﻿
1
00:00:37,958 --> 00:00:40,500
‫در خدمتـم.
‫آقا؟

2
00:00:40,583 --> 00:00:42,375
‫چیزی شده؟
‫شما...

3
00:00:45,625 --> 00:00:48,000
‫چیزی نیست.
‫ببخشین.

4
00:00:48,833 --> 00:00:50,038
‫الان خوبـم.

5
00:00:55,000 --> 00:00:59,166
‫جسارتاً اینجا دست‌شویی دارین؟

6
00:01:03,042 --> 00:01:05,041
‫لطفاً فضا رو تمیز نگه دارین.

7
00:01:06,000 --> 00:01:07,000
‫چَشم.

8
00:01:23,791 --> 00:01:24,875
‫بنازم.

9
00:01:25,375 --> 00:01:29,500
‫هم شدم رئیس انجمن مودارها

10
00:01:29,583 --> 00:01:32,000
‫و هم مشتری‌ش.

11
00:01:41,583 --> 00:01:43,750
‫همه‌ی این‌ها رو می‌خوام.

12
00:01:43,891 --> 00:01:45,183
‫الان بهتریـن؟

13
00:01:45,208 --> 00:01:48,083
‫تا حالا این‌قدر خوب نبودم.

14
00:01:48,166 --> 00:01:50,541
‫راستی کلیدهاتون رو یادم نره...

15
00:01:50,625 --> 00:01:51,791
‫گم شو کنار، پیری!

16
00:01:51,845 --> 00:01:52,969
‫دست‌ها بالا.

17
00:01:53,916 --> 00:01:56,291
‫پول‌ها رو بریز توی کیسه.

18
00:01:56,565 --> 00:01:58,190
‫این کار رو نکن، پسر.

19
00:01:58,791 --> 00:02:00,958
‫- این وسط یکی آسیب می‌بینه.
‫- آره، جناب‌عالی.

20
00:02:01,041 --> 00:02:03,000
‫- باشه باشه.
‫- پس دهنت رو ببند.

21
00:02:03,083 --> 00:02:05,458
‫- خفه‌خون بگیر!
‫- کیفت رو بگیر و برو!

22
00:02:08,208 --> 00:02:10,583
‫- همه‌ش همینـه؟
‫- آره.

23
00:02:11,666 --> 00:02:14,208
‫- گاوصندوق چی؟
‫- گاوصندوق نداریم.

24
00:02:14,904 --> 00:02:16,416
‫یعنی چی که ندارین؟

25
00:02:16,500 --> 00:02:18,250
‫چون اینجا گُه‌دونیـه!

26
00:02:19,740 --> 00:02:20,750
‫ای وای...

27
00:02:21,416 --> 00:02:22,624
‫چه مرگتـه؟

28
00:02:35,875 --> 00:02:37,208
‫عالی بود!

29
00:02:43,728 --> 00:02:49,963
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">نیوفیلم</font>   <font color="Orange">NewFilm</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

30
00:02:43,717 --> 00:02:49,942
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">نیوفیلم</font>   <font color="Orange">NewFilm</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

31
00:03:38,656 --> 00:03:43,945
[ بـوروز ]

32
00:03:55,899 --> 00:03:58,222
(قسمت چهارم: «میوه‌ی ممنوعه»)

33
00:04:19,625 --> 00:04:20,625
‫سلام، سام.

34
00:04:21,125 --> 00:04:22,334
‫من بازداشت شدم؟

35
00:04:23,333 --> 00:04:25,291
‫نه بابا.
‫ما فقط...

36
00:04:26,083 --> 00:04:28,125
‫فقط نگرانت هستیم، سام.

37
00:04:28,791 --> 00:04:32,000
‫آخه هنوز چند روزه
‫که اومدی و پشت‌سرهم

38
00:04:32,083 --> 00:04:36,083
‫توی موقعیت‌های ناجور قرار می‌گیری.

39
00:04:36,166 --> 00:04:37,625
‫قضیه‌ی ادوارد که تقصیر شما بود.

40
00:04:38,541 --> 00:04:39,625
‫حق داری.

41
00:04:40,458 --> 00:04:43,500
‫ولی شما هم نصف‌شب وارد سالن ختم شدی.

42
00:04:47,791 --> 00:04:49,625
‫می‌خواستم با دوست خوبم خدافظی کنم.

43
00:04:49,708 --> 00:04:51,750
‫دوستی که کلاً چند روز می‌شناختیش؟

44
00:04:53,250 --> 00:04:57,375
‫سام، خبر دارم اون‌شب
‫به پرستارهای اورژانس چی گفتی.

45
00:04:57,458 --> 00:05:02,416
‫گفتی یه «جونور» جک رو کُشته؟

46
00:05:02,500 --> 00:05:04,583
‫ولی گزارش پزشکی قانونی رو دارم

47
00:05:04,666 --> 00:05:06,291
‫که نوشته حمله‌ی قلبی بوده.

48
00:05:06,375 --> 00:05:09,791
‫مسئول کفن‌ودفن هم می‌گه
‫روی جسد علامت‌هایی دیده

49
00:05:09,875 --> 00:05:12,875
‫که نشون می‌ده نصف‌شب داشتی
‫با جسد جک یه کارهایی می‌کردی.

50
00:05:12,958 --> 00:05:15,583
‫دارم کم‌کم نگران می‌شم، سام.

51
00:05:15,666 --> 00:05:16,750
‫اشتباه برداشت نکنین.

52
00:05:16,833 --> 00:05:18,666
‫خب بگو موضوع چی بوده.

53
00:05:18,750 --> 00:05:20,625
‫کمکم کن ماجرا رو بهتر بفهمم.

54
00:05:22,458 --> 00:05:23,541
‫داشتم...

55
00:05:25,250 --> 00:05:26,458
‫دنبال مدرک می‌گشتم.

56
00:05:26,541 --> 00:05:29,833
‫مدرک... برای اثبات به قتل رسیدنِ جک؟

57
00:05:29,916 --> 00:05:30,958
‫آره.

58
00:05:33,666 --> 00:05:35,416
‫سام، نظرت چیـه...

59
00:05:36,750 --> 00:05:40,708
‫نظرت چیـه یه سر بیای عمارت...

60
00:05:40,791 --> 00:05:42,208
‫ازت چندتا آزمایش بگیریم؟

61
00:05:42,291 --> 00:05:44,666
‫من توهم نزدم، لامصب‌ها!

62
00:05:53,375 --> 00:05:56,333
‫داستان «چوپان دروغ‌گو» رو شنیدی؟

63
00:05:57,675 --> 00:05:58,708
‫چی؟

64
00:05:58,791 --> 00:06:04,416
‫یه نسخه از داستان
‫توی یه روستا جریان داره

65
00:06:04,500 --> 00:06:07,166
‫که اطرافش یه جنگل تاریکـه.

66
00:06:08,125 --> 00:06:12,041
‫یه پسربچه‌ی بازیگوش
‫توی روستا زندگی می‌کرد

67
00:06:12,125 --> 00:06:15,083
‫که پاتوقش زیر
‫درخت‌های بزرگ جنگل بود.

68
00:06:16,166 --> 00:06:18,708
‫یه روز...

69
00:06:18,791 --> 00:06:22,125
‫پسربچه متوجه می‌شه

70
00:06:22,208 --> 00:06:26,083
‫که یه گرگ از توی
‫تاریکی داره نگاهش می‌کنه.

71
00:06:26,791 --> 00:06:28,458
‫پسربچه می‌ترسه و فرار می‌کنه.

72
00:06:28,541 --> 00:06:31,416
‫می‌ره به اهالی روستا
‫می‌گه یه گرگ دیده.

73
00:06:31,500 --> 00:06:33,875
‫اهالی هم طبیعتاً باور می‌کنن.

74
00:06:33,958 --> 00:06:37,125
‫سریع یه گروه شکار می‌فرستن به جنگل.

75
00:06:38,000 --> 00:06:41,166
‫ولی به جنگل که می‌رسن...

76
00:06:42,083 --> 00:06:43,666
‫می‌بینن خبری از گرگ نیست.

77
00:06:43,750 --> 00:06:46,416
‫فرداش هم این ماجرا تکرار می‌شه...

78
00:06:46,500 --> 00:06:48,500
‫و همچنین فرداش.

79
00:06:48,583 --> 00:06:51,583
‫تا چند روز این ماجرا تکرار می‌شه

80
00:06:51,666 --> 00:06:56,083
‫تا این‌که اهالی مطمئن می‌شن

81
00:06:56,166 --> 00:06:57,916
‫که پسربچه دروغ می‌گه.

82
00:06:59,083 --> 00:07:01,916
‫از یه جا به بعد...

83
00:07:03,708 --> 00:07:05,583
‫پسره می‌تونست بیخیال بشه.

84
00:07:05,666 --> 00:07:10,416
‫گرگه هم هیچ‌وقت
‫جرئت نمی‌کرد از جنگلش بزنه بیرون.

85
00:07:11,041 --> 00:07:15,791
‫پسربچه می‌تونست توی روستا

86
00:07:16,158 --> 00:07:18,208
‫زندگی طولانی و خوبی داشته باشه...

87
00:07:19,791 --> 00:07:21,291
‫ولی غرورش

88
00:07:21,594 --> 00:07:23,125
‫بهش اجازه نداد.

89
00:07:23,791 --> 00:07:27,333
‫می‌خواست ثابت کنه
‫که داره حقیقت رو می‌گه.

90
00:07:27,416 --> 00:07:30,375
‫واسه همین راهیِ جنگل شد

91
00:07:30,458 --> 00:07:31,833
‫و گرگ...

92
00:07:34,041 --> 00:07:35,166
‫یه لقمه‌ش کرد.

93
00:07:36,458 --> 00:07:38,708
‫متوجه منظورم هستی، سام؟

94
00:07:42,706 --> 00:07:44,264
‫پایان داستان رو نگفتی.

95
00:07:45,033 --> 00:07:46,130
‫مطمئنـی؟

96
00:07:46,155 --> 00:07:49,489
‫آخرش اهالی روستا
‫انتقام پسربچه رو می‌گیرن

97
00:07:51,291 --> 00:07:52,958
‫و گرگه رو می‌کُشن.

98
00:08:03,083 --> 00:08:04,125
‫خب دیگه.

99
00:08:05,043 --> 00:08:06,335
‫من تلاشم رو کردم.

100
00:08:07,416 --> 00:08:08,625
‫تکلیف من چیـه؟

101
00:08:09,125 --> 00:08:11,750
‫شما... آزادی.

102
00:08:12,033 --> 00:08:13,033
‫به همین راحتی؟

103
00:08:14,458 --> 00:08:16,166
‫ما پلیس نیستیم، سام.

104
00:08:16,666 --> 00:08:18,000
‫فقط می‌خوایم کمکت کنیم.

105
00:08:19,000 --> 00:08:20,375
‫خصومتی نداریم.

106
00:08:21,333 --> 00:08:23,041
‫توی مراسم ختم ادوارد می‌بینمت.

107
00:08:23,125 --> 00:08:24,458
‫صبر کن ببینم...

108
00:08:27,375 --> 00:08:28,916
‫ادوارد مُرد؟

109
00:08:29,000 --> 00:08:30,083
‫نمی‌دونستی؟

110
00:08:31,916 --> 00:08:35,791
‫همون روزی که اومدی دیدنش،
‫شب توی خواب مُرد.

111
00:08:37,166 --> 00:08:39,125
‫حال خوبی نداشت.

112
00:08:39,208 --> 00:08:40,416
‫همه‌ش...

113
00:08:41,000 --> 00:08:45,083
‫می‌گفت هیولا می‌بینه.

114
00:08:46,164 --> 00:08:49,164
‫همه‌ش خودش رو

115
00:08:49,333 --> 00:08:52,083
‫توی موقعیت‌های ناجور می‌نداخت.

116
00:08:54,633 --> 00:08:56,828
‫و پایانش هم مشخص بود.

117
00:08:58,041 --> 00:08:59,208
‫چه حیف واقعاً.

118
00:09:21,833 --> 00:09:23,000
‫رنه؟

119
00:09:23,583 --> 00:09:25,583
‫به‌به، اوغور به‌خیر.

120
00:09:25,771 --> 00:09:27,291
‫همچنین.

121
00:09:33,583 --> 00:09:34,791
‫حالت خوبـه؟

122
00:09:34,875 --> 00:09:36,208
‫یه‌کم گلوم می‌خاره.

123
00:09:37,583 --> 00:09:40,669
‫- جایی می‌ری؟
‫- آره، کلاس دارم.

124
00:09:40,875 --> 00:09:42,083
‫آها راست می‌گی.

125
00:09:45,979 --> 00:09:48,562
‫بعدش چی‌کاره‌ای؟

126
00:09:49,875 --> 00:09:50,875
‫امشب منظورتـه؟

127
00:09:51,666 --> 00:09:53,416
‫- ببخشین.
‫- خواهش.

128
00:09:53,500 --> 00:09:56,666
‫آره، بریم با هم یه فیلم ببینیم.

129
00:09:56,750 --> 00:09:58,333
‫هنوز یه شام ازت طلب دارم.

130
00:09:59,083 --> 00:10:00,416
‫امشب نمی‌تونم.

131
00:10:02,000 --> 00:10:05,416
‫نوسوتروس واسه یکشنبه مراسم داره.

132
00:10:05,916 --> 00:10:07,500
‫یکشنبه که اصلاً نمی‌تونم.

133
00:10:08,208 --> 00:10:10,458
‫فردا شب بیا همین‌جا.

134
00:10:10,541 --> 00:10:12,911
‫دست‌پخت خودم رو بچشی.

135
00:10:13,291 --> 00:10:17,625
‫احساس می‌کنم... فاز سِرمخفی گرفتی.

136
00:10:17,750 --> 00:10:18,781
‫یعنی چی؟

137
00:10:18,806 --> 00:10:21,333
‫می‌ترسی دوست‌هات تو رو با من ببینن.

138
00:10:21,416 --> 00:10:23,810
‫«سِرمخفی»... خوشم اومد.

139
00:10:24,375 --> 00:10:26,500
‫ولی جواب من نشد.

140
00:10:28,416 --> 00:10:31,541
‫من اولین زن مُسنی هستم
‫که باهاش رابطه داشتی؟

141
00:10:32,666 --> 00:10:33,978
‫چه فرقی داره؟

142
00:10:34,291 --> 00:10:36,500
‫وقتی با هم باشیم،
‫نگاه مردم بهمون عوض می‌شه.

143
00:10:36,583 --> 00:10:38,875
‫هزارتا حرف درمی‌آرن.

144
00:10:38,958 --> 00:10:40,476
‫خب کون لق‌شون.

145
00:10:41,583 --> 00:10:43,125
‫همیشه همین رو می‌گین.

146
00:10:46,222 --> 00:10:48,007
‫پس من اولین «مَرد جَوون» نیستم.

147
00:10:50,416 --> 00:10:54,625
‫باور کن رفتن به مراسم نوسوتروس

148
00:10:54,708 --> 00:10:57,458
‫ارزش دردسرهای بعدش رو نداره.

149
00:10:57,541 --> 00:11:00,549
‫- یعنی من ارزش ندارم دیگه؟
‫- همچین حرفی نزدم.

150
00:11:01,500 --> 00:11:04,291
‫آره، ولی اون‌قدر شعور دارم
‫که منظورت رو بفهمم.

151
00:11:04,375 --> 00:11:06,958
‫پاز.
‫پاز.

152
00:11:20,833 --> 00:11:22,625
‫ای شیطون‌بلا.

153
00:11:27,083 --> 00:11:29,291
‫صبح به‌خیر، خوشگله.

154
00:11:29,375 --> 00:11:31,875
‫واسه شیفتم بیدارم نکردی.

155
00:11:31,958 --> 00:11:33,416
‫از سام خبری نشد؟

156
00:11:33,500 --> 00:11:35,916
‫خیر.
‫خبری نیست.

157
00:11:37,000 --> 00:11:38,000
‫از آرت چی؟

158
00:11:39,666 --> 00:11:41,708
‫واسه‌ش دَه‌تا پیام گذاشتم.

159
00:11:43,083 --> 00:11:44,791
‫اگه چیزیش شده باشه چی؟

160
00:11:45,291 --> 00:11:47,375
‫- شاید اون جونور...
‫- نگران نباش.

161
00:11:47,458 --> 00:11:49,958
‫امن‌ترین جا برای آرت همون بیابونـه.

162
00:11:50,750 --> 00:11:54,583
‫حداقل از این هیولا دور می‌مونه.

163
00:11:56,543 --> 00:11:59,833
‫دیشب تازه فهمیدیم هیولاها
‫واقعی هستن و تو این‌قدر خون‌سردی؟

164
00:11:59,916 --> 00:12:01,416
‫آره...

165
00:12:01,441 --> 00:12:02,735
‫ولی نه در اون حد.

166
00:12:05,958 --> 00:12:08,125
‫وضع‌مون به جایی رسیده

167
00:12:08,894 --> 00:12:12,041
‫که باید شیفتی کشیک بدیم
‫و چاقو قایم کنیم.

168
00:12:12,833 --> 00:12:14,250
‫خدا به‌خیر کنه.

169
00:12:16,625 --> 00:12:17,875
‫سام.

170
00:12:19,416 --> 00:12:21,500
‫- سام!
‫- سام!

171
00:12:21,583 --> 00:12:23,125
‫چطوری؟

172
00:12:24,875 --> 00:12:27,041
‫وای خدا رو شکر!

173
00:12:27,387 --> 00:12:28,541
‫خوش‌حال شدم...

174
00:12:30,250 --> 00:12:32,041
‫- قیافه‌ت داغون شده.
‫- من هم دل‌تنگت بودم.

175
00:12:32,125 --> 00:12:33,333
‫تعریف کن چی شد؟

176
00:12:33,416 --> 00:12:34,875
‫راحت آزادت کردن؟

177
00:12:35,833 --> 00:12:37,208
‫بریم داخل صحبت کنیم.

178
00:12:39,375 --> 00:12:42,458
‫پس... بلین از هیولا خبر داره؟

179
00:12:42,541 --> 00:12:44,791
‫- فکر کنم لاپوشونی می‌کنه.
‫- خب چرا؟

180
00:12:44,816 --> 00:12:46,511
‫چون باید خونه‌هاش رو بفروشه.

181
00:12:46,875 --> 00:12:48,083
‫پس به مردم بگیم.

182
00:12:48,166 --> 00:12:49,916
‫- باور نمی‌کنن.
‫- پلیس چی؟

183
00:12:50,000 --> 00:12:51,583
‫اون‌ها هم باور نمی‌کنن.

184
00:12:51,666 --> 00:12:55,583
‫فکر می‌کنن یه‌مشت سالمند
‫خل‌وچلـیم و توی عمارت حبس‌مون می‌کنن.

185
00:12:55,666 --> 00:12:58,333
‫بالاخره باید
‫به همسایه‌هامون هشدار بدیم.

186
00:12:58,416 --> 00:13:01,000
‫- حداقل به دوست‌هامون...
‫- نباید به کسی بگیم!

187
00:13:01,083 --> 00:13:03,166
‫هرکی حقیقت رو بدونه، به خطر می‌افته.

188
00:13:03,250 --> 00:13:04,958
‫بلین رسماً تهدیدم کرد.

189
00:13:05,041 --> 00:13:07,791
‫می‌خواد چی‌کار کنه؟
‫دوباره من رو از سالن اجتماعات بیرون بندازه؟

190
00:13:07,875 --> 00:13:09,291
‫ادوارد رو کُشته.

191
00:13:11,125 --> 00:13:12,208
‫ای وای.

192
00:13:14,000 --> 00:13:15,041
‫چرا؟

193
00:13:16,666 --> 00:13:18,375
‫چون می‌خواست بهم کمک کنه.

194
00:13:21,000 --> 00:13:24,083
‫- بنده‌خدا.
‫- نه، این‌جوری نمی‌شه.

195
00:13:24,166 --> 00:13:25,375
‫این درست نیست.

196
00:13:25,458 --> 00:13:29,416
‫یه‌چیزی داره از ما تغذیه می‌کنه
‫و باید یه غلطی بکنیم.

197
00:13:30,666 --> 00:13:31,833
‫خودم می‌کُشمش.

198
00:13:31,916 --> 00:13:32,808
‫می‌کُشیش؟

199
00:13:32,833 --> 00:13:34,750
‫- آره.
‫- چجوری بُکشیمش؟

200
00:13:34,833 --> 00:13:36,041
‫شما نه، فقط من.

201
00:13:36,125 --> 00:13:38,375
‫بلین از شما دوتا خبر نداره.

202
00:13:38,458 --> 00:13:39,833
‫بهتره همین‌طوری بمونه.

203
00:13:39,916 --> 00:13:42,375
‫پیاده شو با هم بریم، پهلوون.

204
00:13:42,458 --> 00:13:44,250
‫آره، هر سه‌تا با هم هستیم.

205
00:13:45,250 --> 00:13:46,875
‫تا لحظه‌ی مرگ، سام.

206
00:13:46,900 --> 00:13:48,942
‫که با توجه به سن‌مون، زیاد دور نیست.

207
00:13:49,083 --> 00:13:50,083
‫ببخشین‌ها.

208
00:13:59,750 --> 00:14:02,291
‫چطوری، آرت؟
‫خوش‌تیپ کردی.

209
00:14:02,375 --> 00:14:03,458
‫مدل موت رو عوض کردی؟

210
00:14:03,541 --> 00:14:04,833
‫من رو که می‌شناسی.

211
00:14:04,916 --> 00:14:07,458
‫همیشه با مُد روز هماهنگ می‌شم.

212
00:14:09,500 --> 00:14:10,791
‫مراقب خودت باش، رفیق.

213
00:14:12,238 --> 00:14:13,708
‫جونم!

214
00:15:20,583 --> 00:15:21,708
‫بیا ببینم.

215
00:15:35,541 --> 00:15:38,916
‫واسه کُشتن این جونور،
‫اول باید پیداش کنیم.

216
00:15:39,000 --> 00:15:40,041
‫ازش چی می‌دونین؟

217
00:15:40,125 --> 00:15:43,541
‫یه جونور موذیـه که
‫شب‌ها یواشکی می‌آد بالاسر مردم.

218
00:15:43,566 --> 00:15:44,808
‫چجوری می‌آد توی خونه؟

219
00:15:44,833 --> 00:15:46,416
‫- نمی‌دونم.
‫- از کجا می‌آد؟

220
00:15:46,500 --> 00:15:48,750
‫- اطلاعی ندارم.
‫- چه شکلیـه؟

221
00:15:48,833 --> 00:15:50,791
‫عع... چندتا پا داره.

222
00:15:50,875 --> 00:15:52,208
‫- عجب.
‫- یعنی مثل عنکبوتـه؟

223
00:15:52,291 --> 00:15:54,000
‫- نه زیاد.
‫- خیلی خوب.

224
00:15:54,916 --> 00:15:56,166
‫باید چیز کنیم...

225
00:15:56,708 --> 00:15:58,541
‫کاری کنیم بیاد سراغ ما.

226
00:15:58,566 --> 00:16:01,191
‫می‌خوای دعوتش کنم با هم فیلم ببینیم؟

227
00:16:01,372 --> 00:16:02,876
‫هارهار.
‫نه اتفاقاً.

228
00:16:03,750 --> 00:16:06,083
‫- واسه شام بیاد.
‫- واضح‌تر بگو، والی.

229
00:16:06,166 --> 00:16:09,000
‫دیشب خوابم نمی‌برد
‫و یه‌کم مطالعه کردم

230
00:16:09,083 --> 00:16:12,166
‫و با توجه به اون قسمت
‫از حلق‌مون که سوراخ شده...

231
00:16:12,250 --> 00:16:15,500
‫فکر کنم جونوره
‫از مایع نخاعی‌مون تغذیه می‌کنه.

232
00:16:15,992 --> 00:16:17,659
‫همون مواد اطراف مغزمون؟

233
00:16:17,833 --> 00:16:20,500
‫باریکلا... پس یه‌چیزهایی بلدی.

234
00:16:20,840 --> 00:16:24,291
‫وقتی ذره‌ذره این مواد رو برمی‌داره...

235
00:16:24,375 --> 00:16:25,833
‫اولش متوجه نمی‌شیم.

236
00:16:25,916 --> 00:16:28,875
‫ولی در طولانی‌مدت دچار
‫آسیب مغزی می‌شیم

237
00:16:28,958 --> 00:16:31,000
‫و انواع بیماری‌های عصبی.

238
00:16:31,083 --> 00:16:32,250
‫مثل بیماری مکس‌ول.

239
00:16:32,494 --> 00:16:34,411
‫آفرین.
‫دقیقاً.

240
00:16:34,833 --> 00:16:38,666
‫دوست عزیزمون داره سال‌های
‫باقی‌مونده‌مون رو از ما می‌گیره.

241
00:16:38,750 --> 00:16:39,958
‫سال‌ها؟

242
00:16:40,041 --> 00:16:43,458
‫اگه فقط یه‌ذره
‫مایع نخاعی داشته باشم...

243
00:16:43,541 --> 00:16:45,583
‫می‌تونم براش طعمه بذارم.

244
00:16:46,208 --> 00:16:47,208
‫و متأسفانه...

245
00:16:47,994 --> 00:16:51,703
‫مایع نخاعی چیزی نیست
‫که توی مغازه‌ها بفروشن.

246
00:16:51,958 --> 00:16:53,083
‫پس از کجا بیاریم؟

247
00:16:56,916 --> 00:16:57,916
‫عمراً!

248
00:16:58,000 --> 00:16:59,125
‫فکرش هم نکن!

249
00:17:05,750 --> 00:17:06,875
‫قبلاً این کار رو کردی؟

250
00:17:06,958 --> 00:17:08,583
‫آره بابا، تا دلت بخواد.

251
00:17:09,518 --> 00:17:10,541
‫ای وای.

252
00:17:11,333 --> 00:17:13,583
‫خب، اول از همه...

253
00:17:14,541 --> 00:17:17,291
‫می‌خوام یه‌کم لیدوکایین بهت بزنم.

254
00:17:17,316 --> 00:17:18,316
‫باشه.

255
00:17:21,125 --> 00:17:22,500
‫بگو آآآ.

256
00:17:22,583 --> 00:17:23,583
‫آآآ.

257
00:17:26,208 --> 00:17:27,208
‫خب.

258
00:17:27,291 --> 00:17:29,833
‫آفرین، سام.
‫همین‌طوری بمون.

259
00:17:29,916 --> 00:17:31,041
‫این هم از این.

260
00:17:32,166 --> 00:17:34,708
‫صبر می‌کنیم تا اثر کنه.

261
00:17:34,791 --> 00:17:36,850
‫لیدوکایین درد رو کم می‌کنه، درستـه؟

262
00:17:36,875 --> 00:17:38,125
‫دقیقاً.

263
00:17:39,000 --> 00:17:40,966
‫ای وای...
‫راستی سام...

264
00:17:41,291 --> 00:17:44,000
‫می‌دونستی والی دکتر معروفی بوده؟

265
00:17:44,083 --> 00:17:46,250
‫عکسش روی جلد مجله‌ی تایم رفته.

266
00:17:47,625 --> 00:17:48,708
‫تو از کجا می‌دونی؟

267
00:17:48,791 --> 00:17:50,333
‫آمارت رو درآوردم.

268
00:17:50,416 --> 00:17:51,916
‫فضول‌خانم.

269
00:17:53,083 --> 00:17:56,291
‫آره، توی دهه ۸۰ بخشی از
‫یه تیم کوچیک بودم

270
00:17:56,375 --> 00:18:00,250
‫که تلاش می‌کرد چاره‌ای
‫برای بیماری ایدز پیدا کنه.

271
00:18:00,333 --> 00:18:03,875
‫البته فکر کنم نتیجه‌ی
‫آزمایشات رو همه می‌دونن.

272
00:18:04,458 --> 00:18:07,333
‫خب دیگه بی‌حسی اثر کرد.

273
00:18:08,291 --> 00:18:09,958
‫- باشه.
‫- بگو آآآ.

274
00:18:10,708 --> 00:18:11,958
‫به اروپا فکر کن.

275
00:18:15,166 --> 00:18:17,166
‫- دست من رو فشار بده.
‫- تکون نخور.

276
00:18:20,000 --> 00:18:21,541
‫آخرشـه.

277
00:18:27,875 --> 00:18:30,125
‫- تمام.
‫- آفرین، سام.

278
00:18:31,666 --> 00:18:35,416
‫- تموم شد.
‫- مایع نخاعی قشنگی داری.

279
00:18:35,500 --> 00:18:36,780
‫قربانت.

280
00:18:37,541 --> 00:18:40,416
‫حالا طعمه آماده‌ست.
‫نقشه چیـه؟

281
00:18:40,500 --> 00:18:44,541
‫من یه نقشه دارم، ولی یه‌سری
‫تجهیزات می‌خوام و یه راننده.

282
00:18:44,625 --> 00:18:46,958
‫خودم می‌برمت.
‫با ماشین تو بریم، والی؟

283
00:18:46,983 --> 00:18:48,108
‫حتماً.

284
00:18:48,750 --> 00:18:49,708
‫خیلی خوب.

285
00:18:50,916 --> 00:18:53,375
‫- پسر خوبیـه.
‫- یه حیوون پلشتـه.

286
00:18:53,458 --> 00:18:54,750
‫درست حرف بزن.

287
00:18:54,833 --> 00:18:56,708
‫خودم یه روز سربه‌نیستش می‌کنم.

288
00:18:56,791 --> 00:18:59,500
‫- جرئت داری، بکن!
‫- می‌کُشمش!

289
00:18:59,583 --> 00:19:01,416
‫دستت به پادلز من نمی‌خوره!

290
00:19:01,500 --> 00:19:04,333
‫- کاش مشکل فقط سروصداش بود.
‫- اینجا چه خبره؟

291
00:19:04,416 --> 00:19:07,416
‫سگ ایشون جلوی
‫خونه‌ی من خرابکاری می‌کنه.

292
00:19:07,500 --> 00:19:09,750
‫پادلز فقط توی حیاط
‫خودم تخلیه می‌کنه.

293
00:19:09,833 --> 00:19:12,333
‫- درست تربیتش کردم!
‫- اجازه ندارین بیاین این پشت.

294
00:19:12,416 --> 00:19:15,000
‫می‌خوام فوراً با هنک حرف بزنم!

295
00:19:15,083 --> 00:19:18,041
‫چه خبرتونـه؟

296
00:19:19,291 --> 00:19:22,791
‫مگه نگفتم دیگه اینجا پیداتون نشه؟

297
00:19:22,875 --> 00:19:24,958
‫هر دفعه سر ما رو می‌خورین!

298
00:19:25,031 --> 00:19:27,031
‫حقشـه همین‌الان ببرمتون بیرون و...

299
00:19:27,125 --> 00:19:28,458
‫آروم باش، هنک.

300
00:19:30,083 --> 00:19:33,541
‫ما با ساکنین‌مون
‫این‌طوری حرف می‌زنیم؟

301
00:19:33,625 --> 00:19:34,833
‫ببخشید، رئیس.

302
00:19:36,541 --> 00:19:38,166
‫خیلی ازتون عذر می‌خوام.

303
00:19:38,250 --> 00:19:41,083
‫اخیراً هنک تحت فشار
‫روحی زیادی بوده...

304
00:19:41,166 --> 00:19:43,000
‫هرچند دلیل نمی‌شه.

305
00:19:43,583 --> 00:19:46,375
‫- حالا با ایشون...
‫- پاز هستم.

306
00:19:46,458 --> 00:19:48,291
‫پاز ازتون اظهاریه می‌گیره.

307
00:19:48,375 --> 00:19:50,916
‫نگران نباشین.
‫از بهترین نگهبان‌هامونـه.

308
00:19:51,000 --> 00:19:52,000
‫ممنون.

309
00:19:53,791 --> 00:19:57,166
‫هنک، بریم پایین.
‫باهات حرف دارم.

310
00:19:58,250 --> 00:19:59,500
‫پایین؟

311
00:20:01,208 --> 00:20:02,208
‫چَشم.

312
00:20:22,083 --> 00:20:23,208
‫بفرمایید.

313
00:20:23,291 --> 00:20:24,750
‫رنه! شرمنده.

314
00:20:24,833 --> 00:20:26,375
‫پیامت رو دیدم.

315
00:20:26,458 --> 00:20:28,291
‫چی شده، عزیزم؟
‫حالت خوبـه؟

316
00:20:28,375 --> 00:20:29,916
‫خوبـم.
‫تو چت شده؟

317
00:20:30,000 --> 00:20:31,458
‫آخه نوشته بودی «کمک فوری».

318
00:20:31,541 --> 00:20:32,541
‫آها!

319
00:20:33,625 --> 00:20:34,625
‫آره.

320
00:20:35,333 --> 00:20:36,750
‫- یه پسره هست...
‫- یه پسره؟

321
00:20:37,333 --> 00:20:38,636
‫- آره.
‫- ای خدا.

322
00:20:39,291 --> 00:20:40,666
‫آخ آخ...

323
00:20:40,750 --> 00:20:42,791
‫تا رسیدم اینجا، نصف‌جون شدم، دختر.

324
00:20:42,875 --> 00:20:45,000
‫فکر کردم یه مشکل جدی پیش اومده.

325
00:20:45,083 --> 00:20:47,458
‫البته به‌جز بستنی‌ای
‫که ریخته روی سینه‌ت.

326
00:20:47,541 --> 00:20:48,833
‫ببخشین که ناامیدت کردم.

327
00:20:48,916 --> 00:20:50,416
‫نه بابا... شرمنده.

328
00:20:50,500 --> 00:20:53,458
‫آخه اوضاع خودم یه‌کم به‌هم‌ریخته‌ست.

329
00:20:53,541 --> 00:20:54,750
‫تعریف کن.

330
00:20:55,791 --> 00:20:56,875
‫باشه بعداً.

331
00:20:56,958 --> 00:21:00,833
‫حالا این پسره همون نگهبان جَوونـه

332
00:21:00,916 --> 00:21:03,208
‫که امروز صبح
‫با ناراحتی از خونه‌ت دراومد؟

333
00:21:03,291 --> 00:21:04,750
‫باور کن...

334
00:21:04,833 --> 00:21:07,833
‫من فقط براش حد و مرز تعیین کردم.

335
00:21:07,916 --> 00:21:10,958
‫- دور خودت دیوار چیدی.
‫- و اون یه‌هو شاکی شد.

336
00:21:10,993 --> 00:21:14,041
‫پس مثل بچه‌ها باهاش رفتار کردی
‫و تعجب کردی چرا مثل بچه‌ها قهر کرده.

337
00:21:14,125 --> 00:21:15,375
‫ای بابا.

338
00:21:15,458 --> 00:21:18,583
‫از این پسره خیلی خوشم می‌آد، والی.

339
00:21:19,208 --> 00:21:21,416
‫با بقیه‌شون فرق داره.

340
00:21:21,500 --> 00:21:23,416
‫پس وقتشـه یه تکونی به خودت بدی.

341
00:21:23,500 --> 00:21:25,916
‫اگه طرف فرق داره،
‫تو هم باید تغییر کنی.

342
00:21:26,000 --> 00:21:29,208
‫از زندگی‌ت لذت ببر.

343
00:21:29,291 --> 00:21:31,416
‫برو یه اتاق هتل رزرو کن

344
00:21:31,500 --> 00:21:33,000
‫و تا خود صبح سکس کن.

345
00:21:33,168 --> 00:21:34,501
‫نظر من رو می‌خوای؟

346
00:21:35,125 --> 00:21:37,750
‫یه هتل از شهر سِدونا انتخاب کن.

347
00:21:46,166 --> 00:21:47,291
‫جودی!

348
00:21:50,625 --> 00:21:51,708
‫خونه‌ای؟

349
00:22:42,088 --> 00:22:43,916
‫ریدم به قبرت، جک.

350
00:22:46,266 --> 00:22:49,276
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">نیوفیلم</font>   <font color="Orange">NewFilm</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

351
00:22:54,708 --> 00:22:55,708
‫سام.

352
00:22:56,291 --> 00:22:58,291
‫سام، رسیدیم.

353
00:22:58,375 --> 00:22:59,708
‫آخ، شرمنده.

354
00:22:59,791 --> 00:23:01,375
‫یه‌هو خوابم برد.

355
00:23:01,458 --> 00:23:03,500
‫مثل مَرد داشتی خروپف می‌کردی.

356
00:23:03,583 --> 00:23:05,458
‫بیدارت نکردم که استراحت کنی.

357
00:23:06,708 --> 00:23:08,166
‫اینجا خونه‌ی کیـه؟

358
00:23:09,958 --> 00:23:11,208
‫دخترم.

359
00:23:12,583 --> 00:23:14,291
‫فقط یه‌سری وسیله می‌خوام.

360
00:23:14,791 --> 00:23:16,166
‫طول نمی‌کشه.

361
00:23:29,291 --> 00:23:31,708
‫اوه اوه، داستان این‌همه تلویزیون چیـه؟

362
00:23:31,791 --> 00:23:34,458
‫من و دخترم قبلاً
‫این‌ها رو تعمیر می‌کردیم.

363
00:23:34,541 --> 00:23:35,666
‫محض سرگرمی.

364
00:23:36,166 --> 00:23:37,666
‫علاقه‌ی مهندس‌هاست.

365
00:23:38,208 --> 00:23:39,250
‫عجب.

366
00:23:39,333 --> 00:23:44,291
‫ظاهراً لوله‌های پرتوی کاتُدی توی
‫این تلویزیون‌ها با خون اون هیولا ور می‌ره.

367
00:23:45,041 --> 00:23:46,375
‫واسه همین می‌خوام...

368
00:23:47,041 --> 00:23:50,166
‫با چندتا تلویزیون
‫و یه‌سری دم‌ودستگاه دیگه...

369
00:23:50,250 --> 00:23:52,166
‫یه‌جور سلاح بسازم.

370
00:23:52,250 --> 00:23:53,353
‫این همسرتـه؟

371
00:23:56,041 --> 00:23:57,041
‫اسمش لیلی‌ـه.

372
00:23:59,666 --> 00:24:00,916
‫خوشگلـه.

373
00:24:02,583 --> 00:24:05,208
‫بابا خوش‌تیپ!

374
00:24:06,958 --> 00:24:08,375
‫چقدر کنار هم قشنگـین.

375
00:24:11,875 --> 00:24:13,333
‫به روح اعتقاد داری؟

376
00:24:17,166 --> 00:24:20,791
‫اگه دو روز پیش می‌پرسیدی،
‫می‌گفتم نه.

377
00:24:21,291 --> 00:24:22,583
‫ولی الان...

378
00:24:25,583 --> 00:24:29,875
‫از وقتی اومدم بوروز،
‫حضورش رو حس می‌کنم.

379
00:24:33,375 --> 00:24:35,041
‫انگار همیشه

380
00:24:36,166 --> 00:24:37,750
‫نزدیکم وایستاده.

381
00:24:43,166 --> 00:24:46,950
‫از مراسم ختم جک به بعد،
‫همه‌ش یه‌چیزهایی می‌بینم.

382
00:24:48,083 --> 00:24:49,083
‫چیزهای جزئی

383
00:24:49,875 --> 00:24:51,291
‫و غیرممکن.

384
00:24:53,416 --> 00:24:54,916
‫دیشب زنم رو دیدم.

385
00:24:56,208 --> 00:24:57,427
‫دیدی؟

386
00:24:57,708 --> 00:24:59,750
‫انگار می‌خواست یه‌چیزی بهم بگه.

387
00:24:59,833 --> 00:25:00,934
‫الهی بمیرم، سام...

388
00:25:05,500 --> 00:25:07,583
‫بابا؟
‫اینجا چی‌کار می‌کنی؟

389
00:25:08,416 --> 00:25:09,416
‫ایشون کیـه؟

390
00:25:09,916 --> 00:25:10,875
‫عع...

391
00:25:11,666 --> 00:25:13,333
‫همسایه‌شـم.
‫سلام.

392
00:25:13,416 --> 00:25:15,416
‫بابات اومده بود تلویزیون برداره.

393
00:25:15,916 --> 00:25:17,458
‫توی ماشین منتظرتـم.

394
00:25:18,875 --> 00:25:20,583
‫چرا سر کارِت نیستی؟

395
00:25:20,666 --> 00:25:24,583
‫یادم رفته بود وسایل
‫تحقیق کودی رو بردارم...

396
00:25:26,791 --> 00:25:28,166
‫تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟

397
00:25:29,583 --> 00:25:31,666
‫اومدم چندتا تلویزیون قدیمی بردارم.

398
00:25:32,250 --> 00:25:33,312
‫واسه چی؟

399
00:25:34,541 --> 00:25:35,708
‫یه پروژه‌ی کوچیک.

400
00:25:36,208 --> 00:25:37,208
‫عجب.

401
00:25:37,708 --> 00:25:40,583
‫برات صدتا پیام گذاشتم
‫و زنگ‌هام رو هم جواب نمی‌دی.

402
00:25:40,666 --> 00:25:42,125
‫تازگی سرم شلوغ شده.

403
00:25:42,208 --> 00:25:45,291
‫ولی ظاهراً واسه همسایه‌های خوشگل
‫و تلویزیون قدیمی وقت داری...

404
00:25:45,375 --> 00:25:48,875
‫- اشتباه متوجه شدی.
‫- پس درستش رو بهم بگو.

405
00:25:54,291 --> 00:25:55,333
‫نمی‌تونم.

406
00:25:59,308 --> 00:26:00,361
‫باشه.

407
00:26:01,125 --> 00:26:03,266
‫- من دیگه برم.
‫- صبر کن، کلِر.

408
00:26:03,880 --> 00:26:05,625
‫فقط تو داغ‌دیده نیستی، بابا.

409
00:26:19,333 --> 00:26:23,041
‫سلام. می‌خواستم ببینم
‫واسه آخر هفته اتاق خالی دارین؟

410
00:26:23,125 --> 00:26:24,666
‫اجازه بدین.

411
00:26:26,041 --> 00:26:27,666
‫بله داریم.

412
00:26:27,750 --> 00:26:28,750
‫عع!

413
00:26:29,250 --> 00:26:31,083
‫واقعاً؟
‫پس...

414
00:26:31,166 --> 00:26:32,791
‫تخت سلطنتی هم داره؟

415
00:26:36,750 --> 00:26:38,041
‫عالیـه.

416
00:26:38,708 --> 00:26:39,791
‫ممنون.

417
00:26:40,500 --> 00:26:42,208
‫روبه صحرا باشه.

418
00:26:42,291 --> 00:26:43,625
‫نه استخر.

419
00:26:48,000 --> 00:26:49,833
‫ببخشین، چیزه...

420
00:26:49,916 --> 00:26:52,666
‫یه موضوعی پیش اومد.
‫دوباره بهتون زنگ می‌زنم.

421
00:27:04,333 --> 00:27:08,500
‫ای مرتیکه‌ی موذی.

422
00:27:11,436 --> 00:27:12,281
[ چهره‌یاب ]

423
00:27:25,099 --> 00:27:27,265
[ مدیر زندان در حادثه‌ی آتش‌سوزی جان باخت ]

424
00:27:40,416 --> 00:27:42,125
‫میلتون هازِر؟

425
00:27:44,251 --> 00:27:45,213
[ ۲۱ نوامبر ۱۹۷۵ ]

426
00:28:05,083 --> 00:28:06,416
‫چی می‌خوری؟

427
00:28:07,906 --> 00:28:09,072
‫آنکل نیرِست.

428
00:28:10,250 --> 00:28:11,592
‫اصلاً برام آشنا نیست.

429
00:28:14,250 --> 00:28:16,500
‫پس بذار آشنات کنم.

430
00:28:28,625 --> 00:28:29,625
‫نوش.

431
00:28:44,958 --> 00:28:47,375
‫مواظب باش غرق نشی.

432
00:28:50,875 --> 00:28:52,333
‫آره واقعاً.

433
00:28:57,958 --> 00:28:58,958
‫والی!

434
00:28:59,458 --> 00:29:00,541
‫ما اومدیم!

435
00:29:00,625 --> 00:29:02,250
‫توی اتاق‌خوابـم!

436
00:29:05,083 --> 00:29:07,041
‫خدایا...
‫چی‌کار می‌کنی تو؟

437
00:29:07,125 --> 00:29:09,458
‫طعمه آماده‌ست...

438
00:29:09,541 --> 00:29:13,333
‫یه‌کم زیبایی بهش اضافه کردم

439
00:29:13,416 --> 00:29:16,500
‫که جونور عزیزمون بیشتر وسوسه بشه.

440
00:29:16,583 --> 00:29:18,416
‫واجب شد برات یه همسر پیدا کنیم.

441
00:29:18,500 --> 00:29:23,375
‫پس دستگاه بخور
‫مایع نخاعی رو می‌گیره

442
00:29:23,458 --> 00:29:25,375
‫و ازطریق طعمه توی هوا پخش می‌کنه.

443
00:29:25,458 --> 00:29:28,458
‫بله و وقتی جونور می‌آد بو بِکشه...

444
00:29:28,541 --> 00:29:29,625
‫ما حمله می‌کنیم.

445
00:29:29,708 --> 00:29:32,000
‫شما به کجا رسیدین؟

446
00:29:32,083 --> 00:29:34,791
‫- سلاح آماده‌ست؟
‫- یه ماشین پُر از تلویزیون قدیمی داریم.

447
00:29:34,875 --> 00:29:36,666
‫- و این‌ها.
‫- اسباب‌بازی؟

448
00:29:36,750 --> 00:29:40,750
‫با آهن‌رباها می‌تونم
‫ذرات تلویزیون رو

449
00:29:40,833 --> 00:29:42,666
‫به اشعه تبدیل کنم.

450
00:29:42,750 --> 00:29:43,958
‫مثل تفنگ لیزری؟

451
00:29:44,041 --> 00:29:45,416
‫آره، یه‌جورهایی.

452
00:29:45,500 --> 00:29:47,791
‫کودکی، یادت به‌خیر.

453
00:29:47,875 --> 00:29:49,250
‫خوشگلـن، نه؟

454
00:29:49,333 --> 00:29:51,083
‫- الان می‌آم.
‫- کجا می‌ری؟

455
00:29:51,166 --> 00:29:53,000
‫می‌خوام یه سلاح واقعی بیارم.

456
00:29:53,708 --> 00:29:55,875
‫- وای، این رو ببین.
‫- آره.

457
00:29:55,958 --> 00:29:57,166
‫عالیـه.

458
00:30:28,625 --> 00:30:29,916
‫اومدم.

459
00:30:30,000 --> 00:30:31,336
‫صبر.

460
00:30:34,541 --> 00:30:35,750
‫گم شدی، فرزندم؟

461
00:30:36,875 --> 00:30:38,583
‫شما تیم هازر هستین؟

462
00:30:38,666 --> 00:30:40,458
‫خونه‌م فروشی نیست.

463
00:30:40,541 --> 00:30:43,666
‫نه، اومدم درباره‌ی...

464
00:30:43,750 --> 00:30:45,583
‫پدرتون بپرسم.

465
00:30:45,666 --> 00:30:48,041
‫اسمش «میلتون هازر»ـه.

466
00:30:51,125 --> 00:30:52,958
‫شماها تموم نمی‌شین؟

467
00:30:53,041 --> 00:30:53,975
‫یعنی چی؟

468
00:30:54,000 --> 00:30:57,000
‫تو اولین بچه‌ای نیستی
‫که اومده سراغ من

469
00:30:57,083 --> 00:30:58,841
‫تا درباره‌ی باباجونش بپرسه.

470
00:30:59,280 --> 00:31:01,875
‫مرتیکه همه‌جا توله پس انداخته.

471
00:31:03,541 --> 00:31:06,166
‫حالا تا اینجا اومدی...

472
00:31:06,833 --> 00:31:09,708
‫داخل هم بیا، ولی جوابی پیدا نمی‌کنی.

473
00:31:16,333 --> 00:31:18,958
‫امیدوارم با لیموناد خالی
‫مشکلی نداشته باشی.

474
00:31:19,458 --> 00:31:22,625
‫دکترم می‌گه نباید شکر بخورم.

475
00:31:26,666 --> 00:31:28,875
‫حالا سؤالات رو بپرس.

476
00:31:30,375 --> 00:31:32,125
‫سریال «قاضی جودی»
‫۲۰ دقیقه دیگه شروع می‌شه.

477
00:31:32,791 --> 00:31:34,833
‫یه قسمتش رو ندیده نذاشتم.

478
00:31:34,916 --> 00:31:39,333
‫ظاهراً شما و پدرتون
‫میونه‌ی خوبی نداشتین.

479
00:31:39,416 --> 00:31:41,416
‫حالم ازش به هم می‌خورد.

480
00:31:42,417 --> 00:31:43,417
‫این چیـه؟

481
00:31:43,625 --> 00:31:45,583
‫تاریخچه‌ی خونواده‌مون.

482
00:31:45,666 --> 00:31:47,708
‫واسه همین اومدی دیگه.

483
00:31:51,166 --> 00:31:52,500
‫چه سالی مُرد؟

484
00:31:52,583 --> 00:31:54,416
‫۱۹۷۵.

485
00:31:54,695 --> 00:31:57,361
‫موقع مرگش از الانِ من کوچیک‌تر بود.

486
00:31:58,791 --> 00:32:00,958
‫با ماشینش وسط بیابون ترکید.

487
00:32:01,916 --> 00:32:05,250
‫جسدش اون‌قدر بَد سوخته بود
‫که نشونش ندادن.

488
00:32:07,500 --> 00:32:09,291
‫و توی زندان کار می‌کرد، درستـه؟

489
00:32:09,375 --> 00:32:11,833
‫از یه نگهبان معمولی
‫رسید به ریاست زندان.

490
00:32:12,583 --> 00:32:14,458
‫بعدش هم من اومدم روی کار

491
00:32:15,166 --> 00:32:17,416
‫و با آقای خنده‌رو آشنا شدم.

492
00:32:18,041 --> 00:32:20,583
‫- آقای خنده‌رو؟
‫- لقبیـه که زندانی‌ها براش گذاشتن.

493
00:32:20,666 --> 00:32:25,083
‫فقط موقع کتک‌زدنِ بقیه لبخند می‌زد.

494
00:32:26,333 --> 00:32:29,791
‫می‌خواستم کارهاش رو گزارش بدم،
‫ولی خب بابام بود دیگه.

495
00:32:40,214 --> 00:32:43,464
‫این مَرد رو می‌شناسین؟

496
00:32:45,750 --> 00:32:46,916
‫نه، نمی‌شناسم.

497
00:32:49,125 --> 00:32:52,416
‫با چشم‌های خودم دیدم
‫با آدم‌ها چی‌کار می‌کرد.

498
00:32:52,500 --> 00:32:54,333
‫نسل ما نفرین‌شده‌ست.

499
00:32:54,833 --> 00:32:56,125
‫امیدوارم همه‌مون

500
00:32:56,208 --> 00:32:59,583
‫هرچه سریع‌تر منقرض بشیم
‫تا مردم از دست‌مون خلاص بشن.

501
00:33:00,500 --> 00:33:01,958
‫زمان هم که بگذره...

502
00:33:02,750 --> 00:33:04,175
‫فراموش می‌شیم و تمام.

503
00:33:13,541 --> 00:33:15,625
‫دوست دارم از نو شروع کنم.

504
00:33:15,708 --> 00:33:18,666
‫بعداز مدرسه و شروع کسب‌وکارم...

505
00:33:18,750 --> 00:33:19,875
‫اون کنارم بود.

506
00:33:21,500 --> 00:33:24,666
‫وقتی بچه‌هام دانشجو شدن
‫و من دیگه «بابایی» نبودم...

507
00:33:24,750 --> 00:33:26,041
‫اون کنارم بود.

508
00:33:27,375 --> 00:33:29,791
‫وقتی کمرم داغون شد
‫و مجبور به بازنشستگی شدم...

509
00:33:29,875 --> 00:33:31,750
‫اون باز هم کنارم بود.

510
00:33:33,007 --> 00:33:34,166
‫جودیِ عزیزت رو می‌گی؟

511
00:33:34,250 --> 00:33:35,625
‫تک‌ستاره‌ی آسمونم.

512
00:33:37,875 --> 00:33:41,625
‫کهکشان‌ها هم عوض بشن،
‫اون سر جاش می‌مونه.

513
00:33:45,083 --> 00:33:48,137
‫ولی عاشق یه مَرد دیگه شد
‫و حالا من موندم و من.

514
00:33:48,162 --> 00:33:50,537
‫چی خاکی به سرم بریزم؟

515
00:33:55,416 --> 00:33:56,500
‫معلومـه دیگه.

516
00:33:57,875 --> 00:33:59,101
‫تنبیهش کن.

517
00:34:01,500 --> 00:34:02,708
‫تنبیه؟

518
00:34:02,791 --> 00:34:04,375
‫به‌خاطر بلایی که سرت آورد.

519
00:34:05,166 --> 00:34:06,875
‫سکس‌شون برام مهم نیست.

520
00:34:06,958 --> 00:34:09,291
‫منظورم سکس نبود.

521
00:34:10,000 --> 00:34:12,125
‫درباره‌ی عشق حرف می‌زنم.

522
00:34:13,041 --> 00:34:14,416
‫عشق واقعی.

523
00:34:14,500 --> 00:34:15,666
‫عشقی که...

524
00:34:16,791 --> 00:34:18,166
‫حدومرز نداره.

525
00:34:21,208 --> 00:34:24,166
‫بالاتر از هر چیزیـه.

526
00:34:26,708 --> 00:34:27,875
‫تو همچین عشقی داشتی

527
00:34:28,875 --> 00:34:31,625
‫و اون لکه‌دارش کرد.

528
00:34:33,333 --> 00:34:35,208
‫از بین بردش.

529
00:34:36,916 --> 00:34:39,041
‫بهت از پشت خنجر زد.

530
00:34:39,541 --> 00:34:40,583
‫حالا...

531
00:34:41,208 --> 00:34:43,875
‫تو از جلو بهش خنجر بزن.

532
00:34:46,291 --> 00:34:47,958
‫مجازاتش کن.

533
00:34:50,666 --> 00:34:52,375
‫تو...

534
00:35:01,250 --> 00:35:02,375
‫حالت خوبـه؟

535
00:35:09,000 --> 00:35:10,083
‫ببخشین.

536
00:36:30,625 --> 00:36:31,875
‫کمک.

537
00:36:33,882 --> 00:36:35,291
‫کمکم کن.

538
00:37:10,458 --> 00:37:11,500
‫سنگ‌های نگینی.

539
00:37:12,250 --> 00:37:13,541
‫ای هنکِ لاشی.

540
00:38:14,166 --> 00:38:17,791
‫حروم‌زاده قفلی زده
‫روی ماجرای بچه‌ی گم‌شده.

541
00:38:18,708 --> 00:38:21,416
‫من چه‌می‌دونم چرا اِسکار دزدی می‌کنه.

542
00:38:21,500 --> 00:38:23,416
‫شاید سنگ‌های براق دوست داره...

543
00:38:25,625 --> 00:38:27,291
‫الان بهت زنگ می‌زنم.

544
00:38:44,166 --> 00:38:46,333
‫موش‌های لامصب.

545
00:39:19,750 --> 00:39:21,208
‫یا خدا.

546
00:39:25,791 --> 00:39:26,791
‫ای بابا.

547
00:39:27,833 --> 00:39:30,666
‫گفتم این‌قدر پیگیر نباش، رفیق.

548
00:39:45,791 --> 00:39:47,291
‫هوا داره تاریک می‌شه.

549
00:39:47,375 --> 00:39:48,463
‫به کجا رسیدی، سام؟

550
00:39:49,125 --> 00:39:50,875
‫تقریباً تمومـه.

551
00:39:52,108 --> 00:39:53,125
‫خیلی خوب.

552
00:39:53,208 --> 00:39:54,750
‫همه‌ی دَروپنجره‌ها قفل شد.

553
00:39:55,250 --> 00:39:57,346
‫هیچ راه فراری نیست.

554
00:39:57,583 --> 00:39:59,333
‫به‌جز همین دَرِ بالکن.

555
00:39:59,416 --> 00:40:02,708
‫مانکن عزیزمون هم حاضره.

556
00:40:03,208 --> 00:40:06,125
‫به‌محض این‌که وارد بشه،
‫با تلویزیون‌های سام می‌ترکونیمش.

557
00:40:06,208 --> 00:40:08,125
‫باید شیفت‌های چهارساعته بذاریم.

558
00:40:08,208 --> 00:40:10,291
‫یکی توی دست‌شویی با کنترل توی دستش.

559
00:40:10,375 --> 00:40:14,583
‫یکی هم خونه‌ی روبه‌رو می‌خوابه
‫و نفر سوم حواسش به اونـه.

560
00:40:14,666 --> 00:40:16,625
‫و این چرخه تکرار می‌شه.

561
00:40:17,125 --> 00:40:18,958
‫شاید روزها یا هفته‌ها زمان ببره.

562
00:40:28,583 --> 00:40:30,958
‫جودی، مطمئنـی خونه قرنطینه‌ست؟

563
00:40:31,625 --> 00:40:32,958
‫آره.

564
00:40:34,958 --> 00:40:36,583
‫ولی یه‌چیزی اومده داخل.

565
00:40:37,708 --> 00:40:39,083
‫غیرممکنـه.

566
00:40:40,291 --> 00:40:41,625
‫این روزها هرچیزی ممکنـه.

567
00:40:44,250 --> 00:40:47,125
‫- می‌خوای با این چی‌کار کنی؟
‫- شلیک می‌کنم.

568
00:40:47,208 --> 00:40:48,375
‫وایستا، جودی!

569
00:40:50,989 --> 00:40:52,180
‫حالا چی‌کار کنیم؟

570
00:40:52,916 --> 00:40:54,161
‫طبق نقشه پیش می‌ریم.

571
00:41:21,709 --> 00:41:22,917
‫داره شارژ می‌شه.

572
00:41:23,125 --> 00:41:24,125
‫خب.

573
00:41:55,619 --> 00:41:56,708
‫خدای من!

574
00:41:57,208 --> 00:41:58,458
‫یه‌هو چی شد؟

575
00:41:58,541 --> 00:42:00,958
‫فیوز پرید، ولی باتری اضافه دارم.

576
00:42:01,041 --> 00:42:02,041
‫خب شاید...

577
00:42:06,583 --> 00:42:07,726
‫اینجاست.

578
00:42:09,166 --> 00:42:10,208
‫نگاه نکن.

579
00:42:13,625 --> 00:42:15,125
‫بالای کمده.

580
00:42:17,833 --> 00:42:19,041
‫چی‌کار می‌کنه؟

581
00:42:21,625 --> 00:42:23,041
‫ما رو نگاه می‌کنه.

582
00:42:27,208 --> 00:42:28,208
‫تلویزیون‌ها رو بچرخون.

583
00:42:28,791 --> 00:42:29,725
‫چی؟

584
00:42:29,750 --> 00:42:32,250
‫به‌سمت اون بچرخون.

585
00:42:32,275 --> 00:42:34,625
‫ولی...
‫انگار نمی‌دونی داره نگاهت می‌کنه.

586
00:42:35,541 --> 00:42:37,333
‫نمی‌دونم؟

587
00:42:37,416 --> 00:42:38,416
‫آره دیگه.

588
00:42:40,041 --> 00:42:41,000
‫یا خدا.

589
00:42:42,458 --> 00:42:43,458
‫خدایا...

590
00:42:45,500 --> 00:42:46,708
‫ای وای.

591
00:42:48,916 --> 00:42:51,583
‫نه نه نه... داره یه حرکتی می‌زنه.

592
00:42:51,666 --> 00:42:52,750
‫تقریباً آماده‌ست.

593
00:42:53,583 --> 00:42:55,916
‫سریع باش، سام.

594
00:42:57,625 --> 00:42:58,625
‫وقت نداریم.

595
00:42:58,708 --> 00:42:59,958
‫بزن!

596
00:43:05,250 --> 00:43:06,333
‫نشد که.

597
00:43:07,208 --> 00:43:08,458
‫خدای بزرگ!

598
00:43:13,125 --> 00:43:14,791
‫زدمش.
‫فکر کنم زدمش.

599
00:43:14,875 --> 00:43:16,666
‫- نذارین در بره.
‫- زدمش.

600
00:44:21,322 --> 00:45:26,333
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">نیوفیلم</font>   <font color="Orange">NewFilm</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال