﻿
1
00:00:02,000 --> 00:00:08,000
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">نیـوفیـلم</font>   <font color="Orange">NewFilm</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

2
00:00:08,024 --> 00:00:14,024
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">نیـوفیـلم</font>   <font color="Orange">NewFilm</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

3
00:01:09,166 --> 00:01:10,125
خوبه

4
00:03:11,166 --> 00:03:17,708
♪ حتی نمی‌تونم مزه‌ی اشک‌هام رو بچشم ♪

5
00:03:18,583 --> 00:03:20,458
♪ می‌افتن توی ♪

6
00:03:20,541 --> 00:03:26,583
♪ چشمای یه حرومزاده‌ی غمگین‌تر ♪

7
00:03:27,343 --> 00:03:30,561
♪ من مثل یه تلویزیونِ کنار جاده‌ام ♪

8
00:03:30,756 --> 00:03:32,756
‫[۳ روز قبل از جشن عروسی]

9
00:03:36,007 --> 00:03:38,646
♪ دارم بلند می‌شم که برم ♪

10
00:03:38,974 --> 00:03:46,247
‫[ببخشید که فکر می‌کردم می‌خواین منو بکشین]

11
00:03:47,041 --> 00:03:51,125
‫نمی‌دونی چقدر برام ارزشمنده که
‫ منو تو خونواده‌تون قبول کردین

12
00:03:51,208 --> 00:03:55,708
و فقط خواستم ازتون تشکر کنم

13
00:03:55,791 --> 00:03:57,166
‫و...

14
00:03:58,250 --> 00:04:00,916
هیچی. فقط... امیدوارم منو ببخشین

15
00:04:04,958 --> 00:04:07,625
‫من دیگه با این نوع اسباب‌بازی‌ها
‫بازی نمی‌کنم

16
00:04:07,708 --> 00:04:10,666
‫من دوربین فیلم‌برداری می‌خوام،
‫یکی از اون خوب‌هاش

17
00:04:10,750 --> 00:04:15,041
‫اوه، خب، من...
‫خواستم نیتم رو نشون بدم

18
00:04:16,583 --> 00:04:18,125
به‌جاش روی یه برگه بنویس

19
00:04:19,708 --> 00:04:22,000
واقعاً ایده‌ی خوبیه

20
00:04:22,083 --> 00:04:24,541
توی کشوی خرت‌وپرت‌ها، برگه‌ی یادداشت هست

21
00:04:32,083 --> 00:04:33,000
مرسی

22
00:05:13,791 --> 00:05:15,250
ببخشید، خانم

23
00:05:15,333 --> 00:05:16,916
‫یا خدا!

24
00:05:26,833 --> 00:05:29,291
سلام. با کی صحبت می‌کنی؟

25
00:05:29,375 --> 00:05:32,541
‫پشت خط موندم تا با بخش جراحی مغز و اعصابِ
‫ "جانز هاپکینز" صحبت کنم

26
00:05:32,625 --> 00:05:34,875
‫با یه نفر از "دانشگاه کالیفرنیا، سان فرانسیسکو"
‫صحبت کردم، یارو خیلی حرومی بود

27
00:05:34,958 --> 00:05:37,708
‫ولی یه جراح مشهور توی "پاریس" هست که
‫بعدش می‌خوام با اون صحبت کنم

28
00:05:37,791 --> 00:05:39,833
‫- اون تحقیقات امید‌بخش و جدیدی انجام داده
‫- چرا؟

29
00:05:41,000 --> 00:05:42,208
تا به مامانم کمک کنم

30
00:05:42,291 --> 00:05:44,125
عزیزم، فکر نکنم ایشون دنبال کمک باشه

31
00:05:44,208 --> 00:05:46,416
‫می‌دونی چی فهمیدم؟
‫مامان تومور مغزی داره

32
00:05:46,500 --> 00:05:50,500
‫می‌دونی، فکر کنم تومور داره ذهنش رو
‫به‌هم می‌ریزه

33
00:05:50,583 --> 00:05:52,750
انگار... تصمیماتش رو تحت تأثیر قرار می‌ده

34
00:05:53,333 --> 00:05:55,666
می‌دونی، کاملاً با عقل جور درمیاد

35
00:05:55,750 --> 00:05:57,250
می‌دونی، حالش خوبه

36
00:05:57,333 --> 00:05:59,000
انگار خودِ همیشگیشه

37
00:05:59,083 --> 00:06:02,708
‫به‌جز این تصمیم دیوونه‌واری که گرفته و
‫من فقط...

38
00:06:06,791 --> 00:06:08,375
لزومی نداره بمیره

39
00:06:09,291 --> 00:06:12,208
‫اون فقط به بهترین جراح مغز و اعصاب دنیا
‫ نیاز داره

40
00:06:12,291 --> 00:06:14,791
‫و نمی‌دونم چرا جولز به تمام آشناهاش
‫ زنگ نمی‌زنه

41
00:06:14,816 --> 00:06:17,350
‫راستش، اون شاید کسی رو بشناسه که با اون دکتره
‫تو بیمارستان "ساینای" آشناییت داشته باشه

42
00:06:17,375 --> 00:06:19,958
‫- دوش بگیر و لباس بپوش
‫- من وسط یه کاری ام

43
00:06:20,041 --> 00:06:21,333
‫- این مهمه!
‫- نیکی

44
00:06:21,416 --> 00:06:23,375
الان برای من این مهم‌ترین کاره

45
00:06:26,000 --> 00:06:27,250
بیا عروسی رو عقب بندازیم

46
00:06:30,458 --> 00:06:31,375
جدی می‌گی؟

47
00:06:31,458 --> 00:06:34,416
تا بتونی روی مهم‌ترین کارت تمرکز کنی

48
00:06:35,041 --> 00:06:36,916
‫منظورم این نبود...

49
00:06:37,000 --> 00:06:40,750
‫منم منظوری نداشتم.
‫خب، مامانت حقیقت بزرگی رو بهت گفت...

50
00:06:40,833 --> 00:06:44,375
‫و آره، قطعاً از عروسی مهم‌تره و...

51
00:06:45,875 --> 00:06:50,375
‫نمی‌دونم، شاید بهتر باشه تحت این شرایط فعلی
‫ازدواج نکنیم

52
00:06:56,375 --> 00:06:57,500
بیا بغلم

53
00:07:09,500 --> 00:07:10,500
اون چیه؟

54
00:07:11,291 --> 00:07:12,458
هوم

55
00:07:12,541 --> 00:07:14,166
اون کوچولو کیه؟

56
00:07:14,666 --> 00:07:16,416
‫اوه...

57
00:07:17,875 --> 00:07:22,950
‫این معذرت‌خواهی مسخره منه برای این‌که
‫با بی‌ملاحظگی راز خونواده‌تون رو فاش کردم

58
00:07:23,125 --> 00:07:25,125
‫[روی عروسک: تا ابد]

59
00:07:26,000 --> 00:07:28,125
‫می‌تونیم عروسی رو طبق برنامه،
‫ همین هفته بگیریم

60
00:07:28,208 --> 00:07:30,541
این قضیه چیزی رو برامون عوض نمی‌کنه

61
00:07:31,041 --> 00:07:31,958
آره

62
00:07:33,958 --> 00:07:35,458
‫ولی...

63
00:07:37,583 --> 00:07:39,000
خیلی چیزها رو تغییر می‌ده

64
00:07:41,250 --> 00:07:43,541
نمی‌ذارم جلوی عروسی‌مون رو بگیره

65
00:07:47,416 --> 00:07:48,416
منم کنارتم

66
00:07:50,541 --> 00:07:52,416
‫- واقعاً؟
‫- هوم، من پیشتم

67
00:07:52,916 --> 00:07:54,125
تا ابد؟

68
00:07:54,208 --> 00:07:55,166
تا ابد؟

69
00:07:57,541 --> 00:07:58,625
‫وای! پورشا!

70
00:07:58,708 --> 00:08:00,708
لباس کجاست؟
یه تغییراتی نیاز داره

71
00:08:00,791 --> 00:08:03,333
‫۵۰۰ تا کار باید انجام بدم.
‫نیکی، این‌قدر بهش دست نزن

72
00:08:03,416 --> 00:08:05,250
‫پرسنل تشریفات، ۸ تا میزمون رو
‫تحویل داد

73
00:08:05,275 --> 00:08:06,600
‫- نیکی، بس کن، ایش!
‫- فقط کمک کردم

74
00:08:06,625 --> 00:08:10,458
‫- کترینگ هم گفت زودتر منو رو نهایی کنین
‫- خیلی‌خب، بذار کمکت کنم

75
00:08:10,458 --> 00:08:11,291
چی؟

76
00:08:11,875 --> 00:08:12,833
بذار کمکت کنم

77
00:08:13,666 --> 00:08:15,083
لباس عروس اون‌جاست

78
00:08:15,166 --> 00:08:17,333
‫کت‌شلوار نیک هم داخل کمده.
‫دیگه چی می‌خوای؟

79
00:08:19,500 --> 00:08:21,916
‫راستی، فرصت نشد ازت تشکر کنم، پورشا،
‫ برای...

80
00:08:22,000 --> 00:08:23,666
کیکت رو دیدم

81
00:08:23,750 --> 00:08:25,416
‫- اوه، آره
‫- کارتت رو هم خوندم

82
00:08:26,166 --> 00:08:28,375
می‌دونی چی عجیبه؟
باید یه سوالی ازت بپرسم

83
00:08:28,458 --> 00:08:30,750
تو فکر می‌کردی می‌خوایم بکشیمت؟

84
00:08:31,333 --> 00:08:34,000
‫جسارت نباشه،
‫ ولی این نتیجه‌گیریِ دیوونه‌واریه

85
00:08:34,083 --> 00:08:36,125
مگه قبلاً سعی کرده بود بکشتت؟

86
00:08:36,208 --> 00:08:38,875
‫- نه، نه
‫- پس، چرا چنین فکری کردی؟

87
00:08:38,958 --> 00:08:41,166
کلاً به همه‌چی زیادی فکر می‌کنم

88
00:08:45,000 --> 00:08:50,125
‫مثلاً همین الان... حس می‌کنم
‫یه نفر پشت این در وایساده

89
00:09:01,833 --> 00:09:03,500
اسمت رو گوگل کردم، می‌دونی

90
00:09:04,250 --> 00:09:05,875
انگار وجود خارجی نداری

91
00:09:08,750 --> 00:09:12,041
‫بدون هیچ شبکه اجتماعی‌، لینکدین،
‫حتی آمار ورزش‌های دوران دبیرستانت هم نبود

92
00:09:12,125 --> 00:09:14,125
‫یا کلاً ورزش نمی‌کردی،
‫یا توشون خوب نبودی

93
00:09:14,208 --> 00:09:15,750
من از خونه درس می‌خوندم، راستش

94
00:09:15,833 --> 00:09:18,714
‫پس، ورزش من این بود که سعی کنم
‫یه آدم عجیب‌غریبی به نظر نیام

95
00:09:20,041 --> 00:09:22,208
ولی فکر کنم تلاشم جواب نداد

96
00:09:22,291 --> 00:09:24,541
خب، من برعکسم

97
00:09:24,625 --> 00:09:27,125
‫من هیچ‌وقت این فکر رو نکردم که
‫ یه نفر می‌خواد منو بکشه

98
00:09:33,041 --> 00:09:36,125
‫وای، کی این همه تدارک دیدین؟

99
00:09:36,208 --> 00:09:39,758
این چیه؟
قرار بود چوب سِدر با لبه‌های طبیعی باشه

100
00:09:39,841 --> 00:09:41,250
اینا که چوب‌های معمولی و بی‌ریختن

101
00:09:41,333 --> 00:09:44,416
‫ما یه عروسی شیک می‌خوایم بگیریم،
‫نه این‌که مثل فیلم "پروژه جادوگر بلر" بشه

102
00:09:44,500 --> 00:09:46,666
‫همین رو سفارش دادین،
‫چوب ساده از درخت راش

103
00:09:46,750 --> 00:09:49,045
‫چوب ساده‌ی درخت راش.
‫دور و برت رو ببین، پسر،

104
00:09:49,070 --> 00:09:50,791
‫من که این‌جا ساحلی نمی‌بینم
‫(بازی با کلمه "بیچ")

105
00:09:50,875 --> 00:09:53,791
‫تِم عروسی "جنگل عشق"ـه.
‫می‌شه با دامینیک صحبت کنم؟

106
00:09:53,875 --> 00:09:56,708
‫وقتی کارشون تأیید بشه، دیگه مشاوره نمی‌دن.
‫شما تأیید کردین

107
00:09:56,791 --> 00:09:59,583
‫خب، نه، من چنین چیزی رو تأیید نکردم.
‫این سلیقه من نیست

108
00:09:59,666 --> 00:10:01,708
هی، پورشا، بیا این‌جا، ببین

109
00:10:01,791 --> 00:10:05,083
‫به نظرم...
‫خیلی قشنگ از آب درمیاد

110
00:10:05,166 --> 00:10:06,375
‫- نه
‫- چرا، خوب می‌شه

111
00:10:06,458 --> 00:10:08,108
از این چیزها نصب می‌کنن

112
00:10:08,191 --> 00:10:10,746
‫فکر کنم طرح خوبی مد نظرشونه.
‫شما دارین یه طرحی رو اجرا می‌کنین دیگه؟

113
00:10:10,750 --> 00:10:11,916
معلومه که طرح داریم

114
00:10:12,000 --> 00:10:13,708
‫این شاخه اون‌جا نصب می‌شه،
‫اون یکی شاخه هم اون‌جا

115
00:10:13,791 --> 00:10:15,916
‫- بهش انعام نمی‌دم
‫- یه طاق تشکیل می‌دن

116
00:10:16,000 --> 00:10:19,166
پورشا، به نظرم گل‌ها خیلی خوشگلن

117
00:10:19,250 --> 00:10:22,833
‫- به نظرم اون ایده هم خیلی جذاب می‌شه
‫- اینا گل نیستن، ریچل

118
00:10:24,708 --> 00:10:25,541
هوم... چی؟

119
00:10:26,166 --> 00:10:29,250
‫خب، مصنوعی‌ان، واضحه،
‫گل‌های واقعی روز عروسی می‌رسن

120
00:10:29,333 --> 00:10:31,625
‫چی؟ پورشا، تو دیگه خیلی حساسی

121
00:10:32,375 --> 00:10:34,041
همه‌چی بی‌نقص چیده شده

122
00:10:34,125 --> 00:10:36,000
‫الان هم آماده‌ان،
‫چرا از همینا استفاده نکنیم؟

123
00:10:37,750 --> 00:10:40,416
‫مشخصاً ما باید با گل‌های واقعی
‫دیزاین کنیم، ریچل

124
00:10:40,500 --> 00:10:42,875
‫می‌خوای مراسم عروسیت شبیه
‫سالن انتظار بیمارستان باشه؟

125
00:10:42,958 --> 00:10:46,166
‫ای خدا، من این هماهنگی‌ها زودتر انجام دادم،
‫تا بتونم ببینمش

126
00:10:46,250 --> 00:10:49,166
‫ما همیشه یه عروسی زمستونی
‫ توی "سامر هاوس" رو تصور می‌کردیم

127
00:10:49,250 --> 00:10:50,875
ترکیب رنگ‌ها رو هی بالا پایین کردم

128
00:10:50,958 --> 00:10:52,458
زنگاری، سبزِ مریم‌گلی، سبزِ تیره و سفید

129
00:10:52,541 --> 00:10:56,291
‫ولی این الان زیادی زنگاریه و
‫ سبزِ مریم‌گلیش کمه. بیا، اینا رو بگیر

130
00:10:57,333 --> 00:10:59,041
بــ... به نظر من که خوبه

131
00:10:59,666 --> 00:11:01,416
از دید من که عالیه

132
00:11:01,500 --> 00:11:03,166
‫گل‌ها رو نمی‌شه با سلیقه تو انتخاب کرد

133
00:11:03,250 --> 00:11:05,375
‫  با خودت لیلیوم سفید آورده بودی که
‫گل مراسم ختمه

134
00:11:07,333 --> 00:11:09,750
‫- ای خدا
‫- طبیعیه که نمی‌دونستی

135
00:11:09,833 --> 00:11:12,958
‫چون ظاهراً معلوم نیست تو خونه که درس می‌خوندی
‫سرت تو کجا بوده

136
00:11:15,458 --> 00:11:16,875
عجب

137
00:11:19,541 --> 00:11:21,958
‫- مرسی
‫- می‌دونی، اصلاً نمی‌فهممت

138
00:11:22,041 --> 00:11:24,166
ساقدوشت کیه؟
آهنگ ورودت چیه؟

139
00:11:24,250 --> 00:11:26,000
اصلاً کسی رو داری که توی راهرو همراهیت کنه؟

140
00:11:26,083 --> 00:11:27,583
‫مشکلی نیست، پورشا،
‫تو دیگه زیادی...

141
00:11:27,666 --> 00:11:30,791
‫- نیازی نیست نگران چیزی باشی
‫- اتفاقاً باید نگران باشم

142
00:11:30,875 --> 00:11:33,750
‫چون خودت که عین خیالت نیست و
‫یکی باید نگران باشه دیگه

143
00:11:34,333 --> 00:11:35,166
باشه

144
00:11:39,500 --> 00:11:41,666
‫خیلی‌خب، من...

145
00:11:43,000 --> 00:11:44,708
تنها توی راهرو میام

146
00:11:44,791 --> 00:11:50,791
‫نمی‌دونم، آهنگ ورود انتخاب نکردم،
‫ولی قول میدم زود یکی انتخاب کنم

147
00:11:52,291 --> 00:11:53,125
باشه؟

148
00:11:54,541 --> 00:11:56,250
می‌شه تو ساقدوشم باشی؟

149
00:11:59,000 --> 00:12:00,500
این کار رو برام می‌کنی؟

150
00:12:02,958 --> 00:12:06,291
‫از کترینگ زنگ زدن، هنوز انتخاب غذای نهاییِ
‫مهمون‌ها به دست‌شون نرسیده، پس...

151
00:12:06,375 --> 00:12:07,500
خیلی‌خب، عالیه

152
00:12:07,583 --> 00:12:10,916
‫پس، از همه می‌پرسم که چی میخورن.
‫گزینه‌ها چی‌ان؟

153
00:12:11,000 --> 00:12:11,833
مرغ یا ماهی

154
00:12:11,916 --> 00:12:14,500
‫- خب، و برای گیاه‌خوارها چی داریم؟
‫- آتیشت می‌زنما

155
00:12:14,524 --> 00:12:21,478
« اتفاق بسیار بدی در کمین است »

156
00:12:22,583 --> 00:12:25,416
‫بیا داخل.
‫می‌تونی کمکم کنی

157
00:12:30,083 --> 00:12:32,375
‫به نظرت بیشتر کدوم عکس...

158
00:12:32,458 --> 00:12:33,291
وای خدا

159
00:12:33,375 --> 00:12:34,416
روح و ذاتش رو نشون می‌ده؟

160
00:12:39,708 --> 00:12:41,041
خیلی بامزه‌ست

161
00:12:43,416 --> 00:12:44,583
این یکی

162
00:12:45,333 --> 00:12:47,833
وای! از تو عکسی ندارم

163
00:12:47,916 --> 00:12:50,541
‫- نه، نگران نباشین، اشکال نداره
‫- اوهوم

164
00:12:50,625 --> 00:12:52,041
‫وای، نه، نه، نه، نیازی نیست...

165
00:12:52,125 --> 00:12:55,000
‫نمی‌خواستم مزاحم‌تون بشم.
‫فقط خواستم ازتون بپرسم...

166
00:12:55,500 --> 00:12:56,625
‫برای غذای عروسی...

167
00:12:58,166 --> 00:12:59,916
مرغ می‌خورین یا ماهی؟

168
00:13:00,000 --> 00:13:02,875
من می‌خوام با کل اعضای خونواده‌م دفن بشم

169
00:13:14,833 --> 00:13:15,750
می‌خوایش؟

170
00:13:16,291 --> 00:13:19,541
‫ می‌خوام از همه‌چیز دل بکنم

171
00:13:19,625 --> 00:13:21,166
‫- ممنون
‫- اوهوم

172
00:13:24,916 --> 00:13:27,166
نمی‌دونین دکتر کانینگهام کجاست؟

173
00:13:27,250 --> 00:13:30,333
‫حتماً توی سیاهچالش داره روی سگه
‫کار می‌کنه

174
00:13:31,625 --> 00:13:35,791
‫حالا که قبر رو کامل کنده،
‫باید روی یه کار دیگه کلید کنه

175
00:13:36,375 --> 00:13:41,375
‫اگه می‌خواد روزهای آخرش در کنار من رو
‫اینطوری سپری کنه، اشکال نداره

176
00:13:49,083 --> 00:13:50,750
می‌شه یه سوالی ازتون بپرسم؟

177
00:13:51,791 --> 00:13:53,500
‫به نظرتون همه...

178
00:13:55,166 --> 00:13:57,958
‫با این قضیه خوب کنار اومدن؟
‫یعنی...

179
00:14:00,250 --> 00:14:01,250
با مرگ شما؟

180
00:14:02,125 --> 00:14:05,000
‫خب... چطور می‌تونن کنار بیان؟

181
00:14:06,291 --> 00:14:08,666
‫خب، می‌دونین،
‫ می‌تونن باهم درباره‌ش صحبت کنن

182
00:14:08,750 --> 00:14:11,083
می‌تونن به همدیگه تکیه کنن

183
00:14:11,166 --> 00:14:13,500
‫می‌تونن در کنار شما این قضیه رو هضم کنن

184
00:14:16,291 --> 00:14:19,541
‫یه‌سری پشتیبان‌ها هستن که
‫توی این موقعیت‌ها به آدم کمک می‌کنن...

185
00:14:19,625 --> 00:14:21,041
تو باهاش کنار اومدی؟

186
00:14:23,666 --> 00:14:25,208
با چی؟ مرگ شما؟

187
00:14:25,291 --> 00:14:27,625
‫با مال خودت، منظورم فوت مادرته

188
00:14:30,000 --> 00:14:33,458
‫من اصلاً مامانم رو ندیدم.
‫چیزی نبود که باهاش کنار بیام

189
00:14:38,625 --> 00:14:39,875
خب، می‌دونم که

190
00:14:40,958 --> 00:14:42,708
بدون مادر بزرگ شدی

191
00:14:43,208 --> 00:14:47,250
‫ولی احمقانه‌ست
‫ اگه فکر می‌کنی فقط چون مادرت رو ندیدی،

192
00:14:47,333 --> 00:14:48,791
نیازی نیست با این مسائل کنار بیای

193
00:14:48,875 --> 00:14:51,333
‫این واقعیت‌های سخت،
‫فقط با بستن چشمات محو نمی‌شن

194
00:14:51,416 --> 00:14:56,000
‫تو که یهو به‌وجود نیومدی،
‫بالاخره...

195
00:14:57,750 --> 00:15:03,041
‫از یه جایی اومدی، وقتی هم بمیری،
‫یه ردی از خودت به‌جا می‌ذاری

196
00:15:04,250 --> 00:15:06,833
‫"چیزی ازش به‌جا نمونده بود؟"

197
00:15:07,666 --> 00:15:09,083
‫تو همون چیزی هستی که به‌جا مونده

198
00:15:15,458 --> 00:15:16,516
من جفتش رو می‌خورم

199
00:15:17,500 --> 00:15:19,083
‫هم مرغ هم ماهی.
‫چرا که نه؟

200
00:15:25,122 --> 00:15:31,122
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">نیـوفیـلم</font>   <font color="Orange">NewFilm</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

201
00:15:44,916 --> 00:15:50,083
♪ عزیزم، چرا دلم برات تنگ شده؟ ♪

202
00:15:51,333 --> 00:15:56,083
♪ وقتی که الان باید می‌بوسیدمت ♪

203
00:15:57,125 --> 00:16:02,500
♪ بگو که عشق‌مون تازه شروع شده ♪

204
00:16:03,916 --> 00:16:08,500
♪ تو عشق اول و آخرمی ♪

205
00:16:13,458 --> 00:16:15,583
نباید توی وان بخوابی

206
00:16:15,666 --> 00:16:17,125
نخوابیده بودم

207
00:16:17,208 --> 00:16:19,458
‫یه بار توی کالج مجبور شدم
‫یه دختر رو "سی‌پی‌آر" کنم
‫(احیای قلبی‌ریوی)

208
00:16:19,541 --> 00:16:21,541
سینه‌ش رو فشار می‌دادم و از این کارها

209
00:16:21,625 --> 00:16:23,333
خب، سی‌پی‌آر همینه دیگه

210
00:16:23,416 --> 00:16:25,000
دختره غرق شده بود، جولز

211
00:16:26,083 --> 00:16:27,100
حدس بزن چطور

212
00:16:27,583 --> 00:16:29,458
توی وان حموم خوابش برده بود

213
00:16:29,541 --> 00:16:31,583
می‌دونم، قبلاً بهم گفته بودی

214
00:16:31,666 --> 00:16:34,541
‫من تمام اتفاقاتی که
‫ توی زندگیت افتاده رو می‌دونم

215
00:16:35,250 --> 00:16:38,208
‫می‌دونی چرا ریچل فکر می‌کرد
‫ ما می‌خوایم بکشیمش؟

216
00:16:38,291 --> 00:16:42,666
نمی‌دونم، دختره انگار مشکل روانی‌ای چیزی داره

217
00:16:42,750 --> 00:16:45,041
مطمئنم از این وضع خوشت میاد، مگه نه؟

218
00:16:47,226 --> 00:16:49,192
به‌خاطر داستان "مرد متأسف" تو

219
00:16:53,000 --> 00:16:57,416
‫نِل، چی باعث شد با دیدن من توی وان حموم که
‫ آروم برای خودم لش کردم، به خودت بگی:

220
00:16:57,500 --> 00:17:02,208
‫"بذار برم داخل و این‌قدر با خلال‌دندون
‫به جولز سیخونک بزنم

221
00:17:02,291 --> 00:17:03,583
‫تا از خونریزی بمیره"

222
00:17:03,666 --> 00:17:06,083
این حسیه که از کارهات می‌گیرم

223
00:17:06,583 --> 00:17:09,041
‫این پورشا بود که داستان "مرد متأسف" رو
‫ بهش گفت

224
00:17:09,125 --> 00:17:11,625
‫ پورشاست که همیشه باید مرکز توجه باشه

225
00:17:11,650 --> 00:17:15,829
‫پورشا بود که همه‌چی رو خراب کرد.
‫هیچ‌کس پورشا رو بابت هیچ‌چیزی سرزنش نمی‌کنه

226
00:17:18,583 --> 00:17:19,541
بگذریم

227
00:17:20,583 --> 00:17:21,875
بگذریم

228
00:17:21,958 --> 00:17:23,416
بی‌خیال

229
00:17:24,208 --> 00:17:28,625
‫تقصیر من نیست که نیکی همیشه
‫ جذب دخترهای آسیب دیده و خودشیفته می‌شه

230
00:17:29,106 --> 00:17:31,916
اون هول دخترهاییه که سوارش می‌شن

231
00:17:32,000 --> 00:17:33,875
‫با خودش خیال می‌کنه که داره
‫درست‌شون می‌کنه

232
00:17:36,416 --> 00:17:38,583
من فقط می‌خوام تو آرامش خودم باشم

233
00:17:39,291 --> 00:17:43,333
چرا داری آرامش منو بهم می‌زنی؟

234
00:17:44,833 --> 00:17:46,166
وقت حمومه

235
00:18:09,916 --> 00:18:11,500
قبلاً مهربون‌تر بودی

236
00:18:12,125 --> 00:18:15,375
‫وای، عزیزم، مهربونی می‌خوای؟
‫باید با اون یکی ازدواج می‌کردی

237
00:18:17,833 --> 00:18:20,958
‫ولی موضوع همینه، نلی، تو مهربون نمی‌خوای

238
00:18:21,583 --> 00:18:23,458
‫دلم نمی‌خواد به‌روت بیارم،

239
00:18:24,000 --> 00:18:26,416
ولی خودت هم مهربون نیستی

240
00:18:26,500 --> 00:18:29,583
‫تو تحمل نداشتی که ببینی
‫ نیکی فقط ضربه بخوره

241
00:18:29,666 --> 00:18:32,875
‫تو یکی رو می‌خوای که بتونه مقابله کنه.
‫این حقیقت داره

242
00:18:32,958 --> 00:18:34,708
گاهی اوقات مهربونی خوبه

243
00:18:34,791 --> 00:18:36,291
خب، منم گاهی اوقات مهربونم

244
00:18:41,875 --> 00:18:42,708
چیه؟

245
00:18:43,583 --> 00:18:44,458
بگو ببینم

246
00:18:46,250 --> 00:18:49,250
‫مگه قسم نخوردیم؟
‫که تحت هر شرایطی، همیشه باهم روراست باشیم؟

247
00:18:49,333 --> 00:18:52,250
‫اوه! نه که ما خیلی پای عهدهامون موندیم

248
00:18:53,416 --> 00:18:54,250
بگو

249
00:19:00,458 --> 00:19:01,833
بگو

250
00:19:05,666 --> 00:19:06,583
دهن باز کن

251
00:19:13,333 --> 00:19:14,250
بگو

252
00:19:16,916 --> 00:19:17,875
یا منو غرقم کن

253
00:19:23,166 --> 00:19:24,083
غرقم کن

254
00:19:25,416 --> 00:19:27,666
آره، آره

255
00:19:28,250 --> 00:19:32,208
آره، آره، آره

256
00:19:37,791 --> 00:19:40,583
وای خدا، ببخشید، ببخشید

257
00:19:40,666 --> 00:19:43,166
نه، نرو، یه لحظه بمون

258
00:19:57,375 --> 00:20:00,041
خیلی‌خب، پس می‌خوای که بگم

259
00:20:00,708 --> 00:20:02,916
مامانت تقریباً تا یک ماه دیگه فوت می‌کنه

260
00:20:03,625 --> 00:20:05,208
و تو باهاش کنار نیومدی

261
00:20:05,708 --> 00:20:08,166
تو کلاً با هیچ‌چیزی کنار نیومدی، مگه نه؟

262
00:20:08,250 --> 00:20:12,750
‫نه با ازدواج ناموفق قبلیت،
‫نه این خزعبلات داداش حسودت

263
00:20:12,833 --> 00:20:15,458
‫و نه حتی با این قاتل سریالی تخیلی یا شاید هم
‫ واقعی که

264
00:20:15,541 --> 00:20:17,791
‫از زمانی که هم‌سن جود بودی،
‫روح و روانت رو آزار داده

265
00:20:17,875 --> 00:20:20,458
دقیقاً از همون سن دیگه بزرگ نشدی

266
00:20:21,041 --> 00:20:23,875
‫تو باید با این مزخرفات زندگیت
‫ کنار بیای، خب؟

267
00:20:24,625 --> 00:20:27,916
چون کم‌کم همه‌چیز از دستت در می‌ره، خب؟

268
00:20:29,751 --> 00:20:32,083
‫این کسیه که می‌خوای پسرت
‫ شبیه‌ش باشه، جولین؟

269
00:20:35,375 --> 00:20:37,125
بله! چی می‌خوای؟

270
00:20:37,208 --> 00:20:40,375
‫ببخشید، نمی‌خواستم مزاحم شم.
‫کار مسخره‌ای هم دارم...

271
00:20:40,458 --> 00:20:41,875
نمی‌دونستم توی وانه

272
00:20:41,958 --> 00:20:44,000
اون حرکتت با کیک خیلی قشنگ بود

273
00:20:44,083 --> 00:20:46,166
‫خیلی خوب بود،
‫نلی از این مهربونی‌ها خوشش میاد

274
00:20:46,250 --> 00:20:48,500
‫نادیده‌ش بگیر،
‫این کلید یه ازدواج سالمه

275
00:20:48,525 --> 00:20:50,475
‫واقعاً سوال مسخره‌ای دارم،
‫کترینگ می‌خواد بدونه که

276
00:20:50,500 --> 00:20:52,500
‫شما برای غذای عروسی،
‫مرغ می‌خورین یا ماهی

277
00:20:52,583 --> 00:20:53,458
مرغ

278
00:20:53,541 --> 00:20:55,875
ریچل، عهدهات رو نوشتی؟

279
00:20:57,041 --> 00:20:59,708
نه، نه هنوز

280
00:20:59,791 --> 00:21:01,875
‫- ننوشتم
‫- اینم کلید اصلی برای ازدواج سالم

281
00:21:03,500 --> 00:21:09,125
‫من و نلی عهد کردیم که همیشه با هم
‫  روراست باشیم. پس، کاملاً جدی‌ام وقتی می‌گم:

282
00:21:09,150 --> 00:21:13,041
‫"عزیزم، گاهی اوقات خیال‌پردازی می‌کنم
‫ که یکی رو اجیر کنم تا تو رو بکشه"

283
00:21:13,125 --> 00:21:14,666
وای عزیزم

284
00:21:17,375 --> 00:21:21,041
پس حتی توی خیالاتت هم، خودت کاری نمی‌کنی؟

285
00:21:27,625 --> 00:21:30,125
ماهی‌اش چیه و مرغ رو چطور درست می‌کنن؟

286
00:21:30,497 --> 00:21:31,541
نمی‌دونم

287
00:21:31,625 --> 00:21:34,500
‫نمی‌دونی؟ من که بدون این اطلاعات
‫ نمی‌تونم جواب بدم

288
00:21:34,583 --> 00:21:36,750
‫عوضی بازی درنیار.
‫اون ماهی می‌خوره

289
00:21:40,250 --> 00:21:42,250
جدی باید عهدهات رو بنویسی

290
00:21:46,291 --> 00:21:47,416
‫- ببخشید
‫- ببخشید

291
00:21:50,000 --> 00:21:52,333
به چی نگاه می‌کنی؟

292
00:21:52,416 --> 00:21:53,375
چی این‌جاست؟

293
00:21:54,041 --> 00:21:55,083
جود

294
00:21:55,166 --> 00:21:56,458
یه چیزی برات گرفتم

295
00:21:56,541 --> 00:21:58,375
‫فکر کنم یکی این داخله

296
00:21:58,458 --> 00:22:00,500
‫- ها؟
‫- فکر کنم یه نفر این داخله

297
00:22:01,458 --> 00:22:03,500
نه، چیزی نیست

298
00:22:03,583 --> 00:22:06,708
‫حست رو درک می‌کنم، ولی کسی این پشت نیست

299
00:22:07,583 --> 00:22:09,500
چرا باید قفل باشه؟

300
00:22:11,291 --> 00:22:12,125
بفرما

301
00:22:12,750 --> 00:22:14,083
دیدی؟

302
00:22:14,958 --> 00:22:18,625
‫نمی‌دونم، ولی گاهی اوقات بهتره که
‫ یه در قفل شده رو باز نکنی

303
00:22:18,708 --> 00:22:22,583
‫چون ممکنه با چیزی مواجه بشی که
‫نباید می‌دیدی. راستی، ببین...

304
00:22:24,500 --> 00:22:25,541
نظر؟

305
00:22:26,541 --> 00:22:28,250
خوبه؟

306
00:22:28,750 --> 00:22:30,666
خب، جدید یا مدل بالا نیست

307
00:22:30,750 --> 00:22:34,000
‫ولی یه زمانی جدید و
‫ مدل بالا حساب می‌شد، پس...

308
00:22:34,083 --> 00:22:35,583
بیا بریم، رفیق

309
00:22:35,666 --> 00:22:36,750
بالاخره یه کله‌ای تکون دادی

310
00:22:48,166 --> 00:22:51,208
‫به‌خاطر تومور مغزی‌ای که داره
‫ درست فکر نمی‌کنه

311
00:22:51,233 --> 00:22:52,433
دیگه تلاشی نمی‌کنی؟
به همین راحتی؟

312
00:22:52,458 --> 00:22:54,458
‫- دست می‌کشی...
‫- ببخشید

313
00:22:54,541 --> 00:22:59,541
‫از زندگی مشترک ۴۰ ساله‌ت، از جون یه انسان،
‫ از جون مامان، از خونواده‌ت

314
00:22:59,625 --> 00:23:01,750
به این سادگی... قیدش رو می‌زنی

315
00:23:01,833 --> 00:23:03,666
‫من قید چیزی رو نمی‌زنم، نیکی

316
00:23:05,708 --> 00:23:09,000
‫تو زندگی مشترک‌مون،
‫ما تصمیمات‌مون رو با هم می‌گیریم

317
00:23:09,666 --> 00:23:12,875
‫من فقط شاهد تصمیم مادرت نیستم،
‫خودم توش دخیلم

318
00:23:12,900 --> 00:23:14,567
من از تصمیم همسرم حمایت می‌کنم

319
00:23:17,083 --> 00:23:18,875
‫دارم آخرین لحظات باهاش رو می‌گذرونم

320
00:23:18,958 --> 00:23:21,541
‫و سنتی رو ادامه می‌دم که از پدرش
‫ به‌جا مونده

321
00:23:21,625 --> 00:23:22,958
ببخشید، با پوست کندن یه سگ؟

322
00:23:23,041 --> 00:23:23,916
ریچل

323
00:23:30,916 --> 00:23:32,250
شما نامزد کردین

324
00:23:34,958 --> 00:23:35,958
به ما زنگ زدین

325
00:23:36,833 --> 00:23:38,375
عروسی بزرگ نمی‌خواستین

326
00:23:38,458 --> 00:23:41,208
‫فقط می‌خواستین
‫ یه دورهمی با خونواده داشته باشین

327
00:23:41,791 --> 00:23:43,375
مامانت خوشحال بود

328
00:23:44,166 --> 00:23:45,750
نمی‌خواست عروسیت رو خراب کنه

329
00:23:45,833 --> 00:23:48,500
‫پس، این برنامه رو انداخت برای
‫ بعد از عروسی‌تون

330
00:23:48,583 --> 00:23:52,708
‫جمع کردن خونواده دور هم کار سختیه،
‫و این قراره آخرین جشن براش باشه

331
00:23:52,791 --> 00:23:55,583
این... وصیتشه

332
00:23:55,666 --> 00:23:58,416
‫و شما دو تا قرار نیست خرابش کنین، شیرفهمه؟

333
00:23:58,500 --> 00:24:01,291
‫تصمیمش رو زندگی همه‌ی ما تأثیر می‌ذاره،
‫نمی‌تونی به تنهایی این تصمیم رو بگیره

334
00:24:01,375 --> 00:24:03,958
‫- شیرفهمه؟!
‫- چطور می‌تونم جلسه خونوادگی درخواست بدم؟

335
00:24:05,541 --> 00:24:07,875
‫- چی چی؟
‫- جلسه خونوادگی، چطور می‌شه ترتیب داد؟

336
00:24:07,958 --> 00:24:08,958
اصلاً امکانش هست؟

337
00:24:10,833 --> 00:24:13,458
‫مجدد می‌گم، برای سوء‌تفاهمی که شد
‫ خیلی عذر می‌خوام

338
00:24:13,541 --> 00:24:15,583
‫و شاید این کارم کاملاً بی‌جا باشه،

339
00:24:15,666 --> 00:24:19,041
ولی باور دارم خونواده‌ی صمیمی‌ای مثل شما

340
00:24:19,125 --> 00:24:22,250
‫می‌تونن درباره احساسات‌شون با هم حرف بزنن

341
00:24:23,000 --> 00:24:26,500
‫می‌دونم تازه وارد فضای خونواده‌تون شدم،
‫ولی متوجه شدم که...

342
00:24:26,583 --> 00:24:29,416
‫شما برنامه داشتین جشن عروسی ما رو

343
00:24:29,441 --> 00:24:33,583
‫به‌عنوان یه مراسم خاک‌سپاری نمادین
‫ برای ایشون، برگزار کنین

344
00:24:33,666 --> 00:24:36,041
‫ولی چون بیشتر شما هنوز
‫با این واقعیت کنار نیومدین،

345
00:24:36,125 --> 00:24:39,375
‫عروسی الان شده یه جور حواس‌پرتی پر فشار،

346
00:24:39,458 --> 00:24:42,333
از چیزی که واقعاً داره اتفاق می‌افته

347
00:24:42,958 --> 00:24:48,166
‫و به نظرم باید یه کاری در موردش انجام بدیم
‫ و یا...

348
00:24:50,083 --> 00:24:52,041
اصلاً عروسی رو نگیریم

349
00:24:52,750 --> 00:24:54,125
نمی‌شه که

350
00:24:54,208 --> 00:24:56,291
می‌دونستم کار به این‌جا می‌کشه

351
00:24:56,375 --> 00:24:57,541
بذارین حرف بزنه

352
00:24:57,625 --> 00:25:00,375
منطقی نیست که وانمود کنیم
اتفاقی نیفتاده

353
00:25:00,458 --> 00:25:03,458
‫این‌که مرگ مادر خونواده رو توی عروسی‌مون جا بدیم
‫ بدون این‌که در موردش حرفی زده بشه...

354
00:25:03,541 --> 00:25:06,125
این‌طوری به چیزی که می‌خواین نمی‌رسین

355
00:25:07,291 --> 00:25:10,916
‫نظرتون چیه؟
‫ می‌شه کاری کرد که با این وضعیت کنار بیایم؟

356
00:25:11,708 --> 00:25:12,708
می‌شه امتحان کنیم؟

357
00:25:13,750 --> 00:25:14,583
آره

358
00:25:14,666 --> 00:25:17,625
آره، بچه‌ها، امتحانش که ضرری نداره

359
00:25:17,708 --> 00:25:19,500
ببخشید، نمی‌فهمم منظورش چیه

360
00:25:19,583 --> 00:25:23,583
‫منظورت اینه که عروسی رو
‫ به‌خاطر مادر رو به موت ما کنسل می‌کنی؟

361
00:25:23,666 --> 00:25:25,666
اگه اینه که، منصفانه نیست

362
00:25:25,750 --> 00:25:27,333
خیلی‌خب، خوبه

363
00:25:27,833 --> 00:25:29,833
نه، منظورم این نیست

364
00:25:29,916 --> 00:25:34,328
‫فقط این‌که فکر می‌کنم ما یه فضایی نیاز داریم،
‫تا قبل از عروسی، هر کدوم احساسات‌تون رو بیان کنین،

365
00:25:34,353 --> 00:25:35,600
تا فاجعه‌ای پیش نیاد

366
00:25:35,625 --> 00:25:38,875
و شما یکم ازش آرامش بگیرین

367
00:25:38,958 --> 00:25:40,250
به نظرم همین شروع خوبی بود

368
00:25:40,333 --> 00:25:41,583
‫- مرسی
‫- خواهش می‌کنم

369
00:25:41,666 --> 00:25:45,833
‫می‌خوای تحت نظارت خودت،
‫یه خانواده‌درمانی راه بندازیم؟

370
00:25:46,833 --> 00:25:48,750
‫جسارت نباشه، ولی تو اساساً یه غریبه‌ای

371
00:25:48,833 --> 00:25:51,583
خب، مگه همه درمانگرها غریبه نیستن؟

372
00:25:51,666 --> 00:25:52,958
مگه تو درمانگری؟

373
00:25:53,041 --> 00:25:55,541
‫- داره دکتراش رو می‌گیره
‫- اوه، تو چی؟

374
00:25:55,625 --> 00:25:57,583
‫- روانشناسی رفتاری
‫- تو درمانگری؟

375
00:25:57,666 --> 00:26:00,166
‫نه ،من روانشناس رفتاری‌ام، تقریباً

376
00:26:00,750 --> 00:26:03,250
‫- رفتار خودت رو هم بررسی کردی؟
‫- جولز...

377
00:26:04,750 --> 00:26:06,750
‫- احترام بذار
‫- احترام می‌ذارم دیگه

378
00:26:08,750 --> 00:26:12,666
‫حالا... قراره چیکار کنیم، ریچل؟
‫دور هم بشینیم، دست همو بگیریم و گریه کنیم؟

379
00:26:12,750 --> 00:26:16,291
خب، همین... بهتر از هیچیه، آره

380
00:26:16,375 --> 00:26:18,666
دکترات رو داری از کجا می‌گیری؟

381
00:26:19,875 --> 00:26:20,833
‫دانشگاه "ایلینوی"

382
00:26:20,916 --> 00:26:24,208
‫- اوه، من "نورث‌وسترن" درس خوندم
‫- چه باحال

383
00:26:24,291 --> 00:26:26,208
‫خب، حالا چیزی می‌خواین به مادرتون بگین،

384
00:26:26,291 --> 00:26:28,041
‫قبل از این‌که فرصتش از دست‌تون بره؟

385
00:26:29,583 --> 00:26:31,583
‫ام...

386
00:26:36,458 --> 00:26:37,291
بفرما

387
00:26:43,083 --> 00:26:44,208
‫اه...

388
00:26:49,416 --> 00:26:50,250
نه

389
00:27:00,208 --> 00:27:01,166
خیلی‌خب

390
00:27:07,666 --> 00:27:10,375
‫خب، کسی می‌خواد چیزی به خانم کانینگهام بگه،

391
00:27:10,458 --> 00:27:12,658
قبل از این‌که برای همیشه از پیش‌مون بره؟

392
00:27:30,708 --> 00:27:35,916
‫چطوره این کار رو کنیم،
‫نظرتون چیه همه یکم تنهایی وقت بگذرونین؟

393
00:27:37,083 --> 00:27:39,375
کاملاً با خودتون تنها بشین

394
00:27:39,458 --> 00:27:43,583
‫در مورد چیزی که می‌خواین بگین، فکر کنین
‫یا بنویسین یا آماده باشین که بیانش کنین

395
00:27:43,666 --> 00:27:45,708
‫هر کاری لازمه انجام بدین و بعد...

396
00:27:46,375 --> 00:27:48,291
دوباره می‌تونیم دور هم جمع بشیم، خب؟

397
00:27:53,125 --> 00:27:54,583
جلسه خوبی بود، خیلی‌خب

398
00:27:55,541 --> 00:27:57,291
نِل، می‌شه با من بیای؟

399
00:27:58,125 --> 00:27:59,000
آره

400
00:28:01,899 --> 00:28:09,899
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">نیـوفیـلم</font>   <font color="Orange">NewFilm</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

401
00:28:09,923 --> 00:28:15,923
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">نیـوفیـلم</font>   <font color="Orange">NewFilm</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

402
00:28:17,750 --> 00:28:19,750
‫بیشتر از چیزی که فکر کنی،
‫کارت تحسین‌برانگیز بود

403
00:28:19,833 --> 00:28:24,208
‫نه اصلاً واضحه که نتونستن با این قضیه
‫ کنار بیان

404
00:28:24,291 --> 00:28:26,750
‫نه، منظورم اینه که کانون توجه رو
‫از "ملکه ویکتوریا" دزدیدی

405
00:28:26,833 --> 00:28:27,916
ندزدیدم

406
00:28:28,000 --> 00:28:31,625
‫چرا، کلاً دو روزه که این‌جایی،
‫و هر چی که خواستی رو بقیه انجام دادن

407
00:28:32,208 --> 00:28:33,041
‫اون انگار...

408
00:28:35,125 --> 00:28:37,666
‫یه جورایی خودشيفته‌ست، مگه نه؟

409
00:28:37,750 --> 00:28:40,541
‫یه جورایی؟ مگه عروسیت رو
‫ تبدیل نکرد به مراسم عزای خودش؟

410
00:28:41,250 --> 00:28:42,916
درسته

411
00:28:44,166 --> 00:28:45,291
آره

412
00:28:47,875 --> 00:28:49,375
چیه؟

413
00:28:50,031 --> 00:28:51,683
‫کلاً تعریفی که ازت می‌شه رو
‫قبول نمی‌کنی

414
00:28:51,708 --> 00:28:53,583
ببخشید، کدوم بخشش تعریف بود؟

415
00:28:53,666 --> 00:28:55,750
‫- عروسی‌ای که مراسم ختمه؟
‫- اون‌جا که گفتم تحسین‌برانگیزی

416
00:28:55,833 --> 00:29:00,791
ای خدا، کیه که تعریف از خودش رو
راحت قبول کنه؟

417
00:29:00,875 --> 00:29:02,333
من قبول می‌کنم

418
00:29:04,250 --> 00:29:05,208
بفرما

419
00:29:10,500 --> 00:29:12,291
‫نمی‌دونم، انگار یه جورایی...

420
00:29:13,541 --> 00:29:16,166
بدیُمنه که وسط یه مراسم ختم بیای عروسی بگیری

421
00:29:16,666 --> 00:29:20,583
‫- خوبه که خرافاتی نیستی
‫- آره، خوبه

422
00:29:21,291 --> 00:29:23,791
‫خوبه که از وقتی اومدم این‌جا،
‫ اصلاً این حسِ بد رو نداشتم که

423
00:29:23,875 --> 00:29:25,250
‫یه اتفاق بد قراره بیفته

424
00:29:25,333 --> 00:29:28,416
‫آره، ولی این یه اتفاق بده، مگه نه؟
‫مرگ "ویکتوریا"

425
00:29:28,500 --> 00:29:30,625
‫نه، یه اتفاق دیگه‌ست...

426
00:29:31,333 --> 00:29:34,166
‫- خیلی‌خب
‫- این حسه... هنوز نرفته

427
00:29:35,083 --> 00:29:37,291
‫برای اتفاقات بد دیگه،
‫حواسم رو جمع می‌کنم

428
00:29:40,375 --> 00:29:41,625
این از یکیش

429
00:29:49,416 --> 00:29:50,250
چیه؟

430
00:29:50,333 --> 00:29:53,125
‫فکر می‌کردم تو یه سلیطه‌ای می‌شی که
‫‌به‌خاطر ازدواج با دوست‌پسر سابقت

431
00:29:53,208 --> 00:29:55,333
‫ازم متنفر می‌شی، ولی این‌طور نبودی...

432
00:29:55,416 --> 00:29:57,500
‫خیلی‌خب، حتی بلد نیستی
‫ خوب از کسی تعریف کنی

433
00:29:57,583 --> 00:29:59,833
‫- مرسی
‫- خواهش می‌کنم

434
00:30:00,416 --> 00:30:03,416
خب، حالا با این چه غلطی کنیم؟

435
00:30:05,958 --> 00:30:09,708
‫بعضی اوقات صادقانه صحبت کردن آسون‌تره،

436
00:30:10,541 --> 00:30:13,250
‫وقتی مجبور نباشی مستقیم
‫تو چشمای طرف نگاه کنی

437
00:30:13,333 --> 00:30:16,583
‫- پس، به‌جاش با اون حرف می‌زنین
‫- باید ساکت باشم، اونا جلسه دارن

438
00:30:18,583 --> 00:30:20,125
هر کدوم به نوبت

439
00:30:21,125 --> 00:30:22,750
به اون می‌گین که چه حسی دارین

440
00:30:24,291 --> 00:30:28,416
‫و اون درد و غم شما رو...

441
00:30:30,083 --> 00:30:31,916
جذب می‌کنه

442
00:30:33,166 --> 00:30:34,666
و در نهایت آزادش می‌کنیم

443
00:30:38,125 --> 00:30:38,958
خیلی‌خب

444
00:30:39,583 --> 00:30:40,875
کی می‌خواد شروع کنه؟

445
00:30:41,916 --> 00:30:42,750
من می‌تونم

446
00:30:48,958 --> 00:30:49,875
‫"ویکتوریا"

447
00:30:52,291 --> 00:30:53,916
تو یه زن فوق‌العاده‌ای

448
00:30:54,791 --> 00:30:56,458
تو ستون خونواده کانینگهامـی

449
00:30:57,000 --> 00:31:00,958
‫نبودِ تو، جای خالی‌ای توی این خونواده
‫ به‌جا می‌ذاره که نباید پر بشه

450
00:31:01,500 --> 00:31:05,708
‫نه فقط چون غیرممکنه،
‫ بلکه چون این پایان یک دورانه

451
00:31:06,541 --> 00:31:08,625
‫و باید به همون شکل گرامی داشته بشه

452
00:31:10,166 --> 00:31:13,166
حضورت، قدرتت و شجاعت تزلزل‌ناپذیرت

453
00:31:13,250 --> 00:31:16,250
‫شخصیت‌های ما رو شکل داده و
‫تأثیرش همیشه همراه ما می‌مونه

454
00:31:17,125 --> 00:31:18,000
‫ام...

455
00:31:20,375 --> 00:31:24,250
من همیشه تو و بابا رو ستایش کردم

456
00:31:26,041 --> 00:31:31,083
و همچنین زندگی مشترک و ازدواج‌تون رو

457
00:31:31,166 --> 00:31:36,458
‫و این‌که چطور...
‫خودتون رو وقف هم کردین

458
00:31:37,041 --> 00:31:40,083
و همیشه می‌خواستم دنباله‌روی شما باشم

459
00:31:40,166 --> 00:31:42,250
و امیدوارم تا الان موفق بوده باشم

460
00:31:42,333 --> 00:31:45,166
چون می‌بینم چطور از هم محافظت می‌کنین

461
00:31:45,250 --> 00:31:49,875
‫و بهم یاد دادین چقدر ارزش داره که
‫ یه آدم رو اون‌قدر خوب بشناسی

462
00:31:50,750 --> 00:31:52,708
‫که بدونی چطور ازش در برابر هر دردی
‫ محافظت کنی

463
00:31:53,208 --> 00:31:56,541
می‌دونم همیشه با هم سازش نداشتیم

464
00:31:57,041 --> 00:32:00,041
‫امیدوارم منو با وجود نقص‌‌ها و اشتباهاتم
‫ دوست داشته باشی

465
00:32:00,125 --> 00:32:04,666
‫من که تو رو با تمام خوبی‌ها و بدی‌هات
‫دوست دارم

466
00:32:06,000 --> 00:32:08,125
‫دوست دارم، مامان...
‫و دلم برات تنگ می‌شه

467
00:32:08,625 --> 00:32:12,333
‫برای اون دو روزی که توی "سانتورینی"
‫هدر دادیم،

468
00:32:12,416 --> 00:32:16,083
‫چون نمی‌خواستم اشتباهم رو قبول کنم،

469
00:32:20,625 --> 00:32:25,333
‫و همچنین برای این‌که به‌خاطر یه سفر کاری بی‌اهمیت
‫ تولد ۳۲ سالگیت رو از دست دادم،

470
00:32:25,416 --> 00:32:26,541
من

471
00:32:27,750 --> 00:32:29,416
خیلی، خیلی متأسفم

472
00:32:31,166 --> 00:32:34,291
مطمئن می‌شم که بچه‌های آینده‌م تو رو بشناسن

473
00:32:35,666 --> 00:32:38,875
‫مطمئن می‌شم که سنت‌های خونوادگی‌مون
‫ادامه پیدا کنن

474
00:32:39,875 --> 00:32:42,041
من از "سامر هاوس" مراقبت می‌کنم

475
00:32:42,125 --> 00:32:45,125
مطمئن می‌شم که تو برای همیشه
تو قلب ما

476
00:32:46,083 --> 00:32:48,375
‫و تو قلب اون‌هایی که تو رو می‌شناختن،
‫ زنده بمونی

477
00:32:49,583 --> 00:32:52,750
‫می‌دونم تازه با هم آشنا شدیم و...

478
00:32:53,708 --> 00:32:55,375
خیلی متأسفم که از دست‌تون می‌دم

479
00:32:57,583 --> 00:33:00,625
برای نیکی مادر فوق‌العاده‌ای بودین

480
00:33:00,708 --> 00:33:03,583
به نظرم... درست گفتین که

481
00:33:05,041 --> 00:33:08,750
‫بچه‌ها ویژگی‌های مادرشون رو جذب می‌کنن،
‫ و برعکس

482
00:33:24,750 --> 00:33:26,916
این کیکیه که ریچل برای معذرت‌خواهی خرید

483
00:33:27,000 --> 00:33:29,333
چون فکر می‌کرد که خونواده‌ی ما قاتله

484
00:33:31,875 --> 00:33:35,000
نیکی به‌خاطر شماست که این‌قدر دوست‌داشتنیه

485
00:33:35,916 --> 00:33:38,666
‫و خیلی خوش شانسه که شما و
‫ دکتر کانینگهام رو داشت

486
00:33:38,750 --> 00:33:40,916
تا بدونه اصالتش چیه و یاد بگیره که

487
00:33:41,000 --> 00:33:44,291
‫چطور باید عشق ورزید و چطور باید
‫دوست داشته شد

488
00:33:46,000 --> 00:33:47,833
چرا این در بازه؟

489
00:34:17,958 --> 00:34:20,500
‫خیلی خوشحالم که نیکی این ویژگی رو
‫از شما گرفت

490
00:34:21,083 --> 00:34:24,583
و تونست با این عشق بی‌قید و شرط بزرگ بشه

491
00:34:26,333 --> 00:34:28,000
عشقی که من حتی نمی‌تونم تصورش کنم

492
00:34:31,916 --> 00:34:34,666
‫این‌جا جاییه که بابابزرگ،
‫ به یاد حیوون‌های تلف‌شده احترام می‌ذاره

493
00:34:35,250 --> 00:34:37,500
‫اون می‌گه سگ‌ها می‌تونن ببینن

494
00:35:19,797 --> 00:35:22,797
‫[تا ابد]

495
00:35:23,320 --> 00:35:31,320
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">نیـوفیـلم</font>   <font color="Orange">NewFilm</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

496
00:35:31,344 --> 00:35:37,344
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">نیـوفیـلم</font>   <font color="Orange">NewFilm</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال