﻿
1
00:00:33,784 --> 00:00:36,411
‏- خب، همه تموم کردن؟
‏- اوهوم.

2
00:00:36,495 --> 00:00:41,041
خب، سؤال این بود که فقیرترینِ گروهمون کیه؟

3
00:00:43,043 --> 00:00:44,419
یه رأی برای تام.

4
00:00:44,503 --> 00:00:46,588
- ‏- شرمنده، رفیق.
- ‏- معلومه که رابرت.

5
00:00:46,672 --> 00:00:48,423
دو رأی برای تام.

6
00:00:50,259 --> 00:00:51,551
اوه. سه رأی برای تام.

7
00:00:52,177 --> 00:00:55,097
‏- تام رسماً فقیرترینه.
‏- نه، بابام ولمون کرد، باشه؟

8
00:00:55,180 --> 00:00:57,557
مهلتی نداد که برنامه‌ریزی مالی کنیم.

9
00:00:57,641 --> 00:01:00,602
همین‌جوری بی‌خبر گذاشت رفت، لعنتی.
خوشحالم که حسابی بهش می‌خندید.

10
00:01:00,686 --> 00:01:03,146
‏- تام، کار ما همینه.

11
00:01:03,230 --> 00:01:05,607
فقط خودمونیم. همیشه خودمون بودیم.

12
00:01:05,691 --> 00:01:08,527
عمداً مسخره و احمقانه‌ست. فقط یه بازیه.

13
00:01:08,610 --> 00:01:10,487
آره، بازی‌ای که انگار همیشه تو می‌بری.

14
00:01:10,571 --> 00:01:12,864
کی خوشگل‌ترینه؟ کی باهوش‌ترینه؟

15
00:01:12,948 --> 00:01:15,826
کی به احتمال زیاد موفق می‌شه،
کی هوم‌کامینگ رو می‌بره؟

16
00:01:15,909 --> 00:01:17,911
سوزان، سوزان، سوزان، سوزان.

17
00:01:17,995 --> 00:01:20,539
اون‌وقت همین آقا فقیرترین رو درو می‌کنه،

18
00:01:20,622 --> 00:01:22,958
و دبی هم همیشه «کی
باید لاغر کنه» رو می‌بره.

19
00:01:23,041 --> 00:01:27,629
ببخشید، اون یه بار بعد
از خوردن یه بسته دوریتوس بردم.

20
00:01:28,839 --> 00:01:31,258
وای خدا، برت، کجا بودی؟

21
00:01:32,050 --> 00:01:34,386
کل روز بهت زنگ زدم. جواب ندادی.

22
00:01:34,469 --> 00:01:35,887
‏ آره، کجا بودی، برت؟

23
00:01:35,971 --> 00:01:39,182
خسته و رنگ‌پریده‌تر از همیشه‌ای،
که این خودش خیلیه.

24
00:01:39,266 --> 00:01:41,184
‏ ولش کن. الان که اینجاست.

25
00:01:41,268 --> 00:01:43,478
برت، داریم رأی مخفی
بازی می‌کنیم. سؤال با تو.

26
00:01:44,062 --> 00:01:45,063
صیاد کیه؟

27
00:01:45,147 --> 00:01:47,357
‏ نه، به قدر کافی سکسی نیست.

28
00:01:47,858 --> 00:01:52,612
من یه چیزی مثل «بهترین سینه‌ها»
رو ترجیح می‌دم، که درو می‌کنم.

29
00:01:52,696 --> 00:01:54,990
ولی به‌عنوان دربون و شمارنده‌ی آرا، قبوله.

30
00:01:55,866 --> 00:01:58,368
برت، وقت رأی دادنه. رأی بده.

31
00:02:00,412 --> 00:02:04,207
‏ من هم می‌برم. خوش‌قیافه‌ترین،
کسی که احتمالاً گنده‌ترین کیرو داره،

32
00:02:04,291 --> 00:02:06,626
بهترین بوی دهن، سکسی‌ترین خط موی شکم.

33
00:02:06,710 --> 00:02:09,463
هی، اون یکی مال من بود. عاشقش بودم.

34
00:02:09,546 --> 00:02:11,214
بهترین باسن، بهترین لبخند.

35
00:02:11,298 --> 00:02:13,300
- ‏- باشه.
- ‏- تا صبح می‌تونم بگم.

36
00:02:17,220 --> 00:02:19,389
اوه‌اوه، یه رأی برای برت.

37
00:02:21,767 --> 00:02:23,727
دبی، معلومه که دست‌خط توئه.

38
00:02:23,810 --> 00:02:26,521
چی بگم؟ این اواخر وسواس مرگ گرفتی.

39
00:02:27,189 --> 00:02:30,901
یکی برای «سواران آخرت». اوه. همون فرقه‌ست؟

40
00:02:31,735 --> 00:02:32,736
خمیازه.

41
00:02:33,320 --> 00:02:35,322
یکی برای راندای واقعاً.

42
00:02:35,405 --> 00:02:36,740
‏ رأی من، معلومه.

43
00:02:36,823 --> 00:02:39,910
همه‌تون می‌دونید قبلاً ازش خوشم
می‌اومد، ولی الان می‌دونم دیوونه‌ست.

44
00:02:39,993 --> 00:02:42,079
گفت من آدم‌ربا و عامل خشونتم

45
00:02:42,162 --> 00:02:44,373
جلوی همه، اونم وقتی
بزرگوارانه تاجمو بخشیدم.

46
00:02:44,456 --> 00:02:45,832
‏ عزیزم، الان اسطوره‌ای.

47
00:02:45,916 --> 00:02:48,418
‏۴۵ دقیقه بازداشت بودی و بعد آزادت کردن.

48
00:02:48,502 --> 00:02:50,671
بازم پدر و مادرم مجبور شدن بیان.

49
00:02:50,754 --> 00:02:52,631
مامانم دیوونه شد.

50
00:02:53,256 --> 00:02:55,509
کلی گریه، آبروریزی بود. تو اونجا نبودی.

51
00:02:55,592 --> 00:02:59,471
کی اهمیت می‌ده؟ دخترکوچولوی
خیریه فوراً حرفشو پس گرفت،

52
00:02:59,554 --> 00:03:01,348
گفت گیج شده بوده.

53
00:03:01,431 --> 00:03:04,643
پدر و مادرش بردنش یه تیمارستانی تو تنسی،

54
00:03:04,726 --> 00:03:06,728
همون‌جایی که همیشه باید می‌بود.

55
00:03:06,812 --> 00:03:10,232
آبروت تو اوجه، سوسو. چرا انقدر تلخی؟

56
00:03:10,315 --> 00:03:11,483
حق با توئه.

57
00:03:11,566 --> 00:03:14,528
راندا حالش خوب نیست.
خیلی چیزها رو از سر گذرونده.

58
00:03:16,363 --> 00:03:19,700
می‌خوام رأی مخفیمو علناً
پس بگیرم و رأی ممتنع بدم.

59
00:03:19,783 --> 00:03:21,451
ببخشید، هنوز یه کم به هم ریخته‌ام.

60
00:03:22,035 --> 00:03:25,163
‏ خب، یه رأی برای رابرت.

61
00:03:25,247 --> 00:03:28,250
هی، دو رأی برای برت، برنده.

62
00:03:28,333 --> 00:03:30,961
- ‏- انگار تو صیادی، برت.
- ‏- ووهو!

63
00:03:31,044 --> 00:03:32,671
‏- انگار.--

64
00:03:34,089 --> 00:03:35,590
هی، می‌خواید بدونید

65
00:03:35,674 --> 00:03:37,968
چرا این ۱۸ ساعت نتونستید پیدام کنید؟

66
00:03:38,051 --> 00:03:39,052
‏ معلومه.

67
00:03:40,512 --> 00:03:44,015
کل شب کلانتری بودم و شهادت می‌دادم.

68
00:03:44,099 --> 00:03:46,184
‏ چی؟ چرا؟

69
00:03:49,354 --> 00:03:51,106
مت کلنر مرده.

70
00:03:55,068 --> 00:03:56,486
یا خدا.

71
00:03:58,071 --> 00:03:59,656
سرِ بریده‌شو پیدا کردم.

72
00:04:04,619 --> 00:04:06,496
یکی می‌خواست من پیداش کنم.

73
00:04:17,299 --> 00:04:19,676
‏ مرگ مت کلنر همه‌چیز را عوض کرد.

74
00:04:24,890 --> 00:04:27,726
دیگر تنها کسی نبودم که نگران بود.

75
00:04:28,852 --> 00:04:31,313
تک‌تک کسانی که مرا
به بدگمانی متهم کرده بودند

76
00:04:31,396 --> 00:04:34,733
دیگر نمی‌توانستند انکار
کنند که قاتلی میان ماست.

77
00:04:37,277 --> 00:04:40,071
مدرسه یک هفته تعطیل شد،
و وقتی دوباره باز شد،

78
00:04:40,155 --> 00:04:43,450
ناگهان پلیس همه‌جا بود،
و تا آخر سال همان‌جا ماند.

79
00:04:47,120 --> 00:04:48,455
بازجویی‌ها شروع شد.

80
00:04:49,706 --> 00:04:51,541
ناگهان همه مظنون شده بودند.

81
00:04:54,336 --> 00:04:56,129
اگر برایتان سؤال است که صیاد چطور

82
00:04:56,213 --> 00:04:59,466
شب هوم‌کامینگ بی‌دردسر
به یک دبیرستان نفوذ کرد،

83
00:04:59,549 --> 00:05:02,677
باید یادتان باشد که سال ۱۹۸۱ بود.

84
00:05:02,761 --> 00:05:05,305
نه تلفن همراهی بود، نه دوربین مداربسته‌ای،

85
00:05:05,388 --> 00:05:07,766
نه سابقه‌ی دیجیتالی، نه فلزیابی.

86
00:05:07,849 --> 00:05:09,434
این‌ها بعد از ۱۱ سپتامبر آمد.

87
00:05:10,143 --> 00:05:14,523
آن موقع فقط آدم‌ها بودند. آدم‌هایی
که دست‌وپا می‌زدند و شکست می‌خوردند.

88
00:05:19,444 --> 00:05:21,988
تا جایی که می‌توانستیم
به زندگی عادی برگشتیم،

89
00:05:22,072 --> 00:05:24,533
به این امید که حسِ عادی
بودن هم پشت سرش بیاید.

90
00:05:26,409 --> 00:05:29,079
‏- لطف کردید به ما پیوستید، آقای الیس.
‏- ببخشید.

91
00:05:35,210 --> 00:05:36,545
چرا جای من نشستی؟

92
00:05:37,587 --> 00:05:38,755
نمی‌دونم. اینجا نشستم.

93
00:05:41,675 --> 00:05:43,260
چرا همه جاهاشونو عوض کردن؟

94
00:05:43,844 --> 00:05:46,096
معمای یه روز دیگه، آقای الیس.

95
00:05:46,179 --> 00:05:47,472
هرجا می‌خوای بشین.

96
00:05:48,598 --> 00:05:51,935
یه آدم‌ربایی، یه قتل
و یه تحقیقات فعالِ پلیس،

97
00:05:52,018 --> 00:05:53,728
و تازه هنوز هالووین هم نشده.

98
00:05:54,229 --> 00:05:58,483
خیلی‌ها جای من احتمالاً
برنامه‌ی درسی رو عوض می‌کردن،

99
00:05:58,567 --> 00:05:59,568
نازتونو می‌کشیدن،

100
00:06:00,360 --> 00:06:05,574
ولی من اینجا، تو کلاس سال آخر،
شکسپیر ۱۰۱، این کارو نمی‌کنم.

101
00:06:06,241 --> 00:06:09,786
رومئو و ژولیت نمایشنامه‌ایه درباره‌ی

102
00:06:09,870 --> 00:06:13,999
مرگ، وسواس، اضطراب و عشق.

103
00:06:14,583 --> 00:06:17,419
درباره‌ی اینه که نوجوون بودن چه حسی داره.

104
00:06:18,128 --> 00:06:23,091
پرده‌ی ۱، صحنه‌ی ۳، ژولیت هنوز ۱۴ سالش نشده،

105
00:06:23,174 --> 00:06:25,552
و رومئو احتمالاً یه کم بزرگ‌تره.

106
00:06:26,636 --> 00:06:29,514
یه ۱۳ ساله و یه ۱۵ ساله،

107
00:06:30,098 --> 00:06:32,893
یه کلاس هشتمی و یه سال دومیِ دبیرستان.

108
00:06:35,186 --> 00:06:37,188
خانم رینولدز، قیافه‌تون تو هم رفته.

109
00:06:38,231 --> 00:06:40,567
بچه‌های کلاس هشتم عشق رو نمی‌فهمن.

110
00:06:40,650 --> 00:06:43,194
اونقدر بزرگ نشدن که حتی
ناهارو بیرون از مدرسه بخورن.

111
00:06:43,278 --> 00:06:45,655
نکته‌ی درستیه. سال دومی‌ها چی؟

112
00:06:45,739 --> 00:06:47,240
رومئو تقریباً هم‌سن شماست.

113
00:06:47,324 --> 00:06:50,035
آره، نوجوون‌ها فکر می‌کنن
عاشقن، ولی از بین می‌ره.

114
00:06:50,118 --> 00:06:52,078
اولش خیلی شدیده،

115
00:06:52,162 --> 00:06:55,415
بعد کم‌رنگ می‌شه یا یه‌شبه غیب می‌شه.

116
00:06:55,498 --> 00:06:57,208
بعد فقط عادت می‌مونه.

117
00:06:57,292 --> 00:06:58,710
چرت محضه.

118
00:06:58,793 --> 00:07:00,879
سنشون چه فرقی می‌کنه؟

119
00:07:00,962 --> 00:07:03,715
‏ مغزشون رشد نکرده و پر از هورمونه.

120
00:07:03,798 --> 00:07:06,384
‏- تام متنو خونده؟ حالش خوبه؟
‏- یعنی عاشق نمی‌شن؟

121
00:07:06,468 --> 00:07:08,595
‏ عشق واقعی نباید
آدمو به خودکشی بکشونه.

122
00:07:08,678 --> 00:07:11,222
رومئو و ژولیت فقط خودشونو کشتن.

123
00:07:11,306 --> 00:07:12,307
به نظرم منطقیه.

124
00:07:13,141 --> 00:07:14,392
‏ بیشتر بگو.

125
00:07:14,476 --> 00:07:16,853
اگه عاشق باشی و خودتو بکشی، یه بار می‌میری.

126
00:07:16,936 --> 00:07:19,105
اگه عاشق باشی و نتونی با عشقت باشی،

127
00:07:19,189 --> 00:07:20,482
انگار هر روز می‌میری.

128
00:07:24,110 --> 00:07:25,737
یه بار مردن، هر روز مردن.

129
00:07:25,820 --> 00:07:28,865
واقعاً؟ واقعاً مثل هر روز مردنه؟

130
00:07:28,948 --> 00:07:32,369
یا هر دوشون به محض اینکه یکی
دیگه رو می‌دیدن فراموشش می‌کردن؟

131
00:07:32,452 --> 00:07:35,914
چند نفرو می‌شناسید که به هم می‌زنن،
انگار دنیا به آخر رسیده،

132
00:07:35,997 --> 00:07:38,958
و تا زنگ هفتم یه عشق تازه‌ی
سرنوشت‌ساز پیدا می‌کنن؟

133
00:07:39,042 --> 00:07:41,127
رومئو و ژولیت باید فراموش می‌کردن و می‌رفتن.

134
00:07:41,753 --> 00:07:45,924
رمانتیک‌ترین برداشت نیست،
خانم رینولدز، ولی خوشم میاد.

135
00:07:46,883 --> 00:07:50,011
تو باشگاه کتاب‌خوانی معلم‌های
طلاق‌گرفته‌مون یه جای خالی هست،

136
00:07:50,095 --> 00:07:53,056
‏- اگه پایه‌اید.
‏- اشتباه می‌کنید. اون‌ها نیمه‌ی گمشده‌ی همن.

137
00:07:53,139 --> 00:07:56,893
ژولیت خاصه. یه هرزه‌ی کلاس هشتمی نیست.

138
00:07:56,976 --> 00:07:57,977
اون فرشته‌ست.

139
00:07:59,062 --> 00:08:00,397
فرشته‌ها هرزه نیستن.

140
00:08:00,480 --> 00:08:02,649
‏ فرشته‌ها هرزه نیستن.

141
00:08:04,275 --> 00:08:08,822
به نظر موضوع خیلی خوبی
برای مقاله‌تونه، آقای رایت.

142
00:08:35,432 --> 00:08:37,183
‏- چیه؟
‏- هیچی.

143
00:08:37,267 --> 00:08:38,393
زل زدی به من.

144
00:08:38,893 --> 00:08:41,396
حق ندارم موقع مشق نوشتن
به دوست‌دخترم نگاه کنم؟

145
00:08:41,479 --> 00:08:43,481
هرجا می‌خوای نگاه کن. برام مهم نیست.

146
00:08:45,025 --> 00:08:46,401
فقط به نظرم خیلی غم‌انگیزه.

147
00:08:48,111 --> 00:08:49,779
چی خیلی غم‌انگیزه، تام؟

148
00:08:49,863 --> 00:08:52,407
اینکه فکر نمی‌کنی رومئو
و ژولیت مال همدیگه‌ان.

149
00:08:53,450 --> 00:08:55,535
اسم نمایشنامه رومئو و ژولیته.

150
00:08:55,618 --> 00:08:58,204
خب که چی؟ یه کارتون هم
هست به اسم تام و جری.

151
00:08:58,288 --> 00:09:00,165
فکر می‌کنی اون‌ها هم مال همدیگه‌ان؟

152
00:09:01,833 --> 00:09:02,834
باشه، تام.

153
00:09:03,877 --> 00:09:06,838
اون‌ها برای هم عالی‌ان،
و ما هم باید حرفتو قبول کنیم

154
00:09:06,921 --> 00:09:10,341
چون هیچ‌وقت نمی‌فهمیم،
چون رومئو و ژولیت خودشونو کشتن.

155
00:09:10,925 --> 00:09:14,345
دقیقاً. همین ثابت می‌کنه
چقدر همدیگه رو دوست داشتن.

156
00:09:14,429 --> 00:09:16,890
شاید قرار نبود تا ابد با هم باشن.

157
00:09:16,973 --> 00:09:19,100
شاید قرار بود فقط یه ماجرای ورونایی باشه.

158
00:09:19,184 --> 00:09:20,351
ماجرای ورونایی؟

159
00:09:20,435 --> 00:09:22,270
آره. بعد وقتی از ورونا برن…

160
00:09:22,353 --> 00:09:23,897
چرا باید از ورونا برن؟

161
00:09:23,980 --> 00:09:26,107
‏- که جاهای دیگه رو ببینن.
‏- مثلاً کجا؟

162
00:09:27,984 --> 00:09:31,780
چون حتی الان، یعنی تو دوره‌ی
جدید، تعداد جاهای دنیا محدوده،

163
00:09:31,863 --> 00:09:33,740
اگه فکرشو بکنی، شاید صد تا.

164
00:09:33,823 --> 00:09:35,116
چی داری می‌گی؟

165
00:09:35,200 --> 00:09:38,495
مثلاً، باشه، تولدو یه جاییه،
ولی قرار نیست که بری اونجا.

166
00:09:38,578 --> 00:09:41,331
پس عملاً وجود نداره.

167
00:09:41,414 --> 00:09:44,209
تو هیچ کنجکاوی‌ای درباره‌ی
دنیای بیرون داری، تام؟

168
00:09:44,709 --> 00:09:47,128
به چیزی اهمیت می‌دی جز چیزهایی

169
00:09:47,212 --> 00:09:49,547
که خودت هر روز تجربه می‌کنی؟

170
00:09:49,631 --> 00:09:51,299
نه. تو چی؟

171
00:09:51,883 --> 00:09:53,051
‏ آره.

172
00:09:54,177 --> 00:09:56,679
یعنی چی، به تولدو اهمیت می‌دی؟

173
00:09:56,763 --> 00:09:59,641
معلومه، آره، به رم و پاریس هم اهمیت می‌دم--

174
00:09:59,724 --> 00:10:02,227
به تولدو بیشتر از من اهمیت می‌دی؟

175
00:10:03,770 --> 00:10:07,315
سوزان، به تولدو بیشتر از من اهمیت می‌دی؟

176
00:10:08,358 --> 00:10:10,068
این دیوونگیه. من پایه نیستم.

177
00:10:11,277 --> 00:10:14,531
و مثل همیشه مقاله‌تو برات
تصحیح نمی‌کنم و نمی‌نویسم.

178
00:10:14,614 --> 00:10:16,074
این تکلیفو خودت تموم کن.

179
00:10:16,157 --> 00:10:18,827
دوستت دارم، سوزان. بدون تو می‌میرم.

180
00:10:18,910 --> 00:10:20,537
تام، این فشار خیلی زیادیه.

181
00:10:20,620 --> 00:10:22,956
نمی‌خوام با کسی باشم
که بدون من زنده نمی‌مونه.

182
00:10:23,039 --> 00:10:24,999
تو مرکز جهان منی. تو زمین منی.

183
00:10:25,083 --> 00:10:28,670
اون خورشیده. خورشید مرکز جهانه.

184
00:10:28,753 --> 00:10:30,255
‏«ژولیت خورشید است.

185
00:10:31,798 --> 00:10:33,466
برخیز ای خورشید زیبا،

186
00:10:34,134 --> 00:10:36,094
و ماه حسود را بکش،

187
00:10:36,761 --> 00:10:40,265
که از غصه بیمار و رنگ‌پریده است

188
00:10:40,807 --> 00:10:44,561
از اینکه تو، ندیمه‌اش،
بسیار زیباتر از اویی.»

189
00:10:46,104 --> 00:10:47,939
‏«آه، به ماه سوگند مخور،

190
00:10:48,606 --> 00:10:53,945
ماهِ بی‌ثبات که هر ماه
در مدارش دگرگون می‌شود،

191
00:10:54,028 --> 00:10:57,157
مبادا عشق تو نیز چنین
ناپایدار از آب درآید.»

192
00:10:59,284 --> 00:11:00,451
تام،

193
00:11:01,786 --> 00:11:03,246
یه کم فاصله لازم دارم.

194
00:11:05,623 --> 00:11:08,835
‏ یعنی چی؟

195
00:11:10,670 --> 00:11:12,463
فکر کنم باید از هم جدا شیم.

196
00:11:12,547 --> 00:11:13,965
رابرت زیر پات نشسته؟

197
00:11:14,048 --> 00:11:15,341
رابرت؟

198
00:11:15,425 --> 00:11:17,510
داره بازیت می‌ده. حق با برته.

199
00:11:17,594 --> 00:11:20,263
از وقتی اومده، تو کلاً یه آدم دیگه شدی.

200
00:11:20,346 --> 00:11:23,808
‏- این هیچ ربطی به رابرت نداره.
‏- چرا، معلومه که داره.

201
00:11:23,892 --> 00:11:28,646
وای خدا، تام، همین، مشکل دقیقاً همینه.

202
00:11:28,730 --> 00:11:32,734
منم که دارم ازت جدا می‌شم. خودم دارم
این کارو می‌کنم، و متأسفم، ولی--

203
00:11:32,817 --> 00:11:35,778
فکر می‌کنی این واقعی نیست چون نوجوونیم.

204
00:11:35,862 --> 00:11:37,572
نه، نه، نه.

205
00:11:38,323 --> 00:11:41,367
فکر می‌کنم واقعی نیست چون واقعی نیست.

206
00:11:42,744 --> 00:11:44,579
دیگه عاشقت نیستم.

207
00:11:48,583 --> 00:11:49,959
ببخشید.

208
00:11:50,043 --> 00:11:52,253
ببخ-- می‌شه یه چاقوی استیک برام بیارید؟

209
00:11:52,337 --> 00:11:53,338
چشم، آقا.

210
00:12:02,597 --> 00:12:04,057
‏- نه، هی، نه. بشین.
‏- نه.

211
00:12:04,140 --> 00:12:05,350
‏- بشین.
‏- نه. ولم کن.

212
00:12:05,433 --> 00:12:06,434
بشین!

213
00:12:07,393 --> 00:12:08,394
بفرمایید، آقا.

214
00:12:20,657 --> 00:12:22,659
همین یکیه.

215
00:12:24,327 --> 00:12:26,079
می‌تونیم بریم دستشویی و انجامش بدیم.

216
00:12:26,829 --> 00:12:29,540
کسی متوجه نمی‌شه. درد نداره.

217
00:12:29,624 --> 00:12:32,418
مثل اینه که تو یه وان آب گرم خوابت ببره.

218
00:12:38,758 --> 00:12:39,926
این یکی؟

219
00:12:41,010 --> 00:12:42,220
همین‌جا؟

220
00:12:42,303 --> 00:12:44,597
می‌تونیم موقع رفتن همدیگه رو بغل کنیم.

221
00:12:45,640 --> 00:12:50,228
و وقتی رفتیم، اون بالا
به هم می‌رسیم و یکی می‌شیم.

222
00:12:57,652 --> 00:12:58,695
چاقو رو بده من.

223
00:13:11,791 --> 00:13:13,042
گور بابات، تام.

224
00:13:13,126 --> 00:13:15,461
گور بابات، تام.

225
00:13:15,545 --> 00:13:16,796
گور بابات.

226
00:13:16,879 --> 00:13:18,047
تو چه مرگته؟

227
00:13:18,589 --> 00:13:20,967
فکر کردی من به زندگیم پایان می‌دم

228
00:13:21,050 --> 00:13:23,303
رو یه کف لینولئومیِ گه‌گرفته‌ی دستشویی

229
00:13:23,386 --> 00:13:27,515
تو همبرگر هملتِ لعنتی، به خاطر
پسری که اوجش سال آخر دبیرستانه؟

230
00:13:27,598 --> 00:13:30,143
نگو… نگو… دیگه هیچ‌وقت اینو به من نگو.

231
00:13:30,226 --> 00:13:33,354
منظورت این نیست. این…
این رابرته که تو سرته.

232
00:13:33,438 --> 00:13:37,400
من به رابرت احتیاج ندارم. بهش احتیاج
ندارم. نمی‌فهمی؟ من به هیچ‌کس احتیاج ندارم.

233
00:13:37,483 --> 00:13:39,569
من استعداد دارم.

234
00:13:39,652 --> 00:13:42,655
یه زندگی بزرگ پیش رومه.

235
00:13:43,364 --> 00:13:44,782
من آرزو دارم.

236
00:13:47,326 --> 00:13:49,078
تمومه، تام.

237
00:13:53,499 --> 00:13:54,751
تمومه.

238
00:13:58,379 --> 00:14:00,089
‏- دارم می‌رم.
‏- نه. ما هنوز…

239
00:14:00,173 --> 00:14:02,592
‏- حرفمون تموم نشده.
‏- چرا، دارم می‌رم. دارم می‌رم.

240
00:14:02,675 --> 00:14:04,635
‏- تو مریضی.
‏- می‌دونم.

241
00:14:04,719 --> 00:14:07,430
می‌تونم عوض شم. یه جور دیگه
می‌شم. هر کی تو بخوای می‌شم.

242
00:14:07,513 --> 00:14:10,933
فقط بگو می‌خوای چطوری باشم.
می‌تونم همونطوری بشم. عوض می‌شم. بگو.

243
00:14:12,727 --> 00:14:16,814
من… من نمی‌خوام عوض بشی.

244
00:14:16,898 --> 00:14:18,983
می‌خوام خودت باشی.

245
00:14:21,277 --> 00:14:24,530
‏- از خودم متنفرم.
‏- نه، تو بی‌نقصی، باشه؟

246
00:14:26,949 --> 00:14:28,326
پس چرا هیچ‌کس نمی‌مونه؟

247
00:14:29,077 --> 00:14:31,454
اگه انقدر بی‌نقصم، چرا همه ولم می‌کنن؟

248
00:14:31,537 --> 00:14:33,956
من ولت نمی‌کنم، تام.

249
00:14:34,916 --> 00:14:37,585
من خیلی خیلی طولانی تو زندگیت می‌مونم.

250
00:14:37,668 --> 00:14:38,669
نه.

251
00:14:39,921 --> 00:14:41,172
نمی‌مونی.

252
00:14:42,548 --> 00:14:43,591
عاشق‌ها می‌میرن.

253
00:14:47,470 --> 00:14:48,763
داری تهدیدم می‌کنی؟

254
00:14:51,057 --> 00:14:53,309
فقط دارم یادت میارم آخر داستان چی می‌شه.

255
00:15:37,979 --> 00:15:41,149
مکبث، پرده‌ی ۴، صحنه‌ی ۳.

256
00:15:41,232 --> 00:15:43,109
‏«بیایید از انتقام بزرگمان دارو بسازیم

257
00:15:43,192 --> 00:15:44,902
تا این اندوه مرگبار را درمان کنیم.»

258
00:15:45,862 --> 00:15:46,863
به نظرم منطقیه.

259
00:15:47,572 --> 00:15:50,449
تا وقتی احساس قدرت می‌کنی،

260
00:15:50,533 --> 00:15:53,327
یه حسی غیر از غم داری.

261
00:15:53,411 --> 00:15:55,705
انتقام به‌عنوان درمان افسردگی.

262
00:15:57,039 --> 00:16:00,084
ولی اگه انتقام دارو باشه،
قطعاً عوارض جانبی هم داره.

263
00:16:00,168 --> 00:16:02,086
کی عوارض احتمالیشو می‌گه؟

264
00:16:02,753 --> 00:16:03,796
هرج‌ومرج.

265
00:16:04,422 --> 00:16:06,257
‏ هرج‌ومرج، حتماً.

266
00:16:07,425 --> 00:16:09,468
ولی جدی، بهش فکر کنید.

267
00:16:10,303 --> 00:16:13,347
اگه به کسایی که بهتون آسیب
زدن آسیب بزنید، چی می‌شه؟

268
00:16:13,431 --> 00:16:14,432
‏ تلافی می‌کنن.

269
00:16:15,892 --> 00:16:17,226
‏«خون، خون می‌طلبد.»

270
00:16:19,729 --> 00:16:20,730
پرده‌ی ۳، صحنه‌ی ۴.

271
00:16:21,397 --> 00:16:25,109
‏ دقیقاً. انتقام یه چرخه‌ی
بی‌پایان از ضدحمله‌ها راه می‌ندازه

272
00:16:25,193 --> 00:16:29,030
و ضدِ ضدحمله‌ها، همون‌طور
که مکبث حسابی ثابت می‌کنه.

273
00:16:29,113 --> 00:16:32,992
خون، خون می‌طلبه تا وقتی خون همه ریخته بشه.

274
00:16:33,075 --> 00:16:35,203
پس یعنی مساوی؟

275
00:16:35,286 --> 00:16:38,456
نه. آخرش همه می‌بازن.

276
00:16:41,792 --> 00:16:43,085
همه می‌بازن.

277
00:16:49,759 --> 00:16:53,137
‏ لیدی مکبث یکی
از بزرگ‌ترین شخصیت‌های شرور ادبیاته.

278
00:16:54,347 --> 00:16:58,643
ولی اصلاً اثر دومینوییِ نقشه‌هاشو می‌فهمه؟

279
00:17:00,102 --> 00:17:04,857
‏«از خارخار انگشتانم پیداست،
چیزی شریر به این سو می‌آید.»

280
00:17:04,941 --> 00:17:06,442
‏- اوم.

281
00:17:06,525 --> 00:17:10,404
تو خیلی خوشگلی. وای خدای من.

282
00:17:11,948 --> 00:17:13,032
‏- سلام.
‏- اوم.

283
00:17:14,200 --> 00:17:17,245
‏- خدا رو شکر داروسازم اومد.--

284
00:17:17,328 --> 00:17:19,163
مامان داره ته می‌کشه.

285
00:17:19,247 --> 00:17:22,124
با این ماجرای صیاد اعصابم داغون شده.

286
00:17:22,208 --> 00:17:23,209
‏ اوه.

287
00:17:23,292 --> 00:17:26,254
تری می‌گه داریم یه سیستم
امنیتی جدید نصب می‌کنیم،

288
00:17:26,337 --> 00:17:28,798
و من باید یه رمز چهاررقمی انتخاب کنم.

289
00:17:29,507 --> 00:17:31,968
ولی آخه من چطوری اونو یادم بمونه؟

290
00:17:33,970 --> 00:17:36,597
فقط از فکر اینکه

291
00:17:36,681 --> 00:17:39,892
یه هیولای وحشتناک اون بیرون
افتاده به جون بچه‌ها، خوابم نمی‌بره.

292
00:17:39,976 --> 00:17:41,435
خب، می‌دونی،

293
00:17:42,478 --> 00:17:45,064
هر هیولایی یه دلیلی داره که هیولا شده.

294
00:17:46,607 --> 00:17:48,776
خب، بریم سر اصل مطلب.

295
00:17:49,610 --> 00:17:54,865
ذخیره‌ی والیومت رو پر کردم

296
00:17:54,949 --> 00:17:59,120
‏- و هالسیون.--

297
00:17:59,203 --> 00:18:03,040
از قوطی‌قرص‌های داروخونه خوشم
نمیاد. پلاستیکی و زشتن.

298
00:18:03,833 --> 00:18:06,210
تو زن باارزشی هستی.

299
00:18:07,003 --> 00:18:09,380
‏- واقعاً به همه‌چی فکر می‌کنی.--

300
00:18:11,632 --> 00:18:13,342
خبر دارم.

301
00:18:14,176 --> 00:18:17,513
این اواخر حواسم به خدمه‌ی خونه بوده،

302
00:18:17,597 --> 00:18:19,140
و به نظر من،

303
00:18:19,223 --> 00:18:23,394
اون احترامی که لیاقتشو داری بهت نمی‌ذارن.

304
00:18:24,854 --> 00:18:30,860
واسه همین خودم یه یادداشت
بین خدمه پخش کردم.

305
00:18:34,739 --> 00:18:38,242
از این به بعد تو رو «خانم شفر» صدا می‌زنن،

306
00:18:38,326 --> 00:18:40,620
نه «همسر آقای شفر».

307
00:18:40,703 --> 00:18:44,540
مردم باید ببینن که هویتت به تری نیست.

308
00:18:46,000 --> 00:18:48,878
این شهر رو دوش زن‌هایی مثل تو می‌چرخه.

309
00:18:50,379 --> 00:18:51,881
راست می‌گم.

310
00:18:51,964 --> 00:18:54,342
من از رو شیشه خرده‌ها سینه‌خیز رفتم، استیون،

311
00:18:54,925 --> 00:18:56,636
با یه لبخند رو لبم

312
00:18:56,719 --> 00:18:59,930
و یه حمایل «دختر شایسته‌ی ایندیانا»
که تو این راه خفه‌ام می‌کرد.

313
00:19:00,431 --> 00:19:03,225
اینکه یکی آدمو رو سکو بذاره آرومم می‌کنه.

314
00:19:03,893 --> 00:19:05,561
حتی اگه سکوی تو باشه.

315
00:19:05,645 --> 00:19:06,937
پس بابتش ممنونم.

316
00:19:09,940 --> 00:19:10,941
خب،

317
00:19:12,777 --> 00:19:16,405
با اون آرامش لحظه‌ای خداحافظی کن، خانم شفر،

318
00:19:17,114 --> 00:19:21,702
چون می‌خوام یه چیزی بگم
که ممکنه به همت بریزه.

319
00:19:23,788 --> 00:19:24,789
جیغ نزن.

320
00:19:25,956 --> 00:19:27,083
شلوغش نکن.

321
00:19:28,334 --> 00:19:29,585
فقط گوش کن.

322
00:19:34,131 --> 00:19:36,300
از فیلم پورنو خبر دارم.

323
00:19:39,095 --> 00:19:40,262
کدوم پورنو؟

324
00:19:40,346 --> 00:19:46,310
وای عزیزم، دیدم کارهایی می‌کنی که بدن
آدمیزاد اصلاً نباید امتحانشون کنه.

325
00:19:47,687 --> 00:19:48,854
چطوری دیدیش؟

326
00:19:50,022 --> 00:19:53,025
بهم قول دادن فقط اون‌ور آب اکران بشه.

327
00:19:53,109 --> 00:19:55,695
اگه دریاچه‌ی اکو پارک رو بشه آب حساب کرد،

328
00:19:55,778 --> 00:19:57,446
پس آره، اون‌ور آب اکران شده.

329
00:19:57,530 --> 00:19:58,531
چی؟

330
00:20:00,950 --> 00:20:02,284
همین‌جا تو شهر اکران شده؟

331
00:20:02,368 --> 00:20:05,621
تو و رایان کوچولو رو پرده‌ی نقره‌ای

332
00:20:05,705 --> 00:20:08,416
که با هر اکران کدرتر می‌شه.

333
00:20:09,834 --> 00:20:11,961
‏ وای خدا، چیکار کردم؟

334
00:20:12,712 --> 00:20:13,713
تری ولم می‌کنه.

335
00:20:13,796 --> 00:20:16,841
بی‌پول می‌شم. وای خدا، بی‌پول می‌شم.

336
00:20:16,924 --> 00:20:19,176
یه هالسیون بخور، عزیزم. کمک می‌کنه.

337
00:20:22,930 --> 00:20:26,726
اگه حتی به فکرت برسه که به کسی بگی،

338
00:20:28,227 --> 00:20:29,729
به خدا قسم،

339
00:20:31,439 --> 00:20:33,524
نمی‌دونی از من چه کارهایی برمیاد.

340
00:20:33,607 --> 00:20:34,734
بس کن.

341
00:20:34,817 --> 00:20:36,569
همین الان بس کن.

342
00:20:38,487 --> 00:20:41,824
معلومه که رازت پیش من محفوظه.

343
00:20:45,119 --> 00:20:47,788
فقط می‌خوام بدونم چرا این کارو کردی.

344
00:20:54,879 --> 00:20:56,213
‏ نمی‌دونم.

345
00:20:58,591 --> 00:21:00,509
دیگه حتی نمی‌دونم کی هستم.

346
00:21:02,887 --> 00:21:04,597
یا چرا این کارها رو می‌کنم.

347
00:21:07,683 --> 00:21:09,101
الان فقط یه شیئم.

348
00:21:13,189 --> 00:21:17,610
اون فیلم کثیف، هوس انتقامِ
یه زن ویترینیِ زنگ‌زده بود.

349
00:21:17,693 --> 00:21:20,154
‏- همین.
‏- مطمئنی؟

350
00:21:22,448 --> 00:21:24,200
شاید می‌خواستم دوباره یکی لمسم کنه

351
00:21:24,283 --> 00:21:26,452
حتی اگه فقط تو یه صحنه‌ی بازیگری بود.

352
00:21:26,535 --> 00:21:29,747
نقش «روز ملخ» رو برام بازی
نکن، لیز. خریدار نیستم.

353
00:21:29,830 --> 00:21:32,583
اِ، یه دور آخر، لطفاً. ممنون.

354
00:21:34,627 --> 00:21:39,548
فکر کنم یه چیزی زیر این سطحِ
همیشه متلاطم داره می‌جوشه.

355
00:21:40,174 --> 00:21:41,675
خیال‌پردازی‌هاتو می‌بینم.

356
00:21:41,759 --> 00:21:43,594
می‌دونم می‌خوای بازیگری کنی،

357
00:21:43,677 --> 00:21:46,180
و فکر می‌کنم این فقط یه تلاش منحرفانه بود

358
00:21:46,263 --> 00:21:48,182
برای نزدیک شدن به اون رؤیا.

359
00:21:51,936 --> 00:21:54,063
‏«پاک شو، ای لکه‌ی لعنتی. پاک شو، می‌گویم.

360
00:21:55,773 --> 00:21:57,775
یک، دو.

361
00:21:58,818 --> 00:22:01,445
پس وقتِ انجامش است.

362
00:22:02,655 --> 00:22:04,365
دوزخ تیره است.»

363
00:22:08,953 --> 00:22:13,082
‏«چهره‌ی دروغین باید آنچه را دلِ
دروغین می‌داند پنهان کند.»

364
00:22:18,337 --> 00:22:21,757
می‌خوام بدونی که همه‌ی نگاتیوها رو خریدم،

365
00:22:21,841 --> 00:22:25,344
پس لازم نیست نگران باشی که یه روز رو بشه.

366
00:22:25,427 --> 00:22:28,514
و اینکه از دست شوهرت محافظتت کنم.

367
00:22:28,597 --> 00:22:30,015
وای، استیون.

368
00:22:31,141 --> 00:22:32,768
وای خدای من، ممنونم.

369
00:22:33,310 --> 00:22:36,814
ولی پیش خودم نگهشون می‌دارم، عزیزم.

370
00:22:38,858 --> 00:22:41,986
‏ چون باید هوای خودمو داشته باشم.

371
00:22:44,905 --> 00:22:47,700
‏- چی می‌خوای؟
‏- چیزی که لیاقتشو دارم.

372
00:22:48,492 --> 00:22:51,078
تری منو تو این صنعت آدم حساب نمی‌کنه،

373
00:22:51,161 --> 00:22:55,791
پس برای جون دادن به یه رؤیای
بزرگ به کمکت احتیاج دارم.

374
00:22:56,375 --> 00:23:01,005
یه فیلم به اسم «کمتر از صفر»،
که می‌خوام با اون تهیه‌اش کنم.

375
00:23:01,922 --> 00:23:05,634
برت، دوست‌پسر دبی، یه طرح بر اساس
رمانی که داره می‌نویسه نوشته.

376
00:23:05,718 --> 00:23:07,219
فوق‌العاده‌ست.

377
00:23:07,303 --> 00:23:10,264
یه گزارش پر از تعریف نوشتم،
ولی تری حتی نخوندش.

378
00:23:10,347 --> 00:23:12,433
لیز، اون اصلاً لامصب چیزی نمی‌خونه.

379
00:23:12,516 --> 00:23:14,852
فقط یه جلسه‌ی الکی با آقای الیس گذاشت،

380
00:23:14,935 --> 00:23:16,270
ولی حقوقشو نمی‌خره.

381
00:23:17,438 --> 00:23:19,023
تو کمکم می‌کنی بگیرمش.

382
00:23:19,899 --> 00:23:24,194
تو این پروژه یه نقش
برای تو هست. واسش حرف نداری.

383
00:23:24,278 --> 00:23:28,240
بالاخره یه ستاره شو.

384
00:23:30,701 --> 00:23:33,495
‏- چیکار باید بکنم؟
‏- هر شب که تری خوابه،

385
00:23:33,579 --> 00:23:35,706
باید یه جمله رو تو گوشش زمزمه کنی

386
00:23:35,789 --> 00:23:37,666
دست‌کم ۱۰۰ بار،

387
00:23:38,459 --> 00:23:42,087
درست مثل کاری که نانسی با رانی
ریگان می‌کنه تا نقشه‌هاشو بکنه تو سرش.

388
00:23:43,255 --> 00:23:44,590
جمله چیه؟

389
00:23:44,673 --> 00:23:50,387
‏«فیلم کمتر از صفر ۱۰۰
میلیون دلار برات درمیاره.»

390
00:24:06,111 --> 00:24:08,238
‏ درس بعدی‌مان درباره‌ی هملت بود،

391
00:24:08,322 --> 00:24:11,450
و شباهتش به زندگیِ هر روز ناشناخته‌ترِ من

392
00:24:11,533 --> 00:24:14,870
آن‌قدر خیره‌کننده بود که ناخواسته
حس می‌کردم مسخره‌ام می‌کنند.

393
00:24:16,830 --> 00:24:18,332
هر دو شاهزاده بودیم.

394
00:24:18,415 --> 00:24:20,084
هر دو رازدار بودیم،

395
00:24:20,167 --> 00:24:22,419
و هر دو می‌دانستیم که چیزی بسیار پوسیده

396
00:24:22,503 --> 00:24:25,130
‏- در قلمروی خودمان در جریان است.--

397
00:24:25,214 --> 00:24:28,801
‏ خب، تا جلسه‌ی
بعد پرده‌های ۱ تا ۳ رو بخونید.

398
00:24:31,387 --> 00:24:33,889
و ۵۰۰ کلمه می‌خوام
درباره‌ی اینکه شکسپیر چطور

399
00:24:33,973 --> 00:24:36,725
رابطه‌ی مرگ و جنون رو نشون می‌ده.

400
00:24:37,768 --> 00:24:38,894
ممنون.

401
00:24:44,733 --> 00:24:46,694
برت، یه لحظه وقت داری؟

402
00:24:47,277 --> 00:24:50,364
- ‏- باید حرف بزنیم. خصوصی.
- ‏- اشکالی داره

403
00:24:50,447 --> 00:24:53,242
که چند دقیقه این کلاس
رو در اختیارمون بذارید؟

404
00:24:54,535 --> 00:24:56,578
باشه. ولی زود یه کلاس دیگه دارم.

405
00:24:56,662 --> 00:24:57,663
طول نمی‌کشه.

406
00:24:58,247 --> 00:24:59,540
‏ حتماً.

407
00:25:03,585 --> 00:25:06,005
چند تا سؤال دیگه درباره‌ی
مت کلنر ازت داریم.

408
00:25:07,673 --> 00:25:08,924
چه سؤال‌هایی؟

409
00:25:09,008 --> 00:25:11,427
سؤال‌هایی درباره‌ی رابطه‌ی شخصیت با مت.

410
00:25:13,053 --> 00:25:15,139
‏ رابطه‌ی شخصی من با مت؟

411
00:25:16,890 --> 00:25:18,934
ما فقط آشنا بودیم.

412
00:25:19,518 --> 00:25:20,853
راستش اصلاً صمیمی نبودیم.

413
00:25:21,478 --> 00:25:23,939
اگه می‌خواید با کسی که با مت
صمیمی بود حرف بزنید،

414
00:25:24,023 --> 00:25:25,691
با رابرت مالوری حرف بزنید.

415
00:25:25,774 --> 00:25:28,902
ما قبلاً با رابرت مالوری
مفصل درباره‌اش حرف زدیم.

416
00:25:29,987 --> 00:25:33,032
بذار یه سؤال ازت بپرسم،
برت. رفتی خونه‌ی کلنرها

417
00:25:33,115 --> 00:25:34,616
روزی که مت گم شد؟

418
00:25:35,784 --> 00:25:37,369
اینو قبلاً بهمون نگفتی.

419
00:25:38,203 --> 00:25:40,080
فکر نمی‌کردم مهم باشه.

420
00:25:40,706 --> 00:25:43,959
داشتیم درباره‌ی یه تکلیف کلاسی
حرف می‌زدیم. کمک لازم داشت.

421
00:25:44,043 --> 00:25:46,003
‏ یه چیز دیگه هم بهمون نگفتی.

422
00:25:46,086 --> 00:25:49,048
بعد از گم شدن مت، رفتی دیدن پدرش.

423
00:25:50,632 --> 00:25:52,926
م-من فقط فکر نمی‌کردم ربطی داشته باشه.

424
00:25:54,678 --> 00:25:55,763
چرا رفتی؟

425
00:25:55,846 --> 00:25:59,183
- ‏- چون نگران دوستم بودم.
- ‏- فکر می‌کردم دوست نبودید.

426
00:25:59,266 --> 00:26:01,810
کدومش؟ دوست بودید یا نبودید؟

427
00:26:01,894 --> 00:26:02,895
یا…

428
00:26:05,272 --> 00:26:08,317
کلاً یه چیز دیگه بودید؟

429
00:26:08,901 --> 00:26:11,070
‏ ناهماهنگی‌ها
همیشه معنادار نیستن،

430
00:26:11,153 --> 00:26:15,032
ولی وقتی مال کسیه که جسد
قربانی رو پیدا کرده…

431
00:26:17,409 --> 00:26:21,205
آره، اون‌وقت خودمونو موظف می‌دونیم
که شاید یه کم بیشتر کندوکاو کنیم.

432
00:26:23,582 --> 00:26:24,917
البته.

433
00:26:26,460 --> 00:26:28,420
همین بود، جناب سروان؟

434
00:26:28,504 --> 00:26:31,590
هوم. یه چیز دیگه هم هست.

435
00:26:32,132 --> 00:26:34,426
تو استودیوی «دنس آف!» صداتو شنیدن

436
00:26:34,510 --> 00:26:37,971
که به دبی شفر در گوشی می‌گفتی حقش بود ببره.

437
00:26:38,055 --> 00:26:40,766
چقدر دلت می‌خواست دوست‌دخترت ببره، برت؟

438
00:26:42,184 --> 00:26:44,478
یعنی دارید می‌گید من چاچا رو کشتم؟

439
00:26:46,897 --> 00:26:48,982
این حرف‌ها از کجا میاد؟ بازداشتم؟

440
00:26:49,066 --> 00:26:51,026
‏- باید باشی؟-

441
00:26:51,110 --> 00:26:54,071
‏ آقایون،
کلاسمو الان لازم دارم.

442
00:26:54,947 --> 00:26:58,158
مشکلی نیست، خانم. داشتیم تمومش می‌کردیم.

443
00:27:01,870 --> 00:27:02,996
ممنون، خانم.

444
00:27:06,458 --> 00:27:09,002
‏ رازهایم داشتند گریبانم را می‌گرفتند.

445
00:27:09,086 --> 00:27:11,630
اضطرابم از پنهان کردن گرایش جنسی‌ام

446
00:27:11,713 --> 00:27:13,966
ناخواسته باعث شده بود مظنون شوم.

447
00:27:15,384 --> 00:27:16,635
هیچ دلیل غیبتی نداشتم.

448
00:27:17,219 --> 00:27:18,220
به گا رفته بودم.

449
00:27:18,887 --> 00:27:21,306
کسی داشت ذهنشان را درباره‌ی من مسموم می‌کرد،

450
00:27:21,390 --> 00:27:23,267
و دقیقاً می‌دانستم چه کسی.

451
00:29:09,748 --> 00:29:12,250
رابرت، می‌دونم خودتی.

452
00:30:17,065 --> 00:30:18,900
‏ فکر می‌کردم چیزی ترسناک‌تر از این نیست

453
00:30:18,984 --> 00:30:20,944
که قتل مت کلنر را گردنم بیندازند.

454
00:30:26,491 --> 00:30:29,161
‏ عالی بودی، پروژه…

455
00:30:29,244 --> 00:30:31,788
‏ اما اشتباه می‌کردم.
این به نحوی بدتر بود.

456
00:30:33,498 --> 00:30:35,083
اشتباه نمی‌کردم. حق هم با من نبود.

457
00:30:35,167 --> 00:30:36,626
بیا تو، بچه.

458
00:30:37,377 --> 00:30:38,378
آره.

459
00:30:40,255 --> 00:30:41,256
باب…

460
00:30:42,174 --> 00:30:43,175
باب…

461
00:30:44,092 --> 00:30:46,887
آره.

462
00:30:46,970 --> 00:30:48,388
مسخره‌ست. نه، باب.

463
00:30:48,472 --> 00:30:49,681
م-من باید قطع کنم.

464
00:30:50,223 --> 00:30:52,642
آره. با یه استعداد جلسه دارم.

465
00:30:56,855 --> 00:30:58,732
آره.

466
00:31:00,650 --> 00:31:02,486
آره، تو مریضی. می‌دونستی، باب؟

467
00:31:02,569 --> 00:31:04,362
بعداً باهات حرف می‌زنم. خداحافظ.

468
00:31:18,585 --> 00:31:19,753
نوشیدنی می‌خوای؟

469
00:31:20,629 --> 00:31:21,630
نه، ممنون.

470
00:31:22,214 --> 00:31:23,757
مستقیم بریم سر اصل مطلب.

471
00:31:24,299 --> 00:31:26,426
ببین، یه نگاهی به طرح‌هات انداختم،

472
00:31:26,510 --> 00:31:29,513
و، اِم، دلم می‌خواد حق اقتباسشو بخرم.

473
00:31:31,807 --> 00:31:32,849
وای.

474
00:31:32,933 --> 00:31:36,269
بعضی آدم‌ها که گاهی نظرشون برام مهمه

475
00:31:36,353 --> 00:31:39,147
دارن تو گوشم زمزمه می‌کنن
که چقدر فوق‌العاده‌ست.

476
00:31:39,773 --> 00:31:41,108
من به زمزمه‌ها گوش می‌دم.

477
00:31:43,777 --> 00:31:44,945
خوشحالم که اینو می‌شنوم.

478
00:31:45,737 --> 00:31:48,824
نوشته‌هات خیلی… بزرگونه‌ست.

479
00:31:50,075 --> 00:31:56,498
خیلی وقت‌ها داستان‌های نوجوون‌ها
خیلی بچگونه و غیرواقعی‌ان.

480
00:31:56,581 --> 00:31:58,458
آره، آره، دقیقاً.

481
00:31:58,542 --> 00:32:02,921
ولی تو، نوشته‌هات، معلومه
که چیزهای بزرگونه رو می‌فهمی.

482
00:32:03,964 --> 00:32:04,965
مگه نه، برت؟

483
00:32:07,467 --> 00:32:10,428
یعنی، فکر می‌کنم می‌دونی دنیا چطوری می‌چرخه.

484
00:32:10,512 --> 00:32:12,514
فکر می‌کنم می‌فهمی…

485
00:32:14,474 --> 00:32:15,559
ریسک رو.

486
00:32:17,269 --> 00:32:20,272
فکر می‌کنم می‌فهمی چه ریسک بزرگیه

487
00:32:20,355 --> 00:32:23,191
که رو یه فیلمنامه‌نویسِ
تازه‌کار سرمایه‌گذاری کنم.

488
00:32:24,067 --> 00:32:28,989
ولی اینم می‌دونی که همه‌چی
چقدر می‌تونه خوب باشه.

489
00:32:31,074 --> 00:32:32,284
چیزهایی که می‌تونیم…

490
00:32:33,827 --> 00:32:35,120
برای همدیگه انجام بدیم.

491
00:32:37,289 --> 00:32:38,290
درسته؟

492
00:32:46,548 --> 00:32:47,799
آره.

493
00:32:50,218 --> 00:32:51,511
عالیه.

494
00:32:57,475 --> 00:32:59,227
مطمئنی نوشیدنی نمی‌خوای؟

495
00:33:02,731 --> 00:33:03,732
آره.

496
00:33:04,941 --> 00:33:05,942
باشه.

497
00:33:10,155 --> 00:33:11,698
می‌رم یه آبی به سر و صورتم بزنم.

498
00:33:31,968 --> 00:33:33,345
‏ تری اشتباه می‌کرد.

499
00:33:35,055 --> 00:33:37,140
من چیزهای بزرگانه را نمی‌فهمیدم.

500
00:33:39,851 --> 00:33:41,102
فقط خیال می‌کردم می‌فهمم.

501
00:33:46,483 --> 00:33:49,778
با گذر زمان فهمیده‌ام که خیلی از
جوان‌ها همین اشتباه را می‌کنند.

502
00:33:52,364 --> 00:33:55,367
آن بعدازظهر در هتل بورلی هیلز،
فکر می‌کردم کنترل دست من است.

503
00:33:59,788 --> 00:34:01,873
خیال می‌کردم خودم خواستم
از حمام بیرون بیایم،

504
00:34:01,957 --> 00:34:03,792
و خودم خواستم در آن اتاق بمانم.

505
00:34:05,669 --> 00:34:07,545
این چیزی است که یادم هست:

506
00:34:09,464 --> 00:34:11,258
منظره‌ی بدن برهنه‌ی تری.

507
00:34:12,467 --> 00:34:14,511
جوان‌تر از سنش به نظر می‌رسید.

508
00:34:14,594 --> 00:34:15,804
از نظر ظاهری جذاب،

509
00:34:15,887 --> 00:34:19,557
اما پیرتر از آن که حتی بتوانم
به‌عنوان شریک جنسی تصورش کنم.

510
00:34:20,183 --> 00:34:23,144
و با این حال، آنجا بودم
و دقیقاً همین کار را می‌کردم.

511
00:34:24,521 --> 00:34:27,565
تری مرا به خودش چسباند
و با خشونت لب‌هایم را بوسید.

512
00:34:28,108 --> 00:34:30,110
مزه‌ی شامپاین و ماری‌جوانا می‌داد.

513
00:34:30,652 --> 00:34:33,613
با شیطنت هلم داد روی
تخت و شلوارم را درآورد.

514
00:34:34,114 --> 00:34:35,323
همراهی‌اش کردم،

515
00:34:35,407 --> 00:34:38,535
پاهایم را از زمین بلند کردم
تا بتواند همه‌ی لباس‌هایم را دربیاورد.

516
00:34:39,536 --> 00:34:41,246
با اینکه کاملاً نعوظ داشتم،

517
00:34:41,329 --> 00:34:44,791
وقتی تری آلتم را می‌مکید و نوازش
می‌کرد، هیچ هیجانی حس نمی‌کردم.

518
00:34:45,709 --> 00:34:48,336
وقتی آن را به صورتش
می‌کوبید هیچ حسی نداشتم،

519
00:34:48,420 --> 00:34:50,088
تا ته حلقش فرو می‌برد و می‌بلعیدش.

520
00:34:50,880 --> 00:34:54,759
این چند دقیقه ادامه داشت،
تا اینکه تری لگنم را گرفت،

521
00:34:54,843 --> 00:34:57,345
مرا به شکم برگرداند و باسنم را بالا کشید.

522
00:35:01,099 --> 00:35:03,977
از خودم می‌پرسیدم آیا مردهای
بزرگ‌تر همین‌طوری انجامش می‌دهند.

523
00:35:05,186 --> 00:35:07,647
تا آن موقع فقط با مت و رایان بوده بودم.

524
00:35:09,232 --> 00:35:10,775
یادم هست چقدر درد داشت

525
00:35:10,859 --> 00:35:13,194
و آسودگی‌ای که وقتی به پشت برگشتم حس کردم.

526
00:35:15,614 --> 00:35:18,700
یادم هست همه‌جا کاملاً
ساکت بود جز نسیمی که بیرون

527
00:35:18,783 --> 00:35:20,577
با نخل‌ها بازی می‌کرد.

528
00:35:21,369 --> 00:35:22,746
و بعد تمام شد.

529
00:35:23,413 --> 00:35:26,416
به حمام برگشتم و خودم
را در آینه برانداز کردم.

530
00:35:27,626 --> 00:35:29,461
فکر کردم خونسرد به نظر می‌رسم.

531
00:35:29,544 --> 00:35:30,795
و نه فقط خونسرد،

532
00:35:30,879 --> 00:35:33,089
بلکه انگار واقعاً کاری از پیش برده بودم.

533
00:35:33,965 --> 00:35:36,009
خودم این را انتخاب کردم، مگر نه؟

534
00:35:36,718 --> 00:35:38,345
چیزهای بزرگانه را می‌فهمیدم.

535
00:35:38,428 --> 00:35:40,347
می‌فهمیدم دنیا چطور می‌چرخد.

536
00:35:41,097 --> 00:35:43,141
این را نمی‌خواستم، ولی آن‌قدر هم بد نبود.

537
00:35:45,101 --> 00:35:46,394
یا شاید بود.

538
00:35:47,562 --> 00:35:49,064
اصلاً من چه می‌دانستم؟

539
00:35:50,106 --> 00:35:51,608
فقط یک بچه بودم.

540
00:35:53,652 --> 00:35:55,028
تاریک‌ترین رازم بود.

541
00:35:55,737 --> 00:35:57,238
و حالا دیگر حتی راز هم نبود.

542
00:35:57,947 --> 00:35:59,574
اطلاعاتش آن بیرون بود.

543
00:36:00,075 --> 00:36:01,534
آن را هم نمی‌توانستم کنترل کنم.

544
00:36:02,827 --> 00:36:06,039
کسی از ما فیلم گرفته
بود، اما چه کسی و چرا؟

545
00:36:19,010 --> 00:36:21,554
تنها چیزی که می‌دانستم
این بود که سال ۱۹۸۱ بود

546
00:36:21,638 --> 00:36:23,848
و من ۱۸ ساله بودم
و گرایشم را پنهان می‌کردم.

547
00:36:25,517 --> 00:36:28,311
ترجیح می‌دادم به‌عنوان یک قاتل
زنجیره‌ای روانی رسوا شوم

548
00:36:28,395 --> 00:36:29,688
تا یک همجنس‌گرا.

549
00:36:36,695 --> 00:36:40,699
‏ هملت گرفتار
بدگمانی و تردید به خودشه،

550
00:36:40,782 --> 00:36:43,034
گیر افتاده بین عمل و بی‌عملی،

551
00:36:43,118 --> 00:36:45,704
بین میل به گرفتن انتقام مرگ پدرش

552
00:36:45,787 --> 00:36:49,791
و میل به اینکه کاملاً
و صد در صد مطمئن باشه

553
00:36:49,874 --> 00:36:51,710
از گناهکار بودن عموش.

554
00:36:51,793 --> 00:36:55,797
ولی آیا همچین اطمینانی وجود داره؟

555
00:36:55,880 --> 00:36:57,465
البته.

556
00:36:58,174 --> 00:36:59,801
از کجا می‌شه مطمئن بود؟

557
00:36:59,884 --> 00:37:01,845
خب، اگه دیده باشی کسی کاری رو کرده،

558
00:37:01,928 --> 00:37:04,180
اون واقعیت عینیه.

559
00:37:04,264 --> 00:37:05,306
حقیقت.

560
00:37:05,390 --> 00:37:08,560
هملت یه روح دید. به نظر حقیقت میاد؟

561
00:37:11,896 --> 00:37:15,066
نه، اون یه جور توهمِ ناشی از سوگه.

562
00:37:15,650 --> 00:37:17,068
مخالفید، آقای مالوری؟

563
00:37:17,152 --> 00:37:20,113
مخالف اینکه هملت خل‌وچله؟ اصلاً.

564
00:37:20,905 --> 00:37:23,491
مخالف اینم که چیزی به اسم حقیقت وجود داره.

565
00:37:23,575 --> 00:37:28,037
‏«هیچ چیز خوب یا بد نیست، فکر است
که آن را چنین می‌کند.» پرده‌ی ۲، صحنه‌ی ۲.

566
00:37:28,121 --> 00:37:31,708
‏«به گمانم این بانو زیادی انکار
می‌کند.» پرده‌ی ۳، صحنه‌ی ۲.

567
00:37:31,791 --> 00:37:34,002
‏- بذارید ادامه بده.--

568
00:37:36,379 --> 00:37:37,380
عذر می‌خوام، خانم.

569
00:37:37,464 --> 00:37:40,967
‏ آقایون، اینجا
کلاس منه، نه دانشکده‌ی پلیس.

570
00:37:41,050 --> 00:37:42,427
فقط باید حرف بزنیم با، اِم…

571
00:37:46,681 --> 00:37:47,682
یکی از شاگردهاتون.

572
00:37:49,768 --> 00:37:50,894
آقای مالوری.

573
00:38:06,659 --> 00:38:08,453
‏ «شب بخیر، شاهزاده‌ی نازنین.»

574
00:38:12,457 --> 00:38:13,625
اول شما.

575
00:38:23,843 --> 00:38:26,095
‏ آن بعدازظهر گرم
اکتبر سمت تلفن دویدم…

576
00:38:27,263 --> 00:38:30,225
‏…منتظر یک دور دیگر
از نفس‌های کثیف و خیسِ صیاد.

577
00:38:31,601 --> 00:38:33,645
الو، کی هستی؟

578
00:38:33,728 --> 00:38:34,813
‏ او نبود.

579
00:38:38,483 --> 00:38:40,235
در عوض، و تا حدی تکان‌دهنده،

580
00:38:40,318 --> 00:38:42,654
پشت خط، ابیگیل، خاله‌ی رابرت مالوری بود.

581
00:38:45,698 --> 00:38:48,326
اصرار داشت که باید حضوری با من صحبت کند

582
00:38:48,409 --> 00:38:50,328
و رابرت هرگز نباید بفهمد.

583
00:38:50,411 --> 00:38:52,038
نمی‌دونستم میای یا نه.

584
00:38:52,747 --> 00:38:54,123
نوشیدنی می‌خوای؟

585
00:38:54,207 --> 00:38:55,333
نه، ممنون.

586
00:38:57,043 --> 00:38:59,212
ببخشید اگه یه کم به هم ریخته‌ام.

587
00:38:59,295 --> 00:39:01,756
تازه از جلسه با وکیلم اومدم.

588
00:39:02,590 --> 00:39:05,635
من و شوهرم وسط یه طلاقِ
حسابی طولانی هستیم،

589
00:39:05,718 --> 00:39:09,222
و اون حسابی داره اذیت می‌کنه.

590
00:39:09,931 --> 00:39:12,392
هرچند فکر کنم اونم همینو درباره‌ی من می‌گه.

591
00:39:14,686 --> 00:39:16,771
شاید باید قرارو عقب می‌انداختم. ببخشید.

592
00:39:18,940 --> 00:39:20,066
آره، یکی دیگه.

593
00:39:30,535 --> 00:39:32,453
رابرت می‌گه زیاد ازش خوشت نمیاد.

594
00:39:33,913 --> 00:39:36,124
بذارید بگیم همیشه با هم شوخی داریم.

595
00:39:36,207 --> 00:39:38,126
رابرت فکر نمی‌کنه شوخی می‌کنی.

596
00:39:38,209 --> 00:39:39,919
اینو باور نداره.

597
00:39:41,754 --> 00:39:43,214
چرا اینجاییم؟

598
00:39:43,298 --> 00:39:46,301
رابرت خیلی از تو حرف زده.
در واقع، از روز اول مدرسه.

599
00:39:46,926 --> 00:39:49,512
گفت وقتی مطمئن بودی که

600
00:39:49,596 --> 00:39:52,599
بیشتر از یه سال پیش
تو سینما دیدیش، معذبش کردی.

601
00:39:52,682 --> 00:39:54,058
می‌دونم اونجا دیدمش.

602
00:39:54,142 --> 00:39:56,269
نمی‌فهمم چرا درباره‌اش دروغ می‌گه.

603
00:39:56,352 --> 00:40:00,773
خب، می‌تونیم کل روز اینجا بشینیم
و از هر ماجرایی که داری طفره بریم.

604
00:40:02,191 --> 00:40:03,651
چرا تو آسایشگاه بود؟

605
00:40:05,612 --> 00:40:07,906
‏- از کجا فهمیدی؟
‏- چیکار کرده بود؟

606
00:40:07,989 --> 00:40:11,618
رابرت چیکار کرده بود
که کارش به تیمارستان کشید؟

607
00:40:12,243 --> 00:40:16,289
ظاهراً مرگ مادرش جرقه‌ای بود
که رابرت یه کم از ریل خارج بشه،

608
00:40:16,372 --> 00:40:18,291
که خب قابل انتظاره، ولی…

609
00:40:21,461 --> 00:40:22,879
پدرش فرستادش اونجا.

610
00:40:25,089 --> 00:40:26,716
چه بلایی سر مادرش اومد؟

611
00:40:27,592 --> 00:40:29,010
ظاهراً تصادفی بود.

612
00:40:30,720 --> 00:40:33,932
از پاگرد طبقه‌ی بالای خونه‌اش افتاده بود،

613
00:40:34,015 --> 00:40:35,016
پاش به نرده گیر کرده،

614
00:40:35,099 --> 00:40:37,477
و جوری افتاده بود که درجا مرده بود.

615
00:40:41,314 --> 00:40:42,941
‏ ولی…

616
00:40:44,233 --> 00:40:46,486
می‌دونی، همیشه یه سؤال‌هایی بود، می‌دونی.

617
00:40:46,569 --> 00:40:49,030
‏- سؤال؟
‏- تناقض.

618
00:40:50,031 --> 00:40:52,867
از طرف پدر رابرت همیشه سؤال‌هایی بود.

619
00:40:52,951 --> 00:40:54,285
جور درنمی‌اومد.

620
00:40:54,369 --> 00:40:56,663
باید یه جای خاصی کنار نرده می‌بود،

621
00:40:56,746 --> 00:40:58,915
کنار نرده‌ی طبقه‌ی دوم، این رو گفت.

622
00:40:59,791 --> 00:41:00,792
رابرت خونه نبود.

623
00:41:02,126 --> 00:41:03,836
ولی خودش پیداش کرد.

624
00:41:03,920 --> 00:41:05,463
دلیل غیبت داره؟

625
00:41:05,546 --> 00:41:08,257
مادرشو بی‌خیال.

626
00:41:08,341 --> 00:41:09,884
فقط به من گوش کن.

627
00:41:11,719 --> 00:41:14,347
رابرت اومد لس‌آنجلس و پیش من موند.

628
00:41:15,390 --> 00:41:17,183
تابستون ۱۹۸۰.

629
00:41:19,727 --> 00:41:21,646
همون موقعی که گفتی دیدیش، درسته؟

630
00:41:21,729 --> 00:41:23,106
آره، ماه مه، فیلم «درخشش».

631
00:41:23,189 --> 00:41:24,190
خب، حق با تو بود.

632
00:41:24,273 --> 00:41:25,858
واقعاً دیدیش.

633
00:41:27,902 --> 00:41:29,112
رابرت تو سینما بود.

634
00:41:30,446 --> 00:41:32,240
و با یه دختر اونجا بود.

635
00:41:33,032 --> 00:41:35,243
کاترین لچفورد.

636
00:41:36,202 --> 00:41:37,954
اون اولین قربانی صیاده.

637
00:41:38,037 --> 00:41:42,417
آره، اولین دختر.
و واسه همین گفت سینما نبوده

638
00:41:42,500 --> 00:41:45,044
چون نمی‌خواست کسی این دو
تا رو به هم ربط بده.

639
00:41:46,963 --> 00:41:50,174
نه، م-من خواهرزاده‌مو خیلی دوست دارم، ولی…

640
00:41:50,258 --> 00:41:51,384
ولی چی؟

641
00:41:53,136 --> 00:41:54,387
ولی کور نیستم.

642
00:41:55,013 --> 00:41:57,724
و فکر نمی‌کنم تو هم باید چشمتو روش ببندی.

643
00:42:17,535 --> 00:42:20,288
‏ باورم نمی‌شد تهوع
با چه سرعتی سراپایم را گرفت.

644
00:42:21,164 --> 00:42:24,292
می‌خواستم بروم خانه، ماری‌جوانا
بکشم و یک کوالود دیگر بخورم

645
00:42:24,375 --> 00:42:26,878
تا آن‌قدر نشئه شوم که خودم را محو کنم

646
00:42:26,961 --> 00:42:31,174
و زیر پتوی تختم بخزم و به خوابی
عمیق و بی‌رؤیا فرو بروم.

647
00:42:33,134 --> 00:42:35,470
حالا با اطمینان می‌دانستم صیاد کیست.

648
00:42:36,304 --> 00:42:37,430
حالا مدرک داشتم.

649
00:42:44,645 --> 00:42:46,606
آیا پلیس دروغش را فهمیده بود؟

650
00:42:47,690 --> 00:42:50,860
برای همین بود که او را
برای آخرین بازجویی بردند؟

651
00:42:54,822 --> 00:42:57,617
وقتی به گذشته نگاه می‌کنم، آن موقع

652
00:42:57,700 --> 00:43:01,245
فقط مطمئن بودم که چیزی
در ایالت کالیفرنیا پوسیده است.

653
00:43:08,169 --> 00:43:09,462
رابرت.

654
00:43:09,545 --> 00:43:11,130
از جونم چی می‌خوای، برت؟

655
00:43:13,716 --> 00:43:14,717
متأسفم.

656
00:43:17,428 --> 00:43:18,805
چطوری اومدی تو؟

657
00:43:19,430 --> 00:43:22,642
برای بار دوم بردنم، تهدیدم
کردن که بازداشتم می‌کنن.

658
00:43:22,725 --> 00:43:26,354
درباره‌ی چیزهای هولناک ازم
پرسیدن، چیزهای وحشتناک،

659
00:43:26,437 --> 00:43:28,231
کارهایی که از من برنمیاد.

660
00:43:29,315 --> 00:43:31,567
ولی به خاطر تو فکر می‌کنن کار منه.

661
00:43:33,277 --> 00:43:34,821
مادرم مرد، برت.

662
00:43:36,155 --> 00:43:37,657
به اندازه‌ی کافی نکشیدم؟

663
00:43:40,535 --> 00:43:42,411
من هیچ‌وقت به کسی آسیب نزدم.

664
00:43:43,454 --> 00:43:46,249
من این آدم نیستم. چرا می‌خوای باشم؟

665
00:43:50,294 --> 00:43:51,838
چرا انقدر ازم متنفری؟

666
00:43:58,636 --> 00:44:00,304
ازت متنفر نیستم.

667
00:44:04,642 --> 00:44:06,352
پس چرا این کارها رو می‌کنی؟

668
00:44:09,021 --> 00:44:11,023
چرا آدم‌ها همیشه علیه من می‌شن؟

669
00:44:12,150 --> 00:44:14,026
دوست‌ها و اعضای خانواده.

670
00:44:16,112 --> 00:44:17,989
به خاطر قیافه‌مه؟

671
00:44:18,072 --> 00:44:19,490
زیادی بی‌نقصم؟

672
00:44:20,408 --> 00:44:23,536
داغونم می‌کنه که منِ واقعی
رو نمی‌بینن. این منو.

673
00:44:25,496 --> 00:44:26,789
پسری با قلب شکسته.

674
00:44:34,005 --> 00:44:40,052
فقط یه چیزهایی درباره‌ی تو هست
که نمی‌تونم نادیده بگیرم.

675
00:44:43,222 --> 00:44:45,141
الان همه‌مون واقعاً ترسیدیم.

676
00:44:45,224 --> 00:44:47,602
باید قبول کنی که سابقه داری.

677
00:44:48,853 --> 00:44:51,314
درسته. سابقه‌ی بی‌ثباتی روانی دارم.

678
00:44:51,939 --> 00:44:55,943
افسردگی دارم، اضطراب دارم.
ولی این منو آدم بدی نمی‌کنه.

679
00:44:59,655 --> 00:45:01,115
من آدم بدی‌ام؟

680
00:45:01,991 --> 00:45:03,326
بگو که نیستم، برت.

681
00:46:49,390 --> 00:46:52,852
‏«بودن یا نبودن، مسئله این است.»