﻿
1
00:00:01,960 --> 00:00:03,936
‫عزیزم، گوشیمو ندیدی؟
‫همین الان دستم بود

2
00:00:03,960 --> 00:00:05,320
‫اونجاست

3
00:00:08,960 --> 00:00:10,936
‫- چند بار دیگه آخه بهش بگیم؟
‫- والا منم دیوونه کرده

4
00:00:10,960 --> 00:00:13,936
‫- اینا رو بذار توی ظرفشو دیگه
‫- اینا ماله شب پیشه، فکر کنم

5
00:00:13,960 --> 00:00:16,936
‫- عوق
‫- مامانی، لباس فوتبالم کجاست؟

6
00:00:16,960 --> 00:00:18,936
‫کمدت رو گشتی؟

7
00:00:18,960 --> 00:00:21,936
‫- نه اونجا نبود
‫- بنظرم برو خشک‌کن رو چک کن

8
00:00:21,960 --> 00:00:24,936
‫ببین، وقتی اینو خوردی
‫می‌گیری می‌ذاریش توی این جعبه‌ی کوچولو

9
00:00:24,960 --> 00:00:26,936
‫برای همینه بهش میگن ظرفشو

10
00:00:26,960 --> 00:00:27,960
‫بامزه بود دمت گرم

11
00:00:29,960 --> 00:00:32,936
‫نه. نه. از این مژه‌های فیک
‫برای مدرسه‌ات نکار

12
00:00:32,960 --> 00:00:33,936
‫برای سلامتیت مضره

13
00:00:33,960 --> 00:00:35,936
‫خب، چسبش هنوز خشک نشده، ممکنه کور شم

14
00:00:35,960 --> 00:00:36,936
‫نه کور نمیشی. درشون بیار

15
00:00:36,960 --> 00:00:37,936
‫- بیا اینم صبحونه‌ات
‫- مرسی مامانی

16
00:00:37,960 --> 00:00:39,936
‫- خودتم باید یه چیزی بخوری
‫- حله، می‌خورم

17
00:00:39,960 --> 00:00:41,976
‫یه‌چیزی با خودم می‌برم سرکار می‌خورم

18
00:00:42,000 --> 00:00:44,936
‫توروخدا، کیتی، یه‌چیزی برای خوردنت ببر

19
00:00:44,960 --> 00:00:46,296
‫نمی‌خوام نق‌نقو باشم، ولی صبحونه بخور

20
00:00:46,320 --> 00:00:47,640
‫عجب نق‌نقویی هستی

21
00:00:49,960 --> 00:00:51,960
‫می‌دونی که این چیزا
‫تو مدرسه مجاز نیست

22
00:01:00,960 --> 00:01:03,776
‫- اینو باید بذاری خشک بشه
‫- ایول

23
00:01:03,800 --> 00:01:04,960
‫عجب توصیه‌ای کردی، مامان

24
00:01:06,480 --> 00:01:07,936
‫شالم کجاست؟ روی صندلی بود که

25
00:01:07,960 --> 00:01:11,936
‫اون همه لباس و شالی که اونجا
‫ریخته رو چک کردی؟

26
00:01:11,960 --> 00:01:12,976
‫امروز حلش می‌کنم. قول میدم

27
00:01:13,000 --> 00:01:14,960
‫- باشه، باشه
‫- بخدا میگم

28
00:01:15,960 --> 00:01:17,000
‫فیونا

29
00:01:20,960 --> 00:01:22,936
‫- من شال سبزم رو می‌خوام، عزیزم
‫- امروز برای منه

30
00:01:22,960 --> 00:01:24,936
‫من یکی از شال‌های خودمو بهت میدم

31
00:01:24,960 --> 00:01:25,936
‫خیلی‌خب، حله

32
00:01:25,960 --> 00:01:28,936
‫نه، باشه باشه، مامان

33
00:01:28,960 --> 00:01:29,936
‫- خیلی استرس داریا
‫- آره خب

34
00:01:29,960 --> 00:01:31,960
‫یکی برات پیدا می‌کنم

35
00:01:53,640 --> 00:01:55,160
‫چرا همیشه همه‌چی رو غل و زنجیر می‌کنی؟

36
00:01:56,960 --> 00:01:57,936
‫تا وقتی ساقی‌ای چیزی نباشه مشکل نداره

37
00:01:57,960 --> 00:02:00,936
‫فکر می‌کنی این عمارت‌مون رو چطور خریدم؟

38
00:02:00,960 --> 00:02:02,936
‫گمش نکنیا

39
00:02:02,960 --> 00:02:04,960
‫دوستت دارم

40
00:02:09,960 --> 00:02:12,936
‫- خیلی‌خب، من باید برم
‫- هی، با توام

41
00:02:12,960 --> 00:02:13,936
‫- اینم بگیر
‫- مرسی

42
00:02:13,960 --> 00:02:14,936
‫خب، این دفعه قضیه چیه؟

43
00:02:14,960 --> 00:02:18,616
‫یه ماشین جگوار تو مونت‌کارلو
‫یا یه مسجد توی استانبول یا...

44
00:02:18,640 --> 00:02:21,960
‫خیلی بامزه‌ای. خداحافظ بچه‌ها، آدم باشید

45
00:02:22,960 --> 00:02:24,320
‫عزیزم دلم برات تنگ میشه

46
00:02:25,960 --> 00:02:26,960
‫برید توی اتاقی چیزی خب

47
00:02:28,960 --> 00:02:29,976
‫اون مژه‌ها رو بردار، بدو

48
00:02:30,000 --> 00:02:31,936
‫- برداشتم دیگه!
‫- خداحافظ

49
00:02:31,960 --> 00:02:33,960
‫- دوستت دارم
‫- دوستت دارم

50
00:02:45,400 --> 00:02:52,400
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">نیوفیلم</font>   <font color="Orange">NewFilm</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

51
00:03:16,300 --> 00:03:19,300
‫« سرویس مخفی »
‫« فصل اول: قسمت اول »

52
00:03:26,160 --> 00:03:29,936
‫همه‌چی امنه، برو توی سیگارفروشی

53
00:03:29,960 --> 00:03:32,936
‫یکمی برات مربای گلابی آوردم

54
00:03:32,960 --> 00:03:34,936
‫گفتی یه‌چیزی می‌خوای از مالت باشه

55
00:03:34,960 --> 00:03:35,936
‫فرد مشکوکی توی اون منطقه نیست

56
00:03:35,960 --> 00:03:37,936
‫خب، یا این بود یا اون لیکور کاکتوس

57
00:03:37,960 --> 00:03:40,936
‫ما حواسمون بهش هست
‫وقتی از سیگارفروشی اومد بیرون بهت می‌گیم

58
00:03:40,960 --> 00:03:41,960
‫آره، ولی فکر نکنما

59
00:03:44,000 --> 00:03:46,000
‫« سنگلیا، جزیره‌ی مالت »

60
00:04:16,960 --> 00:04:18,960
‫مظنون رو توی همون مسیر مشخص شده
‫زیر نظر داریم

61
00:04:22,800 --> 00:04:24,960
‫دوربین‌های مداربسته‌ی کلیسا
‫همشون خاموشن

62
00:04:25,960 --> 00:04:29,000
‫خیلی‌خب، بعدا بهت زنگ می‌زنم

63
00:04:30,160 --> 00:04:31,640
‫خداحافظ

64
00:05:42,960 --> 00:05:45,960
‫- عجب کلیسای قشنگیه، مگه نه؟
‫- خیلی خوشگله

65
00:05:48,960 --> 00:05:50,800
‫سیگارها رو آوردی؟

66
00:06:03,960 --> 00:06:06,936
‫200 ساعت عمر باتری داره

67
00:06:06,960 --> 00:06:08,936
‫انگشت شست رو بذار اینجا

68
00:06:08,960 --> 00:06:10,960
‫فقط برا تو جواب میده

69
00:06:15,160 --> 00:06:16,960
‫باتری‌های زاپاس اینجان

70
00:06:17,960 --> 00:06:20,800
‫اگه ازت خواستیم یکی رو بذاری داخل
‫بهت پیام می‌دیم

71
00:06:21,960 --> 00:06:23,960
‫خب، از ویلا چخبر؟

72
00:06:25,960 --> 00:06:26,936
‫خبر خاصی نیست

73
00:06:26,960 --> 00:06:28,960
‫آیگور که همش سرش تو گوشیه

74
00:06:31,960 --> 00:06:33,960
‫حدسم درباره‌ی میخائیل درست بود

75
00:06:34,960 --> 00:06:36,960
‫یه چیزی بین اون و مَتی هستی

76
00:06:37,960 --> 00:06:40,936
‫همون منشی شخصیش؟

77
00:06:40,960 --> 00:06:41,960
‫من چهار دُنگ حواسم بهشون بود

78
00:06:43,960 --> 00:06:45,960
‫داری عالی پیش میری، لنا

79
00:06:47,960 --> 00:06:48,960
‫داداشم چطوره؟

80
00:06:51,320 --> 00:06:53,960
‫چند روز دیگه می‌بریمش لب مرز

81
00:06:54,960 --> 00:06:57,936
‫تنها راه فرار اون، و حتی تو اینه

82
00:06:57,960 --> 00:06:59,960
‫فقط تمرکز کن

83
00:07:00,960 --> 00:07:02,616
‫ایگور زیاد لاف می‌زنه

84
00:07:02,640 --> 00:07:04,960
‫و مام می‌خوایم از عملیات‌های موسکو
‫توی اروپا خبردار شیم

85
00:07:05,960 --> 00:07:07,960
‫ایگور خیلی نگرانم می‌کنه

86
00:07:09,960 --> 00:07:11,616
‫با خونوادش رفته مسافرت

87
00:07:11,640 --> 00:07:13,960
‫نیازی نیست نگرانش باشی

88
00:07:26,160 --> 00:07:27,480
‫باید بری

89
00:07:28,960 --> 00:07:29,960
‫مشکلی که نداریم؟

90
00:07:31,960 --> 00:07:33,640
‫نه حله

91
00:08:05,960 --> 00:08:06,960
‫سلام

92
00:08:29,960 --> 00:08:31,120
‫داره از ماشین پیاده میشه

93
00:08:44,960 --> 00:08:45,960
‫رفت داخل ویلا

94
00:09:13,960 --> 00:09:16,936
‫من برگشتم

95
00:09:16,960 --> 00:09:19,936
‫ساندرو، ماس ماسکت رو بذار کنار

96
00:09:19,960 --> 00:09:21,936
‫باید اژدها رو بُکُشم

97
00:09:21,960 --> 00:09:23,456
‫خب، پس یعنی اینا رو نمی‌خوای دیگه؟

98
00:09:23,480 --> 00:09:24,976
‫ایول!

99
00:09:25,000 --> 00:09:26,936
‫- درست همونطور که می‌خواستید
‫- دستت طلا، مَتی

100
00:09:26,960 --> 00:09:28,950
‫باعث افتخاره

101
00:09:38,100 --> 00:09:39,100
‫« اینم سیگارت، ایگور ویکتورویچ »

102
00:09:39,400 --> 00:09:40,600
‫« ممنون، لنای خوشگلم »

103
00:09:40,900 --> 00:09:41,400
‫« مرسی »

104
00:09:41,960 --> 00:09:43,936
‫رفقا، حتی وقتی اومدیم مسافرت
‫لطفا انگلیسی حرف بزنید

105
00:09:43,960 --> 00:09:45,936
‫بالاخره که باید یاد بگیره

106
00:09:45,960 --> 00:09:49,936
‫- میش، من دارم میرم ماساژ بگیرم
‫- الان؟

107
00:09:49,960 --> 00:09:51,936
‫آلوئه‌ورات رو گرفتم

108
00:09:51,960 --> 00:09:53,936
‫فرشته‌ای بخدا. مرسی

109
00:09:53,960 --> 00:09:56,456
‫حواست باشه ساندرو
‫تکالیف زبان فرانسویش رو انجام بده

110
00:09:56,480 --> 00:09:58,936
‫- حواسم هست
‫- دردسر درست نکنیا

111
00:09:58,960 --> 00:09:59,960
‫بابابزرگم سرش شلوغه

112
00:10:00,600 --> 00:10:01,600
‫« ببین همه‌شون اوکین یا نه »

113
00:10:01,960 --> 00:10:02,960
‫شنیدی مامانت چی گفت؟

114
00:10:03,960 --> 00:10:05,936
‫- دیگه بهونه نداریما
‫- خب

115
00:10:05,960 --> 00:10:07,950
‫زبون فرانسوی آره؟

116
00:10:14,960 --> 00:10:17,960
‫- چرا باید فرانسوی یاد بگیرم آخه؟
‫- هم فرانسوی هم انگلیسی

117
00:10:21,480 --> 00:10:25,936
‫خب، بیشتریا انگلیسی حرف می‌زنن

118
00:10:25,960 --> 00:10:28,136
‫پس چرا باید فرانسوی یاد بگیرم؟

119
00:10:28,160 --> 00:10:30,960
‫خب... بنظرت چه دلیل‌های دیگه‌ای
‫می‌تونه داشته باشه؟

120
00:10:32,960 --> 00:10:35,936
‫شاید مثلا رفتیم فرانسه

121
00:10:35,960 --> 00:10:39,616
‫ولی نمی‌ریم که

122
00:10:39,640 --> 00:10:41,960
‫حواست باشه.
‫چرا آخه باید یاد بگیرم؟

123
00:11:14,960 --> 00:11:17,640
‫مرکز موسکو، پخش‌زنده از مالت

124
00:11:42,300 --> 00:11:44,300
‫« وست‌مینستر، لندن »

125
00:11:49,960 --> 00:11:51,960
‫خوشگل شدیا

126
00:11:53,960 --> 00:11:55,960
‫مثل سزاری شدم که داره میره تو سنا

127
00:11:56,960 --> 00:11:59,960
‫می‌دونی چند بار چاقو خورد؟ 23 بار

128
00:12:01,800 --> 00:12:03,960
‫به تعداد وزیرهایی که توی کابینه‌ام دارم

129
00:12:11,960 --> 00:12:13,456
‫رایان آخر ما رو بگا میده

130
00:12:13,480 --> 00:12:15,616
‫اعتماد کن، یا رایان یا ملیسا
‫یکیشون بگامون میدن

131
00:12:15,640 --> 00:12:17,456
‫پس مشاورهای ویژه به چه درد می‌خورن؟

132
00:12:17,480 --> 00:12:18,776
‫ببخشید، خانم وزیر

133
00:12:18,800 --> 00:12:21,936
‫عجب تهمت سفت و سنگینی زدین،
‫خیلی ممنونم

134
00:12:21,960 --> 00:12:22,936
‫خب، گوش کن

135
00:12:22,960 --> 00:12:25,936
‫اگه رایان از قدرتش سوءاستفاده کرد،
‫جلوش رو بگیر

136
00:12:25,960 --> 00:12:28,616
‫باید تو رو به حال خودت بذاره، حله؟

137
00:12:28,640 --> 00:12:29,936
‫می‌دونی که اون خوب بلده
‫خودش رو توی دل بقیه جا کنه

138
00:12:29,960 --> 00:12:32,296
‫ولی تو ناسلامتی وزیر کشوری

139
00:12:32,320 --> 00:12:35,936
‫- اینجا دست توئه، نه اون
‫- اینو به نخست‌وزیر بگو

140
00:12:35,960 --> 00:12:36,936
‫اون می‌ذاره رایان کامل سوارش بشه

141
00:12:36,960 --> 00:12:38,936
‫آره، ولی فقط چون معروفه دیگه، نه؟

142
00:12:38,960 --> 00:12:40,936
‫ببین، مثلا آنتونی خودمون، بنده خدا

143
00:12:40,960 --> 00:12:43,936
‫هیچوقت از روابط عمومی سر در نیاورد

144
00:12:43,960 --> 00:12:46,800
‫- یارو خیلی خزه
‫- برای همین بهش اطمینان دارم

145
00:12:47,960 --> 00:12:50,950
‫بهم اعتماد کن، قرار نیست
‫تیرش به سنگ بخوره باشه؟

146
00:13:01,960 --> 00:13:04,936
‫آنتونی، من درخواست یه جلسه‌ی
‫دوجانبه توی لیسبون با فرانوسیا کردم

147
00:13:04,960 --> 00:13:06,936
‫می‌خوای بحث دوور رو بندازم وسط؟

148
00:13:06,960 --> 00:13:09,960
‫نه اینکه به باد بدمش، ولی خب
‫یجورایی دلم می‌خواد

149
00:13:11,960 --> 00:13:13,960
‫- ایموجن
‫- نخست‌وزیر

150
00:13:15,960 --> 00:13:16,960
‫مرسی، رایان

151
00:13:17,960 --> 00:13:19,960
‫خیلی‌خب. بریم سراغ اصل مطلب

152
00:13:22,960 --> 00:13:25,936
‫من مسئول همه‌ی عملیات‌های خارجی‌ام

153
00:13:25,960 --> 00:13:27,936
‫یه هفته‌ست داری این غلطو می‌کنی
‫بعد من تازه متوجه‌ش شدم؟

154
00:13:27,960 --> 00:13:30,776
‫رئیس بخش روسیه برای خودش
‫اختیار عمل داره

155
00:13:30,800 --> 00:13:31,936
‫اینو از تو یاد گرفتما، زک

156
00:13:31,960 --> 00:13:33,936
‫نه وقتی که من دارم از بخش حسابداری

157
00:13:33,960 --> 00:13:35,936
‫از عملیات‌هاتون باخبر میشم

158
00:13:35,960 --> 00:13:38,936
‫نزدیک شدن به رئیس‌شون همیشه یه
‫کار نشدنی برامون بوده

159
00:13:38,960 --> 00:13:40,976
‫درسته، ولی الان

160
00:13:41,000 --> 00:13:43,936
‫مالت تبدیل به منطقه‌ی قرمز شده،
‫مرکز سرمایه‌دارهای حکومتی

161
00:13:43,960 --> 00:13:44,936
‫و خودت اینو بهم گفتی

162
00:13:44,960 --> 00:13:47,936
‫تو داری یه عملیاتی رو علیه
‫رئیس سازمان اطلاعات روسیه

163
00:13:47,960 --> 00:13:49,936
‫اونم وقتی یارو رفته مسافرت انجام میدی،

164
00:13:49,960 --> 00:13:51,936
‫که ممکنه خیلی به مزاقشون خوش نیاد

165
00:13:51,960 --> 00:13:54,936
‫- اگه ایگور چغلی مامورت رو بکنه
‫- نمی‌کنه

166
00:13:54,960 --> 00:13:57,136
‫و اون اطلاعاتی که ممکنه
‫به دست بیاریم ارزش ریسک رو داره

167
00:13:57,160 --> 00:13:58,960
‫«ممکنه؟»

168
00:14:00,960 --> 00:14:03,936
‫نمی‌تونی همش بهش بستنی بدی که

169
00:14:03,960 --> 00:14:06,936
‫آخه چی می‌خوای تو؟
‫بره برات نوکری کنه؟

170
00:14:06,960 --> 00:14:07,936
‫مثلا اومده مسافرت

171
00:14:07,960 --> 00:14:09,936
‫بیا بابا، مشکلی نداره که

172
00:14:09,960 --> 00:14:11,936
‫اگه پسر خوبی باشی،
‫بهت بستنی میدم

173
00:14:11,960 --> 00:14:14,936
‫برای توجیه یه عملیاتی مثل این،

174
00:14:14,960 --> 00:14:17,960
‫ایگور باید با پسرش
‫اطلاعات محرمانه رو ردو بدل کنه

175
00:14:20,960 --> 00:14:22,480
‫حالا کی رو به عنوان مامور فرستادی؟

176
00:14:24,160 --> 00:14:26,616
‫پرستار بچه‌ی روس میخائیل بورودین رو فرستادم

177
00:14:26,640 --> 00:14:28,936
‫- اینی که میگی کیه؟
‫- یتیمه

178
00:14:28,960 --> 00:14:31,936
‫از ترس ریده تو خودش که نکنه
‫داداش کوچولوش رو ببرن خدمت

179
00:14:31,960 --> 00:14:34,936
‫دارم بهشون یه راه فرار میدم

180
00:14:34,960 --> 00:14:35,976
‫یه راه فرار به شدت ریسکی

181
00:14:36,000 --> 00:14:39,936
‫فقط می‌تونم بگم امیدوارم
‫ارزشش رو داشته باشه

182
00:14:39,960 --> 00:14:42,960
‫اگه تا سه روز دیگه خبری نشه،
‫عملیات کنسله

183
00:14:51,960 --> 00:14:53,296
‫گاس چطور؟ اوضاعش خوبه؟

184
00:14:53,320 --> 00:14:55,936
‫خب، والا اونو کنار گذاشتن

185
00:14:55,960 --> 00:14:58,936
‫چرا آخه؟
‫چرا باید کنار بذارنش؟

186
00:14:58,960 --> 00:15:00,936
‫منو باش فکر می‌کردم
‫یکی از بهترین بازیکنای تیمه

187
00:15:00,960 --> 00:15:02,936
‫می‌دونم. فکر کنم یکمی زیادی گندش کردم

188
00:15:02,960 --> 00:15:04,936
‫بیخیال، این حق هر پدریه

189
00:15:04,960 --> 00:15:05,960
‫ایگور ملاقاتی داره

190
00:15:09,960 --> 00:15:11,936
‫- انگاری سرت شلوغه
‫- آره، باید برم

191
00:15:11,960 --> 00:15:13,160
‫بعدا بهت زنگ می‌زنم

192
00:15:14,960 --> 00:15:15,960
‫حله، خداحافظ

193
00:15:23,960 --> 00:15:26,960
‫خب، یه یاروی دیگه اومده

194
00:15:32,600 --> 00:15:33,600
‫« خوش اومدی رفیق »

195
00:15:35,000 --> 00:15:36,000
‫« نوکرتم، داداش »

196
00:15:43,300 --> 00:15:44,300
‫« ایرینا، آروم باش »

197
00:15:45,800 --> 00:15:48,800
‫« نمی‌خواد برام فرش قرمز پهن کنی »

198
00:15:59,800 --> 00:16:00,960
‫یکمی بزن عقب

199
00:16:08,160 --> 00:16:09,960
‫دوباره

200
00:16:14,960 --> 00:16:16,936
‫فکر کنم کریل مارکو باشه

201
00:16:16,960 --> 00:16:18,936
‫وای خدایا

202
00:16:18,960 --> 00:16:21,914
‫بنظرت اومده درمورد
‫عملیات‌های بریتانیا حرف بزنه؟

203
00:16:21,938 --> 00:16:22,936
‫تخصصش همینه

204
00:16:22,960 --> 00:16:23,936
‫نیومده مسافرت

205
00:16:23,960 --> 00:16:25,960
‫حتما از لندن اطلاعات آورده

206
00:16:27,640 --> 00:16:28,960
‫یارو بد حرومزاده‌ایه

207
00:16:33,960 --> 00:16:36,960
‫کریل!

208
00:16:39,320 --> 00:16:42,936
‫- زنت انگلیسی رو ترجیح میده
‫- پس برنزه شدنت کجا رفته؟

209
00:16:42,960 --> 00:16:45,936
‫باید از فنلاند بزنی بیرون.
‫داری شبیه اروپایی‌ها میشی

210
00:16:45,960 --> 00:16:47,776
‫خب، اینجا نسبت به

211
00:16:47,800 --> 00:16:49,776
‫فضای سنگین مسکو بهتره نه؟

212
00:16:49,800 --> 00:16:51,936
‫- عجب هواییه
‫- بیا یه نوشیدنی بزنیم

213
00:16:51,960 --> 00:16:53,936
‫بزن بریم. این دورو ورو نشونت دادن؟

214
00:16:53,960 --> 00:16:57,936
‫- آره
‫- مهمونسرا رو دیدی؟

215
00:16:57,960 --> 00:16:59,360
‫بابام سال پیش ساختتش

216
00:17:01,160 --> 00:17:03,160
‫دیگه توی دیدمون نیستن

217
00:17:07,960 --> 00:17:09,936
‫خیلی‌خب، این همون جعبه سیگاریه که دیدیم

218
00:17:09,960 --> 00:17:11,936
‫یادته رفتیم ملداوی عشقو حال؟

219
00:17:11,960 --> 00:17:14,960
‫عجب چیزی بود. تا حالا همچیــ.. هوی لنا

220
00:17:15,960 --> 00:17:17,640
‫لنا

221
00:17:19,960 --> 00:17:23,936
‫لیونچکا. ایشون کریل مارکو هستن

222
00:17:23,960 --> 00:17:24,936
‫رفیق صمیمی خونواده‌ی ماست

223
00:17:24,960 --> 00:17:27,936
‫کریل، ایشون پرستار بچه‌مون لناست

224
00:17:27,960 --> 00:17:31,000
‫- از دیدنتون خوشحالم، آقای مارکو
‫- کریل صدام کنید، باعث افتخارمه

225
00:17:32,320 --> 00:17:34,936
‫الان حدود دو سالی میشه که پیشمونه

226
00:17:34,960 --> 00:17:37,936
‫کریل

227
00:17:37,960 --> 00:17:39,936
‫- سیگار می‌خوای؟
‫- چرا که نه؟

228
00:17:39,960 --> 00:17:42,160
‫می‌تونی بری عزیزم، مرسی

229
00:17:43,320 --> 00:17:45,296
‫میخائیل، یه کنیاک میدی بهم؟

230
00:17:45,320 --> 00:17:46,936
‫این سیگارها رو وزارت‌خونه می‌خره

231
00:17:46,960 --> 00:17:49,960
‫تا بابام رو راضی نگه داره

232
00:17:52,320 --> 00:17:55,776
‫- یه نفسی بکشیم
‫- از رستوران مکزیکی گرفتما

233
00:17:55,800 --> 00:17:57,936
‫ایول! داشتم از گرسنگی می‌مُردم

234
00:17:57,960 --> 00:18:01,936
‫خب، ایرینا رفته بخوابه،
‫این دوتام یه بطری شراب رو سر کشیدن

235
00:18:01,960 --> 00:18:05,456
‫- شراب یا ودکا؟
‫- هردوش. ایگور داره انبار شرابش رو به رخ می‌کشه

236
00:18:05,480 --> 00:18:06,936
‫ایول. خوبه

237
00:18:06,960 --> 00:18:08,936
‫اینجوری یکمی آروم میشن. دیگه چخبرا؟

238
00:18:08,960 --> 00:18:11,936
‫خب انگاری یه یارویی سرطان گرفته

239
00:18:11,960 --> 00:18:12,976
‫توی اعضاشون؟

240
00:18:13,000 --> 00:18:15,936
‫نه، بیشتر شبیه یه سیاست‌مداره

241
00:18:15,960 --> 00:18:17,960
‫- بذارش روی اسپیکر
‫- حله

242
00:18:19,300 --> 00:18:20,300
‫« فکر می‌کنیم که این هفته استعفا بده »

243
00:18:22,700 --> 00:18:24,700
‫« سرطان لوزالمعده‌ست، زیاد وقت نداره »

244
00:18:26,400 --> 00:18:29,400
‫« بدترین راه مُردن همینه، حتی برای بریتانیایی »

245
00:18:30,000 --> 00:18:31,000
‫« خوبه »

246
00:18:32,900 --> 00:18:33,900
‫« حالا برنده میشیم یا نه؟ »

247
00:18:35,600 --> 00:18:36,900
‫« نفوذی ما »

248
00:18:37,300 --> 00:18:38,300
‫« وقتی اون بمیره توی موقعیت خوبی قرار می‌گیره »

249
00:18:39,800 --> 00:18:40,800
‫« اون موقع کار رو شروع می‌کنیم »

250
00:18:41,700 --> 00:18:42,700
‫« برای امشب بسه »

251
00:18:43,300 --> 00:18:44,300
‫« صبح باید به مول(نفوذی) زنگ بزنم »

252
00:18:45,160 --> 00:18:48,640
‫- مول، همون شاپرک
‫- پوتین. دوباره پخشش کن

253
00:18:51,800 --> 00:18:53,800
‫« سرطان لوزالمعده‌ست، زیاد وقت نداره »

254
00:18:55,800 --> 00:18:57,800
‫« بدترین راه مُردن همینه، حتی برای بریتانیایی »

255
00:18:58,960 --> 00:19:03,960
‫خب، اون بدبختی که توی کابینه‌ی ما
‫سرطان لوزالمعده گرفته کیه؟

256
00:19:04,960 --> 00:19:06,960
‫کسی که با مقامات بالا در ارتباطه،
‫یا خودش جزوشونه

257
00:19:08,000 --> 00:19:11,136
‫اگه آنتونی فلچر سرطان داشت،
‫ما خبردار می‌شدیم نه؟

258
00:19:11,160 --> 00:19:13,936
‫- توی وایت‌هال رازی وجود نداره
‫- نه

259
00:19:13,960 --> 00:19:17,616
‫نه مگه اینکه خیلی حساب شده باشه

260
00:19:17,640 --> 00:19:20,936
‫سه روز تا زمان اتمام عملیات فاصله داریم،
‫بعد الان مسکو

261
00:19:20,960 --> 00:19:22,136
‫اطلاعاتی به این کت و کلفتی بهمون میده؟

262
00:19:22,160 --> 00:19:25,960
‫از کجا می‌دونستن ما به صحبتاشون گوش می‌دیم؟
‫امنیت ما غیرقابل نفوذه

263
00:19:26,960 --> 00:19:28,936
‫باید بریم خونه و اینو به زک بگیم

264
00:19:28,960 --> 00:19:30,120
‫- تف توش بابا
‫- موفق باشی

265
00:19:30,960 --> 00:19:32,936
‫چقدر از باتریش مونده؟

266
00:19:32,960 --> 00:19:34,960
‫والا، ته تهش یه روز

267
00:19:36,960 --> 00:19:40,936
‫به چی فکر می‌کنی؟
‫می‌خوای به دختره بگی عوضش کنه؟

268
00:19:40,960 --> 00:19:43,000
‫چون کریل اونجاست
‫انجام دادنش خیلی ریسکیه

269
00:19:45,960 --> 00:19:48,240
‫بذار ببینیم چطور پیش میره،
‫بعد خودم یه غلطی می‌کنم

270
00:19:49,960 --> 00:19:51,480
‫بازی عوض شده

271
00:19:52,960 --> 00:19:54,960
‫چیزای بیشتری می‌خوایم
‫تا زک رو قانع کنیم

272
00:20:25,960 --> 00:20:27,320
‫صبح‌بخیر

273
00:21:08,960 --> 00:21:12,776
‫- یکمی زود شروع کردیا
‫- آره خب، روز بزرگیه

274
00:21:12,800 --> 00:21:14,936
‫اگه تایید بشه، عملیات قرن لقب می‌گیره

275
00:21:14,960 --> 00:21:17,776
‫بیا اینجوری فکر کنیم.
‫فکر نکنم زک از خبرای یهویی خوشش بیاد

276
00:21:17,800 --> 00:21:20,960
‫آره، یا از یه ستاره‌ی نو ظهور، موفق باشی

277
00:21:25,480 --> 00:21:26,960
‫نه

278
00:21:28,960 --> 00:21:30,960
‫تف توش، نه!

279
00:21:34,000 --> 00:21:37,936
‫ببخشید، کیت، ولی فکر کنم این یه
‫عملیات کاملاً نرمالِ مسکوئه

280
00:21:37,960 --> 00:21:40,936
‫اصلاً امکان نداره اونا بدونن
‫ما توی ویلا جاسوس داریم

281
00:21:40,960 --> 00:21:42,936
‫هشت ماه برای برپا کردنش وقت گذاشتیم

282
00:21:42,960 --> 00:21:45,936
‫- امنیت ما غیرقابل نفوذ بود
‫- ببین بهت باور دارم

283
00:21:45,960 --> 00:21:50,616
‫اما روسیه از این طعمه‌ها
‫برای همه‌ی سازمان‌های اطلاعاتی غربی انداخته

284
00:21:50,640 --> 00:21:52,776
‫فقط می‌خوام بر اساس واقعیت برم جلو، زک

285
00:21:52,800 --> 00:21:54,960
‫که ممکنه اشتباه باشه

286
00:21:56,960 --> 00:22:02,136
‫ایگور و کریل مارکو شما رو
‫توی تله انداختن و این که

287
00:22:02,160 --> 00:22:06,936
‫اونا یه نفوذی توی رده‌های بالای
‫سیستم سیاسی بریتانیا دارن رو توی ذهنتون انداختن

288
00:22:06,960 --> 00:22:09,936
‫اگه اینجوری نباشه ما یعنی باید ده سال
‫آینده رو دنبال یه روح بدوییم

289
00:22:09,960 --> 00:22:11,936
‫یا شایدم درست بوده، و تازه ازش با خبر شدیم

290
00:22:11,960 --> 00:22:14,950
‫نماینده‌های مجلس اهداف آُسونی
‫برای صحنه‌سازین

291
00:22:16,320 --> 00:22:19,936
‫خب، این میشه سوالی
‫که از سی توی کمیته منتخب پارلمان ازش می‌پرسن
‫(رئیس سازمان اطلاعات)

292
00:22:19,960 --> 00:22:23,936
‫فکر کنم خیلی حال می‌کرد که به
‫وزیر امورخارجه، رئیس‌مون بگه که

293
00:22:23,960 --> 00:22:26,960
‫اون یکی از آدم‌هایی که می‌تونه نفوذی روسیه باشه

294
00:22:27,960 --> 00:22:30,936
‫ببین، متوجه این احتیاطت هستم

295
00:22:30,960 --> 00:22:32,936
‫می‌دونم وقتی رئیس بودی
‫چطور سرت شیره مالیدن

296
00:22:32,960 --> 00:22:35,936
‫سر تموم مسئولای عملیاتی شیره مالیدن

297
00:22:35,960 --> 00:22:38,960
‫و من نمی‌خوام این اتفاق برای تو بیفته

298
00:22:39,960 --> 00:22:42,000
‫برای همین توی این اداره‌ام

299
00:22:43,960 --> 00:22:47,936
‫نمیشه رک از نخست‌وزیر بپرسیم
‫که مریضه یا نه؟

300
00:22:47,960 --> 00:22:51,936
‫البته. آنتونی، شنیدیم داری می‌میری
‫تاییدش می‌کنی؟

301
00:22:51,960 --> 00:22:54,936
‫خب، باید بگم که اون اطلاعات خامی که
‫از مالت اومده

302
00:22:54,960 --> 00:22:56,456
‫توی گزارش شبونه‌ی نخست‌وزیر قرار می‌گیره

303
00:22:56,480 --> 00:22:57,960
‫- رئیس سازمان اطلاعات باید این تصمیم رو بگیره
‫- آره، می‌دونم

304
00:22:58,960 --> 00:23:01,936
‫ولی اگه اشتباه باشه، دلش نمی‌خواد
‫که خبردار بشه؟

305
00:23:01,960 --> 00:23:04,960
‫عجب حرکتی.
‫یه جنگجوی وایت‌هال ازت در میاد

306
00:23:06,480 --> 00:23:09,936
‫یه زنگی به رُز بزن
‫و برو تدابیر امنیتی‌تون رو دوباره چک کن

307
00:23:09,960 --> 00:23:11,936
‫تا 48 ساعت دیگه ازت گزارش می‌خوام

308
00:23:11,960 --> 00:23:14,296
‫و می‌خوام این عملیات به یه نتیجه‌ای برسه

309
00:23:14,320 --> 00:23:17,936
‫اگه توی خطر افتادی یا اون دختره
‫برات تله گذاشتــ...

310
00:23:17,960 --> 00:23:21,960
‫هیچ تله‌ای در کار نیست. من مامورم رو می‌شناسم

311
00:23:23,960 --> 00:23:26,960
‫جولی رو بذار اونجا تا حواسش بهش باشه

312
00:23:27,960 --> 00:23:30,936
‫تا وقتی از منابع‌ات مطمئن نشدی،

313
00:23:30,960 --> 00:23:33,960
‫توی کشور درگیر بازی سیاسی نشو

314
00:23:35,960 --> 00:23:37,000
‫شیرفهم شدی؟

315
00:23:38,960 --> 00:23:40,000
‫بله

316
00:23:44,640 --> 00:23:45,776
‫تف توش!

317
00:23:45,800 --> 00:23:49,776
‫فقط 48 ساعت؟ چقدر دست و دل باز

318
00:23:49,800 --> 00:23:52,936
‫خب، همه‌مون می‌دونیم
‫چقدر دلش می‌خواد رئیس سازمان اطلاعات بشه

319
00:23:52,960 --> 00:23:54,936
‫اولین رئیس مسلمان سازمان اطلاعات

320
00:23:54,960 --> 00:23:57,936
‫درسته، ولی رُز،
‫اون واقعا مانع کارمون میشه

321
00:23:57,960 --> 00:24:01,296
‫زک همیشه فکر می‌کرد
‫دنیا بر علیه‌شه، نه اینکه ناعادلانه‌ست

322
00:24:01,320 --> 00:24:03,136
‫خب، من اگه سعی کن حواسش رو پرت کنم،

323
00:24:03,160 --> 00:24:05,776
‫مثل بچه‌ها می‌گیره قهر می‌کنه

324
00:24:05,800 --> 00:24:06,960
‫پس باید زمان بیشتری بخریم

325
00:24:08,960 --> 00:24:11,976
‫ببین، گزارشت رو بنویس، ولی اول برا خودم بفرست

326
00:24:12,000 --> 00:24:13,936
‫به عنوان رئیس بخش امنیت، من سرم شلوغه،

327
00:24:13,960 --> 00:24:16,936
‫پس نمی‌تونم تا سه روز جوابی بهت بدم

328
00:24:16,960 --> 00:24:19,936
‫پس منم برای هضمش یکی دوتای دیگه می‌خوام

329
00:24:19,960 --> 00:24:23,776
‫به نظر کارشناس اس‌او همونقدر که حقشه
‫توجه می‌کنم

330
00:24:23,800 --> 00:24:26,960
‫اینجوری یه هفته برای تایید اطلاعاتت وقت داری

331
00:24:27,960 --> 00:24:29,960
‫- مرسی، رُز
‫- اوکیه

332
00:24:30,960 --> 00:24:33,936
‫میشه با رفقات توی مسکو حرف بزنی

333
00:24:33,960 --> 00:24:36,936
‫تا داداش این دختره
‫رو یکمی زودتر ببریمش لب مرز؟

334
00:24:36,960 --> 00:24:39,936
‫فکر کنم باید زودتر عملیات خروجش رو شروع کنیم

335
00:24:39,960 --> 00:24:42,990
‫می‌تونم، ولی زک باید امضاش کنه

336
00:24:44,640 --> 00:24:46,776
‫ببینم چه جادو جنبلی می‌تونم بکنم

337
00:24:46,800 --> 00:24:48,960
‫بهت مدیونم، البته همیشه هستم

338
00:24:52,960 --> 00:24:55,960
‫سلام

339
00:24:56,960 --> 00:24:59,936
‫جولی زنگ زد. باتری میکروفون تموم شده

340
00:24:59,960 --> 00:25:02,936
‫- تف توش
‫- می‌خوای چیکار کنی؟

341
00:25:02,960 --> 00:25:04,960
‫می‌خوای به دختره بگم عوضش کنه؟

342
00:25:07,960 --> 00:25:09,936
‫- آره
‫- مطمئنی؟

343
00:25:09,960 --> 00:25:10,936
‫تنها راهمون همینه

344
00:25:10,960 --> 00:25:14,800
‫- هنوز نمی‌دونیم نفوذی اونا توی کابینه کیه
‫- حله

345
00:25:19,960 --> 00:25:22,776
‫خب، زک چطور بود؟ وایسا، نه نگو ولش

346
00:25:22,800 --> 00:25:25,936
‫ما الان مجوز بررسی کامل کابینه رو داریم

347
00:25:25,960 --> 00:25:28,936
‫نه نداریم.
‫زک فکر می‌کنه اونا از کارمون باخبر بودن

348
00:25:28,960 --> 00:25:31,936
‫نمی‌تونه یه چیزی رو که ممکنه درست باشه رو

349
00:25:31,960 --> 00:25:33,776
‫بخاطر اینکه خطرناکه رد کنه

350
00:25:33,800 --> 00:25:34,936
‫می‌تونه، و رد کرده

351
00:25:34,960 --> 00:25:36,936
‫من تدابیر امنیتی عملیات دوباره چک کردم

352
00:25:36,960 --> 00:25:38,960
‫- والا، هیچ هشداری چیزی نبود
‫- آره خب، منم اینو بهش گفتم

353
00:25:40,160 --> 00:25:42,936
‫وزیر کشور؟

354
00:25:42,960 --> 00:25:46,136
‫اون یه زن باهوش و سیاه‌پوسته

355
00:25:46,160 --> 00:25:49,936
‫مطمئنا مسکو نمیاد ایشونو انتخاب کنه،
‫برای همین ازش خوشم میاد

356
00:25:49,960 --> 00:25:52,960
‫آره

357
00:25:53,960 --> 00:25:56,936
‫- امشب منو استوارت باهاش قرار داریم
‫- جدی؟

358
00:25:56,960 --> 00:25:58,936
‫با توجه به اینکه توی شیفت‌ کاریم نیستم،

359
00:25:58,960 --> 00:26:00,960
‫ممکنه ازش بپرسم حال نخست‌وزیر چطوره

360
00:26:02,960 --> 00:26:03,936
‫می‌خوای با رئیس سازمان اطلاعات حرف بزنی؟

361
00:26:03,960 --> 00:26:05,936
‫نه، نه، نه. تا وقتی که زک هی داره مقاومت می‌کنه

362
00:26:05,960 --> 00:26:08,296
‫باید قبل از اینکه اون ببینه کلکش رو بِکنی

363
00:26:08,320 --> 00:26:11,936
‫از هیچکدوم از نماینده‌ها بازرسی نکنید.
‫یه دستوره

364
00:26:11,960 --> 00:26:13,296
‫باشه، حله

365
00:26:13,320 --> 00:26:18,936
‫ولی اگه من تا دیروقت

366
00:26:18,960 --> 00:26:21,000
‫اینجا گیر افتاده بودمو، حوصلم سر رفته بود چی؟

367
00:26:22,640 --> 00:26:25,960
‫فکر نمی‌کردم اینقدر موی دماغ باشی

368
00:27:07,960 --> 00:27:09,936
‫سلام

369
00:27:09,960 --> 00:27:12,936
‫ایرینا بهم گفته توام مثل من
‫اهل سنت‌پترزبورگی

370
00:27:12,960 --> 00:27:14,936
‫آره، اصالتاً اهل اونجام

371
00:27:14,960 --> 00:27:17,960
‫- با میخائیل و ایرینا اومدم هلسینکی
‫- واقعا؟

372
00:27:18,960 --> 00:27:20,960
‫پس فنلاندی حرف می‌زنی؟

373
00:27:22,000 --> 00:27:26,456
‫شاید بتونیم یه کاری برات
‫توی سازمان دستو پا کنیم

374
00:27:26,480 --> 00:27:28,936
‫اونقدرا بلد نیستم

375
00:27:28,960 --> 00:27:30,936
‫ساندرو بهتر از من فنلاندی حرف می‌زنه

376
00:27:30,960 --> 00:27:33,960
‫چه حیف. ولی انگلیسیت خیلی خوبه

377
00:27:34,960 --> 00:27:36,320
‫زبون مسخره‌ایه

378
00:27:37,960 --> 00:27:40,936
‫هیچوقت منظوری که فکر می‌کنی رو ندارن.
‫درست مثل بریتانیایی‌ها

379
00:27:40,960 --> 00:27:43,160
‫هیچوقت نمی‌فهمی منظورشون از حرفی که زدن چیه

380
00:27:44,960 --> 00:27:47,936
‫لنوچکا. به حرفاش گوش نده

381
00:27:47,960 --> 00:27:49,950
‫فکر می‌کنه خدا اونو برای زنا فرستاده

382
00:27:51,960 --> 00:27:55,320
‫یه نوشیدنی بهتر می‌خوای، عوضی.
‫اون واقعا عوضیه

383
00:27:56,960 --> 00:28:00,950
‫به افتخار خودت این پتروس رو وا می‌کنم.
‫فقط خودمو خودت

384
00:28:02,960 --> 00:28:05,936
‫لنوچکا، یکمیم برای تو نگه می‌داریم

385
00:28:05,960 --> 00:28:08,960
‫انگاری یه چیزی می‌خوای که
‫حالت رو جا بیاره نه؟

386
00:28:10,000 --> 00:28:12,936
‫جدیش نگیر

387
00:28:12,960 --> 00:28:14,950
‫اون یه پیر خرفته

388
00:28:42,960 --> 00:28:43,960
‫کسی خونه‌ست؟

389
00:28:51,960 --> 00:28:52,960
‫وای خدایا

390
00:29:02,960 --> 00:29:05,936
‫سلام، عزیزم

391
00:29:05,960 --> 00:29:07,616
‫بابت اون خبر تیم فوتبالت متاسفم

392
00:29:07,640 --> 00:29:08,960
‫خودشون ضرر می‌کنن

393
00:29:10,320 --> 00:29:12,936
‫- مشکل نداره بابا
‫- فیونا پاستاش رو درست کرده؟

394
00:29:12,960 --> 00:29:14,936
‫- من برشتوک خوردم
‫- تقصیر تو که نیست

395
00:29:14,960 --> 00:29:17,296
‫- بیا ببینم، بدو بیا!
‫- کارت چطور بود؟

396
00:29:17,320 --> 00:29:19,456
‫بدک نبود. خوشحالم که برگشتم

397
00:29:19,480 --> 00:29:20,936
‫اینجا نبودی مگه؟

398
00:29:20,960 --> 00:29:22,936
‫چرا داری سرم داد می‌زنی؟

399
00:29:22,960 --> 00:29:23,936
‫ازم خواستی شام درست کنم دیگه

400
00:29:23,960 --> 00:29:25,456
‫ازت خواستم شام بپزی،

401
00:29:25,480 --> 00:29:27,936
‫و ازت خواستم گندی رو که به بار آوردی
‫رو جمع کنی

402
00:29:27,960 --> 00:29:30,776
‫پنج دقیقه وقت بده.
‫دارم ریمل می‌زنم

403
00:29:30,800 --> 00:29:32,616
‫میشه یکمی بذارین آزاد باشم، لطفا؟

404
00:29:32,640 --> 00:29:34,936
‫خب، وقتی اون توافق‌هایی که باهم بستیم

405
00:29:34,960 --> 00:29:36,936
‫رو انجام بدی آزادت می‌ذارم

406
00:29:36,960 --> 00:29:38,936
‫- فهمیدی؟
‫- مامان گفت... مامان گفت.

407
00:29:38,960 --> 00:29:39,936
‫مامان چی گفت؟

408
00:29:39,960 --> 00:29:42,960
‫که امشب از داداشت مراقبت کنی، آره؟

409
00:29:44,000 --> 00:29:47,320
‫- باشه، الان میام پایین
‫- دست بجنبون

410
00:29:50,960 --> 00:29:52,936
‫اون میگه تو بهش گفتی

411
00:29:52,960 --> 00:29:54,936
‫می‌تونه توی هفته سه شب رو بره بیرون

412
00:29:54,960 --> 00:29:56,936
‫نه، من بهش گفتم به هفته بستگی داره

413
00:29:56,960 --> 00:29:59,936
‫ازش یه سیاست‌مدار خوب در میاد، نه؟

414
00:29:59,960 --> 00:30:01,616
‫- درباره‌ی جی بهت گفته؟
‫- نه

415
00:30:01,640 --> 00:30:02,776
‫- جی کیه؟
‫- کی؟

416
00:30:02,800 --> 00:30:05,960
‫زید جدیدش، که امشب می‌خواد ببینتش

417
00:30:07,800 --> 00:30:08,936
‫- میشه فعلا دست از سرش برداریم؟
‫- نه نمیشه

418
00:30:08,960 --> 00:30:11,296
‫- نمی‌ذارم بهمون دروغ بگه
‫- بابا ولش کن

419
00:30:11,320 --> 00:30:13,936
‫باید بریم بیرون. باید بری لباس عوض کنی

420
00:30:13,960 --> 00:30:16,936
‫فیونا، جون من بیا این گوه رو جمعش کن

421
00:30:16,960 --> 00:30:18,150
‫نگا کن چه وضعیه

422
00:30:19,400 --> 00:30:20,600
‫« نشست ناتو، لیسبون »

423
00:30:23,960 --> 00:30:25,936
‫کم کردن بودجه‌ی نظامی...

424
00:30:25,960 --> 00:30:27,936
‫- ادامه بده
‫- تموم کردن جنگ سرد

425
00:30:27,960 --> 00:30:29,950
‫همه‌مون فکر می‌کردیم صلح به دست میاد

426
00:30:32,320 --> 00:30:34,960
‫- و همه‌ی اروپا...
‫- هیس، ساکت

427
00:30:36,960 --> 00:30:40,800
‫ما توی لهستان بودجه‌ی نظامی‌مون رو کم نکردیم

428
00:30:41,960 --> 00:30:43,936
‫ما همون امیدها رو داشتیم،

429
00:30:43,960 --> 00:30:46,936
‫اما تجربه اونا رو آب دیده‌تر کرده بود

430
00:30:46,960 --> 00:30:49,936
‫ما یه همسایه‌ی قدرتمند داریم...

431
00:30:49,960 --> 00:30:52,960
‫خودم می‌دونم

432
00:30:54,960 --> 00:30:56,936
‫مرسی

433
00:30:56,960 --> 00:30:58,456
‫خب، جی کیه؟

434
00:30:58,480 --> 00:31:01,936
‫نمی‌دونم والا، یکی از پسرهای مدرسه‌ست

435
00:31:01,960 --> 00:31:03,936
‫یعنی چی، یعنی زیدشه یا چی؟

436
00:31:03,960 --> 00:31:06,136
‫- فکر کنم باشه
‫- خب، چند سالش هست حالا؟

437
00:31:06,160 --> 00:31:08,950
‫- خودت ازش بپرس
‫- ای بابا

438
00:31:09,960 --> 00:31:13,456
‫خنجر زدن توی کابینه چطوره؟
‫از عقبه یا جلو؟

439
00:31:13,480 --> 00:31:14,936
‫از هردو طرفه

440
00:31:14,960 --> 00:31:17,936
‫امروز، رایان داشت اون نمایش
‫مدافع مردم بودنش رو اجرا می‌کرد

441
00:31:17,960 --> 00:31:19,136
‫قبل از اینکه بره به نشست ناتو

442
00:31:19,160 --> 00:31:21,936
‫وای خدا. پس تکلیف تو چیه؟

443
00:31:21,960 --> 00:31:24,936
‫یه بحث‌هایی می‌ندازه وسط،
‫که کسی اصلا حوصله گوش دادن بهش رو نداره

444
00:31:24,960 --> 00:31:27,936
‫- چرا نخست‌وزیر دهنش رو نمی‌بنده؟
‫- قبلا این کارو می‌کرد

445
00:31:27,960 --> 00:31:31,456
‫- الان اشتهاش رو از دست داده
‫- این جدیده؟

446
00:31:31,480 --> 00:31:33,960
‫مگه نمی‌گفتین این اخیرا یکمی ناخوش احوال بوده؟

447
00:31:35,800 --> 00:31:36,936
‫من گفتم؟ یادم نیست

448
00:31:36,960 --> 00:31:38,976
‫فراموشی وایت‌هال

449
00:31:39,000 --> 00:31:41,950
‫حتما جین وادارش کرده اون رژیمی
‫رو که به منم داده بود رو بگیره

450
00:31:45,000 --> 00:31:45,800
‫« فعلا خبری از دختره نشده »

451
00:31:45,800 --> 00:31:47,936
‫وقتی این تابستون یکمی بری استراحت کنی
‫ازم تشکر می‌کنی

452
00:31:47,960 --> 00:31:49,936
‫خب، اگه رژیم گرفته که، پس جواب داده

453
00:31:49,960 --> 00:31:53,936
‫- وزن کم کرده
‫- هری!

454
00:31:53,960 --> 00:31:55,936
‫- تف توش، ببخشید
‫- فکر نکنم با این بشه تمیزش کرد

455
00:31:55,960 --> 00:31:58,936
‫باهام بیا.
‫خدای کم کردن خسارتم

456
00:31:58,960 --> 00:32:01,936
‫- واقعا هست
‫- ببخشیدا، ولی اون لباس موردعلاقه‌ش بود

457
00:32:01,960 --> 00:32:03,936
‫- آره، توی دردسر افتادی
‫- بگا رفتم

458
00:32:03,960 --> 00:32:05,960
‫- یکمی نمک می‌خوام
‫- باشه

459
00:32:11,960 --> 00:32:14,960
‫اینجوری بپاش روش

460
00:32:18,960 --> 00:32:21,936
‫- همه‌چی مرتبه؟
‫- آره

461
00:32:21,960 --> 00:32:23,936
‫دلم لک میزد واسه یه تغییر

462
00:32:23,960 --> 00:32:25,936
‫هری انگاری اوضاعش خوبه

463
00:32:25,960 --> 00:32:28,976
‫- خیریه‌ش توی چه وضعیه؟
‫- به زور سرپاست

464
00:32:29,000 --> 00:32:32,936
‫موضوعات احساسی‌تر صد هیچ
‫این جور برنامه‌هایی مثل دور کردن بچه‌ها از جرم رو می‌زنه

465
00:32:32,960 --> 00:32:34,936
‫- عجیبه
‫- آره

466
00:32:34,960 --> 00:32:38,960
‫دارم سعی می‌کنم براش کنار
‫بقیه چیزا یه وقتی خالی کنم، ولی

467
00:32:39,960 --> 00:32:42,960
‫- نمی‌دونم تو چطور این کار رو می‌کنی
‫- کی گفته می‌کنم؟

468
00:32:44,960 --> 00:32:46,936
‫همه‌ی خبرنگارها جلوی دفتر نخست‌وزیر

469
00:32:46,960 --> 00:32:49,936
‫برای یه بیانیه‌ی اضطراری جمع شدن

470
00:32:49,960 --> 00:32:50,960
‫- یا خدا
‫- آره

471
00:32:58,960 --> 00:33:00,616
‫خب، اگه شما تازه به ما پیوستید

472
00:33:00,640 --> 00:33:02,936
‫و موندید الان دارید به چی نگاه می‌کنید،

473
00:33:02,960 --> 00:33:06,936
‫ما منتظر بیانیه‌ی اضطراری

474
00:33:06,960 --> 00:33:08,310
‫نخست‌وزیر هستیم

475
00:33:18,160 --> 00:33:19,936
‫خودشه. داره میاد

476
00:33:19,960 --> 00:33:21,936
‫پس بیاید بشنویم که نخست‌وزیر

477
00:33:21,960 --> 00:33:22,960
‫چی داره که به مردم کشور بگه

478
00:33:25,960 --> 00:33:28,936
‫- قیافه‌شو نگا
‫- عصر بخیر

479
00:33:28,960 --> 00:33:31,160
‫ببخشید که سر سری گفتم که بیاید اینجا

480
00:33:31,960 --> 00:33:34,960
‫ولی امروز، من چندتا خبر ناخوشایند
‫به دستم رسید

481
00:33:36,960 --> 00:33:40,320
‫سه هفته‌ی پیش، تشخیص داده شد
‫که من سرطان لوزالمعده دارم

482
00:33:41,960 --> 00:33:42,936
‫و امروز بعد از ظهر،

483
00:33:42,960 --> 00:33:47,960
‫فهمیدم که وضعیت بیماریم
‫اونجوری که امیدوار بودم نیست

484
00:33:49,960 --> 00:33:52,136
‫هرکسی که توی این مقام خدمت کرده باشه
‫شهادت میده که

485
00:33:52,160 --> 00:33:54,960
‫هیچکسی نمی‌تونه یه نخست‌وزیر تمام وقت باشه

486
00:33:55,960 --> 00:33:59,480
‫پس حس می‌کنم باید استعفام رو اعلام کنم

487
00:34:00,960 --> 00:34:02,936
‫تف توش بره

488
00:34:02,960 --> 00:34:06,640
‫تا وقتی یه نخست‌وزیر جدید منصب بشه
‫من نخست‌وزیر می‌مونم

489
00:34:08,000 --> 00:34:10,936
‫با توجه به وضعیتم...

490
00:34:10,960 --> 00:34:12,936
‫از حزب خواستم فرایند

491
00:34:12,960 --> 00:34:16,960
‫منصوب کردن یه نخست‌وزیر دیگه رو
‫به یک هفته کاهش بدن

492
00:34:17,960 --> 00:34:20,960
‫باعث افتخارمه که به این کشور خدمت کردم

493
00:34:38,960 --> 00:34:41,296
‫- کجا میری؟
‫- کار فوریه، یه ساعت دیگه برمی‌گردم

494
00:34:41,320 --> 00:34:43,950
‫- رایان...
‫- بزن ببین اخبار داره چی میگه

495
00:34:48,960 --> 00:34:51,936
‫از صمیم قلبمون، من و جین ازتون تشکر می‌کنیم

496
00:34:51,960 --> 00:34:54,960
‫ازتون متشکریم

497
00:34:55,960 --> 00:34:58,936
‫- بنده خدا آنتونی
‫- آره، خیلی غم‌انگیزه

498
00:34:58,960 --> 00:34:59,936
‫گوش کن، باید برگردیم سرکارمون

499
00:34:59,960 --> 00:35:02,936
‫- کلا پنج روز وقت داریم، باشه؟
‫- بذار نفس بکشم، استوارت

500
00:35:02,960 --> 00:35:03,936
‫حتما شوکه شدی

501
00:35:03,960 --> 00:35:05,960
‫آره، استعفاش آره، ولی

502
00:35:06,960 --> 00:35:08,936
‫اون چند روز پیش بهم گفت که سرطان داره

503
00:35:08,960 --> 00:35:11,936
‫- ببخشید، اون بهم گفت اینو به کسی نگم
‫- به تو فقط گفته بود یا به کل کابینه؟

504
00:35:11,960 --> 00:35:13,936
‫گفت فقط به چند نفر خاص میگه

505
00:35:13,960 --> 00:35:16,000
‫- منطقیه
‫- آره خب

506
00:35:19,960 --> 00:35:22,456
‫بجنب. بجنب

507
00:35:22,480 --> 00:35:25,960
‫ببخشید. باید اینو جواب بدم

508
00:35:29,960 --> 00:35:32,976
‫- سلام، هنوز پیش ایموجنی؟
‫- آره، چی شده؟

509
00:35:33,000 --> 00:35:35,936
‫ببین، اطلاعاتمون درست بوده، و حدس بزن چی؟

510
00:35:35,960 --> 00:35:39,936
‫انگاری لِو اماتوف یه
‫مبلغ قلمبه‌ای رو

511
00:35:39,960 --> 00:35:41,936
‫سال پیش به خیریه‌ی
‫همسرش اهدا کرده

512
00:35:41,960 --> 00:35:43,936
‫مگه به حزب توری‌ها پول نمی‌داد؟

513
00:35:43,960 --> 00:35:45,936
‫آره خب، همه‌جا یه نفوذی داره

514
00:35:45,960 --> 00:35:47,616
‫آره، انگاری

515
00:35:47,640 --> 00:35:49,480
‫همین الان بهم گفت کمک‌های مالی
‫کم شده

516
00:35:50,800 --> 00:35:51,936
‫چقدر داده حالا؟

517
00:35:51,960 --> 00:35:54,936
‫می‌دونی، 200 هزار تا

518
00:35:54,960 --> 00:35:58,456
‫ببین، اول یه 100 تا زده
‫6 ماه بعد یه 100 تای دیگه

519
00:35:58,480 --> 00:36:00,936
‫رفتم دفتر ثبت عوام رو چک کردم

520
00:36:00,960 --> 00:36:02,990
‫- اصلا هیچکدوم از اونا رو نگفته بود
‫- یا خدا

521
00:36:04,960 --> 00:36:06,936
‫باید برم، فردا باهات حرف می‌زنم

522
00:36:06,960 --> 00:36:07,960
‫باشه

523
00:36:11,800 --> 00:36:13,800
‫« جلسه با نخست‌وزیر »
‫« داونینگ استریت، ساعت 9 شب »
‫(محل اقامت نخست‌وزیر)

524
00:36:19,960 --> 00:36:22,960
‫فی زنگ زده.
‫انگاری از ساعت منع رفت و آمدمون گذشته

525
00:36:29,960 --> 00:36:31,936
‫حله، امشب یه چیزی رو پیش‌نویس می‌کنم

526
00:36:31,960 --> 00:36:33,936
‫صبح برات می‌فرستم ببین چطوره

527
00:36:33,960 --> 00:36:34,936
‫خیلی‌خب، مرسی

528
00:36:34,960 --> 00:36:36,776
‫- خوش گذشت
‫- خداحافظ

529
00:36:36,800 --> 00:36:37,960
‫خداحافظ، هری

530
00:36:45,000 --> 00:36:48,960
‫- تو می‌دونستی نخست‌وزیر مریضه؟
‫- نه والا، چیزی بهم نگفته بود

531
00:36:49,960 --> 00:36:52,936
‫واقعا فی بهت زنگ زده بود؟

532
00:36:52,960 --> 00:36:55,936
‫- زک بود
‫- می‌خواست درمورد نخست‌وزیر بهت بگه؟

533
00:36:55,960 --> 00:36:57,960
‫نمی‌تونم بهت بگم. ببخشید

534
00:36:59,000 --> 00:37:01,960
‫بازم تو رازهات. برو که رفتیم

535
00:37:06,960 --> 00:37:08,936
‫فکر می‌کنی ایموجن نامزد میشه؟

536
00:37:08,960 --> 00:37:11,936
‫- اونقدرا که مشتاق نبود
‫- آره والا

537
00:37:11,960 --> 00:37:13,936
‫می‌تونی به معنای واقعی کلمه
‫یه کتاب از سندروم دغلکاریش بنویسی

538
00:37:13,960 --> 00:37:15,936
‫آخرش، دوست داری کی نخست‌وزیر بشه

539
00:37:15,960 --> 00:37:18,960
‫- اون یا رایان واکر لعنتی؟
‫- آره والا

540
00:39:36,320 --> 00:39:37,960
‫لنا

541
00:39:38,960 --> 00:39:40,960
‫ایگور ازت می‌خواد بری پیشش

542
00:39:41,960 --> 00:39:45,936
‫خب منم گفتم خودم بیام

543
00:39:45,960 --> 00:39:46,960
‫کامل مست شده

544
00:39:47,960 --> 00:39:52,936
‫بهش بگو ممنونم، ولی ساندرو تا

545
00:39:52,960 --> 00:39:55,960
‫به بازیکنای فوتبال موردعلاقه‌ش
‫شب بخیر نگه خوابش نمی‌بره

546
00:39:56,960 --> 00:39:58,800
‫از دست این بچه‌ها

547
00:39:59,960 --> 00:40:01,160
‫خوابای خوش ببینی

548
00:40:11,960 --> 00:40:12,960
‫بیدارم

549
00:40:16,960 --> 00:40:17,960
‫مرسی که از داداشت مراقبت کردی

550
00:40:22,960 --> 00:40:26,960
‫- زیاد مواد اینا می‌فروشی؟
‫- نه اونقدری که کامل بازنشسته بشم

551
00:40:28,960 --> 00:40:31,936
‫خب، بگو ببینم، این جی چند سالشه؟

552
00:40:31,960 --> 00:40:34,936
‫ما باهم سکس نمی‌کنیم، اگه منظورت اینه

553
00:40:34,960 --> 00:40:36,936
‫سنم اونقدری هست
‫که بفهمم دارم چیکار می‌کنم

554
00:40:36,960 --> 00:40:41,936
‫ترجیح میدم حقیقت رو بهم بگی
‫حتی اگه نمی‌خوای من بشنوم

555
00:40:41,960 --> 00:40:43,950
‫آدم‌هایی که این حرف رو می‌زنن
‫واقعا منظورشون این نیست

556
00:40:45,960 --> 00:40:47,960
‫- دوستت دارم
‫- منم دوستت دارم

557
00:40:49,960 --> 00:40:51,960
‫- شب بخیر
‫- شب بخیر

558
00:41:44,960 --> 00:41:48,960
‫برای جایی که قراره یه بحران
‫نخست‌وزیری توش رخ بده خیلی ساکته

559
00:41:49,960 --> 00:41:51,640
‫آرامش قبل از طوفان

560
00:41:53,960 --> 00:41:55,640
‫بیا امیدوار باشیم که کوتاه‌مدت باشه

561
00:41:59,960 --> 00:42:00,960
‫از این ور بیا

562
00:42:05,960 --> 00:42:09,640
‫ببخشید دیر کردم. پیش رُز بودم

563
00:42:11,160 --> 00:42:12,960
‫درست به موقع رسیدی

564
00:42:15,320 --> 00:42:16,456
‫به جز زنم،

565
00:42:16,480 --> 00:42:18,936
‫فقط به وزیر کشور و وزیرامورخارجه گفتم

566
00:42:18,960 --> 00:42:21,960
‫جفتشون قول دادن که به کسی چیزی نگن

567
00:42:23,000 --> 00:42:24,936
‫اگه مسکو خبر دار شده بود،

568
00:42:24,960 --> 00:42:25,936
‫حتما سوابق پزشکیم رو هک می‌کرد،

569
00:42:25,960 --> 00:42:27,936
‫که نشون دهنده‌ی افشای گسترده اطلاعاته

570
00:42:27,960 --> 00:42:32,936
‫تا الان، سازمان اطلاعات و امنیت هیچ ردی از
‫افشای اطلاعات پیدا نکرده، جناب نخست‌وزیر

571
00:42:32,960 --> 00:42:34,936
‫هرچند برای نتیجه‌گیری فعلا زوده

572
00:42:34,960 --> 00:42:37,136
‫ما قراره وارد یه انتخابات نخست‌وزیری
‫بسیار حساس بشیم

573
00:42:37,160 --> 00:42:38,456
‫شما واقعا فکر می‌کنید

574
00:42:38,480 --> 00:42:40,936
‫اون چیزی که خانم هندرسون توی مالت شنیده
‫فقط یه تصادف بوده؟

575
00:42:40,960 --> 00:42:43,936
‫یا مسکو از عملیاتش بو بُرده،

576
00:42:43,960 --> 00:42:44,976
‫و خواسته از اون علیه‌ش استفاده کنه؟

577
00:42:45,000 --> 00:42:46,960
‫بنظر که اتفاقی نبوده

578
00:42:48,160 --> 00:42:50,936
‫بدترین چیز الان همین
‫اتهام همکاری پنهونی با روسیه‌ست

579
00:42:50,960 --> 00:42:52,936
‫ما همه‌مون می‌دونیم توی آمریکا چی شد

580
00:42:52,960 --> 00:42:55,936
‫اگه حتی یه نشونه‌ای باشه
‫که شما دارید یکی از اعضای کابینه رو

581
00:42:55,960 --> 00:42:57,936
‫به اتهام خیانت ازش بازجویی می‌کنید،
‫اونجوری دیگه اعتمادها از بین میره

582
00:42:57,960 --> 00:43:00,936
‫با کمال احترام، جناب نخست‌وزیر، همین الانشم
‫اعتمادها از بین رفته

583
00:43:00,960 --> 00:43:03,936
‫توی آمریکا و بخش‌هایی از اروپا
‫کسایی هستن که از کرملین طرفداری می‌کنن

584
00:43:03,960 --> 00:43:05,976
‫و شایعاتی مثل این
‫آشوب به پا می‌کنه،

585
00:43:06,000 --> 00:43:08,936
‫برای همینه برای کمپین انتخابات
‫نخست‌وزیری مهلت تعیین کردم

586
00:43:08,960 --> 00:43:10,936
‫- خیلی قدردانم ولی...
‫- یه چیزی مثل همین بود که

587
00:43:10,960 --> 00:43:12,936
‫یه آسیب همیشگی رو به
‫دموکراسی آمریکا زد

588
00:43:12,960 --> 00:43:13,936
‫نمی‌ذارم اینجا همچین اتفاقی بیفته

589
00:43:13,960 --> 00:43:15,936
‫خیلی ممنونم، جناب نخست‌وزیر

590
00:43:15,960 --> 00:43:18,936
‫ولی اگه به اون وزیری که برای
‫نخست‌وزیری شرکت کرده رشوه داده باشن

591
00:43:18,960 --> 00:43:22,776
‫یا ازش اخاذی کرده باشن، به شکل فاجعه‌باری
‫توی معرض خطر لو رفتن

592
00:43:22,800 --> 00:43:25,960
‫کدهای هسته‌ای، اهداف راهبردی،
‫و همچنین خروج از ناتو قرار می‌گیریم

593
00:43:27,960 --> 00:43:29,960
‫خودم از خطراتش خبر دارم

594
00:43:31,960 --> 00:43:33,936
‫و تازه بهم گفتن همه‌ی اینا

595
00:43:33,960 --> 00:43:36,296
‫بخاطر یه عملیات پیشرفته
‫پخش اطلاعات غلط بوده

596
00:43:36,320 --> 00:43:38,960
‫- ولی جناب، اگه ما...
‫- نه، بسه، بسه

597
00:43:42,960 --> 00:43:46,936
‫برای اینکه اجازه‌ی بازجویی از 
‫هر سیاست‌مدار مهمی رو بهتون بدم،

598
00:43:46,960 --> 00:43:48,960
‫ازتون شواهد محکمی می‌خوام

599
00:44:06,960 --> 00:44:07,936
‫نخست‌وزیر فقط تا چند ماه دیگه زنده‌ست

600
00:44:07,960 --> 00:44:10,616
‫نیازی نیست کسی سیاست بین‌الملل
‫رو بهش درس بده

601
00:44:10,640 --> 00:44:12,936
‫دیروز، تو گفتی که خبر مریض بودنش غلطه

602
00:44:12,960 --> 00:44:13,936
‫آره

603
00:44:13,960 --> 00:44:16,936
‫پس اگه بگیم که به اطلاعات
‫بی‌توجهی کنیم، اشتباهه؟

604
00:44:16,960 --> 00:44:17,936
‫نه، ولی اینجوریام نیست که

605
00:44:17,960 --> 00:44:19,936
‫یه عضوی از کابینه نفوذیه روسیه‌ست

606
00:44:19,960 --> 00:44:20,936
‫خیلی‌خب، بسه

607
00:44:20,960 --> 00:44:23,936
‫ما ماموران و اطلاعاتمون رو پس می‌گیریم

608
00:44:23,960 --> 00:44:27,960
‫ما آخرش باید به مافوق‌های سیاسی‌مون خدمت کنیم.
‫بهتره شما دوتا اینو یادتون باشه

609
00:44:33,960 --> 00:44:37,616
‫ساندرو خیلی از اون رفیقی که توی
‫مدرسه پیدا کرده می‌پرسه

610
00:44:37,640 --> 00:44:40,936
‫- کی؟ همون ایرانیه؟
‫- آره

611
00:44:40,960 --> 00:44:42,936
‫ساندرو، بهت گفتم سر میز گوشی دستت نگیر

612
00:44:42,960 --> 00:44:45,936
‫گوشی منه، ببخشید

613
00:44:45,960 --> 00:44:48,976
‫- نظری ندارم
‫- به حرف مامان‌بزرگت گوش بده، نه یکی مثل من

614
00:44:49,000 --> 00:44:51,000
‫- من که بچه نیستم
‫- عه ساندرو!

615
00:44:56,160 --> 00:44:59,960
‫ببین، کاری می‌کنه بخنده.
‫انگاری خورشید طلوع کرده

616
00:45:00,960 --> 00:45:04,296
‫- مامانم هم همیشه اینو می‌گفت
‫- جدی؟

617
00:45:04,320 --> 00:45:07,456
‫میخائیل... امشب کاراشو اوکی کن

618
00:45:07,480 --> 00:45:08,936
‫یه استراحت کله گُنده می‌خواد

619
00:45:08,960 --> 00:45:12,936
‫- من که اینجا رئیس نیستم، مگه نه ساندرو؟
‫- آره

620
00:45:12,960 --> 00:45:14,936
‫- مرسی، ساندرو
‫- نظرت چیه، ساندرو؟

621
00:45:14,960 --> 00:45:16,960
‫- انتقام بگیر
‫- آره

622
00:45:17,960 --> 00:45:18,936
‫اون همیشه می‌بره

623
00:45:18,960 --> 00:45:20,936
‫هروقت بازی می‌کنیم، ساندرو می‌بره

624
00:45:20,960 --> 00:45:22,960
‫نمی‌دونم، ولی یجورایی عجیبه

625
00:45:42,960 --> 00:45:43,960
‫منم بازی

626
00:45:43,984 --> 00:45:58,984
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">نیوفیلم</font>   <font color="Orange">NewFilm</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال