﻿1
00:00:03,670 --> 00:00:05,870
من مدلین متلاک هستم. من یک وکیل هستم،

2
00:00:06,010 --> 00:00:07,656
مثل برنامه تلویزیونی قدیمی.

3
00:00:07,680 --> 00:00:09,816
بیشتر چیزهایی که در مورد من
می‌دانید، بر اساس حقیقت است.

4
00:00:09,840 --> 00:00:11,920
- اما این هم یه دروغه.
- عصر بخیر، خانم کینگستون.

5
00:00:11,980 --> 00:00:14,356
- تو دیگه کی هستی؟
- من قبل از شرکت تو اینجوری نبودم.

6
00:00:14,380 --> 00:00:16,880
از شرکت داروسازی که
دخترم را کشت، محافظت کردم.

7
00:00:17,020 --> 00:00:21,050
«النور کینگستون» عاشق شیرینی‌پزی
و آواز خواندن در کارائوکه بود.

8
00:00:21,190 --> 00:00:24,766
و بالاتر از همه، او عاشق
پسرش، آلفرد ادوین کینگستون، بود.

9
00:00:24,790 --> 00:00:26,806
پدرِ آلفیِ جوی.

10
00:00:26,830 --> 00:00:28,636
جویی به مرکز ترک اعتیاد مراجعه کرد.

11
00:00:28,660 --> 00:00:30,336
یک افشاگرِ دروغین با ما تماس گرفت

12
00:00:30,360 --> 00:00:33,046
به یک خبرنگار. خب، حالا ما
آن نشتی را خاموش می‌کنیم.

13
00:00:33,070 --> 00:00:35,316
کس دیگری هم آن بیرون هست

14
00:00:35,340 --> 00:00:37,286
که با تو می‌جنگد.

15
00:00:37,310 --> 00:00:38,646
اما ارشد و گرگ... آنها فقط

16
00:00:38,670 --> 00:00:40,186
هر که هست را بیرون کنید.

17
00:00:40,210 --> 00:00:43,380
- نه اگه بگم من بودم - اون خبرچین.
- با من حرف بزن.

18
00:00:43,510 --> 00:00:45,040
درباره دبرا پالمر مرموز.

19
00:00:45,180 --> 00:00:47,196
اون یه آرایشگر آزاده. تو
آشپزخونه جهنمی زندگی می‌کنه.

20
00:00:47,220 --> 00:00:49,126
کاش از اعتبارنامه خانم بلوین استفاده می‌کردیم

21
00:00:49,150 --> 00:00:51,466
برای دسترسی به گزارش‌های هزینه‌های wellbrexa.

22
00:00:51,490 --> 00:00:52,560
عالی نمی‌شد؟

23
00:00:54,590 --> 00:00:57,566
من و تو باید یه راهی برای همکاری پیدا کنیم

24
00:00:57,590 --> 00:01:00,860
علیرغم مشکلات اعتماد ما برای پایین آوردن ارشد.

25
00:01:02,160 --> 00:01:04,876
باشه، مشاور، این چیزیه که لازم دارم.

26
00:01:04,900 --> 00:01:07,046
دسترسی کامل به ایمیل‌ها و پیامک‌ها.

27
00:01:07,070 --> 00:01:09,976
و منظور من از دسترسی، رمزهای عبور است.

28
00:01:10,000 --> 00:01:12,300
با یک درخواست عجیب برای
تعیین محدوده شروع می‌کنیم

29
00:01:12,410 --> 00:01:14,216
و سعی کنی منو بترسونی؟ - نه.

30
00:01:14,240 --> 00:01:16,416
من الزامات اساسی را مطرح می‌کنم

31
00:01:16,440 --> 00:01:17,986
برای آغاز مذاکرات.

32
00:01:18,010 --> 00:01:19,356
هیچ چیز عجیب و غریبی در مورد آن وجود ندارد.

33
00:01:19,380 --> 00:01:20,386
ببخشید.

34
00:01:20,410 --> 00:01:22,110
ما ۹۶۰۰۰ دلار پیشنهاد دادیم

35
00:01:22,220 --> 00:01:24,526
برای حل و فصل دعوی فوت
غیرعمد برای یک کارگر با حداقل دستمزد

36
00:01:24,550 --> 00:01:26,326
که هفت سال از بازنشستگی‌اش گذشته بود

37
00:01:26,350 --> 00:01:28,696
وقتی کارخانه ما حتی مسئولیت‌پذیر هم نبود.

38
00:01:28,720 --> 00:01:31,266
اما می‌دانید چه چیزی شرم‌آور است، خانم لارنس؟

39
00:01:31,290 --> 00:01:33,630
با سه وکیل دیگر اینجا هستیم

40
00:01:33,760 --> 00:01:35,506
انگار اینجا جلسه استماع کنگره است

41
00:01:35,530 --> 00:01:37,606
به جای کنفرانس حل و فصل.

42
00:01:37,630 --> 00:01:39,176
حالا، من مرعوب خواهم شد

43
00:01:39,200 --> 00:01:42,816
اگر سه بازیکن آل استار خودم
را به عنوان ذخیره نداشتم

44
00:01:42,840 --> 00:01:46,140
مغزم، قیافه‌ام و مادرم.

45
00:01:46,270 --> 00:01:49,610
- آیا او همین الان گفت...
- بله، گفتم.

46
00:01:49,740 --> 00:01:51,286
بانوی فوق‌العاده. مثل شراب، او به دست می‌آورد

47
00:01:51,310 --> 00:01:53,556
با افزایش سن بهتر می‌شود. و من
این عدد را با مادرم مقایسه کردم،

48
00:01:53,580 --> 00:01:55,356
و او فکر می‌کند که این بیش از حد منصفانه است.

49
00:01:55,380 --> 00:01:56,926
خیلی چیزها منصفانه نیست.

50
00:01:56,950 --> 00:01:59,026
این واقعیت که شوهرت از اکتشاف درس گرفته

51
00:01:59,050 --> 00:02:01,696
که می‌توانست مسیر همه‌گیری
مواد افیونی را تغییر دهد

52
00:02:01,720 --> 00:02:03,336
این واقعیت که تو یک سال مرا فریب دادی

53
00:02:03,360 --> 00:02:05,236
- در مورد تک تک چیزهای زندگیت.
- دقیقاً.

54
00:02:05,260 --> 00:02:06,866
هیچ اعتمادی بین ما نیست.

55
00:02:06,890 --> 00:02:09,636
پس وقتی من اون کلمه رو
گفتم، تو گوشیت رو به من میدی.

56
00:02:09,660 --> 00:02:11,906
و وقتی تو آن کلمه را بگویی،
من مال خودم را به تو می‌دهم.

57
00:02:11,930 --> 00:02:13,090
اگر پیام خصوصی باشه چی؟

58
00:02:13,170 --> 00:02:14,310
بدون نظر دادن.

59
00:02:14,440 --> 00:02:16,816
و از هیچ مرز احساسی عبور نکنید.

60
00:02:16,840 --> 00:02:18,510
دارم احساساتمو بروز میدم، کاملاً درسته.

61
00:02:18,640 --> 00:02:20,116
به مامانت بگو

62
00:02:20,140 --> 00:02:23,386
فرانک روسو ۳۳ سال از عمرش را
به شرکت راه‌آهن ویندهام اختصاص داد.

63
00:02:23,410 --> 00:02:24,940
الف-و مدیر کارخانه،

64
00:02:25,050 --> 00:02:27,626
آرنولد مدسن، به خاطر وفاداری‌اش به او پاداش داد

65
00:02:27,650 --> 00:02:30,426
با وادار کردن او به تحمل طوفان درجه ۴.

66
00:02:30,450 --> 00:02:33,396
- او درونش گیر افتاده بود، -غرق شده بود...
- یک تراژدی.

67
00:02:33,420 --> 00:02:34,820
اما کتابچه راهنمای ایمنی کارخانه

68
00:02:34,950 --> 00:02:36,796
از کتاب مقدس ضخیم‌تر است.

69
00:02:36,820 --> 00:02:38,736
فرانک باید آنجا را ترک می‌کرد.

70
00:02:38,760 --> 00:02:40,006
و حتی اگر بتوانید ثابت کنید

71
00:02:40,030 --> 00:02:41,506
که کارخانه وظیفه مراقبت را نقض کرده است

72
00:02:41,530 --> 00:02:44,546
- من می‌توانم.
- آقای روسو مرد مسن‌تری بود.

73
00:02:44,570 --> 00:02:46,276
او، در بهترین حالت،

74
00:02:46,300 --> 00:02:48,076
یک سال از کارش باقی مانده بود.
او داشت سرعتش را کم می‌کرد.

75
00:02:48,100 --> 00:02:50,916
ما باید سریع حرکت کنیم، و فقط یک فرصت داریم.

76
00:02:50,940 --> 00:02:53,016
- من با دبرا پالمر تماس می‌گیرم.
- تو حفظ کردی

77
00:02:53,040 --> 00:02:54,956
همه چیز در گزارش هزینه‌ها؟ - البته.

78
00:02:54,980 --> 00:02:56,156
باشگاه کملوت.

79
00:02:56,180 --> 00:02:58,526
مارتینی هندوانه.

80
00:02:58,550 --> 00:03:00,320
و کارائوکه.

81
00:03:01,680 --> 00:03:04,280
وقتی دبرا رو پیدا کردم، از
طرف ولبرکسا بهم معرفیش کردن.

82
00:03:04,390 --> 00:03:06,230
- در سفر استرالیا بود...
- ما هدف قرار می‌دهیم

83
00:03:06,320 --> 00:03:08,690
ضعیف‌ترین حلقه، آنها را با مطالعه مواجه کنید

84
00:03:08,820 --> 00:03:10,766
که دفن شده بود، و آنها را متقاعد
کنید که ارشد را کنار بگذارند.

85
00:03:10,790 --> 00:03:11,966
آیا ما معامله‌ای داریم؟

86
00:03:11,990 --> 00:03:13,666
اگر شرایطی که عرض کردم را بپذیرید.

87
00:03:13,690 --> 00:03:16,030
با توجه به فقدان کامل اعتماد، چاره دیگری ندارم.

88
00:03:16,160 --> 00:03:17,176
این مربوط به اعتماد نیست.

89
00:03:17,200 --> 00:03:18,776
این در مورد بقا است.

90
00:03:22,840 --> 00:03:24,386
و ما یه معامله داریم.

91
00:03:24,410 --> 00:03:25,286
معامله‌ای در کار نیست.

92
00:03:25,310 --> 00:03:26,546
و، آقای هاجز،

93
00:03:26,570 --> 00:03:28,250
فکر نمی‌کنم مادرت قدردان باشد

94
00:03:28,340 --> 00:03:30,380
این برداشت ضمنی که، چون شما مسن‌تر هستید،

95
00:03:30,510 --> 00:03:31,786
تو مفید نیستی.

96
00:03:31,810 --> 00:03:33,586
نکته خوبی بود، مشاور.

97
00:03:33,610 --> 00:03:36,556
و شاید فرانک به اندازه بعضی
از بچه‌های جوان‌تر سریع نبود،

98
00:03:36,580 --> 00:03:38,780
اما او قطعاً بازنشسته نمی‌شد.

99
00:03:38,890 --> 00:03:41,236
و وقتی بیوه‌اش گلوریا را روی جایگاه گذاشتم

100
00:03:41,260 --> 00:03:43,066
و شروع می‌کند به صحبت کردن در
مورد اینکه شوهرش برایش چه معنایی داشته،

101
00:03:43,090 --> 00:03:45,206
آن اعضای هیئت منصفه در جیب خودشان خواهند کرد

102
00:03:45,230 --> 00:03:46,306
تا برایش جبران کند.

103
00:03:46,330 --> 00:03:48,836
تو دادگاه می‌بینمت.

104
00:03:48,860 --> 00:03:51,106
آب هنوز داره میاد بالا،

105
00:03:51,130 --> 00:03:53,706
اما من، من کیسه‌های شن را روی هم چیده‌ام

106
00:03:53,730 --> 00:03:56,576
شلیک کن. شلیک کن، من باید برم.

107
00:03:56,600 --> 00:03:57,900
باید برم یه کم دیگه جمع کنم.

108
00:03:58,040 --> 00:03:59,816
اما، گوش کن، گوش کن،

109
00:03:59,840 --> 00:04:02,716
اگر این آخرین فرصتی باشد
که می‌توانم با تو صحبت کنم،

110
00:04:02,740 --> 00:04:06,256
من باید بدونی که شوهرتم

111
00:04:06,280 --> 00:04:09,650
افتخار زندگی من بوده است.

112
00:04:11,290 --> 00:04:14,736
و اینها آخرین حرف‌های شوهرت بودند؟

113
00:04:14,760 --> 00:04:16,566
آنها بودند.

114
00:04:16,590 --> 00:04:18,906
و از اینکه مسائل مالی را مطرح کنم متنفرم

115
00:04:18,930 --> 00:04:21,270
وقتی چیزی که از دست دادی خیلی بزرگتره.

116
00:04:22,100 --> 00:04:23,576
اما آیا می‌توانیم در مورد استرس صحبت کنیم؟

117
00:04:23,600 --> 00:04:25,676
این به غم و اندوه شما می‌افزاید؟

118
00:04:25,700 --> 00:04:26,700
بله.

119
00:04:26,730 --> 00:04:30,946
فرانک... قصد داشت تا جایی که می‌تواند کار کند،

120
00:04:30,970 --> 00:04:33,186
چون پس‌انداز نداشتیم.

121
00:04:33,210 --> 00:04:37,156
از وقتی که او فوت کرد، من
سه تا از داروهایم را قطع کرده‌ام.

122
00:04:37,180 --> 00:04:39,156
بقیه‌اش را، من نصفش را برمی‌دارم.

123
00:04:39,180 --> 00:04:41,256
من گرمای خانه را خاموش نگه می‌دارم

124
00:04:41,280 --> 00:04:43,796
مگر اینکه دما از ۴۵ درجه کمتر شود.

125
00:04:43,820 --> 00:04:46,796
همه ژاکت‌های قدیمی‌ام را پیدا کردم.

126
00:04:46,820 --> 00:04:48,190
و فرانک.

127
00:04:51,290 --> 00:04:52,690
متاسفم.

128
00:04:53,460 --> 00:04:55,530
فقط دلم برای بهترین دوستم تنگ شده.

129
00:04:57,470 --> 00:04:58,970
باید حرفاشو می‌شنیدی، ادوین.

130
00:04:59,100 --> 00:05:00,470
چطور درباره شوهرش صحبت کرد،

131
00:05:00,600 --> 00:05:03,316
چطور آنها-آنها برای هم همه چیز بودند.

132
00:05:03,340 --> 00:05:05,646
میدونی منو یاد کی انداخت؟

133
00:05:06,570 --> 00:05:09,116
اولین دوست پسرم، رالف.

134
00:05:09,140 --> 00:05:11,886
رالف.

135
00:05:11,910 --> 00:05:13,286
به سمت تپه‌ها دوید.

136
00:05:13,310 --> 00:05:14,626
آدم باهوشی است.

137
00:05:14,650 --> 00:05:16,126
باشه، من یه فکری دارم.

138
00:05:16,150 --> 00:05:18,966
و قبل از اینکه چیزی بگویید،
فقط ذهنتان را باز نگه دارید.

139
00:05:18,990 --> 00:05:21,966
- شروع امیدوارکننده‌ای نیست.
- من دیگر موتورسواری نخواهم کرد.

140
00:05:21,990 --> 00:05:24,166
می‌خواهم یاد بگیرم که آنها را درست کنم.

141
00:05:24,190 --> 00:05:26,866
الان واقعاً داره در مورد موتور سیکلت حرف میزنه؟

142
00:05:26,890 --> 00:05:28,436
شاید او گفته باشد «دوچرخه».

143
00:05:28,460 --> 00:05:30,136
ذهن باز.

144
00:05:30,160 --> 00:05:31,976
فکر کنم بابام هم به همین چیزا علاقه داره.

145
00:05:32,000 --> 00:05:34,276
یا اینکه در سال ۲۰۰۷ به چه کاری مشغول بود،

146
00:05:34,300 --> 00:05:36,046
وقتی آخرین پستش رو تو فیسبوک گذاشت.

147
00:05:36,070 --> 00:05:37,816
مطمئن نیستم که او الان درگیر چه چیزی است.

148
00:05:37,840 --> 00:05:39,380
به امید بهبودی.

149
00:05:39,510 --> 00:05:40,746
خب، معلومه. اون تو مرکز ترک اعتیاده.

150
00:05:40,770 --> 00:05:42,316
خب، اعتیاد

151
00:05:42,340 --> 00:05:45,756
یه هیولاست که پدرت بیست ساله باهاش زندگی می‌کنه.

152
00:05:45,780 --> 00:05:48,696
پس هر وقت احساس کردی فقط یه نفس عمیق بکش

153
00:05:48,720 --> 00:05:50,656
امیدهایت زیادی بالا رفته است.

154
00:05:50,680 --> 00:05:52,920
باشه؟ - مامان بزرگ، تو نمی‌فهمی.

155
00:05:53,690 --> 00:05:56,690
او قبلاً هیچ دلیلی برای هوشیار ماندن نداشته است.

156
00:05:57,560 --> 00:05:58,860
حالا او مرا دارد.

157
00:05:59,630 --> 00:06:02,676
الی می‌گوید حالا دلیلی برای هوشیار ماندن دارد.

158
00:06:02,700 --> 00:06:04,276
و باید نگرانی را کنار بگذارم.

159
00:06:04,300 --> 00:06:08,670
خب، بهش بگو ما الان نه ساله که نگرانیم.

160
00:06:09,470 --> 00:06:13,246
حالا که صحبتش شد، دیشب... صبر کنید.

161
00:06:13,270 --> 00:06:15,086
الی است.

162
00:06:15,110 --> 00:06:19,056
او برای جشن سیسمونی‌اش ایده‌ی دیگری دارد.

163
00:06:19,080 --> 00:06:20,456
«عاشقش خواهی شد.»

164
00:06:20,480 --> 00:06:22,796
قراره امروز تو سونوگرافی بهم بگه.

165
00:06:22,820 --> 00:06:24,526
پس ماجرای دیشب چی؟

166
00:06:24,550 --> 00:06:28,596
فقط یه کم... صداش پشت تلفن آروم‌تر بود.

167
00:06:28,620 --> 00:06:31,906
خب، بعد از سونوگرافی ساختاری می‌فهمیم.

168
00:06:31,930 --> 00:06:33,536
- آره.
- دکتر گفت اگه

169
00:06:33,560 --> 00:06:36,636
وزن هنگام تولد و چند نشانگر
دیگر در مسیر درست هستند،

170
00:06:36,660 --> 00:06:38,960
احتمالاً الی استفاده نمی‌کند.

171
00:06:40,230 --> 00:06:41,730
چهار ماه دیگه مونده.

172
00:06:47,910 --> 00:06:50,016
خب، دینگ-دنگ، ممنون خانم.

173
00:06:50,040 --> 00:06:51,556
ساعت ۳ می‌بینمت، دبرا.

174
00:06:51,580 --> 00:06:54,750
من کسی خواهم بود که از یک تنبل روی
تخت خواب، خواب‌آلودتر به نظر می‌رسد.

175
00:06:55,950 --> 00:06:57,520
آدیوس

176
00:07:05,590 --> 00:07:07,106
«با توجه به تخلف اخیر،

177
00:07:07,130 --> 00:07:10,506
«این شرکت در حال پیاده‌سازی
پروتکل‌های امنیتی جدید است.»

178
00:07:10,530 --> 00:07:14,846
«باعث افتخار من است» که به
عنوان نماینده قانونی خدمت کنم

179
00:07:14,870 --> 00:07:17,310
«در کمیته انطباق جاکوبسون مور،

180
00:07:17,440 --> 00:07:21,856
با همکاری بخش بسیار بااستعداد فناوری اطلاعات ما.»

181
00:07:21,880 --> 00:07:24,480
جولیان، از کلمات محبت‌آمیزت ممنونم.

182
00:07:24,610 --> 00:07:27,356
- بله.
- ما سیستم‌های امنیتی را تغییر خواهیم داد،

183
00:07:27,380 --> 00:07:29,756
اضافه شدن ویژگی‌های جدید و حفاظ‌های امنیتی جدید.

184
00:07:29,780 --> 00:07:31,620
وای.

185
00:07:33,350 --> 00:07:34,636
«دقیقاً، ایزاک.»

186
00:07:34,660 --> 00:07:37,066
«و ما اینجا هستیم تا به هر سوالی پاسخ دهیم»

187
00:07:37,090 --> 00:07:39,960
و یک انتقال آرام را تضمین کند.»

188
00:07:40,090 --> 00:07:41,706
بدون سوال.

189
00:07:41,730 --> 00:07:42,936
هرچند یک نظر.

190
00:07:42,960 --> 00:07:45,460
شما دو نفر ریتم خیلی قشنگی دارید.

191
00:07:45,600 --> 00:07:47,276
متشکرم. لطفاً اینجا را امضا کنید تا تأیید شود

192
00:07:47,300 --> 00:07:49,970
که شما دستورالعمل‌های ما را
شنیده‌اید و از آنها پیروی خواهید کرد.

193
00:08:02,680 --> 00:08:06,996
پدرم، مدام راه‌های جدیدی برای تحقیر من پیدا می‌کند.

194
00:08:07,020 --> 00:08:07,966
الان میتونم انصراف بدم؟

195
00:08:07,990 --> 00:08:09,496
خانم بلوین افشاگر بود.

196
00:08:09,520 --> 00:08:11,136
مشخصاً اون کسیه که به
صورت ناشناس برات نامه نوشته.

197
00:08:11,160 --> 00:08:12,866
با NDA، ما در امان هستیم.

198
00:08:12,890 --> 00:08:13,990
ما هنوز نه.

199
00:08:15,830 --> 00:08:17,876
یه لحظه. ببخشید.

200
00:08:17,900 --> 00:08:19,200
قضیه‌ی منه.

201
00:08:26,770 --> 00:08:28,016
چی... منظورت چیه؟

202
00:08:28,040 --> 00:08:29,880
چرا ما در امان نیستیم؟

203
00:08:30,010 --> 00:08:32,086
اگر خانم بلوین به کس دیگری گفته باشد چه؟

204
00:08:32,110 --> 00:08:35,110
فکر می‌کنی سال آخر فقط بی‌خیال
اتفاقی که افتاده شد و رفت خوابید؟

205
00:08:35,220 --> 00:08:37,496
احتمالاً داره علیه تو مدرک جمع می‌کنه.

206
00:08:37,520 --> 00:08:39,560
در صورتی که این فاش شود.

207
00:08:40,350 --> 00:08:41,866
بنابراین باید پرونده خود را بسازیم

208
00:08:41,890 --> 00:08:44,390
و ثابت کند که او دستور داده است.

209
00:08:44,520 --> 00:08:46,766
می‌دانم. حق با توست. فقط

210
00:08:46,790 --> 00:08:50,336
جواب طنز من با ایزاک به کنار، رعایت ادب

211
00:08:50,360 --> 00:08:52,860
کمیته فرعی جاکوبسون مور رویای من نیست.

212
00:08:52,970 --> 00:08:55,076
خب، حداقل می‌تواند مفید باشد؟

213
00:08:55,100 --> 00:08:56,476
میشه رمز جدید پدرت رو بگیری؟

214
00:08:56,500 --> 00:08:58,700
تا بتوانیم به پرونده‌هایش دسترسی پیدا کنیم؟

215
00:09:01,270 --> 00:09:02,970
من تلاشم را خواهم کرد.

216
00:09:04,010 --> 00:09:07,256
اما... امروز چه احساسی داری؟

217
00:09:07,280 --> 00:09:08,950
من حالم خوبه.

218
00:09:09,720 --> 00:09:12,096
خوبه. می‌دونم تولد پدرت سخته.

219
00:09:12,120 --> 00:09:13,966
من... من اینجام اگه چیزی لازم داشتی.

220
00:09:13,990 --> 00:09:15,096
متشکرم.

221
00:09:15,120 --> 00:09:16,936
این خیلی معنی داره.

222
00:09:16,960 --> 00:09:18,730
بعداً صحبت می‌کنیم؟

223
00:09:19,630 --> 00:09:20,966
متاسفم. من این کار را نکردم

224
00:09:20,990 --> 00:09:22,206
چرا تا من در دربار هستم اینجا نمی مانی؟

225
00:09:22,230 --> 00:09:23,976
تا بتونی روی دبرا پالمر تمرکز کنی.

226
00:09:26,400 --> 00:09:27,346
هی، سارا.

227
00:09:27,370 --> 00:09:28,846
آیا بررسی صوتی انجام دادید؟

228
00:09:28,870 --> 00:09:30,476
حتماً، رئیس. عالی به نظر می‌رسد.

229
00:09:30,500 --> 00:09:33,400
یا به بزرگی آخرین کلمات یک مرد در حال غرق شدن.

230
00:09:33,540 --> 00:09:34,840
به زودی می‌بینمت.

231
00:09:35,610 --> 00:09:37,316
میشه این بیست و پنج سنت
رو بهم بدی؟ دارم گرسنه میشم،

232
00:09:37,340 --> 00:09:38,940
- و نمی‌خوام سرت داد بزنم.
- نه.

233
00:09:39,410 --> 00:09:40,426
من الان چی گفتم؟

234
00:09:40,450 --> 00:09:41,756
این یک چهارم نیست.

235
00:09:41,780 --> 00:09:44,420
این سکه سنت فیلومنا مادربزرگم است.

236
00:09:44,550 --> 00:09:46,596
من آن را به اولین سونوگرافی کلودیا می‌آورم،

237
00:09:46,620 --> 00:09:48,396
بنابراین مجبورم حدود یک ساعت یا
بیشتر زودتر محل کار را ترک کنم.

238
00:09:48,420 --> 00:09:50,766
- مشکلی نیست. من جای تو رو می‌گیرم.
- ممنون.

239
00:09:50,790 --> 00:09:52,166
پس فقط از روی کنجکاوی،

240
00:09:52,190 --> 00:09:53,906
این بچه چقدر وقتمو میگیره؟

241
00:09:53,930 --> 00:09:55,470
نه، واقعاً.

242
00:09:55,600 --> 00:09:57,506
من می‌خواهم در این زمینه شریک خوبی باشم.

243
00:09:57,530 --> 00:09:59,646
می‌خوام یه رنگ جدید به تقویم مشترکمون اضافه کنم.

244
00:09:59,670 --> 00:10:01,106
دارم سبز فکر می‌کنم،

245
00:10:01,130 --> 00:10:02,676
زیرا نوزادان مانند موجودات فضایی
کوچک به نظر می‌رسند و رفتار می‌کنند.

246
00:10:02,700 --> 00:10:04,130
خیلی با ملاحظه.

247
00:10:04,270 --> 00:10:06,416
و من واقعاً مطمئن نیستم.

248
00:10:06,440 --> 00:10:09,116
شاید ماهی چند ساعت برای
ویزیت‌های دوران بارداری؟

249
00:10:09,140 --> 00:10:10,716
آسان. و بعد از زایمان؟

250
00:10:10,740 --> 00:10:12,456
«پس از تولد» به معنای «زندگی» است؟

251
00:10:12,480 --> 00:10:15,296
آیا می‌پرسید فرزندم چقدر وقت خواهد گرفت؟

252
00:10:15,320 --> 00:10:16,926
احمق نباش. از کجا میدونی؟

253
00:10:16,950 --> 00:10:19,750
- آره.
- فقط... تقریباً؟

254
00:10:20,550 --> 00:10:22,650
آیا می‌توانیم بعد از تولد نوزاد، ثبت نام کنیم؟

255
00:10:22,760 --> 00:10:24,666
مشکلی نیست.

256
00:10:24,690 --> 00:10:28,160
می‌دونی، راستش دارم برای
سونوگرافی خیلی هیجان‌زده می‌شم.

257
00:10:28,300 --> 00:10:30,606
فکر می‌کنم وقتی برای اولین بار بچه را ببینم،

258
00:10:30,630 --> 00:10:33,046
واقعاً قراره... حس واقعی بودن داشته باشه.

259
00:10:33,070 --> 00:10:34,276
آره.

260
00:10:34,300 --> 00:10:36,146
و این سکه داستان جالبی دارد.

261
00:10:36,170 --> 00:10:38,646
سانتا فیلومنا قدیس حامی نوزادان و کودکان است،

262
00:10:38,670 --> 00:10:41,146
و آبوئلا دلفینای من آن را در کوبا خورد.

263
00:10:41,170 --> 00:10:43,416
و وقتی مادرم زایمان کرد، آن را نگه داشت،

264
00:10:43,440 --> 00:10:44,956
- فقط برای یه نوه دعا می‌کنم.
- فقط دارم فکر می‌کنم،

265
00:10:44,980 --> 00:10:47,350
آیا این جزو ساعات خواب نوزاد حساب میشه؟

266
00:10:48,150 --> 00:10:49,520
بریم دادگاه.

267
00:10:50,350 --> 00:10:52,996
جناب قاضی، در حضور هیئت منصفه،

268
00:10:53,020 --> 00:10:55,360
من پیشنهاد می‌کنم شهادت گلوریا روسو را رد کنم.

269
00:10:55,490 --> 00:10:56,996
چی؟ - در عین همدردی،

270
00:10:57,020 --> 00:10:58,636
هیچ تاثیری بر ماهیت حقوقی این پرونده ندارد.

271
00:10:58,660 --> 00:11:00,866
وکیل مخالف سعی دارد خودش را با مشکلات وفق دهد

272
00:11:00,890 --> 00:11:02,906
از کوهی از احساسات تا تپه‌ای از حقایق.

273
00:11:02,930 --> 00:11:04,336
خودراه‌اندازی؟ عالیجناب،

274
00:11:04,360 --> 00:11:06,906
گلوریا روسو شاهد اصلی ماست

275
00:11:06,930 --> 00:11:08,060
و بیوه قربانی.

276
00:11:08,170 --> 00:11:09,516
و همانطور که مشاور لارنس می‌داند،

277
00:11:09,540 --> 00:11:11,710
خسارات عاطفی و از دست دادن کنسرسیوم

278
00:11:11,840 --> 00:11:13,486
طبق قانون نیویورک قابل جبران نیستند

279
00:11:13,510 --> 00:11:15,016
در یک دعوی حقوقی مربوط به قتل غیرعمد.

280
00:11:15,040 --> 00:11:16,786
اما قانون نیویورک به هیئت
منصفه اجازه می‌دهد تا در نظر بگیرد

281
00:11:16,810 --> 00:11:18,856
خسارات اقتصادی که موکل من متحمل شده است.

282
00:11:18,880 --> 00:11:22,126
و من حاضرم همه چیز را شرط کنم.

283
00:11:22,150 --> 00:11:24,926
وافل‌ها، ماساژهای کمر یکشنبه،

284
00:11:24,950 --> 00:11:26,496
اوبری که با آن به دکتر می‌رود،

285
00:11:26,520 --> 00:11:28,296
تعمیرکاری که روی دوش عسل‌دوزها را می‌پوشاند.

286
00:11:28,320 --> 00:11:31,296
شرط کردن، تصریح کردن، قید کردن

287
00:11:31,320 --> 00:11:33,320
چیزی که حاضر نیستم برایش شرط بگذارم

288
00:11:33,430 --> 00:11:34,706
احساسات تشدید شده است

289
00:11:34,730 --> 00:11:36,436
که خسارات اقتصادی را تحریف خواهد کرد.

290
00:11:36,460 --> 00:11:39,176
چون اون موقع بیشتر جنبه‌ی قضاوت داره تا اثبات.

291
00:11:39,200 --> 00:11:41,276
سعی می‌کند صدایش را از او بگیرد.

292
00:11:41,300 --> 00:11:42,700
جناب قاضی، لطفا این کار را نکنید

293
00:11:42,740 --> 00:11:45,686
شهادت خانم روسو رد خواهد شد.

294
00:11:45,710 --> 00:11:47,286
من نمی‌تونم در مورد فرانک حرف بزنم؟

295
00:11:56,980 --> 00:11:59,166
شنیدم که ما اصل قضیه رو گم کردیم

296
00:11:59,190 --> 00:12:02,236
و نقطه ورود ما به شنیدن آخرین کلمات فرانک.

297
00:12:02,260 --> 00:12:04,336
فکر کردم داریم دوباره گروه‌بندی می‌کنیم.

298
00:12:15,170 --> 00:12:16,776
بگو که سابقه‌ای پیدا کردی.

299
00:12:16,800 --> 00:12:19,100
آیا پیشنهادی برای بررسی مجدد وجود دارد؟

300
00:12:20,010 --> 00:12:21,850
باشه، پس تغییر مسیر میدیم.

301
00:12:21,980 --> 00:12:22,986
از قربانی تا تبهکار.

302
00:12:23,010 --> 00:12:24,456
تقریباً درست به نظر می‌رسد.

303
00:12:24,480 --> 00:12:26,726
اگر نمی‌توانیم هیئت منصفه را ناراحت
کنیم، حداقل کاری کنیم که عصبانی شوند.

304
00:12:26,750 --> 00:12:28,096
و خشم خود را فرو می‌خورند

305
00:12:28,120 --> 00:12:29,496
دقیقاً در حداکثر خسارت مجاز.

306
00:12:29,520 --> 00:12:31,826
سارا، بیلی، با کارمندان صحبت کنید.

307
00:12:31,850 --> 00:12:33,366
ببین آیا به تو خاکی می‌دهند یا نه

308
00:12:33,390 --> 00:12:35,266
درباره اقدامات آرنولد مدسن در روز سیل.

309
00:12:35,290 --> 00:12:36,266
ما قبلاً امتحان کردیم.

310
00:12:36,290 --> 00:12:39,636
هیچ کس حرفی نخواهد زد... هنوز.

311
00:12:39,660 --> 00:12:42,276
اگر با شواهد روبرو شوید... ضعیف‌ترین حلقه؟

312
00:12:42,300 --> 00:12:43,676
دقیقاً.

313
00:12:43,700 --> 00:12:45,346
برای کسانی از ما که خارج از ذهن
شما هستند، با هم ترکیب می‌شویم

314
00:12:45,370 --> 00:12:49,446
خب، ما ایمیل‌های مدسن رو از دیسکاور داریم.

315
00:12:49,470 --> 00:12:51,346
او حرف‌های رکیک و بدی درباره فرانک زد.

316
00:12:51,370 --> 00:12:52,946
بنابراین ما آنها را به همکارانش نشان می‌دهیم.

317
00:12:52,970 --> 00:12:55,116
خواندن اینکه رئیسشان چقدر سنگدل بوده است

318
00:12:55,140 --> 00:12:57,186
در مورد همکار محبوبشان
ممکن است آنها را متقاعد کند

319
00:12:57,210 --> 00:12:58,956
حداقل یک نفر جلو بیاید.

320
00:12:58,980 --> 00:13:01,896
برو توی ایمیل‌ها جستجو کن
و مزخرف‌ترین‌ها رو پیدا کن،

321
00:13:01,920 --> 00:13:04,326
در حالی که من ثابت می‌کنم که
کارخانه نقض حریم خصوصی کرده است

322
00:13:04,350 --> 00:13:05,380
وظیفه مراقبتی آنها.

323
00:13:05,520 --> 00:13:06,666
بیا دیگه، متی.

324
00:13:06,690 --> 00:13:08,166
متاسفم، سارا.

325
00:13:08,190 --> 00:13:10,560
راستش من امروز بعد از ظهر یه قرار ملاقات دارم.

326
00:13:11,360 --> 00:13:14,136
اصلاً چرا زحمت درست کردن
یک تقویم مشترک را به خودم دادم؟

327
00:13:14,160 --> 00:13:15,306
اگر هیچ‌کس در قرار ملاقات‌هایش شرکت نکند؟

328
00:13:15,330 --> 00:13:17,176
و سونوگرافی شما سبز نبود.

329
00:13:17,200 --> 00:13:18,706
بیلی، سونوگرافیت امروز انجام میشه؟

330
00:13:18,730 --> 00:13:20,746
این خیلی هیجان‌انگیزه.

331
00:13:26,170 --> 00:13:28,086
همه چیز درست همان جایی است که ما می‌خواهیم.

332
00:13:28,110 --> 00:13:29,110
لعنتی، کاملاً مستقیم.

333
00:13:29,240 --> 00:13:30,486
من همه کارها را انجام داده‌ام،

334
00:13:30,510 --> 00:13:33,186
ویتامین‌های دوران بارداری، اسید فولیک.

335
00:13:33,210 --> 00:13:35,290
این موضوع همچنین باعث
شده که در مورد نام‌ها فکر کنم.

336
00:13:35,380 --> 00:13:37,126
من یه چیز اورجینال می‌خوام، درسته؟

337
00:13:37,150 --> 00:13:40,796
در مورد... اسید فولیک کینگستون چطور؟

338
00:13:40,820 --> 00:13:44,790
- جدی نمیگی.
- راستش، اسید فولیک.

339
00:13:44,930 --> 00:13:46,166
«اسید فولیک» معرکه است.

340
00:13:46,190 --> 00:13:49,290
- چی...
- معلومه که جدی نمیگم.

341
00:13:52,600 --> 00:13:54,970
و این حقیقت که تو فکر کردی من

342
00:13:55,100 --> 00:13:56,216
بچه‌ها، یه دقیقه بهتون وقت میدم.

343
00:13:56,240 --> 00:13:57,986
بله.

344
00:13:58,010 --> 00:13:59,446
ازت متنفرم.

345
00:13:59,470 --> 00:14:00,516
تو مرا دوست داری.

346
00:14:00,540 --> 00:14:01,686
من این کار را می‌کنم.

347
00:14:01,710 --> 00:14:02,656
خیلی زیاد.

348
00:14:02,680 --> 00:14:04,850
حالا باور کردی که من هوشیارم؟

349
00:14:05,650 --> 00:14:06,920
چون من هستم.

350
00:14:07,610 --> 00:14:09,310
و من قراره همینطور بمونم.

351
00:14:09,450 --> 00:14:11,820
بالاخره یه دلیلی دارم.

352
00:14:13,950 --> 00:14:15,796
تمام چیزی که می‌خواهم.

353
00:14:15,820 --> 00:14:19,120
من تصمیم گرفتم جشن سیسمونی رو کجا برگزار کنم.

354
00:14:19,260 --> 00:14:21,466
فقط ذهنت رو باز نگه دار.

355
00:14:21,490 --> 00:14:23,206
مراقب باش، دبرا.

356
00:14:23,230 --> 00:14:25,670
عصبی نشو.

357
00:14:25,800 --> 00:14:31,340
دکترها چاقوی جراحی دارند و
من این کرم پودر جادویی را دارم

358
00:14:31,470 --> 00:14:33,886
که خودم به صورت شیمیایی فرموله کردم.

359
00:14:33,910 --> 00:14:35,480
در انتظار ثبت اختراع.

360
00:14:37,410 --> 00:14:39,156
چه احساسی دارد؟

361
00:14:40,810 --> 00:14:42,010
وای.

362
00:14:42,850 --> 00:14:45,126
چ... این... ابریشمیه؟

363
00:14:45,150 --> 00:14:46,496
آره. آره.

364
00:14:46,520 --> 00:14:51,396
شاید فقط یه... یه کم ضخیم‌تر و
ابریشمی‌تر از چیزی که بهش عادت دارم.

365
00:14:51,420 --> 00:14:53,066
آره. منطقیه.

366
00:14:53,090 --> 00:14:56,990
من به عنوان یک متخصص آرایش
و زیبایی در سردخانه کار می‌کنم،

367
00:14:57,130 --> 00:14:58,876
انجام کار تابوت باز.

368
00:14:58,900 --> 00:15:03,316
بنابراین تمام محصولات موجود
در خط تولید من، جذابیت ابدی،

369
00:15:03,340 --> 00:15:04,710
از نظر پزشکی درجه یک هستند.

370
00:15:06,210 --> 00:15:08,286
خب، فکر کنم باید فقط به این فکر کنم

371
00:15:08,310 --> 00:15:11,086
تست بازیگری من برای فیلم آواز قو.

372
00:15:12,380 --> 00:15:14,996
اما قسم می‌خورم که تو را جایی دیده‌ام.

373
00:15:15,020 --> 00:15:16,626
تا حالا تگزاس رفتی؟

374
00:15:16,650 --> 00:15:18,026
نه. هرگز.

375
00:15:18,050 --> 00:15:20,366
من به سختی می‌توانم به سفر بروم.

376
00:15:20,390 --> 00:15:21,860
و فقط برای اینکه بدونی،

377
00:15:21,990 --> 00:15:24,096
بعداً رنگ را دوباره اضافه خواهیم کرد.

378
00:15:24,120 --> 00:15:25,820
باشه؟ - باشه.

379
00:15:25,930 --> 00:15:27,976
سیندی شاپیرو، گفتی؟

380
00:15:28,000 --> 00:15:29,536
همانطور که من زنده‌ام و نفس می‌کشم.

381
00:15:31,400 --> 00:15:35,516
تا حالا به ماساژ پا تو خیابون هفتاد و دوم رفتی؟

382
00:15:35,540 --> 00:15:37,116
نه.

383
00:15:37,140 --> 00:15:38,816
خدایا، این داره اذیتم می‌کنه.

384
00:15:38,840 --> 00:15:40,116
نه تگزاس.

385
00:15:40,140 --> 00:15:41,486
تو هیچ‌وقت سفر نمی‌کنی.

386
00:15:41,510 --> 00:15:43,016
خارج از کشور نبوده اند.

387
00:15:43,040 --> 00:15:45,286
یعنی یه بار تجربه کردم.

388
00:15:45,310 --> 00:15:47,386
من به سیدنی استرالیا رفتم.

389
00:15:48,880 --> 00:15:52,026
خب، تنها باری که آنجا بودم ۱۴ یا ۱۵ سال پیش بود،

390
00:15:52,050 --> 00:15:54,096
بنابراین این بسیار بعید است.

391
00:15:54,120 --> 00:15:55,536
خدای من.

392
00:15:55,560 --> 00:15:58,906
من حدود ۱۵ سال پیش آنجا بودم.

393
00:15:58,930 --> 00:16:00,736
- نه.
- بله.

394
00:16:00,760 --> 00:16:02,776
حالا، یه دقیقه صبر کن.

395
00:16:02,800 --> 00:16:05,600
تا حالا آهنگ کارائوکه خوندی؟

396
00:16:05,730 --> 00:16:08,576
تو کلاب کملوت؟ - کلاب کملوت!

397
00:16:08,600 --> 00:16:10,476
- بله، بله، بله!
- خدای من!

398
00:16:10,500 --> 00:16:13,546
بهترین مارتینی هندوانه‌ای که تا حالا خوردم.

399
00:16:13,570 --> 00:16:14,846
خدای من. همون.

400
00:16:14,870 --> 00:16:16,416
با یک پر مرا سرنگون کن.

401
00:16:16,440 --> 00:16:18,726
دنیا واقعاً به کوچکی یک نخود فرنگی است.

402
00:16:18,750 --> 00:16:20,590
آخرین سفری بود که رفتم

403
00:16:20,710 --> 00:16:22,410
قبل از اینکه بفهمم شوهر سابقم

404
00:16:22,550 --> 00:16:26,326
یه پسر دروغگو و خیانتکارِ معلوم‌الحال.

405
00:16:27,250 --> 00:16:29,090
با چه کسی سفر می‌کردید؟

406
00:16:31,260 --> 00:16:35,236
بیایید او را... "آقای شلوار جادویی" صدا کنیم.

407
00:16:35,260 --> 00:16:36,506
بابام اینجاست؟

408
00:16:36,530 --> 00:16:38,906
ما اینجاییم تا اطلاعات امنیتی او را به‌روز کنیم.

409
00:16:38,930 --> 00:16:40,276
پنج دقیقه، نهایتش.

410
00:16:40,300 --> 00:16:41,576
او پنج دقیقه وقت ندارد. او من را دارد.

411
00:16:41,600 --> 00:16:45,846
فقط پورتال شرکت را باز کنید و
روی «به‌روزرسانی» کلیک کنید.

412
00:16:45,870 --> 00:16:47,886
سپس رمز عبور قدیمی او را تایپ کنید.

413
00:16:47,910 --> 00:16:49,386
بذار حدس بزنم... یه رمز عبور جدید وارد کن

414
00:16:49,410 --> 00:16:51,256
و با گوشیم احراز هویت کنم؟ - آره.

415
00:16:52,810 --> 00:16:54,186
بفرمایید.

416
00:16:59,420 --> 00:17:01,526
تمام شدی.

417
00:17:01,550 --> 00:17:02,850
قهرمان.

418
00:17:11,460 --> 00:17:14,106
آقای بنت، آیا این‌ها همان هدفون‌های حذف نویز هستند؟

419
00:17:14,130 --> 00:17:15,376
صادر شده توسط راه آهن ویندهام؟

420
00:17:15,400 --> 00:17:16,646
بله، هستند.

421
00:17:16,670 --> 00:17:18,786
بنابراین شما قادر به شنیدن
صدای زنگ هشدار نخواهید بود

422
00:17:18,810 --> 00:17:20,090
به شما اطلاع دادن که تخلیه کنید؟

423
00:17:20,140 --> 00:17:21,646
بچه‌های طبقه اصلی می‌تونستن.

424
00:17:21,670 --> 00:17:23,816
اما، نه، نه در کارگاه ماشین‌آلات.

425
00:17:23,840 --> 00:17:25,486
زنگ خطر است

426
00:17:25,510 --> 00:17:28,556
تنها راهی که کارخانه به کارگران در
مورد وضعیت اضطراری هشدار داد؟

427
00:17:28,580 --> 00:17:30,456
نه. نور هم هست.

428
00:17:30,480 --> 00:17:32,180
من نور را دیده‌ام!

429
00:17:33,790 --> 00:17:36,890
جناب قاضی، مایلم یک نمایشگاه نمایشی ارائه دهم.

430
00:17:37,820 --> 00:17:39,936
آیا این تصویر پنجره را به طور دقیق نشان می‌دهد؟

431
00:17:39,960 --> 00:17:42,336
روبروی محل کاری که تو و فرانک کار می‌کردید؟

432
00:17:42,360 --> 00:17:43,890
بله، همینطور است.

433
00:17:47,030 --> 00:17:50,176
«تابش را ببین و مراقب باش.»

434
00:17:50,200 --> 00:17:51,216
این یه جمله‌ی گیرا و جذابه.

435
00:17:51,240 --> 00:17:52,516
آیا آن را تشخیص می‌دهید؟

436
00:17:52,540 --> 00:17:54,040
آره، از دفترچه راهنمای کارخانه اومده.

437
00:17:54,170 --> 00:17:56,370
همین جا.

438
00:17:57,210 --> 00:17:59,686
«اگر چراغ‌های اضطراری فعال شوند،

439
00:17:59,710 --> 00:18:03,256
کارمندان باید فوراً محل را ترک کنند.»

440
00:18:03,280 --> 00:18:06,096
در حالی که از محافظ چشم تعیین‌شده
توسط شرکت خود استفاده می‌کنید،

441
00:18:06,120 --> 00:18:07,926
تونستی چراغ قرمز رو ببینی؟

442
00:18:07,950 --> 00:18:09,050
نه.

443
00:18:09,160 --> 00:18:11,690
پس ممکن بود موقع انجام کار، آن را از دست بدهی؟

444
00:18:11,820 --> 00:18:13,560
آره. و فرانک یه آدم قانون‌مدار بود.

445
00:18:13,690 --> 00:18:16,876
رسمی، غیررسمی... او نمی
خواست کارش را از دست بدهد.

446
00:18:16,900 --> 00:18:18,846
انگار کارش را جدی گرفته بود.

447
00:18:18,870 --> 00:18:22,130
و اگر کارخانه هم این کار
را می‌کرد، او هنوز زنده بود.

448
00:18:23,170 --> 00:18:26,640
اما اگر نتوانید تابش خیره کننده
را ببینید، نمی‌توانید مراقب باشید.

449
00:18:38,850 --> 00:18:40,726
انگار به خاطر تخلف از وظیفه، فرود رو متوقف کردی

450
00:18:40,750 --> 00:18:41,750
از مراقبت.

451
00:18:41,890 --> 00:18:43,796
پس ما فقط قراره طوری رفتار کنیم که انگار

452
00:18:43,820 --> 00:18:44,950
این اتفاق نمی‌افتد؟

453
00:18:45,060 --> 00:18:46,366
بله، ما هستیم.

454
00:18:46,390 --> 00:18:48,236
حالا، آیا سارا و بیلی کسی را پیدا کردند؟

455
00:18:48,260 --> 00:18:50,876
چه کسی حاضر بود علیه مدسن شهادت دهد؟

456
00:18:50,900 --> 00:18:53,806
میشه دست از خیره شدن به من برداری؟

457
00:18:53,830 --> 00:18:55,446
فکر نمی‌کنم بتوانم.

458
00:18:55,470 --> 00:18:58,986
و هنوز کسی را پیدا نکرده‌اند.

459
00:18:59,010 --> 00:19:01,846
مدتی روی صندلی گریم بودید.

460
00:19:01,870 --> 00:19:03,316
اوضاع با دبرا چطور پیش رفت؟

461
00:19:03,340 --> 00:19:05,310
او آنجا با ارشد بود.

462
00:19:05,450 --> 00:19:06,780
و

463
00:19:08,150 --> 00:19:09,956
او او را «آقای شلوار جادویی» صدا می‌زند.

464
00:19:09,980 --> 00:19:11,526
بس کن - نه. نه، نه، نه.

465
00:19:11,550 --> 00:19:14,780
من همه چیز را در مورد عملکردش شنیدم... آن پایین.

466
00:19:14,890 --> 00:19:16,960
نه، متی. آره.

467
00:19:19,290 --> 00:19:22,436
آیا به جزئیات خاصی پرداختید؟

468
00:19:22,460 --> 00:19:23,936
درباره دوران حضورش در استرالیا؟

469
00:19:23,960 --> 00:19:25,306
بفهمم دیگه کی اونجا بوده؟

470
00:19:25,330 --> 00:19:27,646
نه، اما فردا شب همدیگر را می‌بینیم.

471
00:19:27,670 --> 00:19:29,510
و بگذارید به شما بگویم... این یک زن است

472
00:19:29,640 --> 00:19:31,176
که وقتی او مشروب می‌خورد حرف بزند.

473
00:19:31,200 --> 00:19:33,046
داری میری جایی که مست باشی؟

474
00:19:33,070 --> 00:19:34,910
بار کارائوکه.

475
00:19:35,680 --> 00:19:38,286
داریم شبی که تو سیدنی همدیگه
رو دیدیم رو دوباره تجربه می‌کنیم.

476
00:19:38,310 --> 00:19:41,180
و مطمئنم که می‌تونم بهش هویت
کسی که اونجا بوده رو نشون بدم

477
00:19:41,310 --> 00:19:43,256
وقتی که او نام شرکت را تأیید کرد.

478
00:19:43,280 --> 00:19:44,480
مشاور

479
00:19:45,990 --> 00:19:47,160
تامی فی.

480
00:19:48,150 --> 00:19:49,996
یه کلمه؟

481
00:19:50,020 --> 00:19:53,230
ببین، اعتراف می‌کنم، حق داری از نقض سر باز بزنی.

482
00:19:53,990 --> 00:19:55,236
مامانم یه کم نگرانه.

483
00:19:55,260 --> 00:19:56,436
وقتی سرم پایینه خوب نمیخوابه.

484
00:19:56,460 --> 00:19:57,706
پس بیایید حتی ۱۰۰ هزار دلار هم بدهیم.

485
00:19:57,730 --> 00:19:59,530
این یک سوم چیزی است که ما درخواست کرده‌ایم.

486
00:19:59,670 --> 00:20:01,906
فکر کردم دامنه‌ی را آنقدر بالا
تعیین کردی که من را گمراه کنی.

487
00:20:01,930 --> 00:20:04,376
گلوریا برای گذران زندگی به درآمد فرانک وابسته بود.

488
00:20:04,400 --> 00:20:07,170
بدون آن، او تا دو سال دیگر
خانه‌اش را از دست خواهد داد.

489
00:20:07,310 --> 00:20:08,656
و من از این متنفرم.

490
00:20:08,680 --> 00:20:10,386
اما اگر فردا مدسن را روی صحنه ببرم

491
00:20:10,410 --> 00:20:12,526
و او به درآمدهای محدود آینده فرانک شهادت می‌دهد،

492
00:20:12,550 --> 00:20:14,386
هیئت منصفه می‌توانست با تعداد کمتری برگردد.

493
00:20:14,410 --> 00:20:16,756
آیا دوباره به «یک پا در گور» برگشته‌ایم؟

494
00:20:16,780 --> 00:20:20,050
چون می‌توانستم همکار فوق‌العاده پویایم را داشته باشم.

495
00:20:20,190 --> 00:20:21,220
فردا رهبری کند.

496
00:20:21,350 --> 00:20:22,336
تامی فی؟

497
00:20:22,360 --> 00:20:23,836
تامی، فی لعنتی.

498
00:20:23,860 --> 00:20:26,006
من همین الان یه پیشنهاد خوب
برای تسویه حساب رو رد کردم.

499
00:20:26,030 --> 00:20:27,506
بگو که نقطه ضعفمون رو پیدا کردی.

500
00:20:27,530 --> 00:20:29,530
فکر کنم همین کار را کردیم. اسمش گلن است.

501
00:20:29,660 --> 00:20:32,106
ما ایمیل‌هایی که مدسن توشون فرانک
رو مسخره کرده بود رو بهش نشون دادیم،

502
00:20:32,130 --> 00:20:33,606
و گلنستر عصبانی شد.

503
00:20:33,630 --> 00:20:35,870
«علیه رئیسش شهادت بده» عصبانی شد؟ - نه.

504
00:20:36,000 --> 00:20:37,546
اما تتل‌تیل عصبانی شد. او به ما گفت

505
00:20:37,570 --> 00:20:39,786
مدسن در واقع روز سیل زود رفت.

506
00:20:39,810 --> 00:20:41,316
قبل از اینکه زنگ خطر به صدا درآید.

507
00:20:41,340 --> 00:20:43,386
باشه. این-این می‌تونه خوب باشه.

508
00:20:43,410 --> 00:20:44,656
اما بدون مدرک،

509
00:20:44,680 --> 00:20:46,750
ما داریم به شایعات نگاه می‌کنیم. می‌دونم.

510
00:20:46,880 --> 00:20:48,956
به همین دلیل است که من و بیلی

511
00:20:48,980 --> 00:20:50,696
ما در طول مسیر یک کارخانه بازیافت پیدا کردیم

512
00:20:50,720 --> 00:20:52,026
مدسن برای رسیدن به خانه رانندگی می‌کرد.

513
00:20:52,050 --> 00:20:53,626
و دوربین‌های مداربسته دارد.

514
00:20:53,650 --> 00:20:56,050
و اگر مدسن قبل از دستور
تخلیه آنجا را ترک کرده باشد،

515
00:20:56,160 --> 00:20:57,900
ما مهر زمان را برای اثبات آن خواهیم داشت.

516
00:20:58,730 --> 00:21:00,136
هی. بابت این موضوع متاسفم.

517
00:21:00,160 --> 00:21:01,906
بچه مشکلی نداره؟ - آره، آره.

518
00:21:01,930 --> 00:21:04,570
کلودیا فقط داره سعی می‌کنه برنامه‌های
روز شکرگزاری ما رو مشخص کنه.

519
00:21:05,400 --> 00:21:08,516
منظورم اینه که، مطمئن نیستم که
برنامه روز شکرگزاری داشته باشم یا نه.

520
00:21:08,540 --> 00:21:11,046
واقعاً به عنوان برنامه‌های
مربوط به نوزاد محسوب می‌شوند.

521
00:21:11,070 --> 00:21:13,416
حداقل اینکه چطور رنگش را کدگذاری کنم، نه.

522
00:21:13,440 --> 00:21:15,956
نه، قرار نیست مدام تماس‌ها را جواب بدهم.

523
00:21:15,980 --> 00:21:19,920
فقط... الان همه چیز جدیده... می‌فهمم.

524
00:21:20,050 --> 00:21:22,250
و آنها برای... جدید خواهند بود.

525
00:21:23,180 --> 00:21:24,596
اشکالی نداره.

526
00:21:24,620 --> 00:21:26,766
ما اینجاییم و قراره فیلم دوربین مداربسته رو بگیریم.

527
00:21:26,790 --> 00:21:28,460
عالیه.

528
00:21:30,260 --> 00:21:31,936
این قطعاً مدسن است.

529
00:21:31,960 --> 00:21:33,640
با پلاکی که از او داریم مطابقت دارد،

530
00:21:33,730 --> 00:21:36,936
و او ساعت ۴:۲۹ بعد از ظهر کارخانه را ترک می‌کند

531
00:21:36,960 --> 00:21:38,576
سه دقیقه قبل از زنگ هشدار.

532
00:21:38,600 --> 00:21:41,076
مطمئنی که نمی‌خوای اونو از روی صورتت پاک کنی؟

533
00:21:41,100 --> 00:21:42,946
بحث خواستن نیست.

534
00:21:42,970 --> 00:21:46,216
این است که آیا واکس مبلمان دارید یا نه.

535
00:21:46,240 --> 00:21:48,286
و رفتن زودهنگام قطعاً اوضاع را خراب می‌کند

536
00:21:48,310 --> 00:21:50,056
اعتبار او نزد هیئت منصفه، اما

537
00:21:50,080 --> 00:21:52,786
قرار نیست گلوریا اون پولی
رو که لیاقتشو داره، بهش بده.

538
00:21:52,810 --> 00:21:54,110
ما به غفلت فاحش نیاز داریم.

539
00:21:54,250 --> 00:21:58,096
که یعنی مدرکی که نشون میده
مدسن از رفتن زود خبر داشته

540
00:21:58,120 --> 00:22:00,660
کارمندانش را به خطر می‌انداخت
و به هر حال این کار را کرد.

541
00:22:00,790 --> 00:22:04,566
آلن در مورد قوانین غیررسمی شهادت داد.

542
00:22:04,590 --> 00:22:05,820
شاید یه چیزی اونجا باشه؟

543
00:22:05,930 --> 00:22:07,736
آره، اما چطور قراره قوانین رو یاد بگیریم؟

544
00:22:07,760 --> 00:22:09,976
اگر هیچ یک از کارمندان با ما صحبت نکنند؟

545
00:22:13,800 --> 00:22:16,170
آلفی. اون می‌خواد من خونه باشم.

546
00:22:16,300 --> 00:22:19,900
او می‌خواهد چیزی «بهتر از
موتورسیکلت» به من نشان دهد.

547
00:22:20,010 --> 00:22:21,386
برو.

548
00:22:21,410 --> 00:22:23,810
من دارم میرم خونه تا بفهمم چطور میشه وصل شد

549
00:22:23,940 --> 00:22:26,986
مدسن با تصمیم فرانک برای
ماندن، گروه را ترک می‌کند.

550
00:22:27,010 --> 00:22:29,850
و خانواده شما باید از این تغییر ظاهر لذت ببرند.

551
00:22:34,850 --> 00:22:37,750
- خندهات تموم شد؟
- دارم خیلی تلاش می‌کنم، جین کوچولو.

552
00:22:37,860 --> 00:22:40,130
- ادوین.
- متاسفم. متاسفم.

553
00:22:40,930 --> 00:22:44,636
باشه، آلفی، چی بهتر از موتورسیکلت؟

554
00:22:44,660 --> 00:22:45,830
صورتت.

555
00:22:47,500 --> 00:22:48,876
و آن ۱۲ قدم.

556
00:22:48,900 --> 00:22:50,976
احتمالاً جویی الان داره اینو می‌خونه،

557
00:22:51,000 --> 00:22:53,016
بنابراین فکر کردم که من هم باید این کار را بکنم.

558
00:22:53,040 --> 00:22:55,340
و یه کپی هم تو دفترت گذاشتم.

559
00:22:55,480 --> 00:22:58,556
کتاب هشدار می‌دهد که قرار نیست بروی

560
00:22:58,580 --> 00:23:01,486
به مکان‌هایی مانند بارها و کلوپ‌ها

561
00:23:01,510 --> 00:23:03,680
وقتی هیچ دلیلی برای بودن وجود ندارد.

562
00:23:03,820 --> 00:23:05,626
دلیلش کارائوکه است.

563
00:23:05,650 --> 00:23:06,826
به نظرت باید از قبل تماس بگیریم؟

564
00:23:06,850 --> 00:23:08,296
و از آنها بخواهید که مشروبات الکلی را دور بریزند؟

565
00:23:08,320 --> 00:23:10,266
دیشب تلفنی ازش پرسیدم،

566
00:23:10,290 --> 00:23:12,836
و او گفت نه، ترجیح می‌دهد احساس طبیعی داشته باشد.

567
00:23:12,860 --> 00:23:15,206
خب، این رفتار یه معتاده، ادوین.

568
00:23:15,230 --> 00:23:17,536
مردم باید این را بدانند تا او نتواند پنهان شود.

569
00:23:17,560 --> 00:23:19,660
پرسیدم که آیا اسپانسرش قرار است آنجا باشد؟

570
00:23:19,770 --> 00:23:23,416
و هیچ‌کدام از دوستانی که قبلاً با
آنها معاشرت داشت، دیگر نیستند.

571
00:23:23,440 --> 00:23:25,046
و فقط یک شب است.

572
00:23:25,070 --> 00:23:26,416
من می‌دانم.

573
00:23:26,440 --> 00:23:28,986
اما بهبودی یک کار از نه صبح تا پنج عصر نیست.

574
00:23:29,010 --> 00:23:31,116
شما نمی‌توانید ورود و خروج خود را ثبت کنید.

575
00:23:35,580 --> 00:23:37,256
کارت‌های زمان فرانک رو گرفتی؟

576
00:23:37,280 --> 00:23:39,780
قبلاً واقعاً از نه صبح تا پنج عصر کار می‌کرد.

577
00:23:39,890 --> 00:23:43,260
کارت عالی بود. می‌خوای فردا کراس رو رهبری کنی؟

578
00:23:44,460 --> 00:23:46,636
اگه اشکالی نداره، می‌خوام آماده بشم.

579
00:23:46,660 --> 00:23:48,960
برای ملاقات با دبرا در کارائوکه.

580
00:23:50,500 --> 00:23:52,706
برو مدسن رو تو دادگاه له کن.

581
00:23:52,730 --> 00:23:54,300
باشه، خداحافظ.

582
00:24:05,780 --> 00:24:07,426
آقای مدسن، میشه وسیله نقلیه رو شناسایی کنید؟

583
00:24:07,450 --> 00:24:10,326
- توی فیلمی که الان پخش کردم؟
- بله. اون ماشین منه.

584
00:24:10,350 --> 00:24:12,696
بگذارید توجه شما را به مهر زمان
جلب کنم. می‌توانید آن را بخوانید؟

585
00:24:12,720 --> 00:24:15,566
۴:۲۹ بعد از ظهر - سوابق ما می‌گویند

586
00:24:15,590 --> 00:24:19,366
که زنگ خطر کارخانه ساعت
۴:۳۲ بعد از ظهر به صدا درآمد

587
00:24:19,390 --> 00:24:22,590
خب، طبق محاسبات من، این
ویدیو نشون میده که داری میری

588
00:24:22,700 --> 00:24:24,976
ده دقیقه قبل از اینکه به کارمندانتان داده شود

589
00:24:25,000 --> 00:24:27,100
سیگنال تخلیه. درسته؟

590
00:24:28,640 --> 00:24:30,640
بله، همینطور است.

591
00:24:30,770 --> 00:24:32,446
من زود رفتم، اما نمی‌دانم چرا

592
00:24:32,470 --> 00:24:34,746
فرانک با بقیه بچه‌ها فرار نکرد.

593
00:24:34,770 --> 00:24:38,786
این دفترچه ثبت تمام کارت‌های زمان آقای روسو است.

594
00:24:38,810 --> 00:24:41,756
او یک کارمند از نه صبح تا
پنج عصر بود، درست است؟

595
00:24:41,780 --> 00:24:44,726
- درسته.
- متوجه خواهی شد که، سال‌ها،

596
00:24:44,750 --> 00:24:46,596
آقای روسو همیشه وقتش تمام می‌شد

597
00:24:46,620 --> 00:24:49,596
تا دقایقی دیگر، ساعت ۱۷:۰۰

598
00:24:49,620 --> 00:24:51,796
اما بعد از اینکه شما به عنوان مدیر منصوب شدید،

599
00:24:51,820 --> 00:24:53,160
این تغییر کرد، نه؟

600
00:24:53,290 --> 00:24:55,990
اونجا پررنگ شده. آره.

601
00:24:56,100 --> 00:24:57,206
بیایید ببینیم.

602
00:24:57,230 --> 00:24:59,646
۵:۲۳.۶:۰۲.

603
00:24:59,670 --> 00:25:00,970
۵:۳۵.

604
00:25:01,100 --> 00:25:03,876
انگار ساعت‌های استراحت
آقای روسو رو از دست داده

605
00:25:03,900 --> 00:25:05,746
همیشه در عرض چند دقیقه بودند

606
00:25:05,770 --> 00:25:07,686
از شما که گزارش‌های پایان روزتان را ثبت می‌کنید.

607
00:25:07,710 --> 00:25:11,456
آیا روال شما این بود که کار
کارمندانتان را بررسی کنید؟

608
00:25:11,480 --> 00:25:13,626
قبل از اینکه امروز مرخصشون کنی؟ - بله.

609
00:25:13,650 --> 00:25:17,656
من جایگاه تک تک کارمندان را
برای کنترل کیفیت بررسی کردم.

610
00:25:17,680 --> 00:25:19,366
و دانستن اینکه آقای روسو همیشه منتظر می‌ماند

611
00:25:19,390 --> 00:25:21,666
برای چک روزانه‌ات، آیا به ایستگاهش سر زدی؟

612
00:25:21,690 --> 00:25:24,666
در روز سیل به او اطلاع دهید که باید به خانه برود؟

613
00:25:24,690 --> 00:25:27,190
- خب، نه، من...
- سوال دیگه‌ای ندارم.

614
00:25:27,990 --> 00:25:32,106
بدیهی است که روز مورد
نظر، یک روز معمولی نبود.

615
00:25:32,130 --> 00:25:35,976
آقای مدسن، چرا آن روز زود رفتید؟

616
00:25:36,000 --> 00:25:40,186
دخترم... او مشکلات حرکتی دارد.

617
00:25:40,210 --> 00:25:41,646
او از ویلچر استفاده می‌کند.

618
00:25:41,670 --> 00:25:45,410
و در روز طوفان، او در خانه بود.

619
00:25:46,350 --> 00:25:49,396
و خانه‌ی ما، به نهر منتهی می‌شود،

620
00:25:49,420 --> 00:25:51,126
و سیل جاری بود.

621
00:25:51,150 --> 00:25:52,496
و دکل‌های تلفن همراه از کار افتاده بودند،

622
00:25:52,520 --> 00:25:54,526
و من هیچ راهی برای گرفتنش نداشتم.

623
00:25:54,550 --> 00:25:56,336
در آن لحظه، تنها چیزی که می‌توانستم به آن فکر کنم

624
00:25:56,360 --> 00:25:58,600
داشتم به خانه، پیش دختر کوچولویم می‌رفتم.

625
00:25:59,530 --> 00:26:01,770
فقط برای اینکه مطمئن شود او در امان است.

626
00:26:03,060 --> 00:26:04,806
هیئت منصفه داشت از این موضوع به ستوه می‌آمد.

627
00:26:04,830 --> 00:26:07,476
رمی یه جورایی احساسات
رو از پرونده ما بیرون کشید و

628
00:26:07,500 --> 00:26:08,900
باعث شد که برای مدسن متاسف شوند.

629
00:26:09,040 --> 00:26:10,410
این هم از سهل‌انگاری فاحش.

630
00:26:10,540 --> 00:26:13,216
ما باید هر چیزی را که می‌توانیم استفاده کنیم پیدا کنیم

631
00:26:13,240 --> 00:26:14,716
برای استدلال در مورد یک محاکمه‌ی اشتباه.

632
00:26:14,740 --> 00:26:16,356
اگر بتوانیم یک قاضی دلسوزتر پیدا کنیم،

633
00:26:16,380 --> 00:26:17,786
شاید بتونیم شهادت گلوریا رو پس بگیریم.

634
00:26:17,810 --> 00:26:19,156
ما در سرزمین مقدس مری هستیم.

635
00:26:19,180 --> 00:26:20,720
آیا باید سعی کنیم به متی برسیم؟

636
00:26:20,850 --> 00:26:23,250
دیر رسیدن به پزشک.

637
00:26:36,860 --> 00:26:38,706
سلام.

638
00:26:38,730 --> 00:26:39,906
سیندی!

639
00:26:39,930 --> 00:26:42,430
سلام، سلام، سلام!

640
00:26:42,570 --> 00:26:43,976
اوه.

641
00:26:44,000 --> 00:26:45,030
سلام.

642
00:26:45,140 --> 00:26:48,446
خب، مردم دیروز در مورد ظاهرت چه فکری کردند؟

643
00:26:48,470 --> 00:26:49,886
شهر را تعریف کنید؟

644
00:26:49,910 --> 00:26:51,616
خب عزیزم، داشتم توجه‌ها رو جلب می‌کردم

645
00:26:51,640 --> 00:26:53,556
سریع‌تر از یک چرخنده‌ی توی پارکینگ تریلر.

646
00:26:53,580 --> 00:26:55,286
میدونستم!

647
00:26:55,310 --> 00:26:58,256
تعجب کردم که با آرایش نخوابیدی.

648
00:26:58,280 --> 00:26:59,780
بهت گفته بودم که میمونه.

649
00:26:59,920 --> 00:27:02,766
خب، من فقط نگران روبالشی‌های ساتنم بودم.

650
00:27:02,790 --> 00:27:05,096
باشه.

651
00:27:05,120 --> 00:27:07,920
خب، فکر کنم مارتینی هندوانه ما آماده است،

652
00:27:08,030 --> 00:27:10,576
فقط کرنبری، چون فقط همینو داشتن.

653
00:27:10,600 --> 00:27:12,640
اشکالی نداره.

654
00:27:12,770 --> 00:27:14,006
باشه.

655
00:27:21,710 --> 00:27:22,956
او کجاست؟

656
00:27:22,980 --> 00:27:24,780
حمام. از سه نفر پرسیدم.

657
00:27:24,910 --> 00:27:26,356
او باید زود بیرون بیاید.

658
00:27:26,380 --> 00:27:28,626
این قراره خوب باشه، نه؟ حتی ممکنه

659
00:27:28,650 --> 00:27:31,290
به خاطر بچه، خیلی خوب باش.

660
00:27:36,060 --> 00:27:40,036
مامان، بابا. هورا، شما به اینجا رسیدید.

661
00:27:40,060 --> 00:27:41,406
سلام.

662
00:27:41,430 --> 00:27:43,470
ببخشید. من هر ده دقیقه یکبار به دستشویی می‌روم.

663
00:27:43,600 --> 00:27:45,800
این بچه روی مثانه‌ام نشسته است.

664
00:27:45,930 --> 00:27:47,900
کارا چرا اینجاست؟

665
00:27:48,670 --> 00:27:50,916
- اون در مورد مهمونی شنیده.
- قرار بوده تو

666
00:27:50,940 --> 00:27:52,576
از افرادی که با آنها عادت داشتید دوری کنید.

667
00:27:52,600 --> 00:27:55,546
کارا الان دیگه پاک شده، و
من از دبیرستان می‌شناسمش.

668
00:27:55,570 --> 00:27:58,416
- مشکل همینه.
- اشکالی نداره مامان.

669
00:27:58,440 --> 00:27:59,640
قول می‌دهم.

670
00:27:59,750 --> 00:28:03,350
بیا امشب فقط... خوش بگذرونیم، باشه؟

671
00:28:04,750 --> 00:28:08,266
شوهر سابقم مدام در حال رزرو کردن بود

672
00:28:08,290 --> 00:28:11,036
«پادشاه فرش سنگ‌های گرد.»

673
00:28:11,060 --> 00:28:13,200
و ما به خانه اپرای سیدنی رفتیم،

674
00:28:13,330 --> 00:28:16,436
متصدی بلیط‌فروشی در واقع
او را «اعلیحضرت» صدا زد.

675
00:28:16,460 --> 00:28:18,406
درِ جلویی را ببند!

676
00:28:18,430 --> 00:28:20,276
داستان واقعی.

677
00:28:20,300 --> 00:28:23,176
گفتی رفیقت تو چه رشته ای کار می کرد؟

678
00:28:23,200 --> 00:28:24,840
دارم اسمشو فراموش می‌کنم.

679
00:28:25,670 --> 00:28:27,646
رشته کاریش؟

680
00:28:29,640 --> 00:28:33,180
آره، فکر کنم شرکت اشمورپوریت بود

681
00:28:33,310 --> 00:28:36,256
با مدرک دکترا در رشته «لطفاً شارژش کنید».

682
00:28:37,520 --> 00:28:40,026
راستش را بخواهید، همه آن بچه‌ها
طوری به نظر می‌رسیدند که انگار

683
00:28:40,050 --> 00:28:43,890
معلم با لباس بادام زمینی به من گفت،
درست مثل اینکه، "وا، وا، وا، وا".

684
00:28:45,460 --> 00:28:46,636
همان.

685
00:28:46,660 --> 00:28:48,906
هر وقت در اتاق هتل گیر می‌افتادم،

686
00:28:48,930 --> 00:28:52,436
به صحبت‌های خسته‌کننده‌ی کاری‌اش گوش می‌دادم،

687
00:28:52,460 --> 00:28:56,346
من قبلاً سوتینم را در می‌آوردم
و دخترها را آزاد و رها می‌کردم.

688
00:28:58,070 --> 00:29:01,240
خب، تو و آقای شلوار جادویی چطور با هم آشنا شدید؟

689
00:29:01,370 --> 00:29:03,616
انگار صد سال پیش اسمم را ثبت کرده‌ام.

690
00:29:03,640 --> 00:29:06,740
فقط میرم ببینم کجای لیستم.

691
00:29:16,920 --> 00:29:18,366
نفر بعدی، دبرا!

692
00:29:20,230 --> 00:29:22,036
بیا دیگه، سیندی.

693
00:29:22,060 --> 00:29:23,736
بیا با من آواز بخوان.

694
00:29:23,760 --> 00:29:25,860
یالا، مجبورم نکن تنهایی انجامش بدم.

695
00:29:25,970 --> 00:29:27,976
بلند شو اینجا.

696
00:29:28,000 --> 00:29:31,046
آهنگت رو قبلاً بهم گفتی.

697
00:29:31,070 --> 00:29:33,286
بیا مامان. مجبوری.

698
00:29:33,310 --> 00:29:35,246
- اوه، نه.
- آهنگ مورد علاقه‌مون.

699
00:29:35,270 --> 00:29:38,110
برو. برو، برو، برو، برو، برو.

700
00:30:43,310 --> 00:30:45,310
الی، صبر کن.

701
00:30:46,110 --> 00:30:48,386
باورم نمیشه داشتی مردمک چشمامو چک میکردی.

702
00:30:48,410 --> 00:30:49,956
متاسفم.

703
00:30:49,980 --> 00:30:53,350
اما نه سال است که اعتیاد دارد.

704
00:30:53,490 --> 00:30:55,230
و چرا کارا اینجاست؟

705
00:30:59,160 --> 00:31:01,660
سلام؟ آفرین به سیندی.

706
00:31:01,790 --> 00:31:03,360
حالت خوبه؟

707
00:31:04,500 --> 00:31:06,346
شما دو نفر فوق‌العاده بودید.

708
00:31:06,370 --> 00:31:08,206
من واقعاً از روی صندلی بلند شدم.

709
00:31:08,230 --> 00:31:09,476
خب، متشکرم.

710
00:31:09,500 --> 00:31:13,446
یه جورایی یه جورایی تور تجدید دیدار بود.

711
00:31:13,470 --> 00:31:14,986
صبر کن ببینم، شما از کجا همدیگه رو می‌شناسین؟

712
00:31:15,010 --> 00:31:16,416
خب، داستان بامزه‌ای است.

713
00:31:16,440 --> 00:31:18,686
ما در استرالیا، زمانی که شوهر
سابقم... بود، با هم آشنا شدیم.

714
00:31:18,710 --> 00:31:23,656
هاوکینگ در سهام زمانی، و
دبرا اینجا با... خدای من بود.

715
00:31:23,680 --> 00:31:25,880
همین الان یه تماس گرفتم.

716
00:31:26,020 --> 00:31:27,560
راجر لئونارد درگذشت.

717
00:31:27,690 --> 00:31:29,560
اون نه معروفه نه چیزی

718
00:31:29,690 --> 00:31:32,466
اما من چند سال پیش مراسم
تشییع جنازه همسرش را انجام دادم،

719
00:31:32,490 --> 00:31:34,730
پس باید به پسرش زنگ بزنم

720
00:31:34,860 --> 00:31:37,030
و ببینم می‌توانم کسب و کاری راه بیندازم یا نه.

721
00:31:37,160 --> 00:31:38,536
خب، حالا شلیک کن.

722
00:31:38,560 --> 00:31:40,576
نمی‌خوای بمونی و یه آهنگ دیگه بخونی؟

723
00:31:40,600 --> 00:31:42,106
آره.

724
00:31:42,130 --> 00:31:43,676
کاش.

725
00:31:43,700 --> 00:31:46,716
اما نکته کلیدی در مراسم تشییع جنازه با
تابوت باز، مومیایی کردن به موقع است.

726
00:31:46,740 --> 00:31:48,186
فردا بهت پیامک میدم.

727
00:31:48,210 --> 00:31:49,610
- باشه.
- خداحافظ.

728
00:31:50,480 --> 00:31:51,856
خب، این یه شکست بود.

729
00:31:58,720 --> 00:32:01,026
رابطه‌ات با مدسن چطور پیش رفت؟

730
00:32:01,050 --> 00:32:02,420
عالی نیست.

731
00:32:02,550 --> 00:32:05,250
معلوم شد که او برای کمک به
فرزند بیمارش به خانه رفته است.

732
00:32:12,500 --> 00:32:15,600
بدیهی است که من قبلاً هرگز
بچه‌ای را از دست نداده‌ام.

733
00:32:16,440 --> 00:32:17,946
اما وقتی پدرم فوت کرد،

734
00:32:17,970 --> 00:32:20,616
فکر کردم می‌تونم، می‌دونی، از شرش خلاص بشم،

735
00:32:20,640 --> 00:32:22,910
به پیشروی ادامه بده.

736
00:32:23,040 --> 00:32:25,580
چون این قدرت برتر منه، درسته؟ مثل تو؟

737
00:32:25,710 --> 00:32:28,910
اینکه چقدر در کارمان خوب هستیم.

738
00:32:30,350 --> 00:32:34,280
اما با وجود پدرم... نمی‌توانستم.

739
00:32:35,920 --> 00:32:38,836
این مثل عبور از مرزهای احساسی است.

740
00:32:38,860 --> 00:32:42,066
ما با هم کار می‌کنیم و این
روی کار تأثیر می‌گذارد، همین.

741
00:32:42,090 --> 00:32:43,930
به هر حال.

742
00:32:44,760 --> 00:32:46,776
کاردرمانی به من کمک کرد.

743
00:32:46,800 --> 00:32:49,016
درمان. خدا.

744
00:32:49,040 --> 00:32:50,916
درمانی.

745
00:32:50,940 --> 00:32:53,686
در سن من؟

746
00:32:53,710 --> 00:32:58,516
باور کنید، من به اندازه کافی برنامه‌های
۱۲ مرحله‌ای را امتحان کرده‌ام.

747
00:32:58,540 --> 00:33:00,240
برای سه عمر دوام بیاورد.

748
00:33:00,350 --> 00:33:03,596
من ترازنامه‌های اخلاقی بی‌باکانه‌ای تهیه کرده‌ام.

749
00:33:03,620 --> 00:33:06,160
من در جلسات گروهی توانبخشی شرکت کرده‌ام.

750
00:33:06,290 --> 00:33:07,566
چی گفتی الان؟

751
00:33:07,590 --> 00:33:09,666
- گروه درمانی در توانبخشی.
- خیر.

752
00:33:09,690 --> 00:33:12,130
فهرست اخلاقی.

753
00:33:14,390 --> 00:33:16,060
صبر کن.

754
00:33:18,260 --> 00:33:19,760
نظر شما چیست؟

755
00:33:21,800 --> 00:33:25,816
فکر کنم باید به آقای هاجز زنگ بزنی،

756
00:33:25,840 --> 00:33:27,940
و به مادرش زنگ می‌زنم.

757
00:33:33,080 --> 00:33:35,056
یک سال.

758
00:33:35,080 --> 00:33:38,756
مکس. این تمام مدتی بود که
فرانک روسو در ویندهام مانده بود.

759
00:33:38,780 --> 00:33:40,980
- متاسفانه.
- و به عنوان سرپرستش،

760
00:33:41,090 --> 00:33:43,596
مطمئنی که بیشتر از این نگهش نمی‌داشتی؟

761
00:33:43,620 --> 00:33:46,136
راستش را بخواهید، من تا جایی
که می‌توانستم او را نگه داشتم،

762
00:33:46,160 --> 00:33:47,906
اما او سرعتش را کم کرده بود،

763
00:33:47,930 --> 00:33:50,009
نتوانست تمام الزامات شغلی خود را انجام دهد.

764
00:33:50,033 --> 00:33:50,606
اعتراض.

765
00:33:50,630 --> 00:33:53,300
اینجا هیچ مدرکی دال بر چیزی
جز تبعیض سنی وجود ندارد.

766
00:33:53,430 --> 00:33:54,670
اگر خانم لارنس مدرک می‌خواهد،

767
00:33:54,770 --> 00:33:56,176
ما از ارائه آن بسیار خوشحالیم.

768
00:33:56,200 --> 00:33:57,430
دوست دارم معرفی کنم

769
00:33:57,540 --> 00:34:01,016
صفحه ۱۹ دفترچه راهنمای کارکنان.

770
00:34:01,040 --> 00:34:04,086
شرح وظایف آقای روسو.

771
00:34:04,110 --> 00:34:06,450
آقای مدسن، شرایط احراز شغل چیست؟

772
00:34:06,580 --> 00:34:08,426
آیا آقای روسو دیگر نمی‌تواند اجرا کند؟

773
00:34:08,450 --> 00:34:10,126
«یک ماشین‌کار باید بتواند بلند کند»

774
00:34:10,150 --> 00:34:12,290
بیش از ۵۰ پوند.»

775
00:34:12,420 --> 00:34:15,820
فرانک داشت به ۷۳ سالگی نزدیک می‌شد.
او قطعاً نمی‌توانست این کار را انجام دهد.

776
00:34:15,950 --> 00:34:19,606
نگران بودم که برایش خطری داشته باشد،

777
00:34:19,630 --> 00:34:21,000
ناگفته نماند همکارانش.

778
00:34:21,130 --> 00:34:23,436
ممنون از توضیحت. دیگه سوالی ندارم.

779
00:34:23,460 --> 00:34:25,100
اگه اجازه بدید، ریکراس کنم؟

780
00:34:26,700 --> 00:34:28,276
ادعای شما این است که فرانک روسو

781
00:34:28,300 --> 00:34:30,146
- نمی‌تونی 50 پوند رو بلند کنی؟
- منظورم اینه که،

782
00:34:30,170 --> 00:34:32,046
- آره، یه کم لنگید.
- و چند پوند؟

783
00:34:32,070 --> 00:34:33,946
آیا کیسه‌های شن برای محافظت
از کارخانه استفاده می‌شدند؟

784
00:34:33,970 --> 00:34:36,786
در مواقع اضطراری؟ - نمی‌دانم.

785
00:34:36,810 --> 00:34:38,680
اجازه دهید شما را به پیوست ج راهنمایی کنم

786
00:34:38,810 --> 00:34:39,956
از دفترچه راهنمای کارمندی شما.

787
00:34:39,980 --> 00:34:41,426
لطفا سطر ۲۸ را بخوانید.

788
00:34:41,450 --> 00:34:44,956
«سه پالت کیسه شن ۶۰ پوندی.»

789
00:34:44,980 --> 00:34:47,380
پس، وزن هر کدامشان 60 پوند بود؟

790
00:34:47,490 --> 00:34:49,066
این چیزی است که دفترچه راهنما می‌گوید.

791
00:34:49,090 --> 00:34:51,596
جناب قاضی، من یک فایل صوتی
دارم که می‌خواهم معرفی کنم

792
00:34:51,620 --> 00:34:52,820
به عنوان مدرک استیضاح.

793
00:34:52,960 --> 00:34:55,706
این ثابت خواهد کرد که فرانک
روسو توانایی لازم را داشته است.

794
00:34:55,730 --> 00:34:57,836
از بلند کردن بیش از 50 پوند.

795
00:34:57,860 --> 00:34:59,376
- اعتراض!
- به چی؟

796
00:34:59,400 --> 00:35:01,746
آقای مدسن همین الان شهادت داد

797
00:35:01,770 --> 00:35:04,346
چشم‌انداز کاری آینده‌ی فرانک روسو

798
00:35:04,370 --> 00:35:06,646
به دلیل ناتوانی‌اش در بلند کردن، محدود شده بود.

799
00:35:06,670 --> 00:35:08,346
و آقای هاجز این را خیلی واضح بیان کرده است

800
00:35:08,370 --> 00:35:11,170
که طول عمر شغلی موکل ما

801
00:35:11,280 --> 00:35:14,486
مستقیماً در مسائل مربوط به خسارات مؤثر است.

802
00:35:14,510 --> 00:35:17,050
رد شد. اجازه پخش صدا را می‌دهم.

803
00:35:18,350 --> 00:35:20,326
هی، عزیزم.

804
00:35:20,350 --> 00:35:23,396
فقط، فقط می‌خواستم بدونی که من در امانم.

805
00:35:23,420 --> 00:35:25,436
کاش الان می‌توانستم در خانه و کنارت باشم،

806
00:35:25,460 --> 00:35:28,236
اما رفتن از آنجا اصلاً امن نیست.

807
00:35:28,260 --> 00:35:30,006
هی، تو

808
00:35:30,030 --> 00:35:32,576
یادت هست آن زمانی که به
اولین خانه‌مان اسباب‌کشی کردیم

809
00:35:32,600 --> 00:35:35,176
و به محض اینکه پخش کننده را وصل کردیم،

810
00:35:35,200 --> 00:35:36,876
برق رفت؟

811
00:35:36,900 --> 00:35:41,886
شمع روشن کردی و بدترین
مک کارتنی رو اجرا کردی.

812
00:35:41,910 --> 00:35:44,016
ما تمام شب رقصیدیم.

813
00:35:44,040 --> 00:35:46,356
کاش می‌توانستم... کاش می‌توانستم آنجا باشم.

814
00:35:46,380 --> 00:35:48,656
برای یک رقص دیگر با تو.

815
00:35:48,680 --> 00:35:50,956
آب هنوز داره میاد، اما من،

816
00:35:50,980 --> 00:35:54,796
من کیسه‌های شن را روی هم
چیده‌ام... شلیک کنید. شلیک کنید. باید بروم.

817
00:35:54,820 --> 00:35:57,196
باید برم یه کم دیگه جمع کنم، اما گوش کن.

818
00:35:57,220 --> 00:36:00,236
گوش کن، اگه این آخرین فرصته

819
00:36:00,260 --> 00:36:03,260
دارم باهات حرف می‌زنم، باید بدونی

820
00:36:03,400 --> 00:36:08,106
شوهر تو بودن افتخار زندگی من بوده است.

821
00:36:14,340 --> 00:36:16,910
مشاور

822
00:36:18,040 --> 00:36:19,986
یک بار دیگر پای میز مذاکره؟

823
00:36:20,010 --> 00:36:22,080
فقط اگر عدد واقعاً بزرگی باشد.

824
00:36:22,210 --> 00:36:24,910
از اون نوع که مامانت رو از پا درمیاره.

825
00:36:25,020 --> 00:36:26,396
نیم میلیون دلار.

826
00:36:26,420 --> 00:36:28,326
این چیزیه که رمی همین الان پیشنهاد داد.

827
00:36:28,350 --> 00:36:30,096
ما به آنها نشان دادیم که چقدر بیشتر

828
00:36:30,120 --> 00:36:32,936
فرانک مجبور بود به نیروی کار کمک کند.

829
00:36:32,960 --> 00:36:35,036
و اینکه او برای شما چه معنایی داشت.

830
00:36:35,060 --> 00:36:37,300
صدایش شنیده شد.

831
00:36:38,600 --> 00:36:40,776
حالا فقط باید بفهمم

832
00:36:40,800 --> 00:36:43,416
راهی برای زندگی بدون بهترین دوستم.

833
00:36:43,440 --> 00:36:47,346
اما حداقل ما حتی یک لحظه را هم با هم تلف نکردیم.

834
00:36:47,370 --> 00:36:51,040
هر بار که از من درخواست
رقص می‌کرد، قبول می‌کردم.

835
00:36:55,280 --> 00:36:57,980
نه. نه، نه، نه. نه، نه، نه.

836
00:36:58,120 --> 00:37:00,566
حالت خوبه عزیزم؟ - بیلی اینو جا گذاشته.

837
00:37:00,590 --> 00:37:03,530
و این برای او خیلی مهم است، و من باید فرار کنم.

838
00:37:06,890 --> 00:37:08,266
گلوریا میره؟ - آره

839
00:37:08,290 --> 00:37:09,736
پیامکت رو گرفتم. چه خبر؟

840
00:37:09,760 --> 00:37:12,136
دبرا تماس گرفت تا کارائوکه هفته آینده را لغو کند.

841
00:37:12,160 --> 00:37:14,260
گفت که دیگر نمی‌تواند در گذشته زندگی کند.

842
00:37:14,370 --> 00:37:17,216
گفتم مشکلی نیست، خواستم
قرارمان را به زمان دیگری موکول کنم.

843
00:37:17,240 --> 00:37:19,986
این چیزیه که من گرفتم. هیچ جوابی ندادن.

844
00:37:20,010 --> 00:37:22,286
وای. اون بلاکت کرد.

845
00:37:22,310 --> 00:37:24,210
صبر کن، دوباره سعی کن ارسالش کنی.

846
00:37:26,610 --> 00:37:29,156
نمی‌فهمم. داشتیم خوش می‌گذراندیم.

847
00:37:29,180 --> 00:37:30,796
اما او دیشب خیلی ناگهانی رفت

848
00:37:30,820 --> 00:37:33,666
بعد از اینکه پرسیدی با کی تو استرالیا بوده.

849
00:37:33,690 --> 00:37:37,830
او جواب نمی‌داد. هر بار که سعی
می‌کردم جواب بدهم، طفره می‌رفت.

850
00:37:38,760 --> 00:37:40,806
فکر می‌کنی اون قرارداد عدم افشا امضا کرده؟

851
00:37:40,830 --> 00:37:43,876
فکر می‌کنم ارشد مطمئن شد که
هر اتفاقی در استرالیا رخ می‌دهد.

852
00:37:43,900 --> 00:37:45,506
در استرالیا ماند.

853
00:37:45,530 --> 00:37:48,176
بنابراین باید آن را بررسی کنیم و
ببینیم چه چیزهایی را پوشش می‌دهد.

854
00:37:48,200 --> 00:37:50,346
شاید دوست شما در بخش انطباق بتواند کمک کند.

855
00:37:50,370 --> 00:37:52,276
سلام.

856
00:37:52,300 --> 00:37:54,246
با رمز عبور پدرت مشکلی نداری؟

857
00:37:54,270 --> 00:37:56,716
درست وقتی استوارت داشت وارد
اتاق جدید می‌شد، نگاهم را برگرداندم.

858
00:37:56,740 --> 00:37:59,856
چون یه چیز دیگه پیدا کردم.

859
00:37:59,880 --> 00:38:01,826
یه چیز بزرگ.

860
00:38:05,780 --> 00:38:07,780
ضربان قلب قوی.

861
00:38:07,890 --> 00:38:09,536
خوب اندازه گیری می کند.

862
00:38:09,560 --> 00:38:10,866
به نظر بی‌نقص میاد.

863
00:38:12,490 --> 00:38:15,006
ببخشید. داشتم سکه مادربزرگت رو می‌انداختم.

864
00:38:15,030 --> 00:38:16,376
چون میدونم که خودت خواستیش.

865
00:38:16,400 --> 00:38:21,230
و بعد شنیدم و... و دیدم

866
00:38:21,370 --> 00:38:22,740
داری بچه دار میشی.

867
00:38:22,870 --> 00:38:25,846
باورم نمیشه. انگار داری بچه دار میشی.

868
00:38:25,870 --> 00:38:27,346
به هر حال، تو... تو که از قبل اینو می‌دونستی.

869
00:38:27,370 --> 00:38:28,946
- ببخشید.
- باشه.

870
00:38:28,970 --> 00:38:32,070
از دیدن دوباره‌ات خوشحالم، کلودیا.

871
00:38:32,210 --> 00:38:34,150
تبریک می‌گویم.

872
00:38:37,620 --> 00:38:39,226
فکر کنم تازه فهمیده

873
00:38:39,250 --> 00:38:41,566
ما داریم یک نوزاد واقعی انسان به دنیا می‌آوریم

874
00:38:41,590 --> 00:38:43,260
و نه یک ورودی تقویمی.

875
00:38:48,990 --> 00:38:51,730
باید در لحظه حال می‌ماندم، ادوین.

876
00:38:53,200 --> 00:38:54,376
با الی.

877
00:38:54,400 --> 00:38:57,216
او در آن جشن سیسمونی هوشیار بود.

878
00:38:57,240 --> 00:38:59,746
خب، آره، اما تو هم حق داشتی.

879
00:38:59,770 --> 00:39:02,410
کارا آنجا بود، داشت استفاده می‌کرد.

880
00:39:03,610 --> 00:39:06,250
چند هفته بعد، بیماری الی دوباره عود کرد.

881
00:39:07,010 --> 00:39:09,286
اما او آن موقع هوشیار بود.

882
00:39:09,310 --> 00:39:10,426
آن شب.

883
00:39:10,450 --> 00:39:16,736
او هوشیار بود، و حضور داشت، و او الی بود.

884
00:39:16,760 --> 00:39:21,790
و من آنقدر درگیر نگرانی در
مورد آینده بودم که فرصت نداشتم

885
00:39:23,400 --> 00:39:25,540
که فقط با او باشم.

886
00:39:26,670 --> 00:39:29,770
کاش اون لحظه ها دوباره برمیگشتن.

887
00:39:30,500 --> 00:39:32,770
آیا پدر آلفی این را به وجود آورد؟

888
00:39:32,900 --> 00:39:37,010
نه، موکل ما، گلوریا.

889
00:39:37,940 --> 00:39:40,786
گفت که حتی یک لحظه را هم
با شوهرش تلف نکرده است.

890
00:39:42,210 --> 00:39:45,950
هر بار که از او درخواست رقص می‌کرد، می‌گفت بله.

891
00:39:48,090 --> 00:39:50,990
پس... بیایید برقصیم.

892
00:39:51,120 --> 00:39:53,290
بله بگو.

893
00:39:55,030 --> 00:39:56,370
بله.

894
00:39:57,930 --> 00:39:59,930
بذار یکی رو پیدا کنم.

895
00:40:27,690 --> 00:40:28,990
چی؟

896
00:40:35,000 --> 00:40:36,540
ما یه مشکلی داریم.

897
00:40:37,500 --> 00:40:39,986
با رمز عبور پدرت مشکلی نداری؟

898
00:40:40,010 --> 00:40:42,716
درست وقتی استوارت داشت وارد
اتاق جدید می‌شد، نگاهم را برگرداندم.

899
00:40:42,740 --> 00:40:45,186
چون یه چیز دیگه پیدا کردم.

900
00:40:45,210 --> 00:40:47,010
یه چیز بزرگ.

901
00:40:47,150 --> 00:40:48,526
جعبه‌ای روی میزش دیدم

902
00:40:48,550 --> 00:40:50,596
با یک لپ‌تاپ متعلق به خانم بلوین.

903
00:40:50,620 --> 00:40:52,890
استوارت آن را به دوست جدیدم در زمینه کامپیوتر داد،

904
00:40:53,020 --> 00:40:55,926
که من او را متقاعد کردم که برایم توضیح
دهد چطور اطلاعات فنی را پاک می‌کند.

905
00:40:55,950 --> 00:40:57,196
و حدس بزنید چی دیدم.

906
00:40:57,220 --> 00:40:59,466
پیامک‌های بین شما و خانم بلوین.

907
00:40:59,490 --> 00:41:01,266
درست قبلش برای صحبت کردن دستت را دراز کردی

908
00:41:01,290 --> 00:41:02,406
ملاقات او با گرگ.

909
00:41:02,430 --> 00:41:04,706
باشه، می‌تونیم اینو توضیح بدیم.

910
00:41:04,730 --> 00:41:06,206
اگر همه اش همین بود.

911
00:41:06,230 --> 00:41:08,876
و من همچنین گزارش‌های هزینه‌های چاپ‌شده‌ی
بِلوین برای سال آخر دبیرستان را دیدم.

912
00:41:08,900 --> 00:41:11,576
از سفرش به استرالیا در ۱۴ سال پیش.

913
00:41:11,600 --> 00:41:13,646
- که منطقی به نظر می‌رسه، نه؟
- به جز اینکه اون چاپش کرد

914
00:41:13,670 --> 00:41:15,346
چهار دقیقه قبل از اینکه با پدرم ملاقات کند.

915
00:41:15,370 --> 00:41:17,916
او آن را با خود نبرد، آن را پس نگرفتند،

916
00:41:17,940 --> 00:41:20,410
و من متی را دیدم که از دفتر خانم ب خارج می‌شد.

917
00:41:20,550 --> 00:41:22,886
درست در همین حوالی.

918
00:41:22,910 --> 00:41:26,866
اگه حق با تو باشه و بِلوین تنها کار نمیکرده چی؟

919
00:41:26,890 --> 00:41:30,466
اگر از متی کمک بخواهد چه؟

920
00:41:30,490 --> 00:41:32,666
- نه.
- بله.

921
00:41:32,690 --> 00:41:34,966
جولیان فکر می‌کند که شما با
خانم بلوین در ارتباط هستید.

922
00:41:34,990 --> 00:41:37,330
و نشتی چاه برکسا.

923
00:41:44,970 --> 00:41:50,816
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مای موویز</font>   <font color="Orange">MyMoviz</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

924
00:41:50,840 --> 00:41:54,280
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مای موویز</font>   <font color="Orange">MyMoviz</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال