﻿
1
00:00:02,000 --> 00:00:08,000
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">نیـوفیـلم</font>   <font color="Orange">NewFilm</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

2
00:00:08,024 --> 00:00:14,024
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">نیـوفیـلم</font>   <font color="Orange">NewFilm</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

3
00:00:39,083 --> 00:00:41,208
‫وای، چه زیباست!

4
00:00:50,833 --> 00:00:51,958
‫وای!

5
00:02:06,875 --> 00:02:10,562
‫[۵ روز قبل از جشن عروسی]

6
00:02:20,750 --> 00:02:22,041
ریچل

7
00:02:22,125 --> 00:02:23,916
‫ریچل!

8
00:02:24,708 --> 00:02:26,291
‫- حالت خوبه؟
‫- وای خدا!

9
00:02:26,316 --> 00:02:28,183
‫- می‌خوای من بشینم پشت فرمون؟
‫- نزدیک بودها!

10
00:02:28,208 --> 00:02:30,000
‫- می‌دونم
‫- وای دلم ریخت!

11
00:02:30,083 --> 00:02:32,041
‫- می‌خوای من رانندگی کنم؟
‫- ببخشید، نه، خوبم

12
00:02:32,125 --> 00:02:34,208
‫- خیلی‌خب
‫- وای خدا، ببخشید

13
00:02:34,291 --> 00:02:36,500
می‌شه با من صحبت کنی تا
دوباره خوابم نگیره؟

14
00:02:36,583 --> 00:02:39,625
‫آره، باشه...

15
00:02:39,708 --> 00:02:43,291
‫راستی، شعبه‌ی اصلی "کُلدیز" توی شهر بعدیه
‫(کاستاردفروشی)

16
00:02:43,375 --> 00:02:44,666
‫- عه؟
‫- آره

17
00:02:44,750 --> 00:02:47,875
‫- کُلدیز، چی هست؟
‫- مگه تو "اورِگِن" شما کُلدیز نداشتید؟

18
00:02:49,333 --> 00:02:52,125
‫خب، حداقل اسمش که به گوشت خورده، نه؟
‫همون کاستاردیخی‌فروشیِ معروف؟

19
00:02:52,208 --> 00:02:54,333
‫- نه
‫- شوخی می‌کنی دیگه؟

20
00:02:55,458 --> 00:02:58,416
‫لَری پول، مؤسس کُلدیز رو ‫هم نمی‌شناسی؟

21
00:02:58,500 --> 00:03:01,416
چطور مؤسسِ بستنی‌‌فروشی‌ای رو بشناسم که
حتی اسمش رو نشنیدم؟

22
00:03:01,441 --> 00:03:04,166
خب، اون همچنین ۳ تا خانم رو هم کُشته

23
00:03:04,250 --> 00:03:06,833
‫و کاستاردفروشیه... نه بستنی

24
00:03:06,916 --> 00:03:08,458
یا خدا، چطور؟

25
00:03:08,541 --> 00:03:10,583
‫- طرز تهیه‌ش با بستنی فرق داره
‫- نه

26
00:03:10,657 --> 00:03:12,562
‫فکر کنم تخم مرغی چیزی به موادش می‌زنن

27
00:03:12,586 --> 00:03:14,491
‫فکر کنم بیشتر، قربانی‌هاش رو خفه می‌کرده

28
00:03:14,583 --> 00:03:16,833
‫یه پادکستی هم در مورد لَری پول هست،

29
00:03:16,916 --> 00:03:19,833
‫در مورد یه خانمی صحبت می‌شه که
‫ اون قصد داشت تو اوایل دهه ۹۰ بکُشتش

30
00:03:19,916 --> 00:03:22,375
و اون موقع تقریباً ۸ ماهه باردار بود

31
00:03:22,458 --> 00:03:26,208
‫و خانمه خودش تعریف می‌کنه که مجبور شد
‫دست به چه کارهای وحشتناکی بزنه تا زنده بمونه

32
00:03:26,291 --> 00:03:28,291
خب، مثلاً چه کارهایی؟

33
00:03:30,083 --> 00:03:33,458
‫من توی ماشینش بودم. اون داشت من رو
‫از یه بزرگراه دورافتاده و خلوت رد می‌کرد

34
00:03:33,541 --> 00:03:37,541
‫و درست همون لحظه
‫ یه کفشِ کوچولو کنار پام دیدم

35
00:03:37,625 --> 00:03:40,375
‫انگار که کفش باربی بود،
‫با خودم گفتم شاید یه دختر کوچیک داره

36
00:03:40,458 --> 00:03:43,683
برای همین بهش گفتم منم یه دختر باردارم

37
00:03:43,708 --> 00:03:46,041
‫مدام بهش یادآوری می‌کردم که من باردارم...

38
00:03:46,125 --> 00:03:48,291
بعدش یه تابلوی استراحتگاه دیدم

39
00:03:48,833 --> 00:03:50,125
بهش گفتم می‌شه اون‌جا وایسیم؟

40
00:03:50,625 --> 00:03:54,208
‫بعد اون... دستش رو دراز کرد سمت من و
‫گلوی من رو بُرید

41
00:03:55,583 --> 00:04:00,541
‫خونی که داشت از گلوم می‌زد بیرون،
‫احساس داغی بهم دست داده بود

42
00:04:01,916 --> 00:04:05,000
‫و چیزی که انتظارش رو نداشتم این بود که
‫وقتی خون زیادی از دست می‌دی،

43
00:04:05,083 --> 00:04:07,833
‫یه‌ جور احساس سرخوشی بهت دست می‌ده

44
00:04:08,875 --> 00:04:09,791
‫عه...

45
00:04:10,583 --> 00:04:13,875
دقیقاً همون حسی بود که روز عروسیم داشتم

46
00:04:13,958 --> 00:04:16,250
‫بیشتر از این‌که نزدیک حس مرگ باشه،

47
00:04:16,333 --> 00:04:18,583
انگار شبیه حس عشق بود

48
00:04:21,083 --> 00:04:23,375
و بعد، لَری من رو انداخت بیرون کنار جاده

49
00:04:24,416 --> 00:04:26,625
‫مدام توی ذهنم می‌گفتم:

50
00:04:26,708 --> 00:04:29,958
‫"اگه چشم‌هات رو ببندی، همین‌جا می‌میری"

51
00:04:30,208 --> 00:04:32,590
‫پس، بلند شدم
‫[روی ماشین: ما تازه ازدواج کردیم]

52
00:04:32,958 --> 00:04:35,500
‫در حالی که گلوم رو محکم گرفته بودم،
از ‫کنار جاده راه می‌رفتم

53
00:04:35,583 --> 00:04:38,625
‫کم‌کم اون حس سرخوشی رفت و
‫یه حالت ذوب شدن اومد سراغم

54
00:04:38,708 --> 00:04:40,875
انگار که دارم محو می‌شم

55
00:04:40,958 --> 00:04:45,000
‫ولی در عین حال،
‫انگار داشتم یه ماراتن می‌دویدم

56
00:04:45,583 --> 00:04:48,500
‫و داشتم می‌بردم،
‫داشتم جدی جدی می‌بردم

57
00:04:50,291 --> 00:04:53,083
‫به استراحتگاه رسیدم،
‫یه زوج جوون اون‌جا بودن

58
00:04:53,166 --> 00:04:54,291
‫چشم‌هاشون از یادم نمی‌ره...

59
00:04:55,041 --> 00:04:58,083
‫وای خدا، از دیدن من وحشت‌زده شده بودن

60
00:04:58,791 --> 00:05:00,208
ولی خیلی مهربون بودن

61
00:05:01,208 --> 00:05:03,291
‫یعنی، فقط خدا رو شکر که اون‌جا بودن،
‫خدا خیرشون بده

62
00:05:03,375 --> 00:05:04,583
اون زوج جون من رو نجات دادن

63
00:05:06,458 --> 00:05:08,791
‫من می‌رم از سوپرمارکت پمپ بنزین
‫ یه فندک بگیرم، تو چیزی می‌خوای؟

64
00:05:10,291 --> 00:05:13,166
‫- آدامس دارچینی‌ای چیزی؟
‫- اون‌قدر چندش نیست

65
00:05:13,191 --> 00:05:15,250
‫خیلی هم چندشه. راستی،
‫ می‌شه یه میز برامون بگیری...

66
00:05:15,275 --> 00:05:16,458
کنار پنجره باشه، آره

67
00:05:23,458 --> 00:05:24,750
اینم ۱۰.۷۵

68
00:05:28,833 --> 00:05:30,625
♪ شکی در موردش نیست ♪

69
00:05:31,875 --> 00:05:35,208
♪ من واقعاً فکر می‌کنم تو خیلی جذابی ♪

70
00:05:35,291 --> 00:05:38,041
♪ همه‌جا جار می‌زنم ♪

71
00:05:38,875 --> 00:05:40,845
♪ به دنیا می‌گم که تو مال منی ♪

72
00:05:41,220 --> 00:05:44,921
‫[برای دختری زانو بزن که
‫حاضره روی دو زانوش برات بشینه]

73
00:05:45,666 --> 00:05:48,625
‫و فقط هم همین نیست،
‫شنیدم می‌تونی واقعاً حس کنی که

74
00:05:48,708 --> 00:05:51,733
‫استخون‌هات و اعضای بدنت جابه‌جا می‌شن
‫تا برای بچه جا باز بشه و بیاد بیرون

75
00:05:52,708 --> 00:05:55,416
‫بعضی خانم‌ها بچه‌های غول‌پیکر باردار می‌شن،
‫در موردش چیزی شنیدی؟

76
00:05:55,500 --> 00:05:59,083
‫مثلاً بچه‌های ۵.۵ کیلویی، با کله‌های گنده،
‫ همه‌چی رو پاره می‌کنن

77
00:05:59,166 --> 00:06:00,708
‫ما بچه‌ی درشت نصیب‌مون نمی‌شه

78
00:06:01,916 --> 00:06:02,791
از کجا می‌دونی؟

79
00:06:02,875 --> 00:06:07,000
‫خب، من فکر می‌کنم بچه‌ی آینده‌مون...

80
00:06:07,083 --> 00:06:07,916
خب؟

81
00:06:08,000 --> 00:06:09,958
ظریف و خوشگل می‌شه

82
00:06:10,041 --> 00:06:12,000
تضمینی که وجود نداره

83
00:06:12,583 --> 00:06:14,250
من دوست ندارم پاره شم

84
00:06:14,333 --> 00:06:16,250
‫کوچیک می‌شه، قول می‌دم، دقیقاً همین‌قدر

85
00:06:16,333 --> 00:06:18,375
‫- کوچیک‌تر
‫- کوچیک‌تر؟ باشه

86
00:06:18,458 --> 00:06:19,416
از اون هم کوچیک‌تر

87
00:06:20,208 --> 00:06:21,791
‫- کوچیک‌تر
‫- از این هم کوچیک‌تر؟

88
00:06:22,541 --> 00:06:24,708
‫- نمی‌شه که...
‫- خیلی‌خب، حالا خوب شد

89
00:06:26,333 --> 00:06:27,541
صبر کن ببینم

90
00:06:27,625 --> 00:06:30,041
خیلی شبیه‌ش شد، پشمام

91
00:06:30,125 --> 00:06:31,833
‫- جدی؟
‫- آره، بذار نشونت بدم

92
00:06:31,916 --> 00:06:34,083
‫اون انگار نفرین شده‌ست،
‫همیشه یه بلایی سرشون میاد

93
00:06:34,166 --> 00:06:38,750
‫- پس چرا مدام یکی جدید می‌گیره؟
‫- نمی‌دونم، یارو عاشق سگه

94
00:06:38,833 --> 00:06:40,333
‫اگه عاشق سگه، پس چرا همش گم می‌شن؟

95
00:06:40,416 --> 00:06:43,333
‫توقع داری چی بگم؟
‫خب، سگ فرار می‌کنه و گم می‌شه دیگه

96
00:06:43,416 --> 00:06:45,583
‫- نه، سگ‌ها گم نمی‌شن
‫- چی؟

97
00:06:45,666 --> 00:06:48,125
‫- گربه‌ها گم می‌شن
‫- این‌جوری که می‌گی نیست

98
00:06:48,208 --> 00:06:51,208
‫مطمئنی که این لوگو رو قبلاً ندیده بودی؟
‫با طرحی که کشیدی مو نمی‌زنه

99
00:06:51,291 --> 00:06:52,375
هوم

100
00:06:52,958 --> 00:06:54,375
عجیبه

101
00:06:54,458 --> 00:06:56,166
‫ژست و همه‌چی رو درست کشیدی

102
00:06:56,750 --> 00:06:58,875
‫- آره، نمی‌دونم
‫- جالبه

103
00:06:59,458 --> 00:07:00,958
تو حتماً حس ششمی چیزی داری

104
00:07:01,541 --> 00:07:03,833
‫تا حالا در مورد دوست‌دختر بابام
‫بهت گفته بودم؟

105
00:07:03,916 --> 00:07:06,250
‫- همونی که یه دختر به نام کتی هم داشت؟
‫- نه، ادامه بده

106
00:07:06,333 --> 00:07:09,708
‫خب، این دختر بچه ۴ ساله، کتی،
‫می‌تونست زندگی قبلیش رو به یاد بیاره

107
00:07:09,791 --> 00:07:13,000
و همیشه درباره "شوهر مرحوم"ـش حرف می‌زد

108
00:07:13,666 --> 00:07:17,041
‫و این‌که چطور موقع نجات دادن پسرشون
‫ از تندآب رودخونه، غرق شد و مُرد

109
00:07:17,125 --> 00:07:19,250
انگار کتی قوه تخیل خیلی قوی‌ای داشت

110
00:07:19,333 --> 00:07:24,458
‫نه، من فکر می‌کنم بچه‌ها می‌تونن به طور غیر قابل توضیحی
‫ تو یه بعد سوم وجود داشته باشن

111
00:07:24,541 --> 00:07:28,750
‫یا حداقل زندگی قبلی‌شون رو به یاد بیارن،
‫ نمی‌دونم، یا حتی آینده‌شون رو

112
00:07:28,833 --> 00:07:32,000
و فکر می‌کنم چیز عجیبیه، خوشم نمیاد

113
00:07:32,500 --> 00:07:35,875
یا این‌که... کتی قوه تخیل قوی‌ای داشت

114
00:07:36,416 --> 00:07:38,833
‫تو کتی رو نمی‌شناسی،
‫ اون انگار تسخیر شده بود

115
00:07:38,916 --> 00:07:42,291
من... بچه‌ی تسخیر شده نمی‌خوام

116
00:07:42,375 --> 00:07:45,541
‫- خب، ما هم نمی‌ذاریم بچه‌مون جن زده بشه
‫- همون حالتی به دنیا میان

117
00:07:46,583 --> 00:07:49,458
‫- تو که جن زده نیستی
‫- از کجا معلوم

118
00:07:49,541 --> 00:07:51,750
امیدوارم بچه‌مون مثل خودت به دنیا بیاد

119
00:07:51,833 --> 00:07:53,041
لطف داری

120
00:07:56,208 --> 00:07:58,458
حداقل مامانم مجبور نشد این بخش رو تجربه کنه

121
00:07:59,841 --> 00:08:00,858
کدوم بخش؟

122
00:08:01,041 --> 00:08:05,041
‫کل قضیه رو، منظورم اینه
‫مگه بچه‌ها اساساً حکم یه ظرفی رو ندارن

123
00:08:05,108 --> 00:08:07,333
‫برای این‌که آدم‌های مسن اون رو لبریز از
‫ عشق و محبت‌شون کنن؟

124
00:08:07,416 --> 00:08:10,700
‫تا فقط از تنهایی اجتناب‌ناپذیری که
‫ با پیر شدن سراغ آدم میاد، حواس‌شون پرت شه

125
00:08:10,791 --> 00:08:12,125
نهار خیلی خوبی بود

126
00:08:12,208 --> 00:08:15,125
چه دلیلی داره که یه آدم مدام سگش رو گم کنه؟

127
00:08:15,208 --> 00:08:18,625
‫عمدی که نیست،
‫اصلاً کی اهمیت می‌ده؟

128
00:08:21,208 --> 00:08:22,583
مشکل چیه؟

129
00:08:22,666 --> 00:08:25,791
‫چیزی نیست، من حتی مامانم رو ندیدم

130
00:08:26,375 --> 00:08:28,083
‫- آره
‫- چیزی نیست

131
00:08:29,458 --> 00:08:32,916
هفت ماه و نیم خیلی خوبی رو با هم گذروندیم

132
00:08:33,000 --> 00:08:35,166
دیگه واقعاً بهش نیازی هم نداشتم

133
00:08:36,666 --> 00:08:39,333
آره، آره، این رو قبلاً شنیده بودم

134
00:08:39,416 --> 00:08:42,250
‫در واقع...
‫ این یه راز برای داشتن بزرگ‌سالی سالمه

135
00:08:42,833 --> 00:08:46,541
‫چی؟ این‌که مامانت فوت کرده باشه و
‫ بابات هم "آگورافوبیا" داشته باشه؟
‫(هراس از مکان‌های باز و شلوغ)

136
00:08:46,625 --> 00:08:48,208
‫- رازش اینه؟
‫- آره، عالیه

137
00:08:48,291 --> 00:08:50,333
‫فکر کنم یه مقاله "نیویورک تایمز"
‫در موردش خونده بودم

138
00:08:50,416 --> 00:08:53,541
‫و همچنین مطرح شده بود که
‫ یه نفر با پدر و مادر کنترل‌گر

139
00:08:53,625 --> 00:08:57,333
‫بهترین گزینه برای کسیه که
‫ مادرش فوت کرده و پدرش هم عجیبه

140
00:08:57,416 --> 00:08:59,458
پس، یعنی باید ازدواجی چیزی کنیم؟

141
00:08:59,541 --> 00:09:01,941
‫اوه، داشتم فکر می‌کردم توی کلبه‌ی
‫ دنج و کوچیک پدر و مادرم توی جنگل،

142
00:09:02,025 --> 00:09:03,625
‫یه مراسم کوچیک و ساده بگیریم

143
00:09:03,708 --> 00:09:06,958
‫هیچ‌کدوم از اون دنگ و فنگ‌های
‫ عروسی نباشه، فقط طبیعت زیبا

144
00:09:07,041 --> 00:09:08,583
از پنجره برف رو تماشا کنیم

145
00:09:08,666 --> 00:09:09,666
و نیازی نیست پرواز کنیم

146
00:09:09,750 --> 00:09:13,333
‫می‌تونیم ماشین رو بندازیم تو جاده و
‫ دم شیک‌ترین رستورانی که پیدا کردیم وایسیم

147
00:09:13,416 --> 00:09:15,666
‫خودشه، تمام، من باهات ازدواج می‌کنم

148
00:09:15,750 --> 00:09:16,783
‫خیلی‌خب، به سلامتی

149
00:09:18,666 --> 00:09:20,375
جرینگ

150
00:09:20,458 --> 00:09:21,791
‫- دوست دارم
‫- دوست دارم

151
00:09:23,125 --> 00:09:24,250
‫- راستی،
‫- هوم؟

152
00:09:25,083 --> 00:09:26,333
خونواده‌م عاشقت می‌شن

153
00:09:28,291 --> 00:09:31,625
‫مرسی، ایشون حساب می‌کنه،
‫ما داریم ازدواج می‌کنیم

154
00:09:33,791 --> 00:09:35,541
‫- و این‌که...
‫- هوم؟

155
00:09:35,625 --> 00:09:37,625
بچه‌مون بی‌نقص می‌شه

156
00:09:41,833 --> 00:09:43,750
زیاد به بچه‌مون فشار نیار

157
00:09:44,250 --> 00:09:45,666
بچه‌مون کاملاً معمولی می‌شه

158
00:09:45,750 --> 00:09:48,083
بعضی بچه‌ها پدر و مادر خودشون رو می‌کُشن

159
00:09:48,166 --> 00:09:52,125
‫خیلی‌خب، چطور بچه‌مون می‌خواد
‫ ما رو بکُشه، وقتی کلاً این قدیه؟

160
00:10:06,375 --> 00:10:08,791
اون سگ‌ها رو می‌کُشه، مگه نه؟

161
00:10:09,708 --> 00:10:10,666
چی چی؟

162
00:10:18,208 --> 00:10:20,708
♪ مثل یک الاکلنگ بی‌ثبات ♪

163
00:10:21,208 --> 00:10:24,750
♪ این مغز آشفته‌‌م باز منو به‌هم ریخته ♪

164
00:10:24,833 --> 00:10:26,875
♪ حالا دیگه مثل سابق نیستم ♪

165
00:10:29,208 --> 00:10:30,916
♪ دوست دارم ♪

166
00:10:31,000 --> 00:10:33,791
♪ از ته قلبم دوست دارم ♪

167
00:10:33,875 --> 00:10:35,125
‫می‌شه عوضش کنی؟
‫ بس کن

168
00:10:38,083 --> 00:10:44,458
♪ قلب من ساخته شد تا فقط برای تو بتپه و خون بریزه ♪

169
00:10:52,833 --> 00:10:55,916
♪ کارهای من رو تکرار کن، حس می‌کنم همین درسته ♪

170
00:10:56,000 --> 00:10:58,458
♪ تا رسیدن به هدف کم مونده ♪

171
00:10:59,041 --> 00:11:00,458
‫آماده‌ای؟ سه،

172
00:11:01,291 --> 00:11:04,041
‫دو، یک

173
00:11:26,375 --> 00:11:27,416
هوم

174
00:11:29,000 --> 00:11:30,708
اهم

175
00:11:30,791 --> 00:11:32,083
هوم

176
00:11:32,166 --> 00:11:33,500
هوم

177
00:11:34,166 --> 00:11:35,041
‫اهم!

178
00:11:35,125 --> 00:11:36,041
هم

179
00:11:36,750 --> 00:11:39,500
هم

180
00:11:40,250 --> 00:11:41,625
اوهوم

181
00:11:43,041 --> 00:11:45,041
هوم

182
00:11:46,125 --> 00:11:47,000
‫اوهوم!

183
00:11:48,208 --> 00:11:49,750
‫لعنتی!

184
00:11:50,708 --> 00:11:51,875
‫اه!

185
00:11:57,083 --> 00:11:58,208
عشقم

186
00:11:58,291 --> 00:11:59,208
جان؟

187
00:11:59,291 --> 00:12:02,791
‫- تو آماده نبودی!
‫- ببخشید، تونل درازی بود

188
00:12:03,708 --> 00:12:06,083
از شانس بدمون

189
00:12:06,166 --> 00:12:07,958
ببخشید

190
00:12:08,041 --> 00:12:09,583
تو راه برگشت انجامش می‌دیم

191
00:12:10,083 --> 00:12:10,916
‫لعنتی!

192
00:12:13,940 --> 00:12:21,940
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">نیـوفیـلم</font>   <font color="Orange">NewFilm</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

193
00:12:21,964 --> 00:12:27,964
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">نیـوفیـلم</font>   <font color="Orange">NewFilm</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

194
00:12:37,291 --> 00:12:38,291
‫گوه توش!

195
00:12:58,875 --> 00:12:59,916
‫وای خدا، من باید بشاشم!

196
00:13:30,333 --> 00:13:32,208
♪ یه کلبه‌ی کوچیک توی جنگل ♪

197
00:13:32,291 --> 00:13:34,833
♪ یه مرد کوچولو کنار پنجره وایساده بود ♪

198
00:13:34,916 --> 00:13:37,541
♪ دید یه خرگوش داره جلوی کلبه می‌پره ♪

199
00:13:37,625 --> 00:13:39,125
♪ خیلی هم ترسیده بود ♪

200
00:13:40,250 --> 00:13:42,583
♪ "می‌گفت: "کمک، کمک ♪

201
00:13:42,666 --> 00:13:45,458
‫وای خدا! نیکی!
‫بیا این‌جا!

202
00:13:46,750 --> 00:13:48,500
‫- چی شده؟
‫- بیا این‌جا!

203
00:13:52,041 --> 00:13:53,458
‫- نگاه کن
‫- وای خدا

204
00:13:53,541 --> 00:13:55,625
به نظرت حالش خوبه؟

205
00:13:55,708 --> 00:13:57,791
‫خیلی‌خب، همین‌جا بمون

206
00:13:58,291 --> 00:14:00,375
‫- کجا می‌ری؟
‫- می‌رم دستشویی رو چک کنم

207
00:14:01,500 --> 00:14:04,916
‫- ریچل، این چه کاریه...
‫- دنبال پدر و مادرش می‌گردم

208
00:14:05,000 --> 00:14:07,666
‫- تو همین‌جا بمون، الان میام
‫- ریچل!

209
00:14:07,750 --> 00:14:09,541
‫اِ...

210
00:14:09,625 --> 00:14:13,125
‫خیلی‌خب، سلام، کوچولو، چطوری؟

211
00:14:13,208 --> 00:14:16,125
نه، نه، نه، گریه نکن، بخند

212
00:14:17,291 --> 00:14:18,125
آهای؟

213
00:14:20,541 --> 00:14:21,708
کسی این‌جا هست؟

214
00:14:31,416 --> 00:14:32,750
‫یا خدا!

215
00:14:38,083 --> 00:14:39,000
آهای؟

216
00:15:44,708 --> 00:15:45,666
آهای؟

217
00:16:24,000 --> 00:16:24,875
هی

218
00:16:27,625 --> 00:16:29,583
آنتن ندارم

219
00:16:30,333 --> 00:16:32,375
‫دستشویی مردونه رو چک کردم،
‫کسی اون‌جا نبود

220
00:16:32,458 --> 00:16:34,041
گندش بزنن، منم آنتن ندارم

221
00:16:35,291 --> 00:16:36,125
خیلی‌خب

222
00:16:36,916 --> 00:16:38,041
‫ام...

223
00:16:40,041 --> 00:16:42,041
به نظرم یکی‌مون باید پیش بچه بمونه

224
00:16:42,125 --> 00:16:44,175
‫و یکی‌مون هم
‫ تا نزدیک‌ترین پمپ بنزین یا رستوران بره

225
00:16:44,258 --> 00:16:45,308
و با خودش کمک بیاره

226
00:16:45,391 --> 00:16:47,875
‫خب، می‌خوای من...

227
00:16:47,958 --> 00:16:48,833
چرا ساکته؟

228
00:16:48,916 --> 00:16:50,750
‫- چی؟
‫- اگه از سرما بمیره چی؟

229
00:16:55,125 --> 00:16:57,916
‫خب...

230
00:16:59,375 --> 00:17:00,791
سعی کردی به زور بازش کنی؟

231
00:17:19,833 --> 00:17:21,250
‫این چه کوفتیه؟
‫[کُلدیز]

232
00:18:29,166 --> 00:18:33,833
♪ ولی چیزهایی که دوست داریم همیشه می‌مونن ♪

233
00:18:36,083 --> 00:18:39,708
♪ چون توی بهشت ♪

234
00:18:40,583 --> 00:18:42,000
♪ دقیقاً همین‌طوریه ♪

235
00:18:46,416 --> 00:18:48,583
♪ هیچ‌چیز اهمیت نداره ♪

236
00:18:49,541 --> 00:18:51,541
سلام، سلام، ببخشید

237
00:18:51,625 --> 00:18:54,750
‫۳۲ کیلومتریِ جنوبِ این‌جا،
‫ یه استراحتگاه کنار بزرگراه هست

238
00:18:54,833 --> 00:18:58,500
‫گوشیم آنتن نداره، ولی من و دوست‌پسرم
‫ اون‌جا نگه داشتیم

239
00:18:58,583 --> 00:19:02,458
‫و... ما یه بچه پیدا کردیم که
‫ توی ماشین رها شده بود

240
00:19:02,541 --> 00:19:07,208
‫و با خودمون گفتیم شاید اتفاق بدی
‫ برای پدر و مادرش افتاده باشه

241
00:19:07,291 --> 00:19:08,125
‫عه...

242
00:19:09,625 --> 00:19:10,625
‫تو...

243
00:19:11,541 --> 00:19:13,083
تو این‌جا تنهایی؟

244
00:19:16,583 --> 00:19:18,833
وای، خوبه

245
00:19:18,916 --> 00:19:20,208
تو هم الان پیشمی

246
00:19:20,708 --> 00:19:23,000
اوه، حالا دیگه خوب نیست

247
00:19:23,083 --> 00:19:25,125
ببخشید، می‌شه لطفاً پلیس رو خبر کنی؟

248
00:19:25,208 --> 00:19:26,250
‫اه...

249
00:19:27,333 --> 00:19:28,333
بنجامین

250
00:19:28,416 --> 00:19:30,666
آره، درست خوندی

251
00:19:31,375 --> 00:19:32,500
‫خیلی خفنه

252
00:19:33,000 --> 00:19:35,833
‫بنجامین اسم کسیه که قبل از من،
‫این‌جا کار می‌کرد

253
00:19:36,333 --> 00:19:38,625
ولی توی دستشویی با کابل برق
خودش رو دار زد

254
00:19:38,708 --> 00:19:42,125
‫و صاحب‌های این‌جا اون‌قدر خسیس بودن که
‫ یه اتیکت با اسم خودم برام نخریدن

255
00:19:42,208 --> 00:19:43,041
‫ام...

256
00:19:43,958 --> 00:19:47,583
ببخشید، می‌شه حالا لطفاً به پلیس زنگ بزنی؟

257
00:19:48,166 --> 00:19:49,833
تو نشئه‌ای؟

258
00:19:53,041 --> 00:19:54,208
کمک می‌کنه آروم شم

259
00:19:54,291 --> 00:19:55,291
آروم هم به نظر میای

260
00:19:55,791 --> 00:19:58,041
می‌شه به پلیس زنگ بزنی، لطفاً؟

261
00:19:58,125 --> 00:19:59,500
همین‌جا بمون، زنگ می‌زنم

262
00:21:02,333 --> 00:21:03,833
‫لعنتی!

263
00:21:12,625 --> 00:21:14,541
هی، گفتی جنوبِ این‌جا؟

264
00:21:14,625 --> 00:21:17,375
آره، جنوبِ این‌جا

265
00:21:17,458 --> 00:21:18,458
باشه، بمون

266
00:21:19,083 --> 00:21:20,708
وایسا، بنجامین

267
00:21:29,208 --> 00:21:30,041
لعنتی

268
00:21:36,750 --> 00:21:40,000
♪ تو سرنوشت منی ♪

269
00:22:57,083 --> 00:22:59,481
مطمئنی اون پسره انتخاب درستیه؟

270
00:23:09,750 --> 00:23:11,250
هی

271
00:23:12,833 --> 00:23:16,166
‫هی! اونا دارن میان بچه‌تون رو نجات بدن!

272
00:23:33,791 --> 00:23:34,625
این دیگه چه مصیبتیه؟

273
00:23:41,791 --> 00:23:42,625
‫لعنتی!

274
00:24:39,958 --> 00:24:43,250
‫یا خدا! گوه توش!

275
00:24:45,416 --> 00:24:46,250
‫ای لعنت!

276
00:24:48,625 --> 00:24:51,375
‫- وای خدا، ببخشید
‫- منو ترسوندی، نیکی

277
00:24:51,458 --> 00:24:52,750
بچه حالش خوبه؟

278
00:24:52,833 --> 00:24:54,583
آره، خونواده‌ش برگشتن

279
00:24:54,666 --> 00:24:57,250
‫ این چیه؟ داره ازت خون میاد

280
00:24:57,333 --> 00:24:58,166
چی شد؟

281
00:24:58,250 --> 00:25:00,625
‫خب، اونا فکر کردن من دارم
‫ بچه‌شون رو می‌دزدم

282
00:25:00,708 --> 00:25:02,083
و یارو مشت زد توی صورتم

283
00:25:02,166 --> 00:25:03,000
‫- چی؟
‫- آره

284
00:25:03,083 --> 00:25:06,083
‫زده بودن بغل تا یه هوایی تازه کنن
‫ چون خانمش ماشین‌زده شده بود

285
00:25:06,166 --> 00:25:09,583
‫- و بعد فکر کنم رفته بودن قدم بزنن
‫- بچه‌شون رو تو ماشین تنها گذاشتن و رفتن؟

286
00:25:09,666 --> 00:25:11,333
‫- آره، نمی‌دونم
‫- یعنی چی؟

287
00:25:11,416 --> 00:25:13,125
دیوونه‌وار نیست؟

288
00:25:13,208 --> 00:25:14,500
‫- بذار ببینم
‫- آره، می‌دونم

289
00:25:14,583 --> 00:25:15,541
وای

290
00:25:15,625 --> 00:25:17,833
صورت قشنگت رو داغون کرد

291
00:25:17,916 --> 00:25:21,666
‫آره، خیلی هم بعدش عذرخواهی کردن،
‫گفتن ما کارمون درست بوده

292
00:25:21,750 --> 00:25:24,041
خیلی‌خب، خوشحالم همچین فکری کردن

293
00:25:24,125 --> 00:25:25,916
وایسا، منتظر پلیس نمونیم؟

294
00:25:29,250 --> 00:25:31,875
نه، نه، بیا فقط از این‌جا بریم

295
00:25:45,416 --> 00:25:46,791
‫- حالت خوبه؟
‫- هوم؟

296
00:25:46,875 --> 00:25:49,541
‫- حالت خوبه؟
‫- آره

297
00:26:01,333 --> 00:26:03,708
‫- رمزش چیه؟
‫- ۰۸۱۷

298
00:26:04,291 --> 00:26:05,666
تاریخ تولدت؟

299
00:26:07,750 --> 00:26:10,208
‫ازدواج با بچه‌ی مورد علاقه‌‌شون
‫اصلاً هم بهم فشار نمیاره

300
00:26:10,291 --> 00:26:12,666
بس کن، می‌دونی که اونا مشتاقن ببیننت

301
00:26:26,750 --> 00:26:28,000
اوفا

302
00:26:28,958 --> 00:26:30,083
آره

303
00:26:48,875 --> 00:26:51,708
‫ می‌گفتی کلبه‌ی دنج و کوچیک خونواده‌ت؟

304
00:26:52,875 --> 00:26:54,208
مگه کلبه نیست؟

305
00:26:54,291 --> 00:26:56,750
کوچیک که نیست

306
00:26:58,333 --> 00:27:00,791
امیدوارم صدمه مغزی ندیده باشم

307
00:27:00,875 --> 00:27:01,708
یا خدا

308
00:27:05,750 --> 00:27:08,166
خب، آماده‌ای؟

309
00:27:18,875 --> 00:27:21,166
یا خدا

310
00:27:25,125 --> 00:27:26,625
‫این فوق‌العاده‌ست

311
00:27:33,875 --> 00:27:35,375
یا خدا

312
00:27:36,708 --> 00:27:38,708
‫- آره
‫- این چیه...

313
00:27:38,791 --> 00:27:41,916
این یه رسمیه که برای سگ‌های خونگی‌مون داریم

314
00:27:46,791 --> 00:27:48,250
‫راستش...

315
00:27:48,333 --> 00:27:50,750
‫ما همیشه بابت این‌که توی چشماشون
‫ نگاه می‌کردیم، توی دردسر می‌افتادیم

316
00:27:50,833 --> 00:27:55,208
‫چون بعد از مرگ‌شون،
‫این کار بی‌احترامی حساب میشه

317
00:27:55,291 --> 00:27:57,791
‫از کجا می‌خوان بفهمن که
‫ توی چشماشون نگاه کردین؟

318
00:27:58,291 --> 00:28:00,375
خب... بابام همیشه می‌گه که اونا می‌بینن

319
00:28:01,041 --> 00:28:04,375
‫من الان توی چشماشون نگاه کردم،
‫یعنی توی دردسر می‌افتم؟

320
00:28:05,291 --> 00:28:06,666
به گمونم بعداً می‌فهمیم

321
00:28:30,041 --> 00:28:32,333
اون صندلی خالی برای منه؟

322
00:28:33,208 --> 00:28:37,375
‫ می‌دونم... تو همیشه آرزو داشتی
‫ توی یه نقاشی خونوادگی‌ای ‌باشی که

323
00:28:37,458 --> 00:28:39,500
‫توسط دو تا سگ تاکسیدرمی شده،
‫ ازش نگهبانی می‌شه

324
00:28:39,583 --> 00:28:43,583
‫وای خدا، چهره‌ی زن جدید برادرت رو
‫ روی زن سابقش نقاشی کردن؟

325
00:28:43,666 --> 00:28:46,416
آره، خواهرم خواست

326
00:28:47,583 --> 00:28:50,583
‫- این‌که خیلی عجیبه
‫- آره

327
00:28:55,916 --> 00:28:58,166
این غارِ عشقـه

328
00:28:58,250 --> 00:28:59,541
غارِ عشق؟

329
00:28:59,625 --> 00:29:00,583
آره

330
00:29:13,166 --> 00:29:15,750
‫اوف!

331
00:29:20,958 --> 00:29:22,958
هوم

332
00:29:30,125 --> 00:29:31,958
اون هم حیوون خونگی‌تون بود؟

333
00:29:32,791 --> 00:29:33,791
اوه، نه

334
00:29:34,666 --> 00:29:38,833
‫مادرِ مادربزرگم، الیزابت، توسط یه خرس
‫کُشته شد

335
00:29:39,791 --> 00:29:42,083
‫و شوهرش هم در پی گرفتن انتقام مرگش کُشته شد

336
00:29:42,916 --> 00:29:44,000
‫عجب!

337
00:29:44,083 --> 00:29:45,000
آره

338
00:29:46,666 --> 00:29:48,166
تو هم برای من از این کارها می‌کنی؟

339
00:29:49,083 --> 00:29:49,958
حتماً

340
00:29:51,083 --> 00:29:52,291
وای، مراقب باش

341
00:29:52,375 --> 00:29:54,416
‫- ببخشید، ببخشید
‫- اشکال نداره

342
00:29:55,416 --> 00:29:58,916
می‌تونم یکم یخ برای صورتت بیارم

343
00:29:59,000 --> 00:30:01,541
یا می‌تونم سرخدمتکار رو صدا کنم

344
00:30:02,250 --> 00:30:03,791
اون تا ساعت ۱۰ کار می‌کنه

345
00:30:07,333 --> 00:30:08,250
اوه

346
00:30:08,833 --> 00:30:11,000
‫- شوخی کردم. مطمئنی؟
‫- احمق

347
00:30:11,083 --> 00:30:13,625
‫- خودم میارم
‫- من میارم، فقط بگو کجاست؟

348
00:30:13,708 --> 00:30:16,000
خیلی‌خب، من چمدون‌ها رو از ماشین میارم

349
00:30:16,083 --> 00:30:19,083
‫آشپزخونه، انتهای آتریومه،

350
00:30:19,166 --> 00:30:22,000
‫سمت راستِ راهروی منحنی شکل، کنار درِ ورودی

351
00:30:22,083 --> 00:30:23,833
‫- این‌جا؟
‫- آره، سمت راست

352
00:30:45,833 --> 00:30:48,083
‫از این‌جا گمشو بیرون.
‫داریم دخترونه وقت می‌گذرونیم

353
00:30:48,166 --> 00:30:50,125
‫آشپزخونه مال همه‌ست،
‫شما برید یه جای دیگه

354
00:30:50,208 --> 00:30:53,166
این غذا رو واس اون درست کردی؟
همیشه مرغ می‌خوره؟

355
00:30:53,250 --> 00:30:55,791
‫نه، من برای جولز چیزی درست نمی‌کنم،
‫برای خودم فقط درست می‌کنم

356
00:30:55,875 --> 00:30:57,000
‫ اتفاقی اون هم اون‌جا بود

357
00:30:57,083 --> 00:30:59,000
وای، باید از اون طلاق بگیری و با من ازدواج کنی

358
00:30:59,083 --> 00:31:01,541
‫تا اون مثلث خواهر و برادری "کانینگهام" کامل بشه.
‫یا خدا!

359
00:31:02,625 --> 00:31:04,583
‫- زهره ترک شدم!
‫- ببخشید!

360
00:31:04,666 --> 00:31:06,958
ببخشید، نمی‌خواستم مزاحم شم

361
00:31:08,750 --> 00:31:09,583
می‌تونم برم

362
00:31:09,666 --> 00:31:12,166
وای خدا، اون واقعیه

363
00:31:12,250 --> 00:31:16,375
‫شما مراحمی، بیا این‌جا،
‫ما یه خونواده‌ایم!

364
00:31:16,458 --> 00:31:19,333
‫وای، عروسی توئه!

365
00:31:19,416 --> 00:31:21,583
هیجان‌زده‌ای؟

366
00:31:21,666 --> 00:31:22,833
آره، هیجان دارم

367
00:31:22,916 --> 00:31:26,416
‫وای، داشتیم در مورد تو حرف می‌زدیم،
‫یه دفعه اومدی

368
00:31:26,500 --> 00:31:28,125
‫بهتون که گفتم من می‌تونم
‫هر چیزی رو احضار کنم

369
00:31:28,208 --> 00:31:29,833
چیز رو به در و دیوار می‌گن، پورشا

370
00:31:29,916 --> 00:31:31,416
بیا با خونواده‌ی جدیدت آشنا شو

371
00:31:32,333 --> 00:31:33,416
‫اه...

372
00:31:34,250 --> 00:31:36,125
نلی، جولی

373
00:31:36,208 --> 00:31:37,666
‫- نل هستم
‫- سلام

374
00:31:38,875 --> 00:31:40,375
‫- منم جولز هستم
‫- از آشنایی‌تون خوشبختم

375
00:31:40,458 --> 00:31:43,541
‫باورم نمی‌شه بالاخره دیدیمت،
‫انگار از ما دوری می‌کردی

376
00:31:43,625 --> 00:31:44,458
وای خدا، نه

377
00:31:44,541 --> 00:31:46,208
‫واقعاً ناراحت شدم که نیومدی "لندن"،

378
00:31:46,291 --> 00:31:49,125
‫یا حتی سفر "ایسلند" تابستون قبلی،
‫ترس از پروازی چیزی داری؟

379
00:31:49,208 --> 00:31:50,041
‫نه...

380
00:31:50,125 --> 00:31:53,083
‫داشتم برای دوستم، سیدنی، تعریف می‌کردم که چطور
‫ تو و نیکی توی فرودگاه با هم آشنا شدین

381
00:31:53,166 --> 00:31:55,583
‫وای! خیلی رمانتیکه!

382
00:31:56,208 --> 00:31:57,166
مرسی

383
00:31:58,041 --> 00:31:59,833
خیلی بامزه‌ای، نیست انصافاً؟

384
00:31:59,916 --> 00:32:01,583
‫- آره، خیلی نازه
‫- آخی...

385
00:32:01,666 --> 00:32:02,916
وای، بذار حلقه‌ت رو ببینم

386
00:32:03,000 --> 00:32:04,291
وای

387
00:32:04,375 --> 00:32:06,250
خیلی قشنگه

388
00:32:06,333 --> 00:32:08,083
‫- ناتالی، قشنگ نیست؟
‫- چرا، خوشگله

389
00:32:08,166 --> 00:32:09,291
خب، نیکی عزیزمون کجاست؟

390
00:32:09,375 --> 00:32:13,416
‫داره وسایل رو از ماشین میاره،
‫ما تازه رسیدیم...

391
00:32:13,500 --> 00:32:18,375
‫راستش، من اومدم یکم برای صورتش یخ بردارم،
‫ چون...

392
00:32:19,875 --> 00:32:22,541
امشب یکی مشت زد توی صورتش

393
00:32:22,625 --> 00:32:23,666
‫- واقعاً؟
‫- چرا؟

394
00:32:25,333 --> 00:32:27,000
داستانش مفصله

395
00:32:31,666 --> 00:32:32,625
ما که وقت داریم

396
00:32:34,375 --> 00:32:35,250
‫ام...

397
00:32:36,000 --> 00:32:39,208
‫ما وسط ناکجا آباد به یه استراحتگاه رسیدیم،

398
00:32:39,291 --> 00:32:44,708
‫و اون‌جا یه بچه داخل یه ماشین
‫ به حال خودش رها شده بود

399
00:32:44,791 --> 00:32:46,583
نیکی پیش بچه موند، من رفتم کمک بیارم

400
00:32:46,666 --> 00:32:48,375
‫و بعد من رفتم داخل یکی از این بارهای قدیمی،

401
00:32:48,458 --> 00:32:51,541
یه آدم خیلی عجیب‌غریب هم اون‌جا بود

402
00:32:51,625 --> 00:32:53,208
‫اگه "مَرد متأسف" بوده باشه چی؟

403
00:32:55,000 --> 00:32:55,875
‫پورشا!

404
00:32:59,208 --> 00:33:00,041
چی چی؟

405
00:33:00,750 --> 00:33:02,958
‫می‌دونستی یه چیز شیطانی
‫ توی این جنگل‌ها زندگی می‌کنه؟

406
00:33:03,041 --> 00:33:04,750
نه، الان وقتش نیست

407
00:33:04,833 --> 00:33:07,791
‫بی‌خیال!
‫داستان که می‌تونم تعریف کنم!

408
00:33:07,875 --> 00:33:10,000
‫- من دیگه نمی‌کشم
‫- ریچل که انگار دوست داره بشنوه

409
00:33:10,083 --> 00:33:11,625
نگران نباش

410
00:33:11,708 --> 00:33:12,875
شب بخیر، ریچل

411
00:33:12,958 --> 00:33:14,041
شب بخیر

412
00:33:14,125 --> 00:33:15,416
مراقب باش

413
00:33:16,791 --> 00:33:18,583
خیلی‌خب، منم دیگه برم

414
00:33:20,208 --> 00:33:21,666
‫- ریچل
‫- هوم؟

415
00:33:21,750 --> 00:33:24,166
کوتاهه، مثل داستان‌های قبل خوابه

416
00:33:27,625 --> 00:33:29,333
خب، باشه

417
00:33:31,208 --> 00:33:35,375
‫خیلی‌خب، تصور کن، یه روز معمولی زمستونی،
‫درست مثل امروز،

418
00:33:35,458 --> 00:33:38,475
‫جولز تقریباً ۸ سالش بود و تصمیم می‌گیره
‫ از خونه فرار کنه، چون همیشه هیجانیه

419
00:33:38,558 --> 00:33:40,350
منم بچه بودم، پس کامل یادم نیست

420
00:33:41,041 --> 00:33:44,416
‫هوا داشت تاریک می‌شد،
‫ و جولز کوچولو کاملاً تنها تو جنگل مونده بود

421
00:33:44,916 --> 00:33:47,500
‫می‌دونی چی از تنها بودن توی جنگل بدتره؟

422
00:33:48,125 --> 00:33:52,333
وقتی می‌فهمی واقعاً تنها نیستی

423
00:33:53,333 --> 00:33:56,083
‫پس، جولز صدای جیغ یه زن رو می‌شنوه،
‫مثل این...

424
00:33:56,166 --> 00:33:57,200
ولی حتی بدتر

425
00:33:57,916 --> 00:34:01,708
‫تلاش می‌کنه از این صدا فرار کنه،
‫ولی هر جهتی که می‌ره

426
00:34:01,791 --> 00:34:05,250
‫جیغ‌ها بلندتر و بلندتر می‌شن

427
00:34:05,333 --> 00:34:09,458
‫و بلندتر و بلندتر...

428
00:34:10,416 --> 00:34:13,291
‫تا اینکه مقابلش ظاهر می‌شه

429
00:34:14,458 --> 00:34:15,625
‫"مرد متأسف"

430
00:34:17,750 --> 00:34:22,166
‫با ناخن‌های بلند، تیز و کثیفش و
‫شکمِ ورم‌کرده‌ش،

431
00:34:22,958 --> 00:34:28,125
‫دهنش که با یه لبخندِ رو به پایین بازه و
‫ ناله می‌کنه

432
00:34:29,250 --> 00:34:33,333
‫وحشتناکه، تصور کن یه همچین موجودی
‫ با ۳ متر قد جلوت ظاهر شه

433
00:34:33,416 --> 00:34:35,583
و این دقیقاً چیزیه که جولز کوچولو دید

434
00:34:35,666 --> 00:34:39,416
‫پس، جولز از "مرد متأسف" قایم می‌شه و
‫ نفسش رو حبس می‌کنه،

435
00:34:39,500 --> 00:34:41,958
‫نگاه می‌کنه، نگاه می‌کنه،

436
00:34:43,000 --> 00:34:44,125
‫به نگاه کردن ادامه می‌ده،

437
00:34:44,708 --> 00:34:49,750
‫درست در حالی که "مرد متأسف"
‫بدن یه زن رو پاره می‌کنه

438
00:34:49,833 --> 00:34:52,375
و دل و روده‌ش رو می‌کشه بیرون

439
00:34:53,666 --> 00:34:56,708
‫و تمام مدت با گریه کارش رو انجام می‌ده،

440
00:34:56,791 --> 00:35:02,541
‫و مدام می‌گه: "من متأسفم، متأسفم، متأسفم"

441
00:35:03,625 --> 00:35:04,625
وحشتناکه

442
00:35:05,375 --> 00:35:08,583
‫اون کاملاً دیوونه‌ست،
‫ از جهنم اومده و تو این جنگل پرسه می‌زنه،

443
00:35:08,666 --> 00:35:12,958
‫باور داره که همسر گمشده‌ش
‫ توی بدن یه زن دیگه پنهونه

444
00:35:13,666 --> 00:35:16,250
‫انگار که امید داره،
‫ یک روز بدن یه زن رو می‌شکافه

445
00:35:17,291 --> 00:35:18,458
و همسرش رو پیدا می‌کنه

446
00:35:19,416 --> 00:35:25,250
‫و اون‌وقت دو تایی با هم می‌تونن برگردن جهنم،
‫تو یه حالت رمانتیک و مصیبت بار...

447
00:35:27,791 --> 00:35:28,875
یا خدا

448
00:35:29,833 --> 00:35:31,041
اون چیه؟

449
00:35:36,041 --> 00:35:39,583
‫وای! جفت‌تون رو ترسوندم!

450
00:35:40,625 --> 00:35:42,458
جودی، چی شده؟

451
00:35:42,541 --> 00:35:48,083
‫چرا بیداری، جودی؟
‫داری ما دخترها رو می‌پایی؟

452
00:35:48,166 --> 00:35:51,000
ببخشید، عمه پورشا، خوابم نبرد

453
00:35:51,083 --> 00:35:52,750
خب، ایشون ریچلـه

454
00:35:52,833 --> 00:35:55,750
قراره عمه‌ی جدیدت باشه، باحال نیست؟

455
00:35:57,250 --> 00:35:58,875
چیزی نیست

456
00:35:58,958 --> 00:36:01,291
‫"مردم متأسف" با بوی خون بیدار می‌شه

457
00:36:01,375 --> 00:36:04,791
‫پس، فقط باید حواست باشه که از جاییت خون نیاد،
‫تو که پریود نیستی، درسته؟

458
00:36:07,458 --> 00:36:11,625
‫نگران نباش،
‫ "مرد متأسف" با پسر کوچولوها کاری نداره

459
00:36:12,416 --> 00:36:14,041
اون عروس‌ها رو ترجیح می‌ده

460
00:36:14,125 --> 00:36:16,708
پس، بیا به عمه ریچل شب ‌بخیر بگیم

461
00:36:16,791 --> 00:36:18,416
‫- شب بخیر
‫- عروس قشنگ‌ خونواده

462
00:36:18,500 --> 00:36:19,375
‫عروس قشنگ‌ خونواده

463
00:36:20,083 --> 00:36:22,625
‫نذار "مرد متأسف" دل و روده‌ت رو ببینه

464
00:36:24,049 --> 00:36:29,049
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">نیـوفیـلم</font>   <font color="Orange">NewFilm</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

465
00:36:31,416 --> 00:36:33,916
‫ببخشید که برای آوردن یخ، مجبور شدی
‫این داستان رو هم گوش کنی

466
00:36:34,416 --> 00:36:39,000
‫تو بچگی این‌قدر از این داستان می‌ترسیدیم که
‫پدر و مادرمون گفتن تعریف کردنش ممنوعه

467
00:36:39,666 --> 00:36:42,625
پس، با جولز و نلی هم آشنا شدی؟
چه باحال

468
00:36:42,708 --> 00:36:44,916
با چاقوی کره نیفتادن به جون هم؟

469
00:36:45,000 --> 00:36:47,250
تو که باورش نداری، نه؟

470
00:36:47,333 --> 00:36:53,083
‫نه، من قطعاً به هیولای جهنمی‌ای که
‫ به کالبد یه انسان در اومده باور ندارم

471
00:36:56,083 --> 00:36:59,250
‫ولی وقتی بچه بودیم،
‫ توی جنگل یه اتفاقی برای جولز افتاد

472
00:37:00,125 --> 00:37:02,708
وقتی برگشت... دیگه مثل سابق نبود

473
00:37:04,000 --> 00:37:05,833
نمی‌دونی واقعاً چی شد؟

474
00:37:06,333 --> 00:37:09,333
خب... همین داستان رو برامون تعریف کرد

475
00:37:10,750 --> 00:37:14,416
‫بعد این قضیه، پدر و مادرم فرستادنش
‫ یه مدرسه شبانه روزی خفن تو اروپا

476
00:37:14,500 --> 00:37:15,791
بچه داغون شده بود، نه؟

477
00:37:15,875 --> 00:37:17,666
من توی اون بار قدیمی یه مَردی رو با تیزی زدم

478
00:37:18,541 --> 00:37:19,750
چی؟

479
00:37:19,833 --> 00:37:23,708
با سوئیچ ماشین، خیلی آدم عجیبی بود

480
00:37:23,791 --> 00:37:25,041
چی؟ منظورت چیه؟

481
00:37:25,125 --> 00:37:27,458
زُل زده بود بهم و
هی داشت نزدیکم می‌شد

482
00:37:27,541 --> 00:37:29,375
‫با خودم فکر کردم می‌خواد بهم صدمه بزنه
‫ولی...

483
00:37:29,458 --> 00:37:32,583
‫نمی‌دونم چطور توصیفش کنم، ولی
‫شاشیدن من رو هم دزدکی نگاه کرد

484
00:37:32,666 --> 00:37:33,916
چی؟ حالت خوبه؟

485
00:37:34,000 --> 00:37:36,625
‫آره، خوبم، فقط...

486
00:37:39,250 --> 00:37:40,166
نمی‌دونم

487
00:37:41,125 --> 00:37:44,458
‫یه جورایی حس می‌کنم دژاوو بهم دست داد،
‫نه از نوع خوبش

488
00:37:44,541 --> 00:37:48,250
‫یه حس آشنایی بهم دست داده و نمی‌دونم
‫چطور توصیفش کنم

489
00:37:48,333 --> 00:37:50,166
فقط می‌تونم بگم برام وحشتناکه

490
00:37:50,250 --> 00:37:52,291
مثل وقتی که می‌دونی قراره اتفاق بدی بیفته

491
00:37:52,375 --> 00:37:54,833
‫یعنی از درون می‌دونی،
‫و من یه همچین احساسی داشتم

492
00:37:54,916 --> 00:37:58,583
‫از وقتی هم رسیدیم این‌جا،
‫هی بیشتر و بیشتر شده

493
00:37:58,666 --> 00:38:02,125
‫و حالا که این‌جاییم...

494
00:38:02,208 --> 00:38:05,583
‫- حالا واقعاً حسش می‌کنم...
‫- بیا ببینم

495
00:38:06,083 --> 00:38:07,083
عشقم، بیا پیشم

496
00:38:07,583 --> 00:38:09,375
چیزی نیست، ببخشید

497
00:38:10,416 --> 00:38:11,458
ببخشید

498
00:38:12,458 --> 00:38:16,416
‫درک می‌کنم، منم همین حس رو داشتم،
‫منم احساس بدی داشتم

499
00:38:17,208 --> 00:38:18,791
کاملاً درک می‌کنم

500
00:38:25,333 --> 00:38:26,541
نیکی

501
00:38:26,625 --> 00:38:27,625
هوم؟

502
00:38:28,958 --> 00:38:33,041
‫به خواهرت گفتی که به‌ خاطر یه حمله عصبی
‫"ایسلند" رو با شما نیومدم؟

503
00:38:33,125 --> 00:38:35,333
نه، همچین حرفی نزدم

504
00:38:38,208 --> 00:38:40,416
پس، از کجا می‌دونه که ترس از پرواز دارم؟

505
00:38:41,791 --> 00:38:44,041
خب، می‌دونه که چطور ما با هم آشنا شدیم

506
00:38:48,333 --> 00:38:50,000
ببخشید

507
00:38:50,083 --> 00:38:52,083
دوست دارم

508
00:39:01,791 --> 00:39:02,791
هوم

509
00:39:03,875 --> 00:39:05,166
ببخشید، ببخشید

510
00:39:05,750 --> 00:39:06,625
چی شده؟

511
00:39:14,041 --> 00:39:15,958
باید یه کاری انجام بدم

512
00:41:12,625 --> 00:41:13,625
‫نیکی!

513
00:44:01,166 --> 00:44:02,416
خانم کانینگهام؟

514
00:44:29,583 --> 00:44:30,458
هی

515
00:44:32,041 --> 00:44:33,000
هی

516
00:44:36,833 --> 00:44:38,041
خانم کانینگهام؟

517
00:44:39,083 --> 00:44:40,375
‫هی، حال‌تون خوبه؟

518
00:44:51,125 --> 00:44:54,125
‫اینم از ایشون!

519
00:44:57,791 --> 00:44:59,708
‫خانم کانینگهام بعدی!

520
00:45:04,041 --> 00:45:05,083
هوم

521
00:45:10,208 --> 00:45:11,083
سلام

522
00:45:11,625 --> 00:45:15,125
‫ویکتوریا، عزیزم،
‫بیا برگردونیمت روی تخت

523
00:45:16,708 --> 00:45:18,166
فقط خواستم نامه رو بردارم

524
00:45:18,250 --> 00:45:20,500
‫نیازی نیست، عشقم.
‫این کار منه

525
00:45:23,125 --> 00:45:25,083
دیگه زیاد همو نمی‌بینیم

526
00:45:25,166 --> 00:45:27,958
‫اوه، نه، حتماً باز همو می‌بینیم،
‫این تازه اولشه

527
00:45:29,005 --> 00:45:36,934
« اتفاق بسیار بدی در کمین است »

528
00:46:13,651 --> 00:46:15,651
‫[کارت دعوت عروسیِ ریچل هارکین و نیکولاس کانینگهام]

529
00:46:18,538 --> 00:46:22,734
‫[با اون ازدواج نکن]

530
00:46:22,758 --> 00:46:30,758
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">نیـوفیـلم</font>   <font color="Orange">NewFilm</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

531
00:46:30,782 --> 00:46:36,782
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">نیـوفیـلم</font>   <font color="Orange">NewFilm</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال