تونید از تلفن استفاده کنید، نه؟ هوم؟

314
00:23:24,863 --> 00:23:28,863
‫چیزی به ذهن‌تون رسید،
‫کافیه تماس بگیرید

315
00:23:28,867 --> 00:23:31,226
‫هیچ‌کس متوجه نمی‌شه، باشه؟

316
00:23:33,805 --> 00:23:35,641
‫ممنون
[ «صحبت به «دینِی ]

317
00:23:43,186 --> 00:23:44,836
‫هیچ‌وقت آسون نمی‌شن، مگه نه؟

318
00:23:44,840 --> 00:23:47,242
‫- کی؟
‫- دخترها، زن‌ها

319
00:23:48,800 --> 00:23:51,582
‫باهاشون حرف می‌زنی،
‫باهات حرف می‌زنن

320
00:23:51,586 --> 00:23:54,976
‫ولی هیچ‌وقت حرف دل‌شون رو نمی‌زنن

321
00:23:54,980 --> 00:23:57,936
‫یعنی قراره تا ابد توی خماری بمونیم؟

322
00:23:57,940 --> 00:24:00,678
‫آره، باید لابه‌لای
‫حرف‌هاشون رو بخونی

323
00:24:00,682 --> 00:24:02,810
‫جدی؟ اون چقدر طول می‌کشه؟

324
00:24:02,814 --> 00:24:04,508
‫وقتی فهمیدم به‌ت می‌گم

325
00:24:04,512 --> 00:24:09,438
‫فعلاً فصل سوم کتابِ «زن‌م ترک‌م کرد
‫و هنوز نفهمیدم چرا» موندم

326
00:24:16,350 --> 00:24:18,174
‫یادمه

327
00:24:18,178 --> 00:24:20,654
‫یه بسته آدامس و نقشۀ گردشگری خرید

328
00:24:20,658 --> 00:24:22,485
‫نقشۀ گردشگری

329
00:24:22,486 --> 00:24:24,758
‫شاید برای اون یارو بود

330
00:24:26,621 --> 00:24:28,227
‫کدوم یارو؟

331
00:24:28,231 --> 00:24:29,533
‫یه سرخ‌پوست

332
00:24:29,537 --> 00:24:30,969
‫بیست‌ویکی‌دوسه‌سال شاید؟

333
00:24:30,973 --> 00:24:34,190
‫- «ناواهو»؟
‫- شاید, فکر کنم

334
00:24:34,194 --> 00:24:36,369
‫خیلی شیک پوشیده بود

335
00:24:36,370 --> 00:24:38,019
‫اهل این دوروْبر نبود

336
00:24:38,023 --> 00:24:40,152
‫مطمئن‌ای اهل این دوروْبر نیست؟

337
00:24:40,156 --> 00:24:42,154
‫ماشین‌ش پلاک «کالیفرنیا» داشت

338
00:24:42,158 --> 00:24:43,503
‫شاید اهل «کالیفرنیا» باشه

339
00:24:43,507 --> 00:24:44,809
‫چه ماشینی؟

340
00:24:44,813 --> 00:24:47,336
‫قرمزِ دورنگ

341
00:24:47,337 --> 00:24:49,335
‫احتمالاً تا الآن برگشته «کالیفرنیا»

342
00:24:49,339 --> 00:24:53,209
‫ولی اگه قراره بری «کالیفرنیا»،
‫نقشۀ «ملت ناواهو» می‌خوای چی‌کار؟

343
00:24:53,213 --> 00:24:55,213
‫اه

344
00:24:55,214 --> 00:24:57,429
‫واسه همین اون نشان
‫به سینه‌تونه دیگه، نه؟

345
00:24:57,521 --> 00:24:59,127
‫این یاروئه، به نظر میومد که هم رو می‌شناسن

346
00:24:59,131 --> 00:25:00,564
‫یا انگار سوار یه ماشین غریبه شده؟

347
00:25:00,568 --> 00:25:02,261
‫نه، قطعاً همدیگه رو می‌شناختن

348
00:25:02,265 --> 00:25:03,526
‫یه‌جور تجدیدیدار؟

349
00:25:03,527 --> 00:25:05,046
‫همچین خوش‌وْخرم هم نبود ولی

350
00:25:05,050 --> 00:25:06,700
‫داشتن جروْبحث می‌کردن

351
00:25:06,704 --> 00:25:09,758
‫هیچ خوش‌م نیومد، از پسره هم همین‌طور

352
00:25:11,535 --> 00:25:13,925
‫خیلی‌خب, دست‌ت درد نکنه، راجر

353
00:25:13,929 --> 00:25:16,493
‫اگه چیز دیگه‌ای به ذهن‌ت رسید، تماس بگیر

354
00:25:16,497 --> 00:25:19,800
‫دوباره دیدی‌ش، همین‌جا نگه‌ش دار

355
00:25:19,804 --> 00:25:21,815
‫اطاعت

356
00:25:25,114 --> 00:25:26,938
درود (به دینِی)، سلام‌علیکم

357
00:25:26,942 --> 00:25:28,812
‫دنبال چیز به‌خصوصی می‌گردید؟

358
00:25:28,813 --> 00:25:31,013
‫تمام جواهرات‌م امروز نصفِ قیمته

359
00:25:34,222 --> 00:25:36,382
‫اگه علاقه داشته باشی، سر قیمتِ
‫اون قالیچه باهات راه میام

360
00:25:36,386 --> 00:25:38,386
‫خبرم کن

361
00:25:46,614 --> 00:25:49,830
‫وقتی برگشتیم، برای اون ماشین
‫اعلام جست‌وجو بزن

362
00:25:49,834 --> 00:25:52,662
‫فردا صبح می‌ریم خونۀ اَشی بی‌گِی،

363
00:25:52,663 --> 00:25:55,999
‫ببینیم چیزی دربارۀ اون مرد شیک‌پوش
‫کالیفرنیایی می‌دونه یا نه

364
00:25:55,999 --> 00:25:57,999
‫دریافت شد

365
00:26:40,276 --> 00:26:41,755
‫هنری کجاست؟

366
00:26:41,756 --> 00:26:43,406
‫«فلگستف»

367
00:26:43,410 --> 00:26:46,496
‫رفته یراق درِ ورودی رو بگیره

368
00:26:46,500 --> 00:26:49,293
‫بالأخره وقت پیدا کرد که درست‌ش کنه، ها؟

369
00:26:52,941 --> 00:26:56,244
‫دل‌م می‌خواست این‌جا باشه

370
00:26:56,248 --> 00:26:58,572
‫می‌خواستم اون هم این رو بشنوه

371
00:27:01,906 --> 00:27:03,917
‫دارم بازنشسته می‌شم، مامان

372
00:27:05,519 --> 00:27:07,604
‫چی باعث شد همچین تصمیمی بگیری؟

373
00:27:07,608 --> 00:27:10,392
‫مدتیه که توی فکرمه

374
00:27:10,393 --> 00:27:12,870
‫توی کوه‌وْکمر وقت می‌گذرونم،

375
00:27:12,874 --> 00:27:15,742
‫نه فقط برای شکار، عرق هم می‌ریختم،

376
00:27:15,746 --> 00:27:17,974
‫که یه‌سری مسائل رو حلاجی کنم

377
00:27:28,368 --> 00:27:31,895
‫اون گوشت گوزنی که خانوادۀ اِما
‫برای عروسی‌مون آماده کردن رو یادته؟

378
00:27:31,912 --> 00:27:33,498
آره
[ «صحبت به «دینِی ]

379
00:27:33,503 --> 00:27:37,811
‫چقدر تمیز پیچیده بودن‌ش،
‫اون روز اِما با لباس قالی‌ش
‫[ لباس سنتی ناواهو ]

380
00:27:37,812 --> 00:27:40,637
‫- چقدر قشنگ شده بود,,,
‫- اوهوم

381
00:27:40,641 --> 00:27:43,901
‫سبد آیینی با پوره دست‌ش بود

382
00:27:43,905 --> 00:27:48,299
‫و یادمه با خودم می‌گفتم که زن خوبیه برات

383
00:27:48,300 --> 00:27:50,824
‫بود

384
00:27:50,825 --> 00:27:53,301
‫وقتی من و پدرت ازدواج کردیم،

385
00:27:53,305 --> 00:27:56,653
‫فکر کردم می‌تونم به مرد سابقی
‫که می‌شناختم تغییرش بدم،

386
00:27:56,657 --> 00:27:59,146
‫قبل از این‌که بره جنگ

387
00:28:01,923 --> 00:28:05,012
‫کُلی زمان برد تا متوجه بشم

388
00:28:05,013 --> 00:28:10,580
‫اون قرار نبود فقط به‌خاطرِ خواست من تغییر کنه

389
00:28:10,584 --> 00:28:12,495
‫نمی‌دونم چطوری باهاش ساختی

390
00:28:12,499 --> 00:28:16,194
‫اون دوره‌زمونه،
‫مردم همین کار رو می‌کردن

391
00:28:16,198 --> 00:28:18,631
‫اما حتی اگه نمی‌کردن هم،

392
00:28:18,635 --> 00:28:21,821
,,,به‌خاطر تو پیش‌ش می‌موندم
به دینِی) پسرم)

393
00:28:26,861 --> 00:28:30,167
‫خب شاید یکی از دلایل رفتن اِما همین بود،

394
00:28:30,168 --> 00:28:32,866
‫چون متوجه شد نمی‌تونه تغییرم بده

395
00:28:32,867 --> 00:28:37,184
‫دیگه جِی‌جِی هم نبود که به
‫من وصل‌ش کنه، برای همین

396
00:28:38,832 --> 00:28:41,882
ریش‌سفیدها به‌مون یاد دادن
[ «صحبت به «دینِی ]

397
00:28:41,883 --> 00:28:49,683
زمان در کوهستان می‌تونه به‌مون
هدف روشنی توی زندگی بده
[ «صحبت به «دینِی ]

398
00:28:49,684 --> 00:28:57,084
،اگه این کار رو برای خودت و نه اِما یا کس دیگه‌ای بکنی
[ «صحبت به «دینِی ]

399
00:28:57,550 --> 00:29:02,238
پسرم، به چشم‌ش میای
[ «صحبت به «دینِی ]

400
00:29:03,052 --> 00:29:05,884
دوست دارم باورش کنم
[ «صحبت به «دینِی ]

401
00:29:08,902 --> 00:29:11,602
شام بمون
[ «صحبت به «دینِی ]

402
00:29:11,603 --> 00:29:14,503
از این فرصت‌ها کم پیش میاد که با هم باشیم
[ «صحبت به «دینِی ]

403
00:29:14,504 --> 00:29:16,084
چشم
[ «صحبت به «دینِی ]

404
00:29:35,669 --> 00:29:38,581
‫توی «سنت کترین» چی‌کار داشتید؟

405
00:29:38,585 --> 00:29:43,676
‫یه فراری داریم که با پدربزرگ‌ش
‫بالا سمت «شیپ اسپرینگز» می‌شینه

406
00:29:43,677 --> 00:29:46,589
‫فردا می‌خوام برم اون‌جا

407
00:29:46,593 --> 00:29:50,288
‫راجر با یه بابایی که پلاک «کالیفرنیا» داشته دیدت‌ش،

408
00:29:50,292 --> 00:29:51,998
‫حس خوبی نسبت به‌ش نداشته

409
00:29:56,080 --> 00:29:57,948
‫اون قیافه آشناست

410
00:29:57,952 --> 00:30:00,267
‫دل‌ت می‌خواست اون‌جا می‌بودی

411
00:30:08,310 --> 00:30:10,810
‫نگران تبعات‌ش نیستی؟

412
00:30:12,749 --> 00:30:15,531
‫اگه برگردم؟

413
00:30:15,535 --> 00:30:16,936
‫نه

414
00:30:26,023 --> 00:30:29,153
‫من که ذهن‌خونی بلد نیستم، برْن

415
00:30:29,157 --> 00:30:31,634
‫اصلاً توی یه رابطه‌ایم؟

416
00:30:31,638 --> 00:30:32,983
‫باشه، باشه

417
00:30:32,987 --> 00:30:34,332
‫بگو نگران چی باید باشم،

418
00:30:34,336 --> 00:30:36,042
‫تا نگران باشم

419
00:30:44,172 --> 00:30:47,040
‫اگه با هم روی یه پرونده کار کنیم،

420
00:30:47,044 --> 00:30:49,480
‫و اختلاف‌نظری پیش اومد چی؟

421
00:30:49,481 --> 00:30:52,045
‫نمی‌خوام باهات در رقابت باشم

422
00:30:52,049 --> 00:30:54,779
‫راحت, با جو مطرح‌ش می‌کنیم

423
00:30:58,534 --> 00:31:00,097
‫اگه اشتباه بکنم چی؟

424
00:31:00,101 --> 00:31:02,155
‫اگه من بکنم چی؟

425
00:31:03,800 --> 00:31:06,550
‫اگه اشتباهی بکنم که
‫به‌ت آسیب بزنه چی؟

426
00:31:11,591 --> 00:31:14,732
‫هی

427
00:31:22,689 --> 00:31:25,644
‫نمی‌خوام رابطه‌مون رو خراب کنم

428
00:31:25,648 --> 00:31:28,212
‫برْن

429
00:31:28,216 --> 00:31:31,784
‫قرار نیست چیزی رو خراب کنی

430
00:31:31,785 --> 00:31:34,958
‫و بابت سختی‌ای که اون‌جا کشیدی متأسف‌ام

431
00:31:34,962 --> 00:31:37,351
‫می‌دونم به هم ریخته‌ات،

432
00:31:37,355 --> 00:31:39,745
‫ولی این‌جا از اون خبرها نیست

433
00:31:39,749 --> 00:31:41,878
‫کسی این اطراف سرّوْسرّی نداره

434
00:31:41,882 --> 00:31:43,706
‫کسی قرار نیست به‌ت خیانت کنه

435
00:31:43,710 --> 00:31:47,026
‫من هم این‌جام

436
00:31:50,499 --> 00:31:53,193
‫باشه

437
00:31:53,197 --> 00:31:55,425
‫و هوات رو دارم

438
00:32:03,270 --> 00:32:07,270
♪ Sharon Burch - Sacred Wind ♪

439
00:32:23,970 --> 00:32:27,970
[ «آواز به «دینِی ]

440
00:33:09,278 --> 00:33:10,778
‫آقای بی‌گِی

441
00:33:10,778 --> 00:33:13,865
درود -
درود -
[ «صحبت به «دینِی ]

442
00:33:13,870 --> 00:33:15,058
‫من ستوان لیپ‌هورن هستم

443
00:33:15,062 --> 00:33:17,234
‫ایشون هم گروهبان چی

444
00:33:17,238 --> 00:33:18,847
‫شما رو می‌شناسم

445
00:33:18,848 --> 00:33:22,459
‫خب، می‌خواستیم چندتا سؤال
‫دربارۀ نوه‌تون بیلی بپرسیم

446
00:33:22,460 --> 00:33:24,589
‫خب، از مدرسه فرار کرده

447
00:33:24,593 --> 00:33:27,157
‫می‌خواستیم بدونیم توی سه روز گذشته
‫این‌جا بوده یا این‌جا اومده؟

448
00:33:27,161 --> 00:33:28,985
‫اون سه روزه که غیب‌ش زده،

449
00:33:28,989 --> 00:33:31,074
‫تازه الآن یادتون افتاده بیاید این‌جا؟

450
00:33:31,078 --> 00:33:33,946
‫خودم پیداش می‌کنم

451
00:33:33,950 --> 00:33:36,601
‫نوه‌تون دوست‌پسر داشت، آقای بی‌گِی؟

452
00:33:36,605 --> 00:33:38,037
‫نمی‌دونم

453
00:33:38,041 --> 00:33:42,259
‫ماشین سدان قرمز دورنگ،
‫با پلاک «کالیفرنیا» داره

454
00:33:42,263 --> 00:33:45,131
‫جای تجارتگاه با یه پسر جوون ناواهویی دیده شده،

455
00:33:45,135 --> 00:33:48,874
‫می‌گفتن شیک‌پوشه و
‫اهل این دوروْبر نیست

456
00:33:48,878 --> 00:33:51,616
‫دوتایی با اون ماشین از این‌جا رفتن

457
00:33:51,620 --> 00:33:53,369
‫می‌شناسیدش؟

458
00:33:54,928 --> 00:33:59,201
‫ممکنه پسرخاله‌ش، آلبرت گورمن، باشه

459
00:34:00,455 --> 00:34:01,626
‫کی هست؟

460
00:34:01,630 --> 00:34:03,326
‫تبهکار

461
00:34:03,327 --> 00:34:05,198
‫پسرِ دخترم

462
00:34:05,199 --> 00:34:09,463
‫اون و برادرش رو خیلی‌وقت‌پیش
‫برد «لس‌آنجلس»

463
00:34:09,464 --> 00:34:11,375
‫اصل‌وْنسب‌ش رو فراموش کرد

464
00:34:11,379 --> 00:34:12,985
‫والدین بیلی چطور؟

465
00:34:12,989 --> 00:34:15,248
‫والدینی نداره

466
00:34:15,252 --> 00:34:17,773
‫ممنون که خبرم کردید

467
00:34:17,777 --> 00:34:18,774
‫خودم پیداش می‌کنم

468
00:34:18,778 --> 00:34:20,875
‫صبر-صبر-صبر کنید

469
00:34:22,909 --> 00:34:25,606
‫می‌دونستید آلبرت گورمن برگشته «منطقه»؟

470
00:34:25,610 --> 00:34:27,347
‫نه

471
00:34:27,351 --> 00:34:29,697
‫دلیلی به ذهن‌تون می‌رسه
‫که چرا اومده این‌جا،

472
00:34:29,701 --> 00:34:32,094
‫چرا بیلی مدرسه رو ول
‫کرده تا بره پیش اون؟

473
00:34:32,095 --> 00:34:34,401
‫دلیل خوبی به ذهن‌م نمیاد

474
00:34:34,402 --> 00:34:37,902
‫فقط می‌دونم اگه پیش آلبرت‌ـه،
‫توی دردسر افتاده

475
00:34:41,500 --> 00:34:43,500
ممنون
[ «صحبت به «دینِی ]

476
00:35:21,570 --> 00:35:25,450
« گروهبان پلیس ناواهو، منیولیتو »

477
00:35:52,970 --> 00:35:56,490
« گشت مرزی ایالات متحدۀ آمریکا »

478
00:36:01,000 --> 00:36:04,000
« پلیس ناواهو »

479
00:36:20,377 --> 00:36:22,039
‫هو، برْن!

480
00:36:24,251 --> 00:36:26,640
‫خُبه حالا!

481
00:36:26,644 --> 00:36:29,556
‫خب، خب

482
00:36:29,560 --> 00:36:32,954
‫ببین کی راه گم کرده

483
00:36:32,955 --> 00:36:35,780
‫خوش‌حال‌ام که برگشتی، گروهبان

484
00:36:35,784 --> 00:36:38,404
‫من هم از دیدن‌ت خوش‌حال‌ام، چی

485
00:36:40,354 --> 00:36:41,525
‫شما باورتون می‌شه؟

486
00:36:41,529 --> 00:36:43,570
‫به‌هیچ‌وجه

487
00:36:43,574 --> 00:36:45,181
‫اوه!

488
00:36:45,185 --> 00:36:47,226
‫انگارنه‌انگار رفته بودم

489
00:36:47,230 --> 00:36:49,663
‫جاگیر شو، بعدش در جریان می‌ذاریم‌ت وقتی که,,,

490
00:36:49,667 --> 00:36:52,374
‫هی، اون فراری «سنت کترین»
‫رو پیدا نکردید هنوز؟

491
00:36:54,281 --> 00:36:56,309
‫انگار یکی نخود توی دهن‌ش خیس نمی‌خوره

492
00:36:57,371 --> 00:36:59,238
‫نه هنوز، نه

493
00:36:59,242 --> 00:37:00,500
‫خب، من دوست دارم برم اون‌جا

494
00:37:00,504 --> 00:37:04,330
,,,‫قبلاً رفتیم اون‌جا، پس

495
00:37:04,334 --> 00:37:08,813
‫خب تو که آره، ولی من نه

496
00:37:08,817 --> 00:37:10,467
‫باکمالِ‌احترام، ستوان

497
00:37:10,471 --> 00:37:12,251
‫می‌شنوی چی می‌گه، جو؟

498
00:37:12,255 --> 00:37:14,297
‫یه دقیقه نیست که برگشته،
‫از حالا اولین «باکمالِ‌احترام»ش

499
00:37:14,301 --> 00:37:15,341
‫- رو هم خرج کرده
‫- اوم

500
00:37:15,345 --> 00:37:16,864
‫- اوه، مرسی
‫- محشره

501
00:37:16,868 --> 00:37:18,475
جو؟ -
به دینِی) خدا به‌خیر بگذرونه) -

502
00:37:18,479 --> 00:37:21,347
‫داشت یادم می‌رفت کارکردن
‫با شما دو تا چه نعمتیه

503
00:37:21,351 --> 00:37:22,551
‫برو

504
00:37:22,551 --> 00:37:24,551
‫شاید تو خوش‌شانس‌تر از ما باشی

505
00:37:41,328 --> 00:37:43,717
‫هانا، همراه من بیا

506
00:37:43,721 --> 00:37:47,386
‫پلیس زن می‌خواد با جِین صحبت کنه

507
00:37:50,946 --> 00:37:54,685
‫خوش‌حال‌ام می‌بینم
‫واسه خودت کسی شدی، برنادت

508
00:37:54,689 --> 00:37:57,253
‫لطف شماست که متوجه شُدید، خواهر

509
00:37:57,257 --> 00:37:59,006
‫هوم

510
00:38:05,308 --> 00:38:06,883
‫هی

511
00:38:16,798 --> 00:38:19,069
‫قبل‌ش باید دستمال‌شون بکشی

512
00:38:21,063 --> 00:38:23,105
‫می‌دونم فقط به‌خاطر بیلی این‌جائی

513
00:38:23,109 --> 00:38:25,759
‫می‌دونی کجاست؟

514
00:38:25,763 --> 00:38:28,862
‫عجیبه که وقتی ناپدید می‌شیم
‫اهمیت پیدا می‌کنیم

515
00:38:30,725 --> 00:38:32,418
‫خب، حدس بزن چی؟

516
00:38:32,422 --> 00:38:36,596
‫وقتی من از این‌جا غیب‌م می‌زد،
‫هیچ‌کی اهمیت نمی‌داد

517
00:38:36,600 --> 00:38:38,642
‫یعنی الآن باید دل‌م برات بسوزه؟

518
00:38:38,646 --> 00:38:41,036
‫خب، لازم نیست دل‌ت برام بسوزه، جِین

519
00:38:41,040 --> 00:38:43,342
‫شنیدی که خواهررِجینا چی گفت

520
00:38:43,346 --> 00:38:46,346
‫واسه خودم کسی شدم

521
00:38:54,096 --> 00:38:59,967
‫می‌دونی، قبلاً فکر می‌کردم
‫خیلی بی‌رحمانه‌ست

522
00:38:59,971 --> 00:39:02,840
‫اون بالا گرسنگی می‌کشیدیم

523
00:39:02,844 --> 00:39:05,147
‫این‌همه غذایی که این پایین بود
‫ولی اجازۀ خوردن‌شون رو نداشتیم

524
00:39:05,151 --> 00:39:07,030
‫خب، هنوز هم همین‌طوره

525
00:39:12,288 --> 00:39:14,982
‫می‌دونی، شب‌هایی بود که
‫توی تخت دراز می‌کشیدم،

526
00:39:14,986 --> 00:39:19,117
‫و به خدا صدای جِلزّوْوِلِز
‫نون سرخ‌شده رو می‌شنیدم

527
00:39:19,121 --> 00:39:21,989
‫بوش رو حس می‌کردم

528
00:39:21,993 --> 00:39:24,427
‫اولین جایی که به‌محض
‫فرار از این‌جا می‌رفتم

529
00:39:24,431 --> 00:39:26,168
‫«چت‌اَن‌چو» بود

530
00:39:26,172 --> 00:39:29,301
‫وای، دقیقاً مزۀ
‫نون سرخ‌شده‌های مامان‌بزرگ‌م رو می‌دادن،

531
00:39:29,305 --> 00:39:32,609
‫یه تیکۀ چرب‌وْچیلی گوشت گوسفند

532
00:39:32,613 --> 00:39:34,928
‫اوم، اوم، اوم

533
00:39:37,270 --> 00:39:39,877
‫تو چی؟

534
00:39:39,881 --> 00:39:41,922
‫سیب‌زمینی‌سرخ‌کرده

535
00:39:41,926 --> 00:39:43,533
‫کچاپ؟

536
00:39:43,537 --> 00:39:46,710
‫با نمک اضافه, اوه، و تند هم باشه

537
00:39:46,714 --> 00:39:48,364
‫سیب‌زمینی‌سرخ‌کردۀ فراری

538
00:39:48,368 --> 00:39:50,279
‫- نمک اضافه
‫- تندی اضافه

539
00:39:50,283 --> 00:39:52,511
‫دقیقاً

540
00:39:56,550 --> 00:39:58,550
‫بیلی چی؟

541
00:40:00,510 --> 00:40:03,205
‫وقتی می‌زنه بیرون کجا می‌ره؟

542
00:40:03,209 --> 00:40:07,296
‫خب، اون,,,

543
00:40:07,300 --> 00:40:09,776
‫آم,,,

544
00:40:09,780 --> 00:40:11,865
‫یه غذاخوری هست

545
00:40:11,869 --> 00:40:14,533
‫میلک‌شِیک‌های اون‌جا رو دوست داره

546
00:40:21,200 --> 00:40:25,200
♪ Buck Owens &amp; His Buckaroos - Hello Trouble ♪

547
00:40:26,754 --> 00:40:29,535
‫داری می‌گی لیروی همین‌طوری غیب‌ش زد؟

548
00:40:29,539 --> 00:40:30,971
‫نمی‌دونم می‌خوای چی‌کار کنم

549
00:40:30,975 --> 00:40:32,277
‫«منطقه» بزرگه، آلبرت

550
00:40:32,281 --> 00:40:34,596
‫می‌خوام کمک‌م کنی پیداش کنم

551
00:40:41,334 --> 00:40:43,134
‫عسل‌م؟

552
00:40:43,134 --> 00:40:46,248
‫بین تمام زن‌هایی که به عمرم دیده‌ام،
‫تو قشنگ‌ترین گوش‌ها رو داری

553
00:40:46,252 --> 00:40:48,859
‫تاحالا به‌ت گفته بودم؟

554
00:40:48,863 --> 00:40:52,297
‫هربار از یکی از اعضای بدن‌م تعریف کردی، عزیزجان

555
00:40:52,301 --> 00:40:57,172
‫خب، اون گوش‌ها رو خیلی بیش‌تر دوست داشتم
‫اگه صدای اون تلفن رو می‌شنیدن

556
00:40:57,176 --> 00:40:59,565
‫اوه

557
00:40:59,569 --> 00:41:01,536
‫خیلی‌خب

558
00:41:03,704 --> 00:41:05,409
‫«رِدهاوْس» (خانۀ سرخ)

559
00:41:09,144 --> 00:41:11,360
‫آره, این‌جاست

560
00:41:11,364 --> 00:41:13,940
‫می‌خوای باهاش حرف بزنی؟

561
00:41:18,109 --> 00:41:20,309
‫«پلیس قبیله‌ای ناواهو»,
‫گروهبان چی صحبت می‌کنه

562
00:41:20,309 --> 00:41:21,544
‫غذاخوری «رِدهاوْس»

563
00:41:21,548 --> 00:41:23,067
‫بیلی الآن اون‌جاست، با گورمن

564
00:41:23,071 --> 00:41:25,586
‫- تو کجائی؟
‫- «سنت کترین», ‫دارم می‌رم

565
00:41:25,595 --> 00:41:27,724
‫خب از کجا می‌دونی خودشون باشن؟

566
00:41:27,728 --> 00:41:28,768
‫غذاخوری «رِدهاوْس»

567
00:41:28,772 --> 00:41:29,859
‫بیلی و گورمن

568
00:41:29,860 --> 00:41:31,914
‫برْن الآن راهیِ اون‌جاست

569
00:42:04,939 --> 00:42:06,906
‫برو پشت

570
00:42:26,569 --> 00:42:28,014
‫برنی، این رو می‌بینی؟

571
00:42:29,790 --> 00:42:31,365
‫آره

572
00:42:43,934 --> 00:42:45,684
‫پوکه ریخته

573
00:42:47,634 --> 00:42:49,688
‫«پلیس قبیله‌ای ناواهو»!

574
00:42:51,246 --> 00:42:52,603
‫برو

575
00:44:15,069 --> 00:44:17,123
‫به خونه خوش اومدی

576
00:44:23,999 --> 00:44:26,999
« پس از تیتراژ ادامه دارد »

577
00:44:27,000 --> 00:44:32,000
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مای موویز</font>   <font color="Orange">MyMoviz</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

578
00:44:32,100 --> 00:44:36,100
« به‌یادوْخاطرۀ رابرت ردفورد »

579
00:44:37,400 --> 00:44:39,161
‫دو تا مشکل داریم

580
00:44:39,185 --> 00:44:42,660
‫اول، یه تبهکار شناخته‌شده داریم
‫که با یه دختر ۱۶ساله درحالِ فراره

581
00:44:42,661 --> 00:44:44,411
« این فصل در بادهای تاریک »

582
00:44:44,755 --> 00:44:47,711
‫دوم، یه قاتل تعلیم‌دیده داریم
‫که می‌خواد کار رو تموم کنه

583
00:44:47,890 --> 00:44:49,190
‫اون بود کجا می‌رفت؟

584
00:44:49,191 --> 00:44:51,191
‫این شهر خیلی بزرگه

585
00:44:51,345 --> 00:44:52,931
‫یه سرنخ پیدا کردیم

586
00:44:53,155 --> 00:44:54,500
‫پرونده‌های بزرگ همه رو آشفته می‌کنه

587
00:44:54,504 --> 00:44:56,204
‫و این پرونده بزرگه

588
00:44:56,204 --> 00:45:00,704
‫اگه اون دختره دهن باز کنه،
‫همه‌چی برملا می‌شه

589
00:45:06,260 --> 00:45:08,527
‫یه سورپرایز برات دارم

590
00:45:09,563 --> 00:45:11,082
‫کُلی قطعه داره این پرونده

591
00:45:11,086 --> 00:45:12,344
‫ازت نمی‌خوام دروغ بگی

592
00:45:12,348 --> 00:45:14,402
‫طور دیگه‌ای به نظر میاد

593
00:45:14,829 --> 00:45:17,100
‫چند وقته این قضیه رو
‫ازم مخفی نگه داشتی؟

594
00:45:17,101 --> 00:45:19,003
‫من تصمیم می‌گیرم
‫کی در امانه و کی نیست

595
00:45:19,007 --> 00:45:20,787
‫این بازی نیست

596
00:45:20,791 --> 00:45:22,641
‫همه‌ش رو فراموش کن

597
00:45:22,641 --> 00:45:25,241
‫آخرین چیزی که می‌خوای
‫اینه که من نگران‌ت باشم

598
00:45:25,300 --> 00:45:26,980
‫می‌دونی کجا پیدام کنی

599
00:45:28,408 --> 00:45:29,858
‫بیا و درِ خونه‌م رو بزن