﻿
1
00:00:00,968 --> 00:00:02,517
‫آنچه گذشت…

2
00:00:02,518 --> 00:00:04,737
‫ارواحی وجود دارن که پایین‌ترن،

3
00:00:04,738 --> 00:00:05,872
‫از ما قدیمی‌ترن

4
00:00:05,873 --> 00:00:08,175
‫رالف

5
00:00:08,176 --> 00:00:11,078
‫امشب به دیدنم بیایید.
‫وقتی شیفت شب شروع می‌شه

6
00:00:11,079 --> 00:00:13,381
‫- اون کجاست؟!
‫- این‌جام

7
00:00:15,116 --> 00:00:16,516
‫پس اون جسم تو رو برده

8
00:00:16,517 --> 00:00:17,850
‫هر کاری که بکنی مهم نیست

9
00:00:17,851 --> 00:00:20,720
‫می‌تونی از همه‌ی
‫عواقب کارهات جلو بزنی

10
00:00:20,721 --> 00:00:24,024
‫مدی! مدی! تفنگ داره!

11
00:00:25,859 --> 00:00:27,361
‫خب، این‌جا رو ببین

12
00:00:29,230 --> 00:00:31,365
‫- نه!
‫- سایمون!

13
00:00:31,932 --> 00:00:33,567
‫مدی!

14
00:00:33,568 --> 00:00:43,568
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">نیوفیلم</font>   <font color="Orange">NewFilm</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

15
00:00:45,646 --> 00:00:47,847
‫کمک! کمک می‌خوایم!

16
00:00:47,848 --> 00:00:49,183
‫هی! این‌جا!

17
00:00:56,124 --> 00:00:57,925
‫- این‌جا
‫- تو بررسی می‌کنی؟

18
00:00:58,492 --> 00:00:59,726
‫علائم حیاتیش رو بررسی کن

19
00:00:59,727 --> 00:01:00,860
‫ببین نبض داره

20
00:01:00,861 --> 00:01:02,230
‫خون‌ریزی فعال شریانی داره

21
00:01:04,315 --> 00:01:05,565
‫چه اتفاقی براش افتاده؟

22
00:01:05,566 --> 00:01:06,999
‫اون شلیک…

23
00:01:07,000 --> 00:01:08,801
‫نمی‌دونیم. نمی‌دونیم

24
00:01:08,802 --> 00:01:10,170
‫باشه، ما حواس‌مون بهش هست

25
00:01:10,171 --> 00:01:13,005
‫مدی، بیا.
‫لباست کامل خونیه

26
00:01:13,006 --> 00:01:14,475
‫حالت خوبه؟

27
00:01:16,544 --> 00:01:18,078
‫هی، من رو ببین.
‫حالت خوبه؟

28
00:01:20,881 --> 00:01:22,215
‫نه، نه، نه.
‫شما نباید این‌جا باشید

29
00:01:22,216 --> 00:01:23,550
‫چی؟ منظورت چیه؟

30
00:01:23,551 --> 00:01:25,185
‫- هیچ‌کس نمی‌دونه که شما…
‫- مدی!

31
00:01:25,186 --> 00:01:27,387
‫هی، هیچ‌کس نمی‌دونه
‫که شما اون‌جا بودید

32
00:01:27,388 --> 00:01:28,789
‫نه، ما هم میاییم داخل

33
00:01:29,323 --> 00:01:31,358
‫اگه چند تا شاهد داشته باشیم
‫ضرری نداره

34
00:01:31,359 --> 00:01:33,193
‫ممکنه اونا ضرر کنن

35
00:01:33,194 --> 00:01:35,663
‫می‌شه حداقل بیرون منتظر بمونیم
‫شاید اتفاقی افتاد؟

36
00:01:36,330 --> 00:01:38,498
‫- راه رو باز کنید
‫- باشه، بهتون پیام می‌دیم

37
00:01:38,499 --> 00:01:39,666
‫برید. برید!

38
00:01:39,667 --> 00:01:42,335
‫- یالا
‫- راه رو باز کنید!

39
00:01:42,336 --> 00:01:44,304
‫گوش کن، باید داستان‌مون یکی باشه

40
00:01:44,305 --> 00:01:45,705
‫واقعاً چی شد؟

41
00:01:45,706 --> 00:01:47,474
‫بهت گفتم، زیویر،
‫به خودش شلیک کرد

42
00:01:47,475 --> 00:01:48,941
‫و بعدش ناپدید شد

43
00:01:48,942 --> 00:01:50,777
‫چی؟ ناپدید شد؟
‫یعنی چی؟

44
00:01:50,778 --> 00:01:51,911
‫از یه در عبور کرد

45
00:01:51,912 --> 00:01:53,513
‫توی هزارتوی مزرعه‌ی ذرت
‫که هیچ دری وجود نداشت

46
00:01:53,514 --> 00:01:56,550
‫می‌دونم. در توی رویاهای من بود

47
00:01:57,218 --> 00:01:58,785
‫در توی رویاهای تو…

48
00:01:58,786 --> 00:02:01,454
‫- چطور چنین چیزی ممکنه؟
‫- یا خدا. زیویر

49
00:02:01,455 --> 00:02:04,357
‫جسمش. اگه جسم کایل این‌جاست،
‫یعنی خالیه

50
00:02:04,358 --> 00:02:06,426
‫زمان زیادی نداره.
‫باید روحش رو وارد جسمش کنیم

51
00:02:06,427 --> 00:02:09,163
‫- باشه، من برم پیداش کنم
‫- باشه، عجله کن

52
00:02:13,434 --> 00:02:14,802
‫داری ما رو کجا می‌بری؟

53
00:02:20,441 --> 00:02:21,741
‫پایین

54
00:02:38,792 --> 00:02:40,328
‫گفتی چطور مُردی؟

55
00:02:41,429 --> 00:02:43,864
‫روزی که بیمارستان افتتاح شد…

56
00:02:45,999 --> 00:02:47,801
‫آسانسور سقوط کرد

57
00:03:02,983 --> 00:03:05,885
‫گزارش دادن یه نفر تیر خورده.
‫کجاست؟

58
00:03:05,886 --> 00:03:07,254
‫اون‌جاست

59
00:03:07,255 --> 00:03:08,455
‫با کمال احترام، کلانتر،

60
00:03:08,456 --> 00:03:10,156
‫ترجیح می‌دیم اول
‫بیمار رو زنده نگه داریم

61
00:03:10,157 --> 00:03:11,491
‫بعدش ازش بازجویی بشه

62
00:03:11,492 --> 00:03:13,192
‫- خون زیادی هم از دست داده
‫- باشه

63
00:03:13,193 --> 00:03:15,496
‫کلانتر! کلانتر بکستر

64
00:03:16,264 --> 00:03:20,368
‫باید از پسرت بازجویی کنی

65
00:03:20,801 --> 00:03:22,670
‫و اون دخترک نیرز

66
00:03:28,285 --> 00:03:32,685
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">نیوفیلم</font>   <font color="Orange">NewFilm</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

67
00:03:32,780 --> 00:03:34,715
‫این‌جا نیست.
‫کل مدرسه رو گشتیم

68
00:03:35,816 --> 00:03:37,518
‫آقای مارتین، سایمون کدوم گوریه؟

69
00:03:38,151 --> 00:03:40,687
‫چطور باید به مدی بگم
‫سایمون رو گم کردم؟

70
00:03:40,688 --> 00:03:42,255
‫نمی‌شه که غیبش زده باشه

71
00:03:42,256 --> 00:03:44,891
‫حتی وقتی خودمون مُردیم هم
‫همین‌طوری غیب‌مون نزد

72
00:03:44,892 --> 00:03:46,626
‫پس باید همین اطراف باشه

73
00:03:46,627 --> 00:03:47,860
‫کجا؟

74
00:03:47,861 --> 00:03:50,898
‫نمی‌دونم. اما پیداش می‌کنیم

75
00:03:51,432 --> 00:03:52,865
‫هوم؟

76
00:03:52,866 --> 00:03:54,367
‫ببین، اگه سیل اون رو می‌کشت،

77
00:03:54,368 --> 00:03:56,203
‫الان این‌جا پیش خودمون می‌بود، درسته؟

78
00:03:56,637 --> 00:03:57,937
‫آره

79
00:03:59,540 --> 00:04:02,876
‫می‌ترسم اون سیل سایمون…

80
00:04:03,844 --> 00:04:06,113
‫و همه‌‌شون رو، جسم و روح‌شون رو

81
00:04:06,780 --> 00:04:08,080
‫برده باشه یه جای دیگه

82
00:04:11,519 --> 00:04:13,354
‫چی؟ چیه؟

83
00:04:14,322 --> 00:04:16,390
‫فکر کنم می‌دونم چطور
‫باید برم یه جای دیگه

84
00:04:19,460 --> 00:04:21,929
‫والی، نمی‌دونیم به کجا ختم می‌شه

85
00:04:22,262 --> 00:04:23,562
‫درسته

86
00:04:25,232 --> 00:04:26,699
‫نمی‌دونیم

87
00:04:26,700 --> 00:04:29,068
‫اما چیزی که می‌دونیم
‫اینه که هیچ‌کس

88
00:04:29,069 --> 00:04:31,071
‫تا حالا از اون‌جا برنگشته

89
00:04:35,027 --> 00:04:37,703
‫« ارواح مـدرسـه »

90
00:04:37,704 --> 00:04:42,704
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">نیوفیلم</font>   <font color="Orange">NewFilm</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

91
00:05:29,563 --> 00:05:32,533
‫چطور شما دو نفر
‫جنسن رو آوردید بیمارستان؟

92
00:05:35,168 --> 00:05:36,636
‫‏۵ ثانیه بهتون فرصت می‌دم

93
00:05:36,637 --> 00:05:37,637
‫رفتیم خونه‌ش

94
00:05:37,638 --> 00:05:38,805
‫تا راجع به مدرسه باهاش حرف بزنیم

95
00:05:38,806 --> 00:05:40,006
‫وقتی رسیدیم توی اون وضعیت بود

96
00:05:40,007 --> 00:05:41,474
‫گفتم باید ببریمش بیمارستان

97
00:05:41,475 --> 00:05:42,910
‫با اورژانس تماس گرفتیم

98
00:05:43,477 --> 00:05:45,713
‫- خب؟
‫- آنتن نمی‌داد

99
00:05:46,313 --> 00:05:47,614
‫بهتره دعا کنید

100
00:05:47,615 --> 00:05:48,981
‫وقتی طرف به هوش میاد…

101
00:05:48,982 --> 00:05:50,518
‫این داستان‌تون رو تأیید کنه

102
00:05:52,653 --> 00:05:53,953
‫مامانمه

103
00:05:53,954 --> 00:05:56,323
‫- ببخشید
‫- نه، مشکلی نیست. برو

104
00:06:00,027 --> 00:06:01,360
‫- بابا…
‫- نه

105
00:06:01,361 --> 00:06:04,296
‫یه چیز دیگه رو باید بهم توضیح بدی

106
00:06:04,297 --> 00:06:08,869
‫اون دختر خانم یه ایمیل برام فرستاده

107
00:06:14,442 --> 00:06:15,875
‫به قیافه‌ت مشخصه

108
00:06:15,876 --> 00:06:17,644
‫خودت می‌دونی این عکس
‫همون شبی گرفته شده

109
00:06:17,645 --> 00:06:18,945
‫که ماشین به تو زد

110
00:06:20,448 --> 00:06:22,114
‫می‌دونی، نمی‌خوام دوباره

111
00:06:22,115 --> 00:06:24,184
‫اون بحث رو باهات داشته باشم

112
00:06:26,186 --> 00:06:27,486
‫صحیح

113
00:06:28,088 --> 00:06:29,989
‫باشه. آره.
‫قبلاً چنین بحثی داشتیم

114
00:06:29,990 --> 00:06:31,824
‫حرفم رو باور نمی‌کنی، می‌دونم

115
00:06:31,825 --> 00:06:33,192
‫چنین چیزی نگفتم

116
00:06:33,193 --> 00:06:34,493
‫چنین چیزی نگفتم

117
00:06:36,564 --> 00:06:39,131
‫باید اعتراف کنم شرایط جوریه
‫که دیگه نمی‌تونم

118
00:06:39,132 --> 00:06:40,634
‫با قطعیت بگم هیچ جریانی نیست

119
00:06:41,168 --> 00:06:42,535
‫ممکنه درکش نکنم،

120
00:06:42,536 --> 00:06:43,803
‫اما نمی‌تونم باور کنم

121
00:06:43,804 --> 00:06:45,137
‫که اون دختر

122
00:06:45,138 --> 00:06:48,075
‫ممکنه از قصد بهت آسیب بزنه

123
00:06:49,076 --> 00:06:51,411
‫نمی‌خوام همه‌ی جزئیات رو بدونم، زیویر

124
00:06:52,012 --> 00:06:54,982
‫اما اگه اون عکس پخش بشه،

125
00:06:55,716 --> 00:06:58,719
‫نمی‌دونم چقدر دیگه می‌تونم
‫ازتون محافظت کنم

126
00:07:23,410 --> 00:07:24,912
‫این‌جا دیگه کجاست؟

127
00:07:26,113 --> 00:07:28,415
‫چیزی که قبل از بیمارستان
‫این‌جا وجود داشته

128
00:07:29,617 --> 00:07:30,917
‫کارخونه‌ی ریخته‌گری

129
00:07:39,359 --> 00:07:40,659
‫اونا کی هستن؟

130
00:07:42,963 --> 00:07:44,263
‫فراموش‌شدگان

131
00:07:57,745 --> 00:07:59,211
‫- زیویر
‫- سلام

132
00:07:59,212 --> 00:08:01,414
‫کایل رو نتونستم پیدا کنم.
‫حالت خوبه؟

133
00:08:02,115 --> 00:08:04,852
‫با دستمال کاغذی نمی‌شه
‫خیلی پاکش کرد

134
00:08:07,588 --> 00:08:09,121
‫سلام، این‌جایید

135
00:08:09,122 --> 00:08:11,423
‫- آقای اندرسون
‫- انگار یه هزارتوئه

136
00:08:11,424 --> 00:08:13,160
‫خیلی ممنون که اومدید

137
00:08:13,594 --> 00:08:14,894
‫چه اتفاقی افتاده؟

138
00:08:15,729 --> 00:08:16,796
‫آه…

139
00:08:16,797 --> 00:08:17,997
‫داستانش طولانیه

140
00:08:17,998 --> 00:08:20,834
‫قول می‌دم همه‌چیز رو بگم، اما…

141
00:08:22,069 --> 00:08:24,371
‫اوضاع عجیب‌تر شده

142
00:08:25,606 --> 00:08:28,208
‫آم… کلید در ورودیه

143
00:08:29,076 --> 00:08:30,711
‫بازم خیلی ممنون

144
00:08:31,311 --> 00:08:32,812
‫- دوست دارم همراهتون بیام…
‫- نه، نه، نه

145
00:08:32,813 --> 00:08:34,881
‫- …اما مسیر طولانیه
‫- نه، مشکلی نیست

146
00:08:34,882 --> 00:08:37,183
‫خیلی خوبه که رفته کمک بگیره

147
00:08:37,184 --> 00:08:40,353
‫می‌دونی که برای تو و مامانت
‫هر کاری می‌کنم، اما…

148
00:08:41,421 --> 00:08:44,658
‫الان باید چقدر نگران باشم؟
‫حالت خوبه؟

149
00:08:46,026 --> 00:08:48,061
‫فکر کنم

150
00:08:49,162 --> 00:08:50,697
‫یا امیدوارم خوب بشم

151
00:08:50,698 --> 00:08:52,499
‫خب، هی، جدی می‌گم

152
00:08:53,634 --> 00:08:55,035
‫هر چیزی نیاز داشتی بگو

153
00:08:57,805 --> 00:08:59,206
‫مراقب همدیگه باشید

154
00:09:01,609 --> 00:09:03,076
‫آقای اندرسون؟

155
00:09:06,313 --> 00:09:09,182
‫می‌خوام بدونم اتفاقاتی…

156
00:09:10,517 --> 00:09:11,817
‫اتفاقاتی که تجربه کردیم…

157
00:09:13,220 --> 00:09:14,520
‫هنوز آزارتون می‌دن؟

158
00:09:15,488 --> 00:09:17,489
‫مثلاً رویاهای عجیبی ندارید؟

159
00:09:17,490 --> 00:09:19,759
‫یا توهم نمی‌زنید؟

160
00:09:19,760 --> 00:09:21,060
‫نه

161
00:09:21,361 --> 00:09:23,864
‫خب، زخم‌هام هنوز خوب نشدن، اما…

162
00:09:25,565 --> 00:09:27,735
‫یه تلنگر خیلی جدی بود

163
00:09:29,369 --> 00:09:32,906
‫هنوز دارم تلاش می‌کنم
‫قضیه رو خوب درک کنم

164
00:09:35,676 --> 00:09:38,245
‫قطعاً نگاهم به زندگی مثل قبل نیست

165
00:09:43,016 --> 00:09:44,551
‫مامانت رو به سلامت میارم خونه

166
00:09:49,222 --> 00:09:52,324
‫هی، من می‌رم دنبال
‫کایل بگردم، باشه؟

167
00:09:52,325 --> 00:09:55,394
‫تو برو سراغ سایمون.
‫اگه خبری شد بهت پیام می‌دم، خب؟

168
00:09:55,395 --> 00:09:56,730
‫- باشه
‫- خیلی‌خب

169
00:10:11,344 --> 00:10:13,613
‫دقیقاً دنبال چی می‌گردیم؟

170
00:10:14,347 --> 00:10:16,283
‫این‌که چطور وارد این‌جا شده

171
00:10:27,661 --> 00:10:28,961
‫هی

172
00:10:30,197 --> 00:10:31,430
‫فکر کنم یه چیزی پیدا کردم

173
00:10:31,431 --> 00:10:32,965
‫این‌جا رد پا هست

174
00:10:34,567 --> 00:10:36,469
‫نه!

175
00:10:39,306 --> 00:10:40,607
‫باید برگردیم توی آسانسور

176
00:10:48,849 --> 00:10:50,549
‫قضیه چیه؟

177
00:10:50,550 --> 00:10:52,085
‫داره می‌میره

178
00:10:54,621 --> 00:10:57,124
‫کنار تخت؟ خیلی‌خب

179
00:10:57,524 --> 00:10:59,458
‫- علائم حیاتیش رو بررسی کن
‫- باشه

180
00:10:59,459 --> 00:11:01,795
‫خیلی‌خب، دستگاه رو بهش وصل کن

181
00:11:03,330 --> 00:11:04,797
‫بالاخره

182
00:11:04,798 --> 00:11:06,298
‫باید بریم، رفیق

183
00:11:06,299 --> 00:11:08,835
‫جسمت این‌جاست، و خالیه

184
00:11:08,836 --> 00:11:10,870
‫- چی؟
‫- کِی‌سی جنسن. این‌جاست

185
00:11:10,871 --> 00:11:12,238
‫- می‌تونی…
‫- برگردم توی جسمم

186
00:11:12,239 --> 00:11:14,406
‫اما باید همین‌الان بریم

187
00:11:14,407 --> 00:11:16,142
‫باشه؟ زخمی شده.
‫خون زیادی از دست داده

188
00:11:16,143 --> 00:11:17,811
‫صبر کن، چی؟
‫چقدر خون؟

189
00:11:18,311 --> 00:11:19,611
‫اگه…

190
00:11:20,313 --> 00:11:21,948
‫- من…
‫- بمیری؟

191
00:11:21,949 --> 00:11:23,349
‫اگه بمیره، برمی‌گردی

192
00:11:23,350 --> 00:11:24,785
‫به جایی که الان هستی، باشه؟

193
00:11:29,723 --> 00:11:31,290
‫دب واقعاً می‌خواد بگه

194
00:11:31,291 --> 00:11:32,591
‫مدی به جنسن آسیب زده؟

195
00:11:32,993 --> 00:11:36,428
‫واقعاً مدی تمام فکر و ذکر
‫اون ساحره‌ست. خدایا

196
00:11:36,429 --> 00:11:39,398
‫صبر کن، چطور فکر می‌کنه مدی
‫می‌تونه به کسی شلیک کنه؟

197
00:11:39,399 --> 00:11:41,267
‫احتمالاً چون خودش می‌تونه

198
00:11:41,268 --> 00:11:43,369
‫- مادر و دختر شبیه همدیگه‌ان
‫- اوهوم

199
00:11:44,337 --> 00:11:45,838
‫هی، مدی داره میاد

200
00:11:45,839 --> 00:11:47,106
‫می‌گه باید ببریمش مدرسه

201
00:11:47,107 --> 00:11:48,140
‫تا با سایمون حرف بزنه

202
00:11:48,141 --> 00:11:49,508
‫باید از هم جدا بشیم

203
00:11:49,509 --> 00:11:51,278
‫هر کسی از یه طریقی وارد عمل بشه

204
00:11:51,979 --> 00:11:53,212
‫من برمی‌گردم خونه‌ی شما

205
00:11:53,213 --> 00:11:54,914
‫چرا؟ می‌خوای با چرت زدن
‫وارد عمل بشی؟

206
00:11:54,915 --> 00:11:56,182
‫کی می‌خواد چرت بزنه؟

207
00:11:56,183 --> 00:11:58,284
‫ببینید، ناپدریم بخشی از این ماجراست

208
00:11:58,285 --> 00:11:59,518
‫قطعاً یه چیزی بهش می‌رسه

209
00:11:59,519 --> 00:12:01,120
‫اگه بتونم یه راهی پیدا کنم

210
00:12:01,121 --> 00:12:02,321
‫تا اطلاعات کافی ازش بگیرم،

211
00:12:02,322 --> 00:12:03,622
‫اون‌وقت می‌تونیم حال دب رو بگیریم

212
00:12:03,623 --> 00:12:05,625
‫- اوهوم
‫- چطور می‌خوای اون کار رو بکنی؟

213
00:12:06,059 --> 00:12:07,827
‫می‌خوای بری بگی «سلام، جف،

214
00:12:07,828 --> 00:12:09,728
‫امروز کار غیرقانونی‌ای نکردی؟»

215
00:12:09,729 --> 00:12:12,966
‫خیلی‌خب، شما برید مدرسه.
‫به دیگو می‌گم بیاد سراغم

216
00:12:14,367 --> 00:12:16,535
‫باور کن یه چیزی پیدا می‌کنم

217
00:12:16,536 --> 00:12:19,806
‫جف آدم موفقیه،
‫اما یه‌کم احمقه

218
00:12:19,807 --> 00:12:22,542
‫باشه، کاری که نیازه رو انجام بده،
‫اما مراقب باش

219
00:12:23,010 --> 00:12:25,378
‫امروز دیگه طاقت شنیدن خبر بد رو ندارم

220
00:12:26,213 --> 00:12:27,714
‫سیل انداختش توی یه سوراخ؟

221
00:12:28,849 --> 00:12:30,416
‫نباید مثل همه‌ی شما

222
00:12:30,417 --> 00:12:31,884
‫می‌افتاد توی کتاب‌خونه؟

223
00:12:31,885 --> 00:12:33,052
‫باید این‌طور می‌شد، اما نشد

224
00:12:33,053 --> 00:12:35,155
‫- اون…
‫- نگو نیستش

225
00:12:35,722 --> 00:12:37,257
‫باید خوب بهش فکر کنیم

226
00:12:45,698 --> 00:12:47,300
‫دیشب ون هایت رو دیدم

227
00:12:48,668 --> 00:12:51,271
‫همون روحیه که از سال ۲۰۰۴
‫توی جسم کایل بوده

228
00:12:51,704 --> 00:12:53,940
‫ون هایت؟ همون بچه‌کُش؟

229
00:12:53,941 --> 00:12:56,376
‫- ببخشید؟
‫- اون حلقه دستش بود

230
00:12:57,710 --> 00:12:59,813
‫منم اسمش رو صدا زدم.
‫خودش هم اعتراف کرد

231
00:13:00,413 --> 00:13:03,082
‫و وقتی فهمید مچش رو گرفتیم،
‫فرار کرد

232
00:13:03,083 --> 00:13:04,783
‫- ما هم دنبالش رفتیم
‫- چیکار کردید؟

233
00:13:04,784 --> 00:13:06,719
‫و وقتی رسیدیم بهش،

234
00:13:07,220 --> 00:13:09,421
‫وارد یکی از رویاهام شدم

235
00:13:09,422 --> 00:13:10,722
‫رویا؟

236
00:13:10,723 --> 00:13:13,960
‫اخیراً رویاهایی می‌بینه،
‫یا کابوس‌های…

237
00:13:13,961 --> 00:13:15,227
‫یه سری چیزها می‌بینه

238
00:13:15,228 --> 00:13:16,695
‫و توی آخرین رویام
‫همه‌چیز قرمز شد

239
00:13:16,696 --> 00:13:18,531
‫و دوباره توی اتاق دیگ بخار بودم

240
00:13:19,900 --> 00:13:21,868
‫ون هایت به پای خودش شلیک کرد

241
00:13:21,869 --> 00:13:23,302
‫و از یه در عبور کرد

242
00:13:23,303 --> 00:13:24,603
‫که دقیقاً شبیه در ورودی خونه‌مون بود

243
00:13:24,604 --> 00:13:27,140
‫خیلی‌خب، صبر کن، صبر کن.
‫یه‌کم آروم‌تر

244
00:13:27,774 --> 00:13:31,344
‫توی رویاهات یه در دیدی؟

245
00:13:32,579 --> 00:13:33,812
‫توی اتاق دیگ بخار؟

246
00:13:33,813 --> 00:13:36,449
‫می‌دونم دیوونه‌وار به نظر می‌رسه،
‫اما خیلی واقعی بود

247
00:13:36,950 --> 00:13:38,285
‫ممکنه واقعی بوده باشه؟

248
00:13:40,120 --> 00:13:41,521
‫مدی

249
00:13:43,290 --> 00:13:45,125
‫ممکنه خاطره‌ت…

250
00:13:47,360 --> 00:13:48,728
‫دنبالت اومده باشه؟

251
00:13:49,662 --> 00:13:50,897
‫بهش فکر کن

252
00:13:50,898 --> 00:13:52,832
‫تو وارد این دنیا شدی،

253
00:13:53,700 --> 00:13:55,135
‫و بعدش برگشتی

254
00:13:55,802 --> 00:13:57,204
‫به نظر می‌رسه…

255
00:13:59,572 --> 00:14:03,175
‫داری آروم‌آروم برمی‌گردی توی خاطره‌ت،

256
00:14:03,176 --> 00:14:04,176
‫برمی‌گردی به…

257
00:14:04,177 --> 00:14:05,811
‫دنیای ارواح

258
00:14:05,812 --> 00:14:07,680
‫انگار سفر روحه

259
00:14:08,315 --> 00:14:10,217
‫اما هیچ‌جا نمی‌رم

260
00:14:10,750 --> 00:14:12,084
‫حتی نمی‌تونم در رو باز کنم

261
00:14:12,085 --> 00:14:13,520
‫نمی‌تونم ازش رد بشم

262
00:14:14,421 --> 00:14:15,988
‫صبر کن، صبر کن

263
00:14:15,989 --> 00:14:18,190
‫اصلاً می‌دونیم ون هایت

264
00:14:18,191 --> 00:14:20,527
‫چطور از خاطره‌ی کلیسا خارج شده؟

265
00:14:24,431 --> 00:14:25,731
‫رالف

266
00:14:27,267 --> 00:14:29,002
‫بعد از طوفان رعدوبرق،

267
00:14:29,937 --> 00:14:32,038
‫اصلاً جسدش رو پیدا نکردن

268
00:14:32,039 --> 00:14:34,807
‫همیشه تصور می‌کردیم
‫توی رودخونه غرق شده

269
00:14:35,242 --> 00:14:36,944
‫اما اصلاً منطقی نبود چون…

270
00:14:37,477 --> 00:14:39,579
‫خیلی از رودخونه فاصله داشت

271
00:14:41,181 --> 00:14:42,582
‫وای، نه

272
00:14:43,616 --> 00:14:44,984
‫رعدوبرق جایی بهش برخورد کرده

273
00:14:44,985 --> 00:14:46,285
‫که قبلاً کلیسا بوده

274
00:14:46,686 --> 00:14:49,356
‫ون هایت حتماً اون روز برای خارج شدن

275
00:14:50,857 --> 00:14:52,325
‫از جسم رالف استفاده کرده

276
00:14:54,861 --> 00:14:57,230
‫یه فرصت پیدا کرده
‫و ازش استفاده کرده

277
00:14:57,697 --> 00:14:59,899
‫و حالا روح رالف این‌جا گیر افتاده

278
00:15:00,900 --> 00:15:03,402
‫همراه با اون کشیشی
‫که به این دنیا وارد شده

279
00:15:03,403 --> 00:15:06,305
‫توی خاطره‌ای که هیچ‌کدوم‌شون
‫بهش تعلق ندارن

280
00:15:06,306 --> 00:15:09,308
‫تقریباً یک قرنه که چنین کاری می‌کنه

281
00:15:09,309 --> 00:15:11,543
‫از یه جسم به جسم دیگه می‌ره

282
00:15:11,544 --> 00:15:13,545
‫پس ون هایت وارد جسم رالف شد

283
00:15:13,546 --> 00:15:16,148
‫و بعدش… و بعدش جسم کایل،

284
00:15:16,149 --> 00:15:18,050
‫یا کِی‌سی جنسن

285
00:15:18,051 --> 00:15:20,586
‫و بعدش مدی اون رو
‫توی رویاش دید

286
00:15:20,587 --> 00:15:22,888
‫و ون هایت فرار کرد

287
00:15:22,889 --> 00:15:25,959
‫پس الان کجاست؟

288
00:15:26,859 --> 00:15:28,761
‫و قراره کی رو بُکُشه؟

289
00:15:44,344 --> 00:15:46,046
‫مامانم گفت احتمالاً گرسنه‌ای

290
00:15:46,546 --> 00:15:49,048
‫بهش نگفتم توی فضای مجازی
توی کار ناپدری سرک کشیدن

291
00:15:49,049 --> 00:15:51,384
‫لزوماً اشتها رو بیشتر نمی‌کنه

292
00:15:55,488 --> 00:15:57,856
‫فکر نمی‌کردم هکر باشی

293
00:15:57,857 --> 00:15:59,225
‫دیگه به این اشاره نکنم که…

294
00:16:00,193 --> 00:16:01,227
‫ایول

295
00:16:01,228 --> 00:16:02,828
‫- …خیلی خفنه
‫- بالاخره!

296
00:16:02,829 --> 00:16:06,033
‫خب، هک کردن کسایی که بعد
‫از جنگ جهانی به دنیا اومدن خیلی هوش نمی‌خواد

297
00:16:08,135 --> 00:16:09,468
‫رفیق

298
00:16:09,469 --> 00:16:11,871
‫دو روزی می‌شه لباس‌هات رو عوض نکردی

299
00:16:12,239 --> 00:16:13,405
‫منظورت اینه که بوی بدی می‌دم؟

300
00:16:13,406 --> 00:16:14,640
‫نه، نه. فقط می‌گم

301
00:16:14,641 --> 00:16:15,941
‫یه‌جور…

302
00:16:16,376 --> 00:16:19,112
برق جنون چشم‌هات رو گرفته

303
00:16:20,647 --> 00:16:21,947
‫یه‌کم استراحت کن

304
00:16:23,916 --> 00:16:25,216
‫یه چیزی بخور

305
00:16:34,861 --> 00:16:36,161
‫ممنون

306
00:16:36,996 --> 00:16:38,296
‫خب…

307
00:16:39,099 --> 00:16:40,399
‫برنامه چیه؟

308
00:16:41,534 --> 00:16:42,668
‫می‌خوای بری خونه

309
00:16:42,669 --> 00:16:44,403
‫یا بالاخره می‌خوای
‫اون ساک رو باز کنی؟

310
00:16:44,404 --> 00:16:46,506
‫می‌خوام بدونی چقدر برام ارزشمند بود

311
00:16:47,407 --> 00:16:49,376
‫که توی خونه‌تون بهم جا دادید

312
00:16:49,809 --> 00:16:51,343
‫اوه

313
00:16:51,344 --> 00:16:53,245
‫یه نفر دیگه که به زور
‫بهش سانکوچو بدن؟

314
00:16:53,246 --> 00:16:55,247
‫مطمئنم مامانم خیلی خوش‌حال بوده

315
00:16:55,248 --> 00:16:56,548
‫جدی می‌گم

316
00:16:57,250 --> 00:16:59,052
‫تو و نیکول خیلی خوش‌شانسید

317
00:16:59,786 --> 00:17:01,954
‫همه‌ی بچه‌ها چنین خانواده‌ای ندارن

318
00:17:02,455 --> 00:17:03,890
‫رفتن خیلی سخته

319
00:17:05,592 --> 00:17:07,093
‫خب…

320
00:17:07,094 --> 00:17:08,760
‫یه سوال انحرافی بود

321
00:17:08,761 --> 00:17:11,163
‫چون کم‌کم داشتم حس می‌کردم

322
00:17:11,164 --> 00:17:12,464
‫اصلاً قصد رفتن نداری

323
00:17:15,935 --> 00:17:18,271
‫که البته خیلی…

324
00:17:19,806 --> 00:17:21,106
‫خوب می‌شه

325
00:17:27,947 --> 00:17:29,682
‫ببخشید، عجیبه؟

326
00:17:31,151 --> 00:17:32,451
‫عجیب نیست

327
00:17:53,306 --> 00:17:55,941
‫خیلی‌خب، من برم که به کارت برسی

328
00:17:55,942 --> 00:17:57,242
‫نمی‌خواستم مزاحم بشم

329
00:17:58,445 --> 00:18:00,313
‫بمون

330
00:18:01,981 --> 00:18:03,983
‫اگه یه شریک جرم داشته باشم
‫خیلی خوب می‌شه

331
00:18:07,086 --> 00:18:08,386
‫باشه

332
00:18:21,768 --> 00:18:23,069
‫سایمون!

333
00:18:40,920 --> 00:18:43,256
‫تیر به پا خورده

334
00:18:43,856 --> 00:18:47,227
‫اما اون… تو این‌جایی

335
00:18:47,960 --> 00:18:49,260
‫می‌تونی…

336
00:18:50,363 --> 00:18:51,897
‫می‌تونم برگردم توی جسمم

337
00:18:51,898 --> 00:18:53,198
‫آره

338
00:18:55,235 --> 00:18:58,271
‫اوه، خداروشکر که حالت خوبه

339
00:19:05,144 --> 00:19:06,713
‫‏۲۰ سال

340
00:19:08,648 --> 00:19:10,782
‫گوش کن، نمی‌خوام
‫آدم بی‌احساسی باشم،

341
00:19:10,783 --> 00:19:12,852
‫اما به نظرم واقعاً
‫باید بری توی جسمت

342
00:19:13,386 --> 00:19:15,021
‫مطمئن نیستم چقدر زمان داریم

343
00:19:15,888 --> 00:19:19,358
‫همچنین فکر می‌کنن من و مدی
‫بهش شلیک کردیم

344
00:19:19,359 --> 00:19:21,059
‫پس ازت می‌خوایم

345
00:19:21,060 --> 00:19:23,429
‫- بگی کار ما نبوده
‫- هوم

346
00:19:23,430 --> 00:19:25,197
‫شما شلیک کردید؟

347
00:19:25,198 --> 00:19:27,032
‫نه، معلومه که نه

348
00:19:27,033 --> 00:19:28,735
‫من یه بار به یه مرد شلیک کردم

349
00:19:33,172 --> 00:19:36,142
‫نکته‌ی خوب اینه که الان یه ثروتمندی

350
00:19:38,044 --> 00:19:39,346
‫می‌شه کمکم کنی؟

351
00:19:40,313 --> 00:19:42,748
‫آم…

352
00:19:42,749 --> 00:19:44,416
‫اتفاقی که برات افتاد وحشتناک بود

353
00:19:44,417 --> 00:19:46,385
‫و کاری از دستت برنمی‌اومد

354
00:19:46,386 --> 00:19:47,619
‫اصلاً خوب دلگرمی نمی‌دی

355
00:19:47,620 --> 00:19:49,422
‫اما این‌بار دست خودته

356
00:19:50,590 --> 00:19:51,757
‫یه فرصت دوم گیرت اومده

357
00:19:51,758 --> 00:19:53,793
‫که زندگی دزدیده‌شده‌ت رو پس بگیری

358
00:19:54,527 --> 00:19:56,329
‫اصلاً از اولم نباید این‌جا می‌بودی

359
00:19:58,097 --> 00:19:59,899
‫دیگه خبری از مرگ نیست

360
00:20:00,600 --> 00:20:02,569
‫دیگه گیر افتادنی وجود نداره

361
00:20:03,035 --> 00:20:04,335
‫درسته؟

362
00:20:10,310 --> 00:20:11,610
‫برو

363
00:20:15,515 --> 00:20:16,815
‫برو

364
00:20:31,731 --> 00:20:34,800
‫- سلام
‫- خدایا، بوق هم نخورد

365
00:20:34,801 --> 00:20:36,134
‫به گوشیم زل زدم

366
00:20:36,135 --> 00:20:37,969
‫توی پارکینگ مدرسه
‫کار زیادی نمی‌شه انجام داد

367
00:20:37,970 --> 00:20:40,071
‫معلومه. هنوز مدی داخله؟

368
00:20:40,072 --> 00:20:41,372
‫آره

369
00:20:41,974 --> 00:20:43,975
‫- چیزی پیدا کردید؟
‫- آره

370
00:20:43,976 --> 00:20:46,312
‫چون یه موضوع خیلی مشخص رو فهمیدم

371
00:20:46,313 --> 00:20:49,148
‫جف یه پدر پنجاه و خرده‌ای ساله‌ست
‫که بخشی از قشر متوسط به بالاست

372
00:20:49,582 --> 00:20:51,517
‫درسته. و الان این رو فهمیدی؟

373
00:20:51,518 --> 00:20:52,984
‫و همه‌ی پدرهای پنجاه و خرده‌ای ساله‌ی

374
00:20:52,985 --> 00:20:55,687
‫قشر متوسط به بالای جامعه
‫چه ویژگی مشترکی دارن؟

375
00:20:55,688 --> 00:20:57,022
‫از گلف خوش‌شون میاد؟

376
00:20:57,023 --> 00:20:59,691
‫رمز همه‌ی حساب‌هاشون یکیه

377
00:20:59,692 --> 00:21:01,059
‫نتفلیکس، حساب‌های بانکی،

378
00:21:01,060 --> 00:21:02,628
‫اشتراک مجله‌ی‌ بیزنس اینسایدر

379
00:21:02,629 --> 00:21:04,396
‫که جف برای تولد ۱۴ سالگیم
‫بهم هدیه داد

380
00:21:04,397 --> 00:21:07,499
‫یا خدا. فقط به‌خاطر همون هدیه
‫حقشه هک بشه

381
00:21:07,500 --> 00:21:08,867
‫و ایمیل کاریش

382
00:21:08,868 --> 00:21:11,303
‫«بِردی ۲-۱-۱ علامت تعجب»
(بِردی: اصطلاحی در گلف به معنی
یک ضربه کمتر از حد مجاز)

383
00:21:11,304 --> 00:21:13,071
‫درست گفتم! گلف!

384
00:21:13,072 --> 00:21:15,173
‫ظاهراً اسم سگش هم همینه

385
00:21:15,174 --> 00:21:17,876
‫خیلی‌خب، دیگه چی؟

386
00:21:17,877 --> 00:21:22,213
‫حدس بزن جف با چه کسی
‫هزاران ایمیل رد و بدل کرده؟

387
00:21:22,214 --> 00:21:23,582
نسخه‌ی متحرک و سه‌بُعدی اِسپلیت ریور

388
00:21:23,583 --> 00:21:25,183
‫از کاتالوگ برند پوشاک «تالبوتز»؟

389
00:21:25,184 --> 00:21:27,487
‫- دقیقاً
‫- یا خدا. چی گفتن؟

390
00:21:30,523 --> 00:21:31,823
‫وای، گندش بزنن

391
00:21:32,325 --> 00:21:33,359
‫چیه؟

392
00:21:33,360 --> 00:21:36,484
‫یا خود خدا
‫[ فکر کردم برای حق کمیسیون واسطه‌گری
‫روی ۲۵۰ هزار دلار توافق کردیم ]

393
00:21:36,485 --> 00:21:37,830
‫حق کمیسیون واسطه‌گری؟

394
00:21:41,968 --> 00:21:43,970
‫به نظرت ممکنه حق
‫با آقای مارتین باشه؟

395
00:21:44,471 --> 00:21:45,737
‫این‌که تو…

396
00:21:45,738 --> 00:21:47,707
‫داری برمی‌گردی به دنیای مردگان؟

397
00:21:48,240 --> 00:21:50,576
‫زیویر گفت انگار از جسمم خارج می‌شم

398
00:21:50,577 --> 00:21:53,211
‫این‌که مات‌ومبهوت می‌شم
‫و کار خودم رو می‌کنم

399
00:21:53,212 --> 00:21:54,380
‫انگار اصلاً توی جسمم نیستم

400
00:21:54,381 --> 00:21:55,881
‫خب، فکر کنم چیزهایی
‫که آزارمون می‌دن

401
00:21:55,882 --> 00:21:58,584
‫با حل کردن یه مشکل
‫کامل از بین نمی‌رن

402
00:21:58,585 --> 00:22:00,420
‫اگه راهی برای رسیدن به سایمون
‫وجود داشته باشه چی؟

403
00:22:01,187 --> 00:22:02,922
‫شاید می‌خواد همین رو بهم بفهمونه؟

404
00:22:03,390 --> 00:22:06,493
‫شاید اگه بتونم در رو باز کنم،
‫سایمون رو اون‌جا پیدا کنم

405
00:22:07,093 --> 00:22:09,996
‫سایمون کشیده شده توی
‫یه خاطره، درسته؟

406
00:22:10,897 --> 00:22:12,564
‫اگه اون تنها راه خروج باشه چی؟

407
00:22:12,565 --> 00:22:14,900
‫پس می‌خوای بری دنبال ون هایت؟

408
00:22:14,901 --> 00:22:16,668
‫نمی‌خوام برم دنبال ون هایت،
‫می‌خوام سایمون رو پیدا کنم

409
00:22:16,669 --> 00:22:18,770
‫نباید از اون در عبور کنی،
‫تو زنده‌ای

410
00:22:18,771 --> 00:22:19,738
‫تجربه‌ش رو داریم

411
00:22:19,739 --> 00:22:21,106
‫وارد شدن آدم‌های زنده
‫به دنیای مردگان

412
00:22:21,107 --> 00:22:22,741
‫هیچ‌وقت نتیجه‌ی خوبی نداشته، خب؟

413
00:22:22,742 --> 00:22:25,411
‫ممکنه غیبت بزنه.
‫ممکنه بمیری. ناپدید بشی

414
00:22:25,412 --> 00:22:27,012
‫تو… نباید خطر کنی

415
00:22:27,013 --> 00:22:28,447
‫والی، اگه اون کار جواب بده،

416
00:22:28,448 --> 00:22:30,416
‫و من تنها کسی باشم
‫که می‌تونم پیداش کنم،

417
00:22:30,417 --> 00:22:32,984
‫حتی اگه اشتباه می‌کنم،
‫حتی اگه کار اشتباهی باشه،

418
00:22:32,985 --> 00:22:34,285
‫نمی‌تونم تسلیم بشم

419
00:22:34,654 --> 00:22:36,955
‫سایمون چون می‌خواست من رو
‫نجات بده سر از این‌جا درآورد

420
00:22:36,956 --> 00:22:38,558
‫منم باید براش تلاش کنم

421
00:22:41,260 --> 00:22:42,560
‫مدی…

422
00:22:44,797 --> 00:22:46,899
‫تو تنها کسی نیستی که…

423
00:22:49,602 --> 00:22:51,137
‫زیویره

424
00:22:52,539 --> 00:22:53,805
‫باید برگردم بیمارستان

425
00:22:53,806 --> 00:22:55,106
‫باشه

426
00:22:55,442 --> 00:22:58,945
‫فقط لطفاً هیچ کار دیوونه‌واری انجام نده
‫تا وقتی که دوباره همدیگه رو ببینیم

427
00:22:59,879 --> 00:23:01,179
‫باشه

428
00:23:05,885 --> 00:23:08,154
‫صبر کن، والی،
‫می‌خواستی چی بهم بگی؟

429
00:23:09,922 --> 00:23:11,357
‫هیچی

430
00:23:16,896 --> 00:23:19,298
‫صبر کن، یه چیزی می‌خواستم بگم

431
00:23:26,305 --> 00:23:31,305
‫♪ A Knock at the Door - Ethal Cain ♪

432
00:23:35,147 --> 00:23:36,916
‫دوستت دارم، مدی نیرز

433
00:23:41,554 --> 00:23:42,889
‫منم دوستت دارم

434
00:24:02,501 --> 00:24:05,501
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">نیوفیلم</font>   <font color="Orange">NewFilm</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

435
00:24:14,887 --> 00:24:17,422
‫سلام، دیدم که مدی داشت می‌رفت

436
00:24:17,423 --> 00:24:18,723
‫حالش چطوره؟

437
00:24:20,292 --> 00:24:21,592
‫از من بهتره

438
00:24:26,933 --> 00:24:28,333
‫راندا،

439
00:24:28,334 --> 00:24:30,436
‫به نظرت اگه در خروجت ظاهر بشه،

440
00:24:31,771 --> 00:24:33,071
‫می‌تونی بری؟

441
00:24:33,906 --> 00:24:36,241
‫ببخشید، چی؟
‫معلومه که آره!

442
00:24:36,242 --> 00:24:37,843
‫خدایا، با همون سرعتی می‌رم

443
00:24:37,844 --> 00:24:39,745
‫که چارلی وقتی مضطرب می‌شه
‫چرت‌وپرت می‌گه

444
00:24:39,746 --> 00:24:41,080
‫همه‌چیز رو پشت سر می‌ذاری؟

445
00:24:42,181 --> 00:24:43,481
‫ما رو؟

446
00:24:44,116 --> 00:24:45,416
‫کوئین رو؟

447
00:24:56,362 --> 00:24:57,662
‫آره

448
00:24:58,264 --> 00:25:01,200
‫آره، واقعاً باور دارم
‫ما نباید این‌جا بمونیم

449
00:25:01,868 --> 00:25:04,436
‫اگه قرار بود این‌جا بمونیم،
‫پس چرا در خروج وجود داره؟

450
00:25:05,204 --> 00:25:07,907
‫اگه فرصت خروج پیش بیاد
‫دوست دارم همه‌مون بریم

451
00:25:08,708 --> 00:25:11,477
‫حتی نمی‌خوام بدترین دشمنم
‫چنین چیزی رو تجربه کنه

452
00:25:11,978 --> 00:25:14,080
‫حتی برای تو هم
‫چنین چیزی رو نمی‌خوام

453
00:25:16,215 --> 00:25:18,117
‫به نظرت چه چیزی پشت اون درهاست؟

454
00:25:19,451 --> 00:25:22,387
‫به نظرت جنت و داون الان کجان؟

455
00:25:22,388 --> 00:25:24,323
‫این‌جا که نیستن.
‫سلیطه‌های خوش‌شانس

456
00:25:27,326 --> 00:25:28,960
‫یادته یه زمانی بزرگ‌ترین مشکل‌مون

457
00:25:28,961 --> 00:25:31,598
این بود که یواشکی بریم
از توی فریزر بستنی برداریم؟

458
00:25:32,799 --> 00:25:35,266
کار آسون و ساده رو
با کار حوصله‌سربر رو اشتباه نگیر

459
00:25:35,267 --> 00:25:37,469
‫برای من که نبود

460
00:25:39,005 --> 00:25:41,239
‫وقتی زنده بودم، اصلاً دوست نداشتم
‫از این مدرسه خارج بشم

461
00:25:41,240 --> 00:25:43,309
‫حتی دوست نداشتم فارغ‌التحصیل بشم

462
00:25:44,276 --> 00:25:46,477
‫خواهرم همیشه بهم می‌گفت:

463
00:25:46,478 --> 00:25:48,279
‫«والی، واقعاً دوست داری پسری باشی

464
00:25:48,280 --> 00:25:49,580
‫که توی دبیرستان به اوج رسیده؟»

465
00:25:50,082 --> 00:25:53,619
‫و به نظرم اصلاً بد نبود، می‌دونی

466
00:25:53,620 --> 00:25:54,920
‫عاشق دبیرستان بودم

467
00:25:58,190 --> 00:25:59,490
‫هنوزم عاشقشم

468
00:26:01,994 --> 00:26:03,663
‫اون مربوط به خیلی وقت پیشه

469
00:26:04,196 --> 00:26:05,831
‫می‌تونی نظرت رو عوض کنی

470
00:26:05,832 --> 00:26:08,700
‫می‌دونم، اما اون همه ناله
‫و غر زدن در مورد رفتن به دنیای بعدی،

471
00:26:08,701 --> 00:26:11,270
‫راندا، فکر نکنم اصلاً
‫علاقه‌ای به رفتن داشته باشم

472
00:26:13,439 --> 00:26:16,008
‫هیچ‌وقت دوست نداشتم
‫چیزی توی زندگیم عوض بشه

473
00:26:17,243 --> 00:26:22,081
‫مخصوصاً الان که اصلاً نمی‌دونیم
‫قراره چه اتفاقی بیُفته

474
00:26:24,383 --> 00:26:25,651
‫با توجه به تجربیات

475
00:26:25,652 --> 00:26:27,954
‫این چند دهه گیر افتادن توی این مکان…

476
00:26:30,222 --> 00:26:31,758
‫خودمون هیچی نمی‌دونیم

477
00:26:32,692 --> 00:26:33,959
‫نمی‌تونیم چیزی بدونیم

478
00:26:33,960 --> 00:26:35,126
‫لعنتی من وقتی زنده بودم

479
00:26:35,127 --> 00:26:36,394
‫اصلاً به دنیای پس از مرگ اعتقاد نداشتم

480
00:26:36,395 --> 00:26:37,695
‫من چی می‌دونم آخه؟

481
00:26:39,231 --> 00:26:41,333
‫فقط دل به دریا زدنه

482
00:26:43,970 --> 00:26:45,270
‫اما…

483
00:26:46,338 --> 00:26:50,109
‫هر جا بریم، هر زمانی که بریم،

484
00:26:52,712 --> 00:26:54,280
‫دلم واقعاً برات تنگ می‌شه

485
00:26:57,984 --> 00:26:59,886
‫برای والی کلارک که ستاره‌ی فوتباله؟

486
00:27:01,220 --> 00:27:03,055
‫برای والی کلارک که دوستمه

487
00:27:15,001 --> 00:27:17,502
‫چطور این‌قدر سریع اومدی؟
‫مدی کجاست؟

488
00:27:17,503 --> 00:27:18,937
‫جلوی بیمارستان پیاده‌ش کردم

489
00:27:18,938 --> 00:27:20,740
‫بعدش هم به هیچ‌کدوم
‫از تابلوهای ایست توجه نکردم

490
00:27:22,208 --> 00:27:23,909
‫قضیه چیه؟

491
00:27:23,910 --> 00:27:25,443
‫توی ایمیل‌ها نوشته شده که اگه دبورا

492
00:27:25,444 --> 00:27:28,179
‫قرارداد تخریب و مدرسه‌ی جدید رو
‫به جف بده،

493
00:27:28,180 --> 00:27:29,915
‫خودش پول زیادی گیرش میاد

494
00:27:29,916 --> 00:27:31,349
‫چقدر زیاد؟

495
00:27:31,350 --> 00:27:32,884
‫خیلی خیلی زیاد

496
00:27:32,885 --> 00:27:34,519
‫عجب. واقعاً عجیبه

497
00:27:34,520 --> 00:27:36,788
‫عجیبه؟ کاملاً غیرقانونیه

498
00:27:36,789 --> 00:27:39,457
‫نه، منظورم اینه عجیبه
‫که همه‌چیز رو توی ایمیل‌ها نوشتن

499
00:27:39,458 --> 00:27:41,794
این اصول اولیه‌ی کلاه‌برداری نیست؟
‫این‌که چیزی رو مکتوب نکنی؟

500
00:27:42,795 --> 00:27:45,096
‫الان چی؟
‫بریم به پلیس بگیم؟

501
00:27:45,097 --> 00:27:46,432
‫جف می‌فهمه کار من بوده

502
00:27:47,867 --> 00:27:49,735
‫شاید بتونیم به صورت ناشناش
‫بهشون خبر بدیم

503
00:27:49,736 --> 00:27:51,502
‫تا حالا رفتی به اداره‌ی پلیس؟

504
00:27:51,503 --> 00:27:52,871
‫خودت رفتی؟

505
00:27:52,872 --> 00:27:54,372
‫مثل فیلم و سریال‌ها نیست

506
00:27:54,373 --> 00:27:57,243
‫یه منشی ایمیل رو پاک می‌کنه
‫یا نامه رو پرت می‌ده

507
00:27:57,609 --> 00:27:58,945
‫با پلیس به جایی نمی‌رسیم

508
00:27:59,912 --> 00:28:01,212
‫صبر کنید

509
00:28:01,781 --> 00:28:03,182
‫می‌دونم کی بهمون کمک می‌کنه

510
00:28:07,386 --> 00:28:09,620
‫سلام، بابام الان داخله

511
00:28:09,621 --> 00:28:10,789
‫داره باهاش حرف می‌زنه

512
00:28:10,790 --> 00:28:12,558
‫با کایل حرف می‌زنه؟
‫به هوش اومده؟

513
00:28:13,659 --> 00:28:15,127
‫هی، بیایید داخل

514
00:28:20,232 --> 00:28:22,133
‫- نه، نه
‫- ببخشید

515
00:28:22,134 --> 00:28:24,336
‫منم حق دارم این‌جا باشم

516
00:28:28,074 --> 00:28:29,408
‫آقای جنسن؟

517
00:28:30,309 --> 00:28:32,078
‫می‌خوای چیزی به این دو نفر بگی؟

518
00:28:36,315 --> 00:28:37,615
‫ممنون

519
00:28:38,751 --> 00:28:40,418
‫شما جونم رو نجات دادید

520
00:28:40,419 --> 00:28:41,719
‫چی؟

521
00:28:43,055 --> 00:28:45,924
‫آره، دکتر گفت

522
00:28:45,925 --> 00:28:48,159
‫گلوله به یکی از شریان‌های
‫ساق پام برخورد کرده

523
00:28:48,160 --> 00:28:49,360
‫گفت خیلی خوش‌شانسم

524
00:28:49,361 --> 00:28:51,662
‫خوش‌شانسی؟
‫بهت شلیک کردن

525
00:28:51,663 --> 00:28:54,032
‫اگه کار این دو نفر نبوده،
‫پس کار کی بوده؟

526
00:28:54,033 --> 00:28:56,534
‫دکتر هانتر پرایس،
‫من خودم ازش این سوالات رو پرسیدم

527
00:28:56,535 --> 00:28:59,504
‫و الان آقای جنسن باید استراحت کنه

528
00:28:59,505 --> 00:29:01,539
‫نه. نه!

529
00:29:01,540 --> 00:29:05,310
‫این… می‌دونم این دو نفر
‫به این ماجرا ربط داشتن

530
00:29:05,311 --> 00:29:06,912
‫- واقعاً؟
‫- خودش الان گفت…

531
00:29:06,913 --> 00:29:08,280
‫ببینید، خانم

532
00:29:09,315 --> 00:29:11,182
‫ندیدم کی شلیک کرد

533
00:29:11,183 --> 00:29:12,551
‫یه نقاب روی صورتش بود

534
00:29:12,985 --> 00:29:16,889
‫اما می‌دونم اگه اونا نبودن
‫الان زنده نبودم

535
00:29:19,859 --> 00:29:22,561
‫اینم از این.
‫نقش اون دو تا مشخص شد

536
00:29:29,869 --> 00:29:31,871
‫لعنتی! باورنکردنیه!

537
00:29:40,112 --> 00:29:41,412
‫رالف؟

538
00:29:46,685 --> 00:29:47,985
‫رالف؟

539
00:29:51,590 --> 00:29:52,890
‫این‌جایی؟

540
00:29:56,996 --> 00:29:59,165
‫منم اِوِرت

541
00:30:20,552 --> 00:30:21,954
‫خیلی متأسفم، رالف

542
00:30:30,096 --> 00:30:31,396
‫این‌جایی

543
00:30:34,733 --> 00:30:36,234
‫فکر کنم…

544
00:30:36,235 --> 00:30:40,406
‫بالاخره متوجه شدم اون روز
‫چه اتفاقی برات افتاده

545
00:30:43,009 --> 00:30:44,309
‫من…

546
00:30:44,776 --> 00:30:46,076
‫فکر می‌کردم…

547
00:30:47,379 --> 00:30:48,780
‫همه‌مون فکر می‌کردیم…

548
00:30:50,616 --> 00:30:51,916
‫که تو مُردی

549
00:30:55,554 --> 00:30:56,854
‫اما…

550
00:30:57,957 --> 00:30:59,257
‫هیچ‌کدوم‌مون نمی‌دونستیم

551
00:31:02,728 --> 00:31:04,330
‫چطور می‌خواستیم بدونیم…

552
00:31:07,366 --> 00:31:08,666
‫که تو گیر افتادی

553
00:31:17,309 --> 00:31:18,978
‫خیلی متأسفم

554
00:31:28,820 --> 00:31:30,120
‫بلند شو

555
00:31:31,090 --> 00:31:32,891
‫صدام رو می‌شنوی؟
‫بلند شو!

556
00:31:37,396 --> 00:31:38,965
‫می‌دونی سایمون کجاست؟

557
00:32:30,516 --> 00:32:31,749
‫باورم نمی‌شه واقعاً

558
00:32:31,750 --> 00:32:33,050
‫داریم یه بار برنده می‌شیم

559
00:32:33,619 --> 00:32:36,721
‫ممکنه بابام حرف‌هامون رو باور کنه.
‫کایل جسمش رو پس گرفت

560
00:32:38,624 --> 00:32:40,392
‫هی، حالت خوبه؟

561
00:32:40,993 --> 00:32:42,460
‫می‌شه لطفاً به جای من
‫دستش رو بگیری؟

562
00:32:42,461 --> 00:32:43,528
‫هی

563
00:32:43,529 --> 00:32:45,896
‫هی

564
00:32:45,897 --> 00:32:49,101
‫سایمون هنوز نیستش.
‫و ون هایت هم نیستش

565
00:32:49,668 --> 00:32:52,470
‫نیاز دارم یه نفر بهم بگه
‫باید چیکار کنم، کجا برم

566
00:32:52,471 --> 00:32:54,739
‫دیگه نمی‌خوام تصمیم‌گیرنده باشم

567
00:32:54,740 --> 00:32:56,775
‫خیلی سردرگم و گیجم

568
00:32:59,978 --> 00:33:01,379
‫تقصیر منه

569
00:33:02,581 --> 00:33:03,881
‫نه، نیست

570
00:33:06,718 --> 00:33:08,018
‫این‌جاست؟

571
00:33:10,756 --> 00:33:12,457
‫بهش بگو قبلاً هم توی
‫چنین شرایط ترسناکی بودیم

572
00:33:12,458 --> 00:33:13,825
‫و پشت سر گذاشتیمش

573
00:33:14,460 --> 00:33:15,860
‫شکلات می‌خوایم!

574
00:33:15,861 --> 00:33:17,895
‫یه سال هالووین
‫برای چند لحظه گمت کردم

575
00:33:17,896 --> 00:33:20,432
‫ترسناک‌ترین ۳۰ ثانیه‌ی عمرم بود

576
00:33:20,966 --> 00:33:23,535
‫هورا! سالم اومدید خونه

577
00:33:25,171 --> 00:33:27,505
‫امسال خیلی شلوغه، نه؟

578
00:33:27,506 --> 00:33:29,274
‫یک ساعت پیش شکلات‌هام تموم شدن

579
00:33:29,275 --> 00:33:31,076
‫تا حالا طی یه شب
‫این همه گرگینه ندیده بودم

580
00:33:31,077 --> 00:33:32,778
‫- حتماً ماه کامله
‫- اوه!

581
00:33:35,381 --> 00:33:36,681
‫یه لحظه حواسم پرت شد،

582
00:33:36,682 --> 00:33:38,783
‫دیدم دنبال یه مردی رفته
‫که لباسش شبیه منه

583
00:33:38,784 --> 00:33:41,553
‫دو خونه پایین‌تر پیداش کردم.
‫خیلی حالش بد بود

584
00:33:42,421 --> 00:33:44,389
‫هی

585
00:33:44,390 --> 00:33:46,757
‫بیا ببینم چی جمع کردی

586
00:33:46,758 --> 00:33:48,058
‫اوهوم

587
00:33:49,361 --> 00:33:54,432
‫آره، به نظرم وقتش رسیده
‫این همه شکلات و آب‌نبات رو مرتب کنیم!

588
00:33:54,433 --> 00:33:57,603
‫- وای!
‫- وای! چقدر زیادن!

589
00:33:58,070 --> 00:34:00,371
‫می‌دونی، فقط کسایی
‫که لباس‌شون قشنگ باشه

590
00:34:00,372 --> 00:34:01,672
‫می‌تونن اون همه شکلات بگیرن

591
00:34:06,678 --> 00:34:07,778
‫هی، مدز

592
00:34:07,779 --> 00:34:10,381
من برم لباس خوابت رو برات بیارم

593
00:34:10,382 --> 00:34:11,616
تا بتونی راحت دراز بکشی

594
00:34:11,617 --> 00:34:13,085
‫الان برمی‌گردم

595
00:34:15,154 --> 00:34:19,757
‫♪ To Be Seen - Searows ♪

596
00:34:19,758 --> 00:34:21,058
‫هوم

597
00:34:21,493 --> 00:34:23,595
‫گم شدن خیلی ترسناکه،
‫مگه نه، عزیزدلم؟

598
00:34:24,330 --> 00:34:27,466
‫منم وقتی جلوم رو نگاه کردم
‫و دیدم نیستی خیلی ترسیدم

599
00:34:28,967 --> 00:34:30,668
‫اما هر چقدر هم ترسیده باشیم،

600
00:34:30,669 --> 00:34:34,039
‫قول می‌دم همیشه پیدات کنم
‫و بیارمت خونه

601
00:34:34,773 --> 00:34:36,073
‫باشه؟

602
00:34:41,012 --> 00:34:42,681
‫یه فکری دارم. یه لحظه…

603
00:35:02,301 --> 00:35:04,001
‫این چیه؟

604
00:35:07,606 --> 00:35:10,276
‫بهش می‌گن قطب‌نما

605
00:35:12,144 --> 00:35:14,246
‫برای پیدا کردن مسیر
‫ازش استفاده می‌کنیم

606
00:35:20,886 --> 00:35:22,453
‫هر وقت حس کردی گم شدی
‫ازش استفاده کن

607
00:35:33,532 --> 00:35:35,601
‫یه چیز دیگه رو هم بهش بگو

608
00:35:36,335 --> 00:35:38,370
‫اون گردن‌بند کادوی من نبود

609
00:35:39,705 --> 00:35:41,606
‫از طرف مامانش بود

610
00:35:41,607 --> 00:35:45,911
‫همیشه عذاب وجدان داشتم
‫که اون کار رو کردم و هیچ‌وقت بهش نگفتم

611
00:35:46,678 --> 00:35:48,347
‫مدی، می‌خواد بدونی که…

612
00:35:49,215 --> 00:35:51,383
‫اون گردن‌بند رو مامانت برات گرفته

613
00:35:52,884 --> 00:35:54,786
‫متأسفه که هیچ‌وقت
‫بهت حقیقت رو نگفت

614
00:35:55,554 --> 00:35:56,854
‫مامانم؟

615
00:36:04,763 --> 00:36:06,063
‫باید بریم

616
00:36:13,872 --> 00:36:16,174
‫آقای مویر، بخش پذیرش کارتون داره

617
00:36:16,575 --> 00:36:18,777
‫آقای مویر، بخش پذیرش کارتون داره

618
00:36:21,613 --> 00:36:25,783
‫چقدر خیالم راحته
‫که می‌بینم حالت بهتر شده، آقای جنسن

619
00:36:25,784 --> 00:36:26,751
‫آره، ممنون

620
00:36:26,752 --> 00:36:28,919
‫واقعاً ترسوندی‌مون

621
00:36:28,920 --> 00:36:31,522
‫شهر اِسپلیت ریور نمی‌تونه

622
00:36:31,523 --> 00:36:34,260
‫از دست دادن یکی از بهترین
‫شهروندانش رو تحمل کنه

623
00:36:35,261 --> 00:36:36,694
‫- گوش کن، من…
‫- آخ! آخ! آخ!

624
00:36:36,695 --> 00:36:38,263
‫آخ! آخ! آخ!

625
00:36:38,264 --> 00:36:41,066
‫خیلی شرمنده. ببخشید

626
00:36:41,567 --> 00:36:44,134
‫خیلی متأسفم که می‌خوام
‫در مورد مسائل کاری حرف بزنم

627
00:36:44,135 --> 00:36:47,372
‫اونم وقتی هنوز در حال بهبودی هستی،

628
00:36:47,373 --> 00:36:51,209
‫اما می‌دونی…
‫به اون پول نیاز دارم

629
00:36:51,610 --> 00:36:54,280
‫تا کارها رو پیش ببرم

630
00:36:54,946 --> 00:36:56,481
‫پول؟

631
00:36:56,482 --> 00:36:57,782
کمک مالی؟

632
00:36:58,284 --> 00:37:01,320
‫یادته؟ توی جلسه قولش رو دادی

633
00:37:01,920 --> 00:37:05,290
‫آره، تا یه‌کم راه هموار بشه،

634
00:37:05,291 --> 00:37:06,757
‫و هیئت مدیره راضی بشن؟

635
00:37:06,758 --> 00:37:09,227
‫و منم سهمم رو از معامله‌مون بگیرم؟

636
00:37:09,795 --> 00:37:11,496
‫برای تغییر وضعیت

637
00:37:11,497 --> 00:37:12,797
‫تغییر وضعیت؟

638
00:37:13,299 --> 00:37:17,034
‫به اون پول نیاز دارم
‫تا بتونم هیئت مدیره رو…

639
00:37:17,035 --> 00:37:20,471
‫خیلی شرمنده، اما واقعاً نمی‌دونم
‫راجع به چی صحبت می‌کنید

640
00:37:20,472 --> 00:37:22,341
‫برای این کارها وقت نداریم!

641
00:37:23,008 --> 00:37:25,410
‫باید پول رو به هیئت مدیره بدیم

642
00:37:25,411 --> 00:37:27,778
‫وگرنه همه‌چیز از هم می‌پاشه،

643
00:37:27,779 --> 00:37:31,316
‫و من نمی‌خوام مقصر شناخته بشم

644
00:37:31,317 --> 00:37:33,684
‫- می‌فهمی چی می‌گم؟
‫- باشه، باشه

645
00:37:33,685 --> 00:37:35,152
‫- لطفاً، خواهش می‌کنم
‫- وقت ملاقات

646
00:37:35,153 --> 00:37:36,522
‫خیلی وقت پیش تموم شده

647
00:37:37,823 --> 00:37:40,024
‫این موضوع واقعاً خیلی برام مهمه

648
00:37:40,025 --> 00:37:42,293
‫خانواده‌م رو از دست می‌دم،
‫شهرتم رو از دست می‌دم

649
00:37:42,294 --> 00:37:44,629
‫- اعتبارم رو از دست می‌دم
‫- خانم؟ دارید می‌ترسونیدش

650
00:37:44,630 --> 00:37:47,031
‫- باید برید!
‫- هیس!

651
00:37:47,032 --> 00:37:49,534
‫- با هم یه قراری داشتیم!
‫- یه نفر کمکم کنه!

652
00:37:49,535 --> 00:37:50,968
‫با هم معامله کردیم!

653
00:37:50,969 --> 00:37:52,937
‫تو هم اندازه‌ی من
‫چنین چیزی رو می‌خواستی!

654
00:37:52,938 --> 00:37:55,139
‫خودت گفتی! خودت گفتی!

655
00:37:55,140 --> 00:37:57,375
‫- لطفاً، تو…
‫- یالا. وقت تمومه

656
00:37:57,376 --> 00:37:58,676
‫خانم؟

657
00:37:59,678 --> 00:38:01,980
‫باشه! باشه!

658
00:38:02,614 --> 00:38:04,749
‫باشه! می‌خوای این‌طوری پیش بری؟

659
00:38:04,750 --> 00:38:10,556
‫خودم تنها اون مدرسه‌ی
‫لامصب رو خراب می‌کنم!

660
00:38:11,122 --> 00:38:14,259
‫هیچ‌کس نمی‌تونه من رو
‫بازی بده، جنسن!

661
00:38:24,235 --> 00:38:25,571
‫بیا بریم، لیویا

662
00:38:26,438 --> 00:38:27,738
‫بجنب!

663
00:38:36,515 --> 00:38:37,815
‫لیویا

664
00:38:40,386 --> 00:38:41,987
‫چیکار می‌کنی؟

665
00:38:42,388 --> 00:38:43,688
‫بیا بریم

666
00:38:44,456 --> 00:38:46,291
‫باورم نمی‌شه

667
00:38:50,862 --> 00:38:53,632
‫لیـ… لیـ… لیوی؟

668
00:39:29,401 --> 00:39:31,737
‫رالف این پایین رو نشونت داد؟

669
00:39:32,738 --> 00:39:34,038
‫آره

670
00:39:34,606 --> 00:39:36,173
‫این‌جا دیگه کجاست؟

671
00:39:36,174 --> 00:39:39,745
‫منم از توی آب…
‫همین رو دیدم

672
00:39:41,547 --> 00:39:44,950
‫یک، دو، سه، چهار،
‫پنج، شیش، هفت…

673
00:39:45,517 --> 00:39:46,817
‫هشت تا هستن

674
00:39:48,520 --> 00:39:50,955
‫دقیقاً به تعداد بچه‌ها

675
00:39:50,956 --> 00:39:52,491
‫کدوم بچه‌ها؟

676
00:39:54,593 --> 00:39:56,161
‫بچه‌هایی که مُردن

677
00:39:57,295 --> 00:39:59,430
‫اما اینا در نیستن،

678
00:39:59,431 --> 00:40:00,966
‫پنجره‌ان

679
00:40:02,968 --> 00:40:04,470
‫شاید هم درن، هم پنجره

680
00:40:06,805 --> 00:40:09,007
‫این چیزیه که چشم سفید
‫فراموش کرده بوده

681
00:40:11,176 --> 00:40:13,579
‫همون چیزیه که رالف می‌خواد
‫بهمون نشون بده

682
00:40:15,581 --> 00:40:16,881
‫چی؟

683
00:40:17,583 --> 00:40:18,883
‫بچه‌ها

684
00:40:19,651 --> 00:40:20,951
‫گروه کر

685
00:40:23,221 --> 00:40:25,190
‫اونا رفتن به دنیای بعدی

686
00:40:25,924 --> 00:40:27,526
‫چشم سفید باعثش شده

687
00:40:28,560 --> 00:40:30,128
‫اون موفق شده کاری کنه
‫برن دنیای بعدی

688
00:40:30,662 --> 00:40:32,330
‫خیلی کوچیک بودن

689
00:40:35,501 --> 00:40:37,202
‫خوش‌حالم که اونا…

690
00:40:39,070 --> 00:40:41,038
‫فقط امیدوارم هر جایی که الان هستن…

691
00:40:41,039 --> 00:40:42,339
‫خوش‌حال باشن

692
00:40:45,777 --> 00:40:47,813
‫شاید سایمون هم اون‌جاست

693
00:41:00,458 --> 00:41:02,293
‫هی. کجا می‌ری؟

694
00:41:03,962 --> 00:41:06,064
‫باید یه کاری انجام بدم

695
00:41:07,699 --> 00:41:11,168
‫♪ Wish You the Best - Joy Oladokun ♪

696
00:41:11,169 --> 00:41:12,269
‫به زودی می‌بینم‌تون

697
00:41:19,859 --> 00:41:21,893
‫[ خروج ]

698
00:41:41,900 --> 00:41:43,200
خدایا بریم برای تلاش آخر

699
00:42:39,490 --> 00:42:42,794
‫خیلی‌خب، پس شما نرفتید.
‫ما هم که نرفتیم

700
00:42:43,294 --> 00:42:44,963
‫خیلی‌خب، یعنی…

701
00:42:48,233 --> 00:42:49,533
‫نه. نه

702
00:42:51,937 --> 00:42:53,237
‫نه، اون…

703
00:42:54,039 --> 00:42:56,742
‫قول داد که اگه یه وقت…

704
00:42:57,208 --> 00:42:58,509
‫قول داد که بهمون می‌گه

705
00:43:01,146 --> 00:43:03,915
‫روزی که اون رفت
‫در خروجش ظاهر شد

706
00:43:04,616 --> 00:43:05,916
‫مدی

707
00:43:07,986 --> 00:43:09,955
‫قصد رفتن نداشت

708
00:43:14,059 --> 00:43:15,359
‫تا امروز

709
00:43:16,928 --> 00:43:19,665
‫چه چیزی نظرش رو تغییر داد؟

710
00:43:22,500 --> 00:43:23,802
‫سایمون

711
00:43:25,871 --> 00:43:27,238
‫دل رو به دریا زد

712
00:43:30,175 --> 00:43:31,710
‫اوه، این‌جایید

713
00:43:33,444 --> 00:43:34,744
‫خبرهای خوبی دارم

714
00:43:38,183 --> 00:43:39,483
‫چیه؟

715
00:43:44,622 --> 00:43:45,922
‫چی شده؟

716
00:44:23,795 --> 00:44:25,830
‫هیچ‌جا خونه‌ی خود آدم نمی‌شه

717
00:44:28,867 --> 00:44:30,167
‫اوه، بیداری

718
00:44:30,769 --> 00:44:32,670
‫فکر می‌کردم خواب باشی

719
00:44:37,342 --> 00:44:39,644
‫مدی، چی شده؟

720
00:44:41,947 --> 00:44:43,481
‫من نبودم، مامان

721
00:44:44,482 --> 00:44:47,384
‫آدمی که چند هفته پیش
‫همراهت اومد خونه…

722
00:44:47,385 --> 00:44:48,685
‫من نبودم

723
00:44:49,320 --> 00:44:50,856
‫منظورت چیه؟

724
00:44:53,358 --> 00:44:56,460
‫من… من… خیلی می‌ترسیدم بهت بگم

725
00:44:56,461 --> 00:44:58,695
‫چون نگران بودم
‫که حرفم رو باور نمی‌کنی

726
00:44:58,696 --> 00:45:00,664
‫ولی دیگه نمی‌تونم وانمود کنم، مامان

727
00:45:00,665 --> 00:45:01,665
‫نمی‌تونم، نمی‌تونم

728
00:45:01,666 --> 00:45:03,000
‫دیگه نمی‌تونم

729
00:45:03,001 --> 00:45:04,669
‫داری می‌ترسونیم. چی شده؟

730
00:45:06,571 --> 00:45:08,672
‫چند روز پیش،

731
00:45:08,673 --> 00:45:10,340
‫وقتی بهت گفتم آدمی

732
00:45:10,341 --> 00:45:12,677
‫که توی اون اتاق دیگ بخار
‫بهم آسیب زد تو بودی،

733
00:45:14,179 --> 00:45:16,514
‫کل ماجرا رو بهت نگفتم

734
00:45:20,418 --> 00:45:22,287
‫باشه

735
00:45:23,521 --> 00:45:25,056
‫من مُردم

736
00:45:33,198 --> 00:45:35,233
‫داره حقیقت رو می‌گه، ساندرا

737
00:45:39,504 --> 00:45:40,871
‫فکر کنم می‌دونستی

738
00:45:40,872 --> 00:45:43,707
‫فکر کنم در اعماق وجودت می‌دونستی
‫که اون آدم من نبودم

739
00:45:43,708 --> 00:45:46,611
‫بار اولی که اومدم خونه،
‫اون شخص من نبودم

740
00:45:47,212 --> 00:45:50,380
‫خب، ضربه‌ی روحی خورده بودی،

741
00:45:50,381 --> 00:45:52,082
‫خودت نبودی

742
00:45:52,083 --> 00:45:54,219
‫نه، نبودم

743
00:45:54,853 --> 00:45:57,188
‫اسمش جنت همیلتون بود

744
00:45:57,823 --> 00:45:59,958
‫و سال ۱۹۵۸ مُرده

745
00:46:00,691 --> 00:46:03,660
‫و وقتی وارد جسمم شد،
‫من توی مدرسه گیر افتادم

746
00:46:03,661 --> 00:46:06,730
‫یا بهتره بگم روحم گیر افتاد

747
00:46:06,731 --> 00:46:08,333
‫و تنها هم نبودم

748
00:46:09,000 --> 00:46:10,300
‫آم…

749
00:46:10,936 --> 00:46:12,537
‫راندا اون‌جاست

750
00:46:13,404 --> 00:46:15,873
‫و یوری. و کوئین

751
00:46:15,874 --> 00:46:18,076
‫و سال ۱۹۹۴…

752
00:46:18,576 --> 00:46:20,610
‫چارلی به‌خاطر…

753
00:46:20,611 --> 00:46:21,947
‫واکنش آلرژیک مُرد

754
00:46:24,449 --> 00:46:26,284
‫چارلی کیتانی

755
00:46:26,684 --> 00:46:30,155
‫من سال آخر بودم.
‫تو چطور…؟

756
00:46:31,522 --> 00:46:33,324
‫یه جایی این رو خوندی؟

757
00:46:34,792 --> 00:46:36,161
‫چارلی دوستمه

758
00:46:37,262 --> 00:46:38,562
‫و…

759
00:46:39,965 --> 00:46:41,632
‫والی…

760
00:46:43,634 --> 00:46:46,371
‫فکر نکنم دیگه هیچ‌وقت بتونم ببینمش

761
00:46:47,272 --> 00:46:48,372
‫و سایمون…

762
00:46:48,373 --> 00:46:50,541
‫سایمون هم همین‌طور، مامان.
‫گمش کردم

763
00:46:53,611 --> 00:46:56,280
‫نمی‌فهمم. قضیه چیه؟

764
00:46:56,281 --> 00:46:59,750
‫می‌دونم… غیرممکن به نظر می‌رسه

765
00:47:00,318 --> 00:47:02,152
‫اما ساندرا، به حرف‌هاش گوش بده

766
00:47:05,957 --> 00:47:07,292
‫گردن‌بندم

767
00:47:08,894 --> 00:47:11,229
‫بابا برام نگرفته بودش.
‫تو برام خریده بودیش

768
00:47:15,500 --> 00:47:17,034
‫چی؟ از کجا…

769
00:47:17,035 --> 00:47:19,003
‫از کجا می‌دونی؟

770
00:47:19,004 --> 00:47:20,304
‫خودش بهم گفت

771
00:47:22,974 --> 00:47:25,310
‫- من…
‫- چرا بهم نگفتی؟

772
00:47:27,478 --> 00:47:29,146
‫گذاشتی باور کنم بابا بهم دادش

773
00:47:29,147 --> 00:47:31,516
‫این همه سال این رو
‫از همه‌چیز بیشتر دوست داشتم

774
00:47:33,684 --> 00:47:35,486
‫چون باعث خوش‌حالیت بود

775
00:47:40,725 --> 00:47:42,025
‫اوه

776
00:47:49,534 --> 00:47:50,834
‫حرفت رو باور می‌کنم

777
00:47:54,372 --> 00:47:55,706
‫حرفت رو باور می‌کنم

778
00:48:01,980 --> 00:48:03,847
‫تو قوی هستی

779
00:48:03,848 --> 00:48:05,650
‫من قوی هستم

780
00:48:06,051 --> 00:48:08,185
‫می‌تونی کارهای سخت رو انجام بدی

781
00:48:08,186 --> 00:48:09,988
‫می‌تونم کارهای سخت رو انجام بدم

782
00:48:10,521 --> 00:48:11,855
‫تو…

783
00:48:13,724 --> 00:48:16,226
‫شما بچه‌ها این وقت شب
‫این‌جا چه غلطی می‌کنید؟

784
00:48:16,227 --> 00:48:17,661
‫یه راه برای نجات مدرسه پیدا کردیم

785
00:48:17,662 --> 00:48:19,230
‫اما به کمک‌تون نیاز داریم

786
00:48:23,368 --> 00:48:28,368
‫♪ Hell is Near - St. Vincent ♪

787
00:50:22,014 --> 00:51:27,014
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">نیوفیلم</font>   <font color="Orange">NewFilm</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال