﻿1
00:00:01,000 --> 00:00:10,021
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">نیـوفیـلم</font>   <font color="Orange">NewFilm</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

2
00:00:27,521 --> 00:00:29,216
‫هرزه‌ لعنتی!

3
00:00:29,300 --> 00:00:30,760
‫سید، منم!

4
00:00:32,970 --> 00:00:34,263
‫منم!

5
00:00:35,639 --> 00:00:38,768
‫مامان؟ فکر کردم
‫یکی از دانشجوهای بابایی.

6
00:00:38,851 --> 00:00:41,479
‫بوی کارخونه‌ آبجو سازی میدی.

7
00:00:41,562 --> 00:00:44,815
‫یه میلیون بار بهت زنگ زدم.
‫کجا بودی؟

8
00:00:47,651 --> 00:00:49,445
‫تمام شب همینجا بودم.

9
00:00:51,447 --> 00:00:55,076
‫واقعاً زشته که یه زن
‫ تنها دخترش رو نادیده بگیره...

10
00:00:55,159 --> 00:01:01,122
‫تا بتونه برای یه مرد متأهل له‌ له بزنه
‫که به احتمال زیاد، فقط داره لطف میکنه.

11
00:01:01,206 --> 00:01:03,375
‫فکر کنم توی دستشویی قطار
‫با یه مرد سکس کردم.

12
00:01:03,459 --> 00:01:04,668
‫فکر میکنی؟

13
00:01:05,169 --> 00:01:06,670
‫نه، کردم.

14
00:01:06,754 --> 00:01:09,840
‫- چی؟ با میل خودت؟
‫- تقریباً.

15
00:01:10,341 --> 00:01:14,021
‫تقریباً؟
‫عزیزم، چه خبره؟

16
00:01:16,021 --> 00:01:20,021
<i>[ ولادیمیر ]
[ فصل اول : قسمت سوم ]</i>

17
00:01:23,354 --> 00:01:25,564
‫مشکلی نیست.
‫خودم میخواستم.

18
00:01:25,648 --> 00:01:26,607
‫حواست به ایمنی بود؟

19
00:01:29,151 --> 00:01:31,112
‫الکسیس من رو بیرون کرد.

20
00:01:35,574 --> 00:01:37,284
‫من خیلی آدم خرابکاری ام.

21
00:01:47,545 --> 00:01:49,338
‫مگه قرار نبود شب رو بمونی؟

22
00:01:49,964 --> 00:01:52,299
‫من، اوم، حال و حوصله نداشتم.

23
00:01:52,800 --> 00:01:54,844
‫سید طبقه بالاست.

24
00:01:55,427 --> 00:01:57,596
‫- اون به خونه اومد؟
‫- حالش خیلی خرابه، جان.

25
00:01:57,680 --> 00:01:59,723
‫اون فکر کرد من یکی از دوست‌ دخترهاتم.

26
00:01:59,807 --> 00:02:01,308
‫- نه، مستِ مست بود.
‫- چجوری؟

27
00:02:01,392 --> 00:02:02,893
‫اون و الکسیس از هم جدا شدن.

28
00:02:02,977 --> 00:02:05,688
‫تحملِ این همه اتفاق براش خیلی سخته.

29
00:02:05,771 --> 00:02:07,231
‫من... باهاش حرف میزنم.

30
00:02:08,691 --> 00:02:10,401
‫اِم...

31
00:02:12,403 --> 00:02:15,406
‫لین و استیو رو توی رامزدیل دیدم.

32
00:02:15,489 --> 00:02:18,242
‫چی؟
‫استیو، رئیس دانشکده؟

33
00:02:18,325 --> 00:02:19,368
‫اوهوم.

34
00:02:19,451 --> 00:02:24,123
‫پس رئیس و همسرش تو رو با همراهت دیدن،
‫اون هم توی تابلو ترین بارِ شهر.

35
00:02:24,206 --> 00:02:26,584
‫اون بارِ هتله، منظورم اینه که،
‫فقط توریست‌ ها اونجا میرن.

36
00:02:26,667 --> 00:02:28,294
‫توی خیابون اصلیه.

37
00:02:29,336 --> 00:02:30,629
‫اون دلش کازمو میخواست.

38
00:02:30,713 --> 00:02:34,258
‫من خودم رو برات کُشتم، اون وقت تو همه‌ چی رو
‫ خراب میکنی چون یه دختر ۲۳ ساله...

39
00:02:34,341 --> 00:02:36,927
‫میخواست فانتزیِ سریال
‫ سکس و شهر رو زندگی کنه؟

40
00:02:37,011 --> 00:02:37,845
‫اون ۲۸ سالشه.

41
00:02:38,637 --> 00:02:42,099
‫معلم دبستانه، در واقع،
‫یه جورایی شبیه شارلوته.

42
00:02:42,183 --> 00:02:43,601
‫اوه، نکن.
‫باهام شوخی نکن.

43
00:02:43,684 --> 00:02:46,061
‫میخواستم پیشت بمونم.
‫خودت گفتی برم.

44
00:02:47,271 --> 00:02:49,273
‫الان من کسی‌ ام که باید
‫ بیشترین چوبش رو بخوره.

45
00:02:49,356 --> 00:02:51,901
‫میشه تنها باشم؟

46
00:02:51,984 --> 00:02:53,027
‫لطفاً.

47
00:03:34,443 --> 00:03:35,444
‫- سلام.
‫- وای، خدای من!

48
00:03:35,527 --> 00:03:37,529
‫ببخشید، معذرت میخوام.

49
00:03:37,613 --> 00:03:43,327
‫- میخواستم بگم، دارم برای این...
‫- دوره نویسندگی خلاق دانشگاه براون درخواست میدی.

50
00:03:43,410 --> 00:03:44,245
‫درسته، و...

51
00:03:44,328 --> 00:03:48,040
‫و یه توصیه ‌نامه میخوای،
‫و آره، البته که میدم.

52
00:03:48,123 --> 00:03:49,792
‫اوه، ممنونم.
‫خیلی ممنون!

53
00:03:49,875 --> 00:03:52,127
‫من میدونم که الان سرت خیلی شلوغه.

54
00:03:52,211 --> 00:03:55,798
‫اوه، نه اصلاً، من با کمال میل این کار رو میکنم.
‫کدوم... کدوم نمونه اثرت رو میفرستی؟

55
00:03:55,881 --> 00:04:00,219
‫یا سالادِ روی میز یا اونی که
‫ در مورد پرستارهای بچه شرور بود.

56
00:04:00,302 --> 00:04:03,722
‫خب، خودت میدونی چقدر عاشقِ
‫اون پرستارهای شرورم، پس...

57
00:04:03,806 --> 00:04:04,932
‫- نه...
‫- سلام.

58
00:04:05,474 --> 00:04:07,893
‫- اوه، سلام، به ‌زودی می‌بینمت.
‫- باشه.

59
00:04:09,019 --> 00:04:10,229
‫از کلاسش خوشت میاد؟

60
00:04:10,312 --> 00:04:12,231
‫- کلاسِ پروفسور تانگ؟
‫- پروفسور نیست.

61
00:04:12,314 --> 00:04:14,024
‫در واقع بهترین بخشِ هفته‌مه.

62
00:04:14,108 --> 00:04:17,569
‫آخه خیلی خاکی و بی ‌آلایشه
‫ولی در عین حال واقعاً باهوشه.

63
00:04:17,653 --> 00:04:18,862
‫- آره.
‫- میدونی؟

64
00:04:18,946 --> 00:04:21,115
‫منظورم اینه که هیچکس به پات نمیرسه.

65
00:04:21,198 --> 00:04:23,659
‫اوه نه، از شنیدنش واقعاً ذوق ‌زده شدم.

66
00:04:24,660 --> 00:04:25,953
‫کجا تشکیل میشه؟

67
00:04:26,036 --> 00:04:28,247
‫ولی این‌ ‌دفعه، بدون هیچ قیدی.

68
00:04:28,747 --> 00:04:30,666
‫اون گفت فقط امتحانش کن.

69
00:04:30,749 --> 00:04:32,334
‫مشوقانه.

70
00:04:33,877 --> 00:04:37,548
‫معتقدم بهترین راه برای اینکه دیگه
‫ به شوهر همسایه‌ت چشم نداشته باشی...

71
00:04:37,631 --> 00:04:39,883
‫اینه که با خودِ همسایه‌ت دوست بشی.

72
00:04:43,971 --> 00:04:45,431
‫دارم خبرهای خوبی میشنوم.

73
00:04:45,514 --> 00:04:47,891
‫اوه، مطمئنم همش دروغه.

74
00:04:47,975 --> 00:04:48,809
‫اوه، نه.

75
00:04:49,768 --> 00:04:51,854
‫اون مَرد عاشق اینه که چکم کنه.

76
00:04:51,937 --> 00:04:53,147
‫اوم...

77
00:04:54,273 --> 00:04:56,817
‫میخواستم ببینم میتونیم
‫ یه قهوه با هم بخوریم؟

78
00:04:57,401 --> 00:05:02,031
‫لعنتی، کاش میتونستم،
‫ولی باید برم یه دانشجو رو ببینم...

79
00:05:02,114 --> 00:05:04,366
‫آره، این روزهای وسط هفته
‫اصلاً معلوم نمیشه چجوری میگذره.

80
00:05:04,450 --> 00:05:06,410
‫اوه، شاید این آخر هفته؟

81
00:05:07,328 --> 00:05:11,332
‫حس احمق بودن بهم دست میده،
‫ولی واقعاً آخر هفته‌ ها الان از همیشه بدتره.

82
00:05:11,415 --> 00:05:17,755
‫ولاد احتیاج داره آخر هفته‌ ها بنویسه، برای همین...
‫ یعنی هیچ کمکی برای نگهداری از بچه نیست.

83
00:05:17,838 --> 00:05:19,089
‫اصلاً هم خوش نمیگذره.

84
00:05:19,173 --> 00:05:21,425
‫خب، اگه ولاد باید بنویسه...

85
00:05:21,508 --> 00:05:24,970
‫میخوای تو و فی این آخر هفته
‫ پیشم بیاید و توی استخرمون شنا کنید؟

86
00:05:25,054 --> 00:05:29,266
‫- اوه، وای، آره، فی عاشقِ...
‫ - اوه، من دارم میام ببینمت.

87
00:05:30,225 --> 00:05:31,393
‫فی عاشقِ آبه...

88
00:05:31,477 --> 00:05:34,730
‫خب، شاید یکشنبه.
‫من کباب درست میکنم.

89
00:05:34,813 --> 00:05:37,274
‫میتونم برات یه موکتل درست کنم؟

90
00:05:38,776 --> 00:05:43,113
‫خیلی لطف داری که پیشنهاد میدی، فقط اینکه
‫ کلی کار کوفتی داریم که باید بکنیم.

91
00:05:43,197 --> 00:05:47,117
‫ما هنوز حتی وسایلمون رو کامل باز نکردیم،
‫برای همین نمیتونم حوله‌ ها رو پیدا کنم.

92
00:05:47,618 --> 00:05:49,203
‫چه برسه به مایوهامون.

93
00:05:49,703 --> 00:05:52,873
‫خب، حالا در موردش فکر کن، و...

94
00:05:53,374 --> 00:05:56,001
‫خدایا، واقعاً معذرت میخوام،
‫ ولی اجازه رفتن میدی؟

95
00:06:06,387 --> 00:06:07,596
‫کم‌ رنگ و شیرین.

96
00:06:08,138 --> 00:06:09,723
‫- ممنونم.
‫- دقیقاً همونجوری که دوست داری.

97
00:06:12,935 --> 00:06:15,604
‫فکر کنم میدونی که جلسه دادرسی
‫ دیگه به تعویق نمیفته.

98
00:06:15,687 --> 00:06:18,315
.خدایا

99
00:06:18,399 --> 00:06:19,566
‫لین ناراحت بود.

100
00:06:19,650 --> 00:06:21,527
‫جان نباید با کسی غیر از زنش دیده بشه؟

101
00:06:21,610 --> 00:06:24,530
‫منظورم اینه که، دیوید، بهش فکر کن.
‫یه جورایی شبیه کتاب ۱۹۸۴ـه.

102
00:06:24,613 --> 00:06:27,449
‫- نه واقعاً.
‫- دیوید اورول ‌شناسه.

103
00:06:27,533 --> 00:06:29,451
‫به نظرِ لین چندش ‌آور بود.

104
00:06:29,535 --> 00:06:30,494
‫چندش ‌آور؟

105
00:06:30,577 --> 00:06:32,871
‫جلسه دادرسی همین ترم برگزار میشه.

106
00:06:34,790 --> 00:06:36,583
‫- ممنون از کمکت.
‫- کمک؟

107
00:06:36,667 --> 00:06:39,336
‫توی واکنش به باج‌ گرفتنت
‫بابت ایمیل ‌های قدیمی‌مون؟

108
00:06:39,420 --> 00:06:41,422
‫باج‌ گرفتن کلمه بزرگیه.

109
00:06:41,922 --> 00:06:44,675
‫رفتم و دوباره خوندمشون.

110
00:06:45,759 --> 00:06:46,927
‫واقعاً؟

111
00:06:47,010 --> 00:06:47,928
‫خیلی...

112
00:06:48,720 --> 00:06:49,721
‫بامزه بودن.

113
00:06:50,305 --> 00:06:51,306
‫من آدمِ باحالی‌ ام.

114
00:06:51,390 --> 00:06:54,852
‫ولی من اونا رو پاک کردم، و ممنون میشم
‫اگه تو هم همین کار رو بکنی.

115
00:06:57,187 --> 00:06:58,939
‫نمیدونم، آقا.

116
00:07:00,441 --> 00:07:05,779
‫فکر میکنم ایده خوبیه که چیزی برای تحت فشار
‫ گذاشتنت داشته باشم تا یه وقت خطا نکنی.

117
00:07:10,784 --> 00:07:14,079
‫من ده سال پیش صندوق ورودیم رو
‫ از ایمیل‌ هاش پاک کردم.

118
00:07:16,331 --> 00:07:18,709
‫جان، میتونی بهم زنگ بزنی؟

119
00:07:18,792 --> 00:07:20,711
‫نوبت جلسه دادرسی رسیده...

120
00:07:20,794 --> 00:07:22,129
‫اوه، هوم.

121
00:07:22,796 --> 00:07:26,925
‫بزرگ ترین مزیت رفاهی
‫ دپارتمانمون رو کشف کردی؟

122
00:07:27,009 --> 00:07:28,510
‫من خودم رو فراتر از این پادها نمیدونم.

123
00:07:28,594 --> 00:07:29,720
‫اوه.

124
00:07:31,930 --> 00:07:34,349
‫خب، این هفته توی، اوم،
‫سرفصل‌ ها چی داریم؟

125
00:07:34,433 --> 00:07:36,101
‫ربکا.

126
00:07:36,602 --> 00:07:37,478
‫خوندیش؟

127
00:07:37,561 --> 00:07:41,148
‫دیشب خواب دیدم که
‫ دوباره به مندرلی رفتم.

128
00:07:41,773 --> 00:07:42,941
‫قشنگه.

129
00:07:43,025 --> 00:07:44,985
‫عاشق داستان‌ های عاشقانه گوتیکم.

130
00:07:45,068 --> 00:07:48,030
‫میدونی، همون شیفتگی‌ ها
‫ و از دوری سوختن‌ ها.

131
00:07:48,530 --> 00:07:53,285
‫همسرم همیشه میگه که من
‫ علاقه خاصی به دخترهای دیوونه دارم.

132
00:08:02,628 --> 00:08:05,672
‫خب، الان که صحبت از سینتیا شد،
‫ میتونی یه لطفی در حقم بکنی؟

133
00:08:06,340 --> 00:08:08,800
‫اون و فی رو دعوت کردم
‫که یکشنبه برای شنا بیان...

134
00:08:08,884 --> 00:08:11,887
‫- اوه.
‫- نه، فکر کنم نگران اینه که مزاحم بشه.

135
00:08:11,970 --> 00:08:13,764
‫خیلی لطف داری. اوم...

136
00:08:14,640 --> 00:08:16,141
‫آره، اون، ام...

137
00:08:16,225 --> 00:08:19,520
‫این روزها معاشرت کردن براش یکم سخته.

138
00:08:19,603 --> 00:08:21,230
‫میدونی، باید دایره روابطش رو
‫خیلی محدود نگه داره.

139
00:08:21,313 --> 00:08:24,358
‫اممم، خب، راستش قضیه اینه.

140
00:08:24,858 --> 00:08:30,489
‫این آخرین آخر هفته‌ گرم ساله و آب هم عالیه،
‫و... و... و ما بهشون غذا میدیم...

141
00:08:30,572 --> 00:08:33,575
‫و من فکر میکنم بیشتر از چیزی که
‫انتظار داره براش روحیه‌ بخش باشه.

142
00:08:33,659 --> 00:08:35,452
‫- آره، ما میایم.
‫- نه، نه، نه، ببخشید.

143
00:08:35,536 --> 00:08:38,497
‫من فقط... من... من... من...
‫من فقط اون رو دعوت کردم.

144
00:08:39,081 --> 00:08:39,998
‫اوه.

145
00:08:40,916 --> 00:08:42,584
‫- فاجعه‌ست.
‫- اوه، اوه، نه، نه، ببخشید.

146
00:08:42,668 --> 00:08:44,878
‫فقط آخه اون گفت که تو
‫برای نوشتن به زمان احتیاج داری.

147
00:08:44,962 --> 00:08:47,214
‫خواهش میکنم، میدونم چه موقعی
‫حضورم جالب نیست.

148
00:08:47,297 --> 00:08:51,093
‫در ضمن، نباید حواست پرت بشه.
‫دنیا منتظر رمان بعدیته.

149
00:08:51,176 --> 00:08:52,970
‫آره، من... در این مورد مطمئن نیستم.

150
00:08:53,053 --> 00:08:54,972
‫- خب، من هستم.
‫- ممنونم.

151
00:08:55,472 --> 00:08:57,099
‫اِم... آره، باهاش حرف میزنم.

152
00:08:57,683 --> 00:08:59,560
‫عالیه، ممنونم. اِم...

153
00:08:59,643 --> 00:09:00,727
‫ببخشید. اِم...

154
00:09:00,811 --> 00:09:04,856
‫وای، خدای من. پارتنرِ دخترمه.
‫من... من... باید این رو جواب بدم.

155
00:09:05,857 --> 00:09:07,526
‫اون یه زن دوجنسگراست.

156
00:09:09,611 --> 00:09:10,487
‫عالیه.

157
00:09:11,113 --> 00:09:12,698
‫خیلی بهش افتخار میکنم.

158
00:09:13,323 --> 00:09:14,283
‫هوم.

159
00:09:15,033 --> 00:09:16,618
‫الکسیس، سلام.

160
00:09:19,663 --> 00:09:21,373
‫بابا، نباید بی‌ گدار به آب بزنی.

161
00:09:21,456 --> 00:09:23,834
‫چجوری قراره آماده بشم؟
‫من به مدارک دسترسی ندارم.

162
00:09:23,917 --> 00:09:25,460
‫- نداری؟
‫- من گزارش رو برات فرستادم.

163
00:09:25,544 --> 00:09:27,045
‫- باید داشته باشی.
‫- آره، گزارش.

164
00:09:27,129 --> 00:09:29,464
‫ولی نه اون مدارکی که
‫اونا دارن ازش استفاده میکنن.

165
00:09:29,548 --> 00:09:33,594
‫سید، باید درک کنی،
‫کل این جریان یه دادگاه فرمایشیه.

166
00:09:33,677 --> 00:09:36,680
‫- میتونی از سالاد خشک ‌کن استفاده کنی؟
‫- بافتش رو خراب میکنه.

167
00:09:36,763 --> 00:09:38,890
‫اینجوری دستمال کاغذی زیادی مصرف میشه.

168
00:09:38,974 --> 00:09:40,225
‫این درست به نظر میاد؟

169
00:09:41,101 --> 00:09:44,605
‫- گزارش خیلی مفصله.
‫- برام میفرستیش؟

170
00:09:44,688 --> 00:09:46,815
‫لازم نیست درگیر بشی.
‫خودت به اندازه کافی مشغله داری.

171
00:09:46,898 --> 00:09:48,275
‫من واقعاً یه وکیلم.

172
00:09:48,358 --> 00:09:50,360
‫میتونم بپرسم چرا سر کار نیستی؟

173
00:09:50,444 --> 00:09:53,030
‫آه، نه، چون نمیخوام
‫ در موردش حرف بزنم.

174
00:09:53,113 --> 00:09:56,658
‫- رازها، آخ ‌جون، عاشقشونم واقعاً.
‫- بس کن.

175
00:09:56,742 --> 00:09:59,077
‫گوش کنید، این آخر هفته مهمون داریم.

176
00:09:59,161 --> 00:10:02,164
‫- کی؟
‫- سینتیا و دخترش، برای شنا.

177
00:10:02,247 --> 00:10:03,957
‫- اون کیه؟
‫- یه پروفسور جدیده.

178
00:10:04,041 --> 00:10:06,668
‫- نه، اون پروفسور نیست.
‫- حتماً این رو بهش میگم.

179
00:10:06,752 --> 00:10:09,671
‫- دخترش چند سالشه؟
‫- سه سال، خیلی نازه، عاشقش میشی.

180
00:10:09,755 --> 00:10:12,090
‫اوه نه، من قرار نیست اینجا باشم.

181
00:10:12,174 --> 00:10:14,843
‫- داری به شهر برمیگردی؟
‫- نه، فعلاً همینجا موندگارم.

182
00:10:14,926 --> 00:10:17,512
‫نمیخوام برای قرارِ بازی
‫ با یه بچه‌ سه ساله اینجا باشم.

183
00:10:17,596 --> 00:10:19,014
‫قبلاً عاشق این بودی که
‫ دور و برِ بچه‌ ها باشی.

184
00:10:19,097 --> 00:10:24,686
‫یه جورایی، بعد از دیدنِ یه عالمه ازشون توی مهمونی ‌های
‫ دوست های الکسیس، کل آخر هفته‌ های سال ذوقم کور شد.

185
00:10:24,770 --> 00:10:25,812
‫عزیزم.

186
00:10:26,313 --> 00:10:28,523
‫ببخشید، معذرت میخوام.

187
00:10:28,607 --> 00:10:31,276
‫خبر داری جریانش چیه؟

188
00:10:31,360 --> 00:10:32,444
‫آره.

189
00:10:33,111 --> 00:10:33,945
‫میدونم.

190
00:10:47,584 --> 00:10:49,336
‫اوه، کی اهمیت میده؟

191
00:10:53,548 --> 00:10:54,716
‫من که خوشم اومد.

192
00:10:55,384 --> 00:10:58,011
‫این روزها قسمت ران
‫ لباس ‌ها رو خیلی باز میدوزن.

193
00:10:58,804 --> 00:11:01,306
‫میدونی، گزارش شده که اوا لونگوریا...

194
00:11:01,390 --> 00:11:05,102
‫بالاخره سراغ اپیلاسیون برزیلی رفت
‫چون بهش اوج لذت جنسی رو میداد.

195
00:11:05,185 --> 00:11:06,603
‫منظورت چیه؟

196
00:11:06,687 --> 00:11:09,022
‫فقط یه پیشنهاد بود.

197
00:11:09,106 --> 00:11:10,941
‫قضیه‌ سید چیه؟

198
00:11:11,650 --> 00:11:13,527
‫- خودش میتونه بهت بگه.
‫- چرا تو نمیتونی؟

199
00:11:13,610 --> 00:11:16,488
‫چون مسئله‌ شخصی خودشه.
‫وقتی آماده باشه خودش بهت میگه.

200
00:11:18,657 --> 00:11:20,075
‫شاید از پشم ‌های کوچولوت خوشم میاد.

201
00:11:20,158 --> 00:11:23,412
‫نمیخوام سید قاتیِ ماجرای جلسه‌
‫ دادرسی بشه، میفهمی؟

202
00:11:23,495 --> 00:11:25,997
‫میفهمم و موافقم.

203
00:11:26,081 --> 00:11:28,667
‫- میتونی فیلتر استخر رو راه بندازی؟
‫- آه.

204
00:11:29,793 --> 00:11:32,963
‫احساس میکنم مسائل دیگه‌ ای برای رسیدگی داریم
‫به جای اینکه بخوایم مهمون ‌داری کنیم.

205
00:11:33,046 --> 00:11:36,383
‫سینتیا خیلی جالبه.
‫دلم میخواد یه دوست جدید پیدا کنم.

206
00:11:36,466 --> 00:11:39,678
‫از کی تا حالا؟
‫تو از سال ۱۹۹۷ تا حالا با کسی دوست نشدی.

207
00:11:39,761 --> 00:11:41,054
‫خب، الان دلم میخواد.

208
00:11:41,138 --> 00:11:42,055
‫چرا؟

209
00:11:43,181 --> 00:11:46,309
‫مثل یه زن تو سری خور و مظلومه
‫که با یه مرد سمی ازدواج کرده.

210
00:11:46,393 --> 00:11:48,603
‫- اصلاً نمیتونم باهاش ارتباط بگیرم.
‫- دقیقاً همینجوریه.

211
00:11:48,687 --> 00:11:53,608
‫میدونم این کتاب زن‌ ستیزانه‌ست، چون هر کتابی
‫ که سال ۱۹۳۸ نوشته شده زن‌ ستیزانه بوده...

212
00:11:53,692 --> 00:11:55,402
‫حتی وقتی که یه زن
‫ اون رو نوشته باشه...

213
00:11:55,485 --> 00:11:59,614
‫ولی نمیتونیم با جنبه جهانیِ
‫ این داستان ارتباط برقرار کنیم؟

214
00:12:00,741 --> 00:12:04,828
‫ربکا در مورد یه وسواس فکریِ تمام‌ عیاره.

215
00:12:04,911 --> 00:12:11,209
‫در مورد یه زن جوونه که روی زنِ فوت‌ شده‌
‫شوهرش کلید کرده، کسی که اسمش...

216
00:12:11,710 --> 00:12:14,671
‫- ربکاست.
‫- این خیلی رایجه.

217
00:12:14,755 --> 00:12:16,173
‫- چجوری؟
‫- خب...

218
00:12:16,882 --> 00:12:20,552
‫چیه، هیچ ‌وقت اسمِ یارِ سابقِ عشقت رو
‫توی گوگل سرچ نکردی؟ هوم؟

219
00:12:20,635 --> 00:12:26,266
‫هیچ ‌وقت توی اینستاگرامشون یا هر شبکه‌
‫اجتماعیِ دیگه ‌ای که داری وقت نگذروندی؟

220
00:12:26,349 --> 00:12:30,604
‫هیچ ‌وقت خودت رو با تیپش،
‫یا هیکلش مقایسه نکردی؟

221
00:12:30,687 --> 00:12:34,941
‫هیچ ‌وقت توی خیالت نخواستی
‫از رابطه‌شون سر در بیاری؟

222
00:12:35,025 --> 00:12:38,528
‫اینکه چجوری با هم حرف میزنن،
‫شوخی‌ های خصوصیشون، اینکه چجوری...

223
00:12:39,446 --> 00:12:42,199
‫جسارتاً بگم، با هم عشق‌ بازی میکردن؟

224
00:12:42,282 --> 00:12:44,659
‫خب، این همون چیزیه که
‫این داستان در موردشه.

225
00:12:44,743 --> 00:12:49,039
‫در مورد کشش گریز ناپذیرِ معشوقِ معشوقت.

226
00:12:49,122 --> 00:12:50,916
‫من معشوقی ندارم.

227
00:12:50,999 --> 00:12:53,418
‫خب لورن، باید این وضعیت رو عوض کنیم.

228
00:12:59,591 --> 00:13:01,259
‫- سلام!
‫- سلام.

229
00:13:26,368 --> 00:13:27,536
‫سلام، آرون.

230
00:13:33,667 --> 00:13:35,836
‫میدونی، اگه بابا توی دانشکده بازنده بشه...

231
00:13:35,919 --> 00:13:38,421
‫ممکنه یه دعوای حقوقی راه بیفته،
‫و این میتونه روی تو هم تأثیر بذاره.

232
00:13:38,505 --> 00:13:39,756
‫وای، خدای من.

233
00:13:39,840 --> 00:13:44,135
‫۳۶ صفحه فرمه که باید
‫برای این قرار ملاقات احمقانه پر کنم.

234
00:13:44,219 --> 00:13:47,472
‫منظورم اینه که، چرا باید بدونن که
‫ من سابقه بیماری روانی دارم یا نه؟

235
00:13:47,556 --> 00:13:50,308
‫ـ چیکار میخوای کنی؟
‫ـ فقط میخوام وکس کنم.

236
00:13:50,392 --> 00:13:51,810
‫فکر میکردم نمیتونی وکس کنی.

237
00:13:51,893 --> 00:13:56,648
‫خب، میگن یه مدلِ جدیده،
‫پس امیدوار باشیم که خوب پیش بره.

238
00:13:57,732 --> 00:13:59,276
‫آخ، عزیزم.

239
00:13:59,359 --> 00:14:01,027
‫فقط یه جداییه.

240
00:14:01,111 --> 00:14:02,737
‫واقعاً گند زدم.

241
00:14:05,198 --> 00:14:06,408
‫خیانت کردم.

242
00:14:07,075 --> 00:14:09,202
‫ـ به الکسیس.
‫ـ با اون مردِ توی قطار؟

243
00:14:09,286 --> 00:14:12,414
‫نه، وای خدای من.
‫ از بابا بپرس چی شده.

244
00:14:12,497 --> 00:14:15,083
‫ـ خودت بهم بگو.
‫ـ نه، چون نمیخوام قضاوتم کنی.

245
00:14:15,166 --> 00:14:17,961
‫قول میدم، قضاوتت نمیکنم.

246
00:14:18,044 --> 00:14:19,045
‫نه.

247
00:14:19,629 --> 00:14:23,633
‫نه، من با یه کارآموز توی محل کارم
‫به الکسیس خیانت کردم...

248
00:14:23,717 --> 00:14:27,345
‫و بعد اون استخدام شد و اوضاع پیچیده شد،
‫برای همین قبل از اینکه اتفاقی بیفته، از اونجا رفتم.

249
00:14:27,429 --> 00:14:30,348
‫به ‌هر حال از اون کار متنفر بودم
‫و توی دو سوت میتونم یه کار جدید پیدا کنم...

250
00:14:30,432 --> 00:14:32,350
‫پس نمیخوام دیگه بیشتر از این
‫در موردش حرف بزنم، باشه؟

251
00:14:32,434 --> 00:14:33,727
‫کارت رو ول کردی؟

252
00:14:33,810 --> 00:14:34,978
‫دیدی؟
‫ داری قضاوتم میکنی.

253
00:14:35,061 --> 00:14:37,147
‫- نه، نمیکنم، اصلاً.
‫- این عین دروغه.

254
00:14:37,230 --> 00:14:40,483
‫نه، خیلی خب.
‫بیا بریم، بیا بریم.

255
00:14:42,861 --> 00:14:46,948
‫هیچکدوم از اون آدم ‌ها رو نمیشناختی.
‫دانشجوهای بابا رو میگم، درسته؟

256
00:14:47,449 --> 00:14:50,827
‫خانم ‌‌های با کلاسش؟
‫ اوم، نه از نزدیک.

257
00:14:50,911 --> 00:14:53,121
‫نهایتاً در حدِ قیافه.

258
00:14:53,204 --> 00:14:55,582
‫- باشه، مطمئنی؟
‫- کاملاً.

259
00:14:55,665 --> 00:14:58,376
‫هیچکدومشون توی کلاس ‌هات نبودن؟

260
00:14:59,521 --> 00:15:00,521
‫هیچ‌ وقت.

261
00:15:21,521 --> 00:15:22,521
.آره

262
00:15:26,321 --> 00:15:28,782
‫یکیشون توی کلاس ‌هام بود.

263
00:15:38,875 --> 00:15:40,794
‫دیگه ناخن ‌‌هات رو نمیجویی.

264
00:15:48,468 --> 00:15:51,721
‫میخواستم بابت اینکه ازت
‫ فرار میکردم معذرت‌ خواهی کنم.

265
00:15:53,390 --> 00:15:55,141
‫نباید اونقدر عصبانی میشدم.

266
00:15:55,809 --> 00:15:56,685
‫هوم.

267
00:15:57,185 --> 00:15:59,521
‫به ماشینم لگد زدی و بهم گفتی هرزه.

268
00:16:00,897 --> 00:16:02,649
‫ببخشید.

269
00:16:03,233 --> 00:16:04,651
‫مجبور بودم.

270
00:16:05,276 --> 00:16:06,319
‫اشکالی نداره.

271
00:16:06,820 --> 00:16:08,321
‫چی میخواستی بگی؟

272
00:16:10,031 --> 00:16:11,908
‫اوه، اوم...

273
00:16:13,076 --> 00:16:15,286
‫خب، آره. دیگه مشخصه که برگشتم.

274
00:16:15,787 --> 00:16:17,664
‫هوم...

275
00:16:17,747 --> 00:16:22,794
‫حالا که همه ‌چی در مورد جان رو شده،‌ فقط امیدوار بودم که من و تو بتونیم، مثلاً، رابطه‌مون رو

276
00:16:24,212 --> 00:16:26,172
‫ترمیم کنیم.

277
00:16:28,133 --> 00:16:30,176
‫جالبه.

278
00:16:32,637 --> 00:16:34,889
‫مگه وارد پرونده نشدی؟

279
00:16:34,973 --> 00:16:36,057
‫آره.

280
00:16:37,434 --> 00:16:40,979
‫ولی این همون چیزی بود که میخواستم بهت بگم.
‫اینکه اون موضوع هیچ ربطی بهت نداره.

281
00:16:41,855 --> 00:16:45,775
‫لایلا، این دقیقاً همون چیزیه
‫ که تمام مدت داشتم میگفتم.

282
00:16:45,859 --> 00:16:47,777
‫هنوز هم مینویسی؟

283
00:16:48,945 --> 00:16:50,113
‫نه واقعاً.

284
00:16:50,613 --> 00:16:53,491
‫باید بنویسی.
‫متأسفم که اوضاع انقدر سخت بوده.

285
00:16:54,075 --> 00:16:56,745
‫اصلاً حس خوبی نداره که ۲۹ ساله‌ت باشه
‫و دوباره برگردی پیش مامانت زندگی کنی.

286
00:16:56,828 --> 00:16:58,663
‫هوم، حتماً همینجوریه.

287
00:16:59,539 --> 00:17:02,959
‫موضوع اینه که، چند بار دیگه باید
‫ ببرمش تا مایعِ خیزش رو تخلیه کنن...

288
00:17:03,043 --> 00:17:04,919
‫تا قبل از اینکه بفهمه
‫این مسئولیت خودشه؟

289
00:17:05,003 --> 00:17:05,837
‫آره.

290
00:17:05,920 --> 00:17:09,466
‫فکر میکنه با خواستن از تِرور برای انتقالی،
‫داره لطف بزرگی در حقم میکنه...

291
00:17:09,549 --> 00:17:10,925
‫من واقعاً اهمیت میدم.

292
00:17:11,009 --> 00:17:13,219
‫لایلا، اصلاً دوست ندارم
‫این کار رو بکنم ولی باید سریع برم.

293
00:17:13,303 --> 00:17:15,013
‫من... من... کاش میتونستیم
‫تمام روز با هم حرف بزنیم.

294
00:17:15,096 --> 00:17:19,893
‫من خیلی خوشحالم که با هم ارتباط گرفتیم،
‫و خیلی خوشحالم که با هم موافقیم.

295
00:17:20,477 --> 00:17:21,352
‫آره.

296
00:17:22,687 --> 00:17:25,732
‫میخواستم بگم بابت اتفاقی
‫ که برای جان افتاد، متاسفم.

297
00:17:26,691 --> 00:17:28,318
‫ممنون که این رو گفتی.

298
00:17:28,902 --> 00:17:29,819
‫من...

299
00:17:31,488 --> 00:17:34,449
‫از اینکه بخشی از مسئولیت کارهات رو
‫به عهده میگیری، قدردانی میکنم.

300
00:17:39,704 --> 00:17:41,372
‫- باید برم.
‫- اوه.

301
00:17:47,754 --> 00:17:48,880
‫قشنگه!

302
00:17:53,635 --> 00:17:55,261
‫اوه، خیره‌ کننده‌ست.

303
00:18:12,570 --> 00:18:17,826
‫آدم به سنی میرسه که اگه به یه حوله‌ خوب
‫بر بخوره نمیذاره به این راحتی از دستش در بره.

304
00:18:18,326 --> 00:18:19,911
‫اینا رو میفروشید؟

305
00:18:33,299 --> 00:18:36,261
‫توی هدیه‌ ای که دستی تقدیم بشه،
‫قدرت زیادی مخفی شده.

306
00:18:38,179 --> 00:18:42,308
‫سلام، فقط میخواستم یه هدیه‌ کوچیک
‫برای چشم ‌روشنیِ خونه جدید بیارم.

307
00:18:42,392 --> 00:18:43,852
‫- سلام.
‫- لازم نیست باهام حرف بزنی.

308
00:18:43,935 --> 00:18:46,729
‫میتونم فقط بهت بدمش و از اینجا برم.

309
00:18:46,813 --> 00:18:47,730
‫اوم، من...

310
00:18:47,814 --> 00:18:52,152
‫اوه، اوم، این عسل
‫مال زنبورهای خودمه.

311
00:18:52,235 --> 00:18:56,906
‫اوم، میدونستی عسل به اندازه
‫شربت سرفه برای بچه ‌های کوچیک موثره؟

312
00:18:57,407 --> 00:18:59,367
‫- برای فیه.
‫- اوه!

313
00:19:00,577 --> 00:19:01,661
‫وای، خدای من.

314
00:19:02,162 --> 00:19:04,747
‫خیلی لطف کردی.
‫ اینا فوق ‌العاده‌‌ن.

315
00:19:04,831 --> 00:19:06,708
‫ببخشید. اوم...

316
00:19:07,959 --> 00:19:09,752
‫ولاد آدرسمون رو بهت داد؟

317
00:19:10,336 --> 00:19:11,921
‫از لیستِ اطلاعاتِ تماس برداشتمش.

318
00:19:12,755 --> 00:19:16,134
‫اینجا... اینجا موقتیه.
‫یه جورایی یه جای داغونه.

319
00:19:16,217 --> 00:19:18,052
‫اوه، نه، نه.
‫اینجوری نیست.

320
00:19:18,136 --> 00:19:19,971
‫خب، فقط داخل نیا.

321
00:19:20,471 --> 00:19:22,140
‫اوه، فی حالش خوبه، فقط...

322
00:19:22,223 --> 00:19:26,811
‫یهو الکی حساس شدم، چون مردم نسبت
‫ به سرما خوردگی حساسیت نشون میدن...

323
00:19:26,895 --> 00:19:28,646
‫و با خودم گفتم نکنه بهشون بربخوره؟

324
00:19:28,730 --> 00:19:30,607
‫به من خیلی برمیخوره.

325
00:19:30,690 --> 00:19:32,358
‫منم همینطور. نه، اوم...

326
00:19:32,859 --> 00:19:35,987
‫خدایا، من... میدونم دارم
‫مثل یه آدم عوضی رفتار میکنم.

327
00:19:36,070 --> 00:19:41,993
‫نه، نه، هر کسی که نصفِ سختی‌ ‌هات رو
‫ کشیده بود، دو برابرِ اینا عوضی میشد.

328
00:19:43,203 --> 00:19:44,245
‫منظورت چیه؟

329
00:19:45,079 --> 00:19:46,122
‫فقط...

330
00:19:46,748 --> 00:19:49,667
‫اسباب کشی، یه بچه‌ کوچیک.

331
00:19:49,751 --> 00:19:50,627
‫من...

332
00:19:51,127 --> 00:19:52,462
‫اوم...

333
00:19:52,962 --> 00:19:55,548
‫من، اه... من، اه...

334
00:19:55,632 --> 00:19:57,967
‫تنهات میذارم، اوم...

335
00:20:00,803 --> 00:20:04,515
‫شاید دیوونه‌ وار به نظر بیاد،
‫ولی فکر میکنم با هم کنار میایم.

336
00:20:04,599 --> 00:20:06,726
‫من... منم همینطور.

337
00:20:07,977 --> 00:20:10,772
‫بابت اینا خیلی ممنونم، خب.

338
00:20:11,773 --> 00:20:13,066
‫- خداحافظ.
‫- خداحافظ.

339
00:20:33,670 --> 00:20:37,173
‫در عجبم چه سیاست ‌های داخلی ‌ای
‫توی اون پیامک دخیل بوده.

340
00:20:37,882 --> 00:20:39,133
‫خب، موضوعِ این در مورد چیه؟

341
00:20:40,677 --> 00:20:44,180
‫در مورد بزرگ شدن توی فلوریدا
‫با والدینِ مهاجر روسیه.

342
00:20:44,264 --> 00:20:45,807
‫پس طرف از اون آدم‌ های خود محوره.

343
00:20:45,890 --> 00:20:47,976
‫نه، کارش عالیه.

344
00:20:48,059 --> 00:20:49,227
‫من رفتم.

345
00:20:49,310 --> 00:20:52,480
‫- کجا میری؟
‫- میرم دوستم رو توی دانشگاه کورنل ببینم.

346
00:20:52,563 --> 00:20:55,566
‫- فکر کنم شب رو همونجا بمونم.
‫- اوه، چجور دوستی؟

347
00:20:55,650 --> 00:20:57,318
‫اون متخصص قانون تایتل ناینه.

348
00:20:57,402 --> 00:20:59,862
‫سید، جدی میگم.
‫نمیخوام تو درگیر بشی.

349
00:20:59,946 --> 00:21:02,073
‫- من ولوو رو برمیدارم.
‫- مواظب باش.

350
00:21:02,156 --> 00:21:04,242
‫چرا کاهو خریدی؟
‫من کلی محصولِ چیده شده دارم.

351
00:21:04,325 --> 00:21:05,994
‫چون برای لقمه درست کردن لازمش دارم.

352
00:21:06,703 --> 00:21:09,205
‫- فکر کردم داریم کباب میکنیم.
‫- استیک کباب شده.

353
00:21:09,914 --> 00:21:10,957
‫اینا برای چیه؟

354
00:21:11,040 --> 00:21:12,083
‫یه ماکتل.

355
00:21:12,166 --> 00:21:13,584
‫ماکتل؟

356
00:21:16,004 --> 00:21:17,338
‫چی شده؟

357
00:21:17,422 --> 00:21:19,048
‫تقصیر این وکسِ لعنتیه.

358
00:21:19,132 --> 00:21:20,633
‫تنم ملتهب شده.

359
00:21:20,717 --> 00:21:22,969
‫اشکالی نداره، حقمه.

360
00:21:25,096 --> 00:21:26,264
‫چرا این پیشته؟

361
00:21:27,015 --> 00:21:28,683
‫قاطی نامه ‌هام شده بود.

362
00:21:29,183 --> 00:21:30,518
‫به نظر میاد چک حقوق باشه.

363
00:21:30,601 --> 00:21:33,104
‫آره، وقتی اومد بهش میدم.

364
00:21:33,604 --> 00:21:36,399
‫- تور ضد گوزن رو جمع کردی؟
‫- قرار نیست عروسی بگیریم که.

365
00:21:36,482 --> 00:21:37,608
‫سبکِ حومه‌ شهریه.

366
00:21:43,614 --> 00:21:44,824
‫اوه.

367
00:21:45,867 --> 00:21:46,784
‫سلاااام!

368
00:21:47,285 --> 00:21:49,203
‫- سلام!
‫- سلام.

369
00:21:50,121 --> 00:21:51,247
‫تویی که!

370
00:21:51,956 --> 00:21:54,500
‫ما نزدیک آب نمیریم
‫مگه اینکه بابا هم باشه، باشه؟

371
00:21:54,584 --> 00:21:57,253
‫- در ضمن از زنبورها دوری کن.
‫- کدوم زنبورها؟

372
00:21:57,962 --> 00:21:59,922
‫- چی، مگه زنبور نگه نمیدارید؟
‫- نه.

373
00:22:00,006 --> 00:22:00,923
‫اوه.

374
00:22:01,466 --> 00:22:02,925
‫سینتیا نمیاد؟

375
00:22:03,009 --> 00:22:05,386
‫اون... میگرن داره.

376
00:22:05,470 --> 00:22:07,680
‫پس مجبوری باهام سر کنی.

377
00:22:07,764 --> 00:22:10,641
‫فی، بهت گفتم کنار استخر ندو!

378
00:22:26,074 --> 00:22:27,533
‫خب، تلاشم رو کردم.

379
00:22:44,717 --> 00:22:48,179
‫♪ من، من، نیاز دارم، بهت نیاز دارم ♪

380
00:22:48,262 --> 00:22:51,641
‫♪ من، من، نیاز دارم، بهت نیاز دارم ♪

381
00:22:52,141 --> 00:22:54,560
‫♪ من، من، نیاز دارم، نیاز دارم ♪

382
00:22:54,644 --> 00:22:56,354
‫♪ نیاز دارم، نیاز دارم ♪

383
00:22:56,437 --> 00:22:59,190
‫♪ نیاز دارم، بهت نیاز دارم ♪

384
00:23:01,067 --> 00:23:03,069
‫♪ بهت نیاز دارم ♪

385
00:23:04,529 --> 00:23:06,739
‫- ♪ زود باش، زود باش ♪
‫- ♪ بهت نیاز دارم ♪

386
00:23:06,823 --> 00:23:10,868
‫♪ هیچ‌ وقت نگفتم که به کسی نمیگم ♪

387
00:23:11,619 --> 00:23:13,496
‫♪ نه، عزیزم... ♪

388
00:23:14,455 --> 00:23:16,457
‫تو خیلی جذابی، ولادیمیر.

389
00:23:17,208 --> 00:23:20,336
‫خدایا، میدونم.

390
00:23:20,420 --> 00:23:21,921
‫چجوری به این اندام رسیدی؟

391
00:23:22,004 --> 00:23:23,589
‫اوه، این دیگه خیلی خصوصیه.

392
00:23:23,673 --> 00:23:24,757
‫سوالِ خوبیه.

393
00:23:24,841 --> 00:23:26,300
‫سوالِ قشنگیه.

394
00:23:26,384 --> 00:23:29,429
‫نمیدونم، اوم... گلاویز شدن
‫با حیوون های وحشی؟

395
00:23:29,512 --> 00:23:30,555
‫طبق معمول.

396
00:23:30,638 --> 00:23:32,390
‫- مثلا با خرس ‌ها کشتی گرفتن؟
‫- دقیقاً.

397
00:23:33,433 --> 00:23:35,101
‫نه، میرم باشگاه.

398
00:23:35,184 --> 00:23:38,187
‫انگار این تنها کاریه که میکنم.

399
00:23:38,813 --> 00:23:39,897
‫به یه راهی برای تخلیه‌ انرژی احتیاج دارم.

400
00:23:39,981 --> 00:23:41,566
‫اوه، راهِ تخلیه‌ سالمیه.

401
00:23:41,649 --> 00:23:42,900
‫واقعاً همینجوریه.

402
00:23:42,984 --> 00:23:44,402
‫من آدمِ ساده‌ ایم.

403
00:23:44,485 --> 00:23:48,865
‫وزنه میزنم، مینویسم،
‫ کار میکنم، غذا میخورم.

404
00:23:49,532 --> 00:23:51,868
‫- سکس میکنی.
‫- منظورش اون نبود.

405
00:23:51,951 --> 00:23:54,245
‫- جان!
‫- این سیر طبیعیه.

406
00:23:54,328 --> 00:23:59,750
‫نه، ولی، میدونی، اون همه نویسنده ‌ای که
‫اون همه وقت برای سرگرمی داشتن، کی بودن؟

407
00:24:00,251 --> 00:24:01,961
‫مثل همینگوی و گاو بازی ‌هاش.

408
00:24:02,044 --> 00:24:03,713
‫اوه، همینگوی اهل خوابوندن بچه ‌ها نبود.

409
00:24:03,796 --> 00:24:04,881
‫درسته.

410
00:24:05,381 --> 00:24:06,716
‫واقعاً اون رو از دست داد.

411
00:24:06,799 --> 00:24:08,259
‫آخی.

412
00:24:12,972 --> 00:24:14,432
‫از لبخندت خوشم میاد.

413
00:24:19,145 --> 00:24:20,730
‫فقط داره لطف میکنه.

414
00:24:24,025 --> 00:24:26,110
‫- بفرما.
‫- ممنون.

415
00:24:26,194 --> 00:24:28,404
‫و به‌ سلامتی.

416
00:24:28,488 --> 00:24:29,447
‫به‌ سلامتی.

417
00:24:32,074 --> 00:24:33,784
‫یه اعترافی دارم.

418
00:24:33,868 --> 00:24:34,869
‫واقعاً؟

419
00:24:35,912 --> 00:24:37,038
‫آره.

420
00:24:38,247 --> 00:24:40,416
‫هنوز خوندن کتابت رو شروع نکردم.

421
00:24:41,042 --> 00:24:42,001
‫اوه!

422
00:24:44,712 --> 00:24:46,506
‫اشکالی نداره.

423
00:24:49,467 --> 00:24:50,301
‫هی.

424
00:24:51,135 --> 00:24:56,349
‫ظاهراً همسرم یکی از نامه‌ های
‫ سینتیا رو پیدا کرده.

425
00:24:56,432 --> 00:24:59,977
‫اوه، میخواستم بهت بدمش.
‫فکر کنم اشتباهی توی صندوق من افتاده بود.

426
00:25:00,770 --> 00:25:02,897
‫احتمالاً این تنها راهیه
‫که نامه به دستش برسه.

427
00:25:02,980 --> 00:25:05,525
‫تا الان ندیدم اون زن
‫ ایمیلش رو چک کنه.

428
00:25:10,446 --> 00:25:12,073
‫عزیزم.

429
00:25:13,241 --> 00:25:16,077
‫- نگرانشم.
‫- واقعاً؟

430
00:25:17,745 --> 00:25:20,039
‫میدونی، سینتیا، خب...

431
00:25:20,122 --> 00:25:22,750
‫بعد از اقدام به خودکشی، بستری شد.

432
00:25:22,833 --> 00:25:23,668
‫اوه.

433
00:25:23,751 --> 00:25:27,004
‫آره، تا شش ماه، فی مامان نداشت.

434
00:25:27,088 --> 00:25:28,714
‫فقط یه پرستار و من بودیم.

435
00:25:30,216 --> 00:25:31,050
‫اوه.

436
00:25:32,552 --> 00:25:35,096
‫ولی الان با همید.

437
00:25:35,596 --> 00:25:36,430
‫آره.

438
00:25:36,514 --> 00:25:38,432
‫و حالش خوبه.

439
00:25:38,516 --> 00:25:41,143
‫آره، خیلی بهتره، خدا رو شکر.

440
00:25:41,227 --> 00:25:42,144
‫آره.

441
00:25:45,273 --> 00:25:47,942
‫سینتیا میگرن نداره.

442
00:25:48,025 --> 00:25:49,026
‫اوه.

443
00:25:49,110 --> 00:25:51,696
‫- آره، دعوامون شد.
‫- سرِ من؟

444
00:25:51,779 --> 00:25:53,322
‫اِم... نه.

445
00:25:53,406 --> 00:25:56,284
‫نه، من کار بدی کردم.

446
00:25:57,618 --> 00:25:59,287
‫دارم مثل یه آدمِ عوضی رفتار میکنم.

447
00:25:59,370 --> 00:26:01,539
‫- اصلاً فکر کن چیزی نگفتم.
‫- نه، بهم بگو.

448
00:26:01,622 --> 00:26:04,041
‫نه، نه، نه.
‫اون چی بود که مردم میگفتن؟

449
00:26:04,542 --> 00:26:05,459
‫اِم...

450
00:26:06,460 --> 00:26:07,753
‫ازدواج سخته.

451
00:26:08,379 --> 00:26:09,672
‫طلاق سخته.

452
00:26:10,881 --> 00:26:12,091
‫سختیِ خودت رو انتخاب کن.

453
00:26:20,808 --> 00:26:22,602
‫سختیِ خودت رو انتخاب کن.

454
00:26:28,608 --> 00:26:31,152
‫- میتونم بهت بدمش؟
‫- البته.

455
00:26:32,403 --> 00:26:34,196
‫اوه، عزیزم.

456
00:26:34,697 --> 00:26:35,781
‫باشه.

457
00:26:41,203 --> 00:26:44,373
‫اوه، ببخشید، بیا.
‫خب، بفرما.

458
00:26:44,457 --> 00:26:46,459
‫بفرما.

459
00:26:46,542 --> 00:26:47,585
‫باشه.

460
00:26:51,088 --> 00:26:52,798
‫خب، بفرما.
‫تا دمِ در راهنماییت میکنم.

461
00:26:55,551 --> 00:26:56,552
‫شب بخیر.

462
00:27:07,021 --> 00:27:09,021
‫عاشق شدی؟

463
00:27:10,021 --> 00:27:13,000
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">نیـوفیـلم</font>   <font color="Orange">NewFilm</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

464
00:27:13,030 --> 00:27:18,000
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">نیـوفیـلم</font>   <font color="Orange">NewFilm</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

465
00:27:18,030 --> 00:27:28,000
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">نیـوفیـلم</font>   <font color="Orange">NewFilm</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال