﻿
1
00:00:09,000 --> 00:00:15,000
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">نیوفیلم</font>   <font color="Orange">NewFilm</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

2
00:00:15,500 --> 00:00:19,500
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">نیوفیلم</font>   <font color="Orange">NewFilm</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

3
00:00:40,832 --> 00:00:41,833
‫مگه مرض داری؟

4
00:00:41,917 --> 00:00:43,544
‫وقتشـه بیدار شی، تازه‌کار

5
00:00:44,419 --> 00:00:46,255
‫نگهبان‌ها چی گفتن؟

6
00:00:47,756 --> 00:00:48,757
‫درمورد چی؟

7
00:00:49,591 --> 00:00:52,135
‫چهارتا جنازه‌ی آدم‌فضایی
‫افتاده وسط زمین راگبی

8
00:00:52,636 --> 00:00:54,563
‫یکیشون هم که تازه
‫نصف کلانتری رو فرستاد رو هوا

9
00:00:54,638 --> 00:00:56,431
‫آره، ولی عمراً به نگهبان‌ها زنگ بزنم

10
00:00:56,515 --> 00:00:58,267
‫پس اینجا چه گوهی می‌خوری، هل؟

11
00:00:58,350 --> 00:01:00,060
‫دارم بهت آموزش میدم

12
00:01:07,965 --> 00:01:09,464
‫نه بابا، راحت باش.
‫اصلاً به خودت فشار نیار.

13
00:01:09,539 --> 00:01:11,155
‫- داریم چه غلطی می‌کنیم، جردن؟
‫- چی داری میگی؟

14
00:01:11,230 --> 00:01:13,499
‫یک ماه آزگاره گیر سه‌پیچ دادی به من
‫که بهت پرواز یاد بدم

15
00:01:13,574 --> 00:01:15,584
‫- امروز قراره یاد بگیری دیگه
‫- باید به پروندهه برسیم

16
00:01:15,659 --> 00:01:17,536
‫عجب گیری افتادیما

17
00:01:18,161 --> 00:01:19,371
‫شل کن بابا

18
00:01:26,795 --> 00:01:27,838
‫آماده‌ای؟

19
00:01:45,564 --> 00:01:46,940
‫پرواز کن

20
00:01:47,024 --> 00:01:48,025
‫پرواز کنم؟

21
00:01:48,650 --> 00:01:50,235
‫پرواز کن

22
00:01:50,983 --> 00:01:53,361
‫همین؟
‫فقط… پرواز کنم؟

23
00:01:53,530 --> 00:01:55,741
‫اوه، نه، نه، نه.
‫شرمنده واقعاً.

24
00:01:55,824 --> 00:01:56,924
‫استدعا می‌کنم پرواز کن

25
00:01:57,366 --> 00:01:58,785
‫ببین، پرواز کاملاً غریزیـه

26
00:01:58,869 --> 00:01:59,870
‫فقط تمرکز کن

27
00:02:00,704 --> 00:02:02,414
‫- من خلبان جنگنده‌ام
‫- آره، شنیده‌م

28
00:02:02,497 --> 00:02:04,174
‫به پرواز که فکر می‌کنم،
‫خودبه‌خود میرم رو هوا

29
00:02:04,249 --> 00:02:05,626
‫پس… فقط تمرکز کن

30
00:02:06,793 --> 00:02:08,502
‫به پرواز فکر کن

31
00:02:08,586 --> 00:02:09,920
‫عالیـه. دستت درد نکنه

32
00:02:17,137 --> 00:02:18,472
‫یکم برو عقب‌تر

33
00:02:56,635 --> 00:02:57,969
‫اون دیگه چیه؟

34
00:02:59,054 --> 00:03:02,015
‫غلط نکنم پرنده‌ست، قربان

35
00:03:03,892 --> 00:03:05,694
‫بیخیال این قربان گفتن‌هات میشی یا نه؟!

36
00:03:05,769 --> 00:03:07,904
‫- جفتمون می‌دونیم از روی احترام نیست
‫- آره، آره

37
00:03:07,979 --> 00:03:08,980
‫هر چی تو بگی

38
00:03:13,151 --> 00:03:15,779
‫شارژ حلقه رو به اتمامـه

39
00:03:16,279 --> 00:03:19,032
‫خیلی‌خب، یه درس جدید.
‫اشانتیونـه. حلقه رو بده من.

40
00:03:19,658 --> 00:03:20,826
‫یالا

41
00:03:28,125 --> 00:03:29,334
‫مشکلی پیش اومده؟

42
00:03:31,211 --> 00:03:33,797
‫نه. نه

43
00:03:35,330 --> 00:03:37,373
‫شارژ حلقه که کم میشه،
‫یه ترفند یک‌باره…

44
00:03:38,885 --> 00:03:40,387
‫…واسه شارژ اضطراریش هست

45
00:03:42,055 --> 00:03:43,348
‫فقط باید…

46
00:03:46,643 --> 00:03:48,103
‫باید بکوبیش یه جا

47
00:03:48,895 --> 00:03:51,398
‫شارژ حلقه: پنج درصد

48
00:03:52,023 --> 00:03:53,275
‫خیلی‌خب

49
00:03:54,192 --> 00:03:55,444
‫نقشه‌ی پرواز جدید

50
00:03:56,653 --> 00:03:58,853
‫- واست یه صندلی کنار پنجره گرفتم
‫- نمی‌فهمم

51
00:03:59,114 --> 00:04:00,115
‫توی هواپیما

52
00:04:00,198 --> 00:04:02,250
‫هم صندلی کنار پنجره هست،
‫هم صندلی کنار راهرو،

53
00:04:02,325 --> 00:04:03,535
‫هم صندلی وسط

54
00:04:03,660 --> 00:04:05,162
‫که سگ هم طالبش نیست…

55
00:04:05,620 --> 00:04:08,957
‫ببین، اصل مطلب اینه که
‫باید با فانوس حلقه رو شارژ کنم

56
00:04:09,040 --> 00:04:11,710
‫باید بری از خونه‌ام توی کوست سیتی بیاریش

57
00:04:11,793 --> 00:04:14,129
‫آدرس پشتشـه…

58
00:04:14,212 --> 00:04:15,922
‫کلید هم جلوی در خونه زیر یه سنگـه

59
00:04:16,005 --> 00:04:17,632
‫ هل، این بلیت که از قبل رزرو شده

60
00:04:19,801 --> 00:04:21,645
‫وایسا، اگه می‌تونستم پرواز کنم،
‫می‌خواستی چیکار کنی؟

61
00:04:21,720 --> 00:04:23,889
‫خب، مگه پرواز کردی؟
‫پس فرقی نداره

62
00:04:23,972 --> 00:04:25,891
‫حالا هم راه بیفت.
‫فانوسه رو لازم دارم.

63
00:04:27,267 --> 00:04:28,310
‫آها، راستی…

64
00:04:29,686 --> 00:04:31,855
‫یه چیز دیگه.
‫بی‌زحمت به اِرِل هم غذا بده، خب؟

65
00:04:31,938 --> 00:04:34,691
‫- غذاش توی یخچالـه
‫- ارل دیگه چیه؟

66
00:04:34,775 --> 00:04:36,234
‫سگـه؟ گربه‌ست؟

67
00:04:36,318 --> 00:04:38,987
‫می‌دونی چیه؟
‫یه تمرین دیگه هم داری

68
00:04:39,070 --> 00:04:42,491
‫اون… پرنده رو با خودت می‌بری و
‫زنده برش می‌گردونی

69
00:04:42,574 --> 00:04:44,409
‫تمرکزت به‌هم بخوره،
‫غیب میشه

70
00:04:44,493 --> 00:04:45,911
‫غیب بشه، رد میشی

71
00:04:46,995 --> 00:04:48,079
‫رد نشو

72
00:04:50,791 --> 00:04:52,175
‫اون‌وقت خودت می‌خوای چیکار کنی؟

73
00:04:52,250 --> 00:04:54,753
‫می‌خوام با جواب‌ندادن به سؤال‌هات عشق کنم

74
00:04:57,000 --> 00:05:03,000
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">نیوفیلم</font>   <font color="Orange">NewFilm</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

75
00:05:06,473 --> 00:05:09,408
<font color="#ffd981">« فـانـوس‌هـا »</font>

76
00:05:11,000 --> 00:05:15,000
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">نیوفیلم</font>   <font color="Orange">NewFilm</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

77
00:05:21,596 --> 00:05:24,224
‫« به پیش، بایسون‌ها! »

78
00:06:39,941 --> 00:06:43,111
‫شما با کلانتری راش‌ویل تماس گرفته‌اید

79
00:06:43,194 --> 00:06:47,198
‫چنانچه موردتون اضطراریـه،
‫لطفاً قطع کنید و با ۹۱۱ تماس بگیرید

80
00:06:47,282 --> 00:06:48,992
‫در غیر این صورت،
‫لطفاً پیغام بذارید

81
00:06:49,075 --> 00:06:50,744
‫تا در اسرع وقت با شما…

82
00:07:25,362 --> 00:07:26,655
یافتم

83
00:07:26,738 --> 00:07:28,990
‫شارژ حلقه به‌زودی تمام میشه

84
00:07:29,074 --> 00:07:30,158
‫- تو روحت
‫- سه،

85
00:07:30,241 --> 00:07:32,034
‫دو، یک

86
00:08:13,326 --> 00:08:14,953
‫داشتید راجع‌به من حرف می‌زدید؟

87
00:08:19,124 --> 00:08:20,574
‫داشتید راجع‌به من حرف می‌زدید

88
00:08:29,801 --> 00:08:30,844
‫ببخشید

89
00:08:32,761 --> 00:08:33,763
‫ببخشید

90
00:08:35,140 --> 00:08:36,140
‫عذر می‌خوام

91
00:08:43,898 --> 00:08:44,983
‫بفرمایید

92
00:08:48,486 --> 00:08:53,450
‫داشتیم بحث می‌کردیم که بازیِ
‫این جمعه رو برگزار کنیم یا نه

93
00:08:54,242 --> 00:08:55,994
‫آیا نمک رو زخم مردم می‌پاشه،

94
00:08:56,077 --> 00:08:59,080
‫یا باعث همبستگی مردم شهر میشه؟

95
00:08:59,164 --> 00:09:02,042
‫مربی، شما می‌خواستی نظرت رو بگی

96
00:09:04,627 --> 00:09:07,172
‫درسته. خب…

97
00:09:08,131 --> 00:09:09,716
‫من با بچه‌ها صحبت کردم

98
00:09:09,799 --> 00:09:12,886
‫حسابی تو شوکن

99
00:09:13,813 --> 00:09:14,899
‫- ولی برای این بازی…
‫- سلام

100
00:09:14,974 --> 00:09:17,307
‫روزی دو نوبت تمرین کردن

101
00:09:17,724 --> 00:09:19,392
‫یعنی…

102
00:09:19,476 --> 00:09:21,561
‫- برام سؤالـه که…
‫- ببخشید. ببخشید

103
00:09:21,644 --> 00:09:24,564
‫اگه پا پس بکشیم و بازی نکنیم،
‫بهشون چه درسی میدیم

104
00:09:25,732 --> 00:09:27,150
‫آره، به نظرم ما هم می‌خوایم

105
00:09:27,233 --> 00:09:28,933
‫- به جواب همین سؤال برسیم
‫- خبر خوب

106
00:09:29,027 --> 00:09:31,446
‫قاضی رو راضی کردم
‫تا از اتهام ضرب‌وشتمت بگذره

107
00:09:31,529 --> 00:09:33,198
‫خب، لطف کردی

108
00:09:33,281 --> 00:09:35,825
‫- چقدر پیاده شدم؟
‫- نه. مهمون خودمونی

109
00:09:36,326 --> 00:09:39,120
‫واضحـه که نگرانیم…

110
00:09:39,204 --> 00:09:41,873
‫خبر خوب اینه که می‌تونی
‫راحت برگردی کوست سیتی

111
00:09:41,956 --> 00:09:44,709
‫یا هر جای دیگه‌ای که دلت بخواد

112
00:09:44,793 --> 00:09:47,045
‫وقتی اومدم،
‫داشتید راجع‌به چی حرف می‌زدید؟

113
00:09:47,128 --> 00:09:49,881
‫…به صلاحـه،
‫بازی رو برگزار کنیم

114
00:09:50,590 --> 00:09:51,966
‫اخیراً ۵ نفر اینجا کُشته شدن

115
00:09:52,050 --> 00:09:54,761
‫یه آدم‌فضایی هم خودش رو
‫تو کلانتری منفجر کرده

116
00:09:54,844 --> 00:09:56,221
‫هضم این اتفاق‌ها سختـه

117
00:09:56,304 --> 00:09:59,512
‫زنت بهت گفت که اون آدم‌فضاییه
‫قبل از اینکه خودش رو بفرسته رو هوا

118
00:09:59,588 --> 00:10:01,309
‫دم از انتقام می‌زد؟

119
00:10:04,020 --> 00:10:06,356
‫اصلِ حرفم با تو سر یه چیز دیگه‌ست

120
00:10:07,148 --> 00:10:10,485
‫من روی حدس و گمان
‫سر از اون زمین راگبی درآوردم

121
00:10:10,568 --> 00:10:13,363
‫حس ششم بهم می‌گفت
‫پای یه موجود فرازمینی وسطـه

122
00:10:14,364 --> 00:10:16,699
‫ولی آدم‌های بابات،
‫چهار نفر رو به رگبار بستن

123
00:10:17,617 --> 00:10:20,787
‫بعد رفیق اون چهار نفر هم
‫یه آدم‌فضایی از آب درمیاد؟

124
00:10:23,289 --> 00:10:24,874
‫این… سؤال بود یا…

125
00:10:24,958 --> 00:10:26,634
‫نه، فقط می‌خواستم
‫غیرمستقیم بهت بگم که

126
00:10:26,709 --> 00:10:29,209
‫آدم سرِ یه حس ششم خشک‌وخالی
‫ملت رو به رگبار نمی‌بنده

127
00:10:31,005 --> 00:10:33,591
‫- من… خبر ندارم…
‫- نه، دارم بهت میگم

128
00:10:33,675 --> 00:10:35,635
‫- کسی الکی شلیک نمی‌کنه
‫- باشه

129
00:10:35,718 --> 00:10:38,513
‫پس آدم‌های بابات
‫از کجا می‌دونستن کیو بزنن؟

130
00:10:39,013 --> 00:10:40,273
‫باید از خودش بپرسی، من که…

131
00:10:40,348 --> 00:10:41,483
‫دارم از تو که وکیلمی می‌پرسم؛

132
00:10:41,558 --> 00:10:44,615
‫چون ظاهراً نگران سلامت ‫و
برنامه‌ی سفر منی

133
00:10:44,691 --> 00:10:47,689
‫قانون محرمانگی وکیل و موکل
‫همچنان شامل صحبت‌هامون میشه دیگه؟

134
00:10:47,772 --> 00:10:49,399
‫ببخشید، عزیزم؟

135
00:10:49,482 --> 00:10:50,608
‫- بله؟
‫- بله؟

136
00:10:52,152 --> 00:10:53,820
‫با شوهرم بودم

137
00:10:53,903 --> 00:10:55,280
‫آها. آره. معلومـه

138
00:10:55,363 --> 00:10:57,615
‫اگه فَک‌زدن‌های شما دوتا ادامه داشته باشه،

139
00:10:57,699 --> 00:10:59,492
‫مجبورم عذرِ آقای جردن رو بخوام

140
00:10:59,576 --> 00:11:01,202
‫- خودش شروع کرد
‫- خب…

141
00:11:01,744 --> 00:11:04,122
‫۳۰ ثانیه‌ی دیگه از کوره در میرم

142
00:11:04,622 --> 00:11:05,632
‫من ۴۰ ثانیه لازم دارم

143
00:11:05,707 --> 00:11:09,252
‫وقتی کارمون تموم شد،
‫با کمال میل بهت وقت میدم…

144
00:11:10,545 --> 00:11:12,213
‫خب، چقدر طول می‌کشه؟

145
00:11:13,548 --> 00:11:16,467
‫هرچقدر که لازم باشه

146
00:11:16,551 --> 00:11:18,845
‫آره، عمراً بتونم
‫این‌قدر دندون رو جیگر بذارم

147
00:11:21,306 --> 00:11:24,934
‫ببخشید،
‫باید… جواب بدم

148
00:11:25,602 --> 00:11:27,395
‫آره. به کارتون برسید

149
00:11:28,897 --> 00:11:29,981
‫بگو ببینم، تازه‌کار

150
00:11:30,064 --> 00:11:32,150
‫خونه‌ات روانیم کرده

151
00:11:32,233 --> 00:11:33,651
‫زنگ زدی اینو بگی؟

152
00:11:33,735 --> 00:11:35,904
‫نه، نه، کلیدش رو پیدا نمی‌کنم

153
00:11:35,987 --> 00:11:38,031
‫خب، پشت سنگه رو نگاه کردی؟

154
00:11:39,824 --> 00:11:41,409
‫کدوم سنگ، هل؟

155
00:11:41,492 --> 00:11:43,328
‫سمت چپِ در، زیر بوته‌ها

156
00:11:44,621 --> 00:11:46,497
‫شبیه یه سیب‌زمینیـه ‫که لبخند زده

157
00:11:46,581 --> 00:11:49,000
‫البته اگه برعکس گذاشته باشمش،
‫اخم کرده

158
00:11:49,083 --> 00:11:50,501
‫سنگ سیب‌زمینی‌نما

159
00:12:05,850 --> 00:12:07,101
‫خب، اونجا اوضاع چطوره؟

160
00:12:08,311 --> 00:12:10,605
‫حس می‌کنم همه می‌خوان
‫شرَّم کم بشه

161
00:12:12,398 --> 00:12:16,527
‫واسه همین بیشتر ترغیب میشم
‫لنگر بندازم

162
00:12:16,611 --> 00:12:18,154
‫باید هم همچین فکری کنی

163
00:12:18,238 --> 00:12:19,864
‫فانوس توی کمدمـه

164
00:12:19,948 --> 00:12:22,498
‫از در جلویی که وارد شدی،
‫پله‌ها رو میری بالا، سمت چپ

165
00:12:25,870 --> 00:12:28,248
‫میگم، حقوق فانوس‌ها چقدره؟

166
00:12:28,331 --> 00:12:29,374
‫چندرغاز

167
00:12:30,250 --> 00:12:31,417
‫در همین حد بدون

168
00:12:31,918 --> 00:12:35,129
‫خب، خونه‌ات که چیز دیگه‌ای میگه

169
00:12:37,090 --> 00:12:39,008
‫- اون صدای کوفتی چی بود؟
‫- کاریت نباشه

170
00:12:40,707 --> 00:12:43,479
‫یه مایه‌دار این خونه رو بهم داد.
‫جون بچه‌شو نجات داده بودم.

171
00:12:43,554 --> 00:12:45,815
‫باباهه بدجور سرشکسته شده بود که
‫کاری از دستش نیومده بود

172
00:12:45,890 --> 00:12:49,352
‫من هم نمی‌خواستم بیشتر از این
‫غرور مردونه‌اش رو خرد کنم؛ پس…

173
00:12:53,439 --> 00:12:54,857
‫گذاشتم برام یه قصر بخره

174
00:12:55,942 --> 00:12:58,319
‫پس کی قراره کلاً بیای اینجا؟

175
00:12:59,529 --> 00:13:00,655
‫چی داری میگی؟

176
00:13:00,738 --> 00:13:02,538
‫من هشت ساله
‫توی اون خونه زندگی می‌کنم

177
00:13:03,116 --> 00:13:05,994
‫- هیچ اثاثیه‌ای نداری
‫- تخت‌خواب که دارم

178
00:13:06,077 --> 00:13:07,078
‫اتاقت رو پیدا کردم

179
00:13:07,578 --> 00:13:09,664
‫فانوس تو یه جعبه‌ست،
‫ته کمد دیواری

180
00:13:09,747 --> 00:13:11,416
‫برو توی راهرو، بپیچ راست

181
00:13:31,060 --> 00:13:32,562
‫میگم، احیاناً…

182
00:13:34,439 --> 00:13:37,108
‫نمی‌خوای لباست رو هم برات بیارم؟

183
00:13:37,191 --> 00:13:41,404
‫نه، مگه اینکه بخوای یادم بدی
‫چطوری میشه با اون وامونده شاشید

184
00:13:49,412 --> 00:13:50,872
‫جعبه رو دیدم

185
00:13:50,955 --> 00:13:51,956
‫خوبه

186
00:13:52,040 --> 00:13:54,250
‫با صدا فعال میشه؛
‫وقتی رسیدی بهش،

187
00:13:54,334 --> 00:13:55,418
‫منو بذار رو بلندگو

188
00:13:58,546 --> 00:14:00,131
‫درود، هل جردن

189
00:14:00,214 --> 00:14:02,642
‫جهت دسترسی به گاوصندوق،
‫لطفاً هویت خود را تأیید کنید

190
00:14:02,717 --> 00:14:03,718
‫وقتشـه

191
00:14:03,801 --> 00:14:05,511
‫موگو اهل معاشرت نیست

192
00:14:08,181 --> 00:14:10,016
‫جعبه رو باز کن.
‫فانوس داخلشـه.

193
00:14:17,106 --> 00:14:18,107
‫ظلمات محضه

194
00:14:18,191 --> 00:14:20,068
‫یه بُعد جیبیـه، تازه‌کار

195
00:14:20,151 --> 00:14:22,737
‫دستت رو بکن توش و بگرد…

196
00:14:23,321 --> 00:14:24,822
‫…تا پیداش کنی

197
00:14:45,927 --> 00:14:46,928
‫پیداش کردم

198
00:14:47,011 --> 00:14:48,346
‫یادت نره به ارل غذا بدی

199
00:14:48,429 --> 00:14:50,640
‫قاشق‌ها روی اوپنـه

200
00:15:21,738 --> 00:15:24,574
‫« ارل جردن، گوشت گاو و بوفالو »

201
00:15:27,218 --> 00:15:28,302
‫ارل؟

202
00:15:31,639 --> 00:15:32,807
‫هی، ارل

203
00:15:33,808 --> 00:15:35,101
‫وقت غذاست

204
00:15:38,479 --> 00:15:39,480
‫ارل؟

205
00:15:39,564 --> 00:15:42,525
‫غذای محبوبت رو آوردم.
‫گوشت گاو و بوفالو.

206
00:15:44,719 --> 00:15:46,612
‫« ارل »

207
00:15:52,368 --> 00:15:53,369
‫ارل؟

208
00:16:01,461 --> 00:16:04,255
‫ارل، گوش کن… من نمی‌دونم کجایی،

209
00:16:04,338 --> 00:16:08,509
‫منتها… دیگه حالم داره
‫از این گوشته به‌هم می‌خوره

210
00:16:10,178 --> 00:16:11,888
‫یا خدا!

211
00:16:19,061 --> 00:16:20,855
‫جردن، چه مرگتـه آخه؟

212
00:16:24,150 --> 00:16:26,360
‫چطوری، داداش؟
‫سلام، ارل. من…

213
00:16:27,904 --> 00:16:29,822
‫من جان هستم.
‫اومدم بهت غذا بدم.

214
00:16:30,740 --> 00:16:33,201
‫فقط پرنده‌ام رو نخوری ها

215
00:16:33,284 --> 00:16:34,285
‫خیلی‌خب

216
00:16:35,244 --> 00:16:37,246
‫بفرما…

217
00:16:37,330 --> 00:16:39,832
‫می‌دونی، قدیم‌ها،

218
00:16:39,915 --> 00:16:41,834
‫من هم عاشق همبرگر بودم

219
00:16:41,918 --> 00:16:44,837
‫وایسا! هی!

220
00:16:49,675 --> 00:16:50,843
‫جردن کسکش

221
00:18:28,816 --> 00:18:29,900
‫داریم کجا میریم؟

222
00:18:32,153 --> 00:18:33,613
‫پرنده‌ام کو؟

223
00:18:34,280 --> 00:18:35,323
‫پرنده‌ات جاش امنـه

224
00:20:38,237 --> 00:20:40,322
‫واسه اینـه که بیمه ندارم؟

225
00:20:42,616 --> 00:20:44,410
‫دقیقاً همونـه که فکر می‌کنی

226
00:20:44,493 --> 00:20:45,670
‫ولی در دفاع از خودم بگم که،

227
00:20:45,745 --> 00:20:47,672
‫می‌خواستم تو جلسه
‫راجع‌به همین باهات صحبت کنم،

228
00:20:47,747 --> 00:20:48,789
‫که تو دکم کردی

229
00:20:50,124 --> 00:20:52,543
‫داری جون به لبم می‌کنی، جردن. می‌دونستی؟

230
00:20:53,127 --> 00:20:55,504
‫یه مرگ تدریجی و زجرآور

231
00:20:55,953 --> 00:20:58,372
‫قضیه پیچیده‌تر از تصوراتته

232
00:20:58,674 --> 00:21:01,010
‫منظورت اینه که پاشدی رفتی استادیوم

233
00:21:01,093 --> 00:21:03,846
‫و این جنازه‌ها رو از فلزیاب رد کردی

234
00:21:03,929 --> 00:21:07,475
‫و تازه فهمیدی که در اصل
‫دستگاه فضایی‌یاب بوده؟

235
00:21:08,350 --> 00:21:09,977
‫بذار یه‌جور دیگه بگم

236
00:21:10,060 --> 00:21:12,897
‫معلومه دقیقاً می‌دونی اینجا چه خبره

237
00:21:13,379 --> 00:21:15,923
‫تبریک میگم. بالاخره دوزاریت افتاد

238
00:21:16,567 --> 00:21:19,153
‫حالا، خواهشاً میشه بذاری به کارم برسم؟

239
00:21:19,236 --> 00:21:21,539
‫الان وقت خوبیه
‫که به حوزه‌ی اختیاراتمون بپردازیم؟

240
00:21:21,614 --> 00:21:24,241
‫چون انگار گیر داده بودی به اینکه
‫چی زمینیه و چی فضایی

241
00:21:24,325 --> 00:21:26,460
‫- و تا اونجایی که…
‫- اینا رو داری کجا می‌بری؟

242
00:21:26,535 --> 00:21:27,828
‫میرم دیدنِ پدرشوهرت

243
00:21:30,581 --> 00:21:34,941
‫فقط بگم که،
‫این کارت ته حماقته

244
00:21:35,017 --> 00:21:36,977
‫فضایی‌یاب‌ها رو اون نصب کرده بود؟

245
00:21:37,463 --> 00:21:39,256
‫- آره
‫- می‌دونی از کجا گیرشون آورده؟

246
00:21:39,340 --> 00:21:41,091
‫- نمی‌دونم
‫- حتی کنجکاو هم نشدی؟

247
00:21:41,175 --> 00:21:43,928
‫قفلی‌زدن روی آدم‌فضایی‌ها که جُرم نیست

248
00:21:44,011 --> 00:21:45,513
‫البته بگم، ای کاش بود

249
00:21:45,596 --> 00:21:47,898
‫اون‌وقت این‌قدر توی زندگی مشترکم
‫اعصاب‌خردی نداشتم

250
00:21:47,973 --> 00:21:49,066
‫اعصاب‌خردی زیاد داری مگه؟

251
00:21:49,141 --> 00:21:52,978
‫واقعیت اینه که میکن
‫دست از پا خطا نکرده

252
00:21:53,062 --> 00:21:55,689
‫اون‌موقع که لنگت بود
‫خیلی تحویلت می‌گرفت،

253
00:21:55,773 --> 00:21:57,158
‫ولی اگه امروز پاشی بری اونجا

254
00:21:57,233 --> 00:22:00,444
‫و عین طلبکارها بخوای سین‌جیمش کنی،

255
00:22:00,528 --> 00:22:02,321
‫عاقبت خوبی نداره

256
00:22:03,593 --> 00:22:04,782
‫تو طرف کی هستی؟

257
00:22:14,333 --> 00:22:17,670
‫من می‌برمت،
‫ولی حرف‌زدن رو می‌سپاری به خودم

258
00:22:18,754 --> 00:22:19,797
‫افتاد؟

259
00:22:20,589 --> 00:22:22,967
‫- راستش، نمی‌دونم بتونم…
‫- تو فقط سرتو تکون بده

260
00:22:25,761 --> 00:22:26,804
‫دنبالم بیا

261
00:22:39,900 --> 00:22:40,901
‫سلام، بن

262
00:22:40,985 --> 00:22:42,528
‫بی‌زحمت می‌خوام رئیست رو ببینم

263
00:22:44,405 --> 00:22:47,074
‫متأسفانه ملاقاتی قبول نمی‌کنه

264
00:22:47,157 --> 00:22:49,076
‫آره، کامل درک می‌کنم

265
00:22:49,660 --> 00:22:53,205
‫ولی آدم گاهی مجبوره به چیزهایی تن بده
‫که به مذاقش خوش نمیاد

266
00:22:54,498 --> 00:22:56,000
‫ایشون نماینده‌ی شماست؟

267
00:22:56,083 --> 00:22:58,377
‫فعلاً که داره واسه خودش فَک می‌زنه

268
00:22:58,878 --> 00:23:01,422
‫پسرجان،
‫این بخشی از یه تحقیقات رسمیه

269
00:23:02,715 --> 00:23:04,800
‫- راست میگه؟
‫- از قرار معلوم آره

270
00:23:05,342 --> 00:23:07,177
‫خب، پس میشه حُکمتون رو ببینم؟

271
00:23:09,930 --> 00:23:12,600
‫به‌به، ببین کی اومده. سواره‌نظام.
‫اون هم درست سروقت

272
00:23:19,982 --> 00:23:21,984
‫سواره‌نظام تو فیلم‌ها خیلی فرزترن

273
00:23:22,693 --> 00:23:24,778
‫بهشون گفتم ملاقاتی قبول نمی‌کنی

274
00:23:25,654 --> 00:23:27,990
‫مشکلی نیست، بن.
‫سلام، کری

275
00:23:29,199 --> 00:23:30,749
‫می‌دونی که چقدر کارتو قبول دارم

276
00:23:31,243 --> 00:23:33,787
‫ولی انصافاً سردرنمیارم
‫چرا هنوز توی شهری

277
00:23:34,455 --> 00:23:35,706
‫چهارتا فضایی مُردن

278
00:23:35,789 --> 00:23:37,541
‫همدستشون هم که خودشو ترکوند

279
00:23:38,019 --> 00:23:39,437
‫ولی تو هنوز هم اینجا پلاسی

280
00:23:39,513 --> 00:23:40,973
‫خب، پسرت هم همینو بهم گفت

281
00:23:41,670 --> 00:23:44,298
‫منتها… راستش، به نظر من…

282
00:23:45,841 --> 00:23:47,476
‫به نظرم یه چیزی رو
‫توی این ملک قایم کردی

283
00:23:47,551 --> 00:23:48,561
‫که نمی‌خوای من ببینمش

284
00:23:48,636 --> 00:23:50,429
‫همین پریروز مهمون من بودی

285
00:23:50,505 --> 00:23:53,800
‫چون می‌خواستی ثابت کنم
‫که اون یارو بازداشتیه آدم‌فضاییه

286
00:23:53,891 --> 00:23:56,101
‫که کردی هم.
‫ گفتم که، کارتو خیلی قبول دارم

287
00:23:56,185 --> 00:23:57,945
‫- ولی دیگه اینجا کاری نداری
‫- فقط یک دقیقه وقتت رو…

288
00:23:58,020 --> 00:23:59,480
‫- …می‌گیرم
‫- به نظرم گرفتی

289
00:24:01,774 --> 00:24:03,776
‫در ورودی، جلو، متمایل به چپ

290
00:24:06,445 --> 00:24:08,364
‫ای داد. تهدیدم کردی؟

291
00:24:08,447 --> 00:24:10,658
‫چهارتا جنازه توی ماشینم هست

292
00:24:10,734 --> 00:24:13,555
‫که وقتی از گیت فلزیاب‌های استادیومتون
‫ردشون کردم

293
00:24:13,631 --> 00:24:15,912
‫آژیر و دوربین مخفی رو به صدا درآوردن

294
00:24:16,747 --> 00:24:19,458
‫ببین، قصد توهین به ده‌کوره‌ت رو ندارم،

295
00:24:20,125 --> 00:24:21,343
‫ولی من وجب‌به‌وجب کهکشان رو گشتم،

296
00:24:21,418 --> 00:24:24,338
‫و به عمرم همچین فناوریِ
‫پیشرفته و خفنی ندیده‌م

297
00:24:25,839 --> 00:24:26,840
‫بهت که گفتم

298
00:24:27,883 --> 00:24:30,010
‫صاحبان قبلی این زمین،

299
00:24:30,970 --> 00:24:33,973
‫وقتی مهاجرها ریختن و استعمارشون کردن،
‫بدجوری غافلگیر شدن

300
00:24:34,723 --> 00:24:36,558
‫من قرار نیست
‫از همون سوراخ گزیده بشم

301
00:24:36,642 --> 00:24:38,519
‫خب، اون فناوری رو از کجا آوردی؟

302
00:24:38,602 --> 00:24:40,779
‫پیشکشی هست از طرف مَردی که
‫خرج این ملک رو میده

303
00:24:40,854 --> 00:24:42,314
‫- همون خَیّرتون؟
‫- درسته

304
00:24:42,398 --> 00:24:43,782
‫راستش رو بگو.
‫اصلاً وجود خارجی داره،

305
00:24:43,857 --> 00:24:45,451
‫یا یه چیزی تو مایه‌های
‫کایزر شوزه‌ست؟

306
00:24:45,526 --> 00:24:46,819
‫خیالت راحت، واقعیِ واقعیه

307
00:24:46,902 --> 00:24:47,987
‫گفتی اسمش چیه؟

308
00:24:48,070 --> 00:24:49,196
‫اجازه ندارم بگم

309
00:24:49,279 --> 00:24:50,956
‫- به‌خاطر اون قرارداد عدم افشا
‫- دقیقاً

310
00:24:51,031 --> 00:24:52,074
‫خیلی… می‌دونی،

311
00:24:52,157 --> 00:24:53,918
‫- همه‌ی گاوچرون‌ها قرارداد عدم‌افشا بستن…
‫- بسه

312
00:24:53,993 --> 00:24:55,836
‫-الان میریم
‫- …یا فقط تو یه گاوچرون خاصی؟

313
00:24:55,911 --> 00:24:56,912
‫نه، جدی میگم

314
00:24:56,996 --> 00:25:00,040
‫سیس گاوچرون‌های یاغی رو به خودت گرفتی،

315
00:25:00,116 --> 00:25:02,885
‫ولی به‌خاطر یه قرارداد عدم افشا
‫جرئت نداری باهام روراست باشی؟

316
00:25:02,960 --> 00:25:05,879
‫حتی اون بابایی که به بچه‌ها
‫سیگار می‌فروخت،

317
00:25:06,005 --> 00:25:07,798
‫نذاشت چهار تا وکیل دهنش رو ببندن

318
00:25:07,881 --> 00:25:09,717
‫و هر زِری دلش خواست زد

319
00:25:13,262 --> 00:25:16,557
‫می‌خوام بدونم چه فناوری دیگه‌ای
‫تو این مزرعه داری

320
00:25:17,015 --> 00:25:18,725
‫لازمه بهت بگم که

321
00:25:18,851 --> 00:25:20,486
‫یه مرد تفنگ‌به‌دست
‫توی اون برجک وایساده

322
00:25:20,561 --> 00:25:23,361
‫و دستور داره به هرکسی
‫که پاشو تو این ملک می‌ذاره شلیک کنه

323
00:25:27,192 --> 00:25:28,542
‫خب، حق همچین کاری رو نداری

324
00:25:31,030 --> 00:25:33,949
‫- قانون بهش همچین حقی میده؟
‫- صددرصد

325
00:25:34,658 --> 00:25:36,118
‫این اصلاً رسم همسایه‌داری نیست

326
00:25:36,744 --> 00:25:37,745
‫کلانتر

327
00:25:38,787 --> 00:25:39,788
‫دارم میام داخل

328
00:25:39,872 --> 00:25:41,415
‫باید با من طرف شی

329
00:25:42,291 --> 00:25:44,209
‫انگار ملتفت نیستی‌ها،
‫حلقه دست منه

330
00:25:44,293 --> 00:25:46,378
‫بخوای بهم شلیک کنی، درجا یه…

331
00:25:57,097 --> 00:25:59,099
‫بابت این خشونت معذرت می‌خوام

332
00:26:00,976 --> 00:26:02,436
‫آره

333
00:26:03,228 --> 00:26:06,815
‫می‌تونم یه سؤال راجع‌به
‫پرندهه ازت بپرسم، جان استوارت؟

334
00:26:07,858 --> 00:26:08,859
‫بفرما

335
00:26:08,942 --> 00:26:10,444
‫تجسم فوق‌العاده‌ایه،

336
00:26:10,527 --> 00:26:14,239
‫ولی هل جردن چطوری از همچین فاصله‌ای
‫تجسمش رو حفظ کرده؟

337
00:26:15,824 --> 00:26:17,910
‫کار اون نیست. تجسمِ منه

338
00:26:18,869 --> 00:26:19,953
‫تو که حلقه دستت نیست

339
00:26:20,037 --> 00:26:23,248
‫دست و پام رو بستی
‫تا درباره‌ی پرنده‌ی کوفتیم سؤال کنی؟

340
00:26:23,332 --> 00:26:26,085
‫نه، دست و پات رو بستم
تا درباره‌ی ‫من‌هانترها ازت بپرسم

341
00:26:31,423 --> 00:26:33,175
‫شرمنده. باید واکنش خاصی نشون بدم؟

342
00:26:33,258 --> 00:26:34,301
‫آره، همین‌طوره

343
00:26:34,384 --> 00:26:36,470
‫چون خیال می‌کنی می‌دونم من‌هانتر چیـه

344
00:26:36,553 --> 00:26:38,022
‫با توجه به مجاورتت با هل جردن،

345
00:26:38,097 --> 00:26:39,640
‫باورش سختـه که ندونی

346
00:26:39,765 --> 00:26:41,266
‫منظورت از «مجاورت» صمیمیتـه؟

347
00:26:41,350 --> 00:26:44,144
‫این واژه‌ی بهتریـه، آره.
‫واژه‌ی خیلی بهتریـه.

348
00:26:44,228 --> 00:26:47,022
‫می‌بینم که زبان آدمیزاد
‫زبان اولت نیست

349
00:26:48,107 --> 00:26:50,984
‫من به هیچ عنوان با هل جردن صمیمی نیستم

350
00:26:51,068 --> 00:26:53,570
‫در واقع من رو فرستاده اینجا تا دَکم کنه

351
00:26:53,654 --> 00:26:54,905
‫پس شرمنده، آقایون

352
00:26:56,281 --> 00:26:59,118
‫ولی می‌خواید کسی رو شکنجه کنید که
‫هیچ اطلاعاتی نداره

353
00:27:05,582 --> 00:27:07,000
‫شکنجه کنیم؟ نه، جان

354
00:27:07,835 --> 00:27:09,235
‫نمی‌خوایم شکنجه‌ات کنیم، جان

355
00:27:09,920 --> 00:27:11,130
‫می‌خوایم استخدامت کنیم

356
00:27:13,340 --> 00:27:15,940
‫وقتی می‌خوای یکی رو استخدام کنی،
‫نباید مستقیم بهش بگی

357
00:27:16,760 --> 00:27:18,095
‫باید نامحسوس‌تر عمل کنی

358
00:27:18,679 --> 00:27:20,189
‫وقت برای پنهان‌کاری نداریم، جان

359
00:27:20,264 --> 00:27:22,474
‫یکی از خطرناک‌ترین موجودات هستی

360
00:27:22,558 --> 00:27:24,568
‫می‌دونه موقعیتش لو رفته که
‫یعنی در حال حاضر،

361
00:27:24,643 --> 00:27:26,443
‫داره برای یه واکنش مرگبار آماده میشه

362
00:27:27,104 --> 00:27:28,355
‫منظورت یه من‌هانتره؟

363
00:27:28,438 --> 00:27:30,199
‫خیال می‌کنی قبل فانوس‌های سبز کسی نبوده؟

364
00:27:30,274 --> 00:27:32,401
‫- جداً در جریان نیستی؟
‫- جداً در جریان نیستم

365
00:27:32,484 --> 00:27:33,994
‫خب، این‌طوری کارمون خیلی راحت‌تره

366
00:27:34,069 --> 00:27:35,320
‫لازم نیست نظرت رو عوض کنم

367
00:27:35,404 --> 00:27:36,613
‫فقط باید مستفیضت کنم

368
00:27:36,697 --> 00:27:38,157
‫منظورت چیـه مستفیض کنی؟

369
00:27:41,368 --> 00:27:43,328
‫ملتفت؟ آم…

370
00:27:43,954 --> 00:27:46,582
‫- آها، شیرفهم
‫- نمی‌خوام شیرفهم شم

371
00:27:48,125 --> 00:27:50,252
‫یه زمانی کهکشان غرق در آشوب بود

372
00:27:51,170 --> 00:27:53,213
‫بعدش من‌هانترها پیداشون شد

373
00:27:53,922 --> 00:27:55,265
‫نمی‌دونیم از کجا پیداشون شد،

374
00:27:55,340 --> 00:27:57,140
‫فقط می‌دونیم موجودات ارگانیک نبودن و

375
00:27:57,634 --> 00:27:58,894
‫می‌تونستن کالبدهای جدید درست کنن که

376
00:27:58,969 --> 00:28:00,938
‫یعنی می‌تونستن به شکل
‫هر گونه‌ای در بیان و

377
00:28:01,013 --> 00:28:04,224
‫بدون اینکه کسی بفهمه،
‫به هر جامعه‌ای نفوذ کنن

378
00:28:05,017 --> 00:28:08,020
‫به لطف این مهارت می‌تونستن
‫تکنولوژی‌های جدیدی اختراع کنن که

379
00:28:08,103 --> 00:28:10,355
‫فراتر از درک اهالی سیاره‌شون بود

380
00:28:10,981 --> 00:28:13,358
‫‌اونها بی‌رحم بودن.
‫فریب‌کار بودن.

381
00:28:14,151 --> 00:28:16,904
‫به زعم خودشون عدالت رو اجرا می‌کردن

382
00:28:17,946 --> 00:28:19,698
‫یه سری از گونه‌ها کاملاً منقرض شدن

383
00:28:20,866 --> 00:28:23,785
‫بعدش درست مثل پیدایش‌شون،
‫در هاله‌ای از ابهام ناپدید شدن

384
00:28:23,869 --> 00:28:25,454
‫حداقل ما این‌طور فکر می‌کردیم

385
00:28:25,954 --> 00:28:28,540
‫در واقع یکی‌شون روی سیاره‌مون مونده بود و

386
00:28:28,624 --> 00:28:32,174
‫خودش رو از خودمون جا زده بود و
‫مخفیانه نقشه‌ی یه کُشتار دسته‌جمعی رو کشید

387
00:28:33,253 --> 00:28:35,153
‫تابحال یکی از عزیزانت تو رو فریب داده؟

388
00:28:36,757 --> 00:28:37,758
‫آره

389
00:28:37,841 --> 00:28:42,429
‫پس بعد تجربه‌ی بلایی که
‫سرمون آورد، درک می‌کنی

390
00:28:51,772 --> 00:28:54,399
‫ولم کنید

391
00:28:55,609 --> 00:28:58,237
‫متأسفم، ولی باید ببینی

392
00:29:03,325 --> 00:29:07,204
‫وقتی یه من‌هانتر مردمت رو
‫از بین می‌بره، این شکلیـه

393
00:29:08,747 --> 00:29:10,749
‫جان، می‌بینی چه حسی داره؟

394
00:29:12,167 --> 00:29:14,419
‫نگاه کن!

395
00:29:14,503 --> 00:29:16,630
‫می‌بینی چه بلایی سرشون آورد، جان؟

396
00:29:16,713 --> 00:29:19,925
‫می‌بینی؟

397
00:29:20,008 --> 00:29:21,051
‫نگاه کن!

398
00:29:46,910 --> 00:29:50,455
‫داغ عزیزان از دست رفته‌مون
‫تا یه مدتی باهات می‌مونه

399
00:29:51,581 --> 00:29:52,791
‫متأسفم

400
00:29:58,380 --> 00:30:02,134
‫عمق این فاجعه، توجه یه فانوس سبز که
‫از طرف نگهبانان مأمور شده بود رو جلب کرد

401
00:30:03,218 --> 00:30:05,137
‫فانوس سبز…

402
00:30:06,263 --> 00:30:07,848
‫اون هیولا رو بازداشت کرد و

403
00:30:07,931 --> 00:30:09,683
‫قول داد اعدام میشه

404
00:30:12,060 --> 00:30:14,313
‫- چرا؟
‫- نمی‌دونم

405
00:30:15,272 --> 00:30:16,273
‫مهم نیست،

406
00:30:16,356 --> 00:30:18,756
‫ولی حدس می‌زدیم اون من‌هانتر
‫هنوز یه جایی زنده‌ست

407
00:30:20,027 --> 00:30:23,905
‫واسه همین دنبالش گشتیم، جان.
‫سال‌ها دنبالش گشتیم.

408
00:30:24,573 --> 00:30:26,658
‫تا اینکه بالاخره مخفیگاهش رو پیدا کردیم

409
00:30:28,535 --> 00:30:29,578
‫راش‌ویل

410
00:30:29,661 --> 00:30:30,954
‫قدرت ردیابی‌مون محدوده

411
00:30:31,663 --> 00:30:33,674
‫تشعشعات بخصوصی از اون من‌هانتر ساطع میشه،

412
00:30:33,749 --> 00:30:35,550
‫ولی می‌تونه به شکل هر انسانی در اومده باشه

413
00:30:35,625 --> 00:30:37,875
‫برای فهمیدن هویت اصلیش،
‫باید بهش نزدیک می‌شدیم

414
00:30:38,628 --> 00:30:40,756
‫ولی تیم‌مون لو رفت و همه کُشته شدن

415
00:30:43,467 --> 00:30:45,517
‫می‌دونی یه ساعت بعد
‫سر و کله‌ی کی پیدا شد؟

416
00:30:45,594 --> 00:30:46,595
‫جردن

417
00:30:47,637 --> 00:30:49,598
‫میگی می‌خواسته از اون موجود حفاظت کنه؟

418
00:30:49,681 --> 00:30:50,849
‫شاید

419
00:30:50,932 --> 00:30:52,932
‫هدف‌مون می‌دونه موقعیتش رو شناسایی کردیم

420
00:30:53,185 --> 00:30:55,785
‫ما هم نمی‌تونیم بدون اینکه لو بریم،
‫وارد راش‌ویل بشیم

421
00:30:58,565 --> 00:30:59,608
‫پس تو…

422
00:31:00,984 --> 00:31:02,986
‫باید اون من‌هانتر رو شناسایی کنی

423
00:31:05,781 --> 00:31:07,574
‫اصلاً چطوری همچین کاری بکنم؟

424
00:31:07,657 --> 00:31:08,700
‫پرنده‌ات

425
00:31:08,784 --> 00:31:11,234
‫این پرنده نشون میده می‌تونی
‫غیرممکن‌ها رو ممکن کنی

426
00:31:12,120 --> 00:31:14,289
‫ما می‌تونیم برای تکمیل مأموریت‌مون

427
00:31:14,373 --> 00:31:16,958
‫بریم وسط میدون شهر و
‫خودمون رو منفجر کنیم،

428
00:31:17,042 --> 00:31:18,919
‫ولی اون‌طوری راش‌ویل نابود میشه

429
00:31:20,462 --> 00:31:22,422
‫دلیلی نداره مردم بی‌گناه کُشته بشن

430
00:31:23,256 --> 00:31:26,259
‫چون وارد کالبد انسانی شده،
‫می‌تونه به‌عنوان یه انسان کُشته بشه

431
00:31:26,927 --> 00:31:28,887
‫تو ۴۸ ساعت وقت داری، جان

432
00:31:31,139 --> 00:31:32,349
‫اون من‌هانتر رو پیدا کن

433
00:31:36,395 --> 00:31:37,437
‫وقتی پیداش کردی…

434
00:31:39,564 --> 00:31:40,565
‫باهامون تماس بگیر

435
00:31:41,108 --> 00:31:43,026
‫- اگه باهامون تماس نگیری…
‫- آره، گرفتم

436
00:31:57,624 --> 00:31:58,708
‫سلام علیکم

437
00:32:02,129 --> 00:32:03,422
‫بهم شلیک کردن

438
00:32:05,173 --> 00:32:06,716
‫به حریم خصوصی‌شون تجاوز کردی

439
00:32:07,300 --> 00:32:10,700
‫فقط مونده بود یه تابلو بندازی گردنت که
‫روش نوشته باشه «بهم شلیک کنید»

440
00:32:12,389 --> 00:32:14,766
‫- حالت چطوره؟
‫- بدک نیستم

441
00:32:15,392 --> 00:32:17,769
‫یکم درد دارم.
‫چقدر بیهوش بودم؟

442
00:32:18,854 --> 00:32:21,189
‫خیلی نبود. ترخیصت کردن

443
00:32:21,690 --> 00:32:24,390
‫فقط می‌خواستن تا تأثیر بی‌هوشی
‫از بین میره، استراحت کنی

444
00:32:32,325 --> 00:32:33,326
‫خب…

445
00:32:34,327 --> 00:32:36,455
‫جریان سینسترو چیـه؟

446
00:32:37,998 --> 00:32:39,458
‫چرا ازم می‌پرسی؟

447
00:32:40,709 --> 00:32:43,003
‫توی خواب همش اسمش رو میاوردی

448
00:32:45,213 --> 00:32:46,840
‫اجازه ندارم دربارش صحبت کنم

449
00:32:48,508 --> 00:32:50,927
‫اونقدرها هم چیز محرمانه‌ای نیست

450
00:32:53,013 --> 00:32:57,058
‫اینجا نوشته یه فانوس سبز بوده که
‫می‌خواسته کودتا کنه و

451
00:32:57,559 --> 00:32:59,603
‫یکی از رؤسا رو کُشته

452
00:33:00,812 --> 00:33:03,732
‫این رو هم نوشته که
‫تو جلوشو گرفتی

453
00:33:08,069 --> 00:33:09,237
‫دربارش صحبت نمی‌کنم

454
00:33:09,946 --> 00:33:13,158
‫ولی می‌کنی…توی خواب

455
00:33:14,242 --> 00:33:15,368
‫چطوری…

456
00:33:18,371 --> 00:33:20,081
‫حتماً شوخیت گرفته

457
00:33:20,165 --> 00:33:22,292
‫گفتم که، به حریم خصوصی تجاوز کردی

458
00:33:22,834 --> 00:33:24,177
‫تو رو به جدِ تام آزبورن،
‫(اسطوره‌ی راگبی نبراسکا)

459
00:33:24,252 --> 00:33:27,464
‫یا هر کی که می‌پرستی،
‫بیا و این رو باز کن

460
00:33:27,964 --> 00:33:32,093
‫اول باید به حرف‌هام گوش کنی.
‫به نظرت شدنیـه؟

461
00:33:32,761 --> 00:33:34,930
‫- بله، خانم
‫- خوبـه

462
00:33:35,931 --> 00:33:37,891
‫چون هر بار به حرفم گوش نکنی،

463
00:33:37,974 --> 00:33:39,351
‫یا جسد بدزدی،

464
00:33:39,434 --> 00:33:42,103
‫یا با کله بری توی مزرعه‌ی پدر شوهرم و

465
00:33:42,187 --> 00:33:45,565
‫نذاری صحبت‌ها رو من بکنم، در واقع فقط

466
00:33:45,649 --> 00:33:47,859
‫قدرت و اختیارات من رو خدشه‌دار می‌کنی

467
00:33:48,985 --> 00:33:50,445
‫ناسلامتی من کلانترم

468
00:33:50,987 --> 00:33:54,157
‫اگه به حرف من گوش ندی،
‫این تصور رو جا می‌اندازی

469
00:33:54,241 --> 00:33:57,244
‫که میکن همه‌کاره‌ی این شهره.
‫باور کن،

470
00:33:58,245 --> 00:34:00,914
‫به نفعتـه این باور بیشتر از این جا نیفته

471
00:34:02,624 --> 00:34:04,209
‫اینجا شهر منـه

472
00:34:04,292 --> 00:34:06,962
‫کلی خودم رو پاره کردم تا
‫احترام مردم رو جلب کنم و

473
00:34:07,045 --> 00:34:09,089
‫نمی‌تونم بذارم این رو زیر سؤال ببری

474
00:34:12,592 --> 00:34:13,592
‫حق با توئـه

475
00:34:16,346 --> 00:34:18,348
‫متأسفم. حق با توئـه

476
00:34:23,311 --> 00:34:26,438
‫پس الان برمی‌گردی مسافرخونه و
‫می‌ذاری کار خودم رو بکنم؟

477
00:34:27,190 --> 00:34:29,775
‫دیگه با کله نمیری مزرعه‌اش؟

478
00:34:31,444 --> 00:34:33,612
‫به جون تام آزبورن نمیرم

479
00:34:51,089 --> 00:34:53,174
‫محض اطلاعت باید بدونی که
‫من طرف تو نیستم

480
00:34:53,800 --> 00:34:56,177
‫طرف میکن هم نیستم. طرف خودمم

481
00:34:57,012 --> 00:34:58,888
‫فقط می‌خوام این شهر رو سرپا نگه دارم

482
00:35:07,564 --> 00:35:09,107
‫میشه یه سؤال بپرسم؟

483
00:35:09,733 --> 00:35:11,901
‫اگه از دستگاه‌های فضایی‌یاب خبر داشتم،

484
00:35:11,985 --> 00:35:13,903
‫چرا اصرار داشتم اجازه‌ی دخالت نداری؟

485
00:35:14,904 --> 00:35:16,239
‫سؤالیـه که پیش میاد

486
00:35:18,908 --> 00:35:20,243
‫بقیه مُرده بودن

487
00:35:21,119 --> 00:35:23,455
‫پیش خودم گفتم اگه ویلن نشون نشده،

488
00:35:23,538 --> 00:35:24,789
‫لابد فضایی نیست

489
00:35:25,832 --> 00:35:26,875
‫ولی اشتباه می‌کردم

490
00:35:27,959 --> 00:35:29,002
‫پیش میاد

491
00:35:30,045 --> 00:35:31,838
‫نباید بیاد. ببین

492
00:35:32,881 --> 00:35:35,634
‫عذر می‌خوام چوب لای چرخت گذاشتم

493
00:35:37,093 --> 00:35:39,137
‫فقط نمی‌خواستم پدر بیلی

494
00:35:39,220 --> 00:35:41,056
‫کل ملت رو تحریک کنه و

495
00:35:41,139 --> 00:35:44,434
‫بابت حمله‌ی فضایی‌ها نگران‌شون کنه

496
00:35:45,644 --> 00:35:47,145
‫ولی نقشه‌ام دود شد رفت هوا

497
00:35:50,273 --> 00:35:51,900
‫مرسی که باهام روراستی

498
00:35:54,402 --> 00:35:56,988
‫مرسی که توی حوزه‌ی استحفاظیم نمُردی

499
00:36:00,575 --> 00:36:02,118
‫حالا نوبت منـه یه چیزی بپرسم

500
00:36:03,787 --> 00:36:06,164
‫اگه تهدید رفع شده،
‫واسه چی هنوز اینجا موندم؟

501
00:36:07,248 --> 00:36:08,792
‫سؤالیـه که پیش میاد

502
00:36:08,875 --> 00:36:11,920
‫اینجا یه مشکلی هست.
‫می‌تونم حسش کنم.

503
00:36:16,007 --> 00:36:17,592
‫چرا می‌خوای از اینجا برم؟

504
00:36:18,968 --> 00:36:23,014
‫انگار خیلی بی‌خود و بی‌دلیل
‫همه چی در آستانه‌ی فروپاشیـه

505
00:36:24,057 --> 00:36:26,017
‫اینجا داره توی بی‌نظمی فرو میره

506
00:36:27,227 --> 00:36:30,313
‫بلبشوها و تیر خوردن‌های تو هم
‫فقط اوضاع رو خراب‌تر می‌کنه

507
00:36:32,982 --> 00:36:35,068
‫اگه لازمت داشتم، می‌تونم زنگ بزنم

508
00:36:40,323 --> 00:36:41,741
‫کنار تختم مونده بودی

509
00:36:43,576 --> 00:36:44,786
‫کتاب خیلی خوبیـه

510
00:36:45,745 --> 00:36:48,248
‫وقتی توی خونه بچه داری،
‫خیلی وقت نمی‌کنی مطالعه کنی

511
00:36:57,172 --> 00:37:01,172
‫« فهرست ترخیص بیماران »
‫« هل جردن »

512
00:37:06,558 --> 00:37:10,061
‫خب، اهل کجایی؟

513
00:37:11,521 --> 00:37:13,398
‫حالا که تصمیم گرفتی خودمونی بشی،

514
00:37:13,481 --> 00:37:16,151
‫بهترین سؤالی که به ذهنت می‌رسید این بود؟
‫که اهل کجام؟

515
00:37:16,234 --> 00:37:18,278
‫خب، آخه خیلی نمی‌خوره اهل راش‌ویل باشی

516
00:37:18,361 --> 00:37:21,406
‫- الحق که خودشیفته‌ای
‫- دلیل نمیشه اشتباه کنم

517
00:37:22,657 --> 00:37:25,452
‫اهل گاتهامم.
‫یهویی تصمیم گرفتم بیام اینجا.

518
00:37:26,327 --> 00:37:28,830
‫- به نظر داستان جالبی میاد
‫- موافقم

519
00:37:30,749 --> 00:37:33,334
‫- بقیه‌اش رو تعریف نمی‌کنی؟
‫- نه دیگه

520
00:37:33,918 --> 00:37:36,179
‫فعلاً به همین راضیم

521
00:37:36,254 --> 00:37:38,173
‫چون قرار نیست از اینجا بری

522
00:37:38,673 --> 00:37:40,759
‫یه کلمه از حرف‌هام رو هم گوش ندادی، نه؟

523
00:37:40,842 --> 00:37:43,762
‫چرا، یه ذره گوش دادم.
‫بقیه‌ی مریض‌ها کجان؟

524
00:37:43,845 --> 00:37:46,723
‫اینجا شهر کوچیکیـه.
‫اونقدرها مریض نداریم.

525
00:37:50,059 --> 00:37:52,812
‫نصف تجهیزات انگار تازه از جعبه در اومدن

526
00:37:52,896 --> 00:37:55,982
‫آره، خب، اکثر ملت اونقدر
‫عقل تو کله‌شون هست که تیر نخورن

527
00:38:07,702 --> 00:38:09,245
‫مرسی. همین‌جا خوبـه

528
00:38:15,251 --> 00:38:16,669
‫بفرمایید. ممنون

529
00:38:31,726 --> 00:38:33,102
‫سلام

530
00:38:33,937 --> 00:38:36,064
‫میشه لطفاً یه…

531
00:38:36,147 --> 00:38:38,024
‫قهوه‌ی بدون کافئین بدید؟

532
00:38:38,107 --> 00:38:40,109
‫حتماً

533
00:38:52,330 --> 00:38:54,457
‫شهر کوچیکیـه. پیش میاد

534
00:38:57,085 --> 00:38:58,086
‫آره

535
00:38:58,169 --> 00:39:00,296
‫لژها راحت‌ترن

536
00:39:01,631 --> 00:39:03,591
‫روز پرماجرایی داشتم

537
00:39:03,675 --> 00:39:06,636
‫فقط می‌خوام یکم ذهنم آروم شه

538
00:39:06,719 --> 00:39:08,471
‫آره، آره. حق میدم

539
00:39:14,978 --> 00:39:15,979
‫خیلی ممنون

540
00:39:16,062 --> 00:39:17,272
‫- بفرما
‫- مرسی

541
00:39:45,466 --> 00:39:47,969
‫محض اطلاعت،

542
00:39:49,429 --> 00:39:51,723
‫اگه می‌دونستم شوهر داری،
‫باهات نمی‌خوابیدم

543
00:39:55,101 --> 00:39:57,020
‫خب، خوشحالم نمی‌دونستی

544
00:40:01,190 --> 00:40:02,650
‫با این‌جور چیزا حال می‌کنی؟

545
00:40:03,985 --> 00:40:05,486
‫منظورت چیـه؟

546
00:40:07,447 --> 00:40:08,823
‫یعنی…

547
00:40:10,241 --> 00:40:12,035
‫رابطه‌ات با شوهرت نامتداولـه؟

548
00:40:15,997 --> 00:40:17,206
‫شوهرم رو دیدی دیگه؟

549
00:40:18,374 --> 00:40:19,834
‫آره. خودت چی فکر می‌کنی؟

550
00:40:19,918 --> 00:40:22,545
‫با کمال احترام، به نظرم یه تخته‌اش کمـه

551
00:40:22,629 --> 00:40:25,214
‫آره، درستـه. اصلاً بگو دو سه‌تا تخته‌اش

552
00:40:25,298 --> 00:40:26,925
‫آره. به نظرم مخش تاب داره،

553
00:40:27,008 --> 00:40:28,058
‫ولی تو این‌طوری نیستی

554
00:40:31,596 --> 00:40:35,016
‫- از کجا مطمئنی؟
‫- تو رو شناختم

555
00:40:35,642 --> 00:40:37,393
‫به نظرم قبل از هر کاری

556
00:40:37,477 --> 00:40:39,979
‫اول خوب بهش فکر می‌کنی. می‌دونی؟

557
00:40:40,063 --> 00:40:43,858
‫مردهای سفیدپوست می‌تونن
‫با خیال راحت غیرمتعارف باشن

558
00:40:45,026 --> 00:40:46,444
‫ولی مردهای سفیدپوست ثروتمند؟

559
00:40:47,153 --> 00:40:49,697
‫می‌تونن هر کاری عشق‌شون می‌کشه بکنن

560
00:40:50,323 --> 00:40:52,825
‫گاوچرون‌بازی کنن، قلعه بسازن

561
00:40:53,368 --> 00:40:56,746
‫- از این خصلتش خوشت میاد؟
‫- آره. از احساس امنیتش

562
00:40:56,829 --> 00:41:00,249
‫ضمناً می‌تونست یه داف بلوند از تگزاس بیاره
‫تا سوگلیش باشه،

563
00:41:00,333 --> 00:41:01,501
‫ولی من رو انتخاب کرده

564
00:41:02,835 --> 00:41:04,635
‫مطمئنم خیلی‌ها هستن که تو رو می‌خوان

565
00:41:04,712 --> 00:41:05,713
‫هیچکدوم…

566
00:41:07,382 --> 00:41:09,282
‫نمی‌تونن عین اون برام امکانات مهیا کنن

567
00:41:11,594 --> 00:41:13,694
‫می‌دونم این زندگی
‫گرفتاری‌های خودش رو داره…

568
00:41:14,263 --> 00:41:15,682
‫ولی به نظرم ارزشش رو داره

569
00:41:16,766 --> 00:41:19,466
‫وقتی هم بخوام ازش فاصله بگیرم،
‫یه استراحتی به خودم میدم

570
00:41:19,686 --> 00:41:22,021
‫پس برای یه زندگی راحت حاضری
‫با یه مرد سفیدپوستِ

571
00:41:22,105 --> 00:41:24,273
‫عجیب‌غریب که عقده‌ی ناجی‌گری داره بسازی؟

572
00:41:24,357 --> 00:41:26,776
‫نه. من با شوهرم زندگی می‌کنم
‫چون دوستش دارم

573
00:41:27,944 --> 00:41:29,594
‫می‌دونم که اون هم من رو دوست داره

574
00:41:33,700 --> 00:41:35,300
‫هی، مرد سفیدپوست تو در چه حالـه؟

575
00:41:37,036 --> 00:41:39,330
‫همم، در چه حالـه؟

576
00:41:40,873 --> 00:41:42,133
‫می‌خواست من رو از سرش وا کنه،

577
00:41:42,208 --> 00:41:44,752
‫واسه همین…من رو فرستاد
‫دنبال بند و بساطش

578
00:41:50,383 --> 00:41:53,302
‫واسه همین بود که
‫می‌خواستی ذهنت رو آروم کنی؟

579
00:42:00,852 --> 00:42:03,102
‫فقط می‌خوام ببینم می‌تونم
‫بهش اعتماد کنم یا نه

580
00:42:03,479 --> 00:42:05,690
‫اگه این موضوع برات سؤالـه،

581
00:42:05,773 --> 00:42:08,234
‫پس مطمئنم جوابش رو هم می‌دونی

582
00:42:38,222 --> 00:42:39,223
‫نه

583
00:42:41,142 --> 00:42:42,143
‫شروع نکن

584
00:42:47,106 --> 00:42:48,191
‫تو چت شده؟

585
00:42:48,900 --> 00:42:52,111
‫شوهر زیدت یه تک‌تیرانداز از قماش خودت
‫انداخت به جونم

586
00:42:52,195 --> 00:42:54,655
‫آها. کتفت؟

587
00:42:55,573 --> 00:42:56,908
‫گلوله رد شده؟

588
00:42:57,408 --> 00:42:58,993
‫آره، اخطار ماهرانه‌ایـه

589
00:42:59,494 --> 00:43:01,120
‫خوشحالم می‌بینم باهاش حال کردی

590
00:43:01,204 --> 00:43:03,456
‫آره

591
00:43:13,800 --> 00:43:15,510
‫مگه نگفتم لباس رو نیار؟

592
00:43:16,511 --> 00:43:19,847
‫آره، خب، شاید سر حرمتی که
‫براش قائلم، نتونستم

593
00:43:19,931 --> 00:43:22,600
‫وقتی لای وسایلم سرک می‌کشیدی،
‫دیگه چیکار کردی؟

594
00:43:22,975 --> 00:43:26,375
‫حوله‌ام رو پوشیدی و توش رقصیدی؟
‫عین میکروفون با بُرس موهام آواز خوندی؟

595
00:43:29,148 --> 00:43:30,742
‫در روشن‌ترین روز و تاریک‌ترین شب،

596
00:43:30,817 --> 00:43:31,951
‫هیچ نیروی شروری
‫از دید من پنهان نخواهد ماند

597
00:43:32,026 --> 00:43:33,327
‫آنان که نیروهای شیطانی را پرستش می‌کنند،

598
00:43:33,402 --> 00:43:35,302
‫باید از قدرت فانوس سبز من بر حذر باشند

599
00:43:37,281 --> 00:43:39,075
‫یه چیزی توی اون مزرعه هست

600
00:43:39,826 --> 00:43:41,160
‫حامی‌شون کلید ماجراست

601
00:43:41,244 --> 00:43:43,579
‫تا نفهمیدیم کیـه و
‫چی قایم کردن،

602
00:43:43,663 --> 00:43:44,831
‫همین‌جا می‌مونیم

603
00:43:44,914 --> 00:43:45,915
‫باشه

604
00:43:46,624 --> 00:43:49,627
‫هر چی تو بگی

605
00:43:52,296 --> 00:43:53,840
‫هی، بهتره یه نگاهی به…

606
00:43:54,382 --> 00:43:56,801
‫جزئیات قرارداد بیمه‌ی ماشینت بندازی

607
00:44:11,482 --> 00:44:13,568
‫این چیـه ریخته روی صندلی‌ها؟

608
00:44:13,651 --> 00:44:16,946
‫فکر کنم اصولاً بهش میگن عصاره‌ی فضایی

609
00:44:39,969 --> 00:44:41,637
‫درباره‌ی من‌هانترها چی می‌دونی؟

610
00:44:45,141 --> 00:44:46,234
‫این اسم رو از کجا شنیدی؟

611
00:44:46,309 --> 00:44:49,520
‫رفقای ویلنِ عزیز.
‫باهام سوار هواپیما شدن و

612
00:44:49,604 --> 00:44:51,522
‫بیرون خونه‌ات خفتم کردن

613
00:44:51,606 --> 00:44:54,066
‫مطمئنن یه من‌هانتر توی راش‌ویل هست

614
00:45:00,406 --> 00:45:02,074
‫خب، با تو چیکار داشتن؟

615
00:45:03,159 --> 00:45:07,622
‫می‌خوان شناساییش کنم و
‫تا ۴۸ ساعت دیگه باهاشون تماس بگیرم

616
00:45:07,705 --> 00:45:10,458
‫وگرنه نصف غرب نبراسکا رو می‌فرستن هوا

617
00:45:10,541 --> 00:45:11,542
‫چرا تو؟

618
00:45:11,626 --> 00:45:14,879
‫چون به تو اعتماد ندارن.
‫در واقع صراحتاً قید کرد که

619
00:45:14,962 --> 00:45:16,714
‫نباید چیزی به تو بگم

620
00:45:16,797 --> 00:45:18,633
‫- دیگه چی؟
‫- فقط اینکه فکر می‌کنه

621
00:45:18,716 --> 00:45:20,760
‫نگهبانان من‌هانتر رو اینجا قایم کردن

622
00:45:21,260 --> 00:45:23,930
‫- اونها همچین کاری نمی‌کنن
‫- من هم همین رو گفتم

623
00:45:24,013 --> 00:45:26,140
‫می‌دونستم اینجا یه کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه‌ست

624
00:45:26,224 --> 00:45:28,267
‫حس ششمم هیچ‌وقت اشتباه نمی‌کنه

625
00:45:36,567 --> 00:45:38,161
‫حتماً اَبین سِر اون رو آورده اینجا و

626
00:45:38,236 --> 00:45:39,612
‫بعد من‌هانتر اون رو کُشته

627
00:45:40,821 --> 00:45:42,281
‫آره، بعدش تو صاحب حلقه شدی

628
00:45:43,407 --> 00:45:45,576
‫دیگه درباره‌ی من‌هانترها چی می‌دونی؟

629
00:45:47,161 --> 00:45:48,546
‫این اطلاعات برای تو محرمانه‌ست، تازه‌کار

630
00:45:48,621 --> 00:45:51,666
‫نه، این‌طور نیست.
‫خودم بهت گفتم اون اینجاست.

631
00:45:51,749 --> 00:45:54,343
‫آقای سلسله‌مراتب، انتظار داری
‫الان قوانین رو زیر پا بذارم؟

632
00:45:54,418 --> 00:45:56,128
‫هل، اونها نمی‌دونن چه کالبدی داره

633
00:45:56,212 --> 00:45:58,714
‫ممکنـه هر کدوم از اهالی شهر باشه

634
00:46:02,301 --> 00:46:03,594
‫دیگه چی بهت گفتن؟

635
00:46:06,722 --> 00:46:08,182
‫می‌دونی، فقط اینکه…

636
00:46:09,350 --> 00:46:10,977
‫نه حتی زنده نگه داشتن،

637
00:46:12,144 --> 00:46:15,314
‫بلکه تنها خلق یک موجود زنده
‫بدون داشتن حلقه،

638
00:46:15,398 --> 00:46:18,442
‫چنان مهارت سطح بالاییـه که
‫عملاً غیرممکنـه

639
00:46:18,526 --> 00:46:20,945
‫ولی مطمئنم اشتباه می‌کنن،

640
00:46:21,028 --> 00:46:22,321
‫چون در اون صورت،

641
00:46:23,072 --> 00:46:25,116
‫یه ماشالا بهم می‌گفتی

642
00:46:27,159 --> 00:46:28,369
‫آماشالا

643
00:46:34,834 --> 00:46:36,085
‫گفتی ۴۸ ساعت؟

644
00:46:37,878 --> 00:46:39,088
‫آره، ۴۸ ساعت

645
00:46:39,547 --> 00:46:41,257
‫به نگهبانان که چیزی نگفتی؟

646
00:46:44,802 --> 00:46:46,137
‫من به تو جواب پس میدم

647
00:46:47,972 --> 00:46:49,515
‫- هی
‫- چیـه؟

648
00:46:51,183 --> 00:46:52,518
‫اصلاً جریان اون پرنده چیـه؟

649
00:46:53,686 --> 00:46:55,438
‫- منظورت چیـه؟
‫- پرنده دیگه

650
00:46:55,521 --> 00:46:57,398
‫تو با ناخودآگاهت زنده‌اش کردی

651
00:46:57,481 --> 00:46:59,442
‫حتماً یه فلسفه‌ای پشتش هست

652
00:46:59,525 --> 00:47:00,609
‫فقط یه پرنده‌ست

653
00:47:56,000 --> 00:48:02,000
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">نیوفیلم</font>   <font color="Orange">NewFilm</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

654
00:48:02,500 --> 00:48:06,500
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">نیوفیلم</font>   <font color="Orange">NewFilm</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

655
00:48:30,366 --> 00:48:32,243
‫اجازه‌ی ورود برای هل جردن

656
00:48:32,326 --> 00:48:33,619
‫اجازه داده شد

657
00:48:54,849 --> 00:48:55,850
‫سینسترو

658
00:48:57,518 --> 00:48:58,519
‫هل

659
00:49:00,146 --> 00:49:01,939
‫بگو درباره‌ی من‌هانترها چی می‌دونی؟

660
00:49:03,732 --> 00:49:06,777
‫نه سلامی؟ نه احوال‌پرسی‌ای؟

661
00:49:07,778 --> 00:49:09,655
‫سلام، سینسترو.
‫حالت چطوره؟

662
00:49:11,115 --> 00:49:13,215
‫حالا درباره‌ی من‌هانترها چی می‌دونی، نکبت؟

663
00:49:14,535 --> 00:49:16,162
‫اگه یکی‌شون هنوز زنده باشه،

664
00:49:17,037 --> 00:49:19,874
‫دومین تهدید بزرگیـه که
‫الان باهاش مواجهی

665
00:49:21,834 --> 00:49:23,834
‫حالا چطوره درباره‌ی جان استوارت بهم بگی؟

666
00:49:25,500 --> 00:49:31,500
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">نیوفیلم</font>   <font color="Orange">NewFilm</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

667
00:49:31,779 --> 00:49:34,779
‫<font color="#00f300">♪ HUMAN CONDITION - PRETTY SICK ♪</font>

668
00:49:36,000 --> 00:49:40,000
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">نیوفیلم</font>   <font color="Orange">NewFilm</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال