﻿
1
00:00:02,000 --> 00:00:08,000
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">نیـوفیـلم</font>   <font color="Orange">NewFilm</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

2
00:00:08,458 --> 00:00:14,666
♪ چه عروس خوشگلی بشی ♪

3
00:00:14,750 --> 00:00:21,250
♪ روزی که با من ازدواج کنی ♪

4
00:00:21,333 --> 00:00:24,625
♪ چون کاملاً واضحه ♪

5
00:00:24,708 --> 00:00:27,278
♪ کاملاً واضحه که ♪

6
00:00:27,303 --> 00:00:28,598
♪ چه عروس خوشگلی می‌شی ♪

7
00:00:28,871 --> 00:00:34,842
‫[۴ روز قبل از جشن عروسی]

8
00:00:35,333 --> 00:00:38,541
♪ خب، ما خیلی جوون بودیم ♪

9
00:00:38,625 --> 00:00:41,375
♪ می‌دونم ♪

10
00:00:48,416 --> 00:00:51,708
♪ بی‌صبرانه منتظرم ببینم ♪

11
00:00:51,791 --> 00:00:54,208
♪ بی‌صبرانه منتظرم ببینم ♪

12
00:00:55,875 --> 00:00:58,625
فقط می‌خوام چند کلمه حرف بزنم

13
00:00:59,625 --> 00:01:04,083
‫تا این هفته رو آغاز کنیم،
‫هفته‌ای که عشق‌تون رو جشن می‌گیرین

14
00:01:04,166 --> 00:01:07,216
و واقعاً باعث افتخارمه که شما تصمیم گرفتین

15
00:01:07,300 --> 00:01:09,250
‫این‌جا، تو "سامر هاوس"، ازدواج کنین

16
00:01:09,333 --> 00:01:12,000
‫همون‌طور که من و خواهرام
‫ قبل از شما این‌جا ازدواج کردیم

17
00:01:13,041 --> 00:01:17,041
‫و خیلی خوشحالم که می‌بینم این سنت رو
‫پسرِ مهربون و شیرینم هم

18
00:01:18,000 --> 00:01:19,416
‫ادامه می‌ده

19
00:01:20,125 --> 00:01:21,833
پسر کوچولوی مامان

20
00:01:22,625 --> 00:01:24,500
تو برای دوست داشته شدن به دنیا اومدی

21
00:01:25,958 --> 00:01:27,625
‫تو همیشه کسی بودی که

22
00:01:27,708 --> 00:01:31,166
‫با روحش دنیای اطرافش رو می‌بینه،
‫نه فقط با چشم‌هاش

23
00:01:31,791 --> 00:01:34,708
‫حتی وقتی خیلی کوچولو بودی،

24
00:01:34,791 --> 00:01:37,375
‫شب‌هایی بود که کل دنیا ساکت بود،

25
00:01:37,958 --> 00:01:40,291
‫ و فقط تو و من توی تاریکی بودیم

26
00:01:41,250 --> 00:01:45,750
‫و تو با اون گریه‌ی آرومت بیدارم می‌کردی،

27
00:01:46,416 --> 00:01:48,708
انگار که... داری من رو صدا می‌زنی

28
00:01:48,791 --> 00:01:50,625
‫نه به‌خاطر این‌که چیزی ازم بخوای،

29
00:01:50,708 --> 00:01:54,583
‫بلکه چون می‌خواستی چیزی رو با من درمیون بذاری

30
00:01:54,666 --> 00:01:58,916
‫و اون موقع بهت قول دادم که
‫همیشه از همین نیک محافظت کنم

31
00:01:59,541 --> 00:02:01,616
همین نیکِ مهربون

32
00:02:01,625 --> 00:02:03,958
و پاک

33
00:02:05,041 --> 00:02:07,333
پس، می‌خوام به هر دوتون یه چیزی بگم

34
00:02:08,416 --> 00:02:09,625
‫تو ازدواج،

35
00:02:11,000 --> 00:02:12,458
‫باید قول بدین،

36
00:02:13,333 --> 00:02:16,333
‫روحی که الان روبه‌روتون می‌بینین رو

37
00:02:16,916 --> 00:02:20,708
مهم‌ترین و مقدس‌ترین چیز بدونین

38
00:02:20,791 --> 00:02:25,416
‫چون زمان نیروییه که...
‫نمی‌شه جلوش رو گرفت

39
00:02:27,000 --> 00:02:29,500
و دست به هر کاری می‌زنه تا آدم‌ها رو نابود کنه

40
00:02:31,041 --> 00:02:32,416
‫و در نهایت،

41
00:02:33,166 --> 00:02:34,708
موفق هم می‌شه

42
00:02:36,750 --> 00:02:40,583
‫پس آره، باید فداکاری کنین،
‫فداکاری در مورد چیزهای سطحی،

43
00:02:41,416 --> 00:02:42,916
‫حس و حال‌های زودگذر روزمره،

44
00:02:43,875 --> 00:02:45,250
‫اولویت‌های جزئی و کم‌اهمیت،

45
00:02:45,333 --> 00:02:50,625
‫برای حفظ کردن پاک‌ترین و عمیق‌ترین بخش‌ها

46
00:02:53,125 --> 00:02:56,375
باید اشتباهات همدیگه رو بپذیرین و ببخشین

47
00:02:56,958 --> 00:02:59,416
‫نباید بذارین هیچ‌چیزی شما رو از هم جدا کنه،

48
00:02:59,500 --> 00:03:00,916
‫هر چقدر هم که هولناک باشه

49
00:03:01,458 --> 00:03:03,958
‫این کاریه که عشق واقعی زندگی
‫ باید انجام بده

50
00:03:04,458 --> 00:03:07,750
عشق زندگی‌تون

51
00:03:07,833 --> 00:03:10,208
‫حالا یه نوشیدنی بریم بالا!

52
00:03:10,916 --> 00:03:13,791
به سلامتی پسر نازم، نیکی

53
00:03:15,125 --> 00:03:19,041
‫و نامزدش، ریچل، دختری که
‫از ما قایم شده بود

54
00:03:19,125 --> 00:03:23,291
‫حالا این وظیفه‌ی شماست که
‫ از روحی که روبه‌روتون قرار داره محافظت کنین

55
00:03:23,958 --> 00:03:27,833
‫ازدواج یه اتحاد قدرتمند بین روح‌هاست

56
00:03:27,916 --> 00:03:30,916
انگار به هم دوخته می‌شین

57
00:03:31,625 --> 00:03:34,250
‫و... اگه پیوندتون اشتباه باشه،

58
00:03:34,333 --> 00:03:38,458
‫این حس رو می‌ده که توی
‫یه کشتی شکسته تهِ اقیانوس

59
00:03:38,541 --> 00:03:41,166
‫غل و زنجیر شدین

60
00:03:41,750 --> 00:03:44,125
‫ولی اگه پیوندتون درست باشه،

61
00:03:45,166 --> 00:03:46,375
‫حس...

62
00:03:48,583 --> 00:03:50,150
جاودانگی پیدا می‌کنین

63
00:03:56,500 --> 00:03:58,291
‫- به سلامتی جاودانگی
‫- به سلامتی

64
00:03:58,375 --> 00:03:59,791
‫- به سلامتی
‫- به سلامتی

65
00:03:59,875 --> 00:04:02,458
‫- چه قشنگ صحبت کردی، مامان، وای!
‫- به سلامتی

66
00:04:02,541 --> 00:04:04,458
‫- به سلامتی، مامان
‫- قشنگ بود

67
00:04:06,458 --> 00:04:07,750
این چه کوفتیه؟

68
00:04:07,800 --> 00:04:09,360
‫[با اون ازدواج نکن]

69
00:04:09,458 --> 00:04:12,500
‫- نمی‌دونی از طرف کیه؟
‫- نه، همراه نامه بود

70
00:04:13,500 --> 00:04:14,500
عجب

71
00:04:15,375 --> 00:04:17,708
‫تا حالا از این نامه‌های نفرت‌آمیز از کسی
‫نگرفته بودم

72
00:04:20,500 --> 00:04:24,000
‫- شاید... جِس فرستاده؟
‫- نه

73
00:04:24,083 --> 00:04:25,916
مگه یه بار سعی نکرد آپارتمانت رو آتیش بزنه؟

74
00:04:26,000 --> 00:04:28,500
‫نه، می‌خواست خودش رو توی آپارتمان من
‫آتیش بزنه

75
00:04:29,250 --> 00:04:30,500
‫- ریچل، این حرفت...
‫- چیه؟

76
00:04:31,083 --> 00:04:32,291
سلیقه ترسناکی داری

77
00:04:32,375 --> 00:04:37,250
‫خب، شاید کار یکی از
‫ دوست‌دخترهای سابق تو باشه

78
00:04:37,333 --> 00:04:38,166
‫- نه
‫- آره

79
00:04:38,250 --> 00:04:40,791
‫شاید مثلاً یه دوست‌دختر سابق به‌خصوصی
‫که از قضا الان این‌جاست

80
00:04:40,875 --> 00:04:42,041
‫- منظورم اینه...
‫- بی‌خیال! نِل رو می‌گی؟

81
00:04:42,125 --> 00:04:44,125
‫آره، شاید،
‫اگه یکی این‌جا داره اذیتم می‌کنه چی؟

82
00:04:44,208 --> 00:04:45,583
خونواده‌ت حتی من رو نمی‌شناسه

83
00:04:45,666 --> 00:04:48,708
‫من رو که می‌شناسن، خب؟
‫و من با علاقه خاصی در مورد تو حرف می‌زنم

84
00:04:48,791 --> 00:04:51,083
انگار که تا سر حد مرگ دوست دارم

85
00:04:51,166 --> 00:04:52,958
آره ولی تو براشون حکم خدا رو داری

86
00:04:53,041 --> 00:04:57,458
‫یعنی، طوری که مامانت درباره‌ت صحبت می‌کنه،
‫این‌که بچه بی‌نقص‌شونی

87
00:04:57,541 --> 00:05:00,750
‫چرا باید بذاره پسر بی‌نقصش با
‫ دختری ازدواج کنه که شناختی ازش نداره؟

88
00:05:01,333 --> 00:05:03,916
‫کسی قرار نیست اجازه بده،
‫من خودم می‌خوام با تو ازدواج کنم

89
00:05:04,000 --> 00:05:04,916
نیکی

90
00:05:05,000 --> 00:05:06,958
و تو هم می‌خوای با من ازدواج کنی

91
00:05:07,041 --> 00:05:09,166
درسته؟ مگه فقط همین مهم نیست؟

92
00:05:09,916 --> 00:05:11,500
خیلی‌خب

93
00:05:12,083 --> 00:05:15,083
‫تازشم، این یادداشت...
‫بذار ببینم

94
00:05:15,166 --> 00:05:18,875
‫می‌گه که من به اندازه کافی
‫ برات خوب نیستم، خب؟

95
00:05:18,958 --> 00:05:22,250
‫"با اون ازدواج نکن"،
‫من رو می‌گه، با من مشکل داره

96
00:05:22,833 --> 00:05:24,750
چه اهمیتی داره که یه عوضی چه فکری می‌کنه؟

97
00:05:24,833 --> 00:05:27,250
آره، باشه، ولی برام مهمه که
 مامانت چه فکری می‌کنه

98
00:05:27,333 --> 00:05:31,250
یعنی، آیا من به خوبی از روحت محافظت می‌کنم؟

99
00:05:31,333 --> 00:05:32,958
نمی‌دونم یعنی چی

100
00:05:33,041 --> 00:05:35,291
‫یعنی مثلاً... آیا
‫من تو رو به‌خاطر کسی که هستی دوست دارم؟

101
00:05:35,375 --> 00:05:37,625
‫یا این‌که کم‌کم از کسی که واقعاً هستی
‫ دورت می‌کنم و یه روز

102
00:05:37,708 --> 00:05:40,833
‫برمی‌گردی می‌گی: "من دیگه خودم رو نمی‌شناسم،
‫افسرده شدم، ترکت می‌کنم"

103
00:05:40,916 --> 00:05:43,875
‫ریچل، این اتفاق برای ما نمی‌افته،
‫ما از اون دسته آدما نیستیم

104
00:05:44,458 --> 00:05:45,875
وای خدا، لباسم کجاست؟

105
00:05:47,500 --> 00:05:48,916
چی؟ اون داخله دیگه

106
00:05:49,000 --> 00:05:50,208
توی کمد نیست؟

107
00:05:50,291 --> 00:05:51,208
نه

108
00:05:53,666 --> 00:05:55,833
قسم می‌خورم تا همین صبح داخل کمد بود

109
00:05:55,916 --> 00:05:58,250
کنار کت‌شلوار خودت آویزون بود

110
00:05:59,791 --> 00:06:02,666
‫خب... تو خونه هانا و چَد جا نذاشتیم؟

111
00:06:02,750 --> 00:06:04,375
چون اون‌جا درش آوردیم بهشون نشون بدیم

112
00:06:04,458 --> 00:06:06,208
یادت میاد که دیشب از ماشین آوردیش یا نه؟

113
00:06:06,291 --> 00:06:10,458
‫آره فکر کنم...
‫شاید توی ماشین جا گذاشتم

114
00:06:12,250 --> 00:06:13,666
یا شاید یکی برداشتتش

115
00:06:14,416 --> 00:06:17,791
‫اونا از این کارها نمی‌کنن، قسم می‌خورم،
‫کسی نمی‌خواد عروسی‌مون رو خراب کنه

116
00:06:17,875 --> 00:06:20,958
‫باشه، خب، من ۹۹ درصد مطمئنم که
‫ لباسم رو جا نذاشتیم

117
00:06:21,041 --> 00:06:22,833
خب، می‌تونم دوباره ماشین رو چک کنم

118
00:06:22,916 --> 00:06:25,041
‫فقط...
‫من فکر نمی‌کنم کسی برداشته باشه

119
00:06:25,125 --> 00:06:27,208
باشه، پس، کجاست؟

120
00:06:27,291 --> 00:06:29,333
نمی‌دونم، نمی‌دونم

121
00:06:29,416 --> 00:06:31,916
هی، ما تو یه تیم هستیم، خب؟

122
00:06:32,000 --> 00:06:35,375
خیلی‌خب، یه بغل بهم بده

123
00:06:36,125 --> 00:06:38,166
از همه سوال می‌کنم که دیدنش یا نه، باشه؟

124
00:06:38,250 --> 00:06:40,708
کل این خونه رو می‌گردم، باشه؟
پیداش می‌کنیم

125
00:06:40,791 --> 00:06:42,750
حتماً همین اطرافه، باشه؟

126
00:06:42,833 --> 00:06:44,416
‫- همین‌جاست، پیداش می‌کنیم
‫- باشه

127
00:06:45,333 --> 00:06:47,500
ته توی این قضیه رو درمیاریم، باشه؟

128
00:06:48,375 --> 00:06:50,916
و کون لق این یادداشت، باشه؟

129
00:06:51,000 --> 00:06:53,875
‫طرف حتی نوشته
‫"لطفاً پاسخ دهید"

130
00:07:13,810 --> 00:07:24,648
« اتفاق بسیار بدی در کمین است »

131
00:07:28,273 --> 00:07:34,273
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">نیـوفیـلم</font>   <font color="Orange">NewFilm</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

132
00:07:49,958 --> 00:07:52,416
نمی‌دونم دیشب جلوی نامزد نیکی

133
00:07:52,500 --> 00:07:54,875
چه حرف‌هایی زده

134
00:07:54,958 --> 00:07:57,291
‫یعنی، من به‌موقع رسیدم،
‫ قبل از این‌که بخواد حرفی بزنه

135
00:07:57,375 --> 00:07:59,083
ولی باز مطمئن نیستم

136
00:07:59,166 --> 00:08:01,333
ببخشید، به نظرت نباید نیکی قضیه رو بدونه

137
00:08:01,416 --> 00:08:03,291
تا آماده بشه؟

138
00:08:03,375 --> 00:08:04,583
‫نه!

139
00:08:04,666 --> 00:08:08,541
‫این‌طوری نقشه‌مون کاملاً خراب می‌شه،
‫ما برای ویکتوریا این کار رو انجام می‌دیم

140
00:08:08,625 --> 00:08:10,708
‫- می‌دونم
‫- این چیزیه که اون می‌خواد

141
00:08:10,791 --> 00:08:13,958
‫اگه نیکی بفهمه،
‫اون خیلی ناراحت می‌شه

142
00:08:14,041 --> 00:08:18,625
‫پس یه لطفی به من کن و چشم ازش برندار،
‫خصوصاً از نامزدش

143
00:08:18,708 --> 00:08:21,541
‫سعی می‌کنم، بسپرش به من، باشه؟
‫حلش می‌کنم

144
00:08:40,958 --> 00:08:41,916
سلام، جود

145
00:08:43,708 --> 00:08:45,083
به چی نگاه می‌کنی؟

146
00:08:49,000 --> 00:08:49,833
خون

147
00:08:51,916 --> 00:08:53,458
این‌جا خون ریخته، ببین

148
00:08:54,416 --> 00:08:55,791
خون، خون

149
00:08:56,833 --> 00:08:59,833
خون، خون، خون

150
00:09:00,375 --> 00:09:01,750
ای لعنتی

151
00:09:01,833 --> 00:09:03,041
از تو ریخته؟

152
00:09:03,708 --> 00:09:06,041
آره، خون دماغ شده بودم

153
00:09:06,875 --> 00:09:07,708
بگا رفتیم

154
00:09:07,791 --> 00:09:10,625
وای، نه، این کلمه رو به زبون نیار

155
00:09:10,708 --> 00:09:12,333
‫"مرد متأسف" تو رو می‌کشه

156
00:09:12,416 --> 00:09:14,416
‫- بابا!
‫- نه، نه، نه

157
00:09:14,500 --> 00:09:16,416
جود، جود، جود، وایسا، نه

158
00:09:16,500 --> 00:09:19,041
من... فکر نمی‌کنم اون واقعیت داشته باشه

159
00:09:19,125 --> 00:09:20,250
از کجا می‌دونی؟

160
00:09:20,333 --> 00:09:23,000
‫فکر می‌کنم فقط یه داستانیه که
‫ عمه پورشا گفت تا ما رو بترسونه

161
00:09:23,083 --> 00:09:25,458
‫تو اصلاً نمی‌دونی این‌جا واقعاً چه‌خبره

162
00:09:25,541 --> 00:09:26,958
‫- چی؟
‫- بابا!

163
00:09:27,041 --> 00:09:28,708
‫جود، داد نزن

164
00:09:30,916 --> 00:09:33,416
‫ما توی این خونه داد نمی‌زنیم،
‫تو که می‌دونی

165
00:09:38,708 --> 00:09:40,500
می‌خوای بگی چرا داد می‌زدی؟

166
00:09:40,583 --> 00:09:44,666
‫ریچل با خونش "مرد متأسف" رو احضار کرده،
‫حالا اون رو می‌کشه

167
00:09:44,750 --> 00:09:47,125
‫نه، ببخشید،
‫دیشب خون دماغ شدم

168
00:09:47,208 --> 00:09:49,000
و فکر کنم ریخت روی کف زمین

169
00:09:49,583 --> 00:09:52,291
ببخشید، بابا، نمی‌دونم اون از کجا می‌دونه

170
00:09:53,166 --> 00:09:54,708
نمی‌خوام چیزی بشنوم

171
00:09:57,625 --> 00:09:59,333
صبح بخیر، دکتر کانینگهام

172
00:10:00,625 --> 00:10:01,458
وایسا

173
00:10:02,166 --> 00:10:03,666
تو هم وایسا

174
00:10:04,500 --> 00:10:05,375
جُم نخور

175
00:10:08,375 --> 00:10:09,250
نگام کن

176
00:10:10,250 --> 00:10:13,291
‫دیگه نمی‌خوام در موردش حرفی بزنی،
‫فهمیدی؟

177
00:10:13,791 --> 00:10:15,000
فهمیدی؟

178
00:10:18,583 --> 00:10:20,208
حالا چه اتفاقی براش می‌افته؟

179
00:10:20,291 --> 00:10:22,083
اون با عمو نیکی ازدواج می‌کنه

180
00:10:22,166 --> 00:10:23,000
بعدش چی؟

181
00:10:23,083 --> 00:10:26,875
نیازی نیست نگرانش باشی، خب؟

182
00:10:28,208 --> 00:10:30,833
هی، هی، وایسا، جود، کجا می‌ری؟

183
00:10:30,916 --> 00:10:32,916
‫- ما توی این خونه داد نمی‌زنیم
‫- ولی باید غذا بخوری

184
00:10:33,000 --> 00:10:34,916
نلی برام پنکیک درست کرد

185
00:10:35,000 --> 00:10:37,291
‫- چه پنکیکی؟
‫- با تکه شکلات

186
00:10:40,083 --> 00:10:43,041
‫نیکی بهت گفت که بابامون رو
‫ دکتر کانینگهام صدا بزنی؟

187
00:10:44,041 --> 00:10:47,250
‫نه، نمی‌دونم، فقط خواستم
‫مؤدب باشم

188
00:10:49,333 --> 00:10:51,916
‫می‌دونی، منم دکتر کانینگهام حساب می‌شم

189
00:10:55,291 --> 00:10:56,166
درسته

190
00:10:58,333 --> 00:11:00,791
ببخشید، می‌خواین به همین اسم صداتون کنم؟

191
00:11:00,875 --> 00:11:01,958
البته

192
00:11:03,958 --> 00:11:04,833
خیلی‌خب

193
00:11:05,916 --> 00:11:07,166
‫عه...

194
00:11:07,250 --> 00:11:08,250
چی برات خنده‌داره؟

195
00:11:08,333 --> 00:11:12,250
نفهمیدم دارین شوخی می‌کنین یا نه

196
00:11:17,250 --> 00:11:19,750
مگه نباید عروس‌ها سفید بپوشن؟

197
00:11:23,625 --> 00:11:25,458
یعنی چی که لباست نیست؟

198
00:11:25,541 --> 00:11:28,375
به نظرتون امکان داره که یکی برداشته باشه؟

199
00:11:28,458 --> 00:11:31,166
‫ریچل، چطور ممکنه لباس عروسیت رو
‫فراموش کرده باشی؟

200
00:11:31,250 --> 00:11:32,708
پورشا

201
00:11:32,791 --> 00:11:35,666
‫چیزی نیست، عزیزم،
‫یه راه حلی پیدا می‌کنیم

202
00:11:36,833 --> 00:11:39,500
‫ای خدا، باید اول دَر بزنی،
‫شاید ما لخت بودیم

203
00:11:39,583 --> 00:11:40,458
همه‌تون؟

204
00:11:40,541 --> 00:11:42,000
ایش، چرا داری تصورش می‌کنی؟

205
00:11:42,083 --> 00:11:43,833
‫- نکردم
‫- پیداش کردی؟

206
00:11:43,916 --> 00:11:45,250
فکر کنم جا گذاشتیمش، ریچ

207
00:11:45,333 --> 00:11:47,291
لباس رو تو "شیکاگو" جا گذاشتین؟

208
00:11:47,375 --> 00:11:50,541
‫- "شیکاگو" نمونده، با خودمون آورده بودیم
‫- فکر کنم پیش هانا و چَد جا گذاشتیم

209
00:11:50,625 --> 00:11:51,625
هانا و چَد کین؟

210
00:11:51,708 --> 00:11:53,583
‫دوستامون توی "کلیولند" که پیش‌شون
‫ مونده بودیم

211
00:11:53,666 --> 00:11:56,250
‫- شما توی "کلیولند" آشنا دارین؟
‫- زنگ زدی ازشون بپرسی؟

212
00:11:56,333 --> 00:11:58,875
‫آره، جفت‌شون سر کار بودن،
‫ولی یه کلید زاپاس کنار خونه‌شون گذاشتن

213
00:11:58,958 --> 00:12:00,083
پس، من یه سر تا اون‌جا می‌رم

214
00:12:00,166 --> 00:12:02,500
‫- نه، نه، این دیوونگیه
‫- وای، چقدر رمانتیک

215
00:12:02,583 --> 00:12:05,500
‫- ببخشید، مگه تا اون‌جا ۸ ساعت راه نیست؟
‫- نباید تنها بری

216
00:12:05,583 --> 00:12:09,125
‫- تو چرا می‌دونی تا اون‌جا چقدر راهه؟
‫- خودم می‌خوام برم، باشه؟ برام مهمه

217
00:12:09,208 --> 00:12:10,833
نیست واقعاً، عیب نداره

218
00:12:10,916 --> 00:12:12,666
خب، می‌تونم یه چیز دیگه بپوشم

219
00:12:12,750 --> 00:12:15,000
برای عروسیت نیاز به لباس عروسی داری، ریچل

220
00:12:15,083 --> 00:12:17,250
‫نمی‌تونی که همین رو بپوشی،
‫این مناسب مراسم خاک‌سپاریه

221
00:12:17,791 --> 00:12:20,625
آره، خب، یه لباس دیگه هم دارم که
بتونم بپوشم

222
00:12:20,708 --> 00:12:24,291
به نظرم این کارش خیلی رمانتیکه، نه؟

223
00:12:24,375 --> 00:12:27,083
‫- خیلی‌خب، می‌بینمت
‫- خب، مطمئنی؟

224
00:12:27,750 --> 00:12:29,125
چی؟ آره، حتماً

225
00:12:30,500 --> 00:12:33,083
‫مشکلی نیست، تو هم فرصت می‌کنی
‫با بقیه آشنا شی

226
00:12:33,875 --> 00:12:34,875
خیلی‌خب

227
00:12:47,500 --> 00:12:49,500
چرا لباس من رو امتحان نمی‌کنی؟

228
00:12:49,583 --> 00:12:51,666
‫ایده‌ی فوق‌العاده‌ایه!

229
00:12:51,750 --> 00:12:55,250
‫وای خدا، خانم کانینگهام،
‫خیلی محبت دارین...

230
00:12:59,708 --> 00:13:00,541
وای

231
00:13:01,125 --> 00:13:03,000
‫بذارین اول ببینیم
‫ نیکی لباس رو پیدا می‌کنه یا نه

232
00:13:03,083 --> 00:13:04,833
بعد فردا می‌تونیم لباس‌ها رو پرو کنیم

233
00:13:04,916 --> 00:13:06,333
ولی فردا که وقت نیست

234
00:13:06,416 --> 00:13:08,916
‫فردا کلی کار آماده‌سازی داریم،
‫جمعه مهمونی شامِ قبل از عروسیه،

235
00:13:09,000 --> 00:13:11,291
‫شنبه جشن مجردی رو داریم،
‫یکشنبه هم خود روز عروسیه

236
00:13:11,375 --> 00:13:13,000
‫پس امروز، روز پرو لباسه

237
00:13:13,083 --> 00:13:14,583
فکر کنم اندازه‌ت بشه

238
00:13:15,541 --> 00:13:16,416
هوم؟

239
00:13:18,250 --> 00:13:19,375
آره

240
00:13:19,458 --> 00:13:21,750
‫باشه، خوشحال می‌شم...
‫آره لطفاً، مرسی...

241
00:13:24,083 --> 00:13:30,541
♪ می‌ریم کلیسا و ازدواج می‌کنیم ♪

242
00:13:30,625 --> 00:13:32,958
♪ می‌ریم کلیسا ♪

243
00:13:33,041 --> 00:13:37,916
♪ و ازدواج می‌کنیم ♪

244
00:13:38,000 --> 00:13:40,333
‫- عزیزم...
‫- به نظرم باید دنباله لباس رو حذف کنیم

245
00:13:40,833 --> 00:13:43,291
‫آستین‌هاشم همین‌طور،
‫آستین‌ها رو می‌برم

246
00:13:43,916 --> 00:13:44,916
مطمئنی؟

247
00:13:45,000 --> 00:13:46,750
باید از کمر تنگ‌تر بشه

248
00:13:48,250 --> 00:13:52,166
‫مامان منم همچین کمری داشت.
‫خب، خود منم قبلاً کمرم این‌ شکلی بود

249
00:13:52,250 --> 00:13:54,125
‫مامان، بس کن، تو عالی‌ا‌ی!

250
00:13:54,208 --> 00:13:55,875
می‌دونی چی کمر رو خراب می‌کنه؟

251
00:13:55,958 --> 00:13:57,958
می‌خوای موهات رو بدی بالا یا پایین؟

252
00:13:58,041 --> 00:13:59,083
‫- پایین
‫- نه، بالا بمونه

253
00:13:59,166 --> 00:14:00,250
بچه‌دار شدن

254
00:14:00,333 --> 00:14:03,208
مامان، ترجیح میدی کمرت باریک باشه یا
من رو داشته باشی؟

255
00:14:03,291 --> 00:14:07,208
‫خب، معلومه که تو، عزیزم،
‫ولی عالی می‌شه اگه جفتش رو داشته باشی

256
00:14:07,291 --> 00:14:10,708
‫مامان، تو قول دادی دست‌بند الماسِ
‫ مامان‌بزرگ مَدلین مال منه

257
00:14:10,791 --> 00:14:13,916
‫- اوه، من بهش نیازی ندارم
‫- پورشا، می‌تونی بعد از عروسی بندازی دستت

258
00:14:15,041 --> 00:14:16,708
‫اوه...

259
00:14:16,791 --> 00:14:18,500
بی‌خیال، اندازه‌ت نیست

260
00:14:20,208 --> 00:14:21,583
چه تو دستت خوشگل می‌شه

261
00:14:23,333 --> 00:14:24,583
‫- نِل؟
‫- هوم؟

262
00:14:24,666 --> 00:14:27,791
چشمم به گردنبندش خورد

263
00:14:27,875 --> 00:14:29,541
وای، نه، وایسین

264
00:14:29,625 --> 00:14:32,208
به نظرت خاله نورا عصبانی نمی‌شه؟
مگه اون عاشق دنباله این لباس نبود؟

265
00:14:32,291 --> 00:14:35,958
خب، مهم نیست، مال اون که نیست

266
00:14:36,041 --> 00:14:38,083
درسته، مال ماست

267
00:14:39,250 --> 00:14:40,250
هوم

268
00:14:41,166 --> 00:14:45,958
این حلقه برای مادرِ مادربزرگم، النور، بود

269
00:14:46,041 --> 00:14:48,333
‫- خیلی خوشگله
‫- آره

270
00:14:51,583 --> 00:14:52,625
‫یعنی، به‌جای...

271
00:14:52,708 --> 00:14:54,041
یکم گنده‌ست

272
00:14:54,625 --> 00:14:58,541
‫ولی تو دستت می‌مونه، اگه
‫زیاد با دستت صحبت نکنی

273
00:15:01,833 --> 00:15:04,041
آره، ولی اون حلقه رو نیکی بهم داده

274
00:15:04,125 --> 00:15:05,583
و خیلی هم جذابه

275
00:15:06,416 --> 00:15:09,166
‫به این معنا نیست که حتماً روز عروسیت
‫اون حلقه رو بندازی

276
00:15:09,708 --> 00:15:10,916
‫ببخشید، ولی مگه...

277
00:15:11,000 --> 00:15:12,585
‫ریچل، مرسومه که وقتی ازدواج می‌کنی،

278
00:15:12,610 --> 00:15:14,916
‫به خانم‌های نسل‌های قبل خونواده احترام بذاری

279
00:15:15,500 --> 00:15:16,750
باشه، ببخشید

280
00:15:23,750 --> 00:15:24,791
‫هوم...

281
00:15:39,416 --> 00:15:40,250
‫اه...

282
00:15:41,166 --> 00:15:42,083
‫اِم...

283
00:15:49,041 --> 00:15:50,708
آره، انگار یه چیزیش درست نیست

284
00:15:54,666 --> 00:15:59,458
‫ببخشید، من واقعاً...
‫ قدردان این شور و شوقت هستم

285
00:15:59,541 --> 00:16:02,625
فقط فکر نکنم این کارها واقعاً نیاز باشه

286
00:16:02,708 --> 00:16:05,750
چون فقط خودمون توی مراسم عروسی هستیم

287
00:16:05,833 --> 00:16:08,541
ریچل، ۱۰۰ نفر دعوت شدن

288
00:16:09,583 --> 00:16:13,083
‫- ۱۰۰ نفر قراره بیان؟
‫- نه دقیق، ۹۰ و اندی نفرن

289
00:16:13,166 --> 00:16:15,833
‫درسته، ولی خونوادگیه،
‫همون‌طور که شما خواستین

290
00:16:15,916 --> 00:16:20,833
‫فکر می‌کردم خونوادگی یعنی فقط خودتون باشین و
‫نهایتاً پدربزرگ و مادربزرگ

291
00:16:20,916 --> 00:16:23,541
می‌دونی که خونواده چطوریه

292
00:16:23,566 --> 00:16:26,291
‫وای خدا، کامل فراموش کردم.
‫تو خونواده نداری

293
00:16:26,375 --> 00:16:28,166
‫فکر می‌کردم پدرش در قید حیاته

294
00:16:28,250 --> 00:16:31,166
‫خب، ما زیاد در ارتباط نیستیم.
‫ام، ۱۰۰ نفر یکم...

295
00:16:31,250 --> 00:16:32,708
خب، پیچیده‌ست، می‌دونی؟

296
00:16:32,791 --> 00:16:35,958
‫چون اگه عمه والری رو دعوت کنیم،
‫که باید هم دعوتش کنیم،

297
00:16:36,041 --> 00:16:39,000
‫اون‌وقت باید هر ۴ تا خواهر و برادرش و
‫ همسراشون رو هم دعوت کنیم

298
00:16:39,083 --> 00:16:42,750
‫و همچنین بچه‌های عمه و عموهامون،
‫پس غیرممکنه که

299
00:16:42,833 --> 00:16:45,666
‫اون‌قدری که می‌خواین کوچیک باشه،
‫ولی باز مراسم کوچیکیه

300
00:16:45,750 --> 00:16:47,125
نیکی در این مورد می‌دونه؟

301
00:16:47,208 --> 00:16:48,750
نمی‌دونم. نلی؟

302
00:16:48,833 --> 00:16:51,166
‫- نمی‌دونم
‫- مشکل تورشه

303
00:16:52,000 --> 00:16:54,833
همراه با تور سرش خیلی لباس رو شلوغ کرده

304
00:16:54,916 --> 00:16:56,125
خیلی شلوغ شده

305
00:16:56,208 --> 00:16:59,500
حالا فقط باید بهترین گردنبند رو پیدا کنیم

306
00:16:59,583 --> 00:17:03,375
‫اوه، راستش، می‌خواستم
‫ همون گردنبند خودم رو بندازم،

307
00:17:03,458 --> 00:17:06,083
چون حلقه نامزدی مادرمه

308
00:17:06,166 --> 00:17:09,750
‫همه‌چی بی‌نقص درمیاد و
‫تو حتی متوجه‌ش نمی‌شی

309
00:17:09,833 --> 00:17:12,543
‫تو پدری نداری که تو عروسی همراهیت کنه و
دستت رو تو دست شوهر بذاره

310
00:17:14,631 --> 00:17:15,750
نگران نباش

311
00:17:16,625 --> 00:17:18,708
همه‌چی بی‌نقص درمیاد

312
00:17:28,750 --> 00:17:30,666
‫- بیاین این رو باز کنیم!
‫- من می‌تونم

313
00:17:30,750 --> 00:17:32,625
‫- نمی‌خواد، خودم باز می‌کنم
‫- پورشا، لطفاً

314
00:17:32,708 --> 00:17:34,958
‫- کمک نمی‌خوام
‫- سمت ما نگیرش

315
00:17:35,041 --> 00:17:36,416
‫- نگرفتم
‫- وای خدا! پورشا!

316
00:17:36,500 --> 00:17:38,250
‫لعنتی!

317
00:17:41,333 --> 00:17:42,541
وای خدا

318
00:17:58,125 --> 00:17:59,375
خیلی متأسفم

319
00:18:00,416 --> 00:18:01,833
چرا تو متأسف باشی؟

320
00:18:01,916 --> 00:18:04,625
‫نه، چیزی نیست، من باهاش می‌رم،
‫تو لباست خونی می‌شه

321
00:18:06,791 --> 00:18:09,666
‫- خوب نفس بکش
‫- نلی!

322
00:18:13,583 --> 00:18:15,916
‫من نمی‌تونم،
‫نمی‌تونم این کار رو باهاش کنم

323
00:18:16,000 --> 00:18:17,416
آره، می‌دونم

324
00:18:17,500 --> 00:18:19,375
مادرِ مادربزرگم

325
00:18:20,208 --> 00:18:25,000
تو روز عروسی مادربزرگم، این رو داد بهش

326
00:18:26,958 --> 00:18:29,333
‫اون فکر می‌کرد مرواریدها تقلبی ان

327
00:18:32,958 --> 00:18:35,291
می‌دونی از کجا می‌شه فهمید؟

328
00:18:41,083 --> 00:18:43,916
مروارید رو می‌کشی روی دندونت

329
00:18:44,750 --> 00:18:48,166
اگه صاف و نرم بود، تقلبیه

330
00:18:50,291 --> 00:18:54,500
‫ولی اگه مثل سنباده زبر بود،

331
00:18:55,291 --> 00:18:56,416
واقعیه

332
00:19:00,541 --> 00:19:05,166
‫البته، مادربزرگم دندون مصنوعی داشت،
‫پس نمی‌تونست تشخیص بده

333
00:19:07,666 --> 00:19:08,666
‫مادرش...

334
00:19:09,916 --> 00:19:11,458
زنده‌به‌گور شد

335
00:19:14,791 --> 00:19:17,041
چی؟ چرا؟

336
00:19:17,125 --> 00:19:18,333
یه حادثه بود

337
00:19:20,916 --> 00:19:22,166
‫شاید این...

338
00:19:23,208 --> 00:19:25,000
بتونه چیزی باشه که تو قرض گرفتی

339
00:19:27,125 --> 00:19:29,291
باید از طرف... مادر باشه

340
00:19:30,166 --> 00:19:32,250
برای اینکه بدیمنی توی ازدواج رو دور کنه

341
00:19:32,833 --> 00:19:35,750
‫تقریباً مطمئنم که مروارید توی عروسی
‫ بدیمنی به همراه میاره

342
00:19:35,833 --> 00:19:37,583
اگه مرواریدها تقلبی باشن چی؟

343
00:19:39,541 --> 00:19:41,666
می‌خوام بکشم رو دندونم؟

344
00:20:05,791 --> 00:20:06,708
آره

345
00:20:09,916 --> 00:20:10,875
واقعین

346
00:20:23,708 --> 00:20:25,958
حتماً خیلی خیلی سخت بوده

347
00:20:26,458 --> 00:20:28,958
‫بدون این‌که مادری بالا سرت باشه،
‫دوران بلوغ رو پشت سر گذاشتی

348
00:20:31,916 --> 00:20:32,833
هوم

349
00:20:33,458 --> 00:20:35,458
یک مادر جذب بچه‌هاش می‌شه

350
00:20:36,541 --> 00:20:37,875
و بالعکس

351
00:20:58,208 --> 00:21:00,583
عالی به‌نظر می‌رسی

352
00:21:05,625 --> 00:21:06,500
مرسی

353
00:21:06,583 --> 00:21:07,541
بی‌نقصه

354
00:21:26,291 --> 00:21:27,583
نگام کن، عزیزم

355
00:21:40,958 --> 00:21:45,833
من خیلی خیلی خیلی متأسفم

356
00:21:47,791 --> 00:21:48,750
چی؟

357
00:21:52,458 --> 00:21:54,958
به‌خاطر بلایی که این سر جفت‌تون میاره

358
00:21:57,833 --> 00:22:00,333
‫مامان؟ مامان!

359
00:22:00,416 --> 00:22:01,750
دارم میام، عزیزم

360
00:22:10,041 --> 00:22:13,625
‫- سلام، عزیزم، اوضاع چطوره اون‌ور؟
‫- خوبه، خوبه

361
00:22:13,708 --> 00:22:14,750
اوه

362
00:22:16,916 --> 00:22:19,291
‫آره...

363
00:22:19,375 --> 00:22:22,416
نیکی، می‌دونستی قراره ۱۰۰ نفر تو مراسم باشن؟

364
00:22:22,500 --> 00:22:23,500
چی؟

365
00:22:24,250 --> 00:22:26,666
‫- ای خدا... بهشون گفته بودم فقط اعضای خونواده
‫- آره

366
00:22:26,750 --> 00:22:32,041
‫آره، خب، طبق حرف‌های خواهرت،
‫خونواده‌تون حدود ۱۰۰ نفره

367
00:22:32,125 --> 00:22:34,375
‫- ببخشید
‫- یه چیز عجیب این‌جا داره اتفاق می‌افته

368
00:22:34,458 --> 00:22:37,625
‫لباس عروسی مامانت رو تن من کردن،
‫بُرشش دادن، دوخت‌ودوز کردن

369
00:22:37,708 --> 00:22:39,958
‫یه سری اکسسوری به من دادن،
‫انگار که از اول تو برنامه‌شون بود

370
00:22:40,041 --> 00:22:42,375
انگار... فقط می‌خوان یه عروسی برگزار بشه

371
00:22:42,458 --> 00:22:45,083
‫ولی براشون مهم نیست که
‫ کی میاد سمتت و دستت رو می‌گیره

372
00:22:45,166 --> 00:22:48,125
‫فقط مهمه که یه نفری باشه.
‫انگار یه جای خالی برای عروس وجود داره

373
00:22:48,208 --> 00:22:49,958
‫و اونا فقط می‌خوان با یکی پُرش کنن

374
00:22:50,041 --> 00:22:52,291
‫- نمی‌دونم ولی...
‫- ریچل

375
00:22:52,375 --> 00:22:55,750
همه‌شون مدام گریه می‌کنن و
کم‌کم دارم زهره ترک می‌شم

376
00:22:55,833 --> 00:22:58,541
‫درباره‌ی چیزهای عجیب پچ‌پچ می‌کنن و
‫بعد می‌زنن زیر گریه

377
00:22:58,625 --> 00:23:00,083
و دارن یه چیزی رو از ما مخفی می‌کنن

378
00:23:00,166 --> 00:23:02,708
وایسا، وایسا، یعنی چی؟
همه گریه می‌کنن؟

379
00:23:03,291 --> 00:23:05,166
‫آره، کلی گریه و زاری می‌شنوم...

380
00:23:05,250 --> 00:23:07,333
‫- یعنی چی؟
‫- مامانت ازم عذرخواهی کرد

381
00:23:07,416 --> 00:23:09,625
‫و گفت:
‫ "ببخشید برای بلایی که این سر جفت‌تون میاره"

382
00:23:09,708 --> 00:23:12,083
یعنی چی؟
منظورش چیه؟

383
00:23:12,166 --> 00:23:13,791
‫- خودش این رو گفت؟
‫- آره!

384
00:23:13,875 --> 00:23:15,875
‫- روحمم خبر نداره
‫- می‌شه... میشه

385
00:23:15,958 --> 00:23:19,833
‫- می‌شه برگردی این‌جا، لطفاً؟
‫- آره، حتماً، پس لباست چی می‌شه؟

386
00:23:19,916 --> 00:23:22,208
‫اصلاً لباس برام مهم نیست،
‫از اول هم نبود

387
00:23:22,291 --> 00:23:24,416
‫الان لباس مامانت تنمه،
‫من از اول هم نمی‌خواستم جایی بری

388
00:23:24,500 --> 00:23:27,000
نل و پورشا و مامانت اصرار داشتن که بری

389
00:23:27,083 --> 00:23:29,750
‫- باشه، باشه
‫- خب، داری برمی‌گردی؟

390
00:23:29,833 --> 00:23:33,583
‫همین الان دور می‌زنم، خیلی شرمنده که
‫تنهات گذاشتم، باشه؟ زود میام!

391
00:23:33,666 --> 00:23:35,041
باشه

392
00:23:35,125 --> 00:23:36,208
‫- مرسی
‫- فدات

393
00:23:36,291 --> 00:23:38,666
‫- دوست دارم
‫- خیلی‌خب، دوست دارم

394
00:23:43,485 --> 00:23:51,485
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">نیـوفیـلم</font>   <font color="Orange">NewFilm</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

395
00:23:52,760 --> 00:23:58,760
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">نیـوفیـلم</font>   <font color="Orange">NewFilm</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

396
00:26:49,767 --> 00:26:52,292
‫[کتاب آیین اجرای مناسک ماوراءالطبیعی]

397
00:27:34,875 --> 00:27:37,166
‫نه، جدی می‌گم،
‫چه فکری با خودش می‌کرد؟

398
00:27:37,250 --> 00:27:39,041
‫- نمی‌فهمم
‫- نباید این کار رو کنه

399
00:27:39,125 --> 00:27:41,541
‫و این‌که...

400
00:27:41,625 --> 00:27:44,625
‫واضحه که اون دختره همه‌چی رو خراب می‌کنه.
‫از وقتی که دیدمش فهمیدم

401
00:27:44,708 --> 00:27:47,250
‫می‌خواست تو لباس مامان،
‫ اون گردنبند زشت رو بندازه

402
00:27:47,333 --> 00:27:48,500
برای من قابل قبول نیست

403
00:27:48,583 --> 00:27:51,291
‫اگه بدونه چی به صلاحشه،
‫همون کاری که بهش گفته می‌شه رو انجام می‌ده

404
00:29:01,083 --> 00:29:02,416
دکتر کانینگهام؟

405
00:29:08,125 --> 00:29:09,500
حال‌تون چطوره؟

406
00:29:12,875 --> 00:29:15,291
چرا لباس اون رو پوشیدی؟

407
00:29:20,875 --> 00:29:22,916
‫اوه، من...

408
00:29:24,083 --> 00:29:25,666
نتونستم درش بیارم

409
00:29:28,416 --> 00:29:30,375
اصلاً چرا تنت کردی؟

410
00:29:31,208 --> 00:29:34,875
‫چون خانم کانینگهام به من گفتن که
‫ پروش کنم

411
00:29:35,708 --> 00:29:37,416
خواستن ببینن اندازه‌م هست یا نه

412
00:29:50,750 --> 00:29:51,875
ببخشید

413
00:29:53,041 --> 00:29:55,208
ایده‌ی خود من نبود

414
00:29:57,541 --> 00:29:58,666
درش بیار

415
00:30:01,291 --> 00:30:02,166
چشم

416
00:30:03,166 --> 00:30:04,083
درش میارم

417
00:30:13,166 --> 00:30:15,083
درش بیار

418
00:30:43,125 --> 00:30:46,041
‫سلام، با نیکی کانینگهام تماس گرفتین.
‫حتماً دل‌تون برام تنگ شده

419
00:30:46,125 --> 00:30:48,375
لطفاً برام پیغام بذارین

420
00:31:23,728 --> 00:31:27,462
‫(پنتوباربیتال سدیم، داروی آرام‌بخش و خواب‌آور)
‫(در دوزهای بالا باعث مرگ ناشی از توقف تنفس می‌شود)

421
00:31:45,333 --> 00:31:46,208
سلام

422
00:31:48,333 --> 00:31:49,541
سلام

423
00:31:50,125 --> 00:31:51,291
چیزی پیدا کردی؟

424
00:31:51,791 --> 00:31:53,416
‫ببخشید...

425
00:31:53,500 --> 00:31:55,833
دنبال لباس عروسیم بودم

426
00:31:58,208 --> 00:31:59,333
هوم

427
00:31:59,416 --> 00:32:00,500
ازش دوری

428
00:32:01,291 --> 00:32:02,208
ببخشید؟

429
00:32:07,666 --> 00:32:08,625
دورتر شدی

430
00:32:23,000 --> 00:32:24,708
نزدیک شدی

431
00:32:30,791 --> 00:32:32,083
نزدیک‌تر

432
00:32:37,041 --> 00:32:38,083
نزدیک‌تر

433
00:32:40,041 --> 00:32:41,333
نزدیک‌تر

434
00:32:48,625 --> 00:32:50,083
نزدیک‌تر

435
00:32:53,375 --> 00:32:54,500
دور شدی

436
00:32:58,250 --> 00:33:00,750
نزدیک شدی

437
00:33:01,541 --> 00:33:03,708
زدی به هدف

438
00:33:03,791 --> 00:33:04,833
بفرما

439
00:33:06,458 --> 00:33:08,291
به چشم من که شبیه لباس عروسه

440
00:33:12,291 --> 00:33:14,250
این لباس من نیست، برای مامانته

441
00:33:14,333 --> 00:33:15,291
اوه

442
00:33:17,083 --> 00:33:19,833
می‌خوای تا ۴ روز آینده تو تنت نگه‌ش داری؟

443
00:33:22,458 --> 00:33:23,333
نه

444
00:33:26,208 --> 00:33:28,083
نمی‌تونم درش بیارم

445
00:33:28,166 --> 00:33:29,375
می‌خوای کمکت کنم؟

446
00:33:32,791 --> 00:33:34,333
موزم رو نگه دار

447
00:33:35,791 --> 00:33:36,791
کمکت می‌کنم

448
00:34:09,791 --> 00:34:11,625
‫- سلام، با نیکی کانینگهام تماس گرفتین
‫- لعنتی!

449
00:34:11,708 --> 00:34:13,208
‫- حتماً دل‌تون برام تنگ شده
‫- لعنتی! جواب بده!

450
00:34:13,291 --> 00:34:16,250
لطفاً برام پیغام بذارین

451
00:34:21,458 --> 00:34:23,000
‫سلام، با نیکی کانینگهام تماس گرفتین

452
00:34:23,083 --> 00:34:26,750
‫حتماً دل‌تون برام تنگ شده.
‫لطفاً برام پیغام بذارین

453
00:34:26,833 --> 00:34:29,958
‫هی...

454
00:34:30,041 --> 00:34:32,000
ببین، نمی‌خوام اوضاع رو بدترش کنم

455
00:34:32,083 --> 00:34:35,041
واقعاً سعی دارم این‌جا خوب و عادی باشم

456
00:34:35,125 --> 00:34:38,500
‫ولی نیکی، واقعاً این‌جا داره یه اتفاقی می‌افته،
‫لباس من یه جایی همین‌جاست

457
00:34:38,583 --> 00:34:40,291
کاور لباسم رو زیر تخت‌خواب پیدا کردم

458
00:34:40,375 --> 00:34:42,916
و یه تیکه از لباسم هم بیرون اتاق پورشا بود

459
00:34:43,000 --> 00:34:44,541
و یه نفر هم گردنبندم رو دزدیده

460
00:34:44,625 --> 00:34:48,750
‫و داداشت هم
‫ یه سرنگ با داروی مرگبار تو اتاقش داره

461
00:34:48,833 --> 00:34:50,916
اصلاً نمی‌دونم برای چی هست

462
00:34:51,000 --> 00:34:53,458
‫ولی اگه زود برنگردی،
‫از توی بزرگراه فرار می‌کنم

463
00:34:53,541 --> 00:34:56,041
‫تا من رو پیدا کنی،
‫بعدش با هم می‌ریم "شیکاگو"

464
00:34:56,125 --> 00:34:57,625
خیلی‌‌خب، بهم زنگ بزن، خدافظ

465
00:35:17,041 --> 00:35:18,750
خیلی غم‌انگیزه، کی اهمیت می‌ده؟

466
00:35:25,133 --> 00:35:31,133
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">نیـوفیـلم</font>   <font color="Orange">NewFilm</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

467
00:35:44,541 --> 00:35:45,583
صدای چی بود؟

468
00:35:47,166 --> 00:35:48,416
اوه، پس صحبت هم می‌کنه

469
00:35:48,500 --> 00:35:50,375
‫- کدوم صدا؟
‫- همین صدایی که الان اومد

470
00:35:50,458 --> 00:35:52,250
‫- کل روز این صدا رو شنیدم
‫- کدوم صدا؟

471
00:35:52,333 --> 00:35:55,291
صدای ماشین برف‌روب همسایه‌هاست

472
00:35:55,375 --> 00:35:57,083
‫ولی کل روز این صدا می‌اومد

473
00:35:57,666 --> 00:36:00,125
حتماً کل روز از ماشین برف‌روب‌شون
استفاده کردن

474
00:36:01,333 --> 00:36:02,625
مشکلیه؟

475
00:36:02,708 --> 00:36:04,083
من که صدایی نشنیدم

476
00:36:04,166 --> 00:36:05,875
عجب

477
00:36:05,958 --> 00:36:07,041
نخند

478
00:36:07,541 --> 00:36:08,708
بوریس کجاست؟

479
00:36:10,375 --> 00:36:13,000
‫داره استراحت می‌کنه،
‫کل روز حالش خوب نبود

480
00:36:13,500 --> 00:36:14,708
چیزی نمی‌خوری؟

481
00:36:16,958 --> 00:36:17,958
گشنه‌ت نیست؟

482
00:36:19,958 --> 00:36:22,541
صحبت نمی‌کنه، غذا هم که نمی‌خوره

483
00:36:25,791 --> 00:36:27,416
نگران نباش، عزیزم

484
00:36:36,625 --> 00:36:39,237
‫هوم، ببخشید، نیکی داره زنگ می‌زنه
‫(پیام ارسال نشده: نیکی کجایی؟ جواب بده!)

485
00:36:39,262 --> 00:36:42,345
ببخشید، باید جواب بدم، الان میام

486
00:36:46,875 --> 00:36:47,750
سلام

487
00:39:03,375 --> 00:39:04,833
‫نه!

488
00:39:05,500 --> 00:39:07,625
‫نه! نه! وایسا!

489
00:39:09,458 --> 00:39:11,125
‫برگرد! وایسا!

490
00:39:17,041 --> 00:39:18,416
‫صبر کن!

491
00:39:28,500 --> 00:39:30,250
‫وایسا! وایسا، وایسا!

492
00:39:33,625 --> 00:39:35,333
‫- برو، برو!
‫- چی شده؟ بهم بگو!

493
00:39:35,416 --> 00:39:36,833
چی شده؟ مشکل چیه؟

494
00:39:36,916 --> 00:39:39,916
‫نیکی، یه چیز وحشتناکی
‫ این‌جا داره اتفاق می‌افته

495
00:39:40,000 --> 00:39:42,625
‫اونا نمی‌خوان من باهات ازدواج کنم،
‫انگار می‌خوان...

496
00:39:42,708 --> 00:39:44,500
‫من رو قربانی و پیشکشِ شیطانی چیزی کنن

497
00:39:44,583 --> 00:39:47,166
‫- فکر کنم بابات همون قاتل با لقب "مرد متأسف"ـه
‫- وایسا، چی چی؟

498
00:39:47,250 --> 00:39:50,625
‫و همین الان داشت یه قبر می‌کند.
‫باید همین الان بریم، لطفاً!

499
00:39:50,708 --> 00:39:53,333
‫- هی، هی، نه، وایسا
‫- لطفاً بریم!

500
00:39:53,416 --> 00:39:55,166
‫- نیکی، باید باورم کنی
‫- آروم باش

501
00:39:55,250 --> 00:39:57,291
‫- باشه، باشه
‫- می‌شه لطفاً بریم؟

502
00:39:57,375 --> 00:39:59,875
‫- خیلی‌خب، من کنارتم، باشه؟
‫- ازت خواهش می‌کنم

503
00:39:59,958 --> 00:40:03,541
‫دارم کم‌کم متوجه ماجرا می‌شم، خب؟
‫فقط باید بفهمم چطور این اتفاق افتاد

504
00:40:03,625 --> 00:40:05,000
‫- باشه؟ باید باهاشون حرف بزنم
‫- نه

505
00:40:05,083 --> 00:40:08,041
‫- نه، نه، باید باورم کنی
‫- باید بفهمم چطور این اتفاق افتاد

506
00:40:08,125 --> 00:40:09,666
‫- الان برمی‌گردم
‫- می‌شه فقط بریم؟

507
00:40:09,750 --> 00:40:12,000
‫سوئیچ رو روی ماشین می‌ذارم.
‫اگه خواستی، فقط برو

508
00:40:12,083 --> 00:40:15,291
‫- نه، نیکی، ای لعنتی!
‫- الان برمی‌گردم

509
00:40:15,375 --> 00:40:16,375
‫- باشه؟
‫- گوه توش!

510
00:40:22,291 --> 00:40:23,291
وای خدا

511
00:40:23,375 --> 00:40:25,250
وای خدا

512
00:40:25,333 --> 00:40:27,000
خدایا خودت کمک کن

513
00:40:43,500 --> 00:40:45,500
چی؟ نه

514
00:40:48,833 --> 00:40:50,375
خانمم داره می‌میره

515
00:40:52,375 --> 00:40:56,416
تومور مغزی بدخیم داره

516
00:40:56,500 --> 00:40:58,125
‫وقتی دکترها تشخیص دادن،

517
00:40:58,208 --> 00:41:02,625
‫پرتودرمانی بردیمش، جراحی کرانیوتومی انجام دادیم،
‫ولی باز هم برگشت

518
00:41:02,708 --> 00:41:03,958
‫بعد...

519
00:41:05,541 --> 00:41:08,500
اون تصمیم گرفت به روش خودش
به زندگیش پایان بده

520
00:41:11,750 --> 00:41:15,166
‫چند ماهه داریم برای مرگش
‫ برنامه‌ریزی می‌کنیم

521
00:41:16,875 --> 00:41:18,416
و بعد نیکی تماس گرفت

522
00:41:19,625 --> 00:41:21,541
و خبر نامزدیش رو داد

523
00:41:22,166 --> 00:41:25,333
‫خیلی هم برای برگزاری عروسی تو این‌جا،
‫ هیجان‌زده بود

524
00:41:25,416 --> 00:41:27,125
‫و ما...

525
00:41:27,791 --> 00:41:31,125
با خودمون فکر کردیم چقدر قشنگ می‌شه که

526
00:41:32,500 --> 00:41:35,291
‫یه دورهمی بزرگ خانوادگی دیگه داشته باشیم،
‫یه جشن بزرگ...

527
00:41:37,875 --> 00:41:40,583
‫قبل از این‌که ویکتوریا ترک‌مون کنه

528
00:41:40,666 --> 00:41:43,666
برای همین مراسم عروسی باید بزرگ باشه، ریچل

529
00:41:44,333 --> 00:41:45,875
این آخرین مهمونیشه

530
00:41:45,958 --> 00:41:48,291
می‌خواستیم بهت بگیم، نیک

531
00:41:48,375 --> 00:41:49,333
عزیزم

532
00:41:50,333 --> 00:41:53,833
‫تو این‌قدر برای عروسی و آینده‌ت
‫ هیجان داشتی که

533
00:41:54,625 --> 00:41:56,750
فرصت مناسبی نبود بهت بگیم

534
00:41:56,833 --> 00:41:59,583
می‌دونی، این کارها تو خونه ما عادیه

535
00:41:59,666 --> 00:42:03,125
‫- از نیک کوچولو در برابر حقایق تلخ محافظت می‌کنن
‫- جولین، جولین

536
00:42:03,875 --> 00:42:05,833
‫- مهم نیست
‫- من تمام تلاشم رو کردم

537
00:42:05,916 --> 00:42:08,250
‫- وقتی پای خونواده وسطه...
‫- ولی این بیماری یه حکم مرگه

538
00:42:08,333 --> 00:42:10,625
دیر یا زود، من رو تبدیل می‌کنه
به کسی که واقعاً نیستم

539
00:42:10,708 --> 00:42:12,500
و نمی‌خوام این اتفاق بیفته

540
00:42:13,583 --> 00:42:15,583
نمی‌خوام بچه‌هام این صحنه رو ببینن

541
00:42:21,416 --> 00:42:23,333
ببخشید که اوضاع از کنترل خارج شد

542
00:42:23,416 --> 00:42:27,875
‫نه، من متأسفم، من...

543
00:42:28,791 --> 00:42:31,291
‫گند زدم به نقشه‌تون...

544
00:42:31,375 --> 00:42:34,625
نه، نه، به نظرم تو دقیقاً چیزی هستی که
این خونواده نیاز داره

545
00:42:35,791 --> 00:42:37,708
تو جلوی اشتباهات ما رو می‌گیری، مگه نه؟

546
00:42:42,166 --> 00:42:44,000
مامان

547
00:42:46,541 --> 00:42:48,375
‫- جولز
‫- بیا ببینم

548
00:42:49,000 --> 00:42:51,708
عشق مامان، ببخشید

549
00:42:52,333 --> 00:42:55,541
خیلی متأسفم، همه‌چی درست می‌شه

550
00:42:55,625 --> 00:42:57,125
همه‌چی عالی می‌شه

551
00:43:01,291 --> 00:43:03,541
چیزی نیست

552
00:43:03,625 --> 00:43:07,583
هی، من این رو برات برداشتم

553
00:43:07,666 --> 00:43:09,750
نمی‌خواستم با بقیه وسایل اشتباه گرفته بشه

554
00:43:10,333 --> 00:43:11,375
مرسی

555
00:43:15,000 --> 00:43:16,000
‫ام...

556
00:43:17,541 --> 00:43:20,291
فقط... فقط یه چیز هست که نمی‌فهمم

557
00:43:20,791 --> 00:43:23,583
‫لباس عروسم رو توی جنگل پیدا کردم...

558
00:43:24,833 --> 00:43:28,000
‫تنِ یه عروسک چوبی وحشتناک بود

559
00:43:29,000 --> 00:43:32,416
اون هم بخشی از برنامه‌تون بود؟

560
00:43:33,000 --> 00:43:34,166
ای لعنتی

561
00:43:35,250 --> 00:43:39,708
‫عمه پورشا گفت که "مرد متأسف" عروس‌ها رو
‫   می‌کُشه و دل و روده‌شون رو می‌کِشه بیرون

562
00:43:39,791 --> 00:43:42,541
‫من این کار رو فقط برای محافظت از ریچل
‫ انجام دادم

563
00:43:42,625 --> 00:43:44,708
من گولش زدم تا آسیبی بهش نرسونه

564
00:43:44,791 --> 00:43:48,500
‫از ریچل بابت این‌که لباسش رو خراب کردی و
‫ترسوندیش، معذرت‌خواهی کن

565
00:43:50,500 --> 00:43:54,416
‫ریچل، ببخشید که
‫لباست رو خراب کردم و ترسوندمت

566
00:43:55,583 --> 00:43:56,416
اشکال نداره

567
00:43:56,916 --> 00:43:59,291
‫گوش کن، رفیق...

568
00:44:00,541 --> 00:44:02,166
‫"مرد متأسف" واقعی نیست

569
00:44:02,250 --> 00:44:03,416
‫این فقط...

570
00:44:03,500 --> 00:44:07,625
‫فقط یه داستانیه که
‫ من وقتی هم‌سن تو بودم، سرهم کردم

571
00:44:07,708 --> 00:44:10,250
تا عمو نیکی و عمه پورشا رو بترسونم

572
00:44:10,333 --> 00:44:13,000
نه، ولی تو باور داری که واقعیه، بابا

573
00:44:14,625 --> 00:44:15,666
نه

574
00:44:17,666 --> 00:44:20,166
نه، باور ندارم

575
00:44:20,250 --> 00:44:21,458
‫ام...

576
00:44:21,541 --> 00:44:22,583
هیچ‌کس باور نداره

577
00:44:22,666 --> 00:44:26,333
نه مامان‌بزرگ، نه بابابزرگ

578
00:44:26,416 --> 00:44:28,708
‫نه نلی...

579
00:44:28,791 --> 00:44:31,708
یا نیکی و پورشا

580
00:44:31,791 --> 00:44:33,583
ریچل

581
00:44:34,416 --> 00:44:35,666
هوم

582
00:44:35,750 --> 00:44:36,625
واقعی نیست

583
00:44:37,208 --> 00:44:40,375
اصلاً واقعی نیست

584
00:44:41,250 --> 00:44:42,416
با من تکرار کن

585
00:44:44,041 --> 00:44:45,708
‫"مرد متأسف" واقعی نیست

586
00:44:49,125 --> 00:44:51,333
‫"مرد متأسف" واقعی نیست

587
00:44:51,416 --> 00:44:54,083
‫"مرد متأسف" واقعی نیست

588
00:44:55,250 --> 00:44:56,083
ریچل

589
00:44:57,000 --> 00:44:59,375
‫"مرد متأسف" واقعی نیست

590
00:45:01,125 --> 00:45:03,500
‫"مرد متأسف" واقعی نیست

591
00:45:03,583 --> 00:45:05,000
‫"مرد متأسف" واقعی نیست

592
00:45:05,083 --> 00:45:07,541
‫"مرد متأسف" واقعی نیست

593
00:45:08,166 --> 00:45:11,166
‫"مرد متأسف" واقعی نیست

594
00:45:12,333 --> 00:45:15,000
‫"مرد متأسف" واقعی نیست

595
00:45:17,250 --> 00:45:20,166
‫"مرد متأسف" واقعی نیست

596
00:45:38,333 --> 00:45:40,500
‫"مرد متأسف" واقعی نیست

597
00:45:40,524 --> 00:45:48,524
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">نیـوفیـلم</font>   <font color="Orange">NewFilm</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

598
00:45:48,548 --> 00:45:54,548
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">نیـوفیـلم</font>   <font color="Orange">NewFilm</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

599
00:45:55,666 --> 00:46:01,875
♪ عزیزم، متأسفم ♪

600
00:46:03,708 --> 00:46:10,583
♪ متأسفم اگه دلت رو شکوندم ♪

601
00:46:11,541 --> 00:46:17,875
♪ فقط بدون همچین قصدی نداشتم ♪

602
00:46:18,958 --> 00:46:25,916
♪ و هیچ‌وقت خودم رو نمی‌بخشم ♪

603
00:46:27,083 --> 00:46:30,833
♪ عزیزم، بدون که ♪

604
00:46:30,916 --> 00:46:36,416
♪ من متأسفم ♪

605
00:46:36,500 --> 00:46:42,416
♪ بله، من متأسفم ♪

606
00:46:42,500 --> 00:46:49,208
♪ دیگه برنمی‌گردی پیشم؟ ♪

607
00:46:50,500 --> 00:46:57,083
♪ اگه دلت رو شکستم ♪

608
00:46:58,250 --> 00:47:04,750
♪ فقط بدون از همون اول دوستت داشتم ♪

609
00:47:05,500 --> 00:47:12,458
♪ و هیچ‌وقت خودم رو نمی‌بخشم ♪

610
00:47:13,500 --> 00:47:17,125
♪ عزیزم، بدون که ♪

611
00:47:17,208 --> 00:47:22,708
♪ من متأسفم ♪

612
00:47:22,791 --> 00:47:28,875
♪ بله، من متأسفم ♪

613
00:47:28,958 --> 00:47:35,208
♪ دیگه برنمی‌گردی پیشم؟ ♪

614
00:47:36,041 --> 00:47:39,958
♪ من متأسفم ♪

615
00:47:40,041 --> 00:47:45,250
♪ من متأسفم، عشقم ♪

616
00:47:46,458 --> 00:47:53,208
♪ من خیلی متأسفم ♪