﻿
1
00:00:02,000 --> 00:00:47,000
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">نیوفیلم</font>   <font color="Orange">NewFilm</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

2
00:00:58,000 --> 00:01:33,000
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">نیوفیلم</font>   <font color="Orange">NewFilm</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

3
00:04:45,766 --> 00:04:46,724
برادر.

4
00:04:47,516 --> 00:04:48,474
آیا او اینجاست؟

5
00:04:48,558 --> 00:04:50,849
نه... اون زنگ زد.

6
00:04:55,599 --> 00:04:57,683
سلام. اوستارا از این طرف.

7
00:04:58,183 --> 00:04:59,766
گوش کن، آرایشگر.

8
00:05:00,558 --> 00:05:01,641
خان آقا؟

9
00:05:01,755 --> 00:05:04,255
تئاتر لیبرتی. همین الان اونجا باش...

10
00:05:04,308 --> 00:05:06,599
- الان نمی‌تونم بیام، آقا. - چرا؟

11
00:05:06,974 --> 00:05:08,766
یه مورد اورژانسیه - چی؟

12
00:05:08,849 --> 00:05:10,516
یه مسئله شخصیه، قربان. الان نمی‌تونم بیام.

13
00:05:10,558 --> 00:05:12,933
تو تمام عمرت وقت داری که هر جا خواستی بری و عیاشی کنی.

14
00:05:13,058 --> 00:05:15,683
همین الان برو. هدف به زودی آنجا خواهد بود.

15
00:05:15,766 --> 00:05:17,308
به من گوش کن، آقا--

16
00:05:23,058 --> 00:05:24,683
چوتو...

17
00:05:27,349 --> 00:05:28,933
چوتو...

18
00:05:30,474 --> 00:05:32,099
واضح گفتم...

19
00:05:32,558 --> 00:05:36,016
اگر کسی زنگ زد، بگو من خانه نیستم.

20
00:05:36,433 --> 00:05:37,808
و من هم همین را گفتم.

21
00:05:38,224 --> 00:05:40,516
اما او گفت که می‌داند تو در خانه هستی.

22
00:05:40,599 --> 00:05:42,683
و منتظر یه دخترم.

23
00:05:43,683 --> 00:05:46,266
- از کجا فهمید؟ - من از کجا باید می‌دانستم؟

24
00:05:47,058 --> 00:05:48,724
آن مرد برای اطلاعات کار می‌کند.

25
00:05:49,308 --> 00:05:51,349
او باید یک شبکه داشته باشد.

26
00:05:52,599 --> 00:05:55,266
کی داره با من لج میکنه لعنتی؟

27
00:05:57,558 --> 00:06:00,933
برای آخرین بار می‌پرسم، وگرنه به همه‌تون شلیک می‌کنم، محض رضای خدا.

28
00:06:02,058 --> 00:06:03,724
چوتو! کجایی؟

29
00:06:03,891 --> 00:06:06,433
خاموشش کن. خاموشش کن. - داری چیکار می‌کنی؟

30
00:06:06,516 --> 00:06:08,058
چراغ را خاموش کن.

31
00:06:08,724 --> 00:06:10,016
همانطور که<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">نیوفیلم</font>   <font color="Orange">NewFilm</font>  جامعترین سایت فیلم و سریالe.

32
00:06:15,099 --> 00:06:17,183
به عنوان <font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">نیوفیلم</font>   <font color="Orange">NewFilm</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال*ها.

33
00:06:18,724 --> 00:06:20,058
کی بود؟ (Key che ...

34
00:06:20,183 --> 00:06:21,349
من نبودم.

35
00:06:28,224 --> 00:06:29,849
برادر. برادر. برادر.

36
00:06:29,933 --> 00:06:32,058
- داداش. داداش... - چیکار میکنی؟ خواهش میکنم...

37
00:06:32,141 --> 00:06:33,891
نکنه... داداش... داداش...

38
00:06:38,849 --> 00:06:39,933
ما...

39
00:06:40,683 --> 00:06:43,391
ما هیچ کاری نکردیم، رئیس. ما...

40
00:06:48,724 --> 00:06:53,391
چوتوی کوچولو، از چوتوی بزرگه بپرس که کی منو لو داد.

41
00:06:54,433 --> 00:06:55,558
من این کار را کردم.

42
00:06:58,474 --> 00:06:59,516
به من شلیک کن!

43
00:06:59,891 --> 00:07:01,224
چرا منو لو دادی، مادربزرگ؟

44
00:07:01,349 --> 00:07:04,849
تو مثل مدفوع گربه‌ای... به هیچ دردی نمی‌خوری.

45
00:07:05,058 --> 00:07:07,724
یه آشغال ناسپاس.

46
00:07:08,433 --> 00:07:12,516
اگر جناب خان نبود، شما امروز اینجا نبودید،

47
00:07:12,555 --> 00:07:14,805
همه لباس پوشیده و دنبال زن‌ها می‌دویدند.

48
00:07:15,766 --> 00:07:18,474
جلال تو را تکه تکه می‌کرد و به ماهی‌ها می‌داد.

49
00:07:18,558 --> 00:07:19,516
در پرتغال.

50
00:07:19,766 --> 00:07:21,099
پرتغالی؟

51
00:07:22,310 --> 00:07:23,849
آیا آن را شنیدی؟

52
00:07:25,183 --> 00:07:26,474
دقیقاً کدام «گَل» ؟

53
00:07:26,499 --> 00:07:28,224
این یکی یا این یکی؟

54
00:07:28,308 --> 00:07:29,808
یا خلیج بنگال؟

55
00:07:32,016 --> 00:07:34,183
خان داشت از منافع خودش محافظت می‌کرد، مادربزرگ.

56
00:07:34,208 --> 00:07:37,000
«دشمنِ دشمنِ من، دوست من است...» مگر این ضرب‌المثل را نشنیده‌اید؟

57
00:07:38,683 --> 00:07:42,474
اوه، مادربزرگ... تو از قیافه خیلی... پیرمردی،

58
00:07:42,599 --> 00:07:44,516
جسورانه توسط مغزها...

59
00:07:44,599 --> 00:07:47,933
از نظر ظاهری پیر، از نظر مغزی جسور...

60
00:07:48,099 --> 00:07:49,271
از روی ظاهر، قدیمی

61
00:07:49,308 --> 00:07:51,099
من تو را خواهم کشت!

62
00:07:52,099 --> 00:07:54,599
به خان گفتی، پس برو.

63
00:07:54,683 --> 00:07:56,141
ما داریم میریم مهمونی.

64
00:07:56,224 --> 00:07:57,474
پرتغال

65
00:07:57,513 --> 00:08:01,349
«بیایید مهمانی را حسابی شلوغ کنیم.»

66
00:08:01,974 --> 00:08:03,516
- رئیس... - چیکار داری میکنی؟

67
00:08:03,541 --> 00:08:05,516
رئیس... قفله.

68
00:08:05,599 --> 00:08:06,766
کلید کجاست؟

69
00:08:06,849 --> 00:08:08,224
اینجا دیگه تمومه.

70
00:08:09,683 --> 00:08:11,891
بدون دندان نمی‌توان استخوان را جوید.

71
00:08:12,391 --> 00:08:14,808
هر جا که زنگ بزنه... وقتی که زنگ بزنه...

72
00:08:14,974 --> 00:08:18,141
به هر دلیلی... خواهی رفت، فهمیدی.

73
00:08:18,714 --> 00:08:20,005
ببین...

74
00:08:20,391 --> 00:08:22,433
دو پلیس اینجا هستند تا شما را اسکورت کنند.

75
00:08:24,391 --> 00:08:25,724
خاموشش کن!

76
00:08:26,433 --> 00:08:27,433
کلیدها را به من بده.

77
00:08:38,391 --> 00:08:39,599
خان آقا.

78
00:08:42,224 --> 00:08:43,974
برای رقص میله اومدی؟

79
00:08:44,933 --> 00:08:45,974
چرا؟

80
00:08:46,433 --> 00:08:48,433
آیا یک کار موفق به لباس فرم نیاز دارد؟

81
00:08:50,808 --> 00:08:51,641
تعادل؟

82
00:09:01,349 --> 00:09:02,683
قرار نیست بشماری؟

83
00:09:02,766 --> 00:09:04,183
نه، من به تو اعتماد دارم.

84
00:09:06,349 --> 00:09:08,724
بفرمایید. این آخرین مدله.

85
00:09:08,749 --> 00:09:10,683
من بهش احتیاجی ندارم، آقا.

86
00:09:14,683 --> 00:09:17,183
اون یه ارتش کامل از کچل‌ها رو درونش داره.

87
00:09:17,599 --> 00:09:20,891
خدای من، تو خیلی نگران من هستی.

88
00:09:20,974 --> 00:09:22,891
نه تو، من نگران هدف هستم.

89
00:09:22,974 --> 00:09:24,891
هدف کیه، جناب خان؟

90
00:09:25,016 --> 00:09:25,974
چرا؟

91
00:09:26,891 --> 00:09:28,641
تو باعث میشی هر ماه یکی رو بکشم.

92
00:09:28,666 --> 00:09:31,974
باید روزنامه صبح را چک کنم ببینم دیشب چه کسی را کشته‌ام.

93
00:09:32,141 --> 00:09:34,308
تو تاوان این ضربه رو بهم پس میدی.

94
00:09:34,599 --> 00:09:35,599
چرا؟

95
00:09:35,891 --> 00:09:37,891
وزیر دارایی جلال.

96
00:09:39,974 --> 00:09:41,099
دوگال؟

97
00:09:43,349 --> 00:09:44,974
جایش دوگال؟ داخل؟

98
00:09:45,433 --> 00:09:46,349
توی سالن؟

99
00:09:46,474 --> 00:09:50,933
فرانسیس کاپولا به همراه ماریو پوزو در حال نوشتن فیلمنامه‌ای اورجینال هستند.

100
00:09:55,099 --> 00:09:59,683
چشم‌ها... زیبا، لب‌ها، فوق‌العاده.

101
00:10:00,766 --> 00:10:02,849
شکل... فوق‌العاده.

102
00:10:03,974 --> 00:10:05,974
زاویه دید مادر اینجا کجاست؟

103
00:10:07,141 --> 00:10:10,766
احمق، هیچکس غیر از باندرا برای تماشای فیلمت نمیاد!

104
00:10:11,433 --> 00:10:12,933
- بله. - بله چی؟

105
00:10:13,724 --> 00:10:16,516
حالا، گوش کن. طرح داستان را از اینجا بگیر.

106
00:10:17,141 --> 00:10:20,433
و نیمه اول فیلم فرانسوی که تماشا کردیم.

107
00:10:26,058 --> 00:10:27,016
چی...

108
00:10:27,724 --> 00:10:29,766
این دیگه چه کوفتیِ؟

109
00:10:29,933 --> 00:10:31,849
برو یه نگاهی بنداز.

110
00:10:37,349 --> 00:10:38,683
چه کسی آنجاست؟

111
00:10:42,516 --> 00:10:43,599
قهرمان!

112
00:11:44,516 --> 00:11:46,891
هی، کچل. منو بگیر.

113
00:12:42,308 --> 00:12:43,849
ببین، ریش‌تراش

114
00:12:44,016 --> 00:12:46,891
من... من... هیچ کاری نکرده ام.

115
00:12:46,974 --> 00:12:49,849
راستش را بخواهید. من...

116
00:13:01,766 --> 00:13:03,016
اکشن!

117
00:13:59,016 --> 00:14:03,599
«ای رومئو...»

118
00:15:18,266 --> 00:15:20,141
«رومئو...»

119
00:15:21,099 --> 00:15:22,974
«ای رومئو...»

120
00:15:24,266 --> 00:15:27,183
«یک زندگی...»

121
00:15:27,433 --> 00:15:30,849
«برای دیگری...»

122
00:15:31,474 --> 00:15:32,933
جایش بای.

123
00:15:35,183 --> 00:15:36,933
جایش بای.

124
00:15:41,391 --> 00:15:42,974
جایش بای.

125
00:15:45,974 --> 00:15:47,516
جایش بای.

126
00:15:47,599 --> 00:15:49,683
بیا، بیا یه معامله‌ای بکنیم.

127
00:15:50,099 --> 00:15:52,308
جایش بای.

128
00:15:52,766 --> 00:15:55,474
شیرینیِ من.

129
00:15:55,599 --> 00:15:59,266
دامن خوشگلم...

130
00:15:59,724 --> 00:16:01,599
جایش بای.

131
00:16:09,183 --> 00:16:11,599
درونش به سرعت می‌تپد،

132
00:16:11,766 --> 00:16:13,658
قلبم احساس خجالت می‌کند.

133
00:16:13,683 --> 00:16:16,308
چند بار باید جونتو نجات بدم؟

134
00:16:17,099 --> 00:16:18,683
حالا، بگو متشکرم.

135
00:16:19,891 --> 00:16:22,183
چی ممنون؟ ببخشید.

136
00:16:22,349 --> 00:16:23,974
اون زنده‌ست. ببین.

137
00:16:26,974 --> 00:16:28,099
او را بکش.

138
00:16:28,349 --> 00:16:29,641
چرا باید این کار را بکنم؟

139
00:16:30,599 --> 00:16:31,558
تو او را بکش.

140
00:16:31,641 --> 00:16:34,474
تو یه خرابکاری میکنی، و از من میخوای که تمیزش کنم.

141
00:16:34,724 --> 00:16:36,974
تو برای کشتن پول می‌گیری، نه من.

142
00:16:43,847 --> 00:16:44,930
او را بکش.

143
00:16:51,683 --> 00:16:53,308
چرا اینقدر جدی؟

144
00:16:53,599 --> 00:16:54,766
من فقط داشتم شوخی می‌کردم.

145
00:16:54,791 --> 00:16:58,183
تو بعد از کشتن برادر جلال، فراری هستی، همانطور که...

146
00:16:58,724 --> 00:17:01,183
تو نه تو قبر میپوسی نه تو زندان...

147
00:17:01,266 --> 00:17:02,266
به خاطر کی؟

148
00:17:02,291 --> 00:17:04,474
به خاطر تو. اسلحه رو تکون بده.

149
00:17:05,641 --> 00:17:07,141
یادت هست؟

150
00:17:08,641 --> 00:17:09,891
من این کار را می‌کنم.

151
00:17:11,183 --> 00:17:12,224
قسم میخوری؟

152
00:17:12,433 --> 00:17:13,766
او دور خواهد شد.

153
00:17:15,266 --> 00:17:17,167
جناب خان، متشکرم.

154
00:17:17,516 --> 00:17:18,641
اشکالی نداره.

155
00:17:23,849 --> 00:17:24,766
بگو...

156
00:17:24,933 --> 00:17:28,533
من تا وقتی زنده‌ام به اداره وفادار خواهم بود، بدون هیچ سوالی...

157
00:17:28,558 --> 00:17:30,349
نه اینجوری. اینجوری بگو.

158
00:17:30,474 --> 00:17:32,599
- چطور؟ بگو. - یواش یواش.

159
00:17:33,516 --> 00:17:35,016
با صدای دلنشینت...

160
00:17:35,308 --> 00:17:38,116
مثل روشی که با فاحشه‌هات پچ پچ می‌کنی.

161
00:17:38,141 --> 00:17:39,183
مثل آن.

162
00:17:39,808 --> 00:17:45,683
من تا وقتی زنده‌ام... به اداره وفادار خواهم ماند...

163
00:17:45,849 --> 00:17:48,308
من سوالی نخواهم پرسید...

164
00:17:49,516 --> 00:17:52,016
یا درخواست پاسخ کنید.

165
00:17:53,974 --> 00:17:56,891
هر چه می‌شنوم فراموش کنم،

166
00:17:56,974 --> 00:18:02,256
و هرگز آنچه را که می‌بینم به خاطر نمی‌آورم.

167
00:18:02,825 --> 00:18:04,908
با این حرفا کجا میری، جناب خان؟

168
00:18:04,933 --> 00:18:08,974
برادر به هوس خود، برادر شوهر به خلق و خوی خود.

169
00:18:09,974 --> 00:18:12,865
- من برای تو کی هستم؟ - رقصنده میله.

170
00:18:13,751 --> 00:18:15,574
و تو مجبور خواهی بود به دستور من برقصی.

171
00:18:15,599 --> 00:18:16,558
و من این کار را خواهم کرد.

172
00:18:16,641 --> 00:18:20,599
- من کیم؟ - پدر. پدرخوانده!

173
00:18:20,766 --> 00:18:23,170
و تو... عوضی.

174
00:18:42,433 --> 00:18:44,766
از گمرک با دسای تماس بگیر.

175
00:18:45,266 --> 00:18:47,141
بهش بگو پول آماده‌ست.

176
00:18:48,516 --> 00:18:50,099
ما می‌توانیم فردا راه بیفتیم.

177
00:18:50,641 --> 00:18:51,599
کجا؟

178
00:18:51,891 --> 00:18:52,974
فیجی

179
00:18:54,974 --> 00:18:57,599
من دیگه از لیسیدن چکمه‌های این یاروهای آی‌بی خسته شدم.

180
00:18:58,974 --> 00:19:00,474
گور باباشون!

181
00:19:00,933 --> 00:19:03,058
اما دخترها تا جمعه وقت دارند.

182
00:19:03,849 --> 00:19:05,641
ما شنبه میریم.

183
00:19:09,266 --> 00:19:11,224
این دفعه مطمئنی برادر؟

184
00:19:12,016 --> 00:19:13,433
قسم به خودت...

185
00:19:13,683 --> 00:19:16,766
بعد از جمعه، مهمانی در فیجی ادامه پیدا می‌کند.

186
00:19:17,308 --> 00:19:18,599
و مادربزرگ؟

187
00:19:19,157 --> 00:19:20,991
مادربزرگ مشکلی نیست. بهش کمی علف میدیم،

188
00:19:21,016 --> 00:19:23,683
و وقتی رسیدیم، می‌تواند هر چقدر دلش می‌خواهد شکایت کند.

189
00:19:26,773 --> 00:19:29,356
از صمیم قلب دوستت دارم.

190
00:19:30,683 --> 00:19:32,266
دارم از گشنگی میمیرم. شام چی داریم؟

191
00:19:32,474 --> 00:19:35,599
یه چیز سرد، تو یخچال. یه چیز گرم، تو رختخواب.

192
00:19:54,891 --> 00:19:58,474
ببخشید... کاری پیش اومد، معطل شدم.

193
00:19:58,599 --> 00:19:59,683
با درود.

194
00:20:02,433 --> 00:20:03,933
چیزی خوردی؟

195
00:20:04,224 --> 00:20:06,658
حتماً همه اینها سرد شده. دوباره گرمش می‌کنم.

196
00:20:06,683 --> 00:20:08,974
نه، من... تازه روزه‌ام را شکستم.

197
00:20:11,266 --> 00:20:13,224
آیا روزه می‌گیرید؟

198
00:20:13,641 --> 00:20:15,224
من همه‌اش را رعایت می‌کنم.

199
00:20:16,266 --> 00:20:17,599
و همچنین در طول روضه‌ها کار کنید؟

200
00:20:17,808 --> 00:20:18,683
بله...

201
00:20:19,266 --> 00:20:21,930
من تنهام... چاره ای ندارم.

202
00:20:24,599 --> 00:20:27,266
تو عکسات کاملا متفاوت به نظر میای.

203
00:20:31,141 --> 00:20:33,308
برای کشتن چقدر هزینه می‌گیرید؟

204
00:20:35,433 --> 00:20:36,974
بستگی به هدف دارد.

205
00:20:37,599 --> 00:20:39,349
اگه یه روزی خواستی کسی رو حذف کنی، فقط بهم بگو.

206
00:20:39,374 --> 00:20:41,641
من این کار را رایگان انجام می‌دهم... فقط برای تو.

207
00:20:41,974 --> 00:20:44,349
کشتن چهار نفر... مفت و مجانی... چطور؟

208
00:20:44,641 --> 00:20:45,849
چهار؟

209
00:20:46,599 --> 00:20:47,599
بله.

210
00:20:48,599 --> 00:20:52,016
جلال، پاثاره، انصاری و شانکر.

211
00:20:55,183 --> 00:20:56,099
سازمان بهداشت جهانی؟

212
00:20:56,183 --> 00:20:58,974
جلال الدین شاه. بازرس پاتاره

213
00:20:59,516 --> 00:21:03,099
دادستان عمومی، انجم انصاری و شانکار باسوده.

214
00:21:07,016 --> 00:21:08,974
کی در مورد این مکان بهت گفته؟

215
00:21:09,349 --> 00:21:11,766
- خاله شیلپا تو کوچه پشتی-- - کی؟

216
00:21:11,933 --> 00:21:15,599
بریانی چاچی. اینو برات گرفتم.

217
00:21:15,708 --> 00:21:17,458
مگه مورد علاقه‌ات نیست؟

218
00:21:17,599 --> 00:21:18,599
بنشینید.

219
00:21:20,766 --> 00:21:22,599
از آن مردم شنیدم

220
00:21:22,933 --> 00:21:25,599
که فقط یک چیز در این دنیا می‌تواند جلال را بکشد.

221
00:21:25,683 --> 00:21:26,974
تیغ اصلاح.

222
00:21:28,599 --> 00:21:32,474
و سه نفر دیگر، شانکار... انصاری...

223
00:21:32,933 --> 00:21:33,849
پاتاره؟

224
00:21:33,933 --> 00:21:37,183
- چرا می‌خوای بکشیشون؟ - چون اونا برای جلال کار می‌کنن.

225
00:21:37,266 --> 00:21:38,808
اونا برای جلال کار می کنن؟

226
00:21:39,183 --> 00:21:42,266
شما به من نگفتید... نرخ خود را برای هر نفر.

227
00:21:42,766 --> 00:21:44,808
نرخ‌ها، درست است. به ازای هر نفر.

228
00:21:45,016 --> 00:21:47,266
من هر سه ویکت را می‌خواهم. هر سه. بزنش.

229
00:21:47,474 --> 00:21:49,224
چطور؟

230
00:21:51,641 --> 00:21:53,308
- چوتو. - بله، برادر.

231
00:21:53,433 --> 00:21:54,849
احمق، بیا بالا.

232
00:21:55,308 --> 00:21:57,224
چی شد؟ کاندومش تموم شد؟

233
00:21:57,308 --> 00:21:59,099
من یک بسته کامل را در اتاقش نگه داشتم.

234
00:22:00,933 --> 00:22:01,974
بله، برادر؟

235
00:22:05,474 --> 00:22:08,016
نرخ فعلی رک ما ... به ازای هر نفر چقدر است؟

236
00:22:08,349 --> 00:22:09,599
به ازای هر نفر؟

237
00:22:10,099 --> 00:22:11,474
ببین، ما یه قراری داشتیم.

238
00:22:11,599 --> 00:22:14,141
خیلی واضح گفتی، از غروب تا طلوع...

239
00:22:14,224 --> 00:22:15,516
تا طلوع خورشید بیدار نگهش میداری...

240
00:22:15,541 --> 00:22:18,016
- فکر کنم تو... - خورشید قرار نیست طلوع کنه.

241
00:22:18,141 --> 00:22:19,574
- احمق. - اون گفت.

242
00:22:19,599 --> 00:22:21,474
نه، نه... او اینجاست تا مرا بخواباند.

243
00:22:21,599 --> 00:22:23,683
چرا صورتش رو بررسی نکردی؟

244
00:22:24,183 --> 00:22:26,074
آلبوم رو بده به من. آلبوم رو بده به من.

245
00:22:26,099 --> 00:22:26,974
آلبوم را به او بدهید.

246
00:22:27,099 --> 00:22:28,904
ببین برادر. ببین...

247
00:22:29,141 --> 00:22:31,074
اون خودشه. خودشه.

248
00:22:31,099 --> 00:22:35,949
بله، خودشه. عین خودشه. وای...

249
00:22:35,974 --> 00:22:37,433
نه، اون نیست. - اون نیست.

250
00:22:37,516 --> 00:22:39,849
همین الان برو. این خانم را ببر.

251
00:22:40,766 --> 00:22:41,641
ترک کنید.

252
00:22:41,666 --> 00:22:44,033
- بیا... - داداش... من دیدمش که اومد داخل.

253
00:22:46,506 --> 00:22:48,721
شاید وقتی با او بودی، پیدایش شد.

254
00:22:48,797 --> 00:22:50,005
احتمالاً فقط تا ایستگاه اتوبوس رفته است.

255
00:22:50,030 --> 00:22:51,516
همین الان میریم دنبالش. آروم باش...

256
00:22:51,637 --> 00:22:54,929
نه، آروم نباش. آروم نباش. - به این میگی امنیت لعنتی!

257
00:22:55,266 --> 00:22:57,699
- بدو. بدو به سمت ایستگاه اتوبوس. - دختر از مغازه بریانی فروشی پیداش شد!

258
00:22:57,724 --> 00:22:59,599
توی اتاقم نشسته!

259
00:23:00,141 --> 00:23:01,808
روزی جلال ظهور خواهد کرد...

260
00:23:02,308 --> 00:23:04,158
و به من شلیک کن تا بمیرم!

261
00:23:04,183 --> 00:23:06,599
شما بچه‌ها مشغول بازی کریکت خواهید بود.

262
00:23:14,489 --> 00:23:18,963
صبح بخیر، برادر!

263
00:23:19,266 --> 00:23:23,266
صبح بخیر ای مرد! صبح بخیر... صبح بخیر.

264
00:23:23,349 --> 00:23:25,974
میلیند سومان برای تبلیغ کفش برهنه شد.

265
00:23:26,516 --> 00:23:28,599
در کشور غوغایی به پا می‌کند.

266
00:23:29,724 --> 00:23:33,474
مایاواتی به عنوان اولین سروزیر دالیت در اوتار پرادش انتخاب شد.

267
00:23:33,599 --> 00:23:36,183
- فرصت‌های بهتر برای اقلیت‌ها-- - او هنوز اینجاست.

268
00:23:37,724 --> 00:23:39,599
می‌تونم پسرا رو بفرستم.

269
00:23:41,599 --> 00:23:43,683
ولش کن. خودش میره.

270
00:23:47,099 --> 00:23:48,099
کیست؟

271
00:23:48,599 --> 00:23:52,433
اوه بله... ببخشید، ببخشید، ببخشید. رئیس رو می‌برم اونجا.

272
00:23:56,318 --> 00:24:01,115
جولی. جولی. جولی. جولی. جولی. جولی. جولی.

273
00:24:05,016 --> 00:24:07,183
- تیغ. - مادام...

274
00:24:07,349 --> 00:24:09,016
چی شد که انقدر طولش دادی؟

275
00:24:09,141 --> 00:24:13,474
آن بدبخت پشت پرده، روی تاب دراز کشیده است.

276
00:24:14,599 --> 00:24:16,658
خنده رو بس کن. قلبم داره تند تند میزنه!

277
00:24:16,683 --> 00:24:18,558
- می‌دونی چی می‌گه؟ - چی؟

278
00:24:18,724 --> 00:24:22,433
میگه تا وقتی که تو نیای، نمیرقصه.

279
00:24:22,641 --> 00:24:24,699
- حق با اونه. - چرند نگو.

280
00:24:24,724 --> 00:24:26,349
اونو بنداز دور. بیا داخل و یه نگاهی بهش بنداز.

281
00:24:26,474 --> 00:24:27,641
خانه‌دار است.

282
00:24:27,849 --> 00:24:31,158
ببینید، مردم دارند از کنترل خارج می‌شوند.

283
00:24:31,183 --> 00:24:34,427
- فکر کنم باید لباسامو دربیارم و برقصم...

284
00:24:34,516 --> 00:24:36,891
- اوه خدای من، سکسی. - نگاه کن.

285
00:24:37,099 --> 00:24:42,099
جولی. جولی. جولی. جولی. جولی. جولی. جولی.

286
00:24:45,183 --> 00:24:49,349
جولی... اینم از ارادتمند شما.

287
00:24:49,724 --> 00:24:51,433
حالا باید برقصی، وحشی.

288
00:24:51,599 --> 00:24:55,974
جولی. جولی. جولی. جولی. جولی. جولی. جولی.

289
00:24:56,308 --> 00:25:01,016
"چه چیزی را می‌توانم پیش روی تو بگذارم؟"

290
00:25:02,183 --> 00:25:08,766
«این قلب، این زندگی، هر دو مال توست تا بگیری.»

291
00:25:09,891 --> 00:25:17,141
«در کوچه‌ی عاشقان،»

292
00:25:17,683 --> 00:25:23,683
«خانه‌ای برای تو در انتظار است.»

293
00:25:34,766 --> 00:25:39,766
عطر عشق کمیاب بود، اما به هر حال آن را خریدم...

294
00:25:43,183 --> 00:25:48,016
«و شیشه‌ای از زهر، برای شب‌های طولانی»

295
00:25:51,599 --> 00:25:55,724
عطر عشق کمیاب بود، اما به هر حال آن را خریدم...

296
00:25:55,849 --> 00:25:59,933
«و شیشه‌ای از زهر، برای شب‌های طولانی»

297
00:26:00,099 --> 00:26:05,933
«هر آنچه را که برای زندگی کردن و مردن نیاز است، جمع‌آوری کردم...»

298
00:26:06,391 --> 00:26:10,474
«کوچه‌ی عاشقان پایین، جایی است که من برای ماندن انتخاب کردم.»

299
00:26:10,641 --> 00:26:14,641
«کوچه‌ی عاشقان پایین، جایی است که من برای ماندن انتخاب کردم.»

300
00:26:14,849 --> 00:26:18,724
عطر عشق کمیاب بود، اما به هر حال آن را خریدم...

301
00:26:18,974 --> 00:26:23,016
«و شیشه‌ای از زهر، برای شب‌های طولانی»

302
00:26:23,266 --> 00:26:29,016
«هر آنچه را که برای زندگی کردن و مردن نیاز است، جمع‌آوری کردم...»

303
00:26:29,599 --> 00:26:33,766
«کوچه‌ی عاشقان پایین، جایی است که من برای ماندن انتخاب کردم.»

304
00:26:33,849 --> 00:26:38,474
«کوچه‌ی عاشقان پایین، جایی است که من برای ماندن انتخاب کردم.»

305
00:26:58,641 --> 00:27:00,516
حاضری یه ضربه بخوری؟

306
00:27:02,891 --> 00:27:05,266
حاضرم تمام دنیا رو برات نابود کنم...

307
00:27:07,099 --> 00:27:08,516
اسمش چیه؟

308
00:27:11,016 --> 00:27:12,141
جولی...

309
00:27:13,599 --> 00:27:18,891
ترجیح میدم یه بار با شمشیرت روبرو بشم تا اینکه هر روز بمیرم.

310
00:27:21,974 --> 00:27:30,141
«عطر عشق، قلبم را به آسمان برده است.»

311
00:27:30,433 --> 00:27:36,391
«آمدن لیلا حتی صحرا را هم شکوفا کرده است.»

312
00:27:36,683 --> 00:27:40,849
«همین که یه نگاه اجمالی بهت انداختم، بالاخره روز کامل شد.»

313
00:27:40,974 --> 00:27:45,141
«چشمانم هوس کرده بود، وقتش بود که تو را بنوشم.»

314
00:27:45,224 --> 00:27:49,271
«همین که یه نگاه اجمالی بهت انداختم، بالاخره روز کامل شد.»

315
00:27:49,474 --> 00:27:54,516
«چشمانم هوس کرده بود، وقتش بود که تو را بنوشم.»

316
00:27:55,891 --> 00:28:01,766
«حالا تو مال منی.»

317
00:28:02,183 --> 00:28:07,308
«این قلب تمام دارایی من بود که آن را هم دزدیدی.»

318
00:28:08,516 --> 00:28:14,599
«عشق اقیانوسی است که هر عاشقی باید از آن عبور کند...»

319
00:28:14,766 --> 00:28:18,599
«بعضی غرق می‌شوند. بعضی شنا می‌کنند و از آنجا می‌گذرند.»

320
00:28:18,724 --> 00:28:22,974
«بعضی‌ها غرق می‌شوند. بعضی‌ها شنا می‌کنند و از آن طرف آب می‌گذرند.»

321
00:28:23,183 --> 00:28:27,224
«من تصمیم گرفتم در کوچه‌ی عاشقان بمانم.»

322
00:28:27,474 --> 00:28:31,623
«بعضی‌ها غرق می‌شوند. بعضی‌ها شنا می‌کنند و از آن طرف آب می‌گذرند.»

323
00:28:31,683 --> 00:28:35,724
«من تصمیم گرفتم در کوچه‌ی عاشقان بمانم.»

324
00:28:35,891 --> 00:28:40,891
«من تصمیم گرفتم در کوچه‌ی عاشقان بمانم.»

325
00:28:47,016 --> 00:28:50,683
شین وارن و مارک واو به دریافت رشوه متهم شدند.

326
00:28:50,849 --> 00:28:53,183
موج‌هایی را در دنیای کریکت ایجاد کنید.

327
00:28:54,016 --> 00:28:57,433
ضربه قرن لاکسمن به هند کمک کرد تا یک پیروزی هیجان‌انگیز کسب کند.

328
00:28:57,516 --> 00:28:59,766
آماده سازی برای جام جهانی آغاز می شود.

329
00:29:00,700 --> 00:29:05,700
کشاورزان پنجاب ادعا می‌کنند که سود دو برابری کسب کرده‌اند...

330
00:29:07,974 --> 00:29:09,849
میشه الان بهش زنگ بزنم بره بالا؟

331
00:29:10,266 --> 00:29:12,933
وگرنه باید برایش یک زیارتگاه بسازیم.

332
00:29:51,974 --> 00:29:53,849
برادر... گنج.

333
00:29:56,641 --> 00:29:57,641
خواهر...

334
00:29:58,516 --> 00:30:00,641
بازرس پاتاره باید اول بره.

335
00:30:01,141 --> 00:30:04,266
در اینجا شرح کاملی از زندگی او در ماه گذشته آمده است.

336
00:30:05,016 --> 00:30:08,349
او هر روز برای خیمه پاو به کافه نوروز ایرانی در دادار می‌رود.

337
00:30:08,974 --> 00:30:11,099
او را می‌توان به راحتی در آنجا حذف کرد.

338
00:30:14,516 --> 00:30:15,933
چه کس دیگری در لیست شما است؟

339
00:30:16,016 --> 00:30:18,766
انصاری. شانکار...

340
00:30:20,266 --> 00:30:21,683
و جلال.

341
00:30:21,974 --> 00:30:23,683
می‌خوای جلال رو بکشی؟

342
00:30:46,766 --> 00:30:50,974
این جلال انسان نیست، او یک هیولاست.

343
00:30:51,308 --> 00:30:52,891
اگر او بفهمد،

344
00:30:54,349 --> 00:30:56,766
یه نفر تو بمبئی داره سعی می‌کنه بهش ضربه بزنه...

345
00:30:56,791 --> 00:30:58,916
او تو را آنقدر تکه تکه خواهد کرد که

346
00:31:02,016 --> 00:31:04,224
چیزی برای دفن کردن باقی نخواهد ماند.

347
00:31:08,516 --> 00:31:10,099
اونو بهم میفروشی؟

348
00:31:18,599 --> 00:31:19,641
البته.

349
00:31:21,261 --> 00:31:22,344
ما آن را خواهیم فروخت.

350
00:31:26,141 --> 00:31:27,891
اما چطور قرار است از آن استفاده کنید؟

351
00:31:28,099 --> 00:31:29,266
یاد می‌گیرم.

352
00:31:29,933 --> 00:31:31,683
کی قراره بهت یاد بده؟

353
00:31:31,708 --> 00:31:33,000
شما چطور؟

354
00:31:33,474 --> 00:31:34,891
من به تو یاد خواهم داد...

355
00:31:34,916 --> 00:31:36,349
اما به صورت رایگان؟

356
00:31:36,933 --> 00:31:38,224
خیر.

357
00:31:38,558 --> 00:31:39,808
میتونم شهریه رو پرداخت کنم.

358
00:31:39,891 --> 00:31:40,974
هزینه؟

359
00:31:45,599 --> 00:31:47,516
حاضری چی بدی؟

360
00:31:48,433 --> 00:31:49,933
هرچی دلت بخواد!

361
00:31:51,516 --> 00:31:53,099
با من می‌خوابی؟

362
00:32:07,974 --> 00:32:10,266
بله... انجامش میدم.

363
00:32:13,599 --> 00:32:14,641
چی؟

364
00:32:17,558 --> 00:32:19,016
من با تو خواهم خوابید.

365
00:32:22,599 --> 00:32:24,516
- بریم بچه ها. تخت رو تزئین کنیم. - آره داداش.

366
00:32:24,599 --> 00:32:25,641
به گلفروش زنگ بزن.

367
00:32:25,724 --> 00:32:28,599
بهش بگو گل‌های رز رو بفرسته... برو بالا.

368
00:32:37,099 --> 00:32:38,474
دستت را به من بده.

369
00:32:44,683 --> 00:32:46,683
به نظر میاد از یه خانواده اصیل و درست و حسابی هستی.

370
00:32:47,016 --> 00:32:50,308
قبل از اینکه کسی تو را با فاحشه خانه معامله کند، برو.

371
00:33:04,099 --> 00:33:09,433
«تو نمی‌دانی، عشق من...»

372
00:33:11,808 --> 00:33:16,433
«این وعده‌ای راست است.»

373
00:33:18,558 --> 00:33:24,724
«برای تو، من زنده‌ام...»

374
00:33:25,516 --> 00:33:30,183
«قصد من همین است.»

375
00:33:31,016 --> 00:33:33,141
«این یه قوله، عشق من.»

376
00:33:33,474 --> 00:33:35,266
«این یه قوله... این یه قوله...»

377
00:33:35,349 --> 00:33:37,683
- - «این یه قوله، عشق من.» - افشان

378
00:33:37,808 --> 00:33:41,599
- «قوله... قوله...» - چه خبره؟

379
00:33:43,141 --> 00:33:46,308
«این یه قوله...»

380
00:33:48,224 --> 00:33:50,474
- «این یه قوله، عشق من.» - صبر کن. چطور به اینجا رسیدی؟

381
00:33:50,499 --> 00:33:52,474
«این یه قوله... این یه قوله...»

382
00:33:52,599 --> 00:33:54,724
«این یه قوله، عشق من.»

383
00:33:54,756 --> 00:33:56,683
«این یه قوله... این یه قوله...»

384
00:33:56,766 --> 00:33:58,724
«این یه قوله...»

385
00:34:14,016 --> 00:34:16,433
«این یه قوله...»

386
00:34:21,933 --> 00:34:25,808
«وقتی فیوز توی خونه میپره،»

387
00:34:26,349 --> 00:34:30,141
«تو تاریکی میبوسمت.»

388
00:34:30,599 --> 00:34:34,599
«اگر از جلوی چشمم ناپدید شوی،»

389
00:34:34,766 --> 00:34:39,724
«سایه ات را محکم نگه می‌دارم.»

390
00:34:40,349 --> 00:34:43,641
«تو از زندگی باارزش‌تری...»

391
00:34:43,849 --> 00:34:44,933
زندگی افشان

392
00:34:45,099 --> 00:34:46,308
همین الان نقدش کن...

393
00:34:47,599 --> 00:34:49,183
قبل از اینکه بپرد.

394
00:34:51,516 --> 00:34:52,516
حقوق؟

395
00:34:53,599 --> 00:34:54,641
۱۵۰۰ روپیه.

396
00:34:54,933 --> 00:34:57,808
- ۱۵۰۰ روپیه کافی نیست، پسرم-- - من با او مثل یک پرنسس رفتار می‌کنم، عمو.

397
00:34:57,891 --> 00:34:59,308
این یه قوله.

398
00:34:59,599 --> 00:35:01,891
میشه 50000 تا برای مهریه گرفت؟

399
00:35:02,016 --> 00:35:05,474
من به زمان نیاز دارم. شش ماه.

400
00:35:05,641 --> 00:35:07,033
شش ماه خیلی زیاده...

401
00:35:07,058 --> 00:35:09,016
من ظرف سه ماه با تو ازدواج خواهم کرد.

402
00:35:09,641 --> 00:35:13,724
«تمام روز خاطراتت را روی هم می‌چینم»

403
00:35:13,808 --> 00:35:18,016
«و آنها را در برابر تنهایی من شرط بندی کن.»

404
00:35:18,141 --> 00:35:22,183
«وقتی خیابان‌ها خالی هستند،»

405
00:35:22,433 --> 00:35:27,974
- «من کنار پنجره خواهم بود و اسمت را صدا خواهم زد.» - ممدو.

406
00:35:28,308 --> 00:35:31,141
افشان صدیقی دختر حبیب صدیقی

407
00:35:31,308 --> 00:35:37,933
ازدواج شما با مهریه پنجاه هزار تومان قطعی شده است.

408
00:35:38,516 --> 00:35:40,341
قبول می‌کنی؟

409
00:35:40,366 --> 00:35:41,516
من این کار را می‌کنم.

410
00:35:41,599 --> 00:35:43,974
«زندگی برای تو، هدف من است.»

411
00:36:12,933 --> 00:36:14,599
- کیه؟ - پلیس!

412
00:36:18,599 --> 00:36:20,891
- ممدو. چی... - قابل توجه.

413
00:36:21,099 --> 00:36:23,599
او تو را در این حالت هم شناخت.

414
00:36:23,766 --> 00:36:25,641
عشق واقعی، خواهرشوهر...

415
00:36:26,349 --> 00:36:28,474
- عشق واقعی. - چی... چی بهش گذشته؟

416
00:36:28,599 --> 00:36:31,641
هیچ اتفاقی نیفتاده، خواهرشوهر، اما داشت می‌افتاد...

417
00:36:33,516 --> 00:36:35,349
هی، دکتر، بیا اینجا.

418
00:36:36,016 --> 00:36:37,808
بیا، مغازه‌ات را راه بینداز.

419
00:36:38,433 --> 00:36:39,808
کمی نور برایم بیاور.

420
00:36:40,308 --> 00:36:41,349
نور...

421
00:36:41,683 --> 00:36:43,474
خواهرشوهر نور دارد.

422
00:36:43,766 --> 00:36:44,933
خواهر شوهر...

423
00:36:45,183 --> 00:36:46,908
جناب جلال گفتند، هر کدام که باشد.

424
00:36:46,933 --> 00:36:48,599
خفه شو، لعنتی <font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">نیوفیلم</font>   <font color="Orange">NewFilm</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال**

425
00:36:48,891 --> 00:36:49,891
خفه شو.

426
00:36:50,933 --> 00:36:52,474
او خواهرشوهر ماست.

427
00:36:52,499 --> 00:36:53,791
ببخشید، خواهرشوهر.

428
00:36:53,974 --> 00:36:55,349
ببخشید، خواهرشوهر.

429
00:36:55,374 --> 00:36:58,499
هر کسی که این کار را کرده، زیاد زنده نخواهد ماند.

430
00:36:59,474 --> 00:37:01,183
من به کمی آب گرم نیاز دارم.

431
00:37:04,974 --> 00:37:06,599
میدونی، خواهرشوهر؟

432
00:37:07,266 --> 00:37:10,349
جناب شانکار شخصاً آمدند تا او را سوار ماشینشان کنند.

433
00:37:11,099 --> 00:37:12,891
استریوی ماشین فوق‌العاده.

434
00:37:13,766 --> 00:37:16,974
خواهر شوهر، لطفا بیا اینجا.

435
00:37:18,766 --> 00:37:20,516
اگر کسی بمیرد،

436
00:37:21,308 --> 00:37:24,224
جناب شانکار حتی از کوره جسدسوزی هم دیدن نمی‌کنند.

437
00:37:24,249 --> 00:37:27,041
و او شخصاً آمده تا محبوب را پیاده کند،

438
00:37:27,474 --> 00:37:29,349
حتی با اینکه کمی کتک خورد.

439
00:37:30,099 --> 00:37:31,308
برایش دست تکان دهید.

440
00:37:31,933 --> 00:37:33,324
گفتم برایش دست تکان بده.

441
00:37:33,349 --> 00:37:36,474
با هر دو دستت دست تکان بده، خواهرشوهر.

442
00:37:36,729 --> 00:37:38,270
وقتی شرایطش طوری باشه که بتونه حرف بزنه...

443
00:37:38,308 --> 00:37:39,599
به تکان دادن ادامه بده.

444
00:37:40,141 --> 00:37:41,933
بهش بگو به اسپانیا زنگ بزنه.

445
00:37:44,683 --> 00:37:46,183
خداحافظ، خواهرشوهر.

446
00:37:56,433 --> 00:37:57,474
ممدو

447
00:38:08,474 --> 00:38:09,599
متاسفم.

448
00:38:10,266 --> 00:38:11,641
متاسفم، متاسفم...

449
00:38:15,016 --> 00:38:15,974
نه...

450
00:38:17,599 --> 00:38:19,599
ممدو. ممدو.

451
00:38:36,974 --> 00:38:38,183
همه اینها...

452
00:38:42,433 --> 00:38:51,849
«برای تو... فقط برای تو.»

453
00:38:55,724 --> 00:38:58,474
شرط‌بندی کریکت. بارهای رقص.

454
00:39:00,349 --> 00:39:02,766
پولشویی، قراردادهای قتل و...

455
00:39:02,849 --> 00:39:03,724
و؟

456
00:39:07,474 --> 00:39:08,516
مواد مخدر!

457
00:39:09,741 --> 00:39:11,824
من به عنوان حسابدار فکر می‌کردم،

458
00:39:11,849 --> 00:39:14,141
وظیفه من نگهداری از کتاب‌هاست.

459
00:39:15,516 --> 00:39:18,349
این پول می‌تواند مال هر کسی باشد، برای من فرقی نمی‌کند.

460
00:39:18,374 --> 00:39:19,849
تو به من دروغ گفتی.

461
00:39:20,683 --> 00:39:23,599
یه شغل آبرومند حتی خرج و مخارجمون رو هم تامین نمی‌کنه، آفی...

462
00:39:24,808 --> 00:39:26,766
پول جهیزیه را از کجا بیاورم؟

463
00:39:26,791 --> 00:39:29,291
نمی‌خواستم از دستت بدم، آفی...

464
00:39:32,516 --> 00:39:33,808
حالا منو داری.

465
00:39:35,224 --> 00:39:37,766
ما برمی‌گردیم... خونه.

466
00:39:38,766 --> 00:39:40,599
تو جلال آقا رو نمی‌شناسی، عافی.

467
00:39:40,974 --> 00:39:43,849
او تحمل دیدن اینکه کسی او را ترک می‌کند را ندارد.

468
00:39:46,933 --> 00:39:48,808
و من تحمل این زندگی را ندارم.

469
00:39:49,599 --> 00:39:50,849
بنابراین، شما انتخاب می‌کنید--

470
00:39:51,349 --> 00:39:52,433
من...

471
00:39:53,808 --> 00:39:55,599
یا برادرت جلال.

472
00:39:57,474 --> 00:39:58,641
باشه، من...

473
00:40:00,891 --> 00:40:02,474
من... سعی خواهم کرد.

474
00:40:06,849 --> 00:40:08,266
اگر شکست بخوری،

475
00:40:10,599 --> 00:40:12,563
من تو را خواهم کشت.

476
00:40:30,933 --> 00:40:32,558
چقدر زود متوجه خواهید شد؟

477
00:40:32,711 --> 00:40:35,753
- عصر... - چرا عصر؟

478
00:40:35,933 --> 00:40:38,766
چون اسپانیا چهار ساعت و نیم از ما عقب‌تر است.

479
00:40:39,308 --> 00:40:40,516
به همین دلیل است.

480
00:40:41,349 --> 00:40:42,433
خداحافظ.

481
00:40:49,308 --> 00:40:52,974
افشان. افشان.

482
00:40:54,141 --> 00:40:55,933
برای شما تماس بگیرید!

483
00:41:04,391 --> 00:41:05,474
عمه.

484
00:41:06,558 --> 00:41:07,641
آیا انجام شده است؟

485
00:41:09,599 --> 00:41:10,516
چی؟

486
00:41:52,308 --> 00:41:54,516
ممدو... ممدو...

487
00:41:55,599 --> 00:41:56,808
ممدو...

488
00:41:58,974 --> 00:42:02,516
این یک مورد واضح و سرراست از یک برخورد ساختگی است.

489
00:42:02,726 --> 00:42:05,184
محبوب قریشی قبلاً برای جلال کار می‌کرد.

490
00:42:05,511 --> 00:42:08,367
اما فقط به عنوان یک حسابدار.

491
00:42:08,599 --> 00:42:11,891
قریشی در روزی که به قتل رسید، قصد داشت از کارش استعفا دهد.

492
00:42:11,942 --> 00:42:13,984
چیزی که جلال آن را تایید نکرد.

493
00:42:14,433 --> 00:42:17,141
جناب قاضی، همه می‌دانند...

494
00:42:17,933 --> 00:42:22,063
چندین افسر شعبه جنایی در فهرست حقوق‌بگیران جلال هستند.

495
00:42:22,724 --> 00:42:25,266
از جمله افسر مورد نظر...

496
00:42:25,641 --> 00:42:26,849
بازرس...

497
00:42:29,683 --> 00:42:30,766
پاراته

498
00:42:32,641 --> 00:42:33,724
اعتراض، جناب قاضی.

499
00:42:34,058 --> 00:42:35,683
اون پاتاره هست نه پاراته. بشین.

500
00:42:35,849 --> 00:42:39,866
جناب قاضی، محبوب قریشی فقط یک گانگستر خطرناک نبود،

501
00:42:39,891 --> 00:42:42,849
بلکه یک تیرانداز ماهر از گروه جلال نیز بود.

502
00:42:43,099 --> 00:42:45,016
اسلحه از بدنش جدا شد،

503
00:42:45,041 --> 00:42:49,797
برای اجرای بیش از 10 قتل استفاده شد.

504
00:42:50,559 --> 00:42:54,934
جنایتکارانی مثل محبوب قریشی برای جامعه مثل سرطان هستند، جناب قاضی.

505
00:42:55,599 --> 00:42:57,324
و مأمورانی مانند بازرس پاتاره

506
00:42:57,349 --> 00:43:01,149
باید به خاطر ریشه کن کردن آنها مورد تقدیر قرار گیرد، عالیجناب.

507
00:43:28,474 --> 00:43:29,516
عمه...

508
00:43:29,541 --> 00:43:31,308
جمعاً بیست و پنج بسته...

509
00:43:31,433 --> 00:43:32,974
زمان می‌برد.

510
00:43:32,999 --> 00:43:35,874
نیهاری واقعاً خوب از آب درآمده است.

511
00:43:38,364 --> 00:43:41,614
- آخرین میز. برادر عبدل... - لطفاً، بفرمایید داخل. خوش آمدید.

512
00:43:43,599 --> 00:43:44,683
لیدی هیتمن.

513
00:43:44,974 --> 00:43:46,349
هنوز کسی رو پیدا کردن؟

514
00:43:49,516 --> 00:43:51,183
بفرمایید داخل، خوش آمدید، خوش آمدید.

515
00:43:57,849 --> 00:43:59,183
تو هنوز اینجایی؟

516
00:44:00,849 --> 00:44:02,308
هنوز احضار نشده‌اند.

517
00:44:02,433 --> 00:44:03,433
توسط چه کسی؟

518
00:44:04,558 --> 00:44:05,599
قادر متعال.

519
00:44:09,724 --> 00:44:11,224
اسم شما چیست؟

520
00:44:12,641 --> 00:44:13,724
افشان

521
00:44:14,599 --> 00:44:15,766
ببخشید، افشین.

522
00:44:17,099 --> 00:44:19,599
احتمالاً آن روز خیلی سخت‌گیر بودم.

523
00:44:19,974 --> 00:44:21,224
اشکالی نداره.

524
00:44:21,974 --> 00:44:25,016
در این شهر، حتی مراسم خاکسپاری خانوادگی هم برنامه‌ی خاص خود را دارد.

525
00:44:26,641 --> 00:44:29,016
چرا باید درد یک غریبه را حس کنند؟

526
00:44:29,041 --> 00:44:30,499
درد غریبه؟

527
00:44:33,266 --> 00:44:35,599
کشتن یه نفر آسون نیست، افشان.

528
00:44:36,266 --> 00:44:38,641
وقتی زمانش فرا برسد،

529
00:44:39,599 --> 00:44:42,183
حتی سرسخت‌ترین آدم‌ها هم توی شلوارشان ادرار می‌کنند.

530
00:44:44,433 --> 00:44:45,891
من شلوار نمی‌پوشم.

531
00:44:46,183 --> 00:44:48,474
دیالوگِ من-من.

532
00:44:49,683 --> 00:44:51,016
خانم هیتمن.

533
00:44:58,724 --> 00:45:00,933
آقای دسای. عصر بخیر، آقا.

534
00:45:01,183 --> 00:45:02,933
شیرینی خورشت رو یادت رفت.

535
00:45:03,183 --> 00:45:05,099
بله، آقا. یه لحظه صبر کنید.

536
00:45:06,974 --> 00:45:08,099
بله؟

537
00:45:09,891 --> 00:45:11,599
راستش را بخواهی؟ تضمینش می‌کنی؟

538
00:45:11,849 --> 00:45:14,959
اگه اوضاع خراب بشه، رئیس... مغزمو متلاشی می‌کنه.

539
00:45:15,766 --> 00:45:17,349
صبر کن، بذار بپرسم.

540
00:45:18,099 --> 00:45:20,183
داداش، من دسای از دیو هستم.

541
00:45:20,724 --> 00:45:24,141
میگه یه کشتی باری دو روز دیگه به ​​سمت فیجی حرکت می‌کنه.

542
00:45:24,974 --> 00:45:26,433
باید بگم بله؟

543
00:45:27,974 --> 00:45:29,016
برو جلو.

544
00:45:29,183 --> 00:45:31,599
ما فردا عصر اونجاییم، قربان.

545
00:45:33,599 --> 00:45:34,599
خوشحال؟

546
00:45:38,099 --> 00:45:40,324
بیا، وسایلت رو جمع کن.

547
00:45:40,349 --> 00:45:44,016
ما فردا می‌رویم. برای همیشه.

548
00:45:55,016 --> 00:46:02,141
"رومئو، تا شیطنت در کوچه پشتی، دیروز کبوترها را به پرواز درآورد."

549
00:46:05,766 --> 00:46:12,808
از پشت بام‌ها و طاقچه‌های ناقص عبور کرد... روی چتر ژولیت فرود آمد.

550
00:46:19,724 --> 00:46:26,737
"رومئو، تا شیطنت در کوچه پشتی، دیروز کبوترها را به پرواز درآورد."

551
00:46:26,933 --> 00:46:33,641
از پشت بام‌ها و طاقچه‌های ناقص عبور کرد... روی چتر ژولیت فرود آمد.

552
00:46:34,016 --> 00:46:40,391
«او یک حلقه نقره آورده است، و مستقیماً قلب تو را نشانه گرفته است.»

553
00:46:40,641 --> 00:46:43,933
«مغازه پان پایینه، خونه جولی بالاست.»

554
00:46:44,016 --> 00:46:47,266
«مواظب قدم‌هات باش، عشق من.»

555
00:46:47,516 --> 00:46:51,199
«مغازه پان پایینه، خونه جولی بالاست.»

556
00:46:51,224 --> 00:46:54,599
«مواظب قدم‌هات باش، عشق من.»

557
00:46:54,724 --> 00:46:58,016
«مغازه پان پایینه، خونه جولی بالاست.»

558
00:46:58,141 --> 00:47:01,558
«مواظب قدم‌هات باش، عشق من.»

559
00:47:01,641 --> 00:47:05,266
«مغازه پان پایینه، خونه جولی بالاست.»

560
00:47:05,349 --> 00:47:09,016
«مواظب قدم‌هات باش، عشق من.»

561
00:47:43,016 --> 00:47:44,516
آقای پاتاره اینجاست.

562
00:47:47,766 --> 00:47:49,099
سلام جناب انصاری.

563
00:47:50,933 --> 00:47:52,016
بنشینید.

564
00:47:52,516 --> 00:47:55,516
جناب پاتاره، مخصوصاً برای شما.

565
00:47:56,599 --> 00:47:57,474
ببین...

566
00:47:57,599 --> 00:47:58,766
او یک برهمن خالص است.

567
00:47:58,849 --> 00:48:00,766
تنها خواهر از بین پنج برادر.

568
00:48:00,933 --> 00:48:03,891
آنها آماده‌اند تا هر هدیه‌ای که شما بخواهید، بدهند.

569
00:48:06,641 --> 00:48:07,558
و نگاه کن...

570
00:48:07,641 --> 00:48:10,683
تنها دختر یک وکیل ارشد اهل کولهاپور.

571
00:48:10,766 --> 00:48:12,565
او با استعداد و زیباست.

572
00:48:15,599 --> 00:48:17,016
چی میل خواهید کرد، خانم؟

573
00:48:17,519 --> 00:48:20,183
چای ایرانی، چای سلیمانی، چای لیمو، چای سیاه، خیمه پاو، کره پاو.

574
00:48:20,266 --> 00:48:21,849
و این یکی از همه بهتر است.

575
00:48:21,933 --> 00:48:23,474
او یک نماینده بیمه دولتی است.

576
00:48:23,599 --> 00:48:25,641
حقوق ۲۵۰۰۰ در دست.

577
00:48:25,675 --> 00:48:27,016
کره پاو.

578
00:48:29,849 --> 00:48:34,599
«کمی سرمه، برای دور نگه داشتن بدشانسی»

579
00:48:37,016 --> 00:48:41,766
«تا همسرت متوجه نشود.»

580
00:48:43,849 --> 00:48:47,558
«کمی سرمه، برای دور نگه داشتن بدشانسی...»

581
00:48:47,641 --> 00:48:51,141
«تا همسرت متوجه نشود.»

582
00:48:51,266 --> 00:48:56,141
«وقتی به سرزمین‌های دور سفر می‌کنی، مرا فراموش نکن...»

583
00:48:56,433 --> 00:49:00,224
«اگر کسی مثل من را دیدی، مرا فراموش نکن.»

584
00:49:00,474 --> 00:49:02,016
«مرا فراموش نکن...»

585
00:49:02,266 --> 00:49:03,474
«مرا فراموش نکن...»

586
00:49:03,599 --> 00:49:06,891
«مغازه پان پایینه، خونه جولی بالاست.»

587
00:49:06,974 --> 00:49:10,308
«مواظب قدم‌هات باش، عشق من.»

588
00:49:10,599 --> 00:49:14,141
«مغازه پان پایینه، خونه جولی بالاست.»

589
00:49:14,224 --> 00:49:17,224
«مواظب قدم‌هات باش، عشق من.»

590
00:49:17,599 --> 00:49:21,016
«مغازه پان پایینه، خونه جولی بالاست.»

591
00:49:21,141 --> 00:49:24,516
«مواظب قدم‌هات باش، عشق من.»

592
00:49:24,599 --> 00:49:28,099
«مغازه پان پایینه، خونه جولی بالاست.»

593
00:49:28,183 --> 00:49:32,266
«مواظب قدم‌هات باش، عشق من.»

594
00:49:48,891 --> 00:49:50,599
چی... همه اینا چیه؟

595
00:49:50,683 --> 00:49:53,141
من دنبال یه همسر هستم، نه یه خدمتکار.

596
00:49:53,599 --> 00:49:55,516
یکی رو پیدا کن که هم سطح من باشه.

597
00:49:55,974 --> 00:49:57,474
معادل شما؟ یعنی چی؟

598
00:49:57,599 --> 00:49:59,141
به معنی زیبا.

599
00:49:59,891 --> 00:50:04,391
چشم آهویی... دلربا، زیبا.

600
00:50:04,558 --> 00:50:05,683
هوشمند.

601
00:50:05,891 --> 00:50:13,558
خوش قیافه، ظریف، با صدای دلنشین.

602
00:50:13,641 --> 00:50:15,849
کسی که شخصیت داشته باشد.

603
00:50:16,099 --> 00:50:24,349
جوانی، حرکات برازنده، ظاهری مسحورکننده...

604
00:50:24,516 --> 00:50:26,474
وقتی در خیابان قدم می‌زنیم،

605
00:50:26,891 --> 00:50:29,016
سرها باید بچرخند.

606
00:50:29,641 --> 00:50:31,766
«چه زوج فوق‌العاده‌ای، مرد.»

607
00:50:37,891 --> 00:50:39,724
انصاری، من باید برم.

608
00:50:39,995 --> 00:50:41,411
بعداً صحبت می‌کنیم.

609
00:50:58,683 --> 00:50:59,616
خانم، چه کار می‌کنی؟

610
00:50:59,641 --> 00:51:01,616
چای داغ را انداختی و بدون اینکه پول بدهی داشتی می‌رفتی.

611
00:51:01,641 --> 00:51:03,433
چه کسی قرار است خسارت‌ها را جبران کند؟

612
00:51:03,516 --> 00:51:04,516
پرداخت کنید.

613
00:51:04,683 --> 00:51:06,474
این میشه ۱۲ روپیه، خانم.

614
00:51:10,599 --> 00:51:13,308
خانم، من گفتم ۱۲ روپیه. دقیقاً بقیه پول را به من بدهید.

615
00:51:23,766 --> 00:51:28,266
جنایتکارانی مثل محبوب قریشی برای جامعه مثل سرطان هستند، جناب قاضی.

616
00:51:28,599 --> 00:51:34,089
ما باید از افسرانی مانند بازرس پاتاره به خاطر ریشه کن کردن آنها تقدیر کنیم.

617
00:51:52,683 --> 00:51:53,974
سلام...

618
00:51:55,849 --> 00:51:57,433
چه جهنمی؟

619
00:51:57,933 --> 00:52:00,974
ببین خواهر، اشتباه می‌کنی.

620
00:52:01,641 --> 00:52:03,349
من چطور به تو آسیب رسانده‌ام؟

621
00:52:03,599 --> 00:52:05,357
من بیوه محبوب هستم.

622
00:52:09,349 --> 00:52:11,933
نه... نه، جناب پاتاره.

623
00:52:41,933 --> 00:52:43,474
بیوه محبوب...

624
00:52:44,683 --> 00:52:46,951
برو با شوهر مرده‌ات باش!

625
00:53:46,224 --> 00:53:48,849
این دسای از دیو است. حالا چه باید بگویم؟

626
00:53:51,349 --> 00:53:54,766
آقای دسای... می‌خواستم به شما زنگ بزنم.

627
00:53:55,808 --> 00:53:59,724
راستش... یه کار فوری پیش اومد.

628
00:54:01,183 --> 00:54:03,349
بنابراین، ما قادر به انجام آن نخواهیم بود.

629
00:54:04,724 --> 00:54:07,058
بگذار کشتی برود. بگذار برود.

630
00:54:07,933 --> 00:54:09,391
نوبت بعدی کی میرسه؟

631
00:54:09,474 --> 00:54:10,808
احتمالاً یکی وجود ندارد؟

632
00:54:10,891 --> 00:54:11,933
مهم نیست.

633
00:54:12,016 --> 00:54:14,433
اگر قسمت ما این بود، ما آنجا بودیم.

634
00:54:15,224 --> 00:54:17,224
اگر در آینده برنامه‌ای داشته باشیم، با شما تماس خواهیم گرفت.

635
00:54:17,308 --> 00:54:18,891
بله. متشکرم.

636
00:54:19,683 --> 00:54:21,224
چمدان‌هایتان را باز کنید.

637
00:54:21,641 --> 00:54:23,308
ما اینجا خواهیم مرد.

638
00:54:47,933 --> 00:54:50,099
بفهمه چه اتفاقی برای شوهرش افتاده.

639
00:54:51,433 --> 00:54:53,766
ما هیچ‌وقت نمی‌تونیم از اینجا بریم بیرون، نه؟

640
00:54:55,224 --> 00:54:58,724
حتی پس از مرگمان، ارواح ما اینجا پرسه خواهند زد.

641
00:55:02,558 --> 00:55:03,933
حوله رو بده به من.

642
00:55:04,099 --> 00:55:06,683
حوله... حوله را به او بده، به عنوان...

643
00:55:09,891 --> 00:55:11,058
ببخشید برادر.

644
00:55:13,058 --> 00:55:16,058
کمبود اسلحه نداشتیم،

645
00:55:17,183 --> 00:55:20,308
پس چرا باید از قطار در حال حرکت بیرون بپریم تا او را پیدا کنیم.

646
00:55:21,808 --> 00:55:24,474
قرار بود از فردا زندگیمون عوض بشه.

647
00:55:28,391 --> 00:55:30,099
چرا انصاری را کشتی؟

648
00:55:39,724 --> 00:55:42,724
اما اسم انصاری تو لیست ترور شما بود.

649
00:55:42,749 --> 00:55:46,349
اما شما دستور یا تأییدی برای خنثی کردن او نداشتید.

650
00:55:47,224 --> 00:55:49,433
خیلی متاسفم، جناب خان.

651
00:55:50,266 --> 00:55:53,058
نمی‌دانم چرا با هم درگیر شدیم.

652
00:55:54,474 --> 00:55:57,391
اگر گلویش را نمی‌بریدم، مغزم را متلاشی می‌کرد.

653
00:55:57,416 --> 00:55:59,000
چیکار میکردی...

654
00:55:59,516 --> 00:56:00,724
در آن رستوران.

655
00:56:00,749 --> 00:56:03,540
وگرنه چرا؟ برای داشتن خِما-پاو.

656
00:56:04,224 --> 00:56:05,516
قسم می‌خورم...

657
00:56:07,641 --> 00:56:13,016
پلیس ده شاهد عینی داره که تو رو با یه دختر اونجا دیدن.

658
00:56:14,224 --> 00:56:15,558
دختر؟

659
00:56:20,599 --> 00:56:23,766
قراره ماه دیگه یه محموله اسلحه به جلال تو نپال تحویل داده بشه.

660
00:56:25,199 --> 00:56:27,158
این یک عملیات بسیار طبقه‌بندی‌شده است.

661
00:56:27,183 --> 00:56:28,058
بله.

662
00:56:28,349 --> 00:56:30,183
ما باید خیلی مراقب باشیم.

663
00:56:32,099 --> 00:56:33,849
و تا وقتی که من این را نگویم،

664
00:56:36,183 --> 00:56:39,516
خیما-پاو را فراموش کن، برای دستشویی بیرون نخواهی رفت.

665
00:56:40,724 --> 00:56:41,808
باشه؟

666
00:56:42,433 --> 00:56:43,391
باشه.

667
00:56:57,974 --> 00:56:59,391
لیدی هیتمن.

668
00:57:01,641 --> 00:57:02,724
قابل توجه.

669
00:57:04,558 --> 00:57:06,016
تو جرئت داری.

670
00:57:07,433 --> 00:57:10,183
اما کشتن یک نفر کار ساده‌ای نیست.

671
00:57:10,641 --> 00:57:15,808
وقتی از اون خط قرمز رد بشی و... مزه خون رو حس می‌کنی--

672
00:57:17,808 --> 00:57:21,349
هیولایی در درونت زاده می‌شود.

673
00:57:22,599 --> 00:57:24,058
و هرگز ترک نمی کند.

674
00:57:25,349 --> 00:57:27,933
خوشبختانه، شما از آن خط عبور نکردید.

675
00:57:28,683 --> 00:57:31,266
به محض اینکه خوب شدی برمی‌گردی.

676
00:57:39,099 --> 00:57:40,433
لعنت.

677
00:57:45,183 --> 00:57:46,474
خدایا.

678
00:57:52,391 --> 00:57:55,641
قهرمان دیگه ای... کی جرات داره منو به چالش بکشه؟

679
00:57:55,974 --> 00:57:57,349
نخندید.

680
00:57:58,433 --> 00:57:59,641
وجود دارد.

681
00:59:03,599 --> 00:59:08,433
«بدنم گرم می‌شود...»

682
00:59:10,558 --> 00:59:15,433
«نفسم سبک می‌شود.»

683
00:59:17,558 --> 00:59:20,974
«خورشید مرا بی‌قرار می‌کند،»

684
00:59:21,058 --> 00:59:25,891
«سایه حس مالیخولیایی دارد.»

685
00:59:27,849 --> 00:59:32,641
«با چی دارم میام پایین؟»

686
00:59:33,016 --> 00:59:38,974
«آیا من عاشق شده‌ام، یا دارم به سمتش کشیده می‌شوم؟»

687
00:59:43,641 --> 00:59:50,933
«آیا من عاشق شده‌ام، یا دارم به سمتش کشیده می‌شوم؟»

688
00:59:54,183 --> 01:00:00,766
«آیا من عاشق شده‌ام، یا دارم به سمتش کشیده می‌شوم؟»

689
01:00:03,683 --> 01:00:06,016
- برادر باگیرا، گشنیز را خرد کردی؟ - بله.

690
01:00:08,766 --> 01:00:10,641
هی... بیا، برو تو.

691
01:00:55,683 --> 01:01:00,641
«ای معشوق...»

692
01:01:05,808 --> 01:01:11,183
«ای معشوق...»

693
01:01:15,683 --> 01:01:21,599
«ای معشوق...»

694
01:01:22,558 --> 01:01:27,683
«ای معشوق...»

695
01:01:32,016 --> 01:01:40,849
«من برای تو ساخته شده بودم، و هنوز هم هستم...»

696
01:01:41,391 --> 01:01:49,641
«هر جا که به من فکر کنی، من همانجا هستم.»

697
01:01:51,224 --> 01:01:57,683
«به مدت یک قرن...»

698
01:01:58,849 --> 01:02:04,766
«یه لحظه هم نخوابیدم...»

699
01:02:05,558 --> 01:02:12,016
«برای تو--»

700
01:02:17,224 --> 01:02:20,266
خیلی قشنگ بود. چی میخوندی؟

701
01:02:20,724 --> 01:02:22,766
یک اجرای زنده از پدرم.

702
01:02:23,516 --> 01:02:24,641
تفسیر؟

703
01:02:25,058 --> 01:02:27,849
پدر من یک استاد بزرگ موسیقی کلاسیک است،

704
01:02:29,141 --> 01:02:31,224
و من شاگرد مورد علاقه او هستم.

705
01:02:31,724 --> 01:02:32,974
قبیله گوالیور

706
01:02:35,891 --> 01:02:38,349
اما شما گفتید که اهل مظفرنگر هستید.

707
01:02:41,487 --> 01:02:44,183
بله، من اهل مظفرنگر هستم،

708
01:02:44,208 --> 01:02:49,128
اگرچه تبار موسیقی من گوالیور است.

709
01:02:52,058 --> 01:02:53,599
اهل کجایی؟

710
01:02:54,183 --> 01:02:55,266
لکهنو...

711
01:02:56,474 --> 01:02:57,940
و قبیله بمبئی.

712
01:03:02,641 --> 01:03:06,058
چطور اسم اوستارا را پیدا کردی؟

713
01:03:10,558 --> 01:03:11,933
برگشتم به لکهنو،

714
01:03:14,245 --> 01:03:16,349
من قبلاً در یک آرایشگاه کار می‌کردم.

715
01:03:16,641 --> 01:03:20,308
یک روز، آن کشیشی که پدرم را کشته بود برای اصلاح به مغازه آمد.

716
01:03:20,641 --> 01:03:22,808
منتظر اون روز بودم...

717
01:03:23,641 --> 01:03:25,641
از گلو تا ران او،

718
01:03:26,770 --> 01:03:29,187
با یک ضربه او را شکافتم.

719
01:03:33,266 --> 01:03:35,433
پزشکی که کالبدشکافی را انجام داد

720
01:03:36,016 --> 01:03:38,558
گفت، هر کسی که او را کشته، یک هنرمند خونخوار بوده است.

721
01:03:38,641 --> 01:03:40,641
از آن زمان، او یک افسانه است...

722
01:03:41,891 --> 01:03:44,266
با اوستارا سر و کله نزن.

723
01:03:48,766 --> 01:03:51,558
او روح را از بدن بیرون می‌کشد.

724
01:03:56,058 --> 01:03:58,641
به خوندن ادامه بده. صدات خیلی با احساسه.

725
01:04:02,641 --> 01:04:07,641
«تو هرگز تنها نخواهی بود.»

726
01:04:08,724 --> 01:04:16,641
«هر جا که بخواهی همدیگر را می‌بینیم.»

727
01:04:17,891 --> 01:04:27,391
حتی اگه از هم جدا بشیم، هیچوقت از هم دور نمیمونیم...

728
01:04:27,641 --> 01:04:31,641
«اگر تا حالا به من فکر کردی.»

729
01:04:33,474 --> 01:04:36,308
«چه این زندگی...»

730
01:04:38,349 --> 01:04:40,308
باید به خانه برمی‌گشتم.

731
01:04:43,724 --> 01:04:45,474
زخم‌ها التیام یافته‌اند.

732
01:04:56,224 --> 01:04:58,891
فکر می‌کردم این زخم‌ها شاید هیچ‌وقت خوب نشوند.

733
01:05:11,766 --> 01:05:12,766
برادر...

734
01:05:12,974 --> 01:05:14,016
خان

735
01:05:15,016 --> 01:05:16,308
بذارش رو بلندگو.

736
01:05:17,058 --> 01:05:17,974
خان آقا.

737
01:05:18,058 --> 01:05:20,474
شما باید هفته آینده به نپال بروید.

738
01:05:21,016 --> 01:05:23,349
رسید تا عصر به دستتان خواهد رسید.

739
01:05:23,641 --> 01:05:24,849
هر سوالی دارید.

740
01:05:26,474 --> 01:05:28,558
این دفعه یه استراحت کوچولو می‌کنم.

741
01:05:28,641 --> 01:05:30,891
البته اگه زنده ازش بیرون بیای.

742
01:05:31,641 --> 01:05:32,641
سلام.

743
01:05:35,183 --> 01:05:36,808
داداش، داشتم فکر می‌کردم...

744
01:05:38,058 --> 01:05:40,099
چرا این بار به او فرصت نمی‌دهیم؟

745
01:05:40,641 --> 01:05:43,058
از بنگلادش به یونان در مسیر سودان.

746
01:05:43,641 --> 01:05:44,724
یونان کجاست؟

747
01:05:44,808 --> 01:05:45,641
یونان

748
01:05:45,766 --> 01:05:47,558
یونان، یونان نامیده می‌شد.

749
01:05:47,641 --> 01:05:50,224
همانطور که در فیلم‌ها می‌گویند، ما به یونان می‌رویم.

750
01:05:50,433 --> 01:05:51,974
باشه، مقدمات رو فراهم کن.

751
01:05:52,141 --> 01:05:54,766
بعدش یه بلیط برگشت برای دختره میگیرم.

752
01:05:55,016 --> 01:05:56,349
سومین AC.

753
01:05:58,516 --> 01:05:59,693
دوم یا اول هم خوبه.

754
01:05:59,718 --> 01:06:02,801
«قلب به آرامی می‌تپد...»

755
01:06:04,641 --> 01:06:07,308
اگر او می‌خواهد برود، اشکالی ندارد.

756
01:06:07,433 --> 01:06:11,766
«حتی لبخندش هم گناهکارانه به نظر می‌رسد.»

757
01:06:13,766 --> 01:06:17,016
«مشکل من چیست؟»

758
01:06:17,141 --> 01:06:20,683
فردا برمی‌گردم. - «من تنهایی را بیشتر دوست دارم.»

759
01:06:23,891 --> 01:06:27,266
- «آیا شما...» - آیا شما احضار شده‌اید؟

760
01:06:27,349 --> 01:06:31,058
- توسط چه کسی؟ -"... مرا طلسم کن؟"

761
01:06:31,266 --> 01:06:32,516
قادر متعال.

762
01:06:32,641 --> 01:06:40,058
«آیا من عاشق شده‌ام، یا دارم به سمتش کشیده می‌شوم؟»

763
01:06:41,433 --> 01:06:47,849
«آیا من عاشق شده‌ام، یا دارم به سمتش کشیده می‌شوم؟»

764
01:06:48,266 --> 01:06:50,724
وقتی برگردی چه کار خواهی کرد؟

765
01:06:51,766 --> 01:06:53,016
نمی‌دانم.

766
01:06:55,558 --> 01:06:56,724
من می‌دانم.

767
01:06:59,641 --> 01:07:01,058
خودکشی.

768
01:07:02,308 --> 01:07:04,641
یا... ازدواج.

769
01:07:05,974 --> 01:07:07,558
این همان چیز است.

770
01:07:07,641 --> 01:07:08,724
خودکشی؟

771
01:07:12,724 --> 01:07:13,724
چرا؟

772
01:07:15,766 --> 01:07:17,641
چون، لیدی هیتمن...

773
01:07:18,974 --> 01:07:23,974
تو خودت رو به خاطر مرگ محبوب سرزنش می‌کنی.

774
01:07:25,599 --> 01:07:30,599
اگر نتوانی از جلال انتقام بگیری، خودت آن را به جان خودت خواهی انداخت.

775
01:07:33,641 --> 01:07:38,349
می خوای... انتقام... از جلال بگیری؟

776
01:07:42,437 --> 01:07:46,145
نه. من نمی‌توانم این کار را انجام دهم.

777
01:07:46,755 --> 01:07:52,667
آن انصاری فقط دو قدم با من فاصله داشت و من نمی‌توانستم شلیک کنم.

778
01:07:52,931 --> 01:07:58,926
میدونی چطور به این راحتی انتقام مرگ پدرم رو گرفتم؟

779
01:08:00,328 --> 01:08:02,808
دیدم که جلوی من داشت از کوره در می‌رفت.

780
01:08:04,641 --> 01:08:08,474
محبوبت مرگ راحتی نداشت...

781
01:08:08,499 --> 01:08:10,533
اونا اسلحه رو سمت سرش نگرفتن و "بنگ" نکردن...

782
01:08:10,558 --> 01:08:11,849
محبوب رفته است.

783
01:08:14,516 --> 01:08:20,599
آن اراذل قبل از کشتن محبوب، او را زجر دادند.

784
01:08:28,308 --> 01:08:30,724
خب... برادر...

785
01:08:32,433 --> 01:08:37,933
راستش، همسرم می‌خواد که برگردیم مظفرنگر.

786
01:08:38,016 --> 01:08:42,016
و تو؟ چی می‌خوای؟ بهم بگو.

787
01:08:42,266 --> 01:08:43,599
گیر افتادم برادر.

788
01:08:43,643 --> 01:08:45,976
با من یا با همسرت؟

789
01:08:50,641 --> 01:08:52,183
ای احمق...

790
01:08:52,558 --> 01:08:55,808
آقا جلال در واقع مهریه را در عروسی شما پرداخت کردند.

791
01:08:56,081 --> 01:08:58,872
خجالت نمی‌کشی که می‌گی داری استعفا می‌دی؟

792
01:08:59,185 --> 01:09:01,727
من هم نمی‌خواهم تسلیم شوم، جناب شانکار.

793
01:09:02,849 --> 01:09:05,558
من به کارم ادامه میدم تا وقتی که حسابدار دیگه ای پیدا نکنی.

794
01:09:05,583 --> 01:09:09,000
باشه. پس به همسرت بگو که من سلام رساندم.

795
01:09:09,641 --> 01:09:11,058
متشکرم، آقا.

796
01:09:12,224 --> 01:09:14,016
خیلی ممنون آقا جلال.

797
01:09:14,041 --> 01:09:16,208
من مدیون شما هستم.

798
01:09:16,391 --> 01:09:17,516
خداحافظ.

799
01:09:18,266 --> 01:09:19,324
- خداحافظ، داداش. - خداحافظ، داداش.

800
01:09:19,349 --> 01:09:20,349
خداحافظ.

801
01:09:22,224 --> 01:09:24,391
باشه، جناب شانکار. من مرخص میشم.

802
01:09:24,641 --> 01:09:26,558
یه چایی بخور. بشین.

803
01:09:26,583 --> 01:09:29,516
نه، آقا. بعداً می‌خورمش. - بشین.

804
01:09:29,933 --> 01:09:31,516
چه عجله ایه؟

805
01:09:44,516 --> 01:09:47,641
- یه کم سرده. - پس بهش به عنوان یه نوشیدنی غیرالکلی نگاه کن.

806
01:09:50,339 --> 01:09:51,641
پاتاره...

807
01:09:55,479 --> 01:09:57,474
بدو. بگیرش.

808
01:09:58,058 --> 01:09:59,641
بس کن، رذل.

809
01:09:59,849 --> 01:10:01,266
او را بگیر.

810
01:10:32,229 --> 01:10:35,562
برو. برو، قهرمان من در مظفرنگر.

811
01:10:36,016 --> 01:10:37,058
پراکنده شده.

812
01:10:42,766 --> 01:10:43,808
کسی؟

813
01:10:44,558 --> 01:10:45,891
در را باز کن.

814
01:10:49,224 --> 01:10:53,349
«نجاتم بده، مادرم!»

815
01:10:54,224 --> 01:10:58,058
«نجاتم بده، مادرم!»

816
01:11:01,266 --> 01:11:03,849
«نجاتم بده...»

817
01:11:05,641 --> 01:11:12,433
«پسرم تنها تو خونه‌ست...»

818
01:11:22,099 --> 01:11:23,224
بسه دیگه!

819
01:11:48,974 --> 01:11:52,058
آغوش جلال از کراچی به کاتماندو رسیده است.

820
01:11:52,308 --> 01:11:55,102
تحویل در Raxaul از طریق Birganj انجام می‌شود.

821
01:11:55,224 --> 01:11:57,492
باربران محلی از میان جنگل عبور می‌کنند.

822
01:11:57,641 --> 01:11:59,349
یه تونل قطار هست.

823
01:11:59,558 --> 01:12:00,616
تونل چوریا.

824
01:12:00,641 --> 01:12:02,224
بهترین جا برای حمله.

825
01:12:02,438 --> 01:12:03,808
اما شب را کجا خواهیم گذراند؟

826
01:12:03,933 --> 01:12:06,641
یه روستا همین نزدیکی‌هاست. یه جایی اونجا پیدا می‌کنیم.

827
01:12:07,474 --> 01:12:09,224
می‌خواهم از خط قرمز عبور کنم.

828
01:12:19,641 --> 01:12:21,724
اما برادر، چرا عملیات را انجام دادی؟

829
01:12:21,849 --> 01:12:23,133
بیا فقط از مرز رد بشیم.

830
01:12:23,158 --> 01:12:25,266
خان نمی‌تواند ما را سرزنش کند.

831
01:12:25,641 --> 01:12:27,391
عملیات همچنان در مسیر خود باقی می‌ماند.

832
01:12:27,416 --> 01:12:29,208
به محض اجرای عملیات،

833
01:12:29,641 --> 01:12:32,058
ما در مرز ملاقات خواهیم کرد.

834
01:12:33,599 --> 01:12:34,558
ما؟

835
01:12:34,641 --> 01:12:36,641
بله، من و ...

836
01:12:39,891 --> 01:12:40,974
افشان

837
01:12:51,433 --> 01:12:53,224
تو برای جلال کار کردی.

838
01:12:53,724 --> 01:12:56,266
نه برای او... با او.

839
01:12:56,599 --> 01:12:58,974
لکهنو به بمبئی، بمبئی به دبی،

840
01:12:59,099 --> 01:13:00,266
دبی به اسپانیا.

841
01:13:00,349 --> 01:13:03,211
چرا از اسپانیا برگشتی؟

842
01:13:06,016 --> 01:13:10,433
پیش از «بابری»، دنیای زیرین از دین بی‌بهره بود.

843
01:13:10,808 --> 01:13:12,766
هندو و مسلمان وجود نداشت.

844
01:13:15,016 --> 01:13:16,849
بعدها، حتی ما هم از هم جدا شدیم.

845
01:13:17,081 --> 01:13:20,539
جلال با آی‌اس‌آی دست به یکی کرد و تبدیل به پسر چشم‌آبی پاکستان شد.

846
01:13:21,015 --> 01:13:23,057
و... من آن را تأیید نکردم.

847
01:13:24,278 --> 01:13:29,528
شنیدم برگشتی چون برادر جلال رو کشتی.

848
01:13:33,558 --> 01:13:35,099
مجبور بودم.

849
01:13:36,641 --> 01:13:38,099
و نپرس چرا.

850
01:13:39,641 --> 01:13:40,641
چرا؟

851
01:13:54,933 --> 01:13:58,783
برادر. برادر. برادر.

852
01:13:58,808 --> 01:14:00,641
این ماییم. این ماییم...

853
01:14:02,974 --> 01:14:04,633
بهت گفتم دنبالش نگرد.

854
01:14:04,808 --> 01:14:08,750
برادر... داستان پادشاه و طوطی را شنیده‌ای؟

855
01:14:09,141 --> 01:14:10,058
چی؟

856
01:14:10,474 --> 01:14:13,974
همانطور که قلب پادشاه در طوطی گیر افتاده است،

857
01:14:14,058 --> 01:14:15,991
به همین ترتیب قلب ما در قلب تو گرفتار شده است.

858
01:14:16,016 --> 01:14:17,407
- بله، داداش. - بله، داداش.

859
01:14:17,432 --> 01:14:20,391
اما قلب برادر جای دیگری گرفتار است.

860
01:14:23,308 --> 01:14:26,266
- سلام خواهر. - شماها اینجا چیکار میکنین...؟

861
01:14:27,016 --> 01:14:29,016
چون طوطی ما را صدا زد.

862
01:14:29,041 --> 01:14:30,666
این یک طوطی ماده است.

863
01:14:34,766 --> 01:14:35,766
برادر.

864
01:14:58,766 --> 01:14:59,808
ایست.

865
01:15:18,724 --> 01:15:20,474
بدو. بدو.

866
01:15:20,766 --> 01:15:22,891
بدو! بدو!

867
01:15:22,916 --> 01:15:26,433
بررسی. بررسی.

868
01:15:26,766 --> 01:15:29,349
این یکی را بررسی کن. آن یکی را بررسی کن.

869
01:15:37,599 --> 01:15:39,599
برگرد. برگرد.

870
01:16:16,974 --> 01:16:18,516
چیزی دیده نمی‌شود.

871
01:17:34,099 --> 01:17:35,349
برادر.

872
01:17:38,766 --> 01:17:39,808
سلام برادر.

873
01:17:39,974 --> 01:17:41,391
ما خائن را گرفتیم.

874
01:17:43,349 --> 01:17:47,016
اوستارا، دوست من.

875
01:17:47,891 --> 01:17:50,516
توپ شل و ول من.

876
01:17:51,016 --> 01:17:53,891
حتی عشقم هم دست نیافتنیه...

877
01:17:54,516 --> 01:17:58,099
و تو دشمنی من را انتخاب کردی، احمق.

878
01:18:00,433 --> 01:18:02,849
مدام فکر می‌کردم اما

879
01:18:02,874 --> 01:18:09,016
نفهمیدم چرا محسن رو کشتی.

880
01:18:10,857 --> 01:18:14,641
فرزندم به خاطر تو در رحم مادر مُرد،

881
01:18:16,474 --> 01:18:20,641
همسرم عقلش را از دست داد.

882
01:18:31,141 --> 01:18:32,266
رئیس...

883
01:18:33,849 --> 01:18:35,641
میشه یه ثانیه نگه داری؟

884
01:18:36,391 --> 01:18:37,433
نگه دار.

885
01:18:37,558 --> 01:18:38,891
اون گاو نر یه تهدید واقعیه.

886
01:18:38,974 --> 01:18:40,391
اون ماتادور زنده بیرون نمیاد.

887
01:18:40,416 --> 01:18:42,266
چرا بیرونش نکنم؟

888
01:18:43,433 --> 01:18:46,224
بزرگترین تهدید جهان دستگیر شد.

889
01:18:48,849 --> 01:18:50,558
هیچ اتفاقی قرار نیست بیفتد.

890
01:18:50,808 --> 01:18:52,558
ببخشید که معطلتان کردم.

891
01:18:52,641 --> 01:18:54,099
اما به زودی تو را خواهم کشت.

892
01:18:54,391 --> 01:18:55,641
این یه قوله.

893
01:18:56,474 --> 01:18:57,849
از قلبم عبور کن.

894
01:18:58,058 --> 01:19:00,599
چرا محسن را کشتی؟

895
01:19:19,308 --> 01:19:21,849
برو جلو، روحش را تکه تکه کن.

896
01:19:28,349 --> 01:19:29,933
برادر، لازم نیست بری.

897
01:19:50,558 --> 01:19:51,641
بیا.

898
01:20:25,016 --> 01:20:26,016
بیا.

899
01:20:38,474 --> 01:20:43,349
«ای رومئو...»

900
01:23:01,558 --> 01:23:02,808
برادر.

901
01:23:05,641 --> 01:23:08,099
برادر. برادر.

902
01:23:12,849 --> 01:23:13,724
کیست؟

903
01:23:13,749 --> 01:23:14,749
تیغ اصلاح.

904
01:23:21,308 --> 01:23:23,724
از یک گاو نر تهدیدآمیز عبور نکنید.

905
01:23:24,099 --> 01:23:26,516
یا مرگ زود فرا خواهد رسید.

906
01:23:26,641 --> 01:23:28,474
و بله، این من نیستم...

907
01:23:30,433 --> 01:23:32,224
تو قاتل محسن هستی.

908
01:23:32,529 --> 01:23:36,474
تو برادرت را به همراه هزاران انسان بی‌گناه کشتی.

909
01:23:36,641 --> 01:23:38,349
و فرزند شما.

910
01:23:38,433 --> 01:23:39,641
فهمیدی؟

911
01:23:40,391 --> 01:23:41,724
باید خداحافظی کنم؟

912
01:24:37,891 --> 01:24:40,849
میشه یه سوال رو صادقانه جواب بدی؟...

913
01:24:43,058 --> 01:24:44,724
اگر من نبودم،

914
01:24:45,641 --> 01:24:48,016
داشتی از مرز رد میشدی...

915
01:24:49,349 --> 01:24:50,433
خیر.

916
01:24:53,558 --> 01:24:54,808
حالا بگو.

917
01:25:02,683 --> 01:25:05,266
مرگ آنها گردن من است.

918
01:25:07,933 --> 01:25:09,183
چرا؟

919
01:25:20,474 --> 01:25:23,474
راه دیگه ای به ذهنش نمیرسید

920
01:25:25,224 --> 01:25:26,849
تا تو را نزدیک نگه دارد.

921
01:25:35,516 --> 01:25:37,016
قبول می‌کنی؟

922
01:25:38,599 --> 01:25:40,058
بله، من این کار را می‌کنم.

923
01:25:43,599 --> 01:25:48,808
«تو حواست نیست، عشق من.»

924
01:25:49,933 --> 01:25:56,433
«این وعده‌ای راست است.»

925
01:25:57,474 --> 01:26:03,016
«برای توست که زنده‌ام،»

926
01:26:03,099 --> 01:26:08,724
«قصد من همین است.»

927
01:26:10,349 --> 01:26:13,599
«این یه قوله، عشق من.»

928
01:26:13,849 --> 01:26:16,433
«این یه وعده‌ست. این یه وعده‌ست.»

929
01:26:16,516 --> 01:26:19,474
«این یه قوله، عشق من.»

930
01:26:20,391 --> 01:26:22,849
«این یه وعده‌ست. این یه وعده‌ست.»

931
01:26:23,016 --> 01:26:25,266
«یک قول...»

932
01:26:28,558 --> 01:26:30,558
«یک قول...»

933
01:27:02,308 --> 01:27:03,558
بریم برادر؟

934
01:27:04,016 --> 01:27:06,224
به افشان زنگ بزن، و ما میریم.

935
01:27:06,558 --> 01:27:08,474
او شب هنگام دزدکی فرار کرد.

936
01:27:13,683 --> 01:27:15,433
منظورت از «یقه خالی کردن» چیه؟

937
01:27:16,016 --> 01:27:17,016
او رفته است.

938
01:27:17,099 --> 01:27:19,516
صبح که چک کردم، چادرش خالی بود.

939
01:27:32,933 --> 01:27:34,224
وقتشه برادر...

940
01:27:34,474 --> 01:27:35,683
برای رفتن به سمت مرز.

941
01:27:46,266 --> 01:27:47,891
آیا قرار است اینگونه تجارت کنم؟

942
01:27:48,266 --> 01:27:51,766
باشه، باشه. چقدر موجودی تو کارخونه داریم؟

943
01:27:52,099 --> 01:27:54,881
چقدر «پودر» و «کرم»؟

944
01:27:55,266 --> 01:27:55,808
به من بگو.

945
01:27:55,891 --> 01:27:56,849
بهش بگو.

946
01:28:01,266 --> 01:28:03,966
حدود ۴۰ کیلو «پودر»،

947
01:28:04,099 --> 01:28:05,766
و به همان مقدار «کرم مالانا».

948
01:28:06,016 --> 01:28:08,641
۴۰ کیلو پودر را به ۱۲۰ تبدیل کنید، و خامه را دو برابر کنید.

949
01:28:09,266 --> 01:28:10,183
بله، رئیس.

950
01:28:10,433 --> 01:28:13,308
و من اون رو تا سه هفته دیگه می‌خوام، فهمیدی؟

951
01:28:14,266 --> 01:28:16,516
رئیس، چطور ممکنه تو سه هفته؟ ما حداقل به شش هفته زمان نیاز داریم؟

952
01:28:16,541 --> 01:28:18,724
سه یعنی سه.

953
01:28:19,516 --> 01:28:22,599
نه یک روز بیشتر و نه کمتر.

954
01:28:26,391 --> 01:28:27,516
دیوونه شدی؟

955
01:28:28,388 --> 01:28:29,516
برادر...

956
01:28:30,683 --> 01:28:32,433
من یه فکری دارم. می‌خوای بشنوی؟

957
01:28:32,516 --> 01:28:33,266
برو دیگه.

958
01:28:33,291 --> 01:28:36,334
بالیوود اخیراً موفقیت‌های بزرگی کسب کرده است.

959
01:28:36,359 --> 01:28:38,641
آیا باید پول حفاظت را دو برابر کنیم؟

960
01:28:39,183 --> 01:28:43,224
اینکه اوستارا، دوگال و رفقایش را در سالن سینما کشته است.

961
01:28:43,808 --> 01:28:47,016
چه کسی قرار است پول حفاظت را بپردازد، به عنوان...

962
01:28:55,308 --> 01:28:56,266
نگه دار.

963
01:29:00,474 --> 01:29:01,516
عشق...

964
01:29:03,308 --> 01:29:04,641
امروز چی درست می‌کنی؟

965
01:29:08,724 --> 01:29:09,891
ماه.

966
01:29:11,391 --> 01:29:12,933
ماه آبی؟

967
01:29:14,016 --> 01:29:17,599
بله. زخمی شده. خونریزی داره.

968
01:29:22,433 --> 01:29:24,766
آیا رنگ خون آبی است؟

969
01:29:25,516 --> 01:29:26,641
بله...

970
01:29:28,058 --> 01:29:29,808
من هم نمی‌دانستم.

971
01:29:31,308 --> 01:29:33,933
اما وقتی ماه ما آبی به دنیا آمد،

972
01:29:35,474 --> 01:29:37,433
یه پرستار برام توضیح داد...

973
01:29:38,433 --> 01:29:39,808
کل فرآیند.

974
01:29:40,141 --> 01:29:41,516
کدام فرآیند؟

975
01:29:42,141 --> 01:29:45,266
وقتی تنفس متوقف می‌شود، قلب از حرکت باز می‌ایستد،

976
01:29:45,849 --> 01:29:49,599
همراه با خون جاری در رگ‌هایمان.

977
01:29:50,933 --> 01:29:52,766
خون بالاخره شروع می‌شود

978
01:29:53,391 --> 01:29:57,516
تا آبی شود... سپس آبی تیره...

979
01:29:58,724 --> 01:30:02,433
به بنفش... و در نهایت مشکی.

980
01:30:04,391 --> 01:30:08,099
اما از طریق پوست، آبی رنگ به نظر می‌رسد.

981
01:30:11,516 --> 01:30:13,016
آسمان را نقاشی می‌کنی.

982
01:30:14,183 --> 01:30:15,724
حتی آن هم آبی است.

983
01:30:16,516 --> 01:30:19,724
بگیرش. حالا بکش... اینجا.

984
01:30:30,724 --> 01:30:31,808
رئیس...

985
01:30:32,558 --> 01:30:33,516
تلفن.

986
01:30:35,183 --> 01:30:36,849
بعداً برمی‌گردم.

987
01:30:44,766 --> 01:30:47,099
محموله‌ای که در کاتماندو گم کردیم

988
01:30:47,474 --> 01:30:49,183
ملک شخصی من نبود

989
01:30:50,724 --> 01:30:53,474
من باید از جیب خودم بپردازم. فهمیدم.

990
01:30:54,183 --> 01:30:59,599
اگر لازم است، کار را دو یا سه برابر کنید، اما سه یعنی سه!

991
01:31:00,599 --> 01:31:03,078
- فهمیدی؟ - فهمیدم، داداش.

992
01:31:11,016 --> 01:31:12,058
خشم و غضب.

993
01:31:12,891 --> 01:31:14,516
عشق من، کجا میری؟

994
01:31:15,058 --> 01:31:17,308
مریخ. بزن بریم.

995
01:31:36,474 --> 01:31:38,724
اگه برگشت، فوراً با این شماره تماس بگیر، خاله.

996
01:31:39,099 --> 01:31:41,016
فقط نذار بفهمه.

997
01:31:41,516 --> 01:31:44,224
- خواهش می‌کنم، نیازی بهش نیست. - نگهش دار. چیزهای بیشتری هم هست.

998
01:31:55,349 --> 01:31:58,266
جلال بعد از عملیات نپال دیوانه شده است.

999
01:32:00,141 --> 01:32:03,516
او همه چیز را در معرض خطر قرار می‌دهد تا ضررها را جبران کند.

1000
01:32:06,058 --> 01:32:09,849
الان وقتشه... به امپراتوری مواد مخدرش پایان بدیم.

1001
01:32:13,808 --> 01:32:15,474
کی حمله کنیم؟

1002
01:32:22,433 --> 01:32:24,641
او افشان قریشی است.

1003
01:32:25,474 --> 01:32:28,141
جزئیات پشت جلد هست. باید پیداش کرد.

1004
01:32:32,016 --> 01:32:34,474
مگه اون از پرونده انصاری نیست؟

1005
01:32:36,433 --> 01:32:38,224
آیا او با پول شما فرار کرد؟ ...

1006
01:32:39,016 --> 01:32:40,224
یا قلبت؟

1007
01:32:41,683 --> 01:32:44,516
برای همینه که تو یه رومئو شدی.

1008
01:32:46,933 --> 01:32:48,516
بسیار خب، حالا، یک زمان انتخاب کنید.

1009
01:32:50,141 --> 01:32:51,474
به محض اینکه دختر پیدا شد.

1010
01:32:51,599 --> 01:32:52,724
عالیه.

1011
01:32:53,474 --> 01:32:55,558
عوضی من سعی می‌کنه تلافی کنه.

1012
01:32:56,433 --> 01:32:58,099
بسیار خب، اعلیحضرت.

1013
01:32:58,183 --> 01:33:01,474
اداره اطلاعات کشور تمام ماموریت‌های خود را لغو خواهد کرد

1014
01:33:01,499 --> 01:33:03,516
و این دخترت رو پیدا کن.

1015
01:33:03,740 --> 01:33:04,760
او را پیدا کنید.

1016
01:33:05,808 --> 01:33:07,266
جناب خان، کجا می‌روید؟

1017
01:33:07,291 --> 01:33:10,391
کجای دیگه؟ همون جایی که همیشه میرم.

1018
01:33:10,474 --> 01:33:11,558
برای دعا کردن؟

1019
01:33:11,935 --> 01:33:14,602
آیا کاری که ما انجام می‌دهیم از نماز کمتر است؟

1020
01:33:15,433 --> 01:33:17,058
من آن را مخصوص شما ساخته‌ام.

1021
01:33:17,141 --> 01:33:18,766
- خنک و دلچسب. - شاید دفعه‌ی بعد.

1022
01:33:19,266 --> 01:33:20,849
اونو بده به رومئو اینجا.

1023
01:33:21,183 --> 01:33:22,724
آتش دل او را سرد خواهد کرد.

1024
01:33:25,391 --> 01:33:26,474
پایت بهتر شده؟

1025
01:33:26,558 --> 01:33:27,433
بله، همینطور است.

1026
01:33:27,458 --> 01:33:29,766
اگر کمی جابجا شوید، می‌توانم بروم.

1027
01:33:35,391 --> 01:33:37,433
چرا با خودت این کارو می‌کنی؟

1028
01:33:38,099 --> 01:33:39,474
او را فراموش کن.

1029
01:33:40,141 --> 01:33:42,224
او یک بمب ساعتی است...

1030
01:33:42,308 --> 01:33:46,888
او منفجر می‌شود و تو را تکه تکه می‌کند.

1031
01:33:51,183 --> 01:33:53,933
سپس تصور کنید که این اتفاق قبلاً افتاده است.

1032
01:33:56,683 --> 01:34:02,016
«روزگارتان سرشار از لطف و رحمت الهی»

1033
01:34:03,808 --> 01:34:08,766
و شب‌ها ملایم هستند.

1034
01:34:10,849 --> 01:34:19,224
«همچنان که شب با گام‌های نرم فرود می‌آید.»

1035
01:34:21,058 --> 01:34:29,474
«می‌ترسم... تو داری میری.»

1036
01:34:29,808 --> 01:34:32,933
"من عاشقم...؟"

1037
01:34:35,474 --> 01:34:37,849
«یا از قبل در حال غرق شدن در آن هستید.»

1038
01:34:38,183 --> 01:34:40,599
برادر، روزهای تنهایی‌ات تمام شده است.

1039
01:34:40,808 --> 01:34:43,141
برادر، ببین کی اینجاست؟

1040
01:34:44,183 --> 01:34:46,599
نرگس... می‌شناسیش؟

1041
01:34:49,266 --> 01:34:50,558
پنج هزار تا بهش داد.

1042
01:34:51,474 --> 01:34:52,724
بفرستش عقب.

1043
01:34:59,349 --> 01:35:00,683
پیشقدم شما.

1044
01:35:01,266 --> 01:35:02,766
نمی‌خوامش. نگهش دار.

1045
01:35:04,599 --> 01:35:05,558
بیا اینجا.

1046
01:35:08,224 --> 01:35:09,474
آن را پس بده.

1047
01:35:11,641 --> 01:35:13,433
چرا بهش زنگ زدی وقتی ازت خواستم نزنی؟

1048
01:35:13,516 --> 01:35:15,474
من بهش زنگ نزدم. - پس کی زنگ زد؟

1049
01:35:16,724 --> 01:35:17,683
مادربزرگ این کار را کرد.

1050
01:35:27,933 --> 01:35:30,183
اینها زخم های عشق هستند...

1051
01:35:30,266 --> 01:35:33,016
آنها فقط با بی‌پروایی می‌توانند درمان شوند، نه تنهایی.

1052
01:35:33,599 --> 01:35:36,433
اگر پیش پرداختت را پس نگیری،

1053
01:35:36,516 --> 01:35:39,266
من صدقه قبول نمی‌کنم.

1054
01:36:39,058 --> 01:36:40,266
چه اتفاقی افتاده؟

1055
01:36:40,933 --> 01:36:42,474
آیا کار اشتباهی انجام دادم؟

1056
01:36:42,766 --> 01:36:44,183
آیا باید کار دیگری انجام دهم؟

1057
01:36:52,474 --> 01:36:54,224
داداش. چی شده داداش؟

1058
01:36:54,308 --> 01:36:55,933
- چیکار کردی؟ - هیچ اتفاقی نیفتاده؟

1059
01:36:56,058 --> 01:36:58,016
برادر. برادر.

1060
01:36:58,558 --> 01:37:00,283
چه بلایی سرت اومده برادر؟

1061
01:37:00,308 --> 01:37:02,099
چه اشکالی دارد؟

1062
01:37:02,599 --> 01:37:03,516
برادر.

1063
01:37:04,266 --> 01:37:05,628
چه اتفاقی افتاده؟

1064
01:37:06,433 --> 01:37:08,224
چه اتفاقی افتاده؟

1065
01:37:08,558 --> 01:37:10,099
چه اتفاقی افتاده؟

1066
01:37:14,099 --> 01:37:15,141
رئیس.

1067
01:37:15,599 --> 01:37:17,058
رئیس. رئیس.

1068
01:37:22,516 --> 01:37:23,849
چه اتفاقی افتاده؟

1069
01:37:23,933 --> 01:37:25,308
- چرا گریه می‌کند؟ - نمی‌دانم.

1070
01:37:25,333 --> 01:37:27,870
- چرا داریم گریه می‌کنیم؟ - نمی‌دانم.

1071
01:37:29,657 --> 01:37:30,616
خفه شو!

1072
01:37:30,641 --> 01:37:32,589
خفه شو!

1073
01:37:36,054 --> 01:37:37,804
خفه شو!

1074
01:37:39,641 --> 01:37:41,599
چه بلایی سرت اومده برادر؟

1075
01:37:45,183 --> 01:37:46,516
جنسش خوبه - ممنون، رئیس.

1076
01:37:46,599 --> 01:37:48,183
سه هفته تقریباً تمام شده است.

1077
01:37:48,391 --> 01:37:50,699
- و محموله آماده‌ست. - آماده‌ی تحویل باش.

1078
01:37:50,724 --> 01:37:52,183
آروم باش. آروم باش.

1079
01:37:52,208 --> 01:37:53,583
سریع‌تر. سریع‌تر.

1080
01:37:55,414 --> 01:37:56,581
بیا بریم.

1081
01:38:35,141 --> 01:38:37,408
«قلبم بین دو دنده زندانی شده بود.»

1082
01:38:37,433 --> 01:38:40,308
از شادی در حالی که تلو تلو می‌خورد بیرون آمد...

1083
01:38:44,016 --> 01:38:46,016
«مثل شعله‌ای فروزان شعله‌ور شد»

1084
01:38:46,099 --> 01:38:48,474
و برخاست تا آسمان را ببوسد.

1085
01:39:14,558 --> 01:39:16,841
«قلبم بین دو دنده زندانی شده بود.»

1086
01:39:16,866 --> 01:39:18,866
از شادی در حالی که تلو تلو می‌خورد بیرون آمد...

1087
01:39:18,891 --> 01:39:21,033
«مثل شعله‌ای فروزان شعله‌ور شد»

1088
01:39:21,058 --> 01:39:23,391
و برخاست تا آسمان را ببوسد.

1089
01:39:23,474 --> 01:39:28,266
«درخشش معشوق من با شور و هیجان فراوان پدیدار شد.»

1090
01:39:28,291 --> 01:39:30,391
«با صدای انفجار بیرون آمد.»

1091
01:39:30,474 --> 01:39:34,391
«با صدای انفجار بیرون آمد.»

1092
01:39:34,474 --> 01:39:36,558
«با صدای انفجار بیرون آمد.»

1093
01:39:36,766 --> 01:39:40,933
«لرزش پدیدار شد...»

1094
01:39:41,089 --> 01:39:44,474
«لرزش پدیدار شد...»

1095
01:40:17,516 --> 01:40:21,433
«درخشش معشوق من»

1096
01:40:21,516 --> 01:40:28,058
«با سر و صدای زیاد پدیدار شد.»

1097
01:41:10,516 --> 01:41:13,683
بیرون. بیرون. برو بیرون.

1098
01:41:28,183 --> 01:41:33,558
«همچنان که شعله‌های آتش می‌بارید، حتی آب هم سوخت.»

1099
01:41:37,141 --> 01:41:41,433
«همچنان که شعله‌های آتش می‌بارید، حتی آب هم سوخت.»

1100
01:41:41,516 --> 01:41:45,766
«قلب زیر پاها له شد.»

1101
01:41:45,849 --> 01:41:50,474
«کسی قلب مرا له کرد، زندگی‌ام را زیر پا گذاشت.»

1102
01:41:50,499 --> 01:41:54,332
«کسی قلب مرا له کرد، زندگی‌ام را زیر پا گذاشت.»

1103
01:41:54,474 --> 01:41:59,183
«بعد از اینکه من را اذیت کرد، به کدام سمت رفت؟»

1104
01:41:59,208 --> 01:42:03,500
«همانطور که خون مانند طلا ذوب می‌شد.»

1105
01:42:09,599 --> 01:42:14,516
«درخشش معشوق من با شور و هیجان فراوان پدیدار شد.»

1106
01:42:14,599 --> 01:42:16,516
«با صدای انفجار بیرون آمد.»

1107
01:42:16,599 --> 01:42:20,516
«با صدای انفجار بیرون آمد.»

1108
01:42:21,183 --> 01:42:23,266
«با صدای انفجار بیرون آمد.»

1109
01:42:23,433 --> 01:42:27,266
«لرزش پدیدار شد...»

1110
01:42:27,433 --> 01:42:30,474
«لرزش پدیدار شد...»

1111
01:42:32,308 --> 01:42:35,641
سلام... سلام داداش جلال.

1112
01:42:37,183 --> 01:42:38,433
داداش جلال...

1113
01:42:39,766 --> 01:42:41,933
صدایم را می‌شنوی؟

1114
01:42:42,933 --> 01:42:45,933
اما من مات و مبهوت موندم چطور هنوز داری حرف میزنی؟

1115
01:42:48,308 --> 01:42:50,099
دیگه هیچوقت نشتی نمیده.

1116
01:42:50,599 --> 01:42:55,433
او می‌گوید رئیس، سقف دیگر هرگز چکه نخواهد کرد.

1117
01:42:56,724 --> 01:43:02,766
بهش بگو، اگه حتی یه قطره هم روش بریزی، نقاشی زن منه...

1118
01:43:05,974 --> 01:43:07,641
او شروع به نشت خواهد کرد.

1119
01:43:18,974 --> 01:43:20,724
صداتو از دست دادی؟

1120
01:43:21,141 --> 01:43:22,474
صحبت کن.

1121
01:43:23,349 --> 01:43:26,474
رئیس... اون تحت حمایت خان هست.

1122
01:43:26,724 --> 01:43:28,641
ما ترتیباتی برای خلاص شدن از شر خان داده‌ایم.

1123
01:43:28,666 --> 01:43:31,391
وقتی او از سر راه برداشته شود، اوستارا زیاد زنده نخواهد ماند.

1124
01:43:31,558 --> 01:43:35,724
نه. اگر خان برود، پاندی می‌آید.

1125
01:43:36,474 --> 01:43:39,391
یا یه نفر مثل دیسوزا، نایار، شارما... یا هر کسی.

1126
01:43:39,599 --> 01:43:44,058
برای قطع درخت، ریشه‌ها را بزنید، نه شاخه‌ها را.

1127
01:43:44,891 --> 01:43:46,183
درسته، آقا.

1128
01:43:47,349 --> 01:43:48,849
ریشه کیست؟

1129
01:43:52,349 --> 01:43:54,065
تیغ اصلاح.

1130
01:44:00,391 --> 01:44:03,224
این که نمیشه، نه.

1131
01:44:03,474 --> 01:44:08,599
خیلی داغونم...

1132
01:44:12,724 --> 01:44:17,183
لعنت بهش، این امکان نداره، نه. دیگه کافیه.

1133
01:44:17,433 --> 01:44:21,933
نمی‌فهمم، لعنت بهش.

1134
01:44:22,224 --> 01:44:26,891
راستش نمی‌دانم چرا این اتفاق افتاد...

1135
01:44:28,141 --> 01:44:29,183
نگه دار.

1136
01:44:29,222 --> 01:44:30,599
چه اتفاقی افتاده؟

1137
01:44:32,016 --> 01:44:33,183
داره اتفاق میفته.

1138
01:45:09,391 --> 01:45:12,141
به هر دوی شما یک هفته فرصت می‌دهم

1139
01:45:13,474 --> 01:45:19,349
اگر اوستارا در روز هشتم نمرده باشد، یکی از شما خواهد مرد.

1140
01:45:19,795 --> 01:45:21,558
به یاد داشته باشید

1141
01:45:23,099 --> 01:45:25,766
عشق جلال دست نیافتنی است.

1142
01:45:28,266 --> 01:45:30,599
دشمنی او را به جان نخرید.

1143
01:45:39,099 --> 01:45:41,498
آیا متوجه هستید که چه کاری انجام داده‌اید؟

1144
01:45:42,474 --> 01:45:46,099
من تمام شب تلفنی... با دهلی صحبت کرده‌ام.

1145
01:45:46,974 --> 01:45:50,266
من جواب هیچ کدام از سوالات آنها را ندارم.

1146
01:45:51,474 --> 01:45:54,366
اگر این عملیات ما بود، چرا از آن خبر نداشتیم؟

1147
01:45:54,391 --> 01:45:58,099
و ما می‌گوییم، این عملیات ما بود، ای لعنتی...

1148
01:46:00,766 --> 01:46:04,740
چطور جرأت می‌کنی بدون اجازه من به جلال حمله کنی؟

1149
01:46:08,641 --> 01:46:12,162
بی‌کلام. تو منو بی‌کلام گذاشتی.

1150
01:46:16,766 --> 01:46:21,349
جناب خان، فکر کردم خوشحال می‌شید،

1151
01:46:22,141 --> 01:46:23,391
و به من پاداش بده.

1152
01:46:32,058 --> 01:46:34,433
چه خوشحال باشم چه نباشم،

1153
01:46:36,266 --> 01:46:38,349
پاداشت را می‌گیری.

1154
01:46:43,391 --> 01:46:45,349
ویزای شینگن پیوست شد.

1155
01:46:46,590 --> 01:46:51,340
نمی‌خوام بعد از ۷۲ ساعت قیافه‌ی داغونت رو تو بمبئی ببینم.

1156
01:46:55,974 --> 01:46:57,391
از جلال چه خبر؟

1157
01:46:59,474 --> 01:47:01,558
جون خودت رو نجات بده.

1158
01:47:08,683 --> 01:47:10,266
از دختره خبری شده؟

1159
01:47:13,183 --> 01:47:14,433
دختر ...

1160
01:47:15,474 --> 01:47:19,016
کانپور، ناگپور، دهلی...

1161
01:47:19,224 --> 01:47:20,266
بولی...

1162
01:47:20,391 --> 01:47:22,974
همه جا را گشتم. اما خبری از او نبود.

1163
01:47:25,349 --> 01:47:29,266
آخرش به خاطر اون دختره میمیره و باعث میشه ما هم کشته بشیم.

1164
01:47:39,349 --> 01:47:43,266
بریانی عمه

1165
01:47:52,724 --> 01:47:54,724
چرا برای ما مهم است، رئیس؟

1166
01:47:55,016 --> 01:47:59,766
چه خان بریانی عمه را بخورد و چه واداپاو از پارک شیواجی.

1167
01:48:01,558 --> 01:48:04,766
ما گذرنامه‌هایمان را داریم.

1168
01:48:06,058 --> 01:48:08,058
به همراه ویزای شینگن ضمیمه شده.

1169
01:48:08,391 --> 01:48:10,266
ما می‌توانیم هر جایی که بخواهیم برویم.

1170
01:48:10,349 --> 01:48:12,474
آلمان، ایتالیا، فرانسه.

1171
01:48:14,141 --> 01:48:16,724
ما بدون هیچ شرط‌بندی، جایزه بزرگ را بردیم.

1172
01:48:18,266 --> 01:48:19,849
دقیقاً، همانطور که <font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">نیوفیلم</font>   <font color="Orange">NewFilm</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال**

1173
01:48:21,083 --> 01:48:23,542
چطور بدون هیچ شرط‌بندی برنده‌ی جایزه‌ی بزرگ شدیم؟

1174
01:48:39,474 --> 01:48:41,516
آره. - رئیس، خاله داره میاد.

1175
01:48:41,599 --> 01:48:42,558
باشه.

1176
01:48:42,766 --> 01:48:44,391
او را راه بینداز.

1177
01:48:51,141 --> 01:48:54,016
«درود بر گانشا!»

1178
01:48:57,008 --> 01:48:59,183
«درود بر گانشا!»

1179
01:49:18,474 --> 01:49:20,308
اون تو منطقه شانکار چیکار می‌کنه؟

1180
01:49:57,141 --> 01:49:58,224
ببینید، جناب شانکار آنجاست.

1181
01:49:58,308 --> 01:50:00,391
سلام. سلام، آقا. خوش آمدید.

1182
01:50:01,917 --> 01:50:03,849
- خیلی خوشحالم که اینجایی. - ممنونم.

1183
01:50:03,874 --> 01:50:06,433
- من هم همینطور. - من و همسرم خوشحالیم که اینجایید.

1184
01:50:06,749 --> 01:50:09,541
بدون خوردن غذا آنجا را ترک نکنید.

1185
01:50:16,349 --> 01:50:17,641
- سلام، آقا. - سلام.

1186
01:50:18,308 --> 01:50:19,391
همسرم

1187
01:50:23,183 --> 01:50:25,308
همسرت خیلی زیباست.

1188
01:50:27,349 --> 01:50:30,683
به این میگن، میمونی که گردنبند مروارید به دست میگیره.

1189
01:50:31,391 --> 01:50:32,558
بفرمایید آقا.

1190
01:50:36,558 --> 01:50:38,224
چی میل داری خاله؟

1191
01:50:39,558 --> 01:50:41,533
آقا، او مادر شوهر من است.

1192
01:50:41,558 --> 01:50:42,558
سلام.

1193
01:50:43,878 --> 01:50:45,141
اسمش چیه؟

1194
01:50:45,349 --> 01:50:46,391
عمه شیلپا.

1195
01:50:48,099 --> 01:50:50,599
منظورم همسرت بود.

1196
01:50:52,266 --> 01:50:53,308
رانی

1197
01:50:54,141 --> 01:50:55,266
رانی شارما.

1198
01:50:55,391 --> 01:50:59,776
شارما... یعنی شمال هند.

1199
01:51:00,237 --> 01:51:01,933
بله. اوتار پرادش.

1200
01:51:02,008 --> 01:51:02,925
بالا؟

1201
01:51:03,016 --> 01:51:04,617
بالا. بالا. بالا. بالا. بالا. بالا.

1202
01:51:05,058 --> 01:51:06,183
کجای یو پی؟

1203
01:51:06,391 --> 01:51:08,391
- سیتاپور. - سیتاپور...

1204
01:51:09,016 --> 01:51:11,308
این اولین جشن گانپاتی اوست، آقا.

1205
01:51:11,933 --> 01:51:14,183
حوصله‌اش از نشستن در خانه سر رفته بود.

1206
01:51:14,308 --> 01:51:17,474
گفتم، بذار ببرمت جشنت.

1207
01:51:17,766 --> 01:51:19,349
برو جلو، تماشا کن.

1208
01:51:19,558 --> 01:51:21,141
همه با هم آن را تماشا خواهیم کرد.

1209
01:51:21,724 --> 01:51:23,974
قربان، من می‌رم ترتیبات رو بررسی کنم.

1210
01:51:23,999 --> 01:51:25,124
پاتاره

1211
01:51:25,683 --> 01:51:26,558
گوش کن...

1212
01:51:31,724 --> 01:51:33,474
فقط دو روز دیگه وقت داریم.

1213
01:51:33,599 --> 01:51:35,703
ما اوستارا را به هر قیمتی می‌خواهیم.

1214
01:51:36,141 --> 01:51:38,141
و فقط یک راه برای رسیدن به او وجود دارد.

1215
01:51:38,349 --> 01:51:42,032
- خان. - قربان، همه چیز سر جای خودشه.

1216
01:51:42,558 --> 01:51:43,849
ما او را پیدا خواهیم کرد.

1217
01:51:52,641 --> 01:51:59,724
«جلال از آنِ پروردگار است.»

1218
01:52:02,308 --> 01:52:09,391
«جلال از آنِ پروردگار است.»

1219
01:52:11,933 --> 01:52:19,141
«جلال از آنِ پروردگار است.»

1220
01:52:21,391 --> 01:52:23,849
«درود بر گانشا!»

1221
01:52:23,974 --> 01:52:26,141
«جلال بر نیکوکار.»

1222
01:52:26,266 --> 01:52:28,574
«درود بر گانشا!»

1223
01:52:28,599 --> 01:52:30,974
«سال دیگه زود برگرد.»

1224
01:52:31,058 --> 01:52:34,016
«درود بر گانشا!»

1225
01:52:34,224 --> 01:52:35,933
جلال بر گانشا!

1226
01:52:36,266 --> 01:52:40,599
جلال بر او باد!

1227
01:52:57,386 --> 01:53:07,641
«یک قرن است که حتی یک پلک هم نخوابیده‌ام...»

1228
01:53:08,391 --> 01:53:15,349
«فقط برای تو.»

1229
01:53:32,766 --> 01:53:39,391
«من برای تو وجود داشتم...»

1230
01:53:52,469 --> 01:53:55,933
حرکت کن. از سر راه برو کنار.

1231
01:54:29,183 --> 01:54:30,349
عمه...

1232
01:54:31,974 --> 01:54:33,058
بیا تو.

1233
01:54:33,683 --> 01:54:35,599
آیا دیابت دارید؟

1234
01:54:36,349 --> 01:54:37,599
از کجا میدونی؟

1235
01:54:38,391 --> 01:54:40,474
خاله، شکر پیدا نکردم.

1236
01:54:42,766 --> 01:54:45,766
پس ما داریم این چای بی‌مزه را می‌نوشیم.

1237
01:54:49,308 --> 01:54:51,391
تقصیر من نیست پسرم.

1238
01:54:53,099 --> 01:54:56,141
من در مقابل آنها حرفی برای گفتن ندارم.

1239
01:54:57,653 --> 01:55:00,320
مجبور بودم همانطور که گفتند عمل کنم.

1240
01:55:05,849 --> 01:55:07,745
چرا من را اینجا صدا زدید، آقا؟

1241
01:55:08,224 --> 01:55:09,308
چی؟

1242
01:55:10,391 --> 01:55:12,636
چرا کردی...

1243
01:55:13,349 --> 01:55:15,599
برای اینکه تو را به خواهرزاده‌ات معرفی کنم.

1244
01:55:16,831 --> 01:55:18,247
خواهرزاده‌ام؟

1245
01:55:19,062 --> 01:55:22,604
برادرت دیودوت شارما. سیتاپور.

1246
01:55:23,099 --> 01:55:24,933
دخترش رانی.

1247
01:55:25,349 --> 01:55:26,474
ببین. - بیا تو.

1248
01:55:32,141 --> 01:55:34,349
نمی‌خوام توی این مخمصه بیفتم.

1249
01:55:36,016 --> 01:55:37,308
اینجا. نگهش دار.

1250
01:55:39,599 --> 01:55:41,908
- نگهش دار. به دردت می‌خوره. - نه، آقا.

1251
01:55:41,933 --> 01:55:45,558
به زودی او با یک افسر پلیس مشهور ازدواج خواهد کرد.

1252
01:55:46,341 --> 01:55:48,714
او آواز می‌خواند... کلاسیک.

1253
01:55:50,349 --> 01:55:51,308
درست است؟

1254
01:55:53,058 --> 01:55:56,854
نگهش دار. نگهش دار، عمه. نگهش دار.

1255
01:55:57,391 --> 01:55:58,558
چی گرفتی؟

1256
01:55:58,734 --> 01:56:00,109
بریانی، آقا.

1257
01:56:00,391 --> 01:56:02,589
- برای ... تو ... - برای من؟

1258
01:56:03,391 --> 01:56:05,474
عالیه. ممنونم.

1259
01:56:07,349 --> 01:56:09,391
تا ماموریتمان تمام نشده،

1260
01:56:10,474 --> 01:56:12,448
هر ماه پول دریافت خواهید کرد.

1261
01:56:17,349 --> 01:56:20,141
اگه خان بفهمه من میمیرم.

1262
01:56:21,308 --> 01:56:23,542
یا حتی پاتاره.

1263
01:56:25,174 --> 01:56:26,924
و آیا رئیس از شما چشم‌پوشی خواهد کرد؟

1264
01:56:57,599 --> 01:56:59,349
تو برگشتی.

1265
01:56:59,374 --> 01:57:00,849
فکر کردم...

1266
01:57:07,395 --> 01:57:12,145
«تنها چیزی که می‌خواهم یک معشوق است...»

1267
01:57:13,599 --> 01:57:15,183
از من چه می‌خواهی؟

1268
01:57:25,099 --> 01:57:27,099
تو منو تبدیل به یه روح کردی.

1269
01:57:29,183 --> 01:57:31,787
نمی‌تونم تشخیص بدم که وجود دارم یا نه.

1270
01:57:34,141 --> 01:57:35,834
چرا این کار را کردی؟

1271
01:57:39,641 --> 01:57:43,099
نمی‌خواستم بار مرگ هیچ انسان دیگری را به دوش بکشم.

1272
01:57:44,224 --> 01:57:47,099
عشق تو داشت مانعی در راه ماموریت من می‌شد.

1273
01:57:48,224 --> 01:57:51,841
از تو... و از خودم میترسیدم.

1274
01:57:55,349 --> 01:57:57,141
چند روز دیگر، و...

1275
01:58:07,349 --> 01:58:09,141
ضربه را قبول دارم.

1276
01:58:12,349 --> 01:58:14,599
جلال را در خانه‌اش خواهم کشت.

1277
01:58:15,599 --> 01:58:17,935
اونوقت با من میای؟

1278
01:58:21,183 --> 01:58:22,766
من از خط قرمز عبور کرده‌ام.

1279
01:58:24,058 --> 01:58:25,766
الان نمیشه به عقب برگشت

1280
01:58:29,349 --> 01:58:31,099
یه لطف آخری می‌کنی؟

1281
01:58:35,349 --> 01:58:39,266
لطفا مرا به حال خودم بگذار.

1282
01:58:45,474 --> 01:58:47,724
حتماً، خانم پاتاره.

1283
01:58:51,766 --> 01:58:54,183
من اینجام تا شهریه‌ام رو بگیرم.

1284
01:58:57,599 --> 01:58:58,558
چه شهریه ای؟

1285
01:59:00,183 --> 01:59:01,391
خیلی زود فراموش شد.

1286
01:59:03,641 --> 01:59:05,308
با من می‌خوابی؟

1287
01:59:07,099 --> 01:59:09,308
بله، انجامش میدم.

1288
01:59:13,058 --> 01:59:14,099
ببین...

1289
01:59:15,558 --> 01:59:17,266
سر راه من نیا.

1290
01:59:17,599 --> 01:59:20,391
من نفرین شده‌ام، مثل عنکبوت بیوه سیاه.

1291
01:59:20,849 --> 01:59:23,099
من عزیز دلم را زنده زنده قورت می‌دهم.

1292
01:59:23,349 --> 01:59:24,474
معشوق؟

1293
01:59:28,391 --> 01:59:30,099
عنکبوت بیوه سیاه ...

1294
01:59:32,308 --> 01:59:33,516
لباس‌هایت را در بیاور.

1295
01:59:36,099 --> 01:59:37,266
بفرمایید.

1296
01:59:39,849 --> 01:59:40,766
حالا!

1297
01:59:59,683 --> 02:00:01,099
برو جلو.

1298
02:00:02,599 --> 02:00:04,099
هزینه خود را جمع کنید.

1299
02:00:09,474 --> 02:00:12,141
تو نمی‌دانی چه درخواستی داری.

1300
02:00:12,474 --> 02:00:15,766
تو روحمو میخوای نه جسممو.

1301
02:00:18,183 --> 02:00:20,266
و شما نمی‌توانید آن را در این زندگی داشته باشید.

1302
02:00:30,808 --> 02:00:34,266
تو را از هر نفسم بیرون خواهم کشید،

1303
02:00:37,266 --> 02:00:40,349
تا زمانی که فقط نفرت برایت باقی بماند.

1304
02:00:50,516 --> 02:00:52,183
عشق نفرین است،

1305
02:00:53,766 --> 02:00:55,349
به دلم نشست،

1306
02:00:56,849 --> 02:00:58,391
و تو را هم تحت تأثیر قرار داد.

1307
02:01:16,933 --> 02:01:21,141
«رومئو. اوه رومئو.»

1308
02:01:22,391 --> 02:01:28,699
«یک زندگی... برای زندگی دیگر.»

1309
02:01:28,724 --> 02:01:33,308
«رومئو. اوه رومئو.»

1310
02:01:34,266 --> 02:01:39,558
«یک زندگی... برای زندگی دیگر.»

1311
02:01:40,266 --> 02:01:45,933
«با یک بوسه زندگی را بگیر...»

1312
02:01:46,141 --> 02:01:47,308
پر از انرژی به نظر می‌رسد.

1313
02:01:47,391 --> 02:01:51,141
«با شادی زندگی ببخش.»

1314
02:01:51,391 --> 02:01:53,474
هی... کیف پولت.

1315
02:01:55,349 --> 02:01:57,183
کیف پول شما.

1316
02:01:58,266 --> 02:02:00,016
«رومئو.»

1317
02:02:00,349 --> 02:02:02,349
- ندارمش. - کیف پول ندارم.

1318
02:02:03,933 --> 02:02:09,599
«یک زندگی... برای زندگی دیگر.»

1319
02:02:19,391 --> 02:02:21,433
عوضی‌ها!

1320
02:02:21,805 --> 02:02:22,683
بدو!

1321
02:02:22,766 --> 02:02:24,266
نفرین بر تو!

1322
02:02:27,391 --> 02:02:29,516
چیکار میکنی رئیس؟

1323
02:02:29,808 --> 02:02:31,183
کتک خوردن توسط معتادان.

1324
02:02:32,961 --> 02:02:35,599
مدتی است که مورد سرقت قرار گرفته‌ام.

1325
02:02:38,349 --> 02:02:39,849
خیلی جالب بود.

1326
02:02:40,349 --> 02:02:43,183
چرا او را فراموش نمی‌کنی؟

1327
02:02:44,349 --> 02:02:45,516
من ... خواهم کرد.

1328
02:02:49,183 --> 02:02:50,474
برای همیشه؟

1329
02:02:51,391 --> 02:02:53,058
برای همیشه.

1330
02:02:54,558 --> 02:02:56,141
اما یک شرط دارد.

1331
02:02:56,641 --> 02:02:57,641
پذیرفته شده.

1332
02:02:59,808 --> 02:03:02,099
ما نمی‌توانیم بگذاریم ذره‌ای به او آسیبی برسد

1333
02:03:05,558 --> 02:03:08,599
تا وقتی که جلال را نکشد.

1334
02:03:12,574 --> 02:03:18,366
«سپاسگزار عشق، زیرا موهبتی است...»

1335
02:03:18,391 --> 02:03:23,058
«یک کلمه... یک آیه کامل.»

1336
02:03:29,308 --> 02:03:31,808
رئیس، پاتاره همین الان بعد از دستشویی رفتن رفت.

1337
02:03:36,058 --> 02:03:38,000
رئیس، خان داره تو ایستگاه آبمیوه می‌خوره.

1338
02:03:38,099 --> 02:03:41,641
«سپاسگزار عشق، زیرا موهبتی است...»

1339
02:03:42,141 --> 02:03:47,308
«یک کلمه... یک آیه کامل.»

1340
02:03:47,516 --> 02:03:53,558
«هر دردی را با لبخند تحمل کردم.»

1341
02:03:54,183 --> 02:03:56,058
رئیس، افشان در حال حاضر مشغول خرید ماهی است.

1342
02:03:57,224 --> 02:03:58,474
ماهی.

1343
02:03:59,724 --> 02:04:05,349
«این یه سمه، باید قورتش بدی.»

1344
02:04:05,599 --> 02:04:08,349
رئیس، پاتاره به کلانتری رسیده.

1345
02:04:08,641 --> 02:04:10,766
«ای رومئو.»

1346
02:04:11,349 --> 02:04:14,224
رئیس، خان کلیسا را ​​ترک کرده است.

1347
02:04:14,308 --> 02:04:15,349
باشه.

1348
02:04:17,391 --> 02:04:18,308
بله، رئیس.

1349
02:04:18,849 --> 02:04:20,058
او به خانه رسیده است.

1350
02:04:20,391 --> 02:04:21,849
«ای رومئو.»

1351
02:04:23,099 --> 02:04:28,599
«یک زندگی... برای زندگی دیگر.»

1352
02:04:30,558 --> 02:04:33,578
من سوار قطار محلی ساعت ۱۲:۳۲ از بوریوالی می‌شوم.

1353
02:04:33,891 --> 02:04:35,349
در داهيسار به استقبالم بيا.

1354
02:04:35,374 --> 02:04:36,918
من در کوپه دوم خواهم بود.

1355
02:04:40,724 --> 02:04:42,828
نگی. در ویرار منتظرم باش.

1356
02:04:43,183 --> 02:04:44,349
بله، قربان.

1357
02:04:46,933 --> 02:04:49,224
او همین الان سوار قطار محلی ساعت ۱۲:۳۲ از بوریوالی شد.

1358
02:04:49,808 --> 02:04:51,516
محفظه دوم از موتور.

1359
02:04:52,266 --> 02:04:55,430
فکر می‌کنم اوستارا قراره تو داهيسار باهاش ​​ملاقات کنه.

1360
02:04:56,558 --> 02:04:57,516
باشه.

1361
02:05:08,349 --> 02:05:09,599
خان آقا.

1362
02:05:10,141 --> 02:05:13,141
وای... شنگرف زیر برقع.

1363
02:05:13,808 --> 02:05:15,391
این هند ماست.

1364
02:05:17,516 --> 02:05:19,099
چه خبر است؟

1365
02:05:19,683 --> 02:05:23,141
چند روز گذشته حرف‌های عجیبی می‌زد.

1366
02:05:46,599 --> 02:05:49,724
Ustara... آن Pathare خونین با یک ارتش کامل در ایستگاه Bhayander منتظر است.

1367
02:05:49,749 --> 02:05:52,749
به هر قیمتی شده او را در ایستگاه جاده میرا پیاده کنید، وگرنه هویتش لو می‌رود.

1368
02:06:04,308 --> 02:06:07,141
اگه چیزی فهمیدی به منم بگو.

1369
02:06:07,308 --> 02:06:08,349
پیاده شو.

1370
02:06:09,558 --> 02:06:10,849
اینجا چیکار میکنی؟

1371
02:06:11,433 --> 02:06:13,099
از قطار پیاده شو. - سرت به کار خودت باشه.

1372
02:06:13,599 --> 02:06:15,933
جناب خان، در ایستگاه بعدی...

1373
02:06:27,183 --> 02:06:28,058
او را ترک کن.

1374
02:06:45,433 --> 02:06:49,224
شوهر مهربان خانم پاتاره در ایستگاه بعدی منتظر شما دو نفر است.

1375
02:06:49,516 --> 02:06:50,849
با تمام قوا.

1376
02:06:53,099 --> 02:06:54,808
چرا زودتر نگفتی، آآآآآآ؟

1377
02:06:55,933 --> 02:06:57,224
حال و حوصله نداشتم.

1378
02:07:16,849 --> 02:07:18,649
همه را پیاده کنید.

1379
02:07:18,992 --> 02:07:20,909
این یک عملیات پلیسی است.

1380
02:07:21,516 --> 02:07:22,808
شما هم همینطور.

1381
02:07:47,433 --> 02:07:48,724
ای جناب خان

1382
02:07:52,433 --> 02:07:53,683
این همه خون.

1383
02:07:56,058 --> 02:07:57,224
آیا او تو را زد؟

1384
02:08:01,180 --> 02:08:02,594
ما از عهده‌اش برمی‌آییم.

1385
02:08:03,433 --> 02:08:04,641
می‌توانید بروید.

1386
02:08:15,433 --> 02:08:21,058
ف<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">نیوفیلم</font>   <font color="Orange">NewFilm</font>  جامعترین سایت فیلم و سریالر، ما از کلاهمان خرگوش بیرون می‌آوریم.

1387
02:08:22,224 --> 02:08:24,308
و تو به من میگی که برم.

1388
02:08:26,224 --> 02:08:28,074
اگر شروع به آواز خواندن کنم

1389
02:08:28,099 --> 02:08:29,808
شاگرد من خواهی شد

1390
02:08:33,016 --> 02:08:35,922
چرا تا ایستگاه بعدی تست بازیگری نمیدی؟

1391
02:08:37,724 --> 02:08:40,183
- بده غلام علی؟ - بله، حالا شروع کن.

1392
02:08:40,933 --> 02:08:47,433
دلم برای عزیزم تنگ شده،

1393
02:08:48,058 --> 02:08:51,033
دردش غیرقابل تحمله...

1394
02:08:51,058 --> 02:08:52,183
پاتاره...

1395
02:08:53,474 --> 02:08:55,766
شما خیلی ریشه در موسیقی دارید.

1396
02:08:57,266 --> 02:08:59,724
کاش می‌توانستم این را در مورد صداقت شما بگویم.

1397
02:11:16,849 --> 02:11:23,183
بر اساس اطلاعات طبقه‌بندی‌شده، دیشب، افسران شجاع پلیس ما...

1398
02:11:23,433 --> 02:11:27,433
با موفقیت گانگستر خطرناک اوستارا را از پا درآورد.

1399
02:11:29,224 --> 02:11:34,224
در این حادثه، اسماعیل خان، مقام ارشد IB، به شدت زخمی شد.

1400
02:11:34,516 --> 02:11:37,099
در حین انجام وظیفه اش.

1401
02:11:39,933 --> 02:11:41,141
افشان

1402
02:11:42,099 --> 02:11:43,516
افشین، بیا بریم.

1403
02:11:44,433 --> 02:11:47,766
هر چه زودتر از اینجا بریم، بهتره.

1404
02:11:48,183 --> 02:11:50,433
بیا، چمدان‌هایت را ببند. باشه.

1405
02:11:52,224 --> 02:11:55,224
- بیا، زود باش... - تو برو.

1406
02:11:55,849 --> 02:11:57,141
ترک کنید.

1407
02:11:58,141 --> 02:12:00,308
من بدون کشتن جلال جایی نمی‌روم.

1408
02:12:00,433 --> 02:12:02,183
عقلت را از دست داده‌ای؟

1409
02:12:02,474 --> 02:12:04,433
و چطور به جلال خواهی رسید؟

1410
02:12:05,391 --> 02:12:08,391
نه جناب خان دیگر اینجا هستند و نه آن اوستارای شما.

1411
02:12:08,474 --> 02:12:09,724
حالا، بلند شو.

1412
02:12:11,766 --> 02:12:13,641
ان شاء الله یه راهی پیدا میشه.

1413
02:12:14,224 --> 02:12:15,724
او مجبور است، عمه.

1414
02:12:16,433 --> 02:12:18,058
و اگر این کار را نکند چه؟

1415
02:12:19,433 --> 02:12:21,016
سپس او این کار را خواهد کرد.

1416
02:12:22,641 --> 02:12:24,933
او نمی‌تواند جانبدارانه عمل کند.

1417
02:12:26,724 --> 02:12:28,849
من هیچ جا نمیرم.

1418
02:12:29,641 --> 02:12:32,599
پاشو، افشان. داریم دیرمون میشه. بلند شو.

1419
02:12:32,849 --> 02:12:35,183
رانی، چمدان‌هایت را ببند.

1420
02:12:38,099 --> 02:12:39,308
تو برگشتی.

1421
02:12:39,391 --> 02:12:41,183
- سلام داماد. - مادر شوهر.

1422
02:12:41,208 --> 02:12:42,875
خدا نگهدار.

1423
02:12:43,849 --> 02:12:45,224
- چی شده؟ - چی؟

1424
02:12:45,474 --> 02:12:46,491
چرا گریه می‌کنی؟

1425
02:12:46,516 --> 02:12:48,183
- این صابونه-- - چون من دارم میرم.

1426
02:12:56,308 --> 02:12:59,558
کدام یک از شما راست می‌گوید؟

1427
02:13:02,474 --> 02:13:04,016
داماد.

1428
02:13:04,433 --> 02:13:06,433
شوخی کردم مادر شوهر.

1429
02:13:07,474 --> 02:13:08,724
ما هم داریم میریم.

1430
02:13:08,749 --> 02:13:09,707
کجا؟

1431
02:13:11,391 --> 02:13:12,849
ببین چی گرفتم تو دستم.

1432
02:13:12,874 --> 02:13:15,266
- چی؟ - بلیط ماه عسل.

1433
02:13:15,291 --> 02:13:16,583
به اسپانیا.

1434
02:13:17,006 --> 02:13:18,241
وای...

1435
02:13:18,266 --> 02:13:20,808
برادر جلال، ما را به مهمانی دعوت کرده است.

1436
02:13:24,323 --> 02:13:26,948
قرار است یک کارناوال بزرگ در روستای او برگزار شود.

1437
02:17:03,433 --> 02:17:06,724
اون افشان قریشی هست. ازت می‌خوام پیداش کنی.

1438
02:17:26,422 --> 02:17:27,516
پایین<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">نیوفیلم</font>   <font color="Orange">NewFilm</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

1439
02:17:28,433 --> 02:17:29,516
چی فکر کردی؟

1440
02:17:30,016 --> 02:17:31,433
ما یه مشت عوضی هستیم.

1441
02:17:34,849 --> 02:17:36,141
ب<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">نیوفیلم</font>   <font color="Orange">NewFilm</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

1442
02:17:38,349 --> 02:17:39,500
بفرمایید.

1443
02:17:42,474 --> 02:17:45,599
داداش... می‌خوام بکشمش.

1444
02:17:47,933 --> 02:17:50,474
اون عوضی به صورتم تف کرد، برادر.

1445
02:17:58,599 --> 02:17:59,474
حرکت کن.

1446
02:18:27,766 --> 02:18:28,808
برادر...

1447
02:18:30,183 --> 02:18:31,724
تو به من قول دادی.

1448
02:18:32,099 --> 02:18:35,058
وقتی او را اینجا بیاورم، می‌توانم هر کاری که دلم بخواهد با او بکنم.

1449
02:18:36,657 --> 02:18:37,824
این همونیه که من گفتم؟

1450
02:18:37,849 --> 02:18:39,433
قسم می‌خورم که این کار را کردی، برادر.

1451
02:18:40,308 --> 02:18:42,724
و چرا باید این را می‌گفتم؟

1452
02:18:48,516 --> 02:18:49,683
بله...

1453
02:18:52,058 --> 02:18:55,795
من... اوستارا را می‌خواستم...

1454
02:18:57,141 --> 02:18:59,349
و هنوز هم انجامش می‌دهم!

1455
02:19:00,558 --> 02:19:02,474
حالا چطور می‌تونم پیداش کنم، قربان؟

1456
02:19:02,641 --> 02:19:05,058
با دست‌های خودم به او شلیک کردم.

1457
02:19:05,766 --> 02:19:07,474
او مرده است!

1458
02:19:10,599 --> 02:19:12,349
من و ریش تراش...

1459
02:19:14,058 --> 02:19:16,266
از یک پارچه بریده شده‌اند.

1460
02:19:20,599 --> 02:19:24,474
مثل... دو قلب که در یک بدن می‌تپند.

1461
02:19:32,183 --> 02:19:34,433
روزی که اوستارا بمیرد،

1462
02:19:35,590 --> 02:19:39,090
قلبم خواهد دانست.

1463
02:19:39,433 --> 02:19:40,449
خواهر شوهر. ​​

1464
02:19:40,474 --> 02:19:42,433
لطفا بیا. باید باهات صحبت کنم.

1465
02:19:43,724 --> 02:19:45,224
این انصاف نیست برادر.

1466
02:19:47,558 --> 02:19:49,308
اگر نتوانم او را بکشم،

1467
02:19:52,013 --> 02:19:53,433
پس مرا بکش.

1468
02:19:53,849 --> 02:19:55,683
پاتاره

1469
02:19:56,724 --> 02:19:57,724
ساکت.

1470
02:19:58,516 --> 02:20:01,433
پاتاره. گفتم آروم باش.

1471
02:20:03,766 --> 02:20:04,849
آرام باش.

1472
02:20:10,224 --> 02:20:11,433
مگه بچه کوچولویی؟

1473
02:20:12,474 --> 02:20:13,683
یک بچه کوچک.

1474
02:20:14,433 --> 02:20:19,641
گفتم آرام باش.

1475
02:20:21,183 --> 02:20:23,391
آی ستاره!

1476
02:20:25,474 --> 02:20:27,474
لعنت.

1477
02:20:41,183 --> 02:20:42,904
الان خوشحالی خواهر؟

1478
02:20:48,308 --> 02:20:49,641
شاد باشید.

1479
02:20:52,474 --> 02:20:53,933
او خواهد آمد.

1480
02:20:55,516 --> 02:21:01,349
رومئوی تو به سراغت خواهد آمد.

1481
02:21:07,558 --> 02:21:09,849
این یه معجزه‌ست که اون زنده‌ست.

1482
02:21:11,433 --> 02:21:15,183
جعبه صدا و تارهای صوتی هنوز تحت آسیب خفیفی هستند.

1483
02:21:17,183 --> 02:21:19,766
زمان می‌برد، اما او بهبود خواهد یافت.

1484
02:21:20,058 --> 02:21:21,224
چه مدت؟

1485
02:21:21,249 --> 02:21:24,615
این بستگی به اراده بیمار دارد.

1486
02:21:34,516 --> 02:21:35,933
کاملاً باز کنید.

1487
02:21:37,933 --> 02:21:39,058
کاملاً باز کنید.

1488
02:21:44,558 --> 02:21:46,391
سعی کن یه چیزی بگی.

1489
02:21:47,474 --> 02:21:48,474
هر چیزی.

1490
02:21:50,808 --> 02:21:52,808
احمق.

1491
02:21:53,558 --> 02:21:54,641
چی؟

1492
02:22:01,141 --> 02:22:03,016
گذرنامه من کجاست؟

1493
02:22:04,641 --> 02:22:06,016
گذرنامه؟

1494
02:22:08,183 --> 02:22:09,474
کجا خواهی رفت؟

1495
02:22:14,558 --> 02:22:17,099
مثل یه جسد کنار ساحل افتاده بودی، رئیس.

1496
02:22:17,183 --> 02:22:18,349
رئیس...

1497
02:22:18,433 --> 02:22:19,516
سعی کن بفهمی.

1498
02:22:20,266 --> 02:22:22,141
به شما فرصت دوباره زندگی داده شده است.

1499
02:22:22,166 --> 02:22:24,000
چند بار حاضری براش بمیری؟

1500
02:22:59,016 --> 02:23:00,641
پدربزرگت می‌گفت،

1501
02:23:01,599 --> 02:23:04,599
اگر مردی در عشق برخیزد، او رومئو است.

1502
02:23:05,391 --> 02:23:07,141
اگر غرق شود، احمق است.

1503
02:23:09,183 --> 02:23:11,141
احمق برنگرد.

1504
02:23:49,849 --> 02:23:54,099
«...فقط برای تو وجود داشته باشم...»

1505
02:24:47,193 --> 02:24:49,933
«رومئو.»

1506
02:25:10,641 --> 02:25:12,141
این اسماعیل خان است.

1507
02:25:12,474 --> 02:25:14,308
بعد از شنیدن صدای بوق، پیام بگذارید.

1508
02:25:14,474 --> 02:25:16,474
اگر حسش را داشته باشم، دوباره باهات تماس می‌گیرم.

1509
02:25:17,433 --> 02:25:21,016
جناب خان، لطفا گوشی را بردارید.

1510
02:25:22,183 --> 02:25:24,474
دو روزه دارم تلاش می‌کنم.

1511
02:25:25,433 --> 02:25:28,183
رابعه است. همسر جلال.

1512
02:25:32,058 --> 02:25:34,141
بله، بفرمایید. چی می‌خواید بگید؟

1513
02:25:34,166 --> 02:25:36,099
ممنون جناب خان.

1514
02:25:36,516 --> 02:25:39,933
لطفا با دقت گوش دهید.

1515
02:25:42,224 --> 02:25:44,266
جلال توسط شیطان تسخیر شده است.

1516
02:25:48,266 --> 02:25:53,683
اگر جلویش گرفته نشود، نابود خواهد کرد...

1517
02:25:54,683 --> 02:25:58,766
سلام. رابعه؟ چی شده؟ سلام.

1518
02:25:58,849 --> 02:26:00,933
- محسن... -سلام رابعه.

1519
02:26:02,516 --> 02:26:04,141
خواهر شوهر...

1520
02:26:05,433 --> 02:26:10,060
برادر جلال تو را بیشتر از جانش دوست دارد.

1521
02:26:11,349 --> 02:26:13,433
و شما در حال آماده کردن مراسم تشییع جنازه او هستید.

1522
02:26:14,933 --> 02:26:16,433
چه بدشانسی بزرگی.

1523
02:26:17,308 --> 02:26:20,373
همه نگهبانان دارند جشن می‌گیرند. برادر جلال در کشور نیست.

1524
02:26:20,398 --> 02:26:22,023
اما من به طور غیرمنتظره‌ای از آنجا عبور می‌کنم.

1525
02:26:22,474 --> 02:26:24,266
صبر کن، خواهر شوهر.

1526
02:26:25,474 --> 02:26:29,599
ما اون بچه رو از وجودت بیرون می‌کشیم و بعد شکمت رو خالی می‌کنیم.

1527
02:26:32,558 --> 02:26:35,308
محسن، ولم کن. ولم کن.

1528
02:26:36,724 --> 02:26:38,058
لعنت!

1529
02:26:38,808 --> 02:26:42,224
- محسن... ولم کن. - جیغ. جیغ.

1530
02:26:42,249 --> 02:26:45,141
- محسن، ولم کن. - کی میاد نجاتت بده؟

1531
02:26:45,166 --> 02:26:48,016
کمکم کن. - داری آینده‌ام رو خراب می‌کنی.

1532
02:26:48,849 --> 02:26:52,016
چرا این کار را کردی؟

1533
02:26:52,041 --> 02:26:55,266
- ولم کن. - از دستت در رفته محسن؟

1534
02:26:55,766 --> 02:26:59,058
عقلم را از دست داده‌ام؟

1535
02:26:59,849 --> 02:27:01,933
داره از پشت بهمون خنجر میزنه-- - عقب. عقب بمون.

1536
02:27:03,016 --> 02:27:05,516
داشت با خان حرف می‌زد. عقب بمون.

1537
02:27:06,641 --> 02:27:07,766
عقب بمان.

1538
02:27:08,266 --> 02:27:09,183
چرا؟

1539
02:27:10,808 --> 02:27:12,224
آیا او حقیقت را می‌گوید؟

1540
02:27:14,099 --> 02:27:15,099
خشم؟

1541
02:27:16,141 --> 02:27:18,391
بله، درست است.

1542
02:27:20,391 --> 02:27:23,974
اوستارا، حقایق بسیار بیشتری وجود دارد که تو از آنها بی‌خبری.

1543
02:27:26,279 --> 02:27:28,904
جلال با آی‌اس‌آی دست به یکی کرده است.

1544
02:27:30,933 --> 02:27:33,391
آنها در حال برنامه‌ریزی انفجارهایی در بمبئی هستند.

1545
02:27:35,849 --> 02:27:40,116
بچه من... زیر سایه یک جنایتکار نمی تواند بزرگ شود.

1546
02:27:40,141 --> 02:27:41,508
وقتی با تو ازدواج کرد چیکاره بود؟

1547
02:27:41,533 --> 02:27:42,783
- اون یه گانگستر بود... - عقب بمون.

1548
02:27:42,808 --> 02:27:44,224
او یک گانگستر بود.

1549
02:27:44,433 --> 02:27:46,641
بله. او بود. او بود.

1550
02:27:49,016 --> 02:27:51,974
اما حالا... او قرار است یک تروریست شود.

1551
02:27:54,933 --> 02:27:56,141
خشم و غضب.

1552
02:27:56,558 --> 02:27:58,641
رابعه، اسلحه را به من بده. تو حالت خوب نیست.

1553
02:28:00,474 --> 02:28:01,558
ما خانواده هستیم.

1554
02:28:02,940 --> 02:28:05,231
بیا اینو با هم حلش کنیم. اسلحه رو بده به من.

1555
02:28:05,256 --> 02:28:07,381
فقط یه چیز مونده که باید حل بشه، اوستارا.

1556
02:28:09,641 --> 02:28:12,391
چه بخواهید تروریست خطاب شوید چه نخواهید؟

1557
02:28:12,474 --> 02:28:14,016
تیغ، نکن--

1558
02:28:43,391 --> 02:28:44,308
خشم و غضب.

1559
02:28:45,724 --> 02:28:47,474
چه کار کردی؟

1560
02:28:50,433 --> 02:28:51,308
بیا بریم.

1561
02:28:51,641 --> 02:28:53,688
- من نمی‌توانم بروم. - رابعه، بیا برویم.

1562
02:28:54,099 --> 02:28:57,474
فرزندم... فرزندم...

1563
02:28:58,933 --> 02:29:01,266
به خاطر من کشته خواهی شد. برو.

1564
02:29:04,266 --> 02:29:06,433
- برو. - رابعه، به حرف من گوش کن.

1565
02:29:07,558 --> 02:29:09,491
تو هیچ کاری نکرده‌ای.

1566
02:29:09,516 --> 02:29:11,099
من همه این کارها را انجام دادم.

1567
02:29:12,141 --> 02:29:14,516
جیغ. جیغ.

1568
02:29:16,183 --> 02:29:18,683
جیغ بزن رابعه. تا جایی که می‌توانی بلند فریاد بزن.

1569
02:29:19,433 --> 02:29:20,474
جیغ بزن...

1570
02:29:23,183 --> 02:29:24,224
جیغ بزن!

1571
02:29:24,516 --> 02:29:26,099
از کجا می‌آید؟

1572
02:29:29,141 --> 02:29:30,783
صدای شلیک گلوله شنیدم.

1573
02:29:30,808 --> 02:29:33,391
یه نفر داره سعی می‌کنه فرار کنه.

1574
02:29:51,849 --> 02:29:53,558
اون توی انبار شراب طبقه پایینه.

1575
02:29:56,558 --> 02:29:57,766
او را ببر.

1576
02:30:00,099 --> 02:30:02,099
با ما بیا، رابعه.

1577
02:30:04,558 --> 02:30:06,558
روح فرزندم اینجاست.

1578
02:30:07,599 --> 02:30:09,474
نمی‌تونم تنهاش بذارم.

1579
02:30:09,683 --> 02:30:11,516
خواهر شوهر، ماشین آماده است.

1580
02:30:17,474 --> 02:30:19,224
از اینجا برو، رابعه.

1581
02:30:47,724 --> 02:30:49,391
چیزی نخورده‌ای؟

1582
02:30:50,224 --> 02:30:51,599
گرسنه نیستم.

1583
02:30:52,933 --> 02:30:54,433
بخور، لیدی هیتمن.

1584
02:30:56,558 --> 02:30:58,683
مسیر برگشت به خانه خیلی طولانی است.

1585
02:31:01,433 --> 02:31:05,933
«به مدت یک قرن...»

1586
02:31:07,266 --> 02:31:11,349
«یه لحظه هم نخوابیدم...»

1587
02:31:12,433 --> 02:31:18,558
«فقط برای تو.»

1588
02:31:19,683 --> 02:31:25,141
«من برای تو وجود داشتم.»

1589
02:32:28,641 --> 02:32:33,487
«به مدت یک قرن...»

1590
02:32:34,016 --> 02:32:37,933
«یه لحظه هم نخوابیدم...»

1591
02:32:38,058 --> 02:32:47,808
«فقط برای تو.»

1592
02:32:48,224 --> 02:32:57,933
«من برای تو وجود داشتم، و هنوز هم هستم...»

1593
02:32:58,474 --> 02:33:02,849
«من برای تو وجود داشتم، و هنوز هم هستم...»

1594
02:33:03,183 --> 02:33:08,099
«هر جا که به من فکر کنی، من همانجا هستم.»

1595
02:33:10,112 --> 02:33:12,724
«فقط برای تو.»

1596
02:33:37,391 --> 02:33:41,099
«رومئو.»

1597
02:33:41,933 --> 02:33:45,933
«ای رومئو.»

1598
02:34:54,808 --> 02:34:57,266
چطور ممکنه کسی انقدر عاشق کسی باشه؟

1599
02:35:02,391 --> 02:35:06,099
من هم باید همینو از تو بپرسم، لیدی هیتمن.

1600
02:35:17,349 --> 02:35:18,474
بیا بریم.

1601
02:35:20,558 --> 02:35:21,724
کجا؟

1602
02:35:23,016 --> 02:35:25,016
جلال هنوز زنده است.

1603
02:35:28,099 --> 02:35:31,391
نمی‌تونم اجازه بدم زندگیت رو قمار کنی.

1604
02:35:40,183 --> 02:35:42,141
اما، در کار ما، لیدی هیتمن،

1605
02:35:43,456 --> 02:35:46,966
وقتی ضربه‌ای زده شد، دیگر نمی‌توان آن را پس گرفت.

1606
02:35:49,224 --> 02:35:51,558
و من قبلاً ضربه جلال را پذیرفته‌ام.

1607
02:35:52,849 --> 02:35:54,391
از چه کسی؟

1608
02:35:55,933 --> 02:35:57,099
ارادتمند شما.

1609
02:36:27,224 --> 02:36:28,516
حالا بریم؟

1610
02:37:10,058 --> 02:37:11,099
رئیس.

1611
02:37:11,933 --> 02:37:13,016
رئیس.

1612
02:37:14,433 --> 02:37:15,433
رئیس.

1613
02:37:18,891 --> 02:37:21,808
جلال آقا. اوستارا برگشته.

1614
02:37:23,224 --> 02:37:25,016
رابعه خائن است.

1615
02:37:25,724 --> 02:37:28,016
همه به خاطر او دارند می‌میرند.

1616
02:38:31,974 --> 02:38:37,641
«ای رومئو.»

1617
02:38:58,141 --> 02:38:59,308
«رومئو.»

1618
02:39:03,058 --> 02:39:04,516
«ای رومئو.»

1619
02:39:16,683 --> 02:39:20,016
خانم‌ها و آقایان،

1620
02:39:20,808 --> 02:39:23,641
ارائه گاو نر روز.

1621
02:39:34,183 --> 02:39:36,308
یه ضرب المثل داریم...

1622
02:39:39,016 --> 02:39:43,433
وقتی سگی محکوم به مرگ است، به سمت شهر می‌دود.

1623
02:39:45,558 --> 02:39:47,933
و هنگامی که گاو نری در شرف مرگ است،

1624
02:39:49,558 --> 02:39:51,516
او به سمت اسپانیا می‌دود.

1625
02:39:57,766 --> 02:40:00,558
قبلاً قلبت توی لباس زیرت بود.

1626
02:40:01,099 --> 02:40:04,433
از کی تا حالا این حس تو سینه‌ات شروع به تپیدن کرده؟

1627
02:40:04,766 --> 02:40:07,766
از یک زن‌باره تا رومئو.

1628
02:40:12,474 --> 02:40:14,849
اون یه گاو نر معمولی نیست.

1629
02:40:17,474 --> 02:40:19,474
او یک گاو نر عالی است،

1630
02:40:21,391 --> 02:40:28,308
که سرش را برید... برای نجات خانه‌ام.

1631
02:40:32,641 --> 02:40:37,391
اما نه خانه‌ای باقی مانده و نه سر و ذهنی.

1632
02:40:47,516 --> 02:40:50,844
حتی عشق من هم دست نیافتنی است

1633
02:40:52,391 --> 02:40:55,016
اما تو دشمنی برگزیده‌ی منی.

1634
02:41:04,433 --> 02:41:08,474
فقط یکی از ما امروز از اینجا بیرون خواهد رفت.

1635
02:41:09,474 --> 02:41:11,391
یا تو...

1636
02:41:11,766 --> 02:41:13,141
یا من...

1637
02:41:24,016 --> 02:41:25,016
بفرمایید.

1638
02:41:44,599 --> 02:41:45,849
بفرمایید!

1639
02:42:31,558 --> 02:42:36,016
ببینیم گاو نر بلند می‌شود یا نه. دستمال‌هایتان را بردارید و تکان دهید.

1640
02:42:39,391 --> 02:42:42,516
خداوند روحش را قرین رحمت کند.

1641
02:42:45,183 --> 02:42:47,433
خداوند روحش را قرین رحمت کند.

1642
02:42:47,458 --> 02:42:50,099
مقداری هم برای روحت پس انداز کن.

1643
02:42:53,516 --> 02:42:56,308
نگران نباش. این فقط یه اسلحه‌ست.

1644
02:43:12,808 --> 02:43:14,683
«رومئو...»

1645
02:43:19,099 --> 02:43:21,391
«ای رومئو.»

1646
02:44:27,141 --> 02:44:33,516
«رومئو، ای رومئو.»

1647
02:44:33,683 --> 02:44:40,766
«یک زندگی در ازای زندگی دیگر.»

1648
02:47:13,016 --> 02:47:17,766
«به مدت یک قرن...»

1649
02:47:18,224 --> 02:47:22,558
«یه لحظه هم نخوابیدم...»

1650
02:47:22,808 --> 02:47:27,599
«فقط برای تو.»

1651
02:49:15,224 --> 02:49:17,474
کار تمام است، جناب خان.

1652
02:49:24,433 --> 02:49:30,724
درونم تند تند می‌تپد، قلبم احساس شرمندگی می‌کند.

1653
02:49:32,099 --> 02:49:37,724
ای سلمانی، سگ‌های زیادی مثل جلال در دنیا وجود دارند.

1654
02:49:37,933 --> 02:49:42,099
تا وقتی که از شرشون خلاص نشیم،

1655
02:49:42,724 --> 02:49:45,266
تو برای من کی هستی؟

1656
02:49:46,078 --> 02:49:47,286
عوضی