﻿2
00:00:00,000 --> 00:00:03,045
این آقا آشکارا بیمار است،

3
00:00:03,046 --> 00:00:04,700
من که خیریه اداره نمی‌کنم، فرماندار،

4
00:00:05,048 --> 00:00:07,790
امیدوارم در آینده دوباره بتونیم با هم تجارت کنیم،

5
00:00:08,182 --> 00:00:09,095
ما خواهیم کرد،

6
00:00:09,096 --> 00:00:10,139
آدم؟

7
00:00:10,140 --> 00:00:12,012
چرا تصمیم به ازدواج گرفتی؟

8
00:00:12,316 --> 00:00:15,363
در آن زمان، این ایده خوبی به نظر می‌رسید،

9
00:00:15,754 --> 00:00:17,973
من همین الان پرسفونه را بوسیدم،

10
00:00:17,974 --> 00:00:19,105
متوجه شدم،

11
00:00:19,106 --> 00:00:21,847
او در این قلعه خالی تنهاست،

12
00:00:22,152 --> 00:00:23,283
من آنها را شنیدم، آدم!

13
00:00:23,284 --> 00:00:24,893
گرگ‌ها، اونا داخل فالستون هستن!

14
00:00:24,894 --> 00:00:27,114
آنها داخل دیوارهای قلعه نیستند، پرسفونه،

15
00:00:27,549 --> 00:00:31,117
می‌خوام بدونم چرا این همه سال اینجا موندی،

16
00:00:31,118 --> 00:00:32,380
ما دوستیم، آدام،

17
00:00:32,858 --> 00:00:34,468
تمام توپ‌هایی که برای مادر نگه داشتی

18
00:00:34,469 --> 00:00:36,035
برای نگه داشتنش اینجا کافی نبودند،

19
00:00:36,036 --> 00:00:39,604
پس چرا برای شعله‌های آتشِ سوزان، من دارم همین روش را امتحان می‌کنم؟

20
00:00:40,083 --> 00:00:41,257
حالا من بهت قول دادم

21
00:00:41,258 --> 00:00:42,650
که برادرت اینجا به دیدنت بیاید

22
00:00:42,651 --> 00:00:44,695
و اینکه قلعه فالستون میزبان یک جشن رقص خواهد بود،

23
00:00:44,696 --> 00:00:47,872
و هیچ کس، نه هری، نه هیچ کس دیگر،

24
00:00:47,873 --> 00:00:51,137
مرا به زور وادار به زیر پا گذاشتن قولی که به تو داده‌ام خواهد کرد،

25
00:00:51,138 --> 00:00:52,530
می‌خواهم باور کنم که،

26
00:01:25,955 --> 00:01:28,609
جان، لطفا اطلس را زین کن،

27
00:01:28,610 --> 00:01:30,480
آرزو دارم سوار بر اسب به خانه‌ی کشیش بروم،

28
00:01:30,481 --> 00:01:33,004
اولین سواری‌ات بیرون دروازه‌های قلعه،

29
00:01:33,005 --> 00:01:34,136
من آماده‌ام،

30
00:01:34,137 --> 00:01:36,051
خیلی خوب، یر گریس،

31
00:02:19,661 --> 00:02:21,053
ای شیاطین، هوا دارد سرد می‌شود،

32
00:02:23,795 --> 00:02:24,839
زئوس،

33
00:02:25,667 --> 00:02:26,493
پایدار باشی، زئوس،

34
00:02:28,452 --> 00:02:29,278
وای،

35
00:02:29,279 --> 00:02:30,366
آیا او را پیدا کردی؟

36
00:02:30,367 --> 00:02:31,237
او؟

37
00:02:31,238 --> 00:02:32,195
لطف او،

38
00:02:32,935 --> 00:02:33,891
داشتیم به سمت خانه کشیش می‌رفتیم،

39
00:02:33,892 --> 00:02:36,633
و اطلس بی‌هیچ هشداری گریخت،

40
00:02:36,634 --> 00:02:37,852
او هنوز آنقدر سوارکار خوبی نیست،

41
00:02:37,853 --> 00:02:40,420
و من می‌ترسم که او از کرسی‌اش برکنار شده باشد،

42
00:02:40,421 --> 00:02:43,379
و بیشتر با اون گله که انقدر نزدیک و عصبانی به نظر میرسن،

43
00:02:43,380 --> 00:02:44,293
پرسفون!

44
00:02:44,294 --> 00:02:45,382
اون جواب نمیده،

45
00:02:47,776 --> 00:02:50,081
پرسفونه! بله، بله!

46
00:03:06,403 --> 00:03:08,883
بله، بله، بله!

47
00:03:10,581 --> 00:03:12,103
ما باید گله را پیدا کنیم،

48
00:03:12,104 --> 00:03:14,932
داشتم به خودم فکر می‌کردم، ای خدای من،

49
00:03:26,989 --> 00:03:28,729
وای، وای، ثابت قدم، زئوس،

50
00:03:28,730 --> 00:03:29,992
پایدار، پایدار،

51
00:03:31,950 --> 00:03:33,734
من هم این را شنیدم، ای خدای من،

52
00:03:33,735 --> 00:03:34,910
داریم نزدیک‌تر میشیم،

53
00:03:38,522 --> 00:03:39,523
بله، بله!

54
00:04:53,380 --> 00:04:55,729
منم، پرسفونه!

55
00:04:55,730 --> 00:04:56,773
آدم!

56
00:04:56,774 --> 00:04:58,688
کنارم بمون، کنارم بمون،

57
00:05:05,174 --> 00:05:08,132
جان، او را به من بسپار،

58
00:05:08,133 --> 00:05:09,743
اگر می‌توانی، اطلس را پس بگیر،

59
00:05:09,744 --> 00:05:12,093
اما زود باش، گله زیاد نمی‌ترسه،

60
00:05:13,922 --> 00:05:15,531
پرسفونه، دست‌هات رو دور من حلقه کن،

61
00:05:15,532 --> 00:05:16,793
محکم نگه دارید،

62
00:05:16,794 --> 00:05:18,274
وقتی به جاده رسیدیم، خواهیم دوید،

63
00:05:39,730 --> 00:05:40,991
همه باید مسلح شوند،

64
00:05:40,992 --> 00:05:42,863
گله در چند متری قلعه است،

65
00:05:42,864 --> 00:05:45,213
جایی که جان هندلی از آن دروازه عبور می‌کند،

66
00:05:45,214 --> 00:05:46,432
آنها باید فوراً بسته شوند،

67
00:05:46,433 --> 00:05:47,781
- بله، اعلیحضرت، - من خیلی گیج هستم،

68
00:05:47,782 --> 00:05:49,304
آیا می‌توانید راه بروید؟

69
00:05:49,305 --> 00:05:50,784
من اینطور فکر می‌کنم،

70
00:05:56,704 --> 00:05:58,661
او از اسبش به جنگل پرتاب شد،

71
00:05:58,662 --> 00:06:00,576
احتمال شکستگی مچ پا وجود دارد،

72
00:06:00,577 --> 00:06:01,882
آیا باید یک جراح برای من بفرستند؟

73
00:06:01,883 --> 00:06:03,144
نه،

74
00:06:03,145 --> 00:06:04,363
گرگ‌ها درست بیرون دروازه پرسه می‌زنند،

75
00:06:04,364 --> 00:06:06,147
ورود و خروج هیچ‌کس امن نیست،

76
00:06:06,148 --> 00:06:08,279
اما آنها قبلاً هرگز این کار را نکرده‌اند،

77
00:06:08,280 --> 00:06:09,325
پرسفونه؟

78
00:06:10,544 --> 00:06:11,457
مادر کجاست؟

79
00:06:11,458 --> 00:06:12,719
فکر کنم اتاق نشیمن،

80
00:06:12,720 --> 00:06:14,590
بفرستش بالا به اتاق پرسفونه،

81
00:06:27,169 --> 00:06:28,778
الان در امانیم؟

82
00:06:28,779 --> 00:06:29,780
بله،

83
00:06:31,173 --> 00:06:33,393
می‌ترسیدم کسی پیدایم نکند،

84
00:06:36,831 --> 00:06:37,700
آسمان مهربان!

85
00:06:37,701 --> 00:06:39,093
مامان، به کمکت نیاز دارم،

86
00:06:39,094 --> 00:06:42,488
روی عادت اسب‌سواری‌اش خون هست،

87
00:06:42,489 --> 00:06:43,446
مادر؟

88
00:06:45,056 --> 00:06:46,362
هری، کمکش کن بشینه.

89
00:06:48,625 --> 00:06:49,626
آدم؟

90
00:06:51,889 --> 00:06:54,195
میشه چکمه‌ام رو از پام دربیاری؟

91
00:06:54,196 --> 00:06:55,327
خیلی تنگ است،

92
00:07:04,511 --> 00:07:05,685
آدام، او به یک جراح نیاز دارد،

93
00:07:05,686 --> 00:07:06,687
می‌دانم،

94
00:07:08,732 --> 00:07:10,080
آب جوش برایم بیاور،

95
00:07:10,081 --> 00:07:12,432
و قوی‌ترین برندی که بارتون می‌تونه پیدا کنه، برو،

96
00:07:13,258 --> 00:07:14,259
کمکم کن، هری،

97
00:07:18,089 --> 00:07:19,350
باید قطعش کنی،

98
00:07:19,351 --> 00:07:21,310
مامان، میشه یه قیچی برام پیدا کنی؟

99
00:07:30,580 --> 00:07:31,711
او را بی‌حرکت نگه دارید،

100
00:07:31,712 --> 00:07:35,497
نمی‌خواهم تصادفاً او را زخمی کنم،

101
00:07:48,946 --> 00:07:49,947
اینجا،

102
00:07:53,821 --> 00:07:55,386
متاسفم، پرسفونه،

103
00:07:55,387 --> 00:07:57,389
دارم سعی می‌کنم آروم باشم،

104
00:09:01,889 --> 00:09:02,890
آدم؟

105
00:09:14,554 --> 00:09:15,555
بله عزیزم؟

106
00:09:18,296 --> 00:09:20,080
لطفا با من بمان،

107
00:09:26,827 --> 00:09:28,741
اگر با من بمانی،

108
00:09:38,926 --> 00:09:41,231
بارتون گفتی می‌خوای با من صحبت کنی،

109
00:09:43,495 --> 00:09:44,540
ح- حالِ خانمِ گِرِیس چطوره؟

110
00:09:45,759 --> 00:09:46,760
خوابیدن،

111
00:09:48,239 --> 00:09:50,763
می‌دانم که صحبت کردن من اینجا با تو درست نیست،

112
00:09:50,764 --> 00:09:54,898
اما، چرا، فکر می‌کنم می‌دانم،

113
00:09:56,421 --> 00:09:59,728
من یه ایده‌ای دارم که چرا گروه به اطلس حمله کرد،

114
00:09:59,729 --> 00:10:02,557
و فکر کردم شاید دلت بخواد زودتر بدونی،

115
00:10:02,558 --> 00:10:04,733
حتی اگر گفتن به تو به این معنی باشد که کمی از حد خودم فراتر بروم،

116
00:10:04,734 --> 00:10:06,040
تو از حدت تجاوز نمی‌کنی،

117
00:10:07,041 --> 00:10:08,824
چه چیزی کشف کرده‌اید؟

118
00:10:08,825 --> 00:10:11,522
در حالی که داشتیم زخم‌های اطلس را تمیز می‌کردیم،

119
00:10:11,523 --> 00:10:12,785
ما نتوانستیم متوجه نشویم

120
00:10:12,786 --> 00:10:16,832
که بوی تند بیکن می‌داد،

121
00:10:16,833 --> 00:10:18,138
از بیکن؟

122
00:10:18,139 --> 00:10:20,053
شاید به همین دلیل بود که گرگ‌ها به اطلس حمله کردند

123
00:10:20,054 --> 00:10:22,098
اما آنقدرها هم قصد نداشتند به من یا اسبم آسیب بزنند،

124
00:10:22,099 --> 00:10:23,623
یا به تو و زئوس،

125
00:10:24,841 --> 00:10:27,888
ممکن است اعلیحضرت مقداری از آن بو را حس کرده باشند،

126
00:10:29,106 --> 00:10:30,717
و به همین دلیل بود که آنها او را شکار می‌کردند،

127
00:10:33,197 --> 00:10:34,329
با کارکنان خود صحبت کنید،

128
00:10:35,460 --> 00:10:36,679
ببینید چه چیزهایی می‌توانید بفهمید

129
00:10:37,549 --> 00:10:40,856
اگر نقشی در این حمله داشته باشد، هر نقشی،

130
00:10:40,857 --> 00:10:43,642
نمی‌خواهم دوباره همان اشتباه تکرار شود،

131
00:10:43,643 --> 00:10:44,644
بله، ای خدای من،

132
00:10:46,733 --> 00:10:47,690
جان؟

133
00:10:51,389 --> 00:10:52,390
متشکرم،

134
00:11:05,665 --> 00:11:06,666
آدم؟

135
00:11:08,885 --> 00:11:11,105
میشه لطفا باهاتون صحبت کنم؟

136
00:11:14,195 --> 00:11:16,283
شاید باید بنشینی،

137
00:11:16,284 --> 00:11:18,329
خیلی متاسفم، آدام،

138
00:11:19,722 --> 00:11:22,028
می‌دانم که آرزو داشتی در مورد پرسفونه به من کمک کنی،

139
00:11:22,029 --> 00:11:23,290
حتماً خیلی ناامید شدی،

140
00:11:23,291 --> 00:11:24,466
بشین مادر،

141
00:11:28,296 --> 00:11:30,254
بعضی وقتا خیلی شبیه پدرت میشی،

142
00:11:31,473 --> 00:11:32,474
مرد عزیز،

143
00:11:33,780 --> 00:11:35,216
حالتان خوب نیست؟

144
00:11:36,696 --> 00:11:37,958
من خیلی شرمنده‌ام،

145
00:11:40,438 --> 00:11:42,745
می‌بینی، من همیشه در اتاق عمل ناامید بوده‌ام،

146
00:11:44,051 --> 00:11:46,052
حتی در کودکی، وقتی کسی در خانه

147
00:11:46,053 --> 00:11:47,488
مثل سرماخوردگی می‌شد،

148
00:11:47,489 --> 00:11:51,101
پرستار عزیزمان را عصبی و کلافه می‌کردم،

149
00:11:52,494 --> 00:11:54,017
و مادرم همیشه به من می‌گفت

150
00:11:55,497 --> 00:11:57,629
وقتی مادر بودم فرق می‌کرد،

151
00:12:01,590 --> 00:12:03,200
حتماً خیلی از من خجالت می‌کشی،

152
00:12:05,986 --> 00:12:08,944
وقتی به من وابسته بودی، کاملاً بی‌فایده بودم،

153
00:12:08,945 --> 00:12:11,773
قبلاً، با پرسفونه، خونریزی زیادی رخ داده بود،

154
00:12:11,774 --> 00:12:14,995
من تو را به خاطر اینکه از عهده‌ی وظیفه برنمی‌آیی سرزنش نمی‌کنم،

155
00:12:17,606 --> 00:12:20,174
خب، مطمئنم که فقط اوضاع رو بدتر کردم،

156
00:12:22,263 --> 00:12:23,394
من همیشه این کار را می‌کردم،

157
00:12:25,614 --> 00:12:27,833
جراح دوم در واقع من را به خانه کشیش فرستاد

158
00:12:27,834 --> 00:12:28,835
به مدت دو روز،

159
00:12:30,401 --> 00:12:32,926
از خانه‌ی خودم تبعید شدم،

160
00:12:35,058 --> 00:12:35,971
از طرف پسر بیچاره‌ام،

161
00:12:35,972 --> 00:12:38,800
تبعید شده؟ جراح دوم؟

162
00:12:38,801 --> 00:12:40,716
مطمئنم که اوضاع را بدتر کردم،

163
00:12:42,196 --> 00:12:46,155
من در طول اولین مورد خیلی عصبی و نگران بودم-

164
00:12:46,156 --> 00:12:46,982
اولین عمل جراحی؟

165
00:12:46,983 --> 00:12:48,028
و من بهتر نشدم،

166
00:12:49,769 --> 00:12:51,422
بدتر، در واقع،

167
00:12:52,554 --> 00:12:54,511
چند جراح بعدی اصرار داشتند که من بروم

168
00:12:54,512 --> 00:12:55,904
قبل از اینکه حتی برسند،

169
00:12:55,905 --> 00:12:58,995
شما به جراحانی که این کار را انجام دادند اشاره می‌کنید،

170
00:13:01,432 --> 00:13:02,782
و من از رفتن سپاسگزارم،

171
00:13:04,958 --> 00:13:05,959
خوشحالم که،

172
00:13:08,875 --> 00:13:10,963
چه مادر غیرطبیعی‌ای

173
00:13:10,964 --> 00:13:13,923
آیا می‌خواهد در چنین زمانی فرزندش را ترک کند؟

174
00:13:25,717 --> 00:13:27,936
پرسفونه از تو خواهش می‌کند،

175
00:13:27,937 --> 00:13:29,025
انگار مضطرب است،

176
00:13:51,265 --> 00:13:52,527
چی شده، پرسفونه؟

177
00:13:54,442 --> 00:13:56,965
داشتم به سفرم فکر می‌کردم،

178
00:13:56,966 --> 00:14:00,229
مطمئناً می‌توانی صبر کنی تا کاملاً استراحت کنی،

179
00:14:00,230 --> 00:14:04,800
اتفاقی که امروز افتاد، باور نمی‌کنم تصادفی بوده باشد،

180
00:14:07,498 --> 00:14:09,326
چه چیزی شما را به این سوءظن سوق داده است؟

181
00:14:10,937 --> 00:14:12,764
جان به من کمک نکرد سوار شوم،

182
00:14:14,897 --> 00:14:16,680
معمولاً دستِ اصطبل منتظر اوست،

183
00:14:16,681 --> 00:14:18,291
اما این بار این کار را نکرد،

184
00:14:18,292 --> 00:14:22,425
و دست اصطبل که به من کمک کرد، بویی شبیه...

185
00:14:22,426 --> 00:14:23,427
بیکن؟

186
00:14:24,472 --> 00:14:25,473
از کجا فهمیدی؟

187
00:14:26,778 --> 00:14:28,736
آیا عطر ملایمی بود؟

188
00:14:28,737 --> 00:14:29,738
نه،

189
00:14:30,434 --> 00:14:31,913
اول فکر کردم شاید

190
00:14:31,914 --> 00:14:34,089
او در خانه‌ی درمان کمک می‌کرد

191
00:14:34,090 --> 00:14:36,962
یا در آشپزخانه چربی خوک ریخته شده، لیز خورده و رفته باشد،

192
00:14:36,963 --> 00:14:39,616
عطرش آنقدر تند بود که هنوز هم می‌توانم آن را حس کنم...

193
00:14:39,617 --> 00:14:40,836
وقتی سوار اسب بودی،

194
00:14:43,056 --> 00:14:44,057
دقیقاً،

195
00:14:45,754 --> 00:14:49,104
دامادی که به شما در سوار شدن کمک کرد، آیا اغلب به شما کمک می‌کند؟

196
00:14:49,105 --> 00:14:49,975
گاه و بیگاه،

197
00:14:49,976 --> 00:14:51,020
اسمشو میدونی؟

198
00:14:52,935 --> 00:14:55,981
دستمال سبز رنگی دور گردنش بسته است،

199
00:14:55,982 --> 00:14:57,070
هیچ‌کدام از دیگران این کار را نمی‌کنند،

200
00:14:58,071 --> 00:15:00,289
جان هندلی خواهد فهمید که کیست،

201
00:15:00,290 --> 00:15:02,204
قراره باهاش ​​صحبت کنی؟

202
00:15:02,205 --> 00:15:03,684
منظورم اون داماده؟

203
00:15:03,685 --> 00:15:05,729
اگر او در این ماجرا دستی داشته باشد،

204
00:15:05,730 --> 00:15:07,732
من قصد دارم خیلی بیشتر از فقط حرف زدن، کار انجام دهم،

205
00:15:10,083 --> 00:15:11,431
اسم داماد چیه؟

206
00:15:11,432 --> 00:15:13,041
چه کسی دستمال سبز دور گردنش می‌بندد؟

207
00:15:13,042 --> 00:15:14,042
اوه، جیمی،

208
00:15:14,043 --> 00:15:15,043
او جدیدتر است،

209
00:15:15,044 --> 00:15:16,784
آرام و ساکت، در خود فرو می‌رود،

210
00:15:16,785 --> 00:15:18,873
ایده‌ای داری که کجا می‌تونم این جیمی رو پیدا کنم؟

211
00:15:18,874 --> 00:15:21,571
آخرین باری که سراغش را گرفتم، ته اصطبل بود،

212
00:15:21,572 --> 00:15:23,138
او امروز صبح به خانم محترم کمک کرد تا سوار شود،

213
00:15:23,139 --> 00:15:24,444
و او گفت که او بوی بیکن می‌داد،

214
00:15:24,445 --> 00:15:25,706
بیشتر از آن که می‌توانست تصادفی باشد،

215
00:15:25,707 --> 00:15:26,750
پس عمداً؟

216
00:15:26,751 --> 00:15:28,491
منظورم اینه که بفهمم،

217
00:15:28,492 --> 00:15:29,536
آه، او آنجاست،

218
00:15:29,537 --> 00:15:30,538
جیمی!

219
00:15:32,540 --> 00:15:33,583
اسمیت!

220
00:15:33,584 --> 00:15:35,803
نگذار از دروازه رد شود!

221
00:15:35,804 --> 00:15:36,717
او را متوقف کنید!

222
00:16:03,005 --> 00:16:05,920
این حشره موذی آقای اسمیت است.

223
00:16:05,921 --> 00:16:08,880
که سعی کرد همسرم را بکشد،

224
00:16:09,925 --> 00:16:11,666
تنها چیزی که برام مهم بود رو ازم گرفتی،

225
00:16:13,102 --> 00:16:14,973
فقط دارم سعی می‌کنم لطفت رو جبران کنم، گووووووو

226
00:16:14,974 --> 00:16:15,799
به خاطر این کار دار زده خواهی شد-

227
00:16:15,800 --> 00:16:16,801
اوه، نه،

228
00:16:17,759 --> 00:16:19,369
من یه فکر بهتر دارم،

229
00:16:21,676 --> 00:16:22,938
او را به دار بیاویزید،

230
00:16:24,287 --> 00:16:25,244
چی؟

231
00:16:25,245 --> 00:16:27,550
نه، تو نمی‌تونی این کار رو بکنی!

232
00:16:27,551 --> 00:16:28,812
باید به قانون مراجعه کنی!

233
00:16:28,813 --> 00:16:31,728
من دوک کیلدر هستم،

234
00:16:31,729 --> 00:16:32,817
من قانون هستم،

235
00:17:20,996 --> 00:17:25,131
قرار نیست دوک‌ها به آدم نیاز داشته باشن، پرسفونه،

236
00:18:17,922 --> 00:18:20,141
من فالستون را دوست دارم،

237
00:18:20,142 --> 00:18:22,317
من هم همینطور، لینوس،

238
00:18:22,318 --> 00:18:24,407
پس چرا خوشحال به نظر نمیای؟

239
00:18:25,843 --> 00:18:27,628
شاید چون درد دارم،

240
00:18:28,759 --> 00:18:32,501
من اصلاً نمی‌دانستم چند بریدگی ساده چقدر طول می‌کشد تا خوب شود،

241
00:18:32,502 --> 00:18:34,722
من متوجه شدم که آنها اصلاً ساده نبودند،

242
00:18:35,766 --> 00:18:38,072
با در نظر گرفتن آنچه ممکن بود بر من گذشته باشد،

243
00:18:38,073 --> 00:18:40,771
من آسیب‌هایم را نسبتاً ساده می‌دانم،

244
00:18:44,035 --> 00:18:46,125
خیلی خوبه که اینجایید،

245
00:18:49,302 --> 00:18:51,390
خوشحالم که دوباره می‌بینمت،

246
00:18:51,391 --> 00:18:55,090
با اینکه دلم برای دریا تنگ شده،

247
00:18:58,267 --> 00:19:00,530
ایواندر فقط دلش برای خانه تنگ شده بود،

248
00:19:06,536 --> 00:19:08,059
من معتقدم که او اکنون در خانه است،

249
00:19:09,148 --> 00:19:10,888
و او با مامان است،

250
00:19:20,202 --> 00:19:21,725
ناوآموز لنکستر،

251
00:19:22,639 --> 00:19:24,901
اگر می‌دانستم که قصد شما از آمدن به اینجا چیست

252
00:19:24,902 --> 00:19:28,427
برای گریه کردن خواهرت بود، دعوتت نمی‌کردم،

253
00:19:28,428 --> 00:19:30,168
تو نقشه شیطانی من را حدس زدی

254
00:19:30,169 --> 00:19:32,474
با دقتی نگران‌کننده، اعلیحضرت،

255
00:19:32,475 --> 00:19:33,606
هر مرد جوان نیروی دریایی

256
00:19:33,607 --> 00:19:35,564
می‌خواهند بستگان زن خود را بیاورند

257
00:19:35,565 --> 00:19:39,655
در هر موقعیت ممکن، به حالت‌های مختلف هیستری دچار می‌شود،

258
00:19:39,656 --> 00:19:42,092
و ظاهراً، شما هم مصمم هستید

259
00:19:42,093 --> 00:19:44,791
در حال پایین آوردن پرسفونه به بستر مرگش،

260
00:19:44,792 --> 00:19:47,010
افسوس، حقیقت دارد،

261
00:19:47,011 --> 00:19:48,925
اگرچه من لحظه ای فراموش کرده ام

262
00:19:48,926 --> 00:19:50,797
اینکه چطور قصد دارم این کار را انجام دهم،

263
00:19:50,798 --> 00:19:54,104
با بیرون نگه داشتن او از خانه و در سرما

264
00:19:54,105 --> 00:19:57,064
به جای اینکه درونش گرم و نرم باشد،

265
00:19:57,065 --> 00:19:58,979
آهان، بله، الان یادم اومد،

266
00:19:58,980 --> 00:20:01,851
اما گمان می‌کنم از آنجایی که شما نقشه مرا حدس زده‌اید،

267
00:20:01,852 --> 00:20:04,593
باید از نقشه شوم خود دست بردارم،

268
00:20:04,594 --> 00:20:05,726
اجتناب‌ناپذیر بود،

269
00:20:14,561 --> 00:20:15,562
اوه، متشکرم،

270
00:20:23,483 --> 00:20:25,224
لینوس، تو را داخل خواهم دید.

271
00:20:30,098 --> 00:20:31,230
انگار راضی هستی،

272
00:20:32,187 --> 00:20:33,406
دلم برای برادرم تنگ شده،

273
00:20:34,711 --> 00:20:36,409
او اصلاً آن چیزی نیست که انتظار داشتم،

274
00:20:37,845 --> 00:20:40,107
توصیف شما از یک نوزاد بود،

275
00:20:40,108 --> 00:20:43,110
تصور کنید وقتی از کالسکه پیاده شد چقدر شوکه شدم

276
00:20:43,111 --> 00:20:46,331
هیچ ریسمان یا دایه‌ای در دیدرس نیست،

277
00:20:46,332 --> 00:20:49,072
آدام بویس، داری منو اذیت می‌کنی؟

278
00:20:49,073 --> 00:20:50,074
من هیچ‌وقت لجبازی نمی‌کنم،

279
00:20:51,119 --> 00:20:54,904
شما همچنین، ظاهراً، هرگز میزبان توپ نیستید،

280
00:20:54,905 --> 00:20:57,342
با این حال، شما دقیقاً فردا همین کار را می‌کنید،

281
00:20:57,343 --> 00:21:00,737
آه، واضح است که من سقوط به سوی پیری را آغاز کرده‌ام،

282
00:21:02,130 --> 00:21:04,263
امشب حال و هوای عجیبی داری،

283
00:21:07,353 --> 00:21:08,615
تو هیچ ایده‌ای نداری،

284
00:21:47,741 --> 00:21:50,612
انگار پرسفونه داره فکر می‌کنه کجایی،

285
00:21:50,613 --> 00:21:51,875
آیا او از من سراغی گرفته است؟

286
00:21:54,313 --> 00:21:56,401
فقط یه نگاه به صورتش،

287
00:21:56,402 --> 00:21:57,576
ما همیشه می‌توانستیم بزرگ شدن را تشخیص دهیم

288
00:21:57,577 --> 00:21:59,274
وقتی نگران یکی از ما بود،

289
00:22:01,972 --> 00:22:04,060
حتماً خیلی نگران بوده،

290
00:22:04,061 --> 00:22:08,674
پرسفونه بعد از مرگ مادرش، خانواده را کنار هم نگه داشت،

291
00:22:08,675 --> 00:22:09,676
او چند سال داشت؟

292
00:22:11,199 --> 00:22:12,765
۱۲،

293
00:22:12,766 --> 00:22:16,422
او خیلی ناگهانی آنچه از کودکی‌اش باقی مانده بود را از دست داد،

294
00:22:17,945 --> 00:22:18,946
تو هم همینطور شدی،

295
00:22:19,947 --> 00:22:21,513
زندگی او در هشت سال گذشته

296
00:22:21,514 --> 00:22:24,778
یک فداکاری بی‌پایان به خاطر خانواده بوده است،

297
00:22:27,215 --> 00:22:28,651
از جمله ازدواجش؟

298
00:22:32,438 --> 00:22:36,702
می‌دونی چرا بابام اسم پرسفونه رو گذاشت؟

299
00:22:36,703 --> 00:22:38,660
وسواس به همه چیزهای یونانی؟

300
00:22:38,661 --> 00:22:39,836
غیر از این،

301
00:22:40,924 --> 00:22:43,971
داستان پرسفونه داستان مورد علاقه اوست،

302
00:22:45,538 --> 00:22:47,930
به نظرم عجیب مورد علاقه‌س،

303
00:22:47,931 --> 00:22:50,411
نه وقتی که مثل او به آن نگاه می‌کنی،

304
00:22:50,412 --> 00:22:53,066
پاپا خودش را جزو آن دسته از محققان آثار کلاسیک می‌داند

305
00:22:53,067 --> 00:22:56,113
که معتقدند هادس اصلاً پرسفونه را فریب نداده است،

306
00:22:57,027 --> 00:22:58,463
و اینکه هر دو با هم تصمیم گرفتند

307
00:22:58,464 --> 00:23:00,943
که او دانه‌های انار را بخورد،

308
00:23:00,944 --> 00:23:03,381
زیرا به این معنی بود که هیچ چیز نمی‌تواند مانع شود

309
00:23:03,382 --> 00:23:05,035
پرسفونه از بازگشت به سوی او،

310
00:23:07,603 --> 00:23:08,690
اما چرا باید برگردد؟

311
00:23:08,691 --> 00:23:10,649
دلیل بازگشت او بود

312
00:23:10,650 --> 00:23:12,608
که الهه را نزد پدرم عزیز کرد،

313
00:23:14,305 --> 00:23:15,480
دانه‌ها؟

314
00:23:15,481 --> 00:23:16,785
دانه‌ها نمادین بودند،

315
00:23:16,786 --> 00:23:18,266
نمادین از چه چیزی؟

316
00:23:32,193 --> 00:23:33,454
من می‌دانم که در مهمانی‌ها ناپدید می‌شوم

317
00:23:33,455 --> 00:23:35,283
یکی از استعدادهای خاص شماست،

318
00:23:36,893 --> 00:23:39,547
اما این موضوع بازتاب خوبی روی همسرتان ندارد،

319
00:23:39,548 --> 00:23:40,896
تو واقعاً باید بری کنارش بشینی،

320
00:23:40,897 --> 00:23:42,463
کاری که واقعاً باید انجام بدم

321
00:23:42,464 --> 00:23:43,986
اینه که از پنجره‌های اتاق خوابت آویزونت کنم

322
00:23:43,987 --> 00:23:46,076
با ملحفه‌ای که دور مچ پاهایت پیچیده شده،

323
00:23:48,470 --> 00:23:49,776
خوش برگشتی، دوست قدیمی،

324
00:23:50,994 --> 00:23:52,691
اخیراً به طرز شگفت انگیزی نرم و لطیف شدی،

325
00:23:52,692 --> 00:23:55,171
اوه، خفه شو، هری،

326
00:24:24,680 --> 00:24:27,465
دانه‌های انار نماد چیست؟

327
00:24:27,466 --> 00:24:28,467
چی؟

328
00:24:29,250 --> 00:24:30,903
در اسطوره پرسفونه،

329
00:24:30,904 --> 00:24:33,732
لینوس گفت دانه‌ها نماد هستند،

330
00:24:33,733 --> 00:24:36,212
آیا او دچار فلسفه‌بافی شده است؟

331
00:24:36,213 --> 00:24:38,477
این تنها صفتی است که از پدرش به ارث برده،

332
00:24:41,523 --> 00:24:42,742
آنها نماد چه چیزی هستند؟

333
00:24:44,526 --> 00:24:47,616
به گفته پاپا، دانه‌ها نماد عشق هستند:

334
00:24:48,965 --> 00:24:52,881
عشق هادس به پرسفونه و عشق او به او،

335
00:24:52,882 --> 00:24:55,842
چطور می‌توانست کسی را که او را زندانی کرده بود، دوست داشته باشد؟

336
00:24:57,365 --> 00:24:59,018
پاپا همیشه معتقد بود که او بالاخره او را شناخته است

337
00:24:59,019 --> 00:25:01,500
فراتر از رفتار ترسناکش و عاشقش شدن،

338
00:25:02,457 --> 00:25:04,197
هادس نیز عاشق پرسفونه شد،

339
00:25:04,198 --> 00:25:05,895
او حریف او بود،

340
00:25:08,681 --> 00:25:10,986
اما اگر آنها اینقدر عاشق بودند،

341
00:25:10,987 --> 00:25:12,511
پس چرا اصلاً رفت؟

342
00:25:13,599 --> 00:25:14,729
اگر او تمام دانه‌ها را خورده بود،

343
00:25:14,730 --> 00:25:16,427
او برای همیشه می‌ماند،

344
00:25:17,516 --> 00:25:19,168
هادس او را مجبور به ماندن نکرد

345
00:25:19,169 --> 00:25:20,736
چون خانواده‌اش به او نیاز داشتند،

346
00:25:22,042 --> 00:25:25,958
هادس هرگز اجازه نمی‌داد کسی قلمروش را ترک کند،

347
00:25:25,959 --> 00:25:28,396
هادس عاشق پرسفونه بود،

348
00:25:34,097 --> 00:25:37,187
رهایش کرد چون دوستش داشت؟

349
00:25:38,362 --> 00:25:40,364
و او برگشت چون او را دوست داشت،

350
00:26:23,146 --> 00:26:25,584
ممنون بابت توپ، آدام،

351
00:26:27,150 --> 00:26:28,587
فوق العاده بود،

352
00:26:30,545 --> 00:26:33,025
و تو خوشحال بودی؟

353
00:26:33,026 --> 00:26:35,115
ناامید نشدی؟

354
00:26:37,378 --> 00:26:38,379
چی؟

355
00:26:40,686 --> 00:26:42,296
دیگه به ​​چی امیدوار بودی؟

356
00:26:45,691 --> 00:26:48,215
من هرگز در یک مجلس رقص نرقصیده‌ام،

357
00:26:49,695 --> 00:26:51,218
خیلی وقت‌ها تصور می‌کردم که این کار را انجام می‌دهم،

358
00:26:52,698 --> 00:26:54,873
من قصد نداشتم از شما بخواهم که این کار را انجام دهید

359
00:26:54,874 --> 00:26:57,484
امروز یک چیز ناخوشایند دیگر،

360
00:26:57,485 --> 00:26:58,486
و با این حال،،،

361
00:27:01,010 --> 00:27:03,273
از رقصیدن با تو لذت خواهم برد،

362
00:27:05,145 --> 00:27:07,321
مطمئنم که تحملش خواهی کرد،

363
00:27:20,377 --> 00:27:22,292
می‌خواهم با تو برقصم،

364
00:27:24,077 --> 00:27:26,078
نوازندگان همه رفته‌اند،

365
00:27:26,079 --> 00:27:27,819
ما به آنها نیازی نداریم،

366
00:27:34,435 --> 00:27:35,436
اوه، پای من...

367
00:27:38,047 --> 00:27:40,049
هنوز خیلی ضعیفه که بتونه مدت زیادی منو تو خودش نگه داره،

368
00:27:41,921 --> 00:27:44,488
پس اجازه بده در آغوشت بگیرم،

369
00:28:25,921 --> 00:28:26,791
لینوس صبح به سمت شروپ‌شایر حرکت می‌کند

370
00:28:26,792 --> 00:28:27,749
برای دیدار خانواده‌ات،

371
00:28:31,535 --> 00:28:33,101
بله، می‌دانم،

372
00:28:33,102 --> 00:28:34,669
تو با او خواهی رفت،

373
00:28:35,583 --> 00:28:36,670
قرار این نبود،

374
00:28:36,671 --> 00:28:37,716
باید می‌بود،

375
00:28:38,804 --> 00:28:40,109
همیشه باید اینطور می‌بود،

376
00:28:41,589 --> 00:28:42,981
شما دو نفر می‌توانید بروید

377
00:28:42,982 --> 00:28:44,723
بلافاصله بعد از صبحانه،

378
00:28:47,769 --> 00:28:49,423
آیا با ما سفر خواهی کرد؟

379
00:28:53,079 --> 00:28:55,168
من به قلعه فالستون تعلق دارم،

380
00:29:01,174 --> 00:29:03,176
و من به کجا تعلق دارم؟

381
00:29:11,837 --> 00:29:13,839
خانواده‌ات به تو نیاز دارند،

382
00:29:15,579 --> 00:29:17,799
و تو چی، آدام؟

383
00:29:22,369 --> 00:29:23,848
دوک‌ها به آدم‌ها احتیاج ندارند،

384
00:30:04,193 --> 00:30:06,455
بهتره اسب‌ها رو سرپا نگه نداری، مادر،

385
00:30:06,456 --> 00:30:08,675
فقط یک لحظه طول خواهد کشید،

386
00:30:08,676 --> 00:30:11,897
و از من مهم‌تر این است که به موقع بروم،

387
00:30:14,856 --> 00:30:18,338
من و پدرت یه ازدواج از پیش تعیین شده داشتیم،

388
00:30:19,382 --> 00:30:20,643
هیچ حسابداری انجام نشد

389
00:30:20,644 --> 00:30:22,951
برای تفاوت‌های موجود در خلق و خوی ما،

390
00:30:24,126 --> 00:30:27,826
من در شهر، در میان جامعه بزرگ شدم،

391
00:30:30,089 --> 00:30:34,397
لندن، آن، چیزی بود که می‌دانستم و نیاز داشتم،

392
00:30:35,746 --> 00:30:37,531
پدرت اینجا بزرگ شده،

393
00:30:39,054 --> 00:30:40,839
در سکوت و تنهایی،

394
00:30:43,319 --> 00:30:45,669
ما چیزهای بسیار متفاوتی در زندگی می‌خواستیم،

395
00:30:48,934 --> 00:30:50,587
ما سعی کردیم سازش کنیم،

396
00:30:52,589 --> 00:30:54,678
برای ترکیب ترجیحاتمان،

397
00:30:56,463 --> 00:30:59,421
اما او از مهمانی‌ها و دورهمی‌هایی که اینجا برگزار می‌شد، بیزار بود،

398
00:30:59,422 --> 00:31:03,470
و کم کم نیازم به همنشینی را حقیر شمردم،

399
00:31:04,645 --> 00:31:05,863
او این کار را نمی‌کرد-

400
00:31:05,864 --> 00:31:09,910
اعتراف می‌کنم که من هم شروع به دیدن کردم

401
00:31:09,911 --> 00:31:14,176
رابطه من با فالستون، و به تبع آن، او

402
00:31:16,309 --> 00:31:17,876
از دریچه‌ی تلخی،

403
00:31:18,964 --> 00:31:20,007
نمی‌خوام اینو بشنوم-

404
00:31:20,008 --> 00:31:22,532
کینه به سرعت رشد می‌کند، آدم،

405
00:31:25,666 --> 00:31:28,843
پدرت با وجود سنگدلی‌اش، مرد خوبی بود،

406
00:31:31,977 --> 00:31:33,892
من مدت زیادی امیدوار بودم،

407
00:31:35,197 --> 00:31:37,634
در قلب احمقانه رمانتیک من،

408
00:31:38,809 --> 00:31:40,899
که وقتی من نیستم، او به سراغم بیاید،

409
00:31:42,901 --> 00:31:43,989
او هرگز این کار را نکرد،

410
00:31:45,425 --> 00:31:48,341
بهش گفتی که همین انتظار رو داشتی؟

411
00:31:50,734 --> 00:31:55,390
من خیلی جوان بودم، فقط ۱۷ سال داشتم که ازدواج کردیم،

412
00:31:55,391 --> 00:31:59,873
از روی ساده‌لوحی‌ام، باور داشتم که اگر واقعاً برایش مهم باشد،

413
00:31:59,874 --> 00:32:02,833
او در میانه راه با من ملاقات می‌کرد،

414
00:32:06,272 --> 00:32:08,969
شما بیشتر مایل به سازش هستید

415
00:32:08,970 --> 00:32:10,493
از آنچه پدرت هرگز بود،

416
00:32:11,712 --> 00:32:14,888
و پرسفونه بیشتر به سکوت و تنهایی علاقه دارد

417
00:32:14,889 --> 00:32:15,890
از آنچه که تا به حال خواهم بود،

418
00:32:18,893 --> 00:32:21,113
اون جفت توئه، آدام،

419
00:32:22,810 --> 00:32:24,506
این شانس را از دست ندهید

420
00:32:24,507 --> 00:32:26,727
با وادار کردن او به حدس زدن احساساتت،

421
00:32:53,101 --> 00:32:54,494
می‌دونی، حق با اونه،

422
00:32:57,801 --> 00:33:00,108
هری، بقیه مهمونا قلعه رو ترک کردن.

423
00:33:01,457 --> 00:33:02,458
چرا این کار را نکرده‌اید؟

424
00:33:04,634 --> 00:33:06,332
من اینجام تا وجدان تو باشم،

425
00:33:07,507 --> 00:33:10,727
برای نجات تو از دست خودت،

426
00:33:14,514 --> 00:33:15,515
او باز خواهد گشت،

427
00:33:19,258 --> 00:33:21,520
وقتی لینوس به کشتی‌اش برمی‌گردد،

428
00:33:21,521 --> 00:33:23,262
پرسفونه به فالستون باز خواهد گشت،

429
00:33:24,132 --> 00:33:25,915
و من تو را آنقدر خوب می‌شناسم که پیش‌بینی کنم

430
00:33:25,916 --> 00:33:28,092
که طوری رفتار خواهی کرد که انگار هیچ اهمیتی نمی‌دهی

431
00:33:28,093 --> 00:33:29,442
چه او اینجا باشد چه نباشد،

432
00:33:31,400 --> 00:33:33,620
واقعاً می‌خوای اون در موردش کنجکاو بشه؟

433
00:33:35,056 --> 00:33:38,190
این به تو ربطی نداره هری،

434
00:33:43,325 --> 00:33:44,326
دلت برایش تنگ شده،

435
00:33:46,198 --> 00:33:47,634
و او سزاوار دانستن این است،

436
00:33:49,636 --> 00:33:51,550
او از خانواده‌اش راضی است،

437
00:33:51,551 --> 00:33:54,248
پس برو عضوی از خانواده‌اش شو،

438
00:33:54,249 --> 00:33:55,119
برو به شروپ‌شایر،

439
00:33:55,120 --> 00:33:56,773
این‌طور که معلوم است، کار نمی‌کند،

440
00:33:58,123 --> 00:33:59,559
چه چیزی چگونه کار می‌کند؟

441
00:34:02,431 --> 00:34:04,390
پرسفونه مهلت خود را دریافت می‌کند،

442
00:34:05,391 --> 00:34:07,566
و هادس در دنیای زیرین می‌ماند

443
00:34:07,567 --> 00:34:09,482
منتظرند ببینند آیا دانه‌ها کار می‌کنند یا نه،

444
00:34:10,700 --> 00:34:12,614
معلومه که خواب بودی

445
00:34:12,615 --> 00:34:14,095
در طول آن سخنرانی در هارو،

446
00:34:17,011 --> 00:34:19,318
هادس عقب ننشست و منتظر پرسفونه نماند،

447
00:34:20,449 --> 00:34:23,973
وقتی زمانش رسید، هادس از کنار سگ‌های جهنمی گذشت

448
00:34:23,974 --> 00:34:26,759
و به قلمرو زندگان پا گذاشت

449
00:34:26,760 --> 00:34:28,196
تا عروسش را پس بگیرد،

450
00:34:30,111 --> 00:34:31,330
من که یادم نمیاد،

451
00:34:32,635 --> 00:34:34,027
هوم،

452
00:34:34,028 --> 00:34:36,248
هادس، آدم، بی‌عرضه و بی‌عرضه نبود،

453
00:34:37,684 --> 00:34:39,381
و من سر اسب کوچولو شرط می‌بندم که پرسفونه‌اش

454
00:34:41,514 --> 00:34:44,821
دقیقاً می‌دانست شوهرش چه احساسی نسبت به او دارد،

455
00:35:25,035 --> 00:35:27,211
مطمئنی به اندازه کافی گرم هستی؟

456
00:35:27,212 --> 00:35:29,691
من به همان گرمی که در خانه هستم، لباس گرم پوشیده‌ام،

457
00:35:29,692 --> 00:35:31,085
آنجا خیلی سردتر است،

458
00:35:32,130 --> 00:35:34,914
شما با علاقه زیادی از قلعه فالستون صحبت می‌کنید،

459
00:35:34,915 --> 00:35:36,438
من عاشقش شدم، آتنا،

460
00:35:37,613 --> 00:35:39,137
چیزی فراتر از قلعه،

461
00:35:41,051 --> 00:35:42,530
امیدوارم از خط خارج نشده باشم

462
00:35:42,531 --> 00:35:47,536
با گفتن اینکه انگار دلت برای قلعه تنگ شده،

463
00:35:50,887 --> 00:35:51,888
من انجام می‌دهم،

464
00:35:52,672 --> 00:35:53,802
پس چرا اینقدر غمگین به نظر می‌رسی؟

465
00:35:53,803 --> 00:35:56,501
هر وقت کسی از برگشتنت حرف می زند؟

466
00:35:56,502 --> 00:35:58,721
فکر نمی‌کنم فقط به این خاطر باشد که دلت برای ما تنگ خواهد شد،

467
00:35:59,635 --> 00:36:01,984
احتمالاً به این دلیل که کاملاً مطمئن نیستم

468
00:36:01,985 --> 00:36:04,988
آنچه هنگام بازگشت خواهم یافت،

469
00:36:06,903 --> 00:36:08,427
تو همیشه میتونی اینجا بمونی،

470
00:36:10,124 --> 00:36:11,343
دلم آنجاست،

471
00:36:14,259 --> 00:36:16,913
اميدوارم قلعه بدونه چقدر خوش شانسه،

472
00:36:39,632 --> 00:36:44,462
آدم،

473
00:36:44,463 --> 00:36:46,029
اومدی منو ببری خونه؟

474
00:36:47,814 --> 00:36:48,815
وقتی آماده شدی،

475
00:36:50,947 --> 00:36:53,776
اما من، من می‌خواستم شروپ‌شایر را ببینم،

476
00:36:56,431 --> 00:36:57,693
تا ببینی کجا بزرگ شدی،

477
00:36:59,129 --> 00:37:00,130
شما این کار را کردید؟

478
00:37:01,784 --> 00:37:05,179
و، و با خانواده ات آشنا شو،

479
00:37:07,486 --> 00:37:09,575
و من، من...

480
00:37:12,752 --> 00:37:14,493
هادس همیشه به دنبال پرسفونه می‌رفت،

481
00:37:17,060 --> 00:37:19,280
بله، او این کار را کرد،

482
00:37:22,631 --> 00:37:24,938
او تا جایی که لازم بود صبر کرد،

483
00:37:26,766 --> 00:37:28,027
و سپس پادشاهی خود را ترک کرد

484
00:37:28,028 --> 00:37:31,813
و تا وقتی که او را پیدا نکرد، برنگشت،

485
00:37:31,814 --> 00:37:34,382
فکر کنم هادس حتماً دلش برای زنش تنگ شده،

486
00:37:36,863 --> 00:37:38,255
فکر کنم تا آخرین لحظه می‌دانست

487
00:37:38,256 --> 00:37:39,474
چه مدت بود که رفته بود،

488
00:37:41,781 --> 00:37:44,130
اما آیا پرسفونه هم مشتاق بازگشت بود؟

489
00:37:44,131 --> 00:37:46,263
همانطور که قرار بود دوباره او را با خود داشته باشد؟

490
00:37:46,264 --> 00:37:48,440
بله، او بود،

491
00:38:03,106 --> 00:38:05,370
چرا هادس به دنبال او رفت؟

492
00:38:08,460 --> 00:38:10,199
حتماً عاشقش بوده،

493
00:38:10,200 --> 00:38:11,201
اوه، او این کار را کرد،

494
00:38:12,855 --> 00:38:15,640
او، بیش از آنچه حتی می‌توانست بیان کند، این کار را کرد،

495
00:38:21,081 --> 00:38:26,086
اما، اما آیا پرسفونه او را با وجود نقص‌هایش دوست داشت؟

496
00:38:28,784 --> 00:38:30,698
با وجود اینکه لیاقت خیلی بهتر از این را دارم

497
00:38:30,699 --> 00:38:32,005
از آنچه او هرگز می‌توانست ارائه دهد؟

498
00:38:33,659 --> 00:38:35,050
اوه، آدم،

499
00:38:35,051 --> 00:38:36,357
خیلی دیر کردم؟

500
00:38:37,619 --> 00:38:38,663
هیچ کاری نیست که بتونم-

501
00:38:38,664 --> 00:38:40,056
گفتی که به فالستون تعلق داری،

502
00:38:42,581 --> 00:38:44,017
فقط در فالستون،

503
00:38:45,627 --> 00:38:47,889
من به تو تعلق دارم،

504
00:39:08,302 --> 00:39:09,608
من تو را دوست دارم، آدام،

505
00:39:21,054 --> 00:39:22,184
همه باور نمی‌کردند

506
00:39:22,185 --> 00:39:23,838
که حتی اگر حرفت را بشنوند،

507
00:39:25,711 --> 00:39:27,365
ما باید آنها را متقاعد کنیم،

508
00:39:28,975 --> 00:39:30,237
شاید هنوز از لندن لذت ببرم،

509
00:39:32,195 --> 00:39:35,764
یعنی میشه منم بیام تو قلعه ات؟

510
00:39:36,722 --> 00:39:39,899
قلعه ما به یک کاوش خوب نیاز دارد،

511
00:39:42,162 --> 00:39:45,294
شاید اگر هیچ برنامه‌ی دیگری برای کریسمس ندارید،

512
00:39:45,295 --> 00:39:46,732
پس می‌توانی یکی را انجام دهی،

513
00:39:48,734 --> 00:39:50,953
آتنا، دافنه!

514
00:39:51,867 --> 00:39:54,173
متوجه می‌شوی که او بقیه‌ی خانواده را هم خواهد آورد،

515
00:39:54,174 --> 00:39:57,525
و فالستون مملو از جمعیت خواهد شد،

516
00:40:00,354 --> 00:40:03,835
خب، و احتمالاً شانسی وجود دارد

517
00:40:03,836 --> 00:40:07,056
من هر از گاهی بدخلق خواهم بود،

518
00:40:09,363 --> 00:40:12,148
شاید یک بار دیگر مجبور شوی مرا از دست خودم نجات دهی،

519
00:40:15,587 --> 00:40:17,589
تو این کار را انجام داده‌ای، می‌دانی،

520
00:40:18,677 --> 00:40:19,678
نجاتت داد؟

521
00:40:21,636 --> 00:40:22,637
اوه،

522
00:40:23,638 --> 00:40:25,161
اوه، پرسفونه‌ی من،

523
00:40:26,685 --> 00:40:29,035
میدونی که من بخاطر تو میومدم؟

524
00:40:30,732 --> 00:40:33,169
مهم نیست چقدر دور شده باشی؟

525
00:40:35,476 --> 00:40:38,392
هادس همیشه به سراغ پرسفونه می‌آمد،

526
00:40:41,787 --> 00:40:43,963
و او همیشه به خانه برمی‌گشت،

527
00:40:47,749 --> 00:40:48,750
همیشه،