﻿
1
00:00:04,000 --> 00:00:53,000
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">نیوفیلم</font>   <font color="Orange">NewFilm</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

2
00:01:43,333 --> 00:02:24,458
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">نیوفیلم</font>   <font color="Orange">NewFilm</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

3
00:03:03,333 --> 00:03:16,458
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">نیوفیلم</font>   <font color="Orange">NewFilm</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

4
00:03:53,333 --> 00:03:54,458
با درود،،،

5
00:04:04,083 --> 00:04:05,791
مدت زیادیه که منتظرم

6
00:04:06,125 --> 00:04:06,875
همه چیز روبراهه؟

7
00:04:07,416 --> 00:04:09,333
بله، همه ما منتظر شما بودیم…

8
00:04:11,000 --> 00:04:11,500
هوممممممم

9
00:04:11,625 --> 00:04:12,166
بریم،،،

10
00:04:45,708 --> 00:04:46,875
باجی سارجرائو

11
00:04:47,041 --> 00:04:48,208
ادامه بده،،،

12
00:04:51,875 --> 00:04:53,166
کاویندرا پارماناندا

13
00:04:53,916 --> 00:04:54,375
بیا،،،

14
00:04:56,583 --> 00:04:58,416
ما بعد از مدت‌ها همدیگر را می‌بینیم، کاویندرا بابا،

15
00:04:58,416 --> 00:04:59,125
بله،،

16
00:04:59,958 --> 00:05:02,791
این عالیه! چشم بینای سواراجیا اینجاست!

17
00:05:03,083 --> 00:05:04,291
حالا، نیازی به ترسیدن نیست،،

18
00:05:05,833 --> 00:05:08,833
بهیرج... سیاست اینجا هر روز پیچیده‌تر می‌شود...

19
00:05:10,208 --> 00:05:11,291
کاویندرا بابا

20
00:05:11,875 --> 00:05:15,166
در سراسر هندوستان نیز همینطور است،،

21
00:05:16,125 --> 00:05:17,166
بسیار خب... تاناجی رائو،

22
00:05:17,166 --> 00:05:17,541
هوم،،

23
00:05:17,625 --> 00:05:23,125
ما الان سه ماهه که اینجا هستیم... هیچکس مشکوک نیست، درسته؟

24
00:05:23,416 --> 00:05:25,333
نه... نایک، ما این کار را انجام داده‌ایم...

25
00:05:26,250 --> 00:05:31,333
خوبه که این مسافرخونه تو حومه شهره... هیچکس اینجا نمیاد...

26
00:05:33,583 --> 00:05:35,250
اون مردی که بیرون نشسته چی؟

27
00:05:36,000 --> 00:05:37,958
آری، آن پتان آمده است،،

28
00:05:38,375 --> 00:05:39,875
اما او همیشه مست است…

29
00:05:40,041 --> 00:05:41,541
تانهاجیرائو

30
00:05:41,708 --> 00:05:43,666
به هیچ کس اینجوری اعتماد نکن…

31
00:05:44,125 --> 00:05:45,916
ما باید هوشیار باشیم،،

32
00:05:46,041 --> 00:05:46,625
بله، واقعاً،

33
00:05:46,875 --> 00:05:48,083
اینجا آگرا است…

34
00:05:48,500 --> 00:05:50,875
آگرا لانه‌ی دیوی به نام اورنگ زیب است،

35
00:05:51,166 --> 00:05:55,458
او پدرش، شاه جهان، را زندانی کرد...

36
00:05:56,916 --> 00:05:57,916
و سپس،،

37
00:05:58,666 --> 00:06:00,333
تاریک‌ترین شب‌ها را طلوع کرد،،

38
00:06:00,958 --> 00:06:06,083
همچنان که شر سایه‌اش را بر آگرا افکنده بود،

39
00:06:10,666 --> 00:06:11,333
مراد،،،

40
00:06:12,708 --> 00:06:14,083
صبر کن مراد...

41
00:06:15,458 --> 00:06:16,000
صبر کن،،

42
00:06:20,166 --> 00:06:20,750
مراد،،،

43
00:06:23,750 --> 00:06:25,083
به من گوش کن،،،

44
00:06:28,166 --> 00:06:30,041
صبر کن مراد،،

45
00:06:33,208 --> 00:06:34,541
میرزا راجا جی سینگ

46
00:06:35,833 --> 00:06:36,916
مراد،،،

47
00:06:37,291 --> 00:06:38,041
بلند شو مراد...

48
00:06:39,666 --> 00:06:40,375
بلند شو،،

49
00:06:46,166 --> 00:06:47,541
هیچ اتفاقی برای تو نمی‌افته، مراد...

50
00:06:48,083 --> 00:06:49,250
او برادر توست،،

51
00:06:49,625 --> 00:06:51,458
فقط دلش میخواد حرف بزنه،،،

52
00:06:52,083 --> 00:06:53,541
لطفا... به حرفاش گوش کن...

53
00:06:54,333 --> 00:06:56,166
نه،،،

54
00:08:10,958 --> 00:08:16,500
آن شب، معی الدین ۳۶ نفر از بستگان شاه جهان را به قتل رساند!

55
00:08:35,458 --> 00:08:39,208
امپراتور محی الدین محمد اورنگ زیب قاضی،،،

56
00:08:39,208 --> 00:08:45,750
زنده باد! زنده باد!

57
00:08:45,750 --> 00:08:50,125
اگر کسی ظالمانه عمل کند، می‌گوییم قلبش کج است...

58
00:08:51,000 --> 00:08:53,333
اما اگر شخصی اصلاً آن را نداشته باشد؟

59
00:08:54,958 --> 00:08:56,000
او را چه می‌نامی؟

60
00:08:56,000 --> 00:08:56,750
اورنگ زیب،،،

61
00:09:27,208 --> 00:09:27,583
ببین،،

62
00:09:28,500 --> 00:09:29,916
چیز بزرگی نیست ،،،

63
00:09:30,416 --> 00:09:30,833
به به

64
00:09:31,541 --> 00:09:33,458
سیگنال مخفی چیست؟

65
00:09:34,333 --> 00:09:35,708
فراموش کردم ،،، - فراموش کردم ،،،؟

66
00:09:36,208 --> 00:09:37,541
این را هم فراموش کردی؟

67
00:09:38,333 --> 00:09:39,083
ادامه بده،

68
00:09:39,083 --> 00:09:40,458
امروز، من در دربار امپراتور بودم...

69
00:09:40,583 --> 00:09:41,333
چی داری میگی؟

70
00:09:41,458 --> 00:09:42,625
بله، سوبهدار...

71
00:09:42,708 --> 00:09:46,083
من داشتم آهسته پشت سر امپراتور قدم برمی‌داشتم...

72
00:09:46,583 --> 00:09:50,041
او آمده بود تا تدارکات مراسم تولد را بررسی کند.

73
00:09:53,166 --> 00:09:57,916
فقط دو ماه تا روز جشن سلطنتی پنجاهمین سالگرد تولدم باقی مانده است...

74
00:09:58,541 --> 00:10:00,083
آیا تمام مقدمات انجام شده است؟

75
00:10:00,083 --> 00:10:00,958
دعوتنامه‌ها ارسال شد؟

76
00:10:01,375 --> 00:10:02,125
بله پروردگارا،،،

77
00:10:03,875 --> 00:10:05,916
پادشاه مکتوت از یون‌نان

78
00:10:06,666 --> 00:10:10,000
مایونا آنگوسبی، پادشاه آهنین ایران

79
00:10:11,291 --> 00:10:13,416
محمد انشا از کابل

80
00:10:14,291 --> 00:10:17,541
و ابوالفدا غنی قندهار،،،

81
00:10:19,250 --> 00:10:20,000
همه اینها،،،

82
00:10:21,166 --> 00:10:24,208
در جشن سلطنتی شما شرکت خواهم کرد...

83
00:10:24,750 --> 00:10:27,125
و گروهی از دولتمردان غربی نیز از راه خواهند رسید.

84
00:10:27,625 --> 00:10:33,041
افراد مشهور از سراسر جهان در آستانه آگرا خواهند نشست و برای شما دعا خواهند کرد،،، امپراتور

85
00:10:33,083 --> 00:10:33,791
پروردگارا،،،

86
00:10:33,791 --> 00:10:34,250
هوممممممم

87
00:10:34,250 --> 00:10:36,833
شیواجی، پادشاه مراتاها، موافقت کرده است که از آگرا دیدن کند.

88
00:10:41,125 --> 00:10:42,250
وزیر اعظم،

89
00:10:42,625 --> 00:10:45,833
تمام حاکمان این جهان در برابر من تعظیم می‌کنند،

90
00:10:47,333 --> 00:10:48,041
جز این مراتا!

91
00:10:48,875 --> 00:10:51,583
حتی امروز، او با افتخار در مقابل من ایستاده است،،

92
00:10:53,208 --> 00:10:55,125
حالا وقتشه که اونو به زانو دربیاری...

93
00:10:57,666 --> 00:11:00,791
در مورد حرکاتش بهم اطلاعات بده...

94
00:11:01,333 --> 00:11:04,250
بذار فکر کنه هر کاری دلش بخواد انجام میده...

95
00:11:04,250 --> 00:11:07,875
اما در نهایت، من تصمیم خواهم گرفت که کدام قدم او آخرین قدم او خواهد بود...

96
00:11:11,416 --> 00:11:14,416
امپراتور این را گفت، که یعنی دارد نقشه بدی می‌کشد...

97
00:11:18,000 --> 00:11:22,125
پادشاه شیواجی ما درست می‌گوید،،،

98
00:11:23,541 --> 00:11:25,083
چی گفت؟

99
00:11:27,083 --> 00:11:28,083
وقتی رسید، می‌فهمیم...

100
00:11:29,250 --> 00:11:29,708
به به

101
00:11:30,083 --> 00:11:30,458
بله،،،

102
00:11:30,750 --> 00:11:34,583
آیا می‌دانید وقتی شاه شیواجی برسد، کجا برای اقامتش آذوقه تهیه خواهند کرد؟

103
00:11:36,166 --> 00:11:37,916
شاید در مهمانخانه‌ی ملوکچاند باشد...

104
00:11:38,583 --> 00:11:39,541
بریم سر کار،،،

105
00:11:39,541 --> 00:11:39,833
هوممممممم

106
00:11:40,291 --> 00:11:44,833
من و کاویندرا بابا به ملاقات پادشاه آنیرودها سینگ جو از ایالت شاهزاده‌نشین پوراچ خواهیم رفت،

107
00:11:44,833 --> 00:11:46,083
تا بررسی کند که آیا او کمکی خواهد کرد یا خیر،

108
00:11:46,708 --> 00:11:47,666
تا آن زمان، هر سه شما،

109
00:11:47,958 --> 00:11:49,625
نگاهی به مهمانخانه ملوکچاند بیندازید،،،

110
00:11:51,541 --> 00:11:53,666
نایک، تو تو همه این کارا خیلی خوبی...

111
00:11:54,916 --> 00:11:55,958
این کار ماست!

112
00:11:56,291 --> 00:11:59,708
کاویندرا بابا، در نوشتن شیوباراتا به چه مرحله‌ای رسیده‌اید؟

113
00:12:00,041 --> 00:12:02,416
تا جایی که شاه شیواجی منطقه کالیان بیواندی را فتح کرد...

114
00:12:03,166 --> 00:12:09,625
ای پادشاه، تو کالیان و بیواندی را فتح کردی و مهاجمان خارجی را نابود کردی...

115
00:12:10,250 --> 00:12:12,625
تو هنوز داری موقع جاسوسی تو آگرا مینویسی...

116
00:12:12,625 --> 00:12:13,958
تو عالی هستی!

117
00:12:14,833 --> 00:12:15,291
ادامه بده،،

118
00:12:17,041 --> 00:12:18,875
همانطور که پادشاه به شما وظیفه جاسوسی داده است،

119
00:12:19,958 --> 00:12:22,583
وظیفه ثبت تاریخ از طریق شعر به من محول شده است...

120
00:12:23,208 --> 00:12:24,958
باشه، باشه، اما بعدش چی...

121
00:12:25,291 --> 00:12:26,083
بعدش دقیقا چی...

122
00:12:27,458 --> 00:12:30,833
بهم نگفتی بعدش تو کونکان چه اتفاقی افتاد...

123
00:12:31,041 --> 00:12:32,125
بشنو بشنو پس!

124
00:12:32,250 --> 00:12:35,125
همانطور که مهاراج صاحب بزرگ، شاهاجی راج گفته بود:

125
00:12:35,125 --> 00:12:37,500
شاه ما شیواجی راجه باجی غورپاده را مجازات کرد،،،

126
00:12:38,291 --> 00:12:40,250
خواص خان و باجی قورپاده،،،

127
00:12:40,541 --> 00:12:45,833
نقشه حمله به شاه شیواجی را زمانی که به کنکان آمده بود، کشید.

128
00:12:46,458 --> 00:12:49,791
خواص خان در جنگل مُدهول منتظر باجی قورپاده بود.

129
00:12:50,625 --> 00:12:54,125
اما سرنوشت چیز دیگری را برایش رقم زده بود...

130
00:12:56,666 --> 00:13:00,375
شاه شیواجی بسیار حیله گر است ،،،

131
00:13:00,958 --> 00:13:04,333
او سال‌هاست که برای محافظت از این استان خود، ترفندهای زیادی به کار می‌برد!

132
00:13:04,541 --> 00:13:06,833
متأسفانه، برای او،

133
00:13:06,833 --> 00:13:09,416
هنوز با من روبرو نشده...

134
00:13:10,458 --> 00:13:12,041
من افضل خان نیستم...

135
00:13:12,708 --> 00:13:14,916
تا گول حقه‌های کوچکش را بخورم!

136
00:13:15,083 --> 00:13:17,791
من خواشاخان هستم،

137
00:13:17,791 --> 00:13:20,625
بنگر! ببرِ شاه عادل شاه!

138
00:13:20,833 --> 00:13:23,625
امروز، من هر حرکت پادشاه شیواجی را خنثی خواهم کرد!

139
00:13:23,916 --> 00:13:25,875
من هر قدمش را له خواهم کرد!

140
00:13:26,500 --> 00:13:31,458
و سرانجام غرورش را زیر سم اسبم لگدمال خواهم کرد!

141
00:13:31,666 --> 00:13:35,375
باشد که دین پیروز شود!

142
00:13:52,416 --> 00:13:57,166
حمله... حمله...

143
00:14:07,041 --> 00:14:08,791
او استاد جنگ است،،،

144
00:14:08,791 --> 00:14:10,708
او قهرمان است،،،

145
00:14:10,708 --> 00:14:12,750
او شجاع است،،

146
00:14:12,750 --> 00:14:14,833
او قهرمان است،،،

147
00:14:38,041 --> 00:14:39,500
شاه شیواجی ،،،

148
00:14:39,625 --> 00:14:41,541
او قهرمان است،،،

149
00:14:41,541 --> 00:14:43,583
او شجاع است،،

150
00:14:43,583 --> 00:14:45,500
شیواجی مهاراج یک پادشاه شجاع است.

151
00:14:45,500 --> 00:14:47,333
شیواجی ماهاراج پادشاهی مورد احترام است،،،

152
00:14:49,500 --> 00:14:51,416
او قهرمان است،،،

153
00:14:51,416 --> 00:14:53,458
او شجاع است،،

154
00:14:53,458 --> 00:14:55,375
شیواجی مهاراج یک پادشاه شجاع است.

155
00:14:55,375 --> 00:14:57,208
شیواجی ماهاراج پادشاهی مورد احترام است،،،

156
00:15:44,458 --> 00:15:47,166
آفرین یاساج!

157
00:15:57,541 --> 00:16:00,458
شاه حضرت، برو، و به آن شاه شیواجی رحم نکن...

158
00:16:00,458 --> 00:16:02,375
او قهرمان است،،،

159
00:16:02,375 --> 00:16:04,416
او شجاع است،،

160
00:16:04,416 --> 00:16:05,791
ارتش این پادشاه در نبرد قاطعانه می‌جنگد...

161
00:16:05,791 --> 00:16:06,958
ارتش این پادشاه در نبرد قاطعانه می‌جنگد... همه فقط اسماً شجاع هستند...

162
00:16:06,958 --> 00:16:08,541
شمشیر این پادشاه تیز است،،،

163
00:16:08,541 --> 00:16:10,458
او قهرمان است،،،

164
00:16:10,458 --> 00:16:12,500
او شجاع است،،

165
00:16:12,500 --> 00:16:14,416
شیواجی ماهاراج به درخشانی خورشید است،،،

166
00:16:14,416 --> 00:16:16,333
ای پادشاه شیواجی، از رعایای خود محافظت کن،،،

167
00:16:16,458 --> 00:16:23,750
او استاد جنگ است،،،

168
00:16:29,708 --> 00:16:31,541
او قهرمان است،،،

169
00:16:31,541 --> 00:16:33,541
او شجاع است،،

170
00:16:33,541 --> 00:16:35,583
شیواجی مهاراج یک پادشاه شجاع است.

171
00:16:35,583 --> 00:16:37,500
شیواجی ماهاراج پادشاهی مورد احترام است،،،

172
00:16:37,500 --> 00:16:45,208
او استاد جنگ است،،،

173
00:16:45,208 --> 00:16:48,125
پادشاه بزرگ شیواجی!

174
00:16:52,916 --> 00:16:54,250
ای فرزندم،

175
00:16:54,458 --> 00:16:56,875
تو جونت رو برای ما به خطر انداختی،،،

176
00:16:57,458 --> 00:16:59,666
تو برای ما خدایی،،

177
00:17:01,625 --> 00:17:03,625
من واقعاً احساس خوبی دارم... با علم به این موضوع...

178
00:17:04,125 --> 00:17:06,875
امروز، خاک کونکان نفس راحتی کشید...

179
00:17:08,208 --> 00:17:10,125
در حالی که همان را آزاد می کنیم،،،

180
00:17:10,500 --> 00:17:11,625
فرزندان این سرزمین،

181
00:17:12,291 --> 00:17:15,833
کولی، گوند، بهیل، مانور و هتاکاری،

182
00:17:16,375 --> 00:17:18,083
به من قدرت دادی،،،

183
00:17:19,375 --> 00:17:21,791
بنابراین، ما می‌توانیم این استان خود را نجات دهیم...

184
00:17:23,125 --> 00:17:25,041
سربازان من، دوستان من،

185
00:17:25,708 --> 00:17:27,333
شما باید متحد بمانید، درست مثل این!

186
00:17:27,333 --> 00:17:31,333
و دشمنی را که چشم طمع به سرزمین مادری ما دوخته است، نابود کن.

187
00:17:32,000 --> 00:17:33,416
درود بر الهه بهاوانی،،،

188
00:17:33,416 --> 00:17:34,875
درود بر الهه بهاوانی،،،

189
00:17:34,875 --> 00:17:38,416
درود بر الهه اکویرا،،،

190
00:17:39,000 --> 00:17:39,916
پادشاه من،،،

191
00:17:40,291 --> 00:17:43,083
تا الان، هوای کونکان ما

192
00:17:43,083 --> 00:17:49,833
توسط مارهایی مانند سلطان‌های عادل شاهی و سیدی مسموم شده بود

193
00:17:50,083 --> 00:17:53,250
تو مانند لرد کریشنا ناجی ما هستی!

194
00:17:54,000 --> 00:17:55,083
پادشاه من،،،

195
00:17:55,208 --> 00:17:58,375
ما از طرف روستایمان یک هدیه کوچک آورده‌ایم

196
00:17:59,541 --> 00:18:02,041
لطفا این پیشکش فروتنانه را که پیش پای شماست، بپذیرید،

197
00:18:02,291 --> 00:18:04,083
هی... بیارش اینجا!

198
00:18:07,541 --> 00:18:08,500
باشد که الهه جاگدامابا ما را برکت دهد،،،،

199
00:18:09,541 --> 00:18:10,333
بله،،،

200
00:18:12,208 --> 00:18:13,166
باشد که الهه جاگدامابا ما را برکت دهد،،،،

201
00:18:16,250 --> 00:18:17,208
باشد که الهه جاگدامابا ما را برکت دهد،،،،

202
00:18:37,583 --> 00:18:40,833
♪ شیوارایا تجسمی خشن از لرد شیوا است ♪

203
00:18:40,833 --> 00:18:43,583
♪شیوارایا تجسمی از شکل قدرت شیوا است ♪

204
00:18:47,458 --> 00:18:50,625
♪ شیوارایا تجسمی خشن از لرد شیوا است ♪

205
00:18:50,625 --> 00:18:53,375
♪شیوارایا تجسمی از شکل قدرت شیوا است ♪

206
00:18:53,791 --> 00:18:55,291
♪شیوارایا تجسم ماهاکالی از لرد شیوا است ♪

207
00:18:55,291 --> 00:18:56,916
♪شیوارایا تجسم ویرانگر شیوا است ♪

208
00:18:56,958 --> 00:19:00,291
♪شیواجی ماهاراج خدای همه اربابان جنگ است ♪

209
00:19:07,291 --> 00:19:10,125
♪او در میدان نبرد شعله‌ور، درگیر نبردی سهمگین می‌شود ♪

210
00:19:10,125 --> 00:19:13,416
♪شعارهای جنگیشون مثل آهنگ نابودی رودرا بایراوا هست ♪

211
00:19:13,416 --> 00:19:16,708
♪در این جنگ، مهادف خون تقدیمی را می‌پذیرد ♪

212
00:19:16,708 --> 00:19:20,250
♪ما آن را خدا شیوارایا می نامیم ♪

213
00:19:26,791 --> 00:19:29,791
♪ او که در قلعه‌ی «راجگاد» زندگی می‌کند ♪

214
00:19:29,875 --> 00:19:33,000
♪او پروردگار ما شیوارایا، پروردگار دژها است،♪

215
00:19:33,000 --> 00:19:35,916
♪ما، مراتاها، بندگان او هستیم ♪

216
00:19:35,916 --> 00:19:39,541
♪ شیوارایا تجسمی خشن از لرد شیوا است ♪

217
00:19:39,541 --> 00:19:42,875
♪ شیوارایا تجسمی خشن از لرد شیوا است ♪

218
00:19:42,875 --> 00:19:44,666
♪شیوارایا تجسمی از شکل قدرت شیوا است ♪

219
00:19:44,666 --> 00:19:46,250
♪این شیواجی ماهاراج شجاع است♪

220
00:19:46,250 --> 00:19:47,833
♪شیوارایا تجسم ماهاکالی از لرد شیوا است ♪

221
00:19:47,833 --> 00:19:49,625
♪شیوارایا تجسم ویرانگر شیوا است ♪

222
00:19:49,666 --> 00:19:53,000
♪شیواجی ماهاراج خدای همه اربابان جنگ است ♪

223
00:20:15,875 --> 00:20:18,583
♪او کوه‌های ساهیادری را فتح کرد ♪

224
00:20:19,000 --> 00:20:21,416
♪او استان ماوال را فتح کرد ♪

225
00:20:22,416 --> 00:20:24,833
♪او منطقه کونکان را فتح کرد ♪

226
00:20:25,416 --> 00:20:27,916
♪او دریا را فتح کرد ♪

227
00:20:28,500 --> 00:20:29,916
♪شیواجی ماهاراج مانند یک آتشفشان است ♪

228
00:20:29,916 --> 00:20:31,708
♪شیواجی ماهاراج مانند طوفان است♪

229
00:20:31,708 --> 00:20:33,375
♪شیواجی ماهاراج مانند طوفان است ♪

230
00:20:33,375 --> 00:20:35,000
♪این شیواجی ماهاراج شجاع است♪

231
00:20:35,000 --> 00:20:36,416
♪شیواجی ماهاراج مثل زلزله است ♪

232
00:20:36,416 --> 00:20:38,083
♪شیواجی ماهاراج مانند سیل عظیمی است ♪

233
00:20:38,083 --> 00:20:41,625
♪شیواجی ماهاراج همچون اخگری سوزان است ♪

234
00:20:44,708 --> 00:20:48,125
♪این شیوارایا مثل مادر، پدر و برادر ماست ♪

235
00:20:48,125 --> 00:20:51,125
♪این شیوارایا محافظ زندگی ماست ♪

236
00:20:51,125 --> 00:20:54,541
♪این شیوارایا پشتوانه اصلی خانواده‌های ماست ♪

237
00:20:54,541 --> 00:20:57,375
♪این شیواجی مهاراج سواراجیا و همه چیز ماست ♪

238
00:20:57,708 --> 00:21:01,000
♪ شیوارایا تجسمی خشن از لرد شیوا است ♪

239
00:21:01,000 --> 00:21:04,333
♪صدای شدید دامرو، شیوارایا است ♪

240
00:21:06,791 --> 00:21:09,958
♪ شیوارایا تجسمی خشن از لرد شیوا است ♪

241
00:21:09,958 --> 00:21:13,041
♪شیوارایا تجسمی از شکل قدرت شیوا است ♪

242
00:21:13,041 --> 00:21:16,208
♪ شیوارایا تجسمی خشن از لرد شیوا است ♪

243
00:21:16,208 --> 00:21:19,291
♪شیوارایا تجسمی از شکل قدرت شیوا است ♪

244
00:21:19,875 --> 00:21:21,375
♪شیوارایا تجسم ماهاکالی از لرد شیوا است ♪

245
00:21:21,375 --> 00:21:23,000
♪شیوارایا تجسم ویرانگر شیوا است ♪

246
00:21:23,041 --> 00:21:26,375
♪شیواجی ماهاراج خدای همه اربابان جنگ است ♪

247
00:21:46,208 --> 00:21:48,750
همانطور که بهیرجی درباره نبرد مُدهول روایت کرده است،

248
00:21:48,958 --> 00:21:56,375
باهیرجی و کاویندرا پاراماناندا به پاوراچ رسیدند و با پادشاه آنیرود سینگ جو ملاقات کردند.

249
00:21:56,750 --> 00:21:58,791
اما چیزی که من نمی‌فهمم اینه که...

250
00:21:59,333 --> 00:22:01,708
اصلاً چرا شاه شیواجی باید قبول کند که به آگرا بیاید؟

251
00:22:01,958 --> 00:22:03,041
حالا چی بگم، رنجی؟

252
00:22:04,458 --> 00:22:06,833
از آنجایی که شیستا خان کل پونا و سواراجیا را ویران کرد،

253
00:22:07,541 --> 00:22:11,166
پادشاه ما شیواجی به عنوان انتقام به سورات حمله کرد!

254
00:22:12,041 --> 00:22:12,833
و سپس،

255
00:22:12,833 --> 00:22:17,916
بهیرجی شروع به نقل وقایع نگاری برای رعنا انیرود سینگ کرد…

256
00:22:17,916 --> 00:22:23,958
اورنگ زیب که از شکست‌های مکرر خسته شده بود، سردار قدرتمند خود، میرزا راجا جای سینگ، را فرستاد.

257
00:22:24,000 --> 00:22:27,583
در سفری به دکن، برای شکست دادن شاه شیواجی

258
00:22:28,750 --> 00:22:30,958
به دلیل بی‌اعتمادی به میرزا رجا،

259
00:22:30,958 --> 00:22:36,250
اورنگ زیب فرمانده مورد اعتماد خود، دیلر خان پتان، را فرستاد تا او را زیر نظر داشته باشد.

260
00:22:36,541 --> 00:22:39,208
هنگام ورود به دکن، مشاجراتی بین آن دو درگرفت.

261
00:22:39,500 --> 00:22:42,916
بالاخره میرزا راجا تسلیم خواسته‌ی سرسختانه‌ی دلیرخان شد.

262
00:22:42,916 --> 00:22:46,500
و به او اجازه داد تا قلعه پوراندار را محاصره کند،

263
00:22:54,375 --> 00:22:58,375
مولاها با جان خود از پوراندار و وجراگاد در برابر مغولان دفاع کردند.

264
00:22:58,375 --> 00:23:00,916
وجرگاد همچنین با نام رودرامال شناخته می‌شد،

265
00:23:01,125 --> 00:23:03,708
دیلر خان، وجرگاد را هدف قرار داد،

266
00:23:03,958 --> 00:23:08,875
او توپ های غول پیکر «عبداللهخان»، «فتهلشکر» و «ماهلی» را قرار داد،،،

267
00:23:08,875 --> 00:23:11,625
روی تپه‌ای در آن سوی قلعه‌ی وجراگاد…

268
00:23:13,000 --> 00:23:16,875
این سه توپ قدرتمند بر قلعه‌ی قدرتمند باریدند!

269
00:23:16,875 --> 00:23:19,083
سرانجام، واجراگاد سقوط کرد،

270
00:23:19,083 --> 00:23:22,875
دیلر خان با ارتشی متشکل از ۵۰۰۰ پتان به پوراندار حمله کرد.

271
00:23:22,875 --> 00:23:26,208
۷۰۰ سرباز مراتا، شجاعانه چون شیر، در برابر آنها جنگیدند.

272
00:23:26,208 --> 00:23:30,333
نیرومندترین آنها مورارباجی دشپانده نام داشت!

273
00:23:31,208 --> 00:23:35,916
♪خداوندگار وحشتناک کالابهایراو با صدای ناقوس وحشتناکی آمد ♪

274
00:23:35,916 --> 00:23:40,875
♪خداوند کالابهایراو، سرشار از خشم شدید و تب جنگ، از راه رسید...

275
00:24:00,833 --> 00:24:05,583
♪خدایی ویرانگر و درنده آمده است، خدایی که باید از او ترسید...

276
00:24:05,583 --> 00:24:06,458
غیرت ♪ ♪

277
00:24:06,458 --> 00:24:07,208
♪لرد بهیراو، که نام هایی مانند آسیت، باتوک، بایا، جوال نیرانتارا دارد.

278
00:24:07,208 --> 00:24:08,750
این جنگجوی مراتا کیست؟

279
00:24:08,750 --> 00:24:14,375
ببین ـ حافظ پوراندار مراربجی دشپنده!

280
00:24:14,583 --> 00:24:15,333
دوستان من!

281
00:24:16,208 --> 00:24:18,291
سربازان پادشاه شیواجی راجی!

282
00:24:18,875 --> 00:24:22,000
تو به پرچم زعفران قسم خورده‌ای!

283
00:24:23,000 --> 00:24:24,208
از آنها دریغ نکنید…

284
00:24:25,083 --> 00:24:27,291
رودرمال پوراندر ما را شکستند،،،

285
00:24:28,041 --> 00:24:30,958
بیایید پوراندار را با سرهایشان زینت دهیم!

286
00:24:31,666 --> 00:24:33,833
درود بر لرد شیوا!

287
00:24:35,416 --> 00:24:41,083
♪درود بر کسی که رودرا بایراو است...♪

288
00:24:41,625 --> 00:24:44,541
دیلر کجاست؟

289
00:24:44,916 --> 00:24:46,541
دیلر کجاست؟

290
00:24:46,541 --> 00:24:49,416
هر که این خبر را بیاورد، سپرش را پر از طلا می‌کنم!

291
00:24:49,958 --> 00:24:51,125
دیلر کجاست؟

292
00:24:51,333 --> 00:24:52,500
دیوارها!

293
00:24:54,000 --> 00:24:55,708
من دیلر خان هستم!

294
00:24:56,916 --> 00:24:58,625
اگر ذره‌ای شجاعت داری، پس با من بجنگ!

295
00:25:14,791 --> 00:25:19,708
♪درود بر کسی که رودرا بایراو است...♪

296
00:25:19,708 --> 00:25:24,625
♪ درود بر آن که پرالای بهیراو است،،،♪

297
00:25:24,625 --> 00:25:29,541
♪درود بر کسی که مرتند بهایراو است...♪

298
00:25:29,541 --> 00:25:34,458
♪درود بر آن که کعل بهایراو است...♪

299
00:25:34,458 --> 00:25:39,375
♪درود بر کسی که رودرا بایراو است...♪

300
00:25:39,375 --> 00:25:44,291
♪ درود بر آن که پرالای بهیراو است،،،♪

301
00:25:44,291 --> 00:25:49,208
♪درود بر کسی که مرتند بهایراو است...♪

302
00:25:49,208 --> 00:25:54,125
♪درود بر آن که کعل بهایراو است...♪

303
00:26:01,583 --> 00:26:02,958
هی! منو بپوشون...

304
00:26:03,000 --> 00:26:04,375
منو بپوشون...

305
00:26:04,916 --> 00:26:07,083
فرار نکن ترسو،،،

306
00:26:12,833 --> 00:26:13,625
گیرات!

307
00:26:13,791 --> 00:26:14,666
گیرات!

308
00:26:26,125 --> 00:26:30,916
اگر سربازانش اینقدر درنده‌خو هستند، پس شاه شیواجی باید چگونه باشد؟

309
00:26:41,208 --> 00:26:42,750
ای جنگجوی نترس!

310
00:26:43,041 --> 00:26:46,291
من از دیدن چنین شجاعت و دلاوری تحت تأثیر قرار گرفتم! قبلاً هرگز چنین چیزی ندیده بودم!

311
00:26:46,333 --> 00:26:49,250
با ما بیا! ما به تو افتخار خواهیم کرد!

312
00:26:49,666 --> 00:26:52,583
هر چه آرزو کنی، به دست خواهی آورد! تمام سرزمین‌هایی که آرزویشان را داشته باشی، از آن تو خواهد بود!

313
00:26:54,000 --> 00:26:54,500
فقط اسمشو بگو!

314
00:27:00,291 --> 00:27:01,166
چه اتفاقی افتاده؟

315
00:27:01,458 --> 00:27:06,041
اه! به جوایزت تف می‌کنم،

316
00:27:06,500 --> 00:27:10,291
من از خودِ قبیله‌ی پرابو هستم!

317
00:27:10,291 --> 00:27:12,666
چطور جرات کردی فکر کنی که من باهات قرار میذارم؟

318
00:27:13,375 --> 00:27:20,041
من دنبال سرزمین نیستم، دنبال پاداش نیستم، دنبال جایزه نیستم

319
00:27:20,041 --> 00:27:21,625
پیشنهاد شما بی‌ارزش است!

320
00:27:22,833 --> 00:27:25,750
من سرباز شاه شیواجی هستم،،

321
00:27:25,916 --> 00:27:27,666
با دقت گوش دهید!

322
00:27:27,833 --> 00:27:30,666
و فکر می‌کنی پیشنهادت رو قبول می‌کنم؟ اه!

323
00:27:33,583 --> 00:27:35,000
خب، پس چی می‌خوای؟

324
00:27:35,583 --> 00:27:37,000
مال تو،،،

325
00:27:38,041 --> 00:27:39,458
سر!

326
00:27:40,166 --> 00:27:42,625
می‌خوام سرت رو بشکونم!

327
00:27:42,875 --> 00:27:43,416
عمو،،،

328
00:27:43,750 --> 00:27:44,791
عمو... یه کاری بکن... خواهش میکنم...

329
00:27:45,083 --> 00:27:46,750
وگرنه، آن شیطان ما را خواهد کشت!

330
00:27:47,375 --> 00:27:48,041
احتشام،،،

331
00:27:48,750 --> 00:27:49,416
تیر و کمان مرا بیاورید!

332
00:27:52,666 --> 00:27:58,083
درود بر لرد شیوا ،،،،

333
00:29:22,083 --> 00:29:26,166
ارتش مغول شروع به ویرانی در استان ماوال کرد،

334
00:29:26,458 --> 00:29:28,500
شیواجی مهاراج که از این خبر ناراحت شده بود، فرستاد–

335
00:29:28,500 --> 00:29:32,250
– نامه‌ای تند به میرزا راجا جای سینگ،

336
00:29:32,708 --> 00:29:37,208
راغوناتپانت با این نامه به اردوگاه میرزا راجا رسید...

337
00:29:54,000 --> 00:29:55,083
شلوار،،،

338
00:29:55,708 --> 00:29:57,125
آیا می‌دانی آن چیست؟

339
00:29:58,958 --> 00:30:05,541
پدر هوکوم جی مراسم کوتیلینگارچان را برای شکست دادن شاه شیواجی انجام داد!

340
00:30:05,875 --> 00:30:11,416
بعد از آن، آیین ماا باغلاموخی اجرا می‌شد، و حالا؟ شاتچندی یاگنا!

341
00:30:11,416 --> 00:30:15,958
پانت، هر وقت پدر حکم جی این یاگنا را اجرا می‌کرد،

342
00:30:16,083 --> 00:30:19,250
او همیشه پیروز میدان بوده است!

343
00:30:19,541 --> 00:30:24,333
حالا، هیچ کس نمی‌تواند شاه شیواجی را از شکست نجات دهد!

344
00:30:25,500 --> 00:30:28,583
وای... شاهزاده کرات سینگ، وای!

345
00:30:29,416 --> 00:30:33,833
یکی از مریدان این الهه در حال انجام یاگنا است تا یکی دیگر از مریدان همان الهه را شکست دهد...

346
00:30:35,250 --> 00:30:36,083
چشمگیر،،

347
00:30:36,125 --> 00:30:42,791
و همه اینها برای چه کسی؟ همان امپراتوری که هدف زندگی‌اش غرق کردن خدایان و الهه‌های هندو است؟

348
00:30:45,541 --> 00:30:46,583
خیلی قشنگه،،،

349
00:30:50,666 --> 00:30:51,333
پدر هوکوم جی،

350
00:30:53,250 --> 00:30:54,375
نفس نفس بزن، از این طرف لطفا...

351
00:30:59,666 --> 00:31:01,208
ای بزرگ میرزا راجا جای سینگ!

352
00:31:01,541 --> 00:31:07,791
با وجود قدرت عظیمت، امروز به عنوان خدمتکار اورنگ زیب به دکن آمده‌ای...

353
00:31:09,083 --> 00:31:12,083
اگر برای گسترش قلمرو خود به دکن آمده بودی،

354
00:31:13,708 --> 00:31:16,708
در خدمت تو سر تعظیم فرود می‌آوردم و در کنارت می‌ایستادم،

355
00:31:17,166 --> 00:31:19,333
اما شما تصمیم گرفتید که شمشیرتان را روی هندوهای بی‌گناه بکشید...

356
00:31:20,000 --> 00:31:24,375
چون افضل خان شکست خورد، اورنگ زیب تو را فرستاد،

357
00:31:25,208 --> 00:31:27,083
برای اینکه هندوها را در مقابل هم قرار دهند!

358
00:31:27,083 --> 00:31:28,791
این تاکتیک سیاسی جدید اوست!

359
00:31:28,791 --> 00:31:30,583
نه تنها این، بلکه به نفع مغول،

360
00:31:30,583 --> 00:31:34,833
تو به جنگجویانی مثل زونجار سینگ و چاترسال بوندلا حمله کردی

361
00:31:35,500 --> 00:31:38,375
این مایه ننگ میراث عظیم شما و خون راجپوت است!

362
00:31:38,500 --> 00:31:39,250
هی پاندیت!

363
00:31:40,333 --> 00:31:42,333
زبانت را نگه دار!

364
00:31:42,583 --> 00:31:43,041
کیرات سینگ

365
00:31:46,541 --> 00:31:47,583
ادامه بده، پاندیت،،

366
00:31:49,458 --> 00:31:52,125
همه چیز در معرض تهدید است، خدایان ما، سرزمین‌ها و حتی معابد ما،

367
00:31:52,666 --> 00:31:55,083
اگر متحد نشویم، چیزی را نجات نخواهیم داد!

368
00:31:55,291 --> 00:31:58,833
اگر واقعاً شجاع هستی، پس شمشیرت را علیه اورنگ زیب به کار ببر...

369
00:32:02,958 --> 00:32:06,875
من قصد دارم با ارتشم به سمت شمال لشکرکشی کنم.

370
00:32:07,166 --> 00:32:12,416
همچنین نامه محرمانه‌ای که درباره تو نوشته شده و از جاسوس شایسته خان گرفته شده را به تو نشان خواهم داد.

371
00:32:12,708 --> 00:32:15,958
و ثابت کن که داری گمراه میشی!

372
00:32:17,000 --> 00:32:19,125
اما اگر این شما را متقاعد نکرد،

373
00:32:19,125 --> 00:32:24,750
آنگاه شمشیر من از غلافش بیرون خواهد آمد، و همچون هلال ماه، آسمان شب را خواهد برید!

374
00:32:28,083 --> 00:32:30,041
و بعد... هیچکس نمیتونه نجاتت بده...

375
00:32:30,333 --> 00:32:30,750
پاندیت

376
00:32:32,375 --> 00:32:34,166
هر دو می‌دانیم که

377
00:32:35,375 --> 00:32:37,166
شاه شیواجی نمیتونه ما رو شکست بده!

378
00:32:38,666 --> 00:32:39,583
نه کیرات سینگ...

379
00:32:39,583 --> 00:32:42,583
با وجود اینکه در چنین شرایط وخیمی قرار داریم…

380
00:32:43,333 --> 00:32:46,916
آن مرد شجاع از تعظیم کردن امتناع می‌کند...

381
00:32:48,041 --> 00:32:49,625
و افرادش هم هیچ نشانه‌ای از تسلیم شدن نشان نمی‌دهند!

382
00:32:50,916 --> 00:32:51,750
در آن صورت،،

383
00:32:54,083 --> 00:32:55,916
من شخصاً دوست دارم او را ملاقات کنم!

384
00:32:56,333 --> 00:32:56,958
اما،،،

385
00:32:57,791 --> 00:32:59,625
در یک اردوگاه جنگی مثل اردوگاه شما،

386
00:33:00,083 --> 00:33:01,416
در میان لشکری ​​از هزاران نفر!

387
00:33:03,333 --> 00:33:05,958
پادشاه شیواجی می‌تواند به حرف چه کسی و به چه ضمانتی تکیه کند؟

388
00:33:22,375 --> 00:33:25,916
پادشاه من، او سوگند یاد کرده و برگ مقدس که نماد همان است!

389
00:33:28,916 --> 00:33:32,875
بنابراین، می‌توانیم به راجپوت اعتماد کنیم،

390
00:33:33,416 --> 00:33:33,791
هوممممممم

391
00:33:37,375 --> 00:33:39,250
پس از تحلیل بحرانی که بر پادشاهی ما نازل شده است،

392
00:33:40,416 --> 00:33:42,875
من فقط یک گزینه پیش رویمان می‌بینم،،

393
00:33:43,875 --> 00:33:45,583
یعنی عقب نشینی کردن...

394
00:33:46,708 --> 00:33:47,250
منظورت چیه؟

395
00:33:47,625 --> 00:33:50,041
بیایید با این پیمان موافقت کنیم...

396
00:33:50,375 --> 00:33:50,916
پادشاه من،،

397
00:33:52,166 --> 00:33:56,208
تو شامبو مهادوی ما هستی! محافظ ما! اگر دستور تو باشد، ما حتی به درون آتش خواهیم پرید!

398
00:33:57,333 --> 00:34:00,458
یا حتی اگر این چیزی است که می‌خواهی، برای صلح یک قدم عقب برداری!

399
00:34:00,875 --> 00:34:01,375
باشه،،،

400
00:34:01,708 --> 00:34:03,208
حالا، بفهم چرا بهت زنگ زدم اینجا...

401
00:34:03,250 --> 00:34:03,750
بله،،،

402
00:34:04,000 --> 00:34:05,916
کونکان اکنون پناهگاهی برای مردم ما خواهد بود...

403
00:34:06,333 --> 00:34:10,791
به باجی سارجرائو دستور داده شده است که جمعیت کونکان را جابجا کند.

404
00:34:10,791 --> 00:34:11,291
باشه،،،

405
00:34:11,375 --> 00:34:13,166
شما به خوبی با کونکان آشنا هستید...

406
00:34:14,375 --> 00:34:19,375
فعلاً، ما پیمانی خواهیم داشت و جلوی ویرانی در مناطق مرتفع را خواهیم گرفت...

407
00:34:19,875 --> 00:34:21,041
کونکان باید محافظت شود،،،

408
00:34:22,291 --> 00:34:23,875
در بدترین حالت، حتی اگر مجبور به ترک این قلعه‌ها شویم،

409
00:34:23,875 --> 00:34:25,750
هیچ کس نمی‌تواند آنها را بلند کند و به شمال ببرد!

410
00:34:26,125 --> 00:34:26,666
بله،،،

411
00:34:27,291 --> 00:34:31,458
خورشیدِ غروب بالاخره طلوع می‌کند!

412
00:34:32,375 --> 00:34:33,958
ما از اول شروع خواهیم کرد،،

413
00:34:34,250 --> 00:34:34,833
بله،،،

414
00:34:37,958 --> 00:34:39,083
تانهاجیرائو

415
00:34:39,083 --> 00:34:40,083
حالا صبور باش،،

416
00:34:40,083 --> 00:34:43,291
وقتی زمانش برسد، به مغول‌ها نشان خواهیم داد که چه کسانی هستیم!

417
00:34:44,916 --> 00:34:45,500
راگوناتپانت،،

418
00:34:45,625 --> 00:34:46,208
بله راجی...

419
00:34:46,750 --> 00:34:48,083
جلسه را نهایی کنید!

420
00:34:51,000 --> 00:34:54,583
در همین حال، درگیری جدیدی در اردوی میرزا رجا درگرفت.

421
00:34:57,458 --> 00:34:59,208
چطور جرات می‌کنی، دیلر خان!

422
00:34:59,416 --> 00:35:03,416
انگار همین الان تو تله شاه شیواجی افتادی...

423
00:35:03,916 --> 00:35:05,416
و اگر اینطور نباشد…

424
00:35:08,291 --> 00:35:10,791
وقتی فردا شاه شیواجی بیاید،

425
00:35:11,083 --> 00:35:16,500
به من اجازه بده گردنش را بزنم!

426
00:35:16,583 --> 00:35:17,291
دیلر خان،

427
00:35:18,625 --> 00:35:20,583
من به شاه شیواجی قول داده‌ام!

428
00:35:21,291 --> 00:35:27,458
که در اردوگاه ما هیچ آسیبی به او نخواهد رسید!

429
00:35:27,750 --> 00:35:30,583
انگار یه زندگی حقیرانه‌ی ماراتا

430
00:35:30,583 --> 00:35:33,333
برای شما از آبروی سلطنت مغول مهمتر شده است!

431
00:35:34,541 --> 00:35:35,541
بهش فکر کن،،

432
00:35:37,541 --> 00:35:40,416
مردم دهلی از این تصمیم حمایت نخواهند کرد!

433
00:35:40,708 --> 00:35:46,250
من به تنهایی از پس عواقب اتفاقات دهلی بر خواهم آمد!

434
00:35:48,833 --> 00:35:55,250
اما اگر کسی جرأت کند در حالی که شاه شیواجی اینجاست، به او آسیبی برساند،

435
00:35:57,875 --> 00:36:00,541
خودم او را خواهم کشت!

436
00:36:04,333 --> 00:36:15,416
پس باشد که او محبوب امپراتور شود، دیلر خان!

437
00:36:47,250 --> 00:36:48,041
پادشاه من،

438
00:36:49,666 --> 00:36:50,625
میرزا راجا اینجاست...

439
00:37:09,291 --> 00:37:10,791
پدر، لطفا... مراقب باش...

440
00:37:18,375 --> 00:37:21,625
درود فروتنانه من به مبارز راجپوتانا، میرزا راجا جای سینگ...

441
00:37:22,041 --> 00:37:22,500
با درود،،،،

442
00:37:24,458 --> 00:37:24,875
اعلیحضرت،،

443
00:37:25,708 --> 00:37:26,333
همه اینها چیست؟

444
00:37:26,625 --> 00:37:27,875
شاه شیواجی ،،

445
00:37:29,125 --> 00:37:31,208
ما قبلاً وجراگاد را فتح کرده‌ایم!

446
00:37:32,083 --> 00:37:36,833
و به زودی، پوراندار هم مال ما خواهد شد!

447
00:37:46,541 --> 00:37:47,666
حمله رو متوقف کنید، اعلیحضرت،

448
00:37:49,458 --> 00:37:52,166
من همین الان قلعه پوراندار را تحویل خواهم داد!

449
00:37:54,500 --> 00:37:55,583
واقعاً؟

450
00:37:56,708 --> 00:37:57,375
بله، درسته،،

451
00:37:58,625 --> 00:38:01,375
جان افرادم برایم از این قلعه مهم‌تر است!

452
00:38:01,916 --> 00:38:02,875
توافق شد،،

453
00:38:03,125 --> 00:38:04,291
لطفا بیا، پادشاه،،

454
00:38:05,250 --> 00:38:07,666
بیایید درباره مسائل داخل چادر سلطنتی صحبت کنیم!

455
00:38:08,458 --> 00:38:09,125
بیا،،،

456
00:38:18,208 --> 00:38:18,875
لطفا تشریف بیاورید،،،

457
00:38:19,166 --> 00:38:20,291
بشین،،

458
00:38:35,208 --> 00:38:36,291
بگو ببینم، پادشاه... چی تو رو به اینجا کشونده؟

459
00:38:36,416 --> 00:38:38,458
به نامه‌ام جواب ندادی،،

460
00:38:40,166 --> 00:38:41,833
چاره ای نداشتم، شاه شیواجی،

461
00:38:43,250 --> 00:38:48,208
به راحتی می‌توانم عصیان را در نامه‌ات حس کنم...

462
00:38:50,666 --> 00:38:54,333
الان که همه آزادی رو ترجیح نمیدن، درسته؟

463
00:38:54,541 --> 00:38:57,916
کسانی که از بوی بردگی لذت می‌برند، از آن می‌ترسند!

464
00:38:58,416 --> 00:38:59,458
شاه شیواجی ،،،

465
00:39:01,000 --> 00:39:05,625
هر دشمن امپراتور، دشمن من هم هست...

466
00:39:09,000 --> 00:39:11,166
پس، فایده‌ی این بحث چیست؟

467
00:39:15,375 --> 00:39:16,333
لطفا بس کن، شاه...

468
00:39:19,541 --> 00:39:21,833
تو عمیقاً به همراهانت اهمیت می‌دهی…

469
00:39:21,833 --> 00:39:26,708
من دیده‌ام که وقتی صحبت از آنها می‌شود، احساساتی می‌شوی...

470
00:39:28,750 --> 00:39:35,583
ای پادشاه شیواجی، من پادشاهان و جنگجویان بی‌شماری را دیده‌ام...

471
00:39:35,583 --> 00:39:41,833
با این حال، هرگز کسی را ندیده‌ام که به اندازه‌ی تو به زیردستان خود اهمیت بدهد!

472
00:39:42,625 --> 00:39:50,208
بنابراین، من خودم درخواست شما را به امپراتور ارائه خواهم داد!

473
00:39:50,208 --> 00:39:51,458
همچین کاری نکن!

474
00:39:52,083 --> 00:39:57,916
وقتی آزادی، دین و هویت از دست بروند، هیچ چیز در این دنیا ارزش دنبال کردن ندارد!

475
00:39:58,583 --> 00:40:00,750
من با یک درخواست آمده‌ام،

476
00:40:00,916 --> 00:40:01,625
بگو،،

477
00:40:02,000 --> 00:40:07,333
قبل از اینکه ماهاراشترا را به گورستان تبدیل کنی، سر مرا از بدنم جدا کن!

478
00:40:07,625 --> 00:40:08,708
شاه شیواجی!

479
00:40:09,541 --> 00:40:14,208
من جنگجوی راجپوت هستم! نه قصاب!

480
00:40:17,083 --> 00:40:17,833
راجپوت؟

481
00:40:18,958 --> 00:40:19,958
جنگجو؟

482
00:40:21,000 --> 00:40:22,000
آیا اینطور است؟

483
00:40:23,250 --> 00:40:28,041
تو خودت را در برابر مغول‌ها تحقیر می‌کنی، کسانی که از سرکوب دین هندوها شادمان می‌شوند...

484
00:40:28,833 --> 00:40:31,333
و هنوز هم جرات داری خودت را یک جنگجوی راجپوت بنامی؟

485
00:40:31,708 --> 00:40:34,208
وفاداری یکی از مهمترین وظایف یک راجپوت است!

486
00:40:34,958 --> 00:40:39,958
و مال من در خدمت امپراتور اورنگ زیب است!

487
00:40:40,541 --> 00:40:43,250
وفاداری به بیگانه خیانت به میهن است!

488
00:40:43,916 --> 00:40:44,833
اعلیحضرت،،،

489
00:40:45,833 --> 00:40:50,000
آیا واقعاً از سرزمین مهارانا پراتاپِ قدرتمند هستید؟

490
00:40:50,875 --> 00:40:55,166
او با مغول‌ها جنگید، از علف و آب تغذیه کرد، در جنگل‌ها پرسه زد،

491
00:40:55,666 --> 00:40:58,333
با این حال هرگز دارمای خود را رها نکرد!

492
00:40:59,708 --> 00:41:02,916
به همین دلیل است که او برای میهن پرستان مثل ما یک بت ابدی است!

493
00:41:04,166 --> 00:41:06,791
آیا شما هم همین میراث را برای خودتان نمی‌خواهید؟

494
00:41:07,333 --> 00:41:08,375
مطلقاً نه،،،

495
00:41:09,875 --> 00:41:11,875
با حرف‌های بی‌اساس و بی‌اساست من را گول نزن!

496
00:41:12,708 --> 00:41:14,500
من به امپراتور قول داده‌ام!

497
00:41:15,583 --> 00:41:18,583
که تو را به اسیری خواهم برد!

498
00:41:19,458 --> 00:41:21,416
و با این حال، من با شما صحبت می‌کنم،

499
00:41:22,166 --> 00:41:24,833
چون تو از دودمان بزرگ سیسودیا هستی...

500
00:41:25,333 --> 00:41:29,083
مرا آزمایش نکن، پادشاه شیواجی!

501
00:41:30,375 --> 00:41:35,833
من به تو، به شجاعت و شهامتت بی‌نهایت احترام می‌گذارم!

502
00:41:36,708 --> 00:41:40,416
و با این حال، نمی‌توانم از دلسوزی برایت دست بردارم!

503
00:41:41,666 --> 00:41:45,291
مردم تو، به خاطر لجاجت خودت رنج می‌کشند!

504
00:41:45,625 --> 00:41:49,666
سربازان شجاع شما در حال مرگ هستند! روستاهای ماوال ویران شده‌اند!

505
00:41:52,250 --> 00:41:53,541
از این رو، بنشینید!

506
00:42:05,750 --> 00:42:09,916
حالا بگو - چه تصمیمی گرفتی؟

507
00:42:17,125 --> 00:42:18,625
اودیراج منشی

508
00:42:19,041 --> 00:42:21,041
بله استاد... من اومدم!

509
00:42:22,333 --> 00:42:23,166
بله استاد...

510
00:42:25,791 --> 00:42:28,541
شرایط و ضوابط قرارداد را برایش بخوانید...

511
00:42:29,791 --> 00:42:30,333
بله،،،

512
00:42:31,750 --> 00:42:32,166
بخونش،،،

513
00:42:32,166 --> 00:42:32,958
بله استاد،،

514
00:42:33,875 --> 00:42:34,958
با دقت گوش کنید،،

515
00:42:35,291 --> 00:42:37,708
شما در مجموع بیست و سه قلعه به امپراتور خواهید داد.

516
00:42:37,708 --> 00:42:43,500
پوراندار، کوندانا، تونگ، تیکونا، لوهاگاد، ویزاپور، روهیدا،

517
00:42:43,500 --> 00:42:46,708
و سرزمین‌های دیگر،،

518
00:42:51,333 --> 00:42:54,208
پسر شما، شاهزاده سامباجی راجه،

519
00:42:54,833 --> 00:42:58,833
به عنوان منصبدار پنج هزار رتبه‌ای تحت نظر امپراتور منصوب خواهد شد،

520
00:43:00,291 --> 00:43:04,083
هر زمان که امپراتور احضار کند،

521
00:43:04,083 --> 00:43:07,333
شما باید در هر زمان و هر زمان که لازم باشد، خود را در خدمت او حاضر کنید!

522
00:43:08,375 --> 00:43:12,375
سرزمین کونکان و دوازده دژ گات‌های علیا در تصرف شما باقی خواهد ماند،

523
00:43:13,250 --> 00:43:17,875
به همراه سرزمین‌های زیر آن قلعه‌ها...

524
00:43:18,958 --> 00:43:23,666
شرط سختی که برای پسرت وضع شده شامل تو نمیشه...

525
00:43:24,750 --> 00:43:30,791
با این حال، امپراتور انتظار همکاری وفادارانه شما را دارد.

526
00:43:35,291 --> 00:43:37,500
و از همه مهم‌تر شرط…

527
00:43:38,458 --> 00:43:41,375
به مناسبت پنجاهمین سالگرد سلطنت امپراتور که به زودی فرا می‌رسد،

528
00:43:42,208 --> 00:43:48,166
شما باید برای ملاقات با امپراتور به پایتخت سفر کنید...

529
00:43:49,500 --> 00:43:50,125
چرا،،؟

530
00:43:50,375 --> 00:43:52,666
برای اینکه وفاداریت رو بهش ثابت کنی!

531
00:43:57,708 --> 00:43:58,708
اعلیحضرت،،

532
00:44:00,125 --> 00:44:03,125
من به اینجا آمده‌ام چون می‌توانم به تو اعتماد کنم!

533
00:44:05,208 --> 00:44:07,125
چه کسی می‌داند نیت امپراتور چیست؟

534
00:44:07,250 --> 00:44:11,708
اگه بهم اعتماد کنی، بهت قول میدم...

535
00:44:12,875 --> 00:44:16,250
که تو در آگرا مسئولیت من خواهی بود،،

536
00:44:16,625 --> 00:44:19,625
به تو افتخاری شایسته‌ی یک شاهزاده اعطا خواهد شد…

537
00:44:20,125 --> 00:44:23,833
و جان تو عزیزتر از جان من پاسداری خواهد شد،

538
00:44:26,500 --> 00:44:27,500
شاه شیواجی ،،،

539
00:44:28,083 --> 00:44:29,833
اگر با این شرایط موافق هستید،

540
00:44:31,125 --> 00:44:35,791
سپس آن را برای رضایت و تصویب امپراتور ارسال خواهم کرد.

541
00:44:37,625 --> 00:44:38,416
اودیراج

542
00:44:38,416 --> 00:44:39,000
بله استاد...

543
00:44:40,166 --> 00:44:40,958
هوممممممم

544
00:44:43,375 --> 00:44:44,166
شاه شیواجی ،،،

545
00:44:44,375 --> 00:44:49,208
شنیده‌ام که راجماتای ​​تو، اوصاحب تو،

546
00:44:49,208 --> 00:44:51,708
روی قلعه کوندهانا است،

547
00:44:52,833 --> 00:44:54,250
و تو خوب میدانی،،

548
00:44:54,250 --> 00:44:58,083
همان دژی که نیروهای من آن را احاطه کرده‌اند؟

549
00:45:00,000 --> 00:45:02,083
قبل از هر تصمیمی خوب فکر کن،،،

550
00:45:05,500 --> 00:45:07,166
الهه جاگادامبا، کمکم کن.

551
00:45:22,708 --> 00:45:23,625
شلوار،،،

552
00:45:47,166 --> 00:45:47,958
پس رنجی...

553
00:45:49,125 --> 00:45:50,333
این تمام اتفاقی است که افتاده…

554
00:45:50,625 --> 00:45:54,666
به اورنگ زیب نمیشه اعتماد کرد...

555
00:45:56,000 --> 00:45:57,083
اما نباید نگران باشی…

556
00:45:58,166 --> 00:46:00,291
من به راجپوت‌های وفادارم علامت خواهم داد...

557
00:46:02,500 --> 00:46:04,500
حتی اگر در طول جشن تولد مشکلی پیش بیاید،

558
00:46:05,333 --> 00:46:11,375
افراد من قبل از اینکه اتفاقی براش بیفته، شاه شیواجی رو از اونجا بیرون میبرن.

559
00:46:13,541 --> 00:46:15,875
وظیفه مقدس ما دفاع از دارمای هندو است

560
00:46:15,875 --> 00:46:21,250
هیچ سازشی در آن نخواهد بود!

561
00:46:22,500 --> 00:46:24,958
مردم اینجا شروع به گفتن این حرف کرده‌اند،

562
00:46:26,166 --> 00:46:29,791
شاه شیواجی خودش یک شکل الهی است!

563
00:46:31,541 --> 00:46:34,958
آخرین کورسوی امید برای ما هندوها،،

564
00:46:35,833 --> 00:46:39,208
و ما هرگز اجازه نخواهیم داد که این امید خاموش شود!

565
00:46:40,083 --> 00:46:43,666
پس از اطمینان از اطمینان آنیرودا سینگ جی،

566
00:46:43,666 --> 00:46:48,250
بهیرجی و کاویندرا پاراماناندا به آگرا بازگشتند.

567
00:46:48,375 --> 00:46:48,916
ادامه بده،،،

568
00:46:49,500 --> 00:46:50,041
بله،،

569
00:46:50,875 --> 00:46:52,875
دقیقاً در ذهن راج چه می‌گذرد؟

570
00:46:57,500 --> 00:47:00,166
پس از پیمان با میرزا رجا،

571
00:47:01,041 --> 00:47:03,500
یک شب پادشاه با من تماس گرفت…

572
00:47:05,875 --> 00:47:06,833
ادامه بده،،،

573
00:47:07,500 --> 00:47:08,041
بله،،

574
00:47:08,583 --> 00:47:10,500
بحران کنونی یک بحران معمولی نیست،

575
00:47:10,708 --> 00:47:12,583
رفتم و قرارداد رو امضا کردم!

576
00:47:13,041 --> 00:47:15,541
حتی اخطار و هدایای سلطنتی آنها را پذیرفت!

577
00:47:19,041 --> 00:47:23,041
اما حالا به نظر می‌رسد که این ماجرا به اینجا ختم نمی‌شود!

578
00:47:26,916 --> 00:47:29,625
من باید به ملاقات امپراتور بروم، به دهلی یا آگرا!

579
00:47:30,666 --> 00:47:33,000
دربار مغول آگرا صرفاً یک مجلس سلطنتی نیست.

580
00:47:35,125 --> 00:47:37,166
اما یک لانه‌ی تهدیدکننده‌ی زندگی مثل مردی که غار ببر را می‌خورد!

581
00:47:38,541 --> 00:47:44,916
قبل از اینکه به آگرا بیایم، تمام شمال هندوستان را بگردم.

582
00:47:45,916 --> 00:47:46,625
بله استاد!

583
00:47:47,875 --> 00:47:52,333
قبل از اینکه برسید، شرح مفصلی از آگرا آماده خواهم کرد.

584
00:47:52,583 --> 00:47:53,375
هوم،،

585
00:47:53,416 --> 00:47:54,208
اما،،،

586
00:47:55,166 --> 00:47:57,583
استاد دقیقا قصد دارید چه کار کنید؟

587
00:47:59,583 --> 00:48:04,750
چه می‌شود اگر لرد نارسیما از پراتاپگاد دوباره در آگرا ظاهر شود؟

588
00:48:12,500 --> 00:48:15,291
اگر مستقیماً به امپراتور حمله کنیم چه؟

589
00:48:16,625 --> 00:48:17,833
این طرح پتانسیلش رو داره،،

590
00:48:19,208 --> 00:48:22,583
اما یه کم ریسکی نیست؟

591
00:48:24,333 --> 00:48:26,833
ما برای انجام کارهای ساده به دنیا نیامده‌ایم، نایک،

592
00:48:28,291 --> 00:48:31,125
اگر از زندگی کردن منع شده‌ایم، باید بتوانیم از آن زمان به عنوان فرصتی برای پیروزی استفاده کنیم...

593
00:48:33,750 --> 00:48:34,458
ادامه بده،،،

594
00:48:36,166 --> 00:48:38,250
ما از روی ناچاری به آگرا نخواهیم رفت،،

595
00:48:39,958 --> 00:48:40,750
در عوض،،

596
00:48:44,541 --> 00:48:46,666
با یک برنامه ریزی درست به آگرا حمله کنید...

597
00:48:51,500 --> 00:48:53,666
در عین حال، من تضمین خواهم کرد که پایه‌های سواراجیا محکم و استوار باشند.

598
00:48:54,166 --> 00:48:55,791
خدای نکرده، اگر اتفاقی در آگرا برایم بیفتد،

599
00:48:56,833 --> 00:49:01,458
آنگاه دژهای سواراجیا تحت فرمان اوصاحب استوار خواهند ماند!

600
00:49:02,833 --> 00:49:04,041
بنابراین، من تمام مقدمات را برای همین کار فراهم خواهم کرد!

601
00:49:04,791 --> 00:49:09,875
حتی چند نفر از نزدیکان اورنگ زیب در حال توطئه برای سرنگونی او هستند.

602
00:49:10,916 --> 00:49:13,750
در آنجا، رئیسی به نام شامبوشینگ شخاوت را خواهید یافت.

603
00:49:13,750 --> 00:49:18,250
او یک نماینده راجپوت است که به طور ویژه توسط ویشوسرائو دیگه ما توصیه شده است!

604
00:49:18,875 --> 00:49:23,666
به دنبال این دستورات، من به آگرا رفتم تا شامبوسینه شخاوت را ملاقات کنم.

605
00:49:23,666 --> 00:49:25,916
و در نهایت در یک گردهمایی آنجا شرکت کردم...

606
00:49:29,916 --> 00:49:30,666
عقیل خان صاحب،،

607
00:49:32,125 --> 00:49:35,708
این محفل بدون شعر شما ناقص خواهد بود!

608
00:49:37,458 --> 00:49:40,875
اما بانوی شعر هنوز نیامده است...

609
00:49:41,208 --> 00:49:42,125
لطفا تلاوت کنید،،،

610
00:49:47,916 --> 00:49:48,958
دل التماسش را می‌کند…

611
00:49:51,000 --> 00:49:54,916
آنگاه که سکوت بر خاک دل فرود آید،

612
00:49:57,250 --> 00:50:01,166
آنگاه که سکوت بر خاک دل فرود آید،

613
00:50:01,958 --> 00:50:05,333
احساسات از میان کلمات به دنبال راه می‌گردند،

614
00:50:06,708 --> 00:50:10,750
حتی اشک‌های پنهان هم گاهی صدایی پیدا می‌کنند،

615
00:50:12,708 --> 00:50:17,041
هرگاه داستانی میان قلب‌ها آشکار می‌شود،،،

616
00:50:17,041 --> 00:50:18,708
وای... خیلی قشنگه...

617
00:50:18,791 --> 00:50:19,333
ممنونم،،،

618
00:50:20,083 --> 00:50:21,000
خیلی خب،،

619
00:50:21,208 --> 00:50:24,208
حالا پرنسس، میشه یه اجرای زنده برامون اجرا کنید؟

620
00:50:24,291 --> 00:50:25,375
پرنسس؟

621
00:50:26,041 --> 00:50:27,750
پرنسس زبونیسا!

622
00:50:28,625 --> 00:50:30,333
دختر محبوب اورنگ زیب،

623
00:50:31,333 --> 00:50:32,583
جهت اطلاع شما ارائه می‌شود…

624
00:50:32,833 --> 00:50:36,458
بعضی چهره‌ها حتی از پشت نقاب هم واضح هستند...

625
00:50:37,750 --> 00:50:43,541
هر رازی در آرزوی رشته‌ای از اعتماد است،،

626
00:50:45,166 --> 00:50:50,125
پشت حقایق مبهم، تله‌ای از زهر در انتظار است،

627
00:50:51,583 --> 00:50:56,875
و در هر لبخند، داستانی خائنانه پنهان است،،

628
00:50:57,083 --> 00:50:57,833
خیلی قشنگه،،،

629
00:50:58,416 --> 00:50:59,916
وای... خیلی قشنگه!

630
00:51:00,625 --> 00:51:02,458
واقعاً بی‌نظیر!

631
00:51:07,875 --> 00:51:11,541
نقاب و فریب، طبیعت این سرزمین است،

632
00:51:14,833 --> 00:51:19,708
ای ساده‌لوح، فراموش نکن... آسمان‌ها نظاره‌گرند...

633
00:51:19,916 --> 00:51:21,000
نایک، مراقب باش،

634
00:51:24,666 --> 00:51:26,083
این کیست، شامبو سینگ؟

635
00:51:27,791 --> 00:51:30,791
آه... بله... والاحضرت... ایشان اهل دکن هستند...

636
00:51:34,833 --> 00:51:36,791
مجلس تمام شد!

637
00:51:45,083 --> 00:51:46,458
چی شده، نایک؟

638
00:51:47,125 --> 00:51:51,416
باورش سخته که…

639
00:51:51,416 --> 00:51:55,750
گاهی اوقات هویت در مقابل هدف کم می‌آورد، نایک،

640
00:51:57,708 --> 00:52:03,708
ما رهبران گروهی هستیم که انقلاب را پشت حجابی از کلمات پنهان می‌کنند!

641
00:52:05,500 --> 00:52:11,875
ما صرفاً هنرمند، اجراکننده یا شعرخوان نیستیم.

642
00:52:11,875 --> 00:52:14,875
ما یک سندیکا هستیم به نام مکفی

643
00:52:17,583 --> 00:52:22,541
هدف ما سرنگونی تخت ظالمانه پدرم است.

644
00:52:23,375 --> 00:52:31,625
جنایاتی که او علیه هندوها مرتکب می‌شود، ما را به لرزه می‌اندازد!

645
00:52:33,125 --> 00:52:40,041
انگار پدر می‌خواهد کلمه «هندو» را از این سرزمین پاک کند!

646
00:52:41,458 --> 00:52:42,625
اورنگ زیب!

647
00:52:45,125 --> 00:52:48,500
حتی کوچکترین اشاره‌ای به نام او، مردم آگرا را به وحشت می‌اندازد.

648
00:52:49,166 --> 00:52:55,333
الان تو کل هندوستان فقط یه نفر هست که میتونه بشریت رو نجات بده...

649
00:52:55,333 --> 00:52:58,583
آن پادشاه شیواجی دکن است.

650
00:52:58,583 --> 00:53:00,416
اون مثل یه برادر برای منه،،،

651
00:53:00,875 --> 00:53:02,666
نگران نباش، نایک…

652
00:53:03,625 --> 00:53:11,416
هر زمان که در آگرا به کمک ما نیاز داشته باشید، ما آنجا خواهیم بود تا به پادشاه شیواجی کمک کنیم.

653
00:53:11,416 --> 00:53:12,333
بیا پرنسس...

654
00:53:12,333 --> 00:53:17,166
و به همین دلیل است که ما اینجا هستیم، و تدارکات دقیقی برای دیدار او فراهم می‌کنیم،

655
00:53:19,291 --> 00:53:21,000
شاه شیواجی چیزی کمتر از یک شیر نیست!

656
00:53:21,000 --> 00:53:22,958
فقط پادشاهی مثل او می‌تواند اینقدر چیزها را پیش‌بینی کند!

657
00:53:24,375 --> 00:53:25,166
ها؟

658
00:53:45,750 --> 00:53:47,500
بیا بریم!

659
00:56:04,708 --> 00:56:05,500
اونجا! همین بالا! فقط یه کم اونورتر!

660
00:56:05,500 --> 00:56:07,208
بله عجله کنید،،،

661
00:56:12,458 --> 00:56:15,375
برخیز،،

662
00:56:16,708 --> 00:56:17,750
نه... گوش کن! سوبهدار!

663
00:56:17,750 --> 00:56:24,791
برخیز،،

664
00:56:26,291 --> 00:56:29,375
صبر کن نایک...

665
00:56:29,583 --> 00:56:33,458
احمق! من زنده‌ام، او مرده! نگاه کن؟ اونجا!

666
00:56:34,166 --> 00:56:36,708
نایک... تو باید بری... من این مرد رو کنترل می‌کنم! تو باید بری!

667
00:56:36,708 --> 00:56:39,041
سواراجیا به تو نیاز دارد... تو باید همین الان بروی!

668
00:56:39,041 --> 00:56:40,458
تانهاجیرائو، اون داره بهمون کمک می‌کنه...!

669
00:56:40,458 --> 00:56:42,375
نه، نایک... تو برو! من اینو حل می‌کنم! فقط برو!

670
00:56:42,416 --> 00:56:45,750
اون یکی از ما تنهاجیرائوهاست! آنیرودها سینگ رانا اون رو فرستاده تا به ما کمک کنه!

671
00:56:45,750 --> 00:56:47,916
او رئیسی تحت امر باوسینه هادا است—

672
00:56:47,916 --> 00:56:50,416
شامبوسینه شخاوات! یکی لطفا بهش بگه!

673
00:56:50,791 --> 00:56:53,458
او یکی از ماست! رهایش کنید!

674
00:56:53,583 --> 00:56:56,250
واقعاً...؟ -بله،

675
00:56:56,291 --> 00:56:59,333
نایک، این دستِ یا طناب دار؟

676
00:56:59,333 --> 00:57:03,125
اگر کمی بیشتر سفتش می‌کردی، گردنم می‌شکست!

677
00:57:03,208 --> 00:57:06,166
ها! مطمئناً مرده بودی! نمی‌تونستی زودتر بگی!

678
00:57:07,833 --> 00:57:09,958
اما نایک... این دیگه چیه؟

679
00:57:09,958 --> 00:57:11,958
شاید او جاسوس اورنگ زیب باشد!

680
00:57:13,250 --> 00:57:16,250
نایک، تو فوراً اینجا رو ترک کن! ما اینجا به همه چیز رسیدگی می‌کنیم!

681
00:57:16,333 --> 00:57:18,875
فولاد خان کوتوال یک حلقه امنیتی شدید اعمال کرده است،

682
00:57:18,875 --> 00:57:20,750
همه شما باید همین الان بروید، هر چه سریعتر،،

683
00:57:21,708 --> 00:57:24,458
فکر می‌کنم همه شما باید فوراً به سمت راجگاد حرکت کنید!

684
00:57:24,916 --> 00:57:26,583
اما نایک... تو چی؟

685
00:57:26,583 --> 00:57:27,458
گوش کن!

686
00:57:27,458 --> 00:57:32,500
ما باید امنیت شاه شیواجی را تضمین کنیم، چه در زمان ورود و چه در زمان خروجش از آگرا.

687
00:57:32,500 --> 00:57:35,333
بنابراین من مجبورم اینجا بمانم چون هنوز کارهای زیادی برای انجام دادن وجود دارد.

688
00:57:35,541 --> 00:57:36,458
کیسنا،

689
00:57:36,875 --> 00:57:38,500
تو همه مسیرهای این اطراف رو بلدی،،

690
00:57:39,000 --> 00:57:41,541
تو باهاشون برو و شیواجی راجه رو سالم برگردون، باشه؟

691
00:57:42,000 --> 00:57:43,791
لطفا مراقب خودت باش،،،

692
00:57:43,791 --> 00:57:44,416
بله،،،

693
00:57:44,416 --> 00:57:46,375
الان باید عجله کنی،،

694
00:57:46,708 --> 00:57:47,750
بریم،،،

695
00:57:48,291 --> 00:57:49,583
بریم،،،

696
00:57:55,166 --> 00:58:01,666
در حالی که این جاسوسان مراتا مشغول تضمین امنیت شاه شیواجی در آگرا بودند،

697
00:58:01,875 --> 00:58:05,041
نامه میرزا راجا به کونوار رامسینگ رسید:

698
00:58:07,666 --> 00:58:10,083
«من پادشاه شیواجی را به آگرا می‌فرستم...»

699
00:58:10,375 --> 00:58:13,666
به یاد داشته باش! هیچ بی‌عدالتی بر او نخواهد آمد!

700
00:58:14,083 --> 00:58:17,750
این وظیفه شماست! به دستور میرزا راجا جای سینگ،

701
00:58:17,958 --> 00:58:20,166
او ترجیح می‌داد دستور مرگ مرا بدهد،

702
00:58:21,083 --> 00:58:23,541
اگر شاه شیواجی اینجا کشته شود چه؟

703
00:58:27,791 --> 00:58:32,000
فرمانده! فرمانده - دروازه‌ها را باز کنید... بگذارید وارد شویم!

704
00:58:32,250 --> 00:58:34,458
کسی اون بالا هست؟؟ در رو باز کن!

705
00:58:34,750 --> 00:58:35,250
کیست؟

706
00:58:36,916 --> 00:58:37,583
پادشاه من؟

707
00:58:38,375 --> 00:58:39,541
چه اتفاقی افتاده؟

708
00:58:39,708 --> 00:58:43,291
فرمانده، دشمن در تعقیب ماست... بگذارید وارد شویم! همین الان دروازه‌ها را باز کنید!

709
00:58:43,541 --> 00:58:48,916
توپ‌ها رو پر کنید، بچه‌ها! دشمن درست پشت سر پادشاه ماست!

710
00:58:48,916 --> 00:58:50,833
پادشاه من! شما اصلاً نباید نگران باشید…

711
00:58:50,833 --> 00:58:54,000
ما آماده‌ایم! ما تک تک دشمنان را خواهیم سوزاند!

712
00:58:54,000 --> 00:58:56,000
در عوض... فقط فوراً پادشاه را راه بده!

713
00:58:56,291 --> 00:58:57,625
چنین چیزی ممکن نخواهد بود…

714
00:58:57,625 --> 00:58:59,583
همین دیروز نامه پادشاه را دریافت کردیم...

715
00:58:59,583 --> 00:59:00,625
می‌گوید که–

716
00:59:00,625 --> 00:59:03,500
حتی اگر خودش هم بیاید، دروازه‌ها به هیچ قیمتی نباید شب‌ها باز شوند!

717
00:59:03,500 --> 00:59:05,875
این دستور سلطنتی پادشاه ماست! چگونه می‌توانیم اطاعت نکنیم؟

718
00:59:05,875 --> 00:59:07,750
فرمانده... اگر این دروازه را باز نکنی،

719
00:59:08,375 --> 00:59:10,125
سرت را از بدنت جدا می‌کنم!

720
00:59:10,166 --> 00:59:11,208
بسیار خوب، پادشاه من!

721
00:59:11,208 --> 00:59:13,416
مرگ به دست تو فقط... خواهد بود

722
00:59:13,750 --> 00:59:16,750
–نجات من!

723
00:59:17,875 --> 00:59:20,333
بنگر، پادشاه من! خورشید تا لحظه‌ای دیگر طلوع خواهد کرد!

724
00:59:20,833 --> 00:59:24,000
به محض اینکه اولین پرتو به افق بتابد، دروازه را برایت باز خواهم کرد!

725
00:59:24,500 --> 00:59:26,541
تا آن زمان، کمی آب و نان بخور،

726
00:59:27,708 --> 00:59:31,333
پادشاه من! لطفاً با پذیرش توصیه‌نامه‌ها به ما افتخار دهید!

727
00:59:39,125 --> 00:59:41,083
اوه... همه اینها برای چیست؟

728
00:59:45,916 --> 00:59:48,666
فرمانده، جنگجویانی مثل شما هستند که سواراجیا را در امان نگه می‌دارند!

729
00:59:50,000 --> 00:59:51,791
حالا دیگه وقتشه برم شمال!

730
00:59:56,875 --> 00:59:57,625
پادشاه من،،،

731
00:59:59,000 --> 00:59:59,875
لطفا مراقب خودت باش،،

732
01:00:04,750 --> 01:00:06,708
شاه شیواجی شجاعت ماوالاهای خود را در سیداگاد آزمایش کرد.

733
01:00:06,708 --> 01:00:07,041
بریم،،،

734
01:00:07,041 --> 01:00:10,125
شاه شیواجی شجاعت ماوالاهای خود را در سیداگاد آزمایش کرد.

735
01:00:10,125 --> 01:00:15,166
اما، محاکمه دیگری در راجگاد در انتظار او بود...

736
01:00:28,208 --> 01:00:32,291
یه‌سوبای امروز خیلی زیبا به نظر می‌رسد! اینطور نیست، آوصاحب؟

737
01:00:36,166 --> 01:00:37,875
اعلیحضرت،،

738
01:00:44,833 --> 01:00:46,000
اوصاحب!

739
01:00:47,083 --> 01:00:48,166
اوصاحب!

740
01:00:50,375 --> 01:00:51,541
شاهزاده شامبو منتظر است...

741
01:00:53,166 --> 01:00:54,666
آیا کار بدی کرده‌ام؟

742
01:00:55,500 --> 01:00:58,291
چطور ممکنه؟ این من بودم که اشتباه کردم...

743
01:00:58,833 --> 01:01:00,125
چرا این را می‌گویی، عاصهب؟

744
01:01:01,291 --> 01:01:03,708
کلام تو، فرمان الهه بهاوانی برای من است!

745
01:01:04,833 --> 01:01:06,875
برای همینه که منو تو همچین موقعیت‌هایی قرار میدی؟

746
01:01:07,416 --> 01:01:10,833
شیوا، بس کن این مسخره‌بازی رو! همین الان تمومش کن!

747
01:01:10,833 --> 01:01:13,291
حداقل حالا، بگذار مثل یک مادر زندگی کنم!

748
01:01:15,750 --> 01:01:19,041
من تو را به وظیفه ساختن سواراجیا سپردم، قبل از اینکه به سن قانونی برسی!

749
01:01:19,583 --> 01:01:27,208
تو می‌دانی که من چقدر برای سواراجیایمان فداکاری کرده‌ام!

750
01:01:27,833 --> 01:01:30,166
تو در شانزده سالگی قلعه تورنا را فتح کردی،

751
01:01:30,916 --> 01:01:36,416
مادر درون من زیر سایه‌ی سنگین ترس از اینکه اتفاقی برای تو بیفتد، زندگی کرده است!

752
01:01:36,666 --> 01:01:39,708
اول فتح خان و سپس افضل خان و سپس شیستا خان…

753
01:01:40,333 --> 01:01:45,250
و حالا این! اورنگ زیب؟ داری وارد لانه مار میشی!

754
01:01:45,958 --> 01:01:50,666
او به هزاران افضل خان می ارزد! او بیش از حد ظالم است فرزندم!

755
01:01:51,208 --> 01:01:56,125
و با این حال، شما می‌خواهید شاهزاده شامبوی ما را به آنجا ببرید؟

756
01:01:58,250 --> 01:01:59,750
بهش نگاه کن،،

757
01:01:59,750 --> 01:02:00,791
فقط نگاه کن!

758
01:02:01,333 --> 01:02:05,166
خدا نکند، اما اگر فردا اتفاقی بیفتد…

759
01:02:05,416 --> 01:02:08,708
و او بیوه است، پس به من بگو، آیا در آن صورت می‌توانی با او روبرو شوی؟

760
01:02:09,041 --> 01:02:10,000
اوصاحب!

761
01:02:16,458 --> 01:02:18,958
من تمام زندگی تو را وقف آرمان «سواراجیا» کردم!

762
01:02:19,625 --> 01:02:23,583
حالا، من آن دوران کودکی گمشده را در درون شاهزاده شامبو جستجو می‌کنم!

763
01:02:24,375 --> 01:02:28,166
آیا می‌خواهی آن شادی را از من، در سال‌های پیری‌ام، نیز بگیری؟

764
01:02:28,583 --> 01:02:32,958
می‌دانم که سرنوشت تو به خاطر سواراجیای ما مقدر شده است!

765
01:02:33,208 --> 01:02:34,625
از این رو، باید بروی!

766
01:02:35,666 --> 01:02:39,250
فردا، حتی شاهزاده شامبوی ما هم باید در میدان نبرد حاضر شود! من این را می‌دانم!

767
01:02:39,250 --> 01:02:41,375
اما هنوز نه! او هنوز یک کودک معصوم است!

768
01:02:41,500 --> 01:02:44,375
وقتی دشمن او را محاصره کرده، از او چه انتظاری دارید؟

769
01:02:44,458 --> 01:02:46,500
او کاری را خواهد کرد که آبهیمانیو زمانی انجام داد!

770
01:02:46,541 --> 01:02:47,583
اما اوصاحب...

771
01:02:48,583 --> 01:02:52,208
فقط، این آبهیمانیو اسرار چاکراویو را که باید بعداً بشکند، یاد خواهد گرفت!

772
01:02:52,500 --> 01:02:55,166
می‌خواهم الان او را راهنمایی کنم تا فردا در دام آن نیفتد!

773
01:02:56,750 --> 01:02:58,416
من آگاه هستم که–

774
01:02:59,250 --> 01:03:01,583
من تکه‌ای از قلب تو را که برایت عزیزترین است، با خود می‌برم.

775
01:03:02,083 --> 01:03:04,750
و چه کسی بهتر از من می‌تواند از او مراقبت کند؟ پسرت؟

776
01:03:04,750 --> 01:03:07,916
بس است دیگر، با حرف‌هایت مرا به دام نینداز!

777
01:03:08,125 --> 01:03:10,416
اما ای صاحب، من از صمیم قلب سخن می‌گویم...

778
01:03:13,666 --> 01:03:15,041
در واقع،

779
01:03:15,875 --> 01:03:18,500
شاهزاده شامبو برای این دیپلماسی بسیار مهم است.

780
01:03:24,875 --> 01:03:25,708
اوصاحب

781
01:03:26,708 --> 01:03:29,291
برای تحقق نذر، رویایی که در کودکی به من عطا کردی -

782
01:03:30,208 --> 01:03:33,583
-شاهزاده شامبو باید همین الان راه بیفتد!

783
01:03:34,250 --> 01:03:41,583
اگر مرا برکت دهی، می‌توانم به راحتی از هر دام مرگباری برگردم!

784
01:03:42,375 --> 01:03:46,083
اما اگر ناراحت هستید، و ما آنجا را ترک می‌کنیم، پس…

785
01:03:48,125 --> 01:03:50,458
شاید اولین ضربه مغول درست به هدف بخورد.

786
01:03:52,833 --> 01:03:55,750
به من بگو، نه به عنوان مادرم، بلکه به عنوان اوصیای قوم ما،

787
01:03:55,750 --> 01:03:58,083
کدام وظیفه را باید انجام دهم؟

788
01:03:59,625 --> 01:04:04,166
خانه‌ی پادشاه یا خانه‌ی پدر؟

789
01:04:07,958 --> 01:04:09,375
یه پادشاه...

790
01:04:09,791 --> 01:04:11,041
یک پدر

791
01:04:13,458 --> 01:04:14,958
و همچنین پسر،،

792
01:04:17,625 --> 01:04:22,000
شیوا، فرزندم، به من قول بده که صحیح و سالم برمی‌گردی.

793
01:04:22,000 --> 01:04:25,666
و هر چه پیش آید،

794
01:04:25,666 --> 01:04:30,291
شما شاهزاده شامبو را با احتیاط لازم خواهید آورد.

795
01:04:32,125 --> 01:04:33,875
به من قول بده!

796
01:04:37,875 --> 01:04:39,208
قول میدم،، اوصاحب،،،

797
01:05:10,125 --> 01:05:13,125
باشد که الهه جاگادامب ما را برکت دهد ،،،

798
01:05:23,583 --> 01:05:25,666
با اجازتون مرخص میشم،

799
01:06:08,500 --> 01:06:11,708
پادشاه من، ما در آستانه شهر آگرا ایستاده‌ایم،

800
01:06:11,833 --> 01:06:14,083
حتی یک نفر هم دیده نمی‌شود،

801
01:06:14,375 --> 01:06:16,375
واقعاً! خیلی وقته منتظر موندیم!

802
01:06:27,750 --> 01:06:30,750
آیا اینجا پایتخت مغول‌ها است؟

803
01:06:43,083 --> 01:06:45,000
ببین! یکی داره میاد...

804
01:06:45,583 --> 01:06:46,458
هوم،،

805
01:06:46,958 --> 01:06:48,041
عجله کن! عجله کن!

806
01:06:48,625 --> 01:06:50,958
این مترسک قرار است چه کسی باشد؟

807
01:07:00,708 --> 01:07:01,875
در میان شما، پادشاه کیست؟

808
01:07:01,875 --> 01:07:03,000
سلام!

809
01:07:03,041 --> 01:07:05,041
کور شدی یا چی؟

810
01:07:05,666 --> 01:07:07,375
نمی‌فهمی، ها؟

811
01:07:07,750 --> 01:07:09,458
باجی سارجرائو

812
01:07:09,666 --> 01:07:10,458
صبر کن،،،

813
01:07:10,458 --> 01:07:11,208
بله پادشاه من،،،

814
01:07:15,000 --> 01:07:16,083
با درود،،

815
01:07:16,083 --> 01:07:17,000
تو کی هستی؟

816
01:07:17,166 --> 01:07:23,208
من کارمند شاهزاده رام سینگ هستم، Giridharilal…

817
01:07:24,333 --> 01:07:26,291
رنجی به عنوان نشان افتخار برای شما ردایی فرستاده است!

818
01:07:26,500 --> 01:07:27,291
منشی؟

819
01:07:27,333 --> 01:07:27,916
بله،،،

820
01:07:27,916 --> 01:07:29,125
چرا شاهزاده رام سینگ خودش نیامد؟

821
01:07:32,875 --> 01:07:34,708
اون می‌خواست... اما...

822
01:07:34,916 --> 01:07:37,916
امپراتور او را در آخرین لحظه احضار کرد!

823
01:07:38,458 --> 01:07:40,041
از این رو، او نتوانست بیاید،،

824
01:07:40,458 --> 01:07:41,666
اما به جای من فرستاد!

825
01:07:42,000 --> 01:07:45,000
پس همه این‌ها فقط برای روبرو شدن با این کارمند بدبخت انتظار کشیده شده؟

826
01:07:45,208 --> 01:07:45,958
پادشاه من!

827
01:07:46,166 --> 01:07:47,541
این یه توهینه!

828
01:07:47,916 --> 01:07:49,291
این فقط یه توهین نیست سارجرائو...

829
01:07:51,083 --> 01:07:54,083
امپراتور دارد یک حرکت سیاسی خیلی حساب‌شده علیه من انجام می‌دهد...

830
01:07:54,083 --> 01:07:55,166
هوممممممم

831
01:07:55,166 --> 01:07:56,250
به هر حال،،

832
01:07:56,458 --> 01:07:59,458
رفاه سواراجیا از توهین من مهم‌تر است.

833
01:08:00,250 --> 01:08:01,333
آیا شاهزاده رام سینگ هرگز به ملاقات ما خواهد آمد؟

834
01:08:01,333 --> 01:08:03,250
یا اینکه مستقیماً در خود دادگاه همدیگر را ببینیم؟

835
01:08:03,500 --> 01:08:04,750
وای نه، اینجوری نیست…

836
01:08:05,208 --> 01:08:06,916
شاهزاده قطعاً خواهد آمد!

837
01:08:06,958 --> 01:08:07,458
اگه اینطوره که تو میگی،،،

838
01:08:07,583 --> 01:08:08,708
حالا به کجا؟

839
01:08:09,583 --> 01:08:10,875
حالا کجا باید بریم؟

840
01:08:11,083 --> 01:08:14,083
اوه بله... در مهمانخانه مولوکچاند

841
01:08:14,250 --> 01:08:15,833
لطفا،،بیا،،

842
01:08:16,083 --> 01:08:18,666
بریم،،

843
01:08:21,708 --> 01:08:22,750
رام سینگ قرار بود بیاید...

844
01:08:22,750 --> 01:08:23,458
بله، قرار بود بیاید اما...

845
01:08:24,375 --> 01:08:25,250
حالا اون کیه...؟

846
01:08:27,416 --> 01:08:28,750
درود، پادشاه من،،

847
01:08:28,750 --> 01:08:29,583
هوم؟

848
01:08:32,041 --> 01:08:34,416
بابت تاخیر بی موقع باید منو ببخشید....

849
01:08:35,125 --> 01:08:35,791
این شاهزاده است،،

850
01:08:37,083 --> 01:08:38,541
رام سینگ

851
01:08:40,500 --> 01:08:42,166
اشکالی نداره، شاهزاده رامسینگ...

852
01:08:42,958 --> 01:08:44,833
میتونم بفهمم،،،

853
01:08:45,083 --> 01:08:49,000
تو یک راجپوت صادق با صداقتی تزلزل‌ناپذیر هستی...

854
01:08:49,250 --> 01:08:52,875
اما امپراتور شما؟ او از صداقت صحبت می‌کند، اما طوری رفتار می‌کند که انگار…

855
01:08:52,958 --> 01:08:53,875
پادشاه من،،

856
01:08:56,666 --> 01:08:58,916
بذار باشه... حالا، فردا چطور پیش بریم؟

857
01:08:59,708 --> 01:09:01,833
برای جشن سالگرد تولد امپراتور؟

858
01:09:03,666 --> 01:09:06,666
فردا کمی زودتر حرکت خواهیم کرد...

859
01:09:06,958 --> 01:09:08,250
من شخصاً برای بدرقه شما خواهم آمد،

860
01:09:08,250 --> 01:09:09,333
درست همانطور که امروز انجام دادی؟

861
01:09:13,791 --> 01:09:16,666
مرا ببخش، پادشاه شیواجی، لطفا بیشتر از این مرا شرمنده نکن،،،

862
01:09:16,916 --> 01:09:20,500
ببخشید... فقط داشتم شوخی می‌کردم...

863
01:09:20,708 --> 01:09:23,666
تو شبیه اون چیزی که در موردت شنیده بودم نیستی!

864
01:09:28,541 --> 01:09:31,958
یعنی چی؟ اونوقت من چطوری؟

865
01:09:32,083 --> 01:09:34,208
منظورم اینه که... تو واقعاً شادی...

866
01:09:34,500 --> 01:09:35,291
هوم،،

867
01:09:47,250 --> 01:09:49,083
من هستم، تا وقتی که از کوره در برم...

868
01:09:49,083 --> 01:09:51,000
او قهرمان است،،،

869
01:09:51,000 --> 01:09:53,041
او شجاع است،،

870
01:09:53,041 --> 01:09:54,958
شیواجی مهاراج یک پادشاه شجاع است.

871
01:09:54,958 --> 01:09:57,166
شیواجی ماهاراج پادشاهی مورد احترام است،،،

872
01:12:25,541 --> 01:12:26,208
ادامه بده،،،

873
01:12:32,250 --> 01:12:36,291
همانطور که دستور داده بودید، استاد، من در سراسر راجپوتانا گشتم!

874
01:12:36,500 --> 01:12:44,083
در حالی که من با بسیاری از آنها ملاقات کردم، آنها علیرغم موافقت با آرمان ما، آشکارا از ما حمایت نخواهند کرد.

875
01:12:44,083 --> 01:12:47,125
با این حال، دشمنی علیه اورنگ زیب متقابل است...

876
01:12:47,333 --> 01:12:49,958
بنابراین، اگر فردا در دادگاه مشکلی پیش بیاید...

877
01:12:49,958 --> 01:12:51,916
– پس فوراً تهدید کننده زندگی نخواهد بود، درست است؟

878
01:12:52,083 --> 01:12:52,791
نه استاد...

879
01:12:52,791 --> 01:12:55,541
ما با یک نقشه فرار کامل و پیچیده وارد عمل خواهیم شد!

880
01:12:55,708 --> 01:12:56,291
هوم،،

881
01:12:56,375 --> 01:12:59,750
سه مکان اصلی وجود دارد که مراسم در آنها برگزار خواهد شد.

882
01:12:59,875 --> 01:13:01,291
اول، دیوان عام است.

883
01:13:01,458 --> 01:13:07,791
اینجا، تخت امپراتور در ارتفاعی دست‌نیافتنی قرار دارد،

884
01:13:08,000 --> 01:13:10,583
دوم، دیوان خاص است.

885
01:13:10,583 --> 01:13:15,000
فقط چند نفر خاص برای مراسم دعوت شده‌اند، – درود بر امپراتور اورنگ زیب!

886
01:13:15,000 --> 01:13:18,166
سومی و آخری، غوشالخانه است.

887
01:13:18,166 --> 01:13:22,208
تمام جلسات مهم اورنگ زیب اینجا برگزار می‌شد.

888
01:13:22,833 --> 01:13:25,625
بحث‌های ویژه، ملاقات‌ها

889
01:13:25,625 --> 01:13:29,291
یا حتی مراسم باشکوه - هر چیز مهمی؛ اینجا اتفاق می‌افتد!

890
01:13:29,291 --> 01:13:32,500
این غوشه‌خانه با پرده‌ای از آب آراسته شده است،

891
01:13:32,500 --> 01:13:34,000
و سایر اقلام تزئینی-

892
01:13:34,000 --> 01:13:36,333
-به رخ کشیدن ثروت عظیم مغول‌ها،،

893
01:13:36,500 --> 01:13:39,500
فردا، ما به دیوان عام خواهیم رفت.

894
01:13:39,500 --> 01:13:42,458
از سمت جلو هیچ پله‌ای وجود ندارد،

895
01:13:42,458 --> 01:13:44,666
دری در سمت راست به تخت پادشاهی منتهی می‌شود.

896
01:13:44,666 --> 01:13:46,000
امپراتور آن را می‌گیرد!

897
01:13:46,250 --> 01:13:50,458
تنهاجیرائو! شما به همراه باجی سارجرائو و هیروجی فرزند

898
01:13:50,458 --> 01:13:53,083
نزدیک آن در خواهم ایستاد،،

899
01:13:53,208 --> 01:13:55,833
و به استاد کمک کن تا راهش را به سمت امپراتور باز کند...

900
01:13:55,833 --> 01:13:56,375
بله،،

901
01:13:56,458 --> 01:13:58,500
بقیه شرکت ما، یعنی

902
01:13:58,500 --> 01:14:02,000
نیراجی راوجی، یساجی کانک، تریامباک سوندف –

903
01:14:02,000 --> 01:14:06,833
–مانکوجی هاریسبنیس، کاویندرا پاراماناند، راغوناتپانت کورده–

904
01:14:06,833 --> 01:14:12,708
– مجبور خواهند شد در جایی بایستند که مورخان و منشیان می‌ایستند،

905
01:14:12,708 --> 01:14:19,166
بقیه، مانند دوتاجی تریامبک، راغوجی میترا، داوالجی گادج و رامجی،

906
01:14:19,666 --> 01:14:22,791
من هوشمندانه آنها را پشت سر مهره‌های مختلف در سراسر زمین قرار خواهم داد.

907
01:14:23,125 --> 01:14:26,541
فردا مهمترین روز در تاریخ امپراتوری مراتا خواهد بود.

908
01:14:28,916 --> 01:14:30,458
به بهانه دیدار با او،

909
01:14:31,125 --> 01:14:33,750
شاید فرصتی پیش بیاید که به اورنگ زیب حمله کنیم...

910
01:14:33,750 --> 01:14:35,666
او قهرمان است،،،

911
01:14:35,666 --> 01:14:37,708
او شجاع است،،

912
01:14:37,708 --> 01:14:39,625
شیواجی مهاراج یک پادشاه شجاع است.

913
01:14:39,625 --> 01:14:41,833
شیواجی ماهاراج پادشاهی مورد احترام است،،،

914
01:14:55,125 --> 01:14:56,666
درود بر الهه بهاوانی،،،

915
01:14:59,500 --> 01:15:07,166
او استاد جنگ است،،،

916
01:15:07,166 --> 01:15:08,833
پادشاه بزرگ شیواجی!

917
01:15:17,916 --> 01:15:20,916
دختر عزیزم امروز انگار کمی گم شده است...

918
01:15:21,041 --> 01:15:25,333
این لباس سلطنتی به من نمیاد؟

919
01:15:26,166 --> 01:15:27,708
به چی انقدر گیر دادی؟

920
01:15:28,250 --> 01:15:29,708
مرا ببخشید، اعلیحضرت…

921
01:15:29,750 --> 01:15:31,500
دیروز، شنیدم که…

922
01:15:34,125 --> 01:15:36,250
که شیواجی، پادشاه دکن، رسیده است؟

923
01:15:36,416 --> 01:15:39,416
او همان افضل خان را که زمانی تو را اسیر کرده بود، شکست داد.

924
01:15:40,250 --> 01:15:44,375
آیا نباید از جنگجویى مثل او با افتخار استقبال شود؟

925
01:15:47,208 --> 01:15:52,125
وزیر اعظم... چه مجازاتی باید برای دشمن اسلام در نظر گرفته شود؟

926
01:15:55,833 --> 01:15:56,875
حکم اعدام،،

927
01:15:58,000 --> 01:15:59,208
راستی!

928
01:16:03,000 --> 01:16:05,791
این دقیقاً همان مجازاتی است که من برای شیواجی در نظر گرفته‌ام...

929
01:16:05,916 --> 01:16:08,916
پس چرا به محض اینکه پایش را وارد آگرا کرد به او حمله نکردی؟

930
01:16:15,208 --> 01:16:17,916
دختر عزیزم، سیاست این‌طور کار می‌کند...

931
01:16:20,500 --> 01:16:22,000
سیاست،،،

932
01:16:23,708 --> 01:16:27,916
جاسوسان ما خبر آورده‌اند که افراد شاه شیواجی…

933
01:16:28,916 --> 01:16:31,750
- ملاقات با تمام پادشاهان ایالت راجپوتانا،

934
01:16:32,333 --> 01:16:35,125
آنیرودها سینگ جو از پوراچ به او کمک می‌کند...

935
01:16:38,291 --> 01:16:41,750
اگر حتی نیمی از راجپوت‌ها با او همراه شوند،

936
01:16:44,250 --> 01:16:47,375
آنگاه امپراتوری مغول به خاکستر تبدیل خواهد شد،،

937
01:16:48,416 --> 01:16:51,208
و من به میرزا راجا قول داده‌ام...

938
01:16:52,875 --> 01:16:57,791
اگر آن سوگند را بشکنم و شیواجی را اعدام کنم، آنگاه–

939
01:16:58,541 --> 01:17:00,958
–میرزا راجا ممکن است دشمن ما شود!

940
01:17:02,291 --> 01:17:04,791
و آنگاه دیگر راه برگشتی نخواهد بود،،

941
01:17:05,291 --> 01:17:06,916
از این رو، من می‌خواهم–

942
01:17:07,458 --> 01:17:11,208
- شیواجی فردا در دادگاه گستاخانه رفتار خواهد کرد.

943
01:17:12,500 --> 01:17:18,000
اینطوری، می‌تونم به راحتی شیواجی رو به خاطر رفتار بدش تو دربار سلطنتی بکشم.

944
01:17:24,083 --> 01:17:27,333
و میرزا رجا چاره‌ای جز سکوت نخواهد داشت،

945
01:17:28,291 --> 01:17:30,000
از این رو، شیوا را تحریک کن،

946
01:17:31,541 --> 01:17:34,708
در هر مرحله ممکن به او توهین کنید

947
01:17:39,333 --> 01:17:43,333
عزت نفس و شجاعت او اجازه نمی‌دهد مدت زیادی ساکت بماند.

948
01:17:45,125 --> 01:17:48,125
و ما می‌توانیم به راحتی او را نابود کنیم،،

949
01:17:48,750 --> 01:17:49,916
جعفر خان،،

950
01:17:50,958 --> 01:17:53,541
امروز رام سینگ را خیلی مشغول نگه دار،

951
01:17:54,166 --> 01:17:57,166
اینکه او هنگام آوردن شیواجی به دربار تأخیر می‌کند...

952
01:17:58,166 --> 01:18:03,000
و از آنجایی که شیواجی دیر به دیوان عام خواهد رسید،

953
01:18:03,000 --> 01:18:14,666
من او را در مقابل تمام حضار و دادگاه تحقیر خواهم کرد.

954
01:18:16,333 --> 01:18:17,791
بله امپراتور،،

955
01:18:19,916 --> 01:18:21,666
هزینه این کار چقدر است؟

956
01:18:22,250 --> 01:18:23,708
بیست دینار آقا

957
01:18:23,791 --> 01:18:25,250
باشه،،

958
01:18:25,291 --> 01:18:27,000
و این...؟

959
01:18:27,000 --> 01:18:28,458
این سی «دینار» قیمت دارد آقا

960
01:18:29,916 --> 01:18:31,875
آیا اتفاقاً مجموعه شطرنجی هم می‌فروشید؟

961
01:18:32,208 --> 01:18:34,625
یه دست شطرنج؟ نه قربان... چرا؟

962
01:18:35,500 --> 01:18:38,250
چون تله از قبل روی صفحه شطرنج گذاشته شده است...

963
01:18:38,500 --> 01:18:41,500
ما باید جلوی شاه را بگیریم، وگرنه در خطر خواهد بود.

964
01:18:41,791 --> 01:18:48,250
با این حال، در صورت مات شدن، ماهندرا سینگ رانوات آماده‌ی مقابله خواهد بود...

965
01:18:55,000 --> 01:18:56,500
هی... کی بهت اجازه داده بیای تو؟

966
01:18:56,500 --> 01:18:59,166
پادشاه ما کجاست؟ پادشاه شیواجی...؟

967
01:18:59,166 --> 01:19:01,625
پادشاه، قبلاً به دربار رفته است،

968
01:19:03,541 --> 01:19:04,875
اما تو کی می‌تونی باشی–

969
01:19:08,958 --> 01:19:11,416
پادشاه من،،

970
01:19:12,083 --> 01:19:13,166
پادشاه من!

971
01:19:13,750 --> 01:19:14,375
خواهش می‌کنم! باید صبر کنی!

972
01:19:14,791 --> 01:19:16,916
شما نمی‌توانید فیل را جلو ببرید، چون خیابان‌ها خیلی باریک هستند؛

973
01:19:16,916 --> 01:19:19,041
جمعیتی گرد هم خواهند آمد، اعلیحضرت،

974
01:19:19,875 --> 01:19:21,750
و آنها اینجا را پایتخت می‌نامند... چقدر شرم‌آور!

975
01:19:29,375 --> 01:19:30,625
ببخشید، اعلیحضرت…

976
01:19:31,416 --> 01:19:34,541
ما مسیرهای متفاوتی را انتخاب کردیم، به همین دلیل تاخیر پیش آمد

977
01:19:34,666 --> 01:19:37,458
مهم نیست، راه ما از همان ابتدا آشکار شده است، شاهزاده رام سینگ!

978
01:19:37,708 --> 01:19:41,958
مال تو از بردگی است و مال من از آزادی!

979
01:19:44,000 --> 01:19:45,125
بله، ای پادشاه من،

980
01:19:45,791 --> 01:19:47,250
داریم دیرمون میشه،،

981
01:19:47,750 --> 01:19:49,291
ما باید به دربار سلطنتی برویم...

982
01:19:49,708 --> 01:19:50,500
هوم،،

983
01:20:01,083 --> 01:20:07,791
«صبر کن! ها؟ اوه؟ آه! ما با او هستیم! اما... اما ما با او هستیم! بگذار وارد شویم!»

984
01:20:08,500 --> 01:20:09,833
همین الان برگرد!

985
01:20:09,875 --> 01:20:11,458
همه اینها چیست؟

986
01:20:11,666 --> 01:20:12,166
پادشاه من،،

987
01:20:13,375 --> 01:20:16,375
این مجوز فقط برای شما و پسرتان صادر شده است.

988
01:20:17,291 --> 01:20:19,208
این همه چیز را تغییر می‌دهد، کل دشت از هم می‌پاشد،،

989
01:20:19,250 --> 01:20:22,250
اما عقب‌نشینی هم جزو گزینه‌ها نیست، باید کاری کرد،

990
01:20:23,250 --> 01:20:26,250
ما با او هستیم!

991
01:20:27,083 --> 01:20:29,208
هی، صبر کن! هی، صبر کن! بس کن...

992
01:20:35,666 --> 01:20:36,333
بریم پادشاه من...

993
01:20:36,625 --> 01:20:37,166
شاه شیواجی!

994
01:21:38,541 --> 01:21:40,291
شاهزاده شامبو

995
01:21:40,291 --> 01:21:44,083
اگر، به هر دلیلی، مجبور شوم دستت را در دادگاه رها کنم،

996
01:21:44,083 --> 01:21:46,083
سپس یک نام را به خاطر بسپارید…

997
01:21:46,416 --> 01:21:48,625
ماهندرا سینگ رانوات…

998
01:21:49,833 --> 01:21:52,125
او شما را با خیال راحت به تانهاجیرائو اسکورت خواهد کرد.

999
01:21:52,125 --> 01:21:54,791
بله پدر،،

1000
01:21:54,791 --> 01:21:55,583
شاه شیواجی ،،

1001
01:21:58,166 --> 01:21:59,625
بله، بریم،،

1002
01:21:59,708 --> 01:22:04,250
با این حال، نقشه برای نامگذاری شیواجی مهاراج کمی دیر، با شکست مواجه شد.

1003
01:22:04,416 --> 01:22:12,958
شاه شیواجی آنقدر دیر کرد که وقایع دیوان عام و دیوان خاص به پایان رسیده بود.

1004
01:22:13,041 --> 01:22:16,041
چاره‌ای جز رفتن به غسالخانه برایش باقی نمی‌ماند.

1005
01:22:43,375 --> 01:22:44,916
لطفا،،، از این طرف بیا، پادشاه من،،

1006
01:22:51,041 --> 01:22:54,041
حالا دیگر کسی نمی‌تواند صدایش را در دادگاه بلند کند…

1007
01:22:54,625 --> 01:22:57,750
اگر درخواستی دارید، باید در حالی که دهانتان را با دستمال پوشانده‌اید، صحبت کنید...

1008
01:22:59,125 --> 01:23:01,083
باید این پروتکل را در نظر داشت.

1009
01:23:02,333 --> 01:23:04,000
ما نمی‌توانیم مستقیماً به امپراتور مراجعه کنیم،

1010
01:23:04,291 --> 01:23:07,291
خدمتگزاران او هدایای خدمتگزاران شما را خواهند پذیرفت.

1011
01:23:07,750 --> 01:23:09,458
و هنگام خروج از دادگاه،

1012
01:23:10,291 --> 01:23:12,166
نباید به امپراتور پشت کنی...

1013
01:23:12,666 --> 01:23:14,500
انجام این کار توهین به سلطنت مغول تلقی می‌شود!

1014
01:23:17,500 --> 01:23:19,208
Shivajiraje darbarat yetach به محض ورود شیواجی به دربار،،،

1015
01:23:19,208 --> 01:23:21,166
دیدن ظهور پادشاه شیواجی

1016
01:23:21,166 --> 01:23:24,916
به نظر می‌رسید که او جان اورنگ زیب را خواهد گرفت،

1017
01:23:24,916 --> 01:23:26,666
Shivajiraje darbarat yetach به محض ورود شیواجی به دربار،،،

1018
01:23:26,666 --> 01:23:28,666
دیدن ظهور پادشاه شیواجی

1019
01:23:28,666 --> 01:23:32,375
به نظر می‌رسید که او جان اورنگ زیب را خواهد گرفت،

1020
01:23:32,375 --> 01:23:34,083
به دلیل سرخوردگی

1021
01:23:34,083 --> 01:23:36,791
آگوت آگرا ماون از هفت دروازه آگرا عبور کرد: پادشاهان از هر هفت دروازه آگرا عبور کردند،

1022
01:23:36,791 --> 01:23:39,791
و نارمادا مرز ایالت تعیین شد،

1023
01:23:39,791 --> 01:23:43,291
بوشان بهانات ماهی چاهون چاک چاه کیو : بوشان مهناتو راجانی پریثویوار چاری دیشانا ساتا سورو کلیاور بوشان می گوید که پس از اینکه پادشاهان شروع به حکومت بر چهار جهت زمین کردند،

1024
01:23:43,291 --> 01:23:46,875
پادشاه مثل این است که به سینه اورنگ زیب بزنی: هیچ کس نمی‌تواند بفهمد که این پادشاهان چنین کارهایی می‌کنند. مثل این بود که به سینه اورنگ زیب بزنی...

1025
01:23:46,875 --> 01:23:52,458
این پادشاه کارهایی می‌کند که هیچ‌کس نمی‌تواند بداند،

1026
01:23:52,458 --> 01:23:58,416
Ashi Kame Koni Gandharva، Dev، Siddha Purush Kinva Shivaji Rajech Karu Shakatat فقط یک گانداروا، یک خدا، یک زاهد یا یک شاه شیواجی می تواند چنین کارهایی را انجام دهد،

1027
01:24:09,583 --> 01:24:11,083
و هنگام خروج از دادگاه،

1028
01:24:11,416 --> 01:24:12,750
هنگام بازگشت از دربار نمی‌توان به امپراتور پشت کرد...

1029
01:24:12,958 --> 01:24:15,083
این توهین به امپراتوری مغول محسوب می‌شود.

1030
01:24:15,083 --> 01:24:17,875
تو این رسوم درباری رو به خاطر خواهی سپرد، مگه نه، پادشاه شیواجی؟

1031
01:24:20,125 --> 01:24:21,583
فراموش کردن رسم و رسوم کسانی که خیانت می‌کنند غیرممکن است...

1032
01:24:22,666 --> 01:24:24,125
از آنجایی که این جوهره وجودی آنهاست!

1033
01:24:27,125 --> 01:24:28,125
بله،،،

1034
01:24:42,750 --> 01:24:43,875
ماهندرا سینگ

1035
01:24:47,875 --> 01:24:49,333
شاهزاده شامبو

1036
01:25:30,250 --> 01:25:32,250
بسشون کن،،،

1037
01:25:33,416 --> 01:25:34,750
همانجا که هستی بمان،،،

1038
01:25:37,125 --> 01:25:39,125
آنجا مکانی است که برای کسانی که هزاران سرباز را فرماندهی می‌کنند، طراحی شده است!

1039
01:25:40,875 --> 01:25:42,125
همان جایی که هستی بمان!

1040
01:25:56,458 --> 01:25:57,708
شاهزاده رام سینگ

1041
01:26:02,541 --> 01:26:05,041
این کیست؟ در ردیف جلوی من ایستاده است؟

1042
01:26:09,916 --> 01:26:10,458
پروردگارا،،،

1043
01:26:15,625 --> 01:26:16,458
چی شده، شاه؟

1044
01:26:17,250 --> 01:26:20,000
پرسیدم، او کیست؟ جلوی من در صف ایستاده است؟

1045
01:26:21,375 --> 01:26:22,916
او مهاراجه جاسوانت سینگ است...

1046
01:26:22,916 --> 01:26:24,000
چی؟

1047
01:26:24,833 --> 01:26:27,375
آیا مقام مرا پایین‌تر از درباری مثل جاسوانت سینگ می‌دانید؟

1048
01:26:28,416 --> 01:26:29,541
این قرار است به چه معنی باشد؟

1049
01:26:30,875 --> 01:26:36,000
بارها در نبرد، او از دست دلاوران من گریخته و به آنها پشت کرده است!

1050
01:26:38,625 --> 01:26:39,791
چه اتفاقی دارد می‌افتد؟

1051
01:26:42,250 --> 01:26:46,833
امروز، حتی پسر نه ساله من افسری است که فرماندهی پنج هزار سرباز را بر عهده دارد...

1052
01:26:47,708 --> 01:26:48,875
و انتظار داری اینجا بایستم؟

1053
01:26:49,083 --> 01:26:50,250
پشت این نامردها؟

1054
01:26:53,625 --> 01:26:54,291
شاهزاده رام سینگ

1055
01:27:02,250 --> 01:27:03,708
از شیواجی بپرس،

1056
01:27:04,375 --> 01:27:05,833
چرا او اینقدر عصبانی است؟

1057
01:27:07,833 --> 01:27:09,083
بهت میگم،،،

1058
01:27:15,500 --> 01:27:16,625
تو دیدیش،

1059
01:27:17,041 --> 01:27:18,541
پدرت آن را دید،

1060
01:27:18,541 --> 01:27:20,291
امپراتور شما هم آن را دید...

1061
01:27:20,291 --> 01:27:21,708
♪ ارباب جنگ ♪

1062
01:27:24,000 --> 01:27:25,125
میدونی،،،

1063
01:27:25,750 --> 01:27:28,708
پدرت، میرزا رجا، هم می‌داند...

1064
01:27:30,541 --> 01:27:33,666
و امپراتور شما نیز همینطور... درباره...

1065
01:27:34,291 --> 01:27:36,083
من که هستم،،

1066
01:27:38,125 --> 01:27:43,250
و تو عمداً باعث میشی من تو همچین سطح پایینی بایستم!

1067
01:27:43,791 --> 01:27:46,166
از امروز قانون شما را رد می‌کنم...

1068
01:27:46,625 --> 01:27:49,375
از حکومتت متنفرم...

1069
01:27:52,833 --> 01:27:54,541
چرا مجبور شدم بایستم؟

1070
01:27:55,500 --> 01:27:56,750
و حتی اگر این کار را کرده باشید،

1071
01:27:57,250 --> 01:27:59,583
اول باید به فکر آبروی من بودی...

1072
01:27:59,958 --> 01:28:00,625
شیواجی ،،،

1073
01:28:04,583 --> 01:28:09,875
امروز، تو این اشتباه رو درست روز تولد مقدس من مرتکب شدی...

1074
01:28:14,333 --> 01:28:15,791
من تو را می‌بخشم،،،

1075
01:28:17,916 --> 01:28:20,208
اما من هرگز عذرخواهی نخواستم،،

1076
01:28:20,208 --> 01:28:22,708
حتی اگر از این به بعد یک کلمه هم به زبان بیاوری، آن را در ذهنت نگه دار...

1077
01:28:22,708 --> 01:28:24,958
از این به بعد هر قدمی که بردارم،

1078
01:28:26,208 --> 01:28:28,166
من این کار را خواهم کرد، و تو را در نظر خواهم داشت،

1079
01:28:29,333 --> 01:28:31,583
دلم نمیخواد این جشن رو خراب کنم...

1080
01:28:33,291 --> 01:28:39,833
بنابراین، من به شاه شیواجی اجازه می‌دهم که در صف افسرانی که فرماندهی سه هزار سرباز را بر عهده دارند، بایستد.

1081
01:28:39,833 --> 01:28:40,625
سه هزار؟

1082
01:28:41,791 --> 01:28:43,541
به لطف الهه باوانی،

1083
01:28:44,541 --> 01:28:49,541
من امروز فرماندهی ارتشی چهل هزار نفری را بر عهده دارم...

1084
01:28:51,583 --> 01:28:54,875
از جمع گداها که ارتش تشکیل نمیشه...

1085
01:28:57,208 --> 01:29:04,208
اما کاری از کشاورزان صادق و سخت‌کوش که برای سرزمین مادری خود تلاش می‌کنند،

1086
01:29:05,750 --> 01:29:11,083
هر کسی توانایی نگه داشتن یه ارتش غارتگر مثل تو رو نداره...

1087
01:29:11,083 --> 01:29:12,458
شیواجی ،،،

1088
01:29:41,291 --> 01:29:46,041
تمام دنیا میدونه که تو چطور این قدرت رو به دست آوردی...

1089
01:29:48,125 --> 01:29:50,833
اما با سوءاستفاده از همین قدرت...

1090
01:29:51,333 --> 01:30:01,375
آیا حتی خواب نابودی این کشور هندوها، سوارجا هندوها، و دینشان را هم نمی‌بینید؟

1091
01:30:04,583 --> 01:30:09,958
چون اگر این کار را بکنی، آن را بین خودت و این رویای وحشتناکت به خاطر خواهی سپرد،

1092
01:30:09,958 --> 01:30:13,333
دیواری شکست‌ناپذیر به نام شیواجی برپاست!

1093
01:30:51,625 --> 01:30:52,541
عقیل خان،،،

1094
01:30:52,958 --> 01:30:53,666
بله امپراتور...

1095
01:30:54,041 --> 01:30:58,875
به شیواجی هدایای سلطنتی بده، شاید آرام شود،

1096
01:30:59,291 --> 01:31:00,000
همانطور که شما فرمان می‌دهید، امپراتور،

1097
01:31:01,958 --> 01:31:02,666
وزیر اعظم

1098
01:31:03,083 --> 01:31:03,416
بله،،

1099
01:31:09,541 --> 01:31:12,125
اگر او نتواند آرام شود،

1100
01:31:12,125 --> 01:31:14,958
پس برای همیشه ساکتش کن...

1101
01:31:17,125 --> 01:31:18,041
رادانداز خان؟

1102
01:31:18,458 --> 01:31:19,166
بله،،

1103
01:31:21,458 --> 01:31:22,416
گوش کن کینگ...

1104
01:31:22,416 --> 01:31:25,083
لطفا بیا تو... وگرنه عواقب بدی خواهد داشت، پادشاه من...

1105
01:31:28,000 --> 01:31:29,416
امروز مرگ من فرا رسیده است،،

1106
01:31:29,708 --> 01:31:31,125
من نوکر نیستم،،،

1107
01:31:31,416 --> 01:31:32,833
یا منو میکشی،،،

1108
01:31:33,708 --> 01:31:34,875
یا خودمو میکشم،،،

1109
01:31:35,583 --> 01:31:38,541
اما تحت هر شرایطی، اکنون در مقابل امپراتور تعظیم خواهم کرد...

1110
01:31:40,208 --> 01:31:41,000
پرین رام سینگ

1111
01:31:42,416 --> 01:31:45,375
امپراتور این را برای پادشاه شیواجی فرستاده است،،

1112
01:31:48,333 --> 01:31:48,750
چی؟

1113
01:32:01,500 --> 01:32:03,125
اگه می‌خوای منو بکشی، پس برو!

1114
01:32:03,875 --> 01:32:05,500
اگر می‌خواهی مرا زندانی کنی، پس مختاری!

1115
01:32:06,000 --> 01:32:07,625
اما هدیه و لباس سلطنتی شما را نخواهم پذیرفت...

1116
01:32:08,500 --> 01:32:09,250
آیا این واضح است؟

1117
01:32:10,541 --> 01:32:14,291
گورجابدار به محض ورود شیواجی به دربار غمگین شد،

1118
01:32:14,291 --> 01:32:17,833
ذهن دانشمندان تیره و تار شد،

1119
01:32:17,833 --> 01:32:21,583
بوشان می‌گوید که به دلیل ورود بونسلاس‌ها بوشان می‌گوید که به دلیل ورود بونسلاس‌ها

1120
01:32:21,583 --> 01:32:25,375
Thadhe baje bhaye umrai tujuk karna ke: mothmothe umraoghabrun ubhe rahile بزرگواران با ترس ایستادند،

1121
01:32:25,375 --> 01:32:28,750
امپراتور از دیدن شیواجی وحشت کرد،

1122
01:32:28,750 --> 01:32:32,833
و اگر بخواهی بمانی، اختلاف پیش خواهد آمد: شیواجی راجا شروع به تلاش برای نزدیک شدن به امپراتور کرد،

1123
01:32:32,833 --> 01:32:36,375
دیدن دلاوری شیواجی که مانند خورشید تابستان می‌درخشد، دیدن دلاوری شیواجی که مانند خورشید تابستان می‌درخشد،

1124
01:32:36,375 --> 01:32:47,791
ستاره‌های ترک‌ها خاموش شدند

1125
01:32:54,166 --> 01:32:56,791
دلیل عصبانیت من فقط توهین امپراتور نیست...

1126
01:32:57,375 --> 01:32:59,041
اما با وجود تمام تلاش‌هایمان،

1127
01:33:00,583 --> 01:33:03,541
من نمی‌توانستم به آن دیوی که جان هندوها را می‌رباید، نزدیک شوم...

1128
01:33:04,333 --> 01:33:08,541
دیگه محاله همچین فرصتی گیرت بیاد...

1129
01:33:10,958 --> 01:33:12,291
بهم بگو رام سینگ...

1130
01:33:15,166 --> 01:33:17,333
چرا نباید آن شیواجی کافر را بکشم؟

1131
01:33:18,500 --> 01:33:18,833
یکی،،،

1132
01:33:19,583 --> 01:33:20,500
به او فرصتی بده، پروردگارا،

1133
01:33:21,583 --> 01:33:24,291
او کاملاً با آداب و رسوم سلطنتی آشنا نیست...

1134
01:33:25,708 --> 01:33:27,291
تو نمی‌فهمی، رام سینگ...

1135
01:33:28,125 --> 01:33:31,583
او مرا جلوی تمام دنیا تحقیر کرد!

1136
01:33:33,541 --> 01:33:35,125
و هنوز، او در این شهر است...

1137
01:33:35,625 --> 01:33:38,541
اگه دوباره سعی کنه همچین کاری بکنه...

1138
01:33:38,541 --> 01:33:39,416
او این کار را نخواهد کرد، پروردگار من،

1139
01:33:47,291 --> 01:33:53,083
اگر آن مرد می‌تواند در میان سربازان من در درباری شلوغ، متکبرانه رفتار کند،

1140
01:33:54,125 --> 01:33:55,000
هر کاری دلش بخواد میتونه بکنه،،

1141
01:33:59,250 --> 01:34:00,875
در آن صورت چه کسی مسئول آن خواهد بود؟

1142
01:34:05,666 --> 01:34:07,291
در آن صورت چه کسی مسئول آن خواهد بود؟

1143
01:34:12,875 --> 01:34:14,500
در آن صورت چه کسی مسئول آن خواهد بود؟

1144
01:34:20,833 --> 01:34:21,833
من مسئولیتش رو به عهده میگیرم،،

1145
01:34:25,916 --> 01:34:27,250
تا زمانی که شاه شیواجی در آگرا است،،،

1146
01:34:28,958 --> 01:34:30,000
من مسئول او و اعمالش خواهم بود،

1147
01:34:33,708 --> 01:34:34,125
باشه،،،

1148
01:34:37,333 --> 01:34:39,625
مجبورم به حرفت اعتماد کنم،،،

1149
01:34:43,541 --> 01:34:47,625
فردا همه اینها را کتباً به دادگاه ارائه دهید...

1150
01:34:50,125 --> 01:34:50,625
خدا حفظت کنه،،،

1151
01:35:04,041 --> 01:35:05,125
کاروانسرا را از هر طرف احاطه کنید،،،

1152
01:35:06,041 --> 01:35:07,458
یه گوشه هم جا نذار!

1153
01:35:09,708 --> 01:35:11,791
این محاصره فواد خان است،،،

1154
01:35:12,416 --> 01:35:13,958
یه تله مرگ واقعی...

1155
01:35:20,791 --> 01:35:21,791
این پادشاه شیواجی کیست؟

1156
01:35:22,083 --> 01:35:25,750
چه کسی در برابر امپراتور هیمسف اینقدر متکبر بود؟

1157
01:35:25,958 --> 01:35:30,458
و با این حال، امپراتور هیچ اقدامی در این مورد انجام نمی‌دهد!

1158
01:35:30,666 --> 01:35:33,125
کاملاً حق با شماست، مهاراج جاسوانت سینگ...

1159
01:35:33,750 --> 01:35:37,250
همه دارند در مورد رفتار زننده‌اش بحث می‌کنند!

1160
01:35:38,625 --> 01:35:42,916
اما امپراتور حتی یک قدم هم علیه شاه شیواجی برنداشت...

1161
01:35:49,083 --> 01:35:49,875
مرا ببخش، امپراتور من،،،

1162
01:35:55,250 --> 01:35:57,291
ای امپراتور قدرتمند، لطفاً از ما ناراحت نباش!

1163
01:35:57,541 --> 01:36:01,541
اما، ای امپراتور فاتح جهان، تو تاج این پادشاهی هستی،

1164
01:36:01,916 --> 01:36:05,916
تو درخشش خدایی، نشسته در سایه‌اش...

1165
01:36:06,375 --> 01:36:10,333
اما امروز، آن پادشاه شیواجی در دربار شما ثابت کرد که–

1166
01:36:12,166 --> 01:36:18,625
- هر کسی می‌تواند صدا و سر خود را در برابر امپراتور هندوستان بلند کند!

1167
01:36:19,458 --> 01:36:21,083
این فقط یک توهین به شما نیست، اما-

1168
01:36:22,750 --> 01:36:25,708
- حمله مستقیم به آبروی اسلام...

1169
01:36:26,291 --> 01:36:30,208
آن کافر ایستاده بود و به تو خیره شده بود...

1170
01:36:30,208 --> 01:36:34,333
و مردم صبر تو را با ناامیدی اشتباه گرفتند...

1171
01:36:34,375 --> 01:36:37,041
این چطور با شهرت امپراتور جور درمی‌آید؟

1172
01:36:37,375 --> 01:36:38,958
ای خواهر عزیزم،،،

1173
01:36:39,750 --> 01:36:42,750
صبر مرا با ضعف اشتباه گرفتی،،،

1174
01:36:44,291 --> 01:36:48,125
رفتار متکبرانه امروز شاه شیواجی، واقعاً مرا جریحه‌دار کرد.

1175
01:36:48,791 --> 01:36:51,750
نگران نباش، او تاوان همان را خواهد داد،

1176
01:36:53,333 --> 01:36:59,666
اما امور یک پادشاهی با عقل اداره می‌شود نه با شمشیر،

1177
01:36:59,666 --> 01:37:00,500
پروردگارا،،،

1178
01:37:02,250 --> 01:37:04,333
شاید من به اندازه تو باهوش نباشم اما–

1179
01:37:06,166 --> 01:37:12,500
-حفاظت از دین و جلال تاج و تخت فراتر از اینهاست...

1180
01:37:13,291 --> 01:37:15,625
اگر چنین یاغی بخشیده شود،،،

1181
01:37:16,250 --> 01:37:18,833
آنگاه گفته خواهد شد که

1182
01:37:19,833 --> 01:37:23,750
امپراتور اسلام در برابر یک مراته کافر تعظیم کرد...

1183
01:37:28,458 --> 01:37:29,916
حق با توئه خواهر...

1184
01:37:30,791 --> 01:37:32,708
رفتار شیواجی عواقب خودش را خواهد داشت،،

1185
01:37:34,875 --> 01:37:35,666
مرگ او یکی از آنها خواهد بود،،

1186
01:37:38,541 --> 01:37:44,541
اما فقط من تصمیم می‌گیرم کی و کجا...

1187
01:37:57,750 --> 01:37:59,333
تکون نخور وگرنه مجبور میشم بکشمت!

1188
01:38:01,250 --> 01:38:02,833
مثل یه ترسو از پشت بهم حمله نکن...

1189
01:38:04,291 --> 01:38:05,083
من یک راجپوت هستم...

1190
01:38:06,291 --> 01:38:08,291
اگر جرات داری، مثل یک جنگجو از جلو حمله کن...

1191
01:38:10,041 --> 01:38:12,666
من آمده‌ام تا همین را به تو یادآوری کنم، که تو یک راجپوت هستی...

1192
01:38:14,791 --> 01:38:16,958
من همین الان از جلسه مخفی امپراتور برمی‌گردم...

1193
01:38:20,708 --> 01:38:26,708
در آنجا تصمیم گرفته می‌شود که پادشاه ما شیواجی توسط رادانداز خان کشته شود،

1194
01:38:33,375 --> 01:38:36,458
ای خداوند اکلینگجی! آیا شما…

1195
01:38:38,000 --> 01:38:39,500
داری راست میگی؟

1196
01:38:42,083 --> 01:38:43,291
قسم به پروردگار اکلینگجی،

1197
01:38:45,666 --> 01:38:51,125
پدرت با دادن برگ مقدس لرد اکلینگجی به پادشاه ما شیواجی نیز همین قول را داده بود...

1198
01:38:52,125 --> 01:38:54,333
که اینجا در آگرا، به شاه شیواجی کوچکترین آسیبی نخواهد رسید...

1199
01:38:56,666 --> 01:38:58,875
اگر الان اتفاقی برایش بیفتد،

1200
01:39:01,708 --> 01:39:05,833
اونوقت دیگه کسی به حرف راجپوت اعتماد نمی‌کنه...

1201
01:39:22,666 --> 01:39:26,208
شنیده‌ام که قصد اعدام شاه شیواجی را دارید؟

1202
01:39:29,708 --> 01:39:32,083
اگر این خواست امپراتور است، باشد که چنین باشد...

1203
01:39:32,958 --> 01:39:33,791
من یک برده هستم،

1204
01:39:34,333 --> 01:39:35,583
من چه کاری می‌توانم در مقابل خواسته‌ی تو انجام دهم؟

1205
01:39:37,208 --> 01:39:38,250
فقط یک خواهش کوچک، پروردگار من

1206
01:39:38,375 --> 01:39:38,958
هوممممممم

1207
01:39:40,041 --> 01:39:40,500
بله،،بهم بگو،،

1208
01:39:40,875 --> 01:39:43,291
قبل از اینکه شاه شیواجی را بکشی، لطفا مرا بکش...

1209
01:39:46,208 --> 01:39:50,750
پدرم به او قول داده که در آگرا در امان خواهد ماند.

1210
01:39:51,500 --> 01:39:52,541
اگر بمیرم،

1211
01:39:53,375 --> 01:39:54,541
مجبور نخواهم بود به پدرم جواب پس بدهم...

1212
01:39:57,500 --> 01:39:59,333
فکر کنم یه سوء تفاهمی پیش اومده،،

1213
01:40:00,500 --> 01:40:01,291
مطمئن باش،،،

1214
01:40:02,625 --> 01:40:08,541
من کاری نمی‌کنم که قول پدرت رو بشکنم...

1215
01:40:09,208 --> 01:40:14,250
من فقط شیواجی را با رادانداز خان به لشکرکشی کابل می‌فرستم...

1216
01:40:14,708 --> 01:40:15,916
جنگجویى چون شیواجى،

1217
01:40:17,708 --> 01:40:22,541
در این جنگ برای امپراتوری مغول سودمند خواهد بود.

1218
01:40:23,083 --> 01:40:25,791
الان میتونی بری،،،

1219
01:40:29,958 --> 01:40:31,166
متاسفم پروردگار من

1220
01:40:31,916 --> 01:40:33,250
اما آیا واقعاً قصد داری شاه شیواجی را ترک کنی؟

1221
01:40:33,666 --> 01:40:34,541
او را ترک خواهم کرد،

1222
01:40:38,375 --> 01:40:41,166
اما شاید، رادانداز خان این کار را نکند،

1223
01:40:44,708 --> 01:40:47,916
اورنگ زیب در حال برنامه‌ریزی برای فرستادن پادشاه به کابل است...

1224
01:40:48,083 --> 01:40:50,458
علاوه بر این، رام سینگ نیز او را همراهی خواهد کرد.

1225
01:40:51,125 --> 01:40:52,958
هرچند که همه اینها فقط یه نمایشه...

1226
01:41:00,208 --> 01:41:02,291
هی، تو کی هستی؟

1227
01:41:03,291 --> 01:41:04,041
من؟

1228
01:41:08,000 --> 01:41:09,833
من شاعر پادشاه هستم!

1229
01:41:10,125 --> 01:41:10,708
ای جانم...

1230
01:41:15,375 --> 01:41:21,041
اما چطور فهمیدی که امپراتور در حال توطئه برای فرستادن پادشاه ما شیواجی به کابل است؟

1231
01:41:21,458 --> 01:41:21,916
هی پنت...

1232
01:41:22,208 --> 01:41:24,083
او نه تنها رام سینگ را تنها با پادشاه می‌فرستد،

1233
01:41:24,916 --> 01:41:28,541
بلکه رادانداز خان هم،

1234
01:41:28,958 --> 01:41:29,375
اونجا،،

1235
01:41:29,750 --> 01:41:33,000
او قصد دارد استاد را در کابل به قتل برساند.

1236
01:41:34,083 --> 01:41:35,750
اما نایک، پس چه پیشنهادی داری؟

1237
01:41:36,750 --> 01:41:37,166
استاد،،

1238
01:41:38,041 --> 01:41:40,583
در تمام این شهر آگرا فقط یک نفر وجود دارد

1239
01:41:42,250 --> 01:41:43,708
چه کسی می‌تواند در مقابل اورنگ زیب بایستد؟

1240
01:41:46,541 --> 01:41:47,458
هوممممممم

1241
01:41:49,541 --> 01:41:50,333
هوممممممم

1242
01:41:51,333 --> 01:41:51,583
بله پادشاه من،،،

1243
01:41:53,708 --> 01:41:57,208
پدر، اجازه دارم خلوت شما را به هم بزنم؟

1244
01:42:00,583 --> 01:42:01,333
بیا، زِب...

1245
01:42:01,833 --> 01:42:04,166
چطور شده که امروز اینقدر زود به دیدنم آمدی؟

1246
01:42:05,250 --> 01:42:06,208
ای امپراتور هندوستان،

1247
01:42:07,375 --> 01:42:08,666
ای پدر مهربانم،

1248
01:42:09,458 --> 01:42:12,416
تاج و تخت یک پادشاهی تنها با شمشیر محافظت نمی‌شود،

1249
01:42:13,125 --> 01:42:17,291
بلکه با اندیشه و خرد،

1250
01:42:18,333 --> 01:42:23,333
شاه شیواجی مهاراج، بانفوذترین رهبر در سرزمین دکن است.

1251
01:42:24,458 --> 01:42:29,458
هم قلب و هم نفوذ او در ساهیادریس می‌تپید...

1252
01:42:30,166 --> 01:42:31,083
فقط فکر کن،،

1253
01:42:31,666 --> 01:42:33,166
اگر او را به کابل بفرستی،

1254
01:42:34,416 --> 01:42:35,625
با وجود زندانی بودن،

1255
01:42:36,875 --> 01:42:40,291
نام او در سراسر دکن به سلاحی تبدیل خواهد شد،

1256
01:42:40,625 --> 01:42:42,125
در غیاب او،

1257
01:42:42,125 --> 01:42:48,625
رفقایش می‌توانند او را در زندان به عنوان یک قهرمان ستایش کنند و شورش بزرگی علیه ما به پا کنند!

1258
01:42:49,625 --> 01:42:50,458
پدر عزیزم،

1259
01:42:51,833 --> 01:42:57,583
ممکن است به خاطر این کار نه تنها یک نفر، بلکه کل استان دکن را از دست بدهید...

1260
01:42:58,250 --> 01:43:01,416
اگر می‌خواهی همه چیز آنجا آرام بماند،

1261
01:43:02,625 --> 01:43:05,166
پس شاه شیواجی را در نزدیکی خود نگه دارید

1262
01:43:05,375 --> 01:43:07,708
شاید در بازداشت با حفظ احترام

1263
01:43:09,041 --> 01:43:13,291
و سپس از قدرت او برای تاج و تخت خود استفاده کن،

1264
01:43:13,875 --> 01:43:15,666
حالا، این منجر به یک پیروزی واقعی خواهد شد،،

1265
01:43:17,708 --> 01:43:20,625
چنین توصیه‌ای برای آن کافر؟

1266
01:43:21,666 --> 01:43:22,250
چرا؟

1267
01:43:23,750 --> 01:43:26,875
من فقط نگران خوبی خودت هستم، پدر عزیزم...

1268
01:43:28,666 --> 01:43:29,625
نگران منی؟

1269
01:43:29,916 --> 01:43:30,541
بله،،،

1270
01:43:31,625 --> 01:43:33,333
حتی میرزا راجا هم برای شما نامه فرستاده است...

1271
01:43:33,666 --> 01:43:35,250
او به شما هم توصیه می‌کند که همین کار را انجام دهید...

1272
01:43:49,583 --> 01:43:51,583
حالا از من انتظار داری از دستور شوالیه‌ام پیروی کنم...

1273
01:43:54,208 --> 01:43:57,208
شاه میرزا به شاه شیواجی قول داده است...

1274
01:43:58,375 --> 01:43:59,916
و اگر آن خراب باشد،،،

1275
01:44:01,208 --> 01:44:03,375
سپس راجپوت‌ها شورش خواهند کرد،

1276
01:44:05,291 --> 01:44:06,958
فقط یه کم بهش فکر کن،،،

1277
01:44:08,583 --> 01:44:10,708
آخر من که باشم که به تو سیاست یاد بدهم؟

1278
01:44:20,750 --> 01:44:23,375
فعلاً از بحران کابل جلوگیری شده است، استاد من...

1279
01:44:23,750 --> 01:44:27,291
اما او همیشه می‌تواند دوباره آن نقشه را بکشد...

1280
01:44:27,583 --> 01:44:34,625
اما من از حیله‌ی کجی که در این لحظه در سر اوست، غافلم...

1281
01:44:35,791 --> 01:44:37,708
اما پس از آن چه باید بکنیم؟

1282
01:44:37,791 --> 01:44:38,541
اجازه بدید،،

1283
01:44:40,458 --> 01:44:41,708
حس می‌کنم...

1284
01:44:44,375 --> 01:44:45,416
من باید مریض بشم،،

1285
01:44:45,625 --> 01:44:46,125
هوممممممم

1286
01:44:46,500 --> 01:44:47,000
چی؟

1287
01:44:48,458 --> 01:44:49,125
پادشاه من،،،

1288
01:44:49,333 --> 01:44:49,875
بله،،،

1289
01:44:51,083 --> 01:44:52,166
احساس می‌کنم مثل

1290
01:44:52,166 --> 01:44:55,125
ما باید همه افرادمون رو سالم از اینجا خارج کنیم...

1291
01:44:56,458 --> 01:44:57,750
این ایده منجر به دو چیز خواهد شد...

1292
01:44:58,791 --> 01:45:02,041
یکی اینکه همه مردم ما به سلامت از اینجا خارج بشن...

1293
01:45:02,625 --> 01:45:06,125
و دوم، امپراتور احساس خواهد کرد که ما به او اعتماد داریم...

1294
01:45:07,375 --> 01:45:08,541
بنابراین او گارد خود را پایین خواهد آورد!

1295
01:45:09,666 --> 01:45:15,291
و بعد سعی می‌کنم ببینم آیا اجازه می‌دهد به خانه بروم یا نه، چون می‌گوید دلم برایش تنگ شده چون حالم خوب نخواهد شد...

1296
01:45:15,291 --> 01:45:15,916
بله،،،

1297
01:45:18,083 --> 01:45:18,666
پادشاه من،،،

1298
01:45:19,958 --> 01:45:21,458
پادشاه من،،، رام سینگ،،،

1299
01:45:22,000 --> 01:45:23,250
رام سینگ اینجاست...

1300
01:45:24,125 --> 01:45:25,875
شاهزاده شامبو بیاید و بنشیند،

1301
01:45:39,708 --> 01:45:43,666
داروهایی که تجویز شده را بیاورید...

1302
01:45:43,666 --> 01:45:44,458
بله، البته،

1303
01:45:44,916 --> 01:45:46,000
شاه شیواجی ،،،

1304
01:45:46,625 --> 01:45:47,541
چه اتفاقی برای شاه افتاد؟

1305
01:45:48,875 --> 01:45:51,125
حالش خوب نیست،،،

1306
01:45:51,125 --> 01:45:53,583
من برایش مقداری دارو تجویز کرده‌ام،

1307
01:45:53,583 --> 01:45:56,000
خدا به داد بقیه برسه،،،

1308
01:45:57,791 --> 01:45:58,250
شاه شیواجی،

1309
01:45:58,833 --> 01:46:00,208
اگر اینطور است، آیا باید پزشک سلطنتی‌ام را خبر کنم؟

1310
01:46:00,958 --> 01:46:02,083
ای خدااااااااا ،،،

1311
01:46:03,458 --> 01:46:06,250
پس به طبابت و طبابت من اعتماد نداری؟

1312
01:46:07,041 --> 01:46:08,791
پس چرا از اول به من زنگ زد؟

1313
01:46:09,125 --> 01:46:09,708
چرا،،؟

1314
01:46:09,708 --> 01:46:12,708
ای خدا، چنین افرادی از کجا می‌آیند و چرا مرا صدا می‌زنند!

1315
01:46:13,208 --> 01:46:13,791
ای خدای من ،،،

1316
01:46:14,750 --> 01:46:15,333
گوش کن رام سینگ...

1317
01:46:15,583 --> 01:46:16,291
بله،،

1318
01:46:16,291 --> 01:46:17,791
بذار باشه،،،

1319
01:46:19,166 --> 01:46:24,791
لطفاً دو مورد از پیام‌های مرا به امپراتور ابلاغ کنید.

1320
01:46:24,791 --> 01:46:26,875
در میان این دو، یکی بود،

1321
01:46:27,291 --> 01:46:31,833
درخواست اجازه برای بازگشت پادشاه شیواجی به دکن به دلیل بیماری‌اش،

1322
01:46:32,125 --> 01:46:36,333
و دیگری این بود که افراد شاه شیواجی را به دکن برگردانند...

1323
01:46:38,500 --> 01:46:39,000
پروردگارا،،،

1324
01:46:41,750 --> 01:46:43,958
امروز ارباب کوچک فئودال از راه رسیده است...

1325
01:46:44,666 --> 01:46:45,166
نه،،،

1326
01:46:45,166 --> 01:46:47,875
من فئودال نیستم... من یک پادشاهم...

1327
01:46:48,208 --> 01:46:49,375
فقط به رفتارش نگاه کن،،،

1328
01:46:51,041 --> 01:46:54,125
مثل پدر،،، مثل پسر،،،

1329
01:46:54,500 --> 01:46:55,083
نه،،،

1330
01:46:55,458 --> 01:46:58,250
اگر پدرم طوفان است، پس من طوفان رعد و برق هستم!

1331
01:47:04,166 --> 01:47:06,791
من به هیچ قیمتی نمیذارم شیواجی بره...

1332
01:47:08,208 --> 01:47:12,583
اگر بخواهد، می‌تواند افرادش را به دکن بفرستد، من مشکلی با این ندارم.

1333
01:47:12,833 --> 01:47:13,541
پروردگارا سپاسگزارم...

1334
01:47:24,166 --> 01:47:27,416
امروز صبح، رام سینگ شاهزاده شامبو را به همراه خود به دربار اورنگ زیب برد.

1335
01:47:28,541 --> 01:47:29,958
اورنگ زیب از این پسر پرسید...

1336
01:47:32,000 --> 01:47:33,416
از من نمی‌ترسی؟

1337
01:47:36,458 --> 01:47:37,875
بعد این کوچولو جواب داد...

1338
01:47:39,583 --> 01:47:40,416
هی امپراتور...

1339
01:47:41,791 --> 01:47:43,375
من از تو نمی‌ترسم!

1340
01:47:45,416 --> 01:47:46,875
چون من به الهه بهاوانی اعتقاد دارم،

1341
01:47:48,083 --> 01:47:49,583
و لرد شری رام...

1342
01:47:50,708 --> 01:47:51,416
پادشاه من،،،

1343
01:47:53,458 --> 01:47:54,708
پادشاه من اجازه داد در این مورد بنویسم!

1344
01:47:56,541 --> 01:47:59,291
این یک فصل الهام‌بخش برای شیو بهارات است!

1345
01:47:59,875 --> 01:48:00,583
شما ممکن است،،

1346
01:48:01,833 --> 01:48:03,291
اما فقط یه لحظه فکر کن،،

1347
01:48:06,041 --> 01:48:07,000
به این بچه نگاه کن،،،

1348
01:48:08,416 --> 01:48:11,875
همان کودکی که صبحگاهان با سری افراشته در برابر سلطان هولناک می‌ایستد

1349
01:48:13,000 --> 01:48:17,166
حالا به خواب رفته است، معصومانه، مثل هر کس دیگری در سن و سال او،

1350
01:48:18,291 --> 01:48:21,000
قلبم با دیدن این چهره معصوم به تپش می افتد...

1351
01:48:23,625 --> 01:48:25,083
او بزرگ شده، بی‌مادر،

1352
01:48:28,875 --> 01:48:29,791
اگر سایبای امروز اینجا بود،

1353
01:48:31,291 --> 01:48:34,041
خیلی چیزها برام آسون تر میشد...

1354
01:48:40,208 --> 01:48:43,208
تو فکر می‌کنی من مظهر شجاعتم...

1355
01:48:44,458 --> 01:48:46,833
اما وعده سواراجیا که به مردم داده شده است...

1356
01:48:49,750 --> 01:48:52,750
و وعده امنیت شامبو به اوصاحب داده شد

1357
01:48:55,041 --> 01:48:58,458
من همیشه در حین تحمل استرس این موضوع، دردم را سرکوب می‌کنم...

1358
01:49:02,958 --> 01:49:03,458
پادشاه من،،،

1359
01:49:04,625 --> 01:49:08,833
مهاراج، این احساسات، این درد چیزی است که تو را به یک انسان بزرگ تبدیل می‌کند...

1360
01:49:11,166 --> 01:49:12,041
اجازه بدید اینو هم بنویسم...

1361
01:49:13,375 --> 01:49:15,708
شیو بهارات نباید حماسه شمشیرها باشد...

1362
01:49:17,250 --> 01:49:18,833
پس باید ندایی از قلب هم باشد...

1363
01:49:19,416 --> 01:49:20,166
در این مورد خواهم نوشت،،،

1364
01:49:20,750 --> 01:49:26,375
نه تنها یک پادشاه، بلکه یک پدر نیز از اسارت آگرا گریخته است...

1365
01:49:29,125 --> 01:49:30,041
برای فرزندش،،،

1366
01:49:31,833 --> 01:49:32,583
بنویس،،

1367
01:49:32,875 --> 01:49:35,166
اما بگذار گفتگوی امشب خاموش باشد...

1368
01:49:36,333 --> 01:49:37,250
نیازی به کلمات نیست،،

1369
01:49:40,833 --> 01:49:41,291
چون،،،

1370
01:49:44,083 --> 01:49:47,333
بعضی احساسات به تیزی لبه شمشیر نیستند...

1371
01:49:48,375 --> 01:49:51,250
آنها مانند گرمای آغوش پدر هستند...

1372
01:49:55,208 --> 01:50:01,666
♪ مشتاق دیدارتان هستم...♪

1373
01:50:01,666 --> 01:50:02,583
شیوا ،،،،

1374
01:50:03,458 --> 01:50:04,375
اوصاحب صبر کن...

1375
01:50:04,375 --> 01:50:09,916
♪ مشتاق دیدارتان هستم...♪

1376
01:50:09,916 --> 01:50:10,833
شیوا ،،،،

1377
01:50:17,500 --> 01:50:18,625
اوصاحب صبر کن...

1378
01:50:19,875 --> 01:50:29,458
♪ مشتاق دیدارتان هستم...♪

1379
01:50:29,458 --> 01:50:35,083
♪ من روز و شب منتظرت هستم،♪

1380
01:50:35,083 --> 01:50:36,375
بهاوانی، مادر،

1381
01:50:36,541 --> 01:50:42,458
زود پدر شوهر و شوهرم رو بفرست خونه...

1382
01:50:42,833 --> 01:50:45,666
من به تو لادوس را پیشنهاد خواهم داد...

1383
01:50:47,833 --> 01:50:57,208
♪ مشتاق دیدارتان هستم...♪

1384
01:51:01,041 --> 01:51:10,916
♪ همانطور که ماه کامل برای پرنده فاخته رنگارنگ، زندگی است، ♪

1385
01:51:10,916 --> 01:51:18,833
♪دل من منتظر نگاه توست،،،♪

1386
01:51:22,041 --> 01:51:25,375
♪مثل کودکی گرسنه که آرزو دارد،،،♪

1387
01:51:25,375 --> 01:51:27,583
اگر چیزی نخوری، ای صاحب

1388
01:51:27,583 --> 01:51:29,125
چه کاری از دست ما برمی‌آید؟

1389
01:51:30,875 --> 01:51:38,666
♪و منتظر مادرش میماند...♪

1390
01:51:38,666 --> 01:51:42,083
عزیزم چقدر دیگه باید صبر کنم،،،

1391
01:51:43,375 --> 01:51:44,875
دیگه خسته شدم، از این به بعد دیگه طاقت ندارم...

1392
01:51:44,875 --> 01:51:46,916
♪ من تشنه‌ی اینم...♪ و چایلد شامبو کجاست...

1393
01:51:46,916 --> 01:51:49,833
♪ توکارام میگه... من تشنه‌ی اینم...♪

1394
01:51:49,833 --> 01:51:54,583
♪ خدایا، زود بیا و با نشان دادن روی خودت مرا برکت بده...

1395
01:51:56,083 --> 01:51:58,041
اوصاحب ایست...

1396
01:52:00,750 --> 01:52:02,500
اوصاحب لطفا گوش کن...

1397
01:52:02,500 --> 01:52:08,583
♪ خدایا، زود بیا و با نشان دادن روی خودت مرا برکت بده...

1398
01:52:53,916 --> 01:52:55,083
این فقط یه ورمیلین نیست!

1399
01:52:55,083 --> 01:52:59,208
این ثروت دختران بی‌شمار من و خون پسرانم است...

1400
01:52:59,291 --> 01:53:01,583
چند تا قربانی دیگه لازم داری؟

1401
01:53:01,791 --> 01:53:03,708
چرا مفهوم «سواراجیا» را مطرح کردید؟

1402
01:53:03,708 --> 01:53:05,333
اگر نمی‌خواستی کاملش کنی،،

1403
01:53:06,208 --> 01:53:08,083
شیوایم را به من بده!

1404
01:53:08,500 --> 01:53:09,375
تو او را برده‌ای،،،

1405
01:53:10,666 --> 01:53:12,458
تو اونو بردی و توی غار اون دیو زندانیش کردی...

1406
01:53:13,458 --> 01:53:14,416
حالا فوراً او را نزد من برگردانید!

1407
01:53:15,166 --> 01:53:17,500
بگو ببینم، کی او را به خانه می‌آورید؟

1408
01:53:17,875 --> 01:53:23,416
تا وقتی که فرزندم در آغوشم نیاید، از کنارت جدا نخواهم شد...

1409
01:53:24,250 --> 01:53:24,875
من دختر توام...

1410
01:53:25,708 --> 01:53:27,958
تا وقتی که به ناله هایم گوش ندهی،،

1411
01:53:27,958 --> 01:53:30,791
من حتی یک قطره آب یا غذا نخواهم خورد...

1412
01:53:39,208 --> 01:53:41,041
مناسبت چنین هدیه نادری چیست؟

1413
01:53:43,000 --> 01:53:48,458
والاحضرت، این از طرف تمام بازرگانان شهر سورات است،

1414
01:53:48,666 --> 01:53:51,583
اینجوری شد،،

1415
01:53:51,583 --> 01:53:57,041
شاه شیواجی به سورات حمله کرد و آن را از مغول‌ها گرفت.

1416
01:53:57,500 --> 01:54:01,041
از آن زمان تاکنون رنج زیادی کشیده‌ایم،،،

1417
01:54:01,333 --> 01:54:05,833
اینکه پادشاه شیواجی ثروت ما را غارت می‌کند و آن را بین فقرا تقسیم می‌کند...

1418
01:54:05,833 --> 01:54:10,375
اگه مالیات ندیم، رئیسش ما رو شلاق میزنه، اعلیحضرت...

1419
01:54:10,625 --> 01:54:13,208
او وام دادن با نرخ بهره بالا را متوقف کرده است!

1420
01:54:13,291 --> 01:54:18,000
افرادش رشوه نمی‌گیرند، و اجازه هم نمی‌دهند که ما رشوه بدهیم.

1421
01:54:18,708 --> 01:54:20,791
حالا، شما فقط به ما بگویید، اعلیحضرت...

1422
01:54:21,125 --> 01:54:25,541
ما تاجران چطور بدون مغول‌ها دوام خواهیم آورد؟

1423
01:54:25,750 --> 01:54:26,750
نگران نباش،،،

1424
01:54:28,791 --> 01:54:30,750
او فقط چند روز قادر به زندگی خواهد بود...

1425
01:54:31,500 --> 01:54:32,750
ظرف یک ماه،

1426
01:54:33,333 --> 01:54:36,666
او را به عمارت فدایی حسین خان خواهند فرستاد...

1427
01:54:38,416 --> 01:54:38,833
اما این…

1428
01:54:39,958 --> 01:54:41,958
-به این میگن مهمان‌نوازی، اعلیحضرت!

1429
01:54:42,666 --> 01:54:47,250
فراموش نکن که او دشمن توست، نه خویشاوند تو!

1430
01:54:47,458 --> 01:54:48,375
خیس است!

1431
01:54:48,708 --> 01:54:50,375
سعی نکن به من یاد بدی...

1432
01:54:51,916 --> 01:54:58,208
امپراتور، شیواجی را برای مهمان‌نوازی به آن عمارت نمی‌فرستد...

1433
01:54:59,041 --> 01:55:03,958
ما قراره شیواجی رو اونجا بکشیم و بفرستیمش جهنم...

1434
01:55:06,958 --> 01:55:07,333
ادامه بده،،،

1435
01:55:07,916 --> 01:55:08,750
چه نقشه ای داریم...

1436
01:55:09,250 --> 01:55:11,125
در عمارت فدایی حسین،

1437
01:55:11,125 --> 01:55:13,875
زندگی پادشاه شیواجی در خطر بزرگی خواهد بود!

1438
01:55:13,875 --> 01:55:16,125
وقتی بهیرجی این خبر را آورد،

1439
01:55:16,125 --> 01:55:18,833
شاه شیواجی از بهیرجی خواست تا راه حلی پیدا کند!

1440
01:55:18,875 --> 01:55:20,666
هوشیار باشید،،،

1441
01:55:20,666 --> 01:55:22,833
به هیچکس اجازه ورود و خروج نده!

1442
01:55:24,250 --> 01:55:25,833
حتی یک مگس هم نباید بتواند تکان بخورد!

1443
01:55:26,791 --> 01:55:27,416
هوشیار باشید،،،

1444
01:55:28,333 --> 01:55:28,791
سلام!

1445
01:55:30,208 --> 01:55:30,541
ایست!

1446
01:55:40,166 --> 01:55:40,708
بیا اینجا،،،

1447
01:55:47,375 --> 01:55:48,291
بیا اینجا!

1448
01:55:56,750 --> 01:55:59,208
برو بگیرش... بگیرش...

1449
01:57:36,958 --> 01:57:40,125
اون فقط اینجا بود! کجا رفت...

1450
01:57:40,666 --> 01:57:42,791
کجا رفت؟...

1451
01:57:42,791 --> 01:57:45,375
چه اتفاقی برایش افتاد؟

1452
01:57:45,375 --> 01:57:47,750
کجا رفت؟...

1453
01:57:48,458 --> 01:57:50,833
بیا بریم باید پیداش کنیم...

1454
01:58:18,375 --> 01:58:20,333
این نقشه ماست که به دکن برسیم...

1455
01:58:21,291 --> 01:58:21,958
مسیر اول،،،

1456
01:58:23,041 --> 01:58:26,125
پس از عبور از رودخانه نارمادا، از ماتورا، پرایاگ، گایا عبور می‌کنیم.

1457
01:58:26,791 --> 01:58:29,708
سپس چاندراپور، گلبارگا، سولاپور و در نهایت راجگاد،،،،

1458
01:58:29,708 --> 01:58:30,333
مسیر دوم،،،

1459
01:58:31,083 --> 01:58:34,708
ماتورا، آگرا، ناروار گاتی،،،، برهانپور، پونه و راجگاد،،،

1460
01:58:35,583 --> 01:58:36,458
و سومی...

1461
01:58:37,458 --> 01:58:39,541
ماتورا، سورات، پونه و راجگاد،،،،

1462
01:58:40,125 --> 01:58:44,625
در زمان فرار، می‌توانیم هر یک از این‌ها را انتخاب کنیم...

1463
01:58:45,416 --> 01:58:46,083
ادامه بده،،،

1464
01:58:46,833 --> 01:58:48,041
ما باید برای همه چیز آماده باشیم!

1465
01:58:48,541 --> 01:58:49,041
بله،،

1466
01:58:49,041 --> 01:58:49,833
بله پادشاه من،،،

1467
01:58:49,833 --> 01:58:52,083
اما پادشاه من... از آگرا تا ماتورا؟

1468
01:58:52,875 --> 01:58:54,791
چرا باید از گوشه و کنار فرار کرد؟

1469
01:58:55,000 --> 01:58:56,750
نمیشه مستقیماً از رود نارمادا رد بشیم؟

1470
01:58:57,083 --> 01:58:57,666
تانهاجیرائو

1471
01:58:58,791 --> 01:59:00,625
ما مدت زیادی بین ساهیادریس قایم‌باشک بازی کردیم،

1472
01:59:01,708 --> 01:59:04,250
حالا وقت آن رسیده که بازی را عوض کنیم، اینجا، در شمال هند.

1473
01:59:05,958 --> 01:59:07,250
این یک استراتژی جغرافیایی است،،

1474
01:59:07,250 --> 01:59:09,375
دکن درست زیر شهر آگرا قرار دارد، یعنی در جنوب آن...

1475
01:59:09,625 --> 01:59:10,750
و ماتورا در شمال...

1476
01:59:11,125 --> 01:59:11,458
راستی،،،

1477
01:59:11,916 --> 01:59:13,125
به محض اینکه از اینجا برویم،

1478
01:59:13,625 --> 01:59:16,875
مغول‌ها به سمت جنوب خواهند رفت و ما را تعقیب خواهند کرد.

1479
01:59:17,875 --> 01:59:20,166
در حالی که ما از طرف دیگر به سمت شمال حرکت خواهیم کرد،

1480
01:59:20,541 --> 01:59:22,166
با انجام دادن، مسیر طولانی‌تری را طی خواهیم کرد...

1481
01:59:22,416 --> 01:59:25,791
اما مغول‌ها فکر خواهند کرد که ما سریع‌تر حرکت کرده‌ایم و به دکن رسیده‌ایم.

1482
01:59:27,208 --> 01:59:29,500
بنابراین، آنها با ناامیدی به آگرا باز خواهند گشت...

1483
01:59:29,875 --> 01:59:34,125
در این میان، ما از ماتورا به دکن از مسیری کاملاً متفاوت سفر خواهیم کرد.

1484
01:59:35,166 --> 01:59:39,625
هرچند، به این سادگی که ما در موردش صحبت می‌کنیم نیست،

1485
01:59:40,750 --> 01:59:42,416
ما باید هر قدم را با دقت برداریم!

1486
01:59:43,750 --> 01:59:45,208
و با ملاحظه،،،

1487
01:59:46,083 --> 01:59:46,916
بله استاد...

1488
01:59:46,958 --> 01:59:50,000
همه سربازان ما در این ماموریت،

1489
01:59:50,000 --> 01:59:52,291
جان خود را به خطر می‌اندازند!

1490
01:59:53,541 --> 01:59:55,208
بهشون نگاه کن، نایک...

1491
01:59:56,000 --> 01:59:58,583
شور و شجاعت سربازان ما باید بازگردانده شود!

1492
01:59:58,833 --> 02:00:00,333
عطر خاک میهنمان،،،

1493
02:00:01,083 --> 02:00:02,791
به آنها کمک خواهد کرد تا شجاعت خود را بازیابند...

1494
02:00:04,291 --> 02:00:05,041
و برخیز،،،

1495
02:00:06,333 --> 02:00:07,708
فقط تو میتونی این کارو بکنی،،،،

1496
02:00:09,750 --> 02:00:10,708
سلام،،،

1497
02:00:13,583 --> 02:00:15,041
خدای ما در درون پرستش می‌شود...

1498
02:00:15,666 --> 02:00:16,375
حرفش را قطع نکن!

1499
02:00:17,041 --> 02:00:17,291
برو،،،

1500
02:00:19,541 --> 02:00:22,750
سلام!

1501
02:00:22,875 --> 02:00:25,458
هی نایک، این آهنگ خوبه...

1502
02:00:25,791 --> 02:00:27,500
اما بیایید حرف تازه‌ای بشنویم،

1503
02:00:28,333 --> 02:00:29,666
می‌خوای یه چیز جدید بشنوی؟

1504
02:00:29,958 --> 02:00:30,666
پس گوش کن،،،

1505
02:00:31,333 --> 02:00:34,291
سلام!

1506
02:00:34,375 --> 02:00:47,500
♪این جنگ چریکی شیواجی ماهاراج است ♪

1507
02:00:48,083 --> 02:00:49,708
♪ اما نایک، این دقیقاً یعنی چی؟ ♪

1508
02:00:50,333 --> 02:00:52,083
♪آه، این مغول‌ها چقدر کلاهبردارند♪

1509
02:00:52,125 --> 02:00:53,166
♪بله، اینها خیلی کج و معوج هستند،♪

1510
02:00:53,333 --> 02:00:55,625
♪و آنها با فریب دادن ببر ما، او را به دام انداخته‌اند♪

1511
02:00:55,625 --> 02:00:56,458
♪واقعاً درسته،،،♪

1512
02:00:56,666 --> 02:01:01,708
♪اما غرش این ببر در دربار، نسل‌های زیادی از آن مغول‌ها را نابود کرد ♪

1513
02:01:01,708 --> 02:01:02,916
♪بله،،،♪

1514
02:01:02,916 --> 02:01:04,833
♪مغول‌ها ابراز ترس و تعجب می‌کنند و می‌گویند...

1515
02:01:04,833 --> 02:01:06,708
♪این شیوا خیلی خطرناکه...♪

1516
02:01:06,708 --> 02:01:08,583
♪ما نباید با این ببر بجنگیم

1517
02:01:08,583 --> 02:01:10,750
♪ما نباید با این مراتاها بجنگیم

1518
02:01:10,750 --> 02:01:14,833
♪دشمن آنقدر از شیواجی ماهاراج میترسد که با شنیدن نامش فرار میکند...

1519
02:01:17,125 --> 02:01:18,083
چه اتفاقی در درونش می‌افتد؟

1520
02:01:18,208 --> 02:01:19,833
دارن خدای خودشون رو میپرستن...

1521
02:01:20,000 --> 02:01:21,291
می‌خوای جلوی اونا رو بگیرم؟

1522
02:01:22,583 --> 02:01:23,625
نه... بذار ادامه بدن...

1523
02:01:25,791 --> 02:01:28,000
به هر حال هر دوشون به زودی میمیرن...

1524
02:01:32,416 --> 02:01:41,458
♪این جنگ چریکی شیواجی ماهاراج است ♪

1525
02:01:43,208 --> 02:01:44,416
♪گوش کن، سوبه‌دار...♪

1526
02:01:44,791 --> 02:01:47,541
♪ سواراجیا صدها مایل دورتر است...

1527
02:01:48,083 --> 02:01:50,666
♪لرد شانکار چگونه به قلعه راجگاد خواهد رفت؟♪

1528
02:01:51,125 --> 02:01:53,541
♪پس پادشاه حیله‌ای اندیشید...♪

1529
02:01:53,625 --> 02:01:56,375
♪این اورنگ زیب را فقط باید با تاکتیک شکست داد ♪

1530
02:01:58,125 --> 02:02:00,125
♪بیا با دشمن بجنگیم!♪

1531
02:02:00,125 --> 02:02:02,083
♪بیایید مغول‌ها را گول بزنیم ♪

1532
02:02:02,083 --> 02:02:04,083
♪برای گیج کردن دشمن،،،♪

1533
02:02:04,083 --> 02:02:06,041
♪چنین تله‌ای توسط پادشاه گذاشته شده بود ♪

1534
02:02:06,041 --> 02:02:10,291
♪شاه این جنگ رو شروع کرده، انگار با مرگ بازی می‌کنه♪

1535
02:02:10,291 --> 02:02:19,583
♪این جنگ چریکی شیواجی ماهاراج است ♪

1536
02:02:20,083 --> 02:02:21,500
♪و خب، دوستان...♪

1537
02:02:21,750 --> 02:02:24,541
♪شیواجی مهاراج ما عالیه♪

1538
02:02:25,000 --> 02:02:27,916
♪هر ترفند او منحصر به فرد است،،،♪

1539
02:02:28,583 --> 02:02:31,500
♪بهاوانی دیوی اوصاحب،،،♪

1540
02:02:32,041 --> 02:02:35,500
♪او قراره از همه ما محافظت کنه ♪

1541
02:02:35,833 --> 02:02:40,166
♪این جنگ چریکی پادشاه است که در سراسر جهان مشهور خواهد شد♪

1542
02:02:40,166 --> 02:02:43,750
♪باید یه سبد شیرینی برداریم تا برگردیم دکن ♪

1543
02:02:43,750 --> 02:02:46,125
♪بیا یه راه متفاوت پیدا کنیم♪

1544
02:02:46,125 --> 02:03:01,250
♪این جنگ چریکی شیواجی ماهاراج است ♪

1545
02:03:03,791 --> 02:03:04,958
رام کریشنا هاری ،،،

1546
02:03:04,958 --> 02:03:06,083
قوچ،،،قوچ،،،

1547
02:03:06,083 --> 02:03:10,958
رام سینگ رسیده است!

1548
02:03:11,333 --> 02:03:12,958
رام سینگ رسیده است!

1549
02:03:12,958 --> 02:03:15,708
رام سینگ اینجاست...

1550
02:03:15,708 --> 02:03:17,500
خفه شو،،،!

1551
02:03:17,666 --> 02:03:20,666
آرام باش،،

1552
02:03:29,250 --> 02:03:30,666
وضعیت سلامتی پادشاه شیواجی اکنون چگونه است؟

1553
02:03:30,875 --> 02:03:32,125
ما او را در این وضعیت نمی‌بینیم...

1554
02:03:33,125 --> 02:03:34,708
ما فقط نمی‌تونیم،،

1555
02:03:35,416 --> 02:03:40,125
با نگاه به وضعیتش، انگار با رفتن از اینجا برای همیشه خیالش راحت می‌شود!

1556
02:03:41,333 --> 02:03:42,625
شاهزاده رام سینگ

1557
02:03:51,916 --> 02:03:52,583
هوممممممم

1558
02:03:53,791 --> 02:03:59,291
حالا هیچ تضمینی برای زندگی من وجود ندارد،

1559
02:04:00,875 --> 02:04:06,916
شاید، وقت من رسیده باشد،،

1560
02:04:06,916 --> 02:04:10,208
ای پادشاه من، خواهش می‌کنم، چنین چیزهایی نگو!

1561
02:04:10,541 --> 02:04:14,750
یه لطفی ازت میخوام،،

1562
02:04:15,916 --> 02:04:16,833
اسمشو بذار، پادشاه من،

1563
02:04:19,500 --> 02:04:21,125
قبل از اینکه از این دنیا بروم،

1564
02:04:21,125 --> 02:04:27,875
آرزو دارم با اهدای صدقه به نیازمندان، خیر و برکت کسب کنم.

1565
02:04:29,625 --> 02:04:34,833
میشه لطفا اجازه بدید که–

1566
02:04:34,833 --> 02:04:41,000
– از طرف من، از طرف امپراتور اورنگ زیب، در مساجد صدقه بدهید؟

1567
02:04:46,625 --> 02:04:48,625
البته که خواهم کرد، پادشاه من،

1568
02:04:48,625 --> 02:04:49,875
تمام تلاشم رو خواهم کرد،،

1569
02:04:50,416 --> 02:04:53,708
فقط یه چیز آخر...

1570
02:04:53,708 --> 02:05:01,875
لطفا ضمانتی را که به امپراتور اورنگ زیب داده بودید، پس بگیرید.

1571
02:05:06,541 --> 02:05:08,208
این دفعه دیگه چی شده، رام سینگ؟

1572
02:05:08,208 --> 02:05:10,750
سلامتی پادشاه شیواجی هر روز رو به وخامت است.

1573
02:05:10,750 --> 02:05:13,500
خداوند روحش را در آتش جهنم بسوزاند!

1574
02:05:15,750 --> 02:05:17,208
اونوقت من باید چیکار کنم؟

1575
02:05:18,083 --> 02:05:20,041
براش دارو بگیرم؟

1576
02:05:20,166 --> 02:05:20,833
نه، پروردگارا،،

1577
02:05:21,791 --> 02:05:26,000
او فقط می‌خواهد در میان مساجد و زاهدان شیرینی پخش کند،

1578
02:05:26,541 --> 02:05:27,458
سبدهایی پر از آنها،،

1579
02:05:29,916 --> 02:05:31,208
در مساجد؟

1580
02:05:31,791 --> 02:05:32,416
آری، پروردگارا،،

1581
02:05:33,958 --> 02:05:34,833
نه در معابد؟

1582
02:05:35,416 --> 02:05:37,375
او از مساجد نام برده بود، پروردگارا،

1583
02:05:40,041 --> 02:05:44,041
افسوس! من نمی‌توانم کار را به خاطر خدا متوقف کنم!

1584
02:05:44,708 --> 02:05:45,416
مهم نیست،،

1585
02:05:45,916 --> 02:05:46,833
اجازه داده شد،،

1586
02:05:51,458 --> 02:05:52,291
چیز دیگه ای هم هست؟

1587
02:05:53,666 --> 02:05:54,958
و... آه...

1588
02:05:57,125 --> 02:05:59,625
از آنجایی که سلامت پادشاه شیواجی با سرعت نگران کننده‌ای رو به وخامت است،

1589
02:06:00,625 --> 02:06:04,875
بنابراین، می‌خواهم ضمانتی را که از طرف او داده بودم، پس بگیرم.

1590
02:06:05,333 --> 02:06:06,041
باشه،،

1591
02:06:07,375 --> 02:06:09,875
به هر حال، من تصمیم گرفتم از زندگی او بگذرم...

1592
02:06:11,041 --> 02:06:12,125
جعفر خان،،

1593
02:06:12,125 --> 02:06:13,000
بله؟

1594
02:06:13,750 --> 02:06:15,625
او را از قید ضمانت آزاد کن،،

1595
02:06:15,791 --> 02:06:16,666
چی؟

1596
02:06:17,583 --> 02:06:21,708
شیواجی اکنون مسئولیت من است،،

1597
02:06:24,041 --> 02:06:25,291
هر طور که شما بخواهید، امپراتور،

1598
02:06:25,541 --> 02:06:26,166
ممکن است بروی!

1599
02:06:26,875 --> 02:06:28,833
سپاسگزارم، پروردگار من،

1600
02:06:42,791 --> 02:06:44,250
فولاد خان

1601
02:06:44,250 --> 02:06:45,083
بله، سرورم؟

1602
02:06:45,458 --> 02:06:47,666
بگذار پشت دین پنهان شود،،

1603
02:06:49,375 --> 02:06:53,583
مطمئن شوید که تک تک سبدها را با دقت بررسی می‌کنید!

1604
02:06:53,708 --> 02:06:54,291
آری، پروردگارا،،

1605
02:06:55,708 --> 02:06:59,500
من به این ماراتها اعتماد ندارم...

1606
02:07:00,791 --> 02:07:01,333
آری، پروردگارا،،

1607
02:07:03,000 --> 02:07:07,666
همچنان که روزها می‌آمدند و می‌رفتند، سبدهای شیرینی هم، مرتباً،،،

1608
02:07:07,666 --> 02:07:12,541
شاه شیواجی سربازانش را به خانه، در دکن، فرستاده بود.

1609
02:07:12,541 --> 02:07:15,500
اورنگ زیب به خاطر آن کمی بی خیال و آرام شد!

1610
02:07:15,500 --> 02:07:18,000
در چارچوب کسب حسن نیت و ایمان بیشتر،

1611
02:07:18,000 --> 02:07:20,125
شاه شیواجی از کاویندرا پاراماناندا نواسکار تجلیل کرد،،،

1612
02:07:20,125 --> 02:07:23,291
با اهدای جواهرات گران‌قیمت و یک فیل به او،

1613
02:07:23,291 --> 02:07:25,541
از آنجایی که کاویندرا پاراماناندا از قبل اجازه امپراتور برای رفتن را داشت،

1614
02:07:25,541 --> 02:07:27,666
با قلبی بسیار اندوهگین به سوی دکن رهسپار شد.

1615
02:07:29,583 --> 02:07:30,125
استاد،،

1616
02:07:31,125 --> 02:07:33,791
آنها عمارت فدایی حسین را آماده کرده‌اند.

1617
02:07:34,833 --> 02:07:36,583
ما الان فقط یه روز تو دستامون داریم...

1618
02:07:39,708 --> 02:07:41,500
مرگ نزدیک است، استاد،

1619
02:07:44,291 --> 02:07:46,583
هر طور شده باید ازش فرار کنیم...

1620
02:07:47,083 --> 02:07:49,541
تا حالا انقدر استرس ندیده بودم نایک...

1621
02:07:50,333 --> 02:07:51,500
تا الان، ما–

1622
02:07:53,500 --> 02:07:54,875
- در سرزمین مادری ما، "Swarajya" بودیم

1623
02:07:55,750 --> 02:07:56,833
ما می‌توانستیم از هر کسی انتقام بگیریم،

1624
02:07:57,750 --> 02:07:59,125
اینجا،

1625
02:07:59,125 --> 02:08:00,291
در این سرزمین بیگانه،،

1626
02:08:01,500 --> 02:08:03,000
در این لانه‌ی دشمن–

1627
02:08:03,791 --> 02:08:05,291
خدای نکرده اگه اتفاقی برات بیفته...

1628
02:08:08,375 --> 02:08:10,375
پس چگونه با اوصاحب روبرو شوم؟

1629
02:08:10,500 --> 02:08:11,083
ادامه بده،،

1630
02:08:13,583 --> 02:08:14,791
خودتو کنترل کن،،،

1631
02:08:20,500 --> 02:08:23,541
امروز آخرین روزی هست که وقت داریم،،

1632
02:08:24,833 --> 02:08:25,583
فردا...

1633
02:08:26,625 --> 02:08:29,125
وضعیت سلامتی پادشاه شیواجی اکنون چگونه است؟

1634
02:08:34,458 --> 02:08:35,333
دارو رو دادی؟

1635
02:08:35,333 --> 02:08:36,625
بله، دارم.

1636
02:08:36,791 --> 02:08:39,291
باشه... استراحت کن و مراقب خودت باش...

1637
02:08:40,750 --> 02:08:42,041
چیز زیادی جز این نمی‌تونم بگم،،

1638
02:08:43,458 --> 02:08:44,708
سلامتی او رو به وخامت است،،

1639
02:08:45,583 --> 02:08:48,000
من مقداری دارو به او داده‌ام و به او توصیه کرده‌ام که استراحت کند.

1640
02:08:48,166 --> 02:08:48,708
آیا اینطور است؟

1641
02:08:48,708 --> 02:08:49,250
هوم،،

1642
02:08:50,666 --> 02:08:52,583
اما دقیقاً چه اتفاقی برای او افتاده است؟

1643
02:08:53,166 --> 02:08:56,666
نمی‌تونم بگم، شاید آب و هوای آگرا باهاش ​​سازگار نبوده.

1644
02:08:57,708 --> 02:09:00,791
بقیش دیگه فقط خواست خداست،،

1645
02:09:01,583 --> 02:09:05,125
او باید داروها را مصرف کند در حالی که استراحت ضروری است.

1646
02:09:05,458 --> 02:09:08,166
بیشتر از این مزاحمش نشیم...

1647
02:09:13,333 --> 02:09:15,000
بذار خوب استراحت کنه،،

1648
02:09:15,666 --> 02:09:16,333
بفرمایید!

1649
02:09:17,000 --> 02:09:17,958
بگذار برویم!

1650
02:09:36,166 --> 02:09:39,250
و آن روز شراوان وادیا دواداشی، سرانجام سپیده دمید،

1651
02:09:39,458 --> 02:09:42,375
مراسم کریشنا جانماشتامی با خطبه کیرتان آغاز شد.

1652
02:09:42,458 --> 02:09:46,583
در میان دیوارهای زندان ماتورا، فرزند الهی از دواکی به دنیا آمد.

1653
02:09:46,875 --> 02:09:49,208
اما دیو خشمگین از قبل تشنه مرگ او بود!

1654
02:09:49,500 --> 02:09:53,041
نجات جان این کودک برای سرنوشت جهان بسیار حیاتی بود، ای آقایان!

1655
02:09:53,291 --> 02:09:56,666
و با این حال، نوزاد چگونه می‌توانست از چنین امنیت بی‌رحمانه‌ای فرار کند؟

1656
02:09:56,666 --> 02:09:57,541
هی بس کن...

1657
02:09:58,166 --> 02:09:58,708
سبد را نشان بده!

1658
02:09:58,708 --> 02:10:04,041
فردا شب باید آخرین شب زندگی شیواجی باشد،

1659
02:10:04,041 --> 02:10:04,875
بله امپراتور!

1660
02:10:06,583 --> 02:10:09,000
یک گشت نفوذناپذیر زندان را محاصره کرده بود.

1661
02:10:09,000 --> 02:10:14,666
آیا فرزند دواکی از مرگ او جان سالم به در می‌برد یا غم و اندوه یک مادر در سرنوشتش نوشته شده بود؟

1662
02:10:15,041 --> 02:10:16,666
تکلیف فرزندش چه می‌شد؟

1663
02:10:16,666 --> 02:10:18,958
آیا او هم مانند خواهر و برادرانش در گذشته قتل عام می‌شد؟

1664
02:10:18,958 --> 02:10:21,791
دواکی بی‌صدا گریه کرد،

1665
02:10:22,083 --> 02:10:24,458
با تب و تاب به درگاه خدا دعا می‌کنم،

1666
02:10:24,875 --> 02:10:26,000
و درست همان موقع،،

1667
02:10:26,833 --> 02:10:30,125
او سبد بامبو را در گوشه دید،

1668
02:10:30,583 --> 02:10:32,958
ای آقایان، انگار خود خدا راه را به او نشان داده بود!

1669
02:10:34,791 --> 02:10:37,750
دواکی با محبت مادرانه آن کودک الهی را نوازش کرد.

1670
02:10:39,166 --> 02:10:40,875
او در آن لحظه چه احساسی باید داشته باشد؟

1671
02:10:41,208 --> 02:10:43,708
آزمون واقعی مادری او تازه آغاز شده بود.

1672
02:11:33,291 --> 02:11:34,000
بریم،،،

1673
02:11:34,958 --> 02:11:35,666
باجی، بریم...

1674
02:11:48,875 --> 02:11:52,083
نه... بیا همه اینا رو تموم کنیم...

1675
02:11:52,083 --> 02:11:53,500
پادشاه من،،،

1676
02:11:53,500 --> 02:11:54,625
چی شده، پادشاه من؟

1677
02:11:55,000 --> 02:11:59,291
اگر این پایان است، پس مرگ بر من باد!

1678
02:12:00,500 --> 02:12:04,333
تقصیر تو نیست که ما شبیه هم هستیم،،

1679
02:12:06,250 --> 02:12:08,208
لطفا دیگه حرف نزن، پادشاه من...

1680
02:12:08,208 --> 02:12:10,625
این یک افتخار است، فرصتی که فراتر از گرانبهاست!

1681
02:12:12,458 --> 02:12:14,000
این فقط یه تخت نیست، هیروجی!

1682
02:12:16,000 --> 02:12:17,333
این تله مرگ است!

1683
02:12:19,666 --> 02:12:20,500
اوه؟

1684
02:12:22,041 --> 02:12:27,125
اما اگر تو هم در همان دام بیفتی، چه اتفاقی برای «سواراجیای» ما، پادشاه من، خواهد افتاد؟

1685
02:12:30,083 --> 02:12:31,708
من زندگیم را وقف تو کرده‌ام!

1686
02:12:31,833 --> 02:12:35,666
به جای یک مرگ معمولی، افتخار من این است که برای تو بمیرم،

1687
02:12:36,041 --> 02:12:36,416
هوم؟

1688
02:12:40,500 --> 02:12:44,375
اگر مرگ مرا بر این تخت اسیر کند،،،

1689
02:12:44,958 --> 02:12:49,958
داستان «سواراجیا» با خونی که من اینجا می‌ریزم نوشته خواهد شد.

1690
02:12:52,583 --> 02:12:53,291
پادشاه من،،

1691
02:12:54,958 --> 02:13:00,125
هنگامی که معبد پاندورانگ در پاندارپور ساخته می‌شد، سنت چوکاملا در زیر بنای آن دفن شده بود.

1692
02:13:00,541 --> 02:13:04,541
حالا، آیا ما نباید معبد «سواراجیای» پاندورانگ مرا برافرازیم؟

1693
02:13:05,833 --> 02:13:09,791
مانند سنت چوکوبا، اگر گوشت و خون من فدای «سواراجیا» شود،

1694
02:13:10,166 --> 02:13:13,208
چه چیزی می‌تواند بهتر از این، ای پادشاه من، این تولد را به کمال برساند؟

1695
02:13:15,416 --> 02:13:17,500
رستگاری من در مردن برای توست ای پادشاه من،

1696
02:13:18,125 --> 02:13:19,333
لطفا اون رو از من نگیر،،

1697
02:13:19,375 --> 02:13:20,416
اما هیروجی،

1698
02:13:20,416 --> 02:13:21,291
بس است، ای پادشاه من،

1699
02:13:22,375 --> 02:13:24,000
لطفا وقت رو تلف نکنید،،

1700
02:13:24,000 --> 02:13:25,791
به تو قسم به اوصاحب،

1701
02:13:31,666 --> 02:13:33,500
ای الهه جاگادامبا،

1702
02:13:43,791 --> 02:13:44,833
هیروجی،،

1703
02:13:45,958 --> 02:13:47,166
تمام تلاشت رو بکن،،،

1704
02:13:49,333 --> 02:13:51,333
مطمئن شو که زنده به دکن برمی‌گردی،

1705
02:13:55,458 --> 02:13:57,083
حواست باشد،

1706
02:13:57,833 --> 02:14:01,166
من دیگر داستان فداکاری مثل مرارباجی را نمی‌خواهم.

1707
02:14:04,208 --> 02:14:06,000
منتظرت خواهم ماند،،

1708
02:14:06,750 --> 02:14:07,458
پادشاه من!

1709
02:14:51,333 --> 02:14:54,000
و سپس، سرانجام، سبد خدا برداشته شد!

1710
02:14:54,875 --> 02:14:58,125
در میان شبی طوفانی و سهمگین، سفر آنها آغاز شد.

1711
02:14:59,041 --> 02:15:01,041
هی! همونجا که هستی وایسا!

1712
02:15:02,000 --> 02:15:02,458
پایین نگهش دار!

1713
02:15:02,750 --> 02:15:04,750
شیاطین راه خدا را بستند،

1714
02:15:05,166 --> 02:15:06,833
حالا چه اتفاقی می‌افتاد؟ چه سرنوشتی در انتظار بود؟

1715
02:15:06,833 --> 02:15:11,375
تمام کائنات شروع به دعا به درگاه خدای متعال کردند،

1716
02:15:12,208 --> 02:15:13,375
بازش کن!

1717
02:15:13,375 --> 02:15:14,750
بازش کن!

1718
02:15:21,708 --> 02:15:23,208
همه سبدها را باز کن،،،

1719
02:15:27,291 --> 02:15:28,708
زیر این شیرینی‌ها چیه...

1720
02:15:32,583 --> 02:15:33,125
بزن کنار،،،

1721
02:15:37,500 --> 02:15:38,083
باشه،،،

1722
02:15:41,625 --> 02:15:42,708
چرا این یکی بسته است؟

1723
02:15:42,916 --> 02:15:45,041
چون... اه... فقط شیرینیه! برای همینه!

1724
02:15:45,208 --> 02:15:45,791
بله،،

1725
02:15:46,625 --> 02:15:49,041
می‌فهمم... اما چرا بسته است؟

1726
02:15:49,041 --> 02:15:51,666
اون یکی رو قبلاً بررسی کردی، پس چرا این؟ هر دو یکی هستند!

1727
02:15:52,208 --> 02:15:54,333
هیس!

1728
02:15:56,958 --> 02:15:57,500
بازش کن!

1729
02:15:58,875 --> 02:16:00,208
اما خان صاحب-

1730
02:16:01,041 --> 02:16:01,583
حالا بازش کن!

1731
02:16:01,791 --> 02:16:03,333
ای خاندرایای ججوری!

1732
02:16:03,333 --> 02:16:05,041
ای الهه بهاوانیِ تولجاپور!

1733
02:16:05,041 --> 02:16:06,541
الهه جاگدامبا پراتاپگاد!

1734
02:16:06,541 --> 02:16:07,958
ویتورایا از پندهارپور!

1735
02:16:07,958 --> 02:16:09,125
لرد گانپاری، مورایا از مورگائون!

1736
02:16:09,125 --> 02:16:10,416
ای مهادِوِ شینگناپوری!

1737
02:16:10,416 --> 02:16:11,916
جیوتیبا از کولهاپور!

1738
02:16:11,916 --> 02:16:12,833
اوه، لطفا به کمک ما بیایید! لطفا به ما کمک کنید!

1739
02:16:12,833 --> 02:16:13,666
لطفا برای کمک به ما بیایید!

1740
02:16:13,666 --> 02:16:14,833
لطفا ما را نجات دهید!

1741
02:16:17,208 --> 02:16:18,916
هی! بهش نگاه کن! اون شخص رو بگیر!

1742
02:16:18,916 --> 02:16:20,083
کیه؟ بعد از اون! همین الان!

1743
02:16:20,083 --> 02:16:20,625
بگیرش! برو!

1744
02:16:20,791 --> 02:16:21,333
برو!

1745
02:16:29,583 --> 02:16:30,541
صبر کن! بس کن!

1746
02:16:30,708 --> 02:16:31,583
پادشاه خواب است!

1747
02:16:31,750 --> 02:16:32,500
بزن کنار!

1748
02:16:33,708 --> 02:16:34,916
پادشاه داره استراحت می‌کنه! قبلاً هم بهت گفته بودم!

1749
02:16:36,708 --> 02:16:37,666
بزن کنار!

1750
02:17:03,208 --> 02:17:05,000
جرات نداری اذیتش کنی!

1751
02:17:05,000 --> 02:17:06,916
وگرنه، همین را به رام سینگ هم خواهم گفت!

1752
02:17:07,833 --> 02:17:09,166
ای خدا!

1753
02:17:20,000 --> 02:17:21,500
از او نمی گذرم!

1754
02:17:21,500 --> 02:17:23,000
من به هیچ کس رحم نمی‌کنم!

1755
02:17:26,000 --> 02:17:26,541
سلام!

1756
02:17:27,458 --> 02:17:27,833
حرکتش بده!

1757
02:17:28,625 --> 02:17:29,666
فوراً به هرج و مرج پایان دهید!

1758
02:17:30,166 --> 02:17:31,166
همه برگردید سر جای خودشون! حالا!

1759
02:17:31,500 --> 02:17:32,125
اون کی بود؟ اونجا؟

1760
02:17:32,250 --> 02:17:32,791
ایده‌ای دارید؟

1761
02:17:33,541 --> 02:17:34,500
لعنتی چطور منفجر شد؟

1762
02:17:34,750 --> 02:17:35,666
نه! هیچ سرنخی ندارم!

1763
02:17:36,166 --> 02:17:36,541
حرکتش بده!

1764
02:17:36,791 --> 02:17:37,916
همه به جایگاه‌هایشان برگردند!

1765
02:17:37,916 --> 02:17:38,708
و هوشیار باش! حرکتش بده!

1766
02:17:40,666 --> 02:17:41,666
اوه، خان صاحب–

1767
02:17:41,833 --> 02:17:44,166
سریع سبد رو بررسی کن، بریم...

1768
02:17:44,291 --> 02:17:45,291
بله، بله، باشه

1769
02:17:57,250 --> 02:17:58,875
ما هم سعی داشتیم همین را به شما بگوییم!

1770
02:18:01,166 --> 02:18:02,500
بگذار ما برویم!

1771
02:18:02,666 --> 02:18:03,625
بله،،

1772
02:18:04,500 --> 02:18:04,833
برو!

1773
02:18:05,791 --> 02:18:06,291
برداشتش کن!

1774
02:18:06,625 --> 02:18:08,875
و... یکی از سربازانت را با ما بفرست...

1775
02:18:08,916 --> 02:18:09,416
چرا؟

1776
02:18:09,541 --> 02:18:13,041
شهر بهم ریخته! مگه ندیدی؟

1777
02:18:14,916 --> 02:18:15,416
هوم،،

1778
02:18:17,500 --> 02:18:18,000
سلام!

1779
02:18:19,666 --> 02:18:20,125
تو،،

1780
02:18:20,375 --> 02:18:21,291
برو باهاشون،،

1781
02:18:22,625 --> 02:18:23,750
آنها را تا مسجد همراهی کنید

1782
02:18:24,000 --> 02:18:24,458
برو،،

1783
02:18:25,833 --> 02:18:26,208
حالا برو!

1784
02:18:26,291 --> 02:18:26,791
آنها را بردارید

1785
02:18:26,916 --> 02:18:27,416
بریم،،

1786
02:18:32,250 --> 02:18:33,333
برو!

1787
02:18:34,000 --> 02:18:34,458
خداحافظ،،

1788
02:18:36,458 --> 02:18:38,666
حتی یک سبد هم نباید بدون بررسی بماند!

1789
02:18:39,083 --> 02:18:40,666
و اون چیز لعنتی چطور منفجر شد؟

1790
02:18:40,958 --> 02:18:42,000
یکی به سوال من جواب بده!

1791
02:18:53,958 --> 02:18:55,208
هی، صبر کن!

1792
02:18:55,500 --> 02:18:56,291
به کجا؟

1793
02:18:56,583 --> 02:18:57,208
سلام!

1794
02:18:57,500 --> 02:18:58,833
به سرت ضربه خورد؟

1795
02:18:59,541 --> 02:19:00,833
سر!

1796
02:19:01,666 --> 02:19:02,291
سر!

1797
02:19:02,500 --> 02:19:02,791
بله،،

1798
02:19:03,000 --> 02:19:04,791
سر شاه شیواجی درد می‌کند!

1799
02:19:05,583 --> 02:19:07,000
ما داریم میریم بیرون براش دارو بگیریم...

1800
02:19:07,916 --> 02:19:08,708
داری میای پیشمون؟

1801
02:19:08,708 --> 02:19:10,291
نه، تو میتونی بری!

1802
02:19:16,708 --> 02:19:17,666
ای پادشاه،،

1803
02:19:18,875 --> 02:19:19,791
ای پادشاه،،

1804
02:19:20,375 --> 02:19:21,250
ای پادشاه،،،

1805
02:19:23,833 --> 02:19:24,625
ببین،،

1806
02:19:26,458 --> 02:19:33,750
امپراتور تمهیدات ویژه‌ای برای همراهی شما اندیشیده است.

1807
02:19:36,291 --> 02:19:37,166
ای پادشاه؟

1808
02:19:38,833 --> 02:19:39,375
ای پادشاه؟

1809
02:19:40,041 --> 02:19:42,083
فولاد خان، اون چیه؟

1810
02:19:43,083 --> 02:19:44,083
قرار است آن چیز چه باشد؟

1811
02:20:13,708 --> 02:20:15,625
اوووووف!

1812
02:20:19,125 --> 02:20:20,791
ای خدای من!

1813
02:20:20,791 --> 02:20:22,583
شاه شیواجی فرار کرده است!

1814
02:20:23,166 --> 02:20:24,625
ای خدا!

1815
02:20:25,416 --> 02:20:26,500
ای خدای من!

1816
02:20:28,500 --> 02:20:29,916
شاه شیواجی فرار کرده است!

1817
02:20:30,291 --> 02:20:30,708
فرار کرد؟

1818
02:20:33,541 --> 02:20:34,666
چطور فرار کرد؟

1819
02:20:35,958 --> 02:20:38,041
چطور ممکن است فرار کرده باشد؟

1820
02:20:40,750 --> 02:20:42,125
شاید با–

1821
02:20:43,458 --> 02:20:44,875
- کمک یک روح!

1822
02:20:57,583 --> 02:20:58,375
احمق!

1823
02:21:01,791 --> 02:21:03,166
ای خدا!

1824
02:21:05,166 --> 02:21:06,583
اول از همه، امنیت من رو فوراً افزایش بدید!

1825
02:21:06,708 --> 02:21:09,500
و آن پادشاه شیواجی را هر چه زودتر به من معرفی کن!

1826
02:21:09,625 --> 02:21:09,916
بله،،

1827
02:21:09,958 --> 02:21:10,291
و–

1828
02:21:12,083 --> 02:21:15,416
تک تک مردانی که با کودک سفر می‌کنند را دستگیر کنید،

1829
02:21:15,708 --> 02:21:16,000
بله،،

1830
02:21:16,083 --> 02:21:17,375
او نمی‌توانست خیلی دور برود،،

1831
02:21:17,958 --> 02:21:18,291
حالا برو!

1832
02:21:18,333 --> 02:21:18,833
بله پروردگارا،،،

1833
02:21:19,458 --> 02:21:21,750
خود اورنگ زیب آنقدر ترسیده بود که...

1834
02:21:21,875 --> 02:21:23,500
-او شروع به کابوس دیدن کرد...

1835
02:22:03,083 --> 02:22:06,125
اوه خواهر! اینجا چه غلطی می‌کنی؟

1836
02:22:06,250 --> 02:22:06,750
ای برادر،

1837
02:22:08,000 --> 02:22:11,375
من شنیده‌ام که شاه شیواجی ارواح را از دکن کنترل می‌کند!

1838
02:22:11,625 --> 02:22:13,875
از آنجایی که تو نباید توسط هیچ یک از آن ارواح تسخیر شوی

1839
02:22:13,875 --> 02:22:16,250
من این بخور را از درگاه سفارش داده‌ام

1840
02:22:16,500 --> 02:22:17,791
حتی من هم شنیده‌ام،

1841
02:22:18,375 --> 02:22:20,791
اما اول باید جلوی افرادش رو بگیریم!

1842
02:22:22,458 --> 02:22:25,000
به فولاد خان دستور دهید امنیت کاخ را افزایش دهد.

1843
02:22:25,416 --> 02:22:26,208
برو!

1844
02:22:26,458 --> 02:22:27,291
حرکت کن! و–

1845
02:22:27,291 --> 02:22:28,416
- همین الان امنیت را افزایش دهید!

1846
02:22:29,250 --> 02:22:29,416
و-

1847
02:22:29,416 --> 02:22:30,708
ی- بله برادر!

1848
02:22:33,750 --> 02:22:36,708
فقط یک سوال اورنگ زیب را آزار می‌داد،

1849
02:22:36,708 --> 02:22:40,000
شاه شیواجی دقیقاً چگونه فرار کرد؟

1850
02:22:40,291 --> 02:22:41,958
در حالی که، دو روز پیش،،

1851
02:22:41,958 --> 02:22:43,250
در جنگلی دور از آگرا،

1852
02:22:43,708 --> 02:22:44,625
بذارش اینجا،،

1853
02:22:44,625 --> 02:22:45,541
سوبه‌دار،

1854
02:22:45,666 --> 02:22:46,958
شیرینی‌ها را آورده‌ای؟

1855
02:22:47,041 --> 02:22:47,916
ما آن را آورده‌ایم،،

1856
02:22:48,916 --> 02:22:49,875
سریع حرکت کن!

1857
02:22:50,083 --> 02:22:50,541
بله،،

1858
02:22:51,000 --> 02:22:51,583
بامبوها را بردارید،،

1859
02:22:51,708 --> 02:22:52,458
بگذار برویم، شاهزاده جوان،

1860
02:22:52,458 --> 02:22:53,041
بامبوها را بردارید،،

1861
02:22:54,041 --> 02:22:55,125
طناب‌ها را باز کنید،،

1862
02:23:28,666 --> 02:23:29,625
ادامه بده،،

1863
02:24:48,375 --> 02:24:49,541
استاد... نگهش دار...

1864
02:24:49,708 --> 02:24:50,666
ادامه بده،

1865
02:24:50,666 --> 02:24:51,166
بله،،

1866
02:24:51,208 --> 02:24:51,916
بریم،،

1867
02:24:51,958 --> 02:24:52,541
تو اول برو،،

1868
02:24:53,583 --> 02:24:54,583
بریم،،

1869
02:24:54,958 --> 02:24:56,583
سوبهیدار، تو باید بری...

1870
02:25:00,666 --> 02:25:02,708
بیا بریم، حواست باشه،

1871
02:25:02,833 --> 02:25:04,208
بیا دیگه... بیا دیگه...

1872
02:25:07,125 --> 02:25:09,875
اما، شاه شیواجی چطور از همان اول فرار کرد؟

1873
02:25:09,916 --> 02:25:10,666
ها؟

1874
02:25:15,833 --> 02:25:17,125
و... یکی از سربازانت را با ما بفرست...

1875
02:25:17,416 --> 02:25:17,708
سلام!

1876
02:25:18,125 --> 02:25:18,541
شما!

1877
02:25:19,333 --> 02:25:20,166
برو باهاشون!

1878
02:25:21,666 --> 02:25:22,708
آنها را تا مسجد بدرقه کنید،

1879
02:25:23,125 --> 02:25:23,583
بله،،

1880
02:25:24,000 --> 02:25:24,291
برو،،

1881
02:25:28,291 --> 02:25:28,750
بریم،،

1882
02:25:30,541 --> 02:25:31,375
خداحافظ،،

1883
02:25:40,375 --> 02:25:41,583
اون سرباز جدید!

1884
02:25:42,333 --> 02:25:43,416
اون سرباز جدید!

1885
02:25:43,958 --> 02:25:44,750
همین الان پیداش کن!

1886
02:25:44,791 --> 02:25:45,333
برو!

1887
02:25:45,416 --> 02:25:46,083
برو!

1888
02:25:46,125 --> 02:25:46,958
سریع!

1889
02:25:47,916 --> 02:25:48,708
فوراً او را پیدا کنید!

1890
02:25:50,083 --> 02:25:51,833
مطمئنم! کار همان سرباز جدید بود!

1891
02:25:55,625 --> 02:25:56,000
بفرمایید!

1892
02:25:56,500 --> 02:25:57,833
من تمام سبدهای اینجا را بررسی خواهم کرد!

1893
02:25:58,166 --> 02:25:59,000
حتماً، چرا که نه؟

1894
02:25:59,125 --> 02:25:59,416
بله،،

1895
02:26:00,833 --> 02:26:01,666
بیا! نشونم بده!

1896
02:26:17,625 --> 02:26:19,791
سبدها را بلند کنید!

1897
02:26:20,083 --> 02:26:21,625
همین الان هم دیر شده، بیا! جمعشون کن!

1898
02:26:21,750 --> 02:26:22,708
برو جلو،، حالا بیا،،

1899
02:26:24,125 --> 02:26:26,666
بریم که وقت کافی نداریم،،،

1900
02:26:27,083 --> 02:26:29,166
بیا بریم...

1901
02:26:43,083 --> 02:26:44,708
ای خدا!

1902
02:26:46,958 --> 02:26:48,083
این چیه؟

1903
02:26:48,333 --> 02:26:49,125
قرار است چه باشد؟

1904
02:26:49,375 --> 02:26:50,000
شاه شیواجی!

1905
02:26:50,208 --> 02:26:51,375
اونوقت داشتی چیکار میکردی لعنتی؟

1906
02:26:51,750 --> 02:26:55,208
این سربازان ارتش مغول، هم ناامید و هم وحشت‌زده بودند-

1907
02:26:55,208 --> 02:27:00,750
– راگونات پانت و تریامبک پانت را از خانه پراتیتری هارکارا دستگیر کردند.

1908
02:27:00,750 --> 02:27:04,083
برای اطلاع از محل اقامت شاه شیواجی،

1909
02:27:04,083 --> 02:27:06,041
اورنگ زیب آنها را بی‌رحمانه شکنجه کرد،

1910
02:27:21,416 --> 02:27:23,791
تا زمانی که آنها درباره شیواجی افشاگری کنند،

1911
02:27:25,333 --> 02:27:26,583
نگذار بخوابند،،

1912
02:27:36,333 --> 02:27:36,958
حالا کجا، کیسنا؟

1913
02:27:39,625 --> 02:27:39,833
بله،،

1914
02:27:40,291 --> 02:27:40,750
درست از این طرف،،

1915
02:27:41,041 --> 02:27:41,750
از همین طرف استاد!

1916
02:27:41,750 --> 02:27:44,750
غافل، حتی از تاریخ،

1917
02:27:44,750 --> 02:27:46,208
شاه شیواجی و سربازانش -

1918
02:27:46,208 --> 02:27:48,291
راه خود را به سوی دکن هموار کردند،

1919
02:27:49,083 --> 02:27:49,875
این یک سفر فوق‌العاده خطرناک است،،

1920
02:27:49,875 --> 02:27:50,666
آیا شما؟

1921
02:27:51,166 --> 02:27:52,250
–شاه شیواجی؟

1922
02:27:53,291 --> 02:27:54,333
نه... نه فرزندم! نه!

1923
02:27:55,041 --> 02:27:57,125
خودت از نزدیک نگاه کن،،

1924
02:27:57,250 --> 02:27:59,708
او اصلاً شبیه شاه شیواجی نیست.

1925
02:28:01,500 --> 02:28:02,375
بله، برو! برو!

1926
02:28:15,458 --> 02:28:16,875
بلندش کن نایک...

1927
02:28:18,000 --> 02:28:20,625
آلخ نیرنجان!

1928
02:28:21,791 --> 02:28:24,250
برای کاهش چنین خطراتی که در طول سفرشان پیش می‌آید،

1929
02:28:24,250 --> 02:28:24,958
درود بر شاه میرزا،،،

1930
02:28:24,958 --> 02:28:28,500
شاه شیواجی اخبار میرزاراجا را از طریق موروپانت و پراتاپرائو گوجار فرستاد

1931
02:28:28,750 --> 02:28:31,208
ما خدمتگزاران پادشاه شیواجی راج هستیم،

1932
02:28:31,458 --> 02:28:33,375
تنها دو روز پیش، پادشاه ما شیواجی

1933
02:28:33,916 --> 02:28:35,333
به سلامت به راجگاد رسیدیم

1934
02:28:35,625 --> 02:28:38,916
و تأثیر آن دقیقاً همانطور که در نظر گرفته شده بود، بود.

1935
02:28:39,250 --> 02:28:41,541
که شیواجی به دکن رسید!

1936
02:28:42,958 --> 02:28:44,708
او به دکن رسید!

1937
02:28:44,791 --> 02:28:50,375
آآآآخ!

1938
02:28:52,708 --> 02:28:54,458
آلخ نیرنجان!

1939
02:28:54,500 --> 02:28:56,250
آلخ نیرنجان!

1940
02:28:56,291 --> 02:28:58,041
آلخ نیرنجان!

1941
02:28:58,083 --> 02:28:59,833
آلخ نیرنجان!

1942
02:28:59,875 --> 02:29:01,625
آلخ نیرنجان!

1943
02:29:01,666 --> 02:29:03,583
آلخ نیرنجان!

1944
02:29:05,041 --> 02:29:06,791
ای مقدسین محترم، چه می‌خواهید؟

1945
02:29:06,833 --> 02:29:08,291
ما چیزهای خوبی در مورد شما شنیده‌ایم!

1946
02:29:09,500 --> 02:29:11,083
تو مثل خود الهه جاگدامبای ما هستی!

1947
02:29:11,750 --> 02:29:12,958
اینو همه میگن!

1948
02:29:14,041 --> 02:29:14,458
ام،،

1949
02:29:14,958 --> 02:29:18,208
مهاراج ما چیزی را از دست داده که به اندازه تمام دنیا ارزش دارد،،

1950
02:29:19,250 --> 02:29:21,833
فقط تو میتونی کمکمون کنی پیداش کنیم،،

1951
02:29:22,166 --> 02:29:22,958
پارماناندا،،

1952
02:29:24,375 --> 02:29:25,875
هر چه می‌خواهند به آنها اهدا کن،،

1953
02:29:25,875 --> 02:29:27,041
بله، اوصاحب

1954
02:29:30,333 --> 02:29:31,083
بریم،،،

1955
02:29:34,125 --> 02:29:35,000
ای مقدسین محترم!

1956
02:29:35,541 --> 02:29:37,333
دنبال چی میگردی؟

1957
02:29:37,541 --> 02:29:38,125
مادرم!

1958
02:29:45,291 --> 02:29:48,291
شیوا...؟

1959
02:29:48,791 --> 02:29:50,250
شیبا!

1960
02:30:19,833 --> 02:30:21,125
شیوا،،

1961
02:30:24,833 --> 02:30:26,125
فرزندم،،،

1962
02:30:32,000 --> 02:30:35,166
چرا اینقدر منو منتظر گذاشتی؟

1963
02:30:37,583 --> 02:30:39,125
پیر شدم فرزندم!

1964
02:30:39,208 --> 02:30:40,708
دیگه طاقت این وضع رو ندارم پسرم!

1965
02:30:43,208 --> 02:30:45,125
شیبا!

1966
02:30:48,083 --> 02:30:49,708
و شاهزاده کوچک عزیزم شامبو کجاست؟

1967
02:30:50,625 --> 02:30:50,875
هوم؟

1968
02:30:51,625 --> 02:30:52,833
شامبو فرزندم!

1969
02:30:53,166 --> 02:30:54,375
شامبو فرزندم!

1970
02:30:54,375 --> 02:30:56,916
فرزندم کجایی...؟

1971
02:30:57,333 --> 02:30:58,541
ای شامبو!

1972
02:30:59,625 --> 02:31:02,791
ای شامبو! فرزندم بیا اینجا...

1973
02:31:03,041 --> 02:31:04,250
بیا پیش من،،،

1974
02:31:05,416 --> 02:31:06,541
کجا پنهان شده ای؟

1975
02:31:06,666 --> 02:31:07,875
ای شامبو! فرزندم!

1976
02:31:08,958 --> 02:31:10,166
ای شامبو! فرزندم!

1977
02:31:10,291 --> 02:31:13,000
شامبو!

1978
02:31:13,000 --> 02:31:13,791
اوصاحب

1979
02:31:13,833 --> 02:31:15,041
ای شامبو! فرزندم!

1980
02:31:17,625 --> 02:31:18,416
اوصاحب!

1981
02:31:18,541 --> 02:31:18,791
هوم؟

1982
02:31:22,833 --> 02:31:24,291
شاهزاده شامبو -

1983
02:31:29,750 --> 02:31:30,583
شاهزاده شامبو -

1984
02:31:31,833 --> 02:31:33,416
-او دیگر با ما نیست،،

1985
02:31:36,083 --> 02:31:38,125
سفر به خانه، تلاش و تقلا برایش بیش از حد بود و–

1986
02:31:38,500 --> 02:31:39,708
شاهزاده ما شامبو– او–

1987
02:31:40,583 --> 02:31:41,333
–او نمی‌توانست زنده بماند...

1988
02:31:46,083 --> 02:31:48,375
به من قول داده بودی،،،

1989
02:31:50,000 --> 02:31:50,666
شیوا ،،،

1990
02:32:02,000 --> 02:32:03,291
اوصاحب

1991
02:32:07,541 --> 02:32:09,000
اوصاحب!

1992
02:32:09,125 --> 02:32:10,583
اوصاحب!

1993
02:32:10,708 --> 02:32:11,708
کمی آب بیار،،،

1994
02:32:11,708 --> 02:32:13,375
تمام سواراجیا غرق در درد بود،

1995
02:32:15,916 --> 02:32:32,625
مناسک را بجا آورید،،،

1996
02:32:54,541 --> 02:32:55,375
اوصاحب

1997
02:33:26,791 --> 02:33:27,916
پلاجیرائو، چه اتفاقی افتاده؟

1998
02:33:28,125 --> 02:33:29,583
ای پادشاه من، بدشانسی بزرگی بر همه ما وارد شده است!

1999
02:33:30,791 --> 02:33:32,083
دخترم، عروست بیوه شده!

2000
02:33:33,791 --> 02:33:34,875
حالا چه اتفاق بیشتری قرار است بیفتد؟

2001
02:33:35,041 --> 02:33:37,083
می‌فهمم، اما ما در برابر... ناتوان هستیم

2002
02:33:38,791 --> 02:33:40,208
-حکمی که توسط خود الهه باوانی ما صادر شد!

2003
02:33:41,791 --> 02:33:42,791
راست میگی ای پادشاه من،

2004
02:33:46,000 --> 02:33:46,291
پادشاه من،،

2005
02:33:48,333 --> 02:33:49,458
فقط یه خواهش کوچیک ازت دارم که باید ازت بکنم...

2006
02:33:50,666 --> 02:33:52,750
لطفا همین را به من عطا کن و مرا از این بار سنگین رهایی بخش.

2007
02:33:59,625 --> 02:33:59,958
چرا؟

2008
02:34:02,000 --> 02:34:02,625
این کودک،،

2009
02:34:03,541 --> 02:34:05,958
– حالا این کودک زندگی فلاکت‌باری را سپری خواهد کرد!

2010
02:34:06,958 --> 02:34:08,333
من که نمی‌توانم شهادت بدهم!

2011
02:34:10,083 --> 02:34:10,875
در عوض،،

2012
02:34:12,666 --> 02:34:13,833
خاطرات شاهزاده شامبو را در قلبش نگه داشته بود،

2013
02:34:13,916 --> 02:34:18,750
او خودش را قربانی خواهد کرد! ساتی خواهد شد...

2014
02:34:19,708 --> 02:34:20,916
او «ساتی» پادشاه من خواهد شد!

2015
02:34:25,333 --> 02:34:26,791
به جای یک عمر طعنه و کنایه،

2016
02:34:27,291 --> 02:34:28,791
او با افتخار از این دنیا خواهد رفت–

2017
02:34:28,791 --> 02:34:29,708
-با تبدیل شدن به "ساتی" شاهزاده شامبو!

2018
02:34:29,708 --> 02:34:30,458
غارت شده!

2019
02:34:31,833 --> 02:34:32,916
اصلاً خودت می‌فهمی چی داری می‌گی؟

2020
02:34:36,083 --> 02:34:37,000
عیسی،،

2021
02:34:39,000 --> 02:34:43,291
داری میگی که میخوای این بچه معصوم رو بفرستی تو آتیش؟

2022
02:34:45,875 --> 02:34:46,708
بیا اینجا، فرزندم،،

2023
02:34:47,125 --> 02:34:48,416
مراقبش باش، ملکه من،

2024
02:34:50,166 --> 02:34:54,333
به جای این کار، دل مرا بسوزان!

2025
02:34:54,791 --> 02:34:55,458
نه پادشاه من! هرگز!

2026
02:34:57,916 --> 02:35:00,458
به مناسبت درگذشت پدر ارجمندم، شاه بزرگ شاه جی راجی،

2027
02:35:02,000 --> 02:35:02,958
مادر محترمم، اوصاحب –

2028
02:35:04,875 --> 02:35:06,875
او نیز از روی عشق و احترام، به جرم «ساتی» بودن، قصد داشت خود را قربانی کند.

2029
02:35:07,375 --> 02:35:09,541
آن موقع، من او را از این کار منع کرده بودم...

2030
02:35:14,041 --> 02:35:14,625
میدونی چرا؟

2031
02:35:17,750 --> 02:35:19,125
باشد که اوصاحب باشد...

2032
02:35:21,500 --> 02:35:23,375
یا عروسم...

2033
02:35:24,291 --> 02:35:27,291
یا هر زن دیگه ای در این مورد...

2034
02:35:28,125 --> 02:35:30,625
اونا ما رو به این دنیا آوردن... اونا این دنیا رو اداره می‌کنن!

2035
02:35:32,875 --> 02:35:35,125
من با چنین رویه‌های بدی که علیه آنها عمل می‌کند، مخالفم!

2036
02:35:36,041 --> 02:35:39,458
و اگر قرار است این کودک معصوم را به خاطر چنین رسم ارتجاعی قربانی کنید،

2037
02:35:41,500 --> 02:35:44,500
آنگاه این جهان شاهد چنین شکل خشنی از این شیواجی خواهد بود،

2038
02:35:45,875 --> 02:35:47,833
که هیچ کس دوست ندارد هرگز ببیند،،

2039
02:35:48,833 --> 02:35:49,958
اینجوری نیست،،

2040
02:35:50,125 --> 02:35:51,083
پلاجیرائو را در نظر داشته باش!

2041
02:35:53,041 --> 02:35:58,625
یِسو، از تبار خاندان بزرگ شِرکس، که مالک اُتوجار را شکست داد،

2042
02:35:59,583 --> 02:36:01,875
فقط عروس من نخواهد بود...

2043
02:36:03,291 --> 02:36:04,375
اما فرزند خودم... دخترم! بفرمایید...

2044
02:36:05,375 --> 02:36:06,583
نباید نگران باشی!

2045
02:36:08,833 --> 02:36:09,541
الان میتونی بری!

2046
02:36:09,541 --> 02:36:09,958
پادشاه من!

2047
02:36:10,208 --> 02:36:11,750
داشتن نسبت فامیلی با شما–

2048
02:36:12,791 --> 02:36:14,708
افتخار بزرگی برای ماست،،

2049
02:36:15,583 --> 02:36:17,291
واقعاً افتخار بزرگی است!

2050
02:36:18,541 --> 02:36:19,541
اجازه دهید از شما خداحافظی کنم، پادشاه من،

2051
02:36:23,916 --> 02:36:25,041
اوصاحب

2052
02:36:33,708 --> 02:36:35,333
همه شما، این را در نظر داشته باشید!

2053
02:36:37,625 --> 02:36:39,583
ممکنه شاهزاده شامبو اونجا پیشت نباشه...

2054
02:36:41,250 --> 02:36:42,666
اما برای من،،

2055
02:36:51,375 --> 02:36:52,875
او هنوز زنده است،،

2056
02:37:09,750 --> 02:37:10,375
گوروجی،

2057
02:37:11,875 --> 02:37:12,750
شما ممکن است شروع کنید!

2058
02:37:21,166 --> 02:37:24,791
به چشمان آن کودک خیره شدم،،

2059
02:37:27,500 --> 02:37:30,458
من از این پسر بیشتر از شیواجی میترسیدم!

2060
02:37:30,458 --> 02:37:31,750
آنها مرا از ترس پر کردند!

2061
02:37:34,416 --> 02:37:35,625
این دقیقاً همان چیزی است که باید اتفاق می‌افتاد!

2062
02:37:38,333 --> 02:37:41,583
آن کودک شیطان صفت به خیر و صلاح گذشت!

2063
02:37:42,083 --> 02:37:45,500
در حالی که اورنگ زیب مشغول جشن گرفتن مرگ شاهزاده بود،

2064
02:37:46,083 --> 02:37:48,958
سرنوشت چیز دیگری در ذهنش داشت،،

2065
02:37:51,208 --> 02:37:52,041
اوصاحب

2066
02:38:03,791 --> 02:38:05,250
این چه جور مسخره بازیه؟

2067
02:38:05,583 --> 02:38:07,583
نه، اوصاحب...

2068
02:38:28,958 --> 02:38:30,375
باشد که الهه جاگدامبا ما را برکت دهد ،،،

2069
02:38:33,791 --> 02:38:39,166
♪در چنین لحظه‌ی غیرقابل پیش‌بینی، ♪

2070
02:38:39,750 --> 02:38:46,250
♪آیا برگ‌های لطیف جدیدی روی درختی که زمانی خشک شده بود، رشد خواهند کرد؟♪

2071
02:38:47,958 --> 02:38:52,958
♪چطور، غنچه گلی شکوفا می‌شود♪ – پدر، لطفا ترکم نکن!

2072
02:38:53,333 --> 02:38:55,458
♪امید تازه‌ای برای زندگی می‌بخشم♪ – در راه خانه با مغول‌ها خواهم جنگید پدر!

2073
02:38:55,541 --> 02:38:58,166
♪امید تازه‌ای برای زندگی بخشیدن♪ – شامبو فرزندم، به من بگو،

2074
02:38:58,166 --> 02:39:01,375
♪دادن امید تازه برای زندگی♪ – آیا «سواراجیا» بزرگتر است یا عشق و محبت مادرانه؟

2075
02:39:01,541 --> 02:39:03,125
♪چون لحظاتی که در آنها زندگی می‌کنیم شکننده‌اند…♪ – پدر «سواراجیا»

2076
02:39:03,125 --> 02:39:05,208
♪چون لحظاتی که در آنها زندگی می‌کنیم شکننده‌اند…♪

2077
02:39:05,208 --> 02:39:07,458
♪چون لحظاتی که در آنها زندگی می‌کنیم شکننده هستند…♪ – من الان برای «سواراجیا» دارم پیش می‌روم...

2078
02:39:07,583 --> 02:39:10,375
♪چون لحظاتی که در آنها زندگی می‌کنیم شکننده هستند… ♪ – به زودی با بهیرجی کاکا از راه می‌رسی، باشه؟

2079
02:39:10,375 --> 02:39:14,958
♪چون لحظاتی که در آنها زندگی می‌کنیم شکننده‌اند…♪

2080
02:39:14,958 --> 02:39:18,958
♪بهم بگو، این حقیقته، یا فقط یه توهمه؟♪

2081
02:39:18,958 --> 02:39:20,250
راگونات پنت!

2082
02:39:20,250 --> 02:39:23,291
وقتی چنین آزمایش‌هایی پیش روی من قرار می‌گیرد،

2083
02:39:23,291 --> 02:39:25,166
♪وقتی چنین آزمایش‌هایی پیش روی من باشد،♪ – من به قولم وفا کرده‌ام، ای پادشاه من!

2084
02:39:25,166 --> 02:39:26,000
♪چطور میتونم چیزی رو که واقعاً مال منه بگم؟♪

2085
02:39:26,000 --> 02:39:27,125
♪چطور می‌تونم چیزی رو که واقعاً مال منه بگم؟♪ – من برگشتم، صحیح و سالم!

2086
02:39:27,125 --> 02:39:28,041
♪چطور می‌تونم چیزی رو که واقعاً مال منه بگم؟ ♪ –هیروجی!

2087
02:39:28,041 --> 02:39:31,375
♪آیا زندگی همین الان هم از کف رفته است؟ ♪

2088
02:39:31,375 --> 02:39:35,291
♪یا هنوز چیزی برای زندگی کردن باقی مونده؟♪

2089
02:39:35,500 --> 02:39:38,416
♪خوشبختی با من است♪

2090
02:39:39,208 --> 02:39:39,666
♪چطور نگهش دارم،چطور ازش محافظت کنم؟♪

2091
02:39:39,666 --> 02:39:41,458
♪چطور نگهش دارم، چطور ازش محافظت کنم؟♪ –آوساهب

2092
02:39:41,458 --> 02:39:43,083
♪چطور بهش چنگ بزنم،چطور ازش محافظت کنم؟♪ –من به قولم عمل کردم، مادر...

2093
02:39:43,083 --> 02:39:49,500
♪آیا زندگی از بین رفته است، یا هنوز چیزی برای زندگی کردن باقی مانده است؟♪

2094
02:40:04,916 --> 02:40:07,916
چطور ممکنه کسی انقدر راحت گول بخوره؟

2095
02:40:08,333 --> 02:40:09,708
شیواجی قبلاً فرار کرده است!

2096
02:40:10,833 --> 02:40:12,666
و به نوعی، او همچنین موفق شد پسرش را نجات دهد!

2097
02:40:12,666 --> 02:40:14,208
فقط به من فرمان بده، امپراتور من!

2098
02:40:14,500 --> 02:40:16,541
من ارتشمون رو برمی‌دارم، شاه شیواجی رو شکست میدم و...

2099
02:40:16,750 --> 02:40:17,500
- او را پیش خودت حاضر کن!

2100
02:40:19,166 --> 02:40:21,500
همه اینها بی‌ارزش است، شاهزاده من...

2101
02:40:21,500 --> 02:40:25,000
او ارتش هزاران لکی ما را تار و مار کرده است.

2102
02:40:25,000 --> 02:40:26,291
و آن را مجبور به عقب نشینی کرد!

2103
02:40:26,916 --> 02:40:28,125
همه اینها–

2104
02:40:28,125 --> 02:40:30,541
راجپوت، بوندل، پاتان

2105
02:40:30,541 --> 02:40:32,875
مغول‌ها، ترک‌ها، ایرانی‌ها

2106
02:40:32,875 --> 02:40:35,375
بغدادی، حبشی، قزاقکی

2107
02:40:35,375 --> 02:40:37,166
ازبک‌ها و غربی‌ها!

2108
02:40:37,333 --> 02:40:38,875
– همه این فرماندهان قدرتمند و سربازانشان!

2109
02:40:39,000 --> 02:40:41,041
شاه شیواجی همه آنها را شکست داد!

2110
02:40:41,791 --> 02:40:47,041
او تمام آبروی مرا از بین برد و آن را در جهنم دفن کرد!

2111
02:40:47,458 --> 02:40:48,500
چرا؟

2112
02:40:49,000 --> 02:40:50,875
چرا شیواجی برنده می‌شود؟

2113
02:40:51,250 --> 02:40:52,541
شاهزاده من را می‌شناسی؟

2114
02:40:53,625 --> 02:40:59,833
شیواجی می‌تواند حیله‌گر، خائن، زیرک، مغرور و شرور باشد،

2115
02:41:00,375 --> 02:41:02,333
اما رفتار او-

2116
02:41:02,875 --> 02:41:07,375
با خلوص شیر و درخشندگی خورشید می‌درخشد!

2117
02:41:07,833 --> 02:41:09,125
بشنو، شاهزاده من!

2118
02:41:09,125 --> 02:41:15,666
شیواجی به دین دشمن، کتب مقدس آنها و زنانشان احترام می‌گذارد!

2119
02:41:16,291 --> 02:41:18,958
به همین دلیل است که اعتبار او بالا می‌رود–

2120
02:41:18,958 --> 02:41:22,083
همچون برجی بلند، که به سوی آسمان‌ها دراز شده است...

2121
02:41:22,375 --> 02:41:23,375
شکی نیست!

2122
02:41:23,833 --> 02:41:25,333
من واقعاً خوش شانس ترینم!

2123
02:41:27,625 --> 02:41:29,500
برای رویارویی با دشمن -

2124
02:41:29,791 --> 02:41:31,708
–مثل شاه شیواجی!

2125
02:41:46,083 --> 02:41:49,083
امپراتور محی الدین محمد

2126
02:41:49,583 --> 02:41:51,500
اورنگزیب گا–

2127
02:42:15,000 --> 02:42:16,583
با وجود اینکه از اتفاقات پیش آمده ناراحت بود،

2128
02:42:16,583 --> 02:42:18,000
اورنگ زیب همچنان بر طبیعت بی‌رحم خود پافشاری می‌کرد!

2129
02:42:18,625 --> 02:42:21,125
خشمگین از ورود شاه شیواجی به ایالت دکن،

2130
02:42:21,250 --> 02:42:22,416
او میرزا راجا را کشت...

2131
02:42:22,416 --> 02:42:25,416
– اینکه اودیاراج منشی او را مسموم کند،

2132
02:42:25,416 --> 02:42:29,291
او همچنین پسر میرزا راجا، رام سینگ، را برای دفاع از امپراتوری خود فرستاد!

2133
02:42:29,458 --> 02:42:34,000
مطمئناً، این باید عاقبت کسانی باشد که به میهن خود خیانت می‌کنند!

2134
02:42:36,500 --> 02:43:03,000
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">نیوفیلم</font>   <font color="Orange">NewFilm</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

2135
02:43:03,416 --> 02:43:06,875
♪صدات خود را بلند کنید و Jai Ekvira. Jai Shivray را بخوانید!♪

2136
02:43:07,708 --> 02:43:11,166
♪صدات خود را بلند کنید و Jai Ekvira. Jai Shivray را بخوانید!♪

2137
02:43:12,083 --> 02:43:15,916
♪قلعه‌ها بر فراز آب‌ها برپا هستند، پرچم زعفرانی در باد می‌رقصد ♪

2138
02:43:16,333 --> 02:43:20,166
♪ببینید، شیوری از راه رسیده است - تا بر امپراتوری دریاها حکومت کند!♪

2139
02:43:22,541 --> 02:43:29,916
♪صدات خود را بلند کنید و Jai Ekvira. Jai Shivray را بخوانید!♪

2140
02:43:46,958 --> 02:43:48,958
♪از ساهیادریس، ببری درنده برخاست، ♪

2141
02:43:48,958 --> 02:43:51,000
♪خاک در رگ‌هایش، و آتش در نگاهش، ♪

2142
02:43:51,000 --> 02:43:53,083
♪کوه‌ها، جنگل‌ها و هنر جنگ چریکی ♪

2143
02:43:53,083 --> 02:43:55,250
♪تنها نام او لرزه بر اندام دشمنان می‌انداخت!♪

2144
02:43:55,375 --> 02:43:57,000
♪پادشاه به دوردست‌ها خیره شده است ♪

2145
02:43:57,000 --> 02:43:59,291
♪نگاه نافذش که آبی دریا را می‌کاود،♪

2146
02:43:59,291 --> 02:44:02,083
♪ببین چطور فرنگی‌ها، سلطان‌ها و سیدی‌ها ♪

2147
02:44:02,083 --> 02:44:03,541
♪در آشفتگی بزرگی گرفتار شده‌اند ♪

2148
02:44:03,541 --> 02:44:11,166
♪صدات خود را بلند کنید و Jai Ekvira. Jai Shivray را بخوانید!♪

2149
02:44:28,750 --> 02:44:30,833
♪قلعه‌های سیندهودورگ و راتناگیری ♪

2150
02:44:30,833 --> 02:44:33,000
♪روی سینه دشمن سنگینی کن،♪

2151
02:44:33,000 --> 02:44:34,958
♪ کولی‌ها شیپورهای جنگی خود را به صدا در می‌آورند ♪

2152
02:44:34,958 --> 02:44:36,833
♪و با آن، شور و هیجان نبرد آغاز می‌شود ♪

2153
02:44:36,958 --> 02:44:39,208
♪او پادشاه رشته‌کوه‌های ساهیادری است ♪

2154
02:44:39,208 --> 02:44:40,875
♪حتی امواج نیز ستایشش را می‌خوانند، ♪

2155
02:44:41,291 --> 02:44:44,958
♪ ناوگان قدرتمند او بر دریاها ایستاده است - قدرت پادشاه شیواجی دشمنان را به لرزه در می‌آورد! ♪

2156
02:44:47,791 --> 02:45:04,000
♪صدات را بلند کن و درود بفرست اکویرا، سلام شیورای!♪