﻿
1
00:00:03,703 --> 00:00:17,703
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مای موویز</font>   <font color="Orange">MyMoviz</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

2
00:00:19,121 --> 00:00:27,121
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مای موویز</font>   <font color="Orange">MyMoviz</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

3
00:03:37,807 --> 00:03:43,229
‫« سـالار مـگـس‌هـا »
‫« قـسـمـت سـوم: سـایـمـون »

4
00:05:01,301 --> 00:05:02,901
‫پونزدهم دسامبر

5
00:05:03,178 --> 00:05:04,778
‫شروع تعطیلات رو اعلام کردن

6
00:05:05,055 --> 00:05:08,517
‫والدین اومدن دنبال دانش‌آموزها
‫تا اینکه فقط من و جک موندیم

7
00:05:09,601 --> 00:05:11,977
‫جک تا شام باهام صحبت نکرد

8
00:05:11,978 --> 00:05:15,439
‫ولی بعد یه جوک بامزه
‫در مورد پودینگ نون و کره تعریف کرد

9
00:05:15,440 --> 00:05:17,651
‫سعی کردم موقع خندیدن
‫خوشحال و قدردان به‌نظر نیام

10
00:05:18,777 --> 00:05:19,853
‫از برنامه‌هاش حرف زد

11
00:05:19,877 --> 00:05:23,073
‫اینکه قراره این کریسمس رو تبدیل
‫به بهترین کریسمس عمرمون کنیم

12
00:05:24,115 --> 00:05:25,715
‫من حرف چندانی نزدم

13
00:05:26,910 --> 00:05:29,788
‫بعد از اون ازم خواستن برم دفتر
‫چون از خونه‌مون زنگ زده بودن

14
00:05:30,413 --> 00:05:33,290
‫مادرم می‌خواست قبل از اینکه
‫میرن سوئیس باهام صحبت کنه

15
00:05:33,291 --> 00:05:36,836
‫گفت پدرم خسته‌ست
‫و بعد از سال نو باهام صحبت می‌کنه

16
00:05:37,462 --> 00:05:39,062
‫به‌نظر سرحال نمیومد

17
00:05:59,442 --> 00:06:00,938
‫هر روز بیشتر به این نتیجه می‌رسم

18
00:06:00,962 --> 00:06:03,071
‫که شنا کردن
‫ تنها کار عاقلانه توی این جزیره‌ست

19
00:06:03,905 --> 00:06:05,505
‫تا کِی؟

20
00:06:05,824 --> 00:06:08,325
‫چرا ما باید تنها بزرگترهای این جزیره باشیم؟

21
00:06:08,326 --> 00:06:10,912
‫من که میگم "بخوریم، بخوابیم و شنا کنیم"

22
00:06:12,372 --> 00:06:13,972
‫جدی نمیگی

23
00:06:14,874 --> 00:06:16,474
‫ممکنه جدی بگم

24
00:06:16,960 --> 00:06:18,560
‫باید جدی جدی همینو بگم

25
00:06:22,132 --> 00:06:23,732
‫از اون ابرها خوشم نمیاد

26
00:06:25,427 --> 00:06:27,604
‫نمی‌دونم متوجه شدی یا نه
‫ولی اینجا هم بارون میاد

27
00:06:39,107 --> 00:06:40,707
‫نگران بارون نیستم

28
00:06:43,987 --> 00:06:45,587
‫نگران طوفانم

29
00:06:55,999 --> 00:06:58,626
‫یه طوفان در راهه

30
00:06:59,461 --> 00:07:01,128
‫مراقب عینکم باش

31
00:07:01,129 --> 00:07:04,214
‫اگر شیشه‌ش خیس بشه
‫باید برم تمیزش کنم

32
00:07:04,215 --> 00:07:05,633
‫بامزه بود

33
00:07:05,634 --> 00:07:07,469
‫فقط اگر حوصله‌ی
‫شوخی رو داشته باشی

34
00:07:08,094 --> 00:07:09,694
‫من سرم درد می‌کنه

35
00:07:12,474 --> 00:07:14,601
‫رالف، نکن! رالف!

36
00:07:16,478 --> 00:07:18,078
‫بس کن!

37
00:07:25,528 --> 00:07:27,197
‫طوفان بزرگی از راه رسید

38
00:07:27,989 --> 00:07:30,241
‫بزرگ‌ترین طوفانی
‫که سایمون کمبورن تابحال دیده بود

39
00:07:30,950 --> 00:07:32,550
‫از نظرش خیلی هیجان‌انگیز بود

40
00:07:33,286 --> 00:07:39,334
‫چکمه و کلاه و پالتوی بارونیش رو پوشید
‫و رفت بیرون توی طوفان

41
00:07:40,502 --> 00:07:42,420
‫و چیزی که دید شگفت‌زده‌ش کرد

42
00:07:43,380 --> 00:07:49,552
‫کل باغش تبدیل به
‫برکه شده بود و پر از ماهی بود

43
00:07:51,179 --> 00:07:53,556
‫یک لحظه ترسید

44
00:07:54,683 --> 00:07:59,354
‫ولی بعد، یه ماهی شنا کرد سمتش
‫لبخند زد و گفت:

45
00:08:00,897 --> 00:08:02,564
‫"جای قشنگیه، مگه نه؟"

46
00:08:04,567 --> 00:08:06,167
‫و سایمون خوشحال شد

47
00:08:09,531 --> 00:08:12,784
‫ولی بعد، سایمون کمبورن
‫یه مشکلی دید

48
00:08:13,410 --> 00:08:16,621
‫یه عالمه وزغ نارنجی
‫روی دروازه‌ی باغش نشسته بودن

49
00:08:17,622 --> 00:08:20,874
‫مشکلی... که فردا در موردش براتون میگم

50
00:08:20,875 --> 00:08:22,334
‫بگو دیگه خوکچه

51
00:08:22,335 --> 00:08:25,588
‫میگم، میگم، میگم، قول میدم

52
00:08:27,298 --> 00:08:29,259
‫خب، همه رفتن دستشویی؟

53
00:08:29,968 --> 00:08:31,568
‫پرسیوال، توام رفتی؟

54
00:08:31,886 --> 00:08:34,012
‫شماره تلفنم یادم رفته

55
00:08:34,013 --> 00:08:35,305
‫بوریتون 623

56
00:08:35,306 --> 00:08:36,906
‫پرسیوال

57
00:08:38,143 --> 00:08:41,103
‫آره. رفتم دستشویی

58
00:08:41,104 --> 00:08:42,704
‫ممنون

59
00:08:43,231 --> 00:08:44,857
‫خیلی‌خب، حالا دیگه ساکت باشین

60
00:08:44,858 --> 00:08:48,444
‫یادتون نره، اگر خوابتون نبرد
‫دلیل نمیشه بچه‌ی کناری‌تون خواب نباشه

61
00:08:48,445 --> 00:08:50,045
‫سعی کنین بقیه رو بیدار نکنین

62
00:08:50,488 --> 00:08:51,989
‫مگر اینکه بخواین برین دستشویی

63
00:08:51,990 --> 00:08:54,284
‫مگر اینکه بخواین برین دستشویی

64
00:09:32,655 --> 00:09:35,407
‫- چرا اسم من روشه؟
‫- کی؟

65
00:09:35,408 --> 00:09:37,451
‫پسری که خوکچه داره
‫در موردش داستان تعریف می‌کنه

66
00:09:37,452 --> 00:09:40,871
‫فکر کنم خوکچه داره دونه دونه
‫در مورد تمام بچه‌ها داستان میگه

67
00:09:40,872 --> 00:09:42,957
‫برای هرکس یه داستان
‫متفاوت میگه، می‌دونی چی میگم؟

68
00:09:45,877 --> 00:09:47,477
‫می‌دونه آخر داستان چی میشه؟

69
00:09:48,213 --> 00:09:50,839
‫نمی‌دونم. فکر کنم
‫موقع تعریف کردن یه چیزی از خودش درمیاره

70
00:09:50,840 --> 00:09:52,440
‫هوشش برای این چیزها خیلی خوبه

71
00:09:56,054 --> 00:09:58,263
‫جدی گفتی؟ که گفتی کمتر کار کنیم؟

72
00:09:58,264 --> 00:10:02,017
‫آخه هم باید آلونک دومی رو مستحکم کنیم
‫آتش درخواست کمک رو روشن نگه داریم...

73
00:10:02,018 --> 00:10:04,395
‫بچه‌های اردوگاه جک نگران این چیزها نیستن

74
00:10:15,365 --> 00:10:18,076
‫یه روز بابام منو برد توی دفترش

75
00:10:19,869 --> 00:10:21,078
‫مادرم اونجا بود

76
00:10:21,079 --> 00:10:22,679
‫چشم‌هاش خیس بود

77
00:10:24,082 --> 00:10:25,123
‫صورتش کبود شده بود

78
00:10:25,124 --> 00:10:26,724
‫اینجا

79
00:10:27,377 --> 00:10:30,254
‫ازم پرسید کی رو ترجیح میدم
‫بابام یا مادرم

80
00:10:30,255 --> 00:10:34,425
‫یه لحظه فکر کردم، و بهش گفتم
‫نمی‌تونم تصمیم بگیرم کی رو ترجیح میدم

81
00:10:38,388 --> 00:10:40,055
‫- تصمیم سختیه...
‫- اونقدرام سخت نیست

82
00:10:40,056 --> 00:10:42,725
‫عاشق مادرم بودم
‫و از بابام متنفر بودم

83
00:10:43,643 --> 00:10:44,852
‫ولی اینو نگفتم

84
00:10:44,853 --> 00:10:47,396
‫به‌جاش، گفتم نمی‌تونم تصمیم بگیرم

85
00:10:47,397 --> 00:10:49,022
‫بزدل بودم

86
00:10:49,023 --> 00:10:51,066
‫بابام بهم گفته همه‌مون بزدلیم

87
00:10:51,067 --> 00:10:52,317
‫حداقل گاهی اوقات

88
00:10:52,318 --> 00:10:55,487
‫موهای مادرم رو کشید و بلندش کرد
‫و گفت "شنیدی؟"

89
00:10:55,488 --> 00:10:58,699
‫"حتی پسر نازنینت هم
‫به‌قدر کافی دوستت نداره"

90
00:10:58,700 --> 00:11:01,786
‫بابام رفت و درو کوبید به هم
‫و مادرم بهم نگاه کرد

91
00:11:02,996 --> 00:11:06,749
‫و داد کشید و رفت دنبال بابام
‫و بابت یه چیزی التماسش کرد

92
00:11:16,593 --> 00:11:18,720
‫منظورم... منظورم اینه که...

93
00:11:19,596 --> 00:11:21,347
‫من بزدلم

94
00:11:22,098 --> 00:11:24,182
‫و می‌دونم جک هم بزدله

95
00:11:24,183 --> 00:11:27,227
‫و اگر بفهمه اینو بهت گفتم
‫ازم متنفر میشه، ولی واقعاً هست

96
00:11:27,228 --> 00:11:28,854
‫- ولی تو نیستی، رالف
‫- تو از کجا می‌دونی؟

97
00:11:28,855 --> 00:11:31,732
‫و ماها... همه‌ی بچه کوچولوها بهت نیاز داریم

98
00:11:31,733 --> 00:11:33,333
‫من بهت نیاز دارم

99
00:11:47,582 --> 00:11:49,876
‫اصلاً تو و جک رو درک نمی‌کنم

100
00:11:55,006 --> 00:11:58,051
‫موقع تعطیلات طولانی
‫مدت زیادی تنها بودیم

101
00:11:58,801 --> 00:12:00,678
‫وقتی کس دیگه‌ای نبود
‫رابطه‌مون با هم خوب بود

102
00:12:01,387 --> 00:12:03,890
‫ولی بعدش بقیه برمی‌گشتن
‫و اون خیلی راحت ولم می‌کرد

103
00:12:04,599 --> 00:12:06,199
‫هیچوقت ناراحت نمی‌شدم

104
00:12:06,434 --> 00:12:08,034
‫مهربون‌تر از چیزیه که بقیه فکر می‌کنن

105
00:12:09,354 --> 00:12:12,272
‫ولی یه چیزی هست...

106
00:12:12,273 --> 00:12:14,399
‫- رالف! رالف!
‫- رالف! رالف! ما...

107
00:12:14,400 --> 00:12:16,026
‫- چیه؟
‫- ما دیدیمش

108
00:12:16,027 --> 00:12:17,819
‫- دیدیمش...
‫- هیولا رو دیدیم

109
00:12:17,820 --> 00:12:19,697
‫دم آتش درخواست کمک بودیم

110
00:12:20,448 --> 00:12:22,048
‫یه هیولا توی این جزیره‌ست

111
00:14:05,511 --> 00:14:07,111
‫جک!

112
00:14:08,181 --> 00:14:09,781
‫جک!

113
00:14:09,932 --> 00:14:11,532
‫دارن میان

114
00:14:22,653 --> 00:14:24,253
‫چرا برگ گرفتین دستتون؟

115
00:14:25,448 --> 00:14:27,048
‫فکر خوکچه‌ بود

116
00:14:28,326 --> 00:14:30,703
‫می‌خواستیم نشون‌تون بدیم
‫که اومدیم برای مذاکره

117
00:14:32,163 --> 00:14:33,915
‫می‌خواین در مورد چی مذاکره کنین؟

118
00:14:35,083 --> 00:14:37,627
‫هیولا. دوباره دیدیمش

119
00:14:39,378 --> 00:14:40,754
‫نور آتیش همه‌جا رو روشن کرده بود

120
00:14:40,755 --> 00:14:42,255
‫تازه روشنش کرده بودیم

121
00:14:42,256 --> 00:14:43,340
‫آتیش رو میگم...

122
00:14:43,341 --> 00:14:46,134
‫- هیزم بیشتری توش ریختیم...
‫- بر اساس برنامه‌ی خوکچه

123
00:14:46,135 --> 00:14:47,302
‫برای آتش درخواست کمک

124
00:14:47,303 --> 00:14:49,346
‫بعدش یهویی چشم‌هاش رو دیدیم

125
00:14:49,347 --> 00:14:50,680
‫- دندون‌هاش
‫- پنجه‌هاش

126
00:14:50,681 --> 00:14:53,266
‫ترکیبی از گوریل و شیر بود

127
00:14:53,267 --> 00:14:55,936
‫- ولی شبیه هیچکدوم نبود
‫- با تمام سرعت فرار کردیم

128
00:14:55,937 --> 00:14:57,562
‫- خوردیم اینور اونور
‫- اونم افتاد دنبالمون

129
00:14:57,563 --> 00:15:01,608
‫- اینم کار اونه؟
‫- نه، خورد به یه بوته

130
00:15:01,609 --> 00:15:03,861
‫مطمئنین دیدینش؟ هیولا رو؟

131
00:15:04,862 --> 00:15:06,462
‫سربه‌سرمون نمی‌ذارین؟

132
00:15:07,698 --> 00:15:09,298
‫آره دیدیمش

133
00:15:12,662 --> 00:15:14,262
‫من حرفشون رو باور می‌کنم

134
00:15:16,374 --> 00:15:18,583
‫آره. منم حرفشون رو باور می‌کنم

135
00:15:21,712 --> 00:15:24,047
‫پس سوال اینه که
‫عقب‌نشینی کنیم یا حمله

136
00:15:24,048 --> 00:15:26,800
‫می‌خوای عقب‌نشینی کنی بری کجا، فرمانده؟
‫یه جزیره‌ی دیگه؟

137
00:15:26,801 --> 00:15:29,344
‫- تو جزیره‌ی دیگه‌ای دیدی، موریس؟
‫- یه بار فکر کردم دیدم

138
00:15:29,345 --> 00:15:31,012
‫ولی یه مگس بود
‫که نشسته بود روی چشمم

139
00:15:31,013 --> 00:15:33,723
‫هیولا تابحال نیومده این پایین

140
00:15:33,724 --> 00:15:35,058
‫اگر با همدیگه اینجا بمونیم...

141
00:15:35,059 --> 00:15:37,894
‫و جامون تنگ بشه؟
‫غذامون رو از کجا بیاریم، راجر؟

142
00:15:37,895 --> 00:15:40,772
‫شاید اگر مودبانه خواهش کنیم
‫خوک‌ها بیان پیش ما

143
00:15:42,150 --> 00:15:43,316
‫وقت شکاره

144
00:15:43,317 --> 00:15:45,652
‫شکارچی‌ها میرن شکار، سلاح داریم

145
00:15:45,653 --> 00:15:47,737
‫اون نیزه‌ها از جنس چوبن

146
00:15:47,738 --> 00:15:50,073
‫نگرانمونی. چه قشنگ

147
00:15:50,074 --> 00:15:53,202
‫فقط نمی‌فهمم حمله کردن به یه هیولا
‫با چوب‌کبریت چه فایده‌ای داره

148
00:15:54,579 --> 00:15:57,372
‫پس با خوکت موافقی؟
‫میگی منتظر بمونیم هیولا بره؟

149
00:15:57,373 --> 00:15:58,748
‫- من همچین حرفی زدم؟
‫- آره

150
00:15:58,749 --> 00:16:00,709
‫- فقط میگم باید خوب بهش فکر کنیم
‫- باید دست به‌کار بشیم!

151
00:16:00,710 --> 00:16:02,919
‫- یالا بلند شین بریم، سربازان مسیحی!
‫- به فکر بچه کوچولوها باش، جک

152
00:16:02,920 --> 00:16:05,547
‫- اگر ما بریم و اون هیولا سر برسه...
‫- سایمون. الکی شلوغش نکن

153
00:16:05,548 --> 00:16:08,383
‫- گور بابای بچه کوچولوها
‫- بس کنین. همه دارن داد می‌زنن

154
00:16:08,384 --> 00:16:10,177
‫باید با صدف یه جلسه‌ی
‫درست‌و‌حسابی بذاریم

155
00:16:10,178 --> 00:16:12,804
‫گور بابای صدف!
‫ما می‌دونیم کی باید حرف بزنه

156
00:16:12,805 --> 00:16:15,390
‫سایمون تابحال چه حرف مفیدی زده؟

157
00:16:15,391 --> 00:16:16,991
‫یا مثلاً بیل؟

158
00:16:20,438 --> 00:16:23,441
‫وقتشه بعضی‌ها تصمیمات رو
‫بذارن به عهده‌ی بقیه‌مون

159
00:16:28,362 --> 00:16:29,962
‫حرفت بی‌رحمانه بود

160
00:16:30,781 --> 00:16:32,381
‫اون عضو گروه سروده

161
00:16:32,742 --> 00:16:34,342
‫باید میومد پیش من

162
00:16:36,495 --> 00:16:39,624
‫بعلاوه، از نگرانی بابت
‫بی‌رحم بودن یا نبودن خسته شدم

163
00:16:40,499 --> 00:16:42,099
‫وقتشه بزنیم به سیم آخر

164
00:16:42,460 --> 00:16:45,003
‫- بدرود
‫- به همه‌ی جوانبش فکر نکردی

165
00:16:45,004 --> 00:16:48,049
‫کجا ممکنه باشه؟
‫کجا زندگی می‌کنه که ما ندیدیمش؟

166
00:16:52,470 --> 00:16:54,931
‫ممنونم، رالف
‫بهمون نشون دادی باید از کجا شروع کنیم

167
00:16:55,765 --> 00:16:58,391
‫تنها جایی که نرفتیم
‫یادته موریس؟

168
00:16:58,392 --> 00:17:01,811
‫ته جزیره، اونجایی که همه‌ش سنگیه

169
00:17:01,812 --> 00:17:03,412
‫آره، می‌دونم کجا رو میگی

170
00:17:04,523 --> 00:17:06,942
‫حواست هست که بدترین چیز
‫بودن هیولا روی کوه

171
00:17:06,943 --> 00:17:08,736
‫اینه که آتش درخواست کمک خاموش شده؟

172
00:17:09,654 --> 00:17:11,322
‫روشن کردن آتش وظیفه‌ی ماست

173
00:17:12,281 --> 00:17:14,242
‫یا دیگه تو فکر نجات پیدا کردن نیستی؟

174
00:17:18,746 --> 00:17:20,346
‫پس همه‌مون میریم

175
00:17:21,165 --> 00:17:22,765
‫پس همه‌ی ما بزرگترها میریم

176
00:17:25,044 --> 00:17:26,712
‫باید همه‌مون با هم
‫هیولا رو بکشیم

177
00:17:29,882 --> 00:17:31,482
‫خوبه

178
00:18:05,001 --> 00:18:06,668
‫هرجا که میریم...

179
00:18:06,669 --> 00:18:08,269
‫نه

180
00:18:10,798 --> 00:18:12,398
‫با اونا نمی‌خونیم

181
00:18:42,913 --> 00:18:46,000
‫مشخصه چرا فقط
‫این بخش از جزیره رو نگشتیم

182
00:19:06,562 --> 00:19:08,162
‫من رئیسم

183
00:19:08,647 --> 00:19:10,691
‫من میرم. شما همین‌جا بمونین

184
00:19:17,365 --> 00:19:18,965
‫قایم بشین

185
00:19:19,450 --> 00:19:21,050
‫منتظر من بمونین

186
00:19:34,256 --> 00:19:36,509
‫به‌نظرت این‌کارا برای پیدا کردن هیولاست؟

187
00:20:50,708 --> 00:20:52,308
‫من رهبر شکارچی‌هام

188
00:20:53,502 --> 00:20:55,129
‫نمی‌تونم بذارم تنهایی بری

189
00:21:57,566 --> 00:21:59,133
‫ایول!

190
00:21:59,157 --> 00:22:00,242
‫آفرین رالف!

191
00:22:55,165 --> 00:22:56,765
‫ایول!

192
00:23:15,519 --> 00:23:17,103
‫هیچ هیولایی اینجا نیست

193
00:23:17,104 --> 00:23:19,647
‫نه. ولی جای محشری
‫برای ساختن قلعه‌ست

194
00:23:20,607 --> 00:23:23,568
‫اگر خواستی بساز
‫من که دیگه نمیام اینجا

195
00:23:23,569 --> 00:23:25,653
‫وقتی بیای اینجا
‫دیگه چه نیازی هست بری؟

196
00:23:25,654 --> 00:23:27,697
‫اینجا آب تمیز نداره

197
00:23:27,698 --> 00:23:29,298
‫پس این چیه؟

198
00:23:36,290 --> 00:23:38,624
‫میشه یه پوست نارگیل گذاشت زیرش
‫تا همیشه پر باشه

199
00:23:38,625 --> 00:23:42,295
‫هیچ نارگیلی اینجا نیست
‫میوه و خوک هم نیست

200
00:23:42,296 --> 00:23:43,896
‫مجبور میشیم
‫برای آوردن غذا بریم و بیایم

201
00:23:50,137 --> 00:23:52,096
‫برمی‌گردیم و میریم بالای کوه

202
00:23:52,097 --> 00:23:53,598
‫موریس اشتباه می‌کرد

203
00:23:53,599 --> 00:23:55,516
‫بهتره از جایی که دوقلوها دیدنش شروع کنیم

204
00:23:55,517 --> 00:23:56,976
‫حیف که اول نرفتیم اونجا

205
00:23:56,977 --> 00:23:58,577
‫به اردوگاه نزدیک‌تر بود

206
00:23:58,979 --> 00:24:00,814
‫می‌خوای موریس رو توبیخ کنم؟

207
00:24:02,358 --> 00:24:04,276
‫فکر موریس که نبود

208
00:24:10,949 --> 00:24:13,576
‫تظاهر می‌کنی شجاعی، رئیس

209
00:24:13,577 --> 00:24:15,870
‫ولی توام مثل بقیه می‌ترسی

210
00:24:15,871 --> 00:24:17,471
‫مگه نه؟

211
00:24:18,957 --> 00:24:21,418
‫و توام اونقدری که می‌خوای
‫فکر کنیم سرسخت نیستی

212
00:24:25,047 --> 00:24:26,647
‫کی همچین حرفی بهت زده؟

213
00:25:32,364 --> 00:25:33,964
‫هجدهم دسامبر

214
00:25:34,408 --> 00:25:38,829
‫تصمیم گرفتیم اسم درخت بلوط بزرگ
‫"پیلگریم کورت" رو بذاریم "درخت سرنوشت"

215
00:25:40,080 --> 00:25:43,000
‫جک می‌خواد دوباره
‫از کل محوطه نقشه‌برداری کنیم

216
00:25:44,293 --> 00:25:48,172
‫هفته‌ی آینده وقت خلقته، خلقت ما

217
00:25:48,922 --> 00:25:52,884
‫و به تمام چیزهای درون محوطه
‫اسم و جانی دوباره می‌بخشیم

218
00:25:52,885 --> 00:25:54,595
‫جوری که انگار تازه خلق شدن

219
00:25:56,680 --> 00:25:59,765
‫منو با خودش برد و روی تپه‌ی
‫پشت کلیسای جامع وایسادیم

220
00:25:59,766 --> 00:26:02,560
‫و داد زدیم "پدیدار شو، ای نور"

221
00:26:02,561 --> 00:26:04,061
‫ظاهرش فوق‌العاده بود

222
00:26:04,062 --> 00:26:06,607
‫موهای زردش داشت مثل خورشید می‌درخشید

223
00:26:07,858 --> 00:26:12,695
‫گفت "ما همانند خداییم
‫چون اگر خدا نباشیم"

224
00:26:12,696 --> 00:26:14,948
‫"دنیا چطور می‌تونه خلق بشه؟"

225
00:26:40,265 --> 00:26:41,865
‫این کار احمقانه‌ست

226
00:26:42,017 --> 00:26:45,312
‫- نمی‌دونیم کجا داریم میریم
‫- تو فقط چاق و ضعیفی

227
00:27:04,456 --> 00:27:06,056
‫چرا وایسادیم؟

228
00:27:06,792 --> 00:27:08,392
‫- قبلاً هم اینجا اومده بودیم
‫- آره یادمه

229
00:27:09,294 --> 00:27:11,462
‫اگر از این سمت بریم...
‫مسیر خوک‌ها رو یادته؟

230
00:27:11,463 --> 00:27:13,005
‫کیلومترها ادامه داشت

231
00:27:13,006 --> 00:27:15,900
‫اگر اونو پیدا کنیم، راه رسیدن
‫به آتش درخواست کمک رو هم پیدا می‌کنیم

232
00:27:38,031 --> 00:27:39,991
‫اصلاً می‌دونیم کجا داریم میریم؟

233
00:27:39,992 --> 00:27:41,592
‫داریم دنبال جک میریم

234
00:27:53,005 --> 00:27:54,605
‫مسیر خوک‌ها!

235
00:27:54,715 --> 00:27:56,315
‫مسیر خوک‌ها!

236
00:28:24,536 --> 00:28:27,331
‫جک! خورشید داره غروب می‌کنه

237
00:28:28,457 --> 00:28:31,042
‫- همه‌مون خسته‌ایم
‫- داریم دنبال هیولا می‌گردیم

238
00:28:31,043 --> 00:28:33,169
‫- باید هوا روشن باشه تا بتونیم بگردیم
‫- گشنمه

239
00:28:33,170 --> 00:28:35,922
‫اگر الان بریم، می‌‌تونیم تا قبل از
‫تاریک شدن هوا برگردیم اردوگاه

240
00:28:35,923 --> 00:28:38,049
‫می‌خوابیم و فردا میریم بالای کوه

241
00:28:38,050 --> 00:28:39,091
‫فکر خوبیه

242
00:28:39,092 --> 00:28:41,719
‫اگر می‌ترسین، باشه برمی‌گردیم

243
00:28:41,720 --> 00:28:43,304
‫مجبوری همه‌چی رو
‫تبدیل به رقابت کنی...؟

244
00:28:43,305 --> 00:28:44,905
‫بذارین بره

245
00:28:48,018 --> 00:28:49,618
‫سایمونت میگه بذارین برم

246
00:28:50,520 --> 00:28:52,689
‫خوکت میگه چرا باید برگردین

247
00:28:53,523 --> 00:28:56,401
‫تصمیمش با توئه، شاه رالف

248
00:29:05,494 --> 00:29:07,244
‫یه گروه کوچیک‌تر سریع‌تر حرکت می‌کنه

249
00:29:07,245 --> 00:29:08,913
‫بقیه برمی‌گردن اردوگاه

250
00:29:08,914 --> 00:29:11,416
‫خوبه. داوطلب لازم داریم

251
00:29:12,668 --> 00:29:14,268
‫ممنون

252
00:29:16,046 --> 00:29:19,299
‫بیخیال خیکی، تو زیادی کندی

253
00:29:20,842 --> 00:29:23,762
‫بچه کوچولوها توی اردوگاه
‫بهت نیاز دارن. واقعاً میگم

254
00:29:28,934 --> 00:29:31,311
‫با همدیگه راگبی بازی کردیم
‫خودت می‌دونی از پسش برمیام

255
00:29:33,772 --> 00:29:35,372
‫قول میدی غش نمی‌کنی؟

256
00:29:39,903 --> 00:29:41,503
‫به‌نظرم پنج نفر کافیه

257
00:30:16,732 --> 00:30:18,332
‫پسش بده

258
00:30:19,568 --> 00:30:22,362
‫- چیو پس بدم؟
‫- اصلاً یادم نمیاد چی توش نوشتم

259
00:30:27,117 --> 00:30:29,077
‫غم‌انگیزترین داستانیه که تابحال خوندم

260
00:30:30,203 --> 00:30:31,803
‫این چیزیه که نوشتی

261
00:30:44,176 --> 00:30:45,776
‫خسته‌این

262
00:30:46,094 --> 00:30:48,179
‫اگر نمی‌خواین ادامه بدین، خودم تنهایی میرم

263
00:30:48,180 --> 00:30:49,806
‫منم همراهت میام، جک

264
00:30:51,183 --> 00:30:52,783
‫منم همینطور

265
00:30:53,018 --> 00:30:54,618
‫من خسته نیستم

266
00:30:56,354 --> 00:30:58,022
‫هرکاری ازشون بخوای انجام میدن؟

267
00:30:58,023 --> 00:30:59,940
‫مگه افراد تو انجام نمیدن؟ سایمون

268
00:30:59,941 --> 00:31:01,541
‫تو که سگ حرف‌گوش‌کنی هستی

269
00:31:01,943 --> 00:31:04,154
‫هرجایی رالف میره
‫دنبالش میری، مگه نه؟

270
00:31:05,739 --> 00:31:07,783
‫خیلی‌خب باشه، شما سه تا برین

271
00:31:09,659 --> 00:31:11,259
‫با هیولا بجنگین

272
00:31:20,462 --> 00:31:22,062
‫دیدی؟

273
00:31:22,297 --> 00:31:24,091
‫نمی‌خوای بدون من این‌کارو بکنی

274
00:31:45,695 --> 00:31:47,295
‫رالف، لازم نیست بریم

275
00:31:49,741 --> 00:31:51,341
‫حالا دیگه تو سگ منی

276
00:31:53,078 --> 00:31:54,678
‫رالف

277
00:32:12,139 --> 00:32:13,739
‫فکر خوبیه

278
00:32:39,875 --> 00:32:41,475
‫چیزی می‌بینین؟

279
00:32:43,670 --> 00:32:45,212
‫هیچ صخره‌ای اونجا نیست

280
00:32:45,213 --> 00:32:46,813
‫درست میگم؟

281
00:33:24,002 --> 00:33:25,961
‫جک، بقیه رو نترسون

282
00:33:25,962 --> 00:33:28,924
‫بقیه رو نترسونم؟ بایدم بترسن

283
00:33:38,558 --> 00:33:40,893
‫- من درخواست جلسه دادم
‫- اصلاً جلسه‌ای نیست

284
00:33:40,894 --> 00:33:42,494
‫صدف دست منه!

285
00:33:42,938 --> 00:33:44,538
‫تو که از صدف متنفری

286
00:33:46,983 --> 00:33:50,194
‫اول از همه باید بدونین
‫که هیولا رو دیدیم

287
00:33:50,195 --> 00:33:51,695
‫- چی؟
‫- هیولا؟

288
00:33:51,696 --> 00:33:53,739
‫فقط چند متر باهاش فاصله داشتیم

289
00:33:53,740 --> 00:33:55,991
‫بلند شد و بهمون خیره شد

290
00:33:55,992 --> 00:33:59,621
‫ساکت بشین دیگه!
‫قضیه مهمه و صدف دست منه!

291
00:34:04,334 --> 00:34:06,044
‫نمی‌دونیم این هیولا چیکار می‌کنه

292
00:34:06,711 --> 00:34:08,379
‫حتی نمی‌دونیم چیه

293
00:34:08,380 --> 00:34:10,674
‫- از دریا میاد بیرون
‫- میاد شکار

294
00:34:11,591 --> 00:34:13,801
‫- شاید هیولا...
‫- آره

295
00:34:13,802 --> 00:34:15,761
‫میاد شکار، همین‌کارو می‌کنه

296
00:34:15,762 --> 00:34:17,054
‫هیولا یه شکارچیه

297
00:34:17,055 --> 00:34:18,722
‫و فقط یه کار میشه
‫با شکارچی‌ها کرد

298
00:34:18,723 --> 00:34:20,432
‫- اینکه شکارشون کنیم
‫- آره!

299
00:34:20,433 --> 00:34:22,810
‫یا می‌کشیم یا کشته میشیم

300
00:34:22,811 --> 00:34:25,272
‫کسی داره اینو میگه
‫که سریع‌تر از همه‌مون فرار کرد

301
00:34:27,983 --> 00:34:30,276
‫رالف فکر می‌کنه
‫شکارچی‌هام به هیچ دردی نمی‌خورن

302
00:34:30,277 --> 00:34:31,694
‫چی؟ من که همچین حرفی نزدم. دروغگو!

303
00:34:31,695 --> 00:34:34,405
‫رالف فکر می‌کنی
‫شکارچی‌هام همه‌شون بزدلن!

304
00:34:34,406 --> 00:34:36,573
‫- یه مشت بزدل فرارین
‫- جک، میشه بذاری حرف بزنم؟

305
00:34:36,574 --> 00:34:38,075
‫رالف فرقی با خوکچه نداره

306
00:34:38,076 --> 00:34:40,744
‫همون حرف‌های خوکچه رو می‌زنه
‫چون خوکچه بهش میگه باید چی بگه

307
00:34:43,373 --> 00:34:45,394
‫حاضرین خوکچه رو
‫به عنوان رهبرتون انتخاب کنین؟

308
00:34:45,418 --> 00:34:46,083
‫نه

309
00:34:46,084 --> 00:34:48,294
‫- معلومه که نه!
‫- فقط بلدی حرف بزنی! فقط حرفی!

310
00:34:48,295 --> 00:34:50,754
‫کی می‌خواست جلسه بذاریم؟
‫کی جلسه گذاشت؟

311
00:34:50,755 --> 00:34:52,131
‫رالف نباید رئیس‌تون باشه

312
00:34:52,132 --> 00:34:54,425
‫- می‌شنوین چی میگم؟
‫- خودت یه اردوگاه داری

313
00:34:54,426 --> 00:34:56,026
‫صدف رو بده من

314
00:34:56,392 --> 00:34:57,685
‫بس کنین!

315
00:35:12,944 --> 00:35:14,528
‫بس کنین!

316
00:35:14,529 --> 00:35:16,239
‫بس کنین! بس کنین!

317
00:35:40,221 --> 00:35:43,307
‫فقط یه نفر می‌تونه
‫در مقابل هیولا ازتون محافظت کنه

318
00:35:43,308 --> 00:35:44,908
‫و اون یه نفر رئیس‌تون نیست

319
00:35:45,810 --> 00:35:47,410
‫بیاین بریم

320
00:35:47,520 --> 00:35:49,120
‫اصلاً نباید میومدیم اینجا

321
00:36:08,750 --> 00:36:11,043
‫♪ هرجا میریم ♪

322
00:36:11,044 --> 00:36:12,920
‫♪ هرجا میریم ♪

323
00:36:12,921 --> 00:36:14,755
‫♪ همیشه ازمون می‌پرسن ♪

324
00:36:14,756 --> 00:36:16,799
‫♪ همیشه ازمون می‌پرسن ♪

325
00:36:16,800 --> 00:36:18,842
‫♪ ما کی هستیم ♪

326
00:36:18,843 --> 00:36:20,761
‫♪ ما کی هستیم ♪

327
00:36:20,762 --> 00:36:22,805
‫♪ و از کجا اومدیم ♪

328
00:36:22,806 --> 00:36:24,474
‫♪ و از کجا اومدیم ♪

329
00:39:50,221 --> 00:39:51,821
‫بیست‌و‌ششم دسامبر

330
00:39:52,932 --> 00:39:54,975
‫جک هنوزم مریضه

331
00:39:54,976 --> 00:39:56,935
‫دارم براش هاکلبری فین می‌خونم

332
00:39:56,936 --> 00:39:59,479
‫یه‌جاش شروع کردم
‫اداهای بامزه درآوردن

333
00:39:59,480 --> 00:40:01,899
‫و جک حسابی خندید
‫برای همین همونطوری ادامه دادم

334
00:40:03,610 --> 00:40:07,362
‫گفتن باید خنک نگهش داریم
‫ولی همه‌ش میگه سردشه

335
00:40:07,363 --> 00:40:08,947
‫برای همین پتو کشیدم روش

336
00:40:08,948 --> 00:40:10,575
‫ترجیح میدم راحت باشه

337
00:40:11,534 --> 00:40:14,995
‫دیگه پرده‌هام رو نمی‌بندم
‫که اگر بهم نیاز داشت

338
00:40:14,996 --> 00:40:16,596
‫بتونم برم پیشش

339
00:40:17,874 --> 00:40:21,502
‫چیز زیادی نیاز نداره، فقط می‌خواد
‫وقت‌هایی که می‌‌ترسه یکی آرومش کنه

340
00:40:22,253 --> 00:40:26,257
‫دیشب اشتباهی بهم گفت مامان
‫و جفتمون حسابی خندیدیم

341
00:40:27,634 --> 00:40:29,302
‫کنارش دراز کشیدم تا اینکه خوابش برد

342
00:40:34,265 --> 00:40:36,850
‫اگر اینجا نبودی
‫الان کجا بودی؟

343
00:40:36,851 --> 00:40:39,269
‫توی یه خونه‌ی روستایی حومه‌ی دارتمور

344
00:40:39,270 --> 00:40:41,229
‫بابام توی کشتی‌های پلیموث خدمت می‌کنه

345
00:40:41,230 --> 00:40:42,830
‫خونه‌‌ی روستایی؟

346
00:40:43,232 --> 00:40:44,775
‫به‌نظر جای قشنگی میاد

347
00:40:44,776 --> 00:40:47,111
‫فکر کنم اندازه‌ی اتاقک نگهبانی
‫خونه‌ی سایمون اینا باشه

348
00:40:48,154 --> 00:40:49,754
‫آره یه اتاقک نگهبانی داشتیم

349
00:40:50,615 --> 00:40:52,532
‫وقتی برف میومد، باید حسابی جون می‌کندیم

350
00:40:52,533 --> 00:40:54,702
‫که برف راه‌مون رو نبنده

351
00:40:55,203 --> 00:40:58,705
‫من و بابام تا دیروقت
‫بیرون برف پارو می‌کردیم و نمک می‌پاشیدیم

352
00:40:58,706 --> 00:41:00,165
‫ولی وقتی کارمون تموم می‌شد

353
00:41:00,166 --> 00:41:03,126
‫جلوی آتیش غلات‌صبحونه
‫با شکر و خامه می‌خوردیم

354
00:41:03,127 --> 00:41:05,213
‫غلات‌صبحونه با شکر و خامه

355
00:41:07,507 --> 00:41:09,107
‫حاضرم برای خوردنش هرکاری بکنم

356
00:41:12,261 --> 00:41:13,861
‫به‌نظرم اگر اینجا نبودم
‫الان اونجا بودم

357
00:41:15,181 --> 00:41:16,781
‫تو چی، سایمون؟

358
00:41:17,475 --> 00:41:18,558
‫من که می‌دونم کجا بودم

359
00:41:18,559 --> 00:41:20,936
‫پشت دخل شیرینی‌فروشی
‫به خاله‌ت کمک می‌کردی؟

360
00:41:20,937 --> 00:41:23,730
‫درحالی‌که داشتی چند تا
‫پاستیل ماری می‌خوردی

361
00:41:23,731 --> 00:41:25,399
‫و چند تا پاستیل رشته‌ای توت‌فرنگی و...

362
00:41:25,400 --> 00:41:27,818
‫و دونات شکلاتی و آب‌نبات میوه‌ای

363
00:41:29,445 --> 00:41:31,045
‫حالا تو بگو، سایمون

364
00:41:36,828 --> 00:41:39,372
‫به‌نظرم درکل...

365
00:41:40,498 --> 00:41:42,458
‫اگر می‌تونستم هرجایی باشم...

366
00:41:44,127 --> 00:41:45,727
‫اینجا رو انتخاب می‌کردم

367
00:41:53,678 --> 00:41:55,278
‫اینجا خوشحالم

368
00:42:01,978 --> 00:42:05,064
‫تو برمی‌گردی به... خونه‌ی روستایی‌تون

369
00:42:06,274 --> 00:42:07,984
‫برمی‌گردی همون‌جایی که ازش اومدی

370
00:42:12,238 --> 00:42:13,838
‫مگه توی جیبت کشتی داری؟

371
00:42:19,412 --> 00:42:21,012
‫صدف!

372
00:42:46,606 --> 00:42:48,983
‫همه‌تون گوش کنین چی میگم!

373
00:42:49,859 --> 00:42:53,780
‫همه‌تون دزد و علاف و رقت‌انگیزین

374
00:42:54,989 --> 00:42:57,282
‫امشب یه ضیافت برگزار می‌کنیم

375
00:42:57,283 --> 00:42:59,659
‫یه خوک کشتیم و آتیش داریم
‫که روش کبابش کنیم

376
00:42:59,660 --> 00:43:01,287
‫شما هم می‌تونین بیاین کنارمون بخورین

377
00:43:10,254 --> 00:43:11,854
‫بگین دیگه

378
00:43:13,174 --> 00:43:14,884
‫- رئیس امر فرمود
‫- رئیس امر فرمود

379
00:43:20,932 --> 00:43:23,309
‫این یعنی قراره آتش درخواست کمک
‫روشن کنین؟

380
00:43:24,828 --> 00:43:28,814
‫با دزدیدن آتش ما مسئولیت روشن کردن آتش
‫درخواست کمک روی ساحل هم با شماست

381
00:43:28,815 --> 00:43:30,440
‫حالا دیگه نمی‌تونیم بریم روی کوه

382
00:43:30,441 --> 00:43:32,041
‫جک!

383
00:43:32,443 --> 00:43:34,070
‫- جک!
‫- رالف

384
00:43:35,154 --> 00:43:36,754
‫خیلی خل‌و‌چلی، سایمون

385
00:45:29,226 --> 00:45:30,727
‫بقیه کجان؟

386
00:45:30,728 --> 00:45:32,688
‫شاید رفتن توی سرپناه دراز کشیدن

387
00:45:33,439 --> 00:45:34,939
‫نـه

388
00:45:34,940 --> 00:45:36,540
‫پس رفتن دریاچه

389
00:45:36,734 --> 00:45:37,901
‫یا دستشویی

390
00:45:37,902 --> 00:45:40,071
‫- سم و اریک کجان؟
‫- رفتن مهمونی جک

391
00:45:41,697 --> 00:45:43,323
‫چرا اینو بهش گفتی؟

392
00:45:43,324 --> 00:45:45,408
‫چرا ما بدونیم و اون ندونه؟

393
00:45:45,409 --> 00:45:46,660
‫بذارین برن

394
00:45:46,661 --> 00:45:48,261
‫برام مهم نیست

395
00:45:51,207 --> 00:45:53,250
‫- نظرت چیه ما هم...؟
‫- یه تله‌ست

396
00:45:54,502 --> 00:45:55,877
‫آخه گوشت دارن

397
00:45:55,878 --> 00:45:58,673
‫- تو که ازش متنفری
‫- آره، ولی از گوشت که متنفر نیستم

398
00:45:59,423 --> 00:46:02,467
‫لازم نیست کار دیگه‌ای انجام بدیم
‫فقط میریم گوشت می‌گیریم و می‌خوریم

399
00:46:02,468 --> 00:46:04,094
‫اینطوری قوی‌تر میشیم

400
00:46:04,095 --> 00:46:06,638
‫زورگوها فقط وقتی زور پیدا می‌کنن
‫که بذاری بهت زور بگن

401
00:46:06,639 --> 00:46:08,014
‫به‌نظرم اینطوری اتفاق‌های بدی میفته

402
00:46:08,015 --> 00:46:10,309
‫ولی تو خل‌و‌چلی و رالف رئیسه

403
00:46:12,436 --> 00:46:14,036
‫نظر تو چیه، رئیس؟

404
00:46:17,024 --> 00:46:18,624
‫به‌نظرم...

405
00:46:19,360 --> 00:46:20,960
‫به‌نظرم...

406
00:46:23,197 --> 00:46:27,576
‫ای‌کاش می‌دونستم
‫چرا همه‌چی اینطوری خراب میشه

407
00:46:29,328 --> 00:46:31,830
‫- همینطوری... همینطوری خراب میشن
‫- ببخشید

408
00:46:31,831 --> 00:46:33,431
‫میشه از نیکی بپرسم؟

409
00:46:35,042 --> 00:46:36,642
‫- نیکی کیه؟
‫- منم

410
00:46:38,295 --> 00:46:39,895
‫من نیکیم

411
00:46:42,717 --> 00:46:44,317
‫اسم منه

412
00:46:48,305 --> 00:46:49,905
‫راستشو بخوای نمی‌دونم، رالف

413
00:46:51,100 --> 00:46:52,700
‫به‌نظرم بخاطر اونه

414
00:46:53,686 --> 00:46:55,288
‫جک؟

415
00:46:55,312 --> 00:46:56,271
‫آره جک

416
00:46:56,272 --> 00:46:58,440
‫و همه‌چی زیر سر اونه؟

417
00:46:58,441 --> 00:47:00,041
‫- همه‌ش تقصیر اونه؟
‫- نه

418
00:47:00,484 --> 00:47:03,486
‫ببین، فقط باید ادامه بدیم رالف
‫فقط همین

419
00:47:03,487 --> 00:47:05,087
‫بزرگترها هم همین‌کارو می‌کنن

420
00:48:11,096 --> 00:48:12,847
‫می‌خوایم بگیم ممنونیم!

421
00:48:12,848 --> 00:48:14,098
‫ممنونیم!

422
00:48:14,099 --> 00:48:16,017
‫بخاطر نعمت این خوک

423
00:48:16,018 --> 00:48:17,060
‫ممنونیم!

424
00:48:17,061 --> 00:48:18,770
‫بخاطر این آتش سوزان!

425
00:48:18,771 --> 00:48:19,938
‫ممنونیم!

426
00:48:19,939 --> 00:48:22,023
‫بخاطر این گوشت لذیذ

427
00:48:22,024 --> 00:48:23,441
‫ممنونیم!

428
00:48:23,442 --> 00:48:24,859
‫که اینقدر خوشمزه‌ست!

429
00:48:24,860 --> 00:48:26,945
‫ممنونیم!

430
00:48:26,946 --> 00:48:28,822
‫بلندش کنین

431
00:48:31,784 --> 00:48:33,618
‫می‌خوایم بگیم ممنونیم!

432
00:48:33,619 --> 00:48:35,219
‫ممنونیم!

433
00:48:41,585 --> 00:48:43,044
‫رالف

434
00:48:43,045 --> 00:48:44,462
‫می‌خوای اولین تکه‌ش رو تو بخوری؟

435
00:48:44,463 --> 00:48:46,756
‫به قول مادرم
‫همیشه اول به مهمون‌ها غذا بده

436
00:48:46,757 --> 00:48:48,800
‫و مادرت عجب خانمی بود

437
00:49:12,032 --> 00:49:13,632
‫هیولا رو بکشین!

438
00:49:26,672 --> 00:49:28,272
‫خوکه خوشمزه‌ست

439
00:49:48,861 --> 00:49:53,573
‫یک، دو، سه، چهار، پنج

440
00:50:03,250 --> 00:50:05,252
‫عجب پسربچه‌ی نادونی هستی

441
00:50:07,463 --> 00:50:11,133
‫یه پسربچه‌ی نادون و احمق بیشتر نیستی

442
00:50:12,635 --> 00:50:16,013
‫بهتره بری با بقیه بازی کنی

443
00:50:17,097 --> 00:50:19,183
‫همین الانشم فکر می‌کنن خل‌و‌چلی

444
00:50:20,100 --> 00:50:23,854
‫دلت که نمی‌خواد رالف فکر کنه
‫خل‌و‌چل‌تر شدی، مگه نه؟

445
00:50:26,148 --> 00:50:28,107
‫از من نمی‌ترسی؟

446
00:50:28,108 --> 00:50:31,194
‫- من هیولام
‫- نه

447
00:50:31,195 --> 00:50:33,321
‫فقط سر یه خوکی
‫که گذاشتن سر نیزه

448
00:50:33,322 --> 00:50:34,922
‫خوکه خوشمزه بود

449
00:50:36,867 --> 00:50:40,119
‫هرکی به قبیله‌ی من ملحق بشه
‫بازم گوشت خوک گیرش میاد

450
00:50:40,120 --> 00:50:43,248
‫کی به قبیله‌ی من ملحق میشه
‫تا حسابی خوش بگذرونه؟

451
00:50:44,416 --> 00:50:46,019
‫من رئیسم

452
00:50:46,043 --> 00:50:47,920
‫شماها شکارچی هستین
‫وظیفه‌تون همین بود

453
00:50:53,717 --> 00:50:56,220
‫ما تصمیم گرفتیم از هیولا نترسیم

454
00:50:57,012 --> 00:50:59,222
‫تصمیم گرفتیم اونقدر قوی هستیم
‫که بکشیمش

455
00:51:01,100 --> 00:51:03,267
‫کی به قبیله‌م ملحق میشه
‫تا دیگه نترسه؟

456
00:51:04,603 --> 00:51:06,980
‫کی به قبیله‌م ملحق میشه
‫تا دیگه نترسه؟

457
00:51:06,981 --> 00:51:08,982
‫هیولا رو می‌کشیم

458
00:51:08,983 --> 00:51:11,610
‫گلوش رو می‌بریم، خونش رو می‌ریزیم

459
00:51:12,361 --> 00:51:13,569
‫نادونی

460
00:51:13,570 --> 00:51:16,531
‫خیلی نادونی

461
00:51:16,532 --> 00:51:22,663
‫همه‌تون خیال می‌کردین
‫می‌تونین هیولا رو شکار کنین و بکشین

462
00:51:23,872 --> 00:51:26,082
‫- تو می‌دونستی...
‫- بس کن!

463
00:51:26,083 --> 00:51:27,835
‫ولی کاری نکردی به حرفت گوش کنن

464
00:51:29,253 --> 00:51:30,920
‫چون ضعیفی

465
00:51:30,921 --> 00:51:34,048
‫بدو برو، سایمون کمبورن

466
00:51:34,049 --> 00:51:35,649
‫فرار کن!

467
00:51:51,567 --> 00:51:53,167
‫داره طوفان میاد

468
00:51:53,569 --> 00:51:55,945
‫جک، از سرپناهتون راضی هستی؟

469
00:51:58,574 --> 00:52:00,408
‫اینجا اردوگاه بدیه

470
00:52:00,409 --> 00:52:03,078
‫یه اردوگاه بد برای آدمای بده

471
00:52:05,372 --> 00:52:06,972
‫بریم برقصیم!

472
00:52:08,584 --> 00:52:10,184
‫برقصین!

473
00:54:07,244 --> 00:54:08,254
‫هیولا رو بکشین!

474
00:54:08,278 --> 00:54:09,287
‫گلوش رو ببرین!

475
00:54:09,288 --> 00:54:10,339
‫خونش رو بریزین!

476
00:54:10,363 --> 00:54:11,414
‫هیولا رو بکشین!

477
00:54:11,415 --> 00:54:12,487
‫گلوش رو ببرین!

478
00:54:12,511 --> 00:54:13,583
‫خونش رو بریزین!

479
00:54:13,584 --> 00:54:14,677
‫هیولا رو بکشین!

480
00:54:14,701 --> 00:54:15,793
‫گلوش رو ببرین!

481
00:54:15,794 --> 00:54:16,783
‫خونش رو بریزین!

482
00:54:16,807 --> 00:54:17,795
‫هیولا رو بکشین!

483
00:54:17,796 --> 00:54:18,618
‫گلوش رو ببرین!

484
00:54:18,642 --> 00:54:19,463
‫خونش رو بریزین!

485
00:54:19,464 --> 00:54:20,787
‫هیولا رو بکشین!

486
00:54:20,811 --> 00:54:22,133
‫گلوش رو ببرین!

487
00:54:22,134 --> 00:54:23,352
‫خونش رو بریزین!

488
00:54:23,376 --> 00:54:24,594
‫هیولا رو بکشین!

489
00:54:30,684 --> 00:54:31,767
‫هیولا رو بکشین!

490
00:54:31,768 --> 00:54:32,820
‫گلوش رو ببرین!

491
00:54:32,844 --> 00:54:33,895
‫خونش رو بریزین!

492
00:54:33,896 --> 00:54:34,822
‫هیولا رو بکشین!

493
00:54:34,846 --> 00:54:35,771
‫گلوش رو ببرین!

494
00:54:35,772 --> 00:54:37,064
‫خونش رو بریزین!

495
00:54:37,065 --> 00:54:38,033
‫هیولا رو بکشین!

496
00:54:38,057 --> 00:54:39,025
‫گلوش رو ببرین!

497
00:54:39,026 --> 00:54:40,098
‫خونش رو بریزین!

498
00:54:40,122 --> 00:54:41,194
‫هیولا رو بکشین!

499
00:54:41,195 --> 00:54:42,267
‫گلوش رو ببرین!

500
00:54:42,291 --> 00:54:43,362
‫خونش رو بریزین!

501
00:54:43,363 --> 00:54:44,482
‫هیولا رو بکشین!

502
00:54:44,506 --> 00:54:45,695
‫گلوش رو ببرین!

503
00:54:45,719 --> 00:54:46,908
‫خونش رو بریزین!

504
00:54:46,909 --> 00:54:47,772
‫هیولا رو بکشین!

505
00:54:47,796 --> 00:54:48,659
‫گلوش رو ببرین!

506
00:54:48,660 --> 00:54:51,078
‫اوناهاش! اوناهاش!

507
00:54:51,079 --> 00:54:51,867
‫گلوش رو ببرین!

508
00:54:51,891 --> 00:54:52,679
‫خونش رو بریزین!

509
00:54:53,290 --> 00:54:54,290
‫هیولا رو بکشین!

510
00:54:54,314 --> 00:54:55,375
‫گلوش رو ببرین!

511
00:54:55,399 --> 00:54:56,460
‫خونش رو بریزین!

512
00:54:57,878 --> 00:54:59,478
‫نـه!

513
00:55:00,130 --> 00:55:01,150
‫هیولا رو بکشین!

514
00:55:01,174 --> 00:55:02,146
‫گلوش رو ببرین!

515
00:55:02,170 --> 00:55:03,202
‫خونش رو بریزین!

516
00:55:03,226 --> 00:55:04,258
‫هیولا رو بکشین!

517
00:55:04,259 --> 00:55:05,232
‫گلوش رو ببرین!

518
00:55:05,256 --> 00:55:06,289
‫خونش رو بریزین!

519
00:55:06,313 --> 00:55:07,346
‫هیولا رو بکشین!

520
00:57:04,838 --> 00:57:06,438
‫چهارم ژانویه

521
00:57:06,840 --> 00:57:08,799
‫نیمه‌ی دوم فردا شروع میشه

522
00:57:08,800 --> 00:57:11,637
‫برای همین بچه‌ها کم‌کم
‫برمی‌گردن جایی که باید باشن

523
00:57:12,888 --> 00:57:14,488
‫جک سر صبحونه باهام مهربون بود

524
00:57:15,098 --> 00:57:18,226
‫ولی تا ناهار داشت خودش رو
‫برای رسیدن بقیه آماده می‌کرد

525
00:57:19,227 --> 00:57:21,647
‫بهش گفتم دم درخت سرنوشت منتظرشم

526
00:57:22,856 --> 00:57:25,400
‫و بهم گفت نمی‌دونه منظورم کدوم درخته

527
00:57:26,234 --> 00:57:27,944
‫سعی کردم واکنش چندانی نشون ندم

528
00:57:29,196 --> 00:57:32,490
‫موریس اولین نفر از گروهش بود که رسید

529
00:57:32,491 --> 00:57:34,116
‫یکی از کیک‌های آشپزشون رو آورده بود

530
00:57:34,117 --> 00:57:38,455
‫که دو نفری خوردن و بلند بلند در مورد
‫ ماجراجویی‌های کریسمس موریس صحبت کردن

531
00:57:40,666 --> 00:57:44,836
‫اونقدر نزدیک نشستم که بتونم گوش بدم
‫و بعد تنهایی برگشتم خوابگاه

532
00:59:32,360 --> 00:59:50,360
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مای موویز</font>   <font color="Orange">MyMoviz</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال