﻿
1
00:00:0.000 --> 00:00:23,000
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">نیوفیلم</font>   <font color="Orange">NewFilm</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

2
00:00:25,000 --> 00:00:47,000
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">نیوفیلم</font>   <font color="Orange">NewFilm</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

3
00:00:48,000 --> 00:01:05,000
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">نیوفیلم</font>   <font color="Orange">NewFilm</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

4
00:01:09,284 --> 00:01:13,451
هی تو، بس کن!

5
00:01:13,534 --> 00:01:15,076
ایست، ایست، ایست!

6
00:01:27,951 --> 00:01:29,701
هی مرد، بس کن،

7
00:01:29,784 --> 00:01:30,867
ایست،

8
00:01:30,951 --> 00:01:34,076
هی بگیرش رفیق! لعنت بهش!

9
00:01:54,326 --> 00:01:56,701
فکر کنم رفت اون طرف، -بریم، بریم!

10
00:03:37,534 --> 00:03:43,659
مراقب باش، مراقب باش،،،

11
00:03:43,992 --> 00:03:49,076
مراقب باش، مراقب باش،،،

12
00:03:50,034 --> 00:03:56,284
شب آرام و خلوت است، قاتل نقشه‌های خود را در آن می‌کشد،

13
00:03:56,409 --> 00:03:59,367
نفرین‌ها به نام‌ها گره خورده‌اند،

14
00:03:59,534 --> 00:04:03,326
کی برای مرگ یادداشت فرستاده...؟

15
00:04:03,617 --> 00:04:09,159
بهم بگو، بهم بگو، بهم بگو، مواظب باش، مواظب باش...

16
00:04:09,242 --> 00:04:15,201
مراقب باش، مراقب باش،،،

17
00:04:23,951 --> 00:04:29,576
هر روز با مشکلات جدیدی که در حال افزایش هستند شروع می‌شود...

18
00:04:30,492 --> 00:04:35,951
چاقو به دست، تشنه‌ی درگیری و خون است...

19
00:04:37,034 --> 00:04:43,034
ترس به عنوان یک متحد جای خود را می‌گیرد،

20
00:04:43,326 --> 00:04:48,201
با پیچیده‌تر شدن پرونده، افکار به سمت سرلکخو معطوف می‌شود...

21
00:04:51,784 --> 00:04:56,367
مواظب باش،،، سرلکخو،،،

22
00:05:01,451 --> 00:05:06,409
مراقب باش،،، مراقب باش،،،

23
00:05:06,492 --> 00:05:13,201
مراقب باش،،، مراقب باش،،،

24
00:05:47,117 --> 00:05:50,242
در سکوت شب،

25
00:05:50,326 --> 00:05:54,034
در جستجوی جنایتکاران صحنه‌سازی‌شده،

26
00:05:54,117 --> 00:06:00,242
او تمام اسرار را کشف می‌کند، او سرلاکخو است...

27
00:06:01,201 --> 00:06:03,784
در سکوت شب،

28
00:06:03,992 --> 00:06:05,284
حالت خوبه رفیق؟

29
00:06:06,409 --> 00:06:07,701
می‌خوای یه کم خوش بگذرونی؟

30
00:06:07,909 --> 00:06:13,201
او تمام اسرار را کشف می‌کند، او سرلاکخو است...

31
00:06:14,576 --> 00:06:18,034
شب در شهر جوان است،

32
00:06:18,117 --> 00:06:21,326
جنایت همه جا را فرا گرفته است،

33
00:06:21,409 --> 00:06:27,576
کل نقشه برایش معلوم است، این سارالاکخو است...

34
00:06:27,992 --> 00:06:34,201
او تمام اسرار را کشف می‌کند، او سرلاکخو است...

35
00:07:23,201 --> 00:07:25,409
سارالاکخو هولمز، - آریا سن،

36
00:07:25,576 --> 00:07:26,701
عالیه، -چای؟

37
00:07:27,326 --> 00:07:29,451
قهوه... هی، پشت سرت!!

38
00:07:39,409 --> 00:07:42,117
هی، بگیرش، بگیرش! - حالا همه‌ش مال توئه رفیق!

39
00:07:42,367 --> 00:07:45,576
سرلکخو، این کیه؟ چرا به من حمله کرد؟

40
00:07:45,701 --> 00:07:48,326
حرکت کن، حرکت کن، بیا، بریم،

41
00:07:48,701 --> 00:07:50,992
وازلین، هرگز از آن روی ریش خود استفاده نکنید،

42
00:07:55,867 --> 00:08:02,326
در ردپای او، فراتر از تاریکی، ایده‌هایی وجود دارد...

43
00:08:02,576 --> 00:08:08,409
او نهایت آرامش است، او سرلکخو است...

44
00:08:09,659 --> 00:08:14,617
سارالخو، سرالکخو، سارالخو،،،

45
00:08:14,826 --> 00:08:16,951
اممم... قربان، قربان... ببخشید...

46
00:08:17,159 --> 00:08:19,451
قربان، قربان... از این طرف قربان، قربان... ببخشید

47
00:08:20,201 --> 00:08:23,242
و اینجا کارآگاه معروف ما، آقای شرلوک هولمز، را داریم،

48
00:08:23,492 --> 00:08:27,409
میشه لطفا آقا، در مورد قاتل زنجیره‌ای شمالی به ما توضیح بدید؟

49
00:08:27,701 --> 00:08:30,909
خب، الگوی سه قتل آخر یکسان بود،

50
00:08:31,201 --> 00:08:33,866
امروز میتونست نوبت دکتر سن باشه، وگرنه خودت که میدونی...

51
00:08:34,284 --> 00:08:35,701
قاتل از بیماری رنج می‌برد

52
00:08:35,784 --> 00:08:38,326
روان‌پریشی رنگی، و رنگ آبی در شب

53
00:08:38,701 --> 00:08:40,076
آیا چیزی که او را تحریک می‌کرد،

54
00:08:40,076 --> 00:08:42,866
قربان، قربان، به نظر شما انگیزه قتل‌ها چه بوده است؟

55
00:08:43,701 --> 00:08:45,201
انگیزه قتل، رنگ پوست بود

56
00:08:45,826 --> 00:08:49,784
هر وقت کت و شلوار آبی یا لباس شب آبی می‌دید، آشفته می‌شد،

57
00:08:49,992 --> 00:08:51,659
بنابراین، رنگ آبی منبع همه مشکلات است،

58
00:08:57,909 --> 00:08:59,576
قربان، چطور نقشه شکار رو کشیدید؟

59
00:09:00,284 --> 00:09:05,909
هوم، از دوستم دکتر سن خواستم با لباس آبی منتظرم بماند،

60
00:09:06,206 --> 00:09:08,414
من از او به عنوان طعمه استفاده کردم، واقعاً طعمه بود،

61
00:09:08,831 --> 00:09:10,623
و ماهی به قلاب افتاد،

62
00:09:11,039 --> 00:09:12,206
متشکرم،

63
00:09:12,623 --> 00:09:13,914
قربان، قربان، قربان،،،،

64
00:09:16,873 --> 00:09:18,373
دیوونه شدی یا چی؟

65
00:09:19,039 --> 00:09:22,664
خب، چه کسی در آسمان و زمین می‌تواند بگوید چه کسی دیوانه است و چه کسی نیست؟

66
00:09:23,039 --> 00:09:24,373
دکتر آریا سن،

67
00:09:25,123 --> 00:09:26,123
منظورت چیه؟

68
00:09:26,373 --> 00:09:28,373
ها؟ مگه این ممکنه؟ هوم؟

69
00:09:28,623 --> 00:09:32,914
قرار بود هم‌خانه‌ام همان روز اول از من به عنوان طعمه استفاده کند؟

70
00:09:33,331 --> 00:09:34,539
ریسک محاسبه شده

71
00:09:39,539 --> 00:09:40,914
آقای هولمز،

72
00:09:41,081 --> 00:09:44,456
لطفا از چنین ریسک‌های حساب‌شده‌ای خودداری کنید،

73
00:09:45,123 --> 00:09:48,623
این خانه‌ی من است، و من اجازه نمی‌دهم آن را بسوزانید،

74
00:09:48,998 --> 00:09:51,081
دکتر، سن، چای شما،

75
00:09:51,498 --> 00:09:52,039
هوم، ممنونم،

76
00:09:52,123 --> 00:09:53,998
خدای من، خانم هادسون! شما او را می‌شناسید،

77
00:09:54,081 --> 00:09:55,664
بهتر است او را بشناسید،

78
00:09:56,206 --> 00:09:58,331
منظورت از ریسک حساب‌شده چیه، ها؟

79
00:11:13,914 --> 00:11:14,998
ضمناً،

80
00:11:16,331 --> 00:11:17,331
کارآگاه،،،

81
00:11:17,498 --> 00:11:19,873
جامی که در دست راستت داری متعلق به برادرم مایکرافت است،

82
00:11:19,914 --> 00:11:22,414
و پیپی که تو دست چپته مال منه، من تو دانشگاه میکشیدم،

83
00:11:23,039 --> 00:11:25,331
پشت سرت چشم داری؟ - نه...

84
00:11:26,248 --> 00:11:27,456
داره تو عکس منعکس میشه،

85
00:11:32,248 --> 00:11:34,748
میشه لطفا بیشتر توضیح بدید؟

86
00:11:35,498 --> 00:11:36,831
در مورد یه چیز؟

87
00:11:36,998 --> 00:11:39,039
پس چرا همه به من میگن شرلوک؟ - دقیقاً،

88
00:11:39,539 --> 00:11:42,248
خب، انگلیسی‌ها نمی‌توانند نام سارالاکخو را تلفظ کنند،

89
00:11:42,914 --> 00:11:46,123
اون عکس اونجا، اونا پدر و مادر و برادرم هستن

90
00:11:46,498 --> 00:11:48,748
کلیسای جامع سنت پاول، کلکته، ۱۹۹۰

91
00:11:50,623 --> 00:11:51,623
باشه،

92
00:11:52,248 --> 00:11:53,456
پس چطور به لندن رسیدی؟

93
00:11:59,414 --> 00:12:00,914
پدرم یک مسیحی بنگالی بود،

94
00:12:01,373 --> 00:12:04,914
راجشخار هولمز و مادرش، فرانچسکا هولمز، که یک بریتانیایی است،

95
00:12:05,456 --> 00:12:07,706
مایکرافت هولمز، برادر ناتنی من، از ازدواج اول مادرم،

96
00:12:07,831 --> 00:12:09,748
او کسی است که درباره من به تو گفته است،

97
00:12:10,623 --> 00:12:12,664
در آن زمان، والدین ما از هم جدا شدند

98
00:12:13,248 --> 00:12:15,831
من ۹ ساله بودم و برادرم ۱۵ ساله،

99
00:12:34,664 --> 00:12:38,331
پدرم رئیس پلیس کلانتری لال‌بازار بود، او افسر خوبی بود،

100
00:12:38,664 --> 00:12:41,456
قربان، یه خودکشی تو نارکلدانگا اتفاق افتاده، باید عجله کنیم قربان

101
00:12:41,664 --> 00:12:44,164
بیا بریم، -او ضریب هوشی زیادی نداشت،

102
00:12:44,581 --> 00:12:46,414
او با تلاش و کوشش به این مقام رسید،

103
00:12:46,789 --> 00:12:48,498
اما او تجربه کافی داشت،

104
00:12:50,164 --> 00:12:53,248
یک پیرزن در حوزه قضایی موچیپارا خودکشی کرده بود،

105
00:12:53,748 --> 00:12:56,331
من تازه برای تحصیل در کالج علوم رجببازار پذیرفته شده بودم،

106
00:12:57,289 --> 00:12:58,289
از آنجایی که مادرم در کنارم نبود،

107
00:12:58,539 --> 00:13:00,539
کلیدهای خانه پیش پدرم بود،

108
00:13:01,706 --> 00:13:03,581
اعتمادش به من کمی متزلزل شد،

109
00:13:11,248 --> 00:13:13,039
سلام، آقای هولمز، - قربان،

110
00:13:13,664 --> 00:13:16,748
من نماینده مجلس قانونگذاری منطقه و رئیس کل زندان‌ها هستم، جناب،

111
00:13:17,248 --> 00:13:18,581
همه اینها اینجا تحمل نخواهد شد،

112
00:13:18,748 --> 00:13:23,664
این خانم از نظر روحی شکنجه شده بود، به همین دلیل خودکشی کرد،

113
00:13:24,164 --> 00:13:25,081
شاید آقا،

114
00:13:25,164 --> 00:13:27,039
شاید نه، این اتفاقی است که افتاده،

115
00:13:27,456 --> 00:13:28,456
همه چیز برای ملک است،

116
00:13:28,664 --> 00:13:32,498
برادرزاده‌اش او را برای مال و اموال شکنجه داد،

117
00:13:33,081 --> 00:13:34,956
و به همین دلیل بود که خودکشی کرد، هوم؟ - آقا،

118
00:13:36,248 --> 00:13:37,831
به هر چیزی که در اطراف است توجه کنید،

119
00:13:37,956 --> 00:13:38,956
بابا؟ -ها؟

120
00:13:39,539 --> 00:13:41,331
کلیدها؟ -بله، بفرمایید، بردارید،

121
00:13:45,123 --> 00:13:49,164
من به تمام جزئیات نیاز دارم، همه چیز را اینجا با دقت بررسی کنم، - باشه،

122
00:13:53,123 --> 00:13:55,998
مطمئن شو کسی نتونه وارد محوطه بشه، - باشه، آقا،

123
00:13:56,456 --> 00:14:00,248
هی، هی، هی! برو کنار، هی سرلکخو، دست نزن، دست نزن،

124
00:14:01,289 --> 00:14:04,706
یادداشت‌ها رو برمی‌داری، این یه مورد خودکشیه، -باشه،

125
00:14:04,789 --> 00:14:06,289
قتل، ها؟

126
00:14:08,331 --> 00:14:09,373
این یک قتل است،

127
00:14:10,664 --> 00:14:12,748
قاتل قدش ۱.۷۵ متر است،

128
00:14:13,414 --> 00:14:16,581
زیر پای راستش یه قسمت ناهموار داره برای همین یه کم تلو تلو میخوره،

129
00:14:16,956 --> 00:14:21,456
او یک ماشین آبی رنگ دارد، نه آبی آسمانیِ غمگین،

130
00:14:22,664 --> 00:14:26,414
هوم، قاتل چپ دست است و تنباکو مصرف می‌کند،

131
00:14:48,748 --> 00:14:50,248
چه نیازی به این همه بود؟

132
00:14:50,706 --> 00:14:52,206
تو یه ناظر فوق‌العاده‌ای،

133
00:14:53,289 --> 00:14:56,623
شما می‌توانید یک پرنده‌شناس باشید،

134
00:14:57,498 --> 00:15:00,081
یه پرنده نگر! -خسته کننده! -عالی!

135
00:15:01,206 --> 00:15:02,456
حالا با واقعیت روبرو شو،

136
00:15:03,164 --> 00:15:06,331
او به هیچ وجه از تو نخواهد گذشت، خدای من!

137
00:15:09,456 --> 00:15:11,831
هی، ماشین رو تکون بده، باید بگیریمش،

138
00:15:13,081 --> 00:15:14,331
عجله کن!

139
00:15:14,414 --> 00:15:16,373
باشه، بگو چطور فهمیدی؟

140
00:15:19,664 --> 00:15:23,998
این یه قتله، قاتل یه ماشین آبی رنگ داره، نه آبی آسمانی،

141
00:15:24,039 --> 00:15:26,373
او چپ دست است و تنباکو مصرف می‌کند،

142
00:15:26,664 --> 00:15:29,831
پای راستش از ناحیه‌ای ناهموار آسیب دیده، برای همین کمی تلوتلو می‌خورد،

143
00:15:30,039 --> 00:15:32,164
قاتل قدش ۱.۷۵ متر است،

144
00:15:36,664 --> 00:15:39,164
وزیر اموال پیرزن را می‌خواست،

145
00:15:39,498 --> 00:15:42,539
بنابراین داستان پسر جدید کاملاً ساختگی است،

146
00:15:58,331 --> 00:15:59,456
سلام!

147
00:16:04,164 --> 00:16:05,456
از آن طرف، از آن طرف،

148
00:16:27,831 --> 00:16:29,248
باید بری پیش برادرت،

149
00:16:30,831 --> 00:16:33,331
دیگه اینجا زندگی کردن برات امن نیست،

150
00:16:36,456 --> 00:16:37,456
سلام،

151
00:16:39,039 --> 00:16:40,664
نکنه از دستم ناراحت شدی؟

152
00:16:42,456 --> 00:16:43,456
نه،

153
00:16:45,039 --> 00:16:46,956
داری میری یه جای دور،

154
00:16:49,956 --> 00:16:51,539
دارم از فکرش دیوونه میشم،

155
00:16:54,664 --> 00:16:57,373
اون آب نیست، محلولی هست که از غدد اشکی ترشح میشه،

156
00:16:58,456 --> 00:17:02,206
موسین، لیپید، لیزوزیم، ایمونوگلوبولین، پتاسیم، گلوکز، اوره،

157
00:17:28,080 --> 00:17:29,081
درخشان!

158
00:17:31,039 --> 00:17:32,664
منحصر به فرد و استثنایی،

159
00:17:34,081 --> 00:17:38,039
من کسی را با این نوع مشاهده ندیده‌ام،

160
00:17:39,831 --> 00:17:41,039
اما اگر دچار آب مروارید شوید چه؟

161
00:17:41,748 --> 00:17:44,664
دکتر سن، چشمان ما فقط برای دیدن تکامل نیافته‌اند،

162
00:17:46,164 --> 00:17:48,039
اوه، این برای مشاهده است،

163
00:17:48,748 --> 00:17:50,456
به هر حال، من می‌توانم خلاف این را هم مشاهده کنم،

164
00:17:50,539 --> 00:17:52,956
من می‌توانم بو بکشم و تشخیص بدهم که چی به چیه،

165
00:17:53,164 --> 00:17:54,831
وای، دوست داشتنی،

166
00:17:55,456 --> 00:17:59,498
اوه، و من دارم FRCS رو از کالج کمپبل دنبال می‌کنم،

167
00:17:59,664 --> 00:18:01,039
اممم، توی تماس بهت گفتم،

168
00:18:01,164 --> 00:18:03,706
بله، می‌دانم، شما دانشجوی خوبی هستید، اما خوابگاه نگرفتید،

169
00:18:03,748 --> 00:18:05,748
برادرم گفت، پس دنبال آپارتمان می‌گردی،

170
00:18:06,664 --> 00:18:07,664
خانه؟

171
00:18:07,956 --> 00:18:08,664
در کلکته،

172
00:18:08,748 --> 00:18:12,373
هند، بنگال غربی، کلکته -25، بهاوانیپور، جاده تاونسند، پلاک 36 A

173
00:18:15,081 --> 00:18:16,498
از کجا اینو فهمیدی؟

174
00:18:21,498 --> 00:18:22,498
ههههه!

175
00:18:22,956 --> 00:18:23,998
درخشان،

176
00:18:24,331 --> 00:18:26,123
درخشان، یک بار دیگر،

177
00:18:28,039 --> 00:18:29,039
ام،

178
00:18:30,039 --> 00:18:31,956
شما... -تقویت‌کننده‌های انرژی

179
00:18:33,706 --> 00:18:34,498
چرا؟

180
00:18:35,664 --> 00:18:37,706
چون من نمی‌تونم مدت زیادی بیکار بشینم، دکتر، سن،

181
00:18:37,748 --> 00:18:40,248
من به یه پرونده برای حل کردن نیاز دارم، وقتی بیکارم تشنج می‌کنم،

182
00:18:40,331 --> 00:18:43,664
دارم عقلمو از دست میدم، خدایا! خیلی سخته میدونی؟

183
00:18:44,331 --> 00:18:46,748
پس برای اعصاب منه،

184
00:18:58,331 --> 00:18:59,539
بله، شِخار اینجاست،

185
00:18:59,831 --> 00:19:01,331
به لندن خوش آمدی، شخار،

186
00:19:02,164 --> 00:19:03,039
کی فرود اومدی؟

187
00:19:03,706 --> 00:19:04,956
دیروز، حدود ساعت ۸...

188
00:19:05,831 --> 00:19:07,206
حالت چطوره؟ - من خوبم،

189
00:19:07,748 --> 00:19:09,081
امروز میای دیگه درسته؟

190
00:19:09,414 --> 00:19:12,248
من چند تا موضوع جدی دارم که باید باهات در میون بذارم، -بله،

191
00:19:12,831 --> 00:19:13,914
من در راهم،

192
00:19:14,706 --> 00:19:18,539
آقای کویوم، آیا شما به وجود یک سگ شکاری شبح مانند اعتقاد دارید؟

193
00:19:20,164 --> 00:19:22,164
شِخار، به ندرت برای همه چیز توضیحی وجود دارد،

194
00:19:23,164 --> 00:19:24,956
وقتی اومدی اینجا حرف می‌زنیم، هوم؟

195
00:19:25,664 --> 00:19:26,664
می‌بینمت، خداحافظ،

196
00:19:34,331 --> 00:19:35,456
او کجاست؟

197
00:19:40,331 --> 00:19:43,748
آقای شِخار چوداری می‌خواهد شما را ملاقات کند، آقای هولمز،

198
00:19:50,664 --> 00:19:51,456
هوم،

199
00:19:51,539 --> 00:19:53,456
خانم هادسون، من چقدر خوابیدم؟

200
00:19:53,789 --> 00:19:55,123
بیخیال، بفرستش بالا،

201
00:19:58,706 --> 00:20:00,456
شکر چودری سرالخو کیست؟

202
00:20:00,831 --> 00:20:01,914
خواهی دید، چون

203
00:20:03,581 --> 00:20:04,789
داره از پله ها بالا میره، ها؟

204
00:20:06,414 --> 00:20:07,414
مکثی کرد،

205
00:20:08,289 --> 00:20:09,289
دوباره داره بالا میره،

206
00:20:10,956 --> 00:20:12,748
کوهنوردی، کوهنوردی،،، عالی،

207
00:20:12,831 --> 00:20:14,206
داره بالا میره،

208
00:20:16,081 --> 00:20:17,081
مکثی کرد،

209
00:20:19,831 --> 00:20:21,164
او دارد می‌آید،

210
00:20:22,039 --> 00:20:23,039
۳ ،،،

211
00:20:23,248 --> 00:20:24,248
۲ ،،،

212
00:20:24,331 --> 00:20:25,331
۱ ،،،

213
00:20:29,498 --> 00:20:30,581
صبح بخیر،

214
00:20:31,164 --> 00:20:32,248
من شِخار چودهاری هستم،

215
00:20:32,539 --> 00:20:33,748
من سارالاکخو هولمز هستم،

216
00:20:34,539 --> 00:20:35,956
دوست من، دکتر آریا سن،

217
00:20:36,331 --> 00:20:37,331
سلام،

218
00:20:41,164 --> 00:20:42,873
نمی‌دانم از آن مکان خبر دارید یا نه،

219
00:20:43,748 --> 00:20:47,164
من وارث تالار باسکرویل، واقع در دارتمور، دوونشایر هستم،

220
00:20:48,873 --> 00:20:50,539
عمویم آمارندرا چوداری،

221
00:20:50,623 --> 00:20:53,164
یک هفته پیش در شرایط مرموزی درگذشت،

222
00:20:53,956 --> 00:20:57,581
پلیس گمان می‌کند که او توسط یک حیوان در جنگل مورد حمله قرار گرفته است،

223
00:20:58,039 --> 00:21:00,748
جسدش دور از ماشینش پیدا شد، درسته؟

224
00:21:02,164 --> 00:21:03,164
درست است!

225
00:21:03,748 --> 00:21:05,706
همه جا خبرهاست، من آن را دیده‌ام،

226
00:21:06,539 --> 00:21:10,164
شماره تأمین اجتماعی عموی شما NIN478932 است،

227
00:21:10,956 --> 00:21:12,248
میدونی چی بهش حمله کرده؟

228
00:21:13,289 --> 00:21:15,706
بله، یک سگ شکاری،

229
00:21:16,831 --> 00:21:18,914
ظاهراً صد ساله، به معنی یک سگ شکاریِ تسخیرکننده است،

230
00:21:19,331 --> 00:21:20,456
سگ شکاری بدون بدن،

231
00:21:21,414 --> 00:21:22,414
یک شبح،

232
00:21:23,331 --> 00:21:24,623
آیا به ارواح اعتقاد دارید؟

233
00:21:27,331 --> 00:21:28,956
من استاد اسطوره شناسی هستم، آقای هولمز،

234
00:21:29,039 --> 00:21:30,331
من به خرافات اعتقاد ندارم،

235
00:21:30,831 --> 00:21:33,456
به این معنی نیست که هیچ افسانه‌ای وجود نخواهد داشت،

236
00:21:34,164 --> 00:21:36,456
اینکه مردم به ارواح اعتقاد نداشته باشند، این غیرممکن است،

237
00:21:38,248 --> 00:21:40,081
سگ شکاری چطور توی عکس اومده؟

238
00:21:41,789 --> 00:21:44,373
چطور شروع شد؟ -آریا؟

239
00:21:47,331 --> 00:21:48,956
آریا...؟ - ها؟

240
00:21:49,373 --> 00:21:50,581
لطفا اعلان‌ها را غیرفعال کنید،

241
00:21:51,498 --> 00:21:52,456
اممم، ببخشید!

242
00:21:52,539 --> 00:21:56,248
در کلیسای سنت فورد در دارتمور، یک مجسمه از عیسی مسیح وجود دارد،

243
00:21:56,956 --> 00:21:58,664
از سنگ سیاه مصری ساخته شده،

244
00:21:59,664 --> 00:22:03,039
اعتقاد بر این است که یک سگ شکاری افسانه‌ای از آن بت محافظت می‌کند،

245
00:22:06,789 --> 00:22:07,789
افسانه است، اما

246
00:22:08,831 --> 00:22:11,248
اما رگ و ریشه خانواده من با آن گره خورده است،

247
00:22:13,164 --> 00:22:14,164
جالبه،

248
00:22:15,164 --> 00:22:16,164
لطفا بیشتر به من بگو،

249
00:22:18,456 --> 00:22:21,498
وکیل کیوم بهترین اطلاعات را در مورد تاریخ باسکرویل دارد،

250
00:22:22,081 --> 00:22:25,206
اما من به یقین می‌دانم که جد بزرگ، بزرگم،

251
00:22:25,414 --> 00:22:28,998
راجندرا چوداری رفت تا آن بت را بدزدد،

252
00:22:29,914 --> 00:22:32,373
و او اولین نفر در صف بود که مورد حمله سگ شکاری قرار گرفت،

253
00:22:33,206 --> 00:22:33,956
و او گذشت،

254
00:22:34,706 --> 00:22:38,914
و می‌توان گفت که از آن زمان، دودمان ما نفرین شده است،

255
00:22:39,456 --> 00:22:40,831
عموت...؟

256
00:22:40,956 --> 00:22:42,248
سعی کنی بت رو بدزدی؟

257
00:22:43,248 --> 00:22:44,331
که من نمی‌دانم،

258
00:22:45,039 --> 00:22:47,164
پس، بعد از فوت عموت، تو...

259
00:22:47,831 --> 00:22:49,039
تنها وارث،

260
00:22:49,914 --> 00:22:52,248
من در آمریکا زندگی می‌کنم و در استنفورد تدریس می‌کنم،

261
00:22:52,789 --> 00:22:54,039
من دیشب به لندن رسیدم،

262
00:22:54,706 --> 00:22:56,998
قرار است امروز وکیل عمویم، آقای پالاش قایوم، را ملاقات کنم.

263
00:22:57,039 --> 00:22:58,956
جزئیات را از او می‌گیرم،

264
00:23:00,873 --> 00:23:02,789
من چیزهای زیادی در مورد شما شنیده‌ام، آقای هولمز،

265
00:23:03,748 --> 00:23:06,664
اگر بتوانید این را برای من حل کنید، منظورم این است که اگر به دارتمور بیایید،

266
00:23:07,664 --> 00:23:08,748
بسیار سپاسگزار خواهم بود،

267
00:23:10,831 --> 00:23:11,831
هوم،

268
00:23:13,123 --> 00:23:16,414
آقای چودری، آیا عموی شما تنها دلیل تماس با من است؟

269
00:23:16,914 --> 00:23:18,123
یا چیز دیگری هم هست؟

270
00:23:19,831 --> 00:23:20,914
البته که نه،

271
00:23:22,875 --> 00:23:23,875
یه چیز دیگه هم هست،

272
00:23:25,291 --> 00:23:27,041
من در هتل ساترلند اقامت دارم،

273
00:23:27,541 --> 00:23:29,958
دیشب به همراه شام،

274
00:23:30,750 --> 00:23:32,166
این در اتاق من تحویل داده شد،

275
00:23:39,250 --> 00:23:42,666
تو گمان می‌کنی که کسی نمی‌خواهد تو به تالار باسکرویل برسی،

276
00:23:42,750 --> 00:23:44,083
اگر این کار را بکنی، ممکن است کشته شوی؟

277
00:23:45,541 --> 00:23:46,541
یه همچین چیزی،

278
00:23:47,291 --> 00:23:48,666
اجازه دهید خودم را معرفی کنم،

279
00:23:48,750 --> 00:23:51,250
دونالد جی مک‌آلن، استاد تاریخ، استنفورد،

280
00:23:51,416 --> 00:23:53,916
شما در اسطوره‌های دوره خاورمیانه تخصص داشتید،

281
00:23:54,291 --> 00:23:56,666
شما کارشناسی ارشد خود را در هاروارد گذراندید و آخرین مقاله شما ...

282
00:23:56,750 --> 00:24:00,083
قیام‌های مردمی کلمبیا،

283
00:24:01,958 --> 00:24:04,291
لطفا آدرس وکیل خود را برای ما بگذارید،

284
00:24:04,875 --> 00:24:07,416
البته، اگر دوست داشته باشید، می‌توانیم همراهی‌تان کنیم.

285
00:24:11,750 --> 00:24:13,041
من متحیر هستم، آقای هولمز،

286
00:24:14,208 --> 00:24:15,791
تو به همون اندازه که میگن با استعدادی،

287
00:24:16,250 --> 00:24:17,500
متشکرم، خداحافظ،

288
00:24:22,541 --> 00:24:23,833
چطور همه اینها را می‌دانستی؟

289
00:24:26,958 --> 00:24:28,958
گوشی، فقط برای واتس‌اپ نیست!

290
00:24:36,500 --> 00:24:38,250
آریا، یه مرد جلوی خونه‌ست،

291
00:24:38,333 --> 00:24:40,958
او دارد دیلی میل می‌خواند، فونت با حروف هماهنگ است،

292
00:24:44,416 --> 00:24:45,875
زود باش... ها؟

293
00:24:46,916 --> 00:24:49,875
آن مرد خیلی بزرگ است، او دارد روزنامه‌ای را می‌خواند که یک ماه از عمرش گذشته!

294
00:24:51,625 --> 00:24:58,416
او مرد زمان و ساعت است، او سرلکخو است...

295
00:24:59,666 --> 00:25:01,666
چی شده؟ -جیمی...

296
00:25:03,916 --> 00:25:05,833
شماره ۹۸۷۶۶۳، چاپ چاپ رفیق،

297
00:25:08,208 --> 00:25:12,000
چی شده؟ نمی‌فهمم! یه چیزی بگو،

298
00:25:14,666 --> 00:25:16,333
تو کارآگاهی؟

299
00:25:18,541 --> 00:25:19,833
سارالاکخو هولمز

300
00:25:22,041 --> 00:25:23,750
شِخار، چرا به کارآگاه نیاز داری؟

301
00:25:24,791 --> 00:25:26,958
یه نامه تهدیدآمیز گرفتم، تو هتل،

302
00:25:28,000 --> 00:25:30,833
و لازم است که در مورد سگ شکاری و وجود آن اطلاعات کسب کنیم،

303
00:25:32,166 --> 00:25:34,416
سگ شکاری وجود دارد، شخار،

304
00:25:35,958 --> 00:25:39,583
شبح یک سگ شکاری،

305
00:25:51,000 --> 00:25:52,000
هوم،

306
00:25:53,750 --> 00:25:54,750
به این نگاه کن،

307
00:26:01,875 --> 00:26:04,750
اجداد چوداری‌ها، رامندرا چوداری،

308
00:26:05,708 --> 00:26:07,458
او در سال ۱۹۱۹ به انگلستان آمد،

309
00:26:08,000 --> 00:26:09,625
او با دایانا باسکرویل ازدواج کرد،

310
00:26:10,250 --> 00:26:12,125
و پدر دایانا، چارلز

311
00:26:12,208 --> 00:26:14,916
باسکرویل، مالک املاک بود،

312
00:26:15,291 --> 00:26:17,666
ملک به او واگذار شد

313
00:26:17,750 --> 00:26:20,375
دایانا و رامندرا پس از مرگ او،

314
00:26:20,583 --> 00:26:22,625
و بعد از آنها، راجندرا چوداری،

315
00:26:23,500 --> 00:26:24,875
و اسطوره از زمان او آغاز می‌شود،

316
00:26:27,166 --> 00:26:28,250
اسطوره دقیقاً چیست؟

317
00:26:30,166 --> 00:26:32,708
یه کلیسا تو جنگل دارتمور هست،

318
00:26:33,541 --> 00:26:34,708
کلیسای سنت فورد،

319
00:26:37,041 --> 00:26:40,208
راجندرانات فردی بسیار جسور و شجاع بود،

320
00:26:41,958 --> 00:26:42,958
بیا،

321
00:26:43,541 --> 00:26:44,625
دنبالم بیا،،،

322
00:26:46,458 --> 00:26:49,666
یک مجسمه گران‌قیمت از عیسی مسیح در کلیسا وجود دارد،

323
00:26:50,083 --> 00:26:51,291
او از آن آگاه شد،

324
00:26:56,083 --> 00:26:58,500
اینجایی، هوممم...

325
00:26:59,625 --> 00:27:00,625
باشه،،،

326
00:27:08,416 --> 00:27:09,916
اممم... بیا، بیا،

327
00:27:15,083 --> 00:27:16,583
این یکی... اه...

328
00:27:17,125 --> 00:27:19,208
هی، اینو نگه دار...

329
00:27:33,333 --> 00:27:34,333
اون چیه؟

330
00:27:34,791 --> 00:27:36,625
اوه، خفه شو، برام مهم نیست،

331
00:27:37,666 --> 00:27:39,708
قربان، من واقعاً فکر می‌کنم باید بریم،

332
00:27:39,791 --> 00:27:41,166
اوه، ساکت میشی؟

333
00:27:41,583 --> 00:27:43,041
بذار کارمو بکنم، باشه؟

334
00:27:53,458 --> 00:27:54,833
ای پروردگار من،

335
00:27:55,541 --> 00:27:57,250
تو کی هستی؟

336
00:27:59,833 --> 00:28:02,000
و اینجا چه کار می‌کنی؟

337
00:28:03,125 --> 00:28:04,791
زیبا،،،

338
00:28:07,083 --> 00:28:08,666
عالی،،،

339
00:28:10,250 --> 00:28:13,125
چه چهره زیبایی عزیزم...

340
00:28:13,708 --> 00:28:15,458
بیا عشق بورزیم،

341
00:28:15,541 --> 00:28:17,375
نه... بس کن دیگه!

342
00:28:17,750 --> 00:28:19,833
بس کن!! ههههه!!

343
00:28:20,458 --> 00:28:23,583
من تو رو دارم، من تو رو دارم عشق من،

344
00:28:23,958 --> 00:28:25,208
بس کن، میگم!

345
00:28:27,041 --> 00:28:28,750
بس کن عزیزم،

346
00:28:29,041 --> 00:28:30,916
بیا دیگه...!!

347
00:28:32,458 --> 00:28:34,458
گرفتمت عشقم!

348
00:28:38,708 --> 00:28:40,208
ای عشق من،،،

349
00:28:40,916 --> 00:28:42,750
بیا، بیا!

350
00:28:51,208 --> 00:28:53,541
هی بس کن، میکشمت...

351
00:29:18,791 --> 00:29:20,541
این فقط یه داستان نیست، شِخار

352
00:29:20,958 --> 00:29:24,708
من خودم ردپای یک سگ شکاری را در محل مرگ آمارندرا دیدم،

353
00:29:25,875 --> 00:29:28,500
این نفرین در رگ و خون چوداری‌ها جریان دارد،

354
00:29:30,083 --> 00:29:31,875
هوم... جالبه،

355
00:29:32,625 --> 00:29:33,625
ردپای یک روح

356
00:29:34,958 --> 00:29:38,791
ما همیشه برای چیزها توضیحی نداریم، آقای هولمز،

357
00:29:40,750 --> 00:29:44,625
پس، به شِخار پیشنهاد می‌کنم که لازم نیست بری،

358
00:29:44,708 --> 00:29:47,583
من خودم همه چیز را اینجا برایت ترتیب می‌دهم،

359
00:29:47,708 --> 00:29:49,041
اون خونه‌ی منه، آقای قیوم،

360
00:29:49,666 --> 00:29:50,708
من باید بروم،

361
00:29:51,958 --> 00:29:56,375
و عمو بر اثر حمله سگ شکاری مرده، باید جزئیات را بفهمم،

362
00:31:04,416 --> 00:31:07,041
کسی به سن تو این کار را نمی‌کند مگر اینکه...

363
00:31:10,250 --> 00:31:11,250
عالی!

364
00:31:12,291 --> 00:31:14,625
بیا، بیا توی هتل با یه فنجون قهوه گپ بزنیم،

365
00:31:15,541 --> 00:31:17,833
پالاش قویوم ردپای سگ شکاری را ندید،

366
00:31:19,541 --> 00:31:20,625
چی؟ چی داری میگی؟

367
00:31:22,000 --> 00:31:24,125
عمویت دو روز قبل از دیروز فوت کرد،

368
00:31:24,500 --> 00:31:26,708
و آقای کویوم امروز عینکش را تحویل خواهد گرفت،

369
00:31:27,500 --> 00:31:28,500
او قدرت منفی دارد،

370
00:31:29,875 --> 00:31:32,625
از کجا فهمیدی عینکش رو گم کرده؟

371
00:31:43,041 --> 00:31:44,875
همانطور که می‌بینید، جسد اینجا افتاده است،

372
00:31:44,958 --> 00:31:47,166
انگار یه جور حمله حیوانی بوده،

373
00:31:54,791 --> 00:31:56,041
پس چرا اینطور گفت؟

374
00:31:57,208 --> 00:31:59,208
چون نمی‌خواد به باسکرویل برسی!

375
00:31:59,666 --> 00:32:01,666
بیماری قلبی در خانواده شما ارثی است،

376
00:32:02,541 --> 00:32:05,208
بعد از شنیدن خبر مرگ آقای آمارندرا، این حس رو دارم،

377
00:32:05,291 --> 00:32:08,208
و از جراحی قلب اخیرتان،

378
00:32:09,125 --> 00:32:10,833
این یه احتماله، شاید کسی از این موضوع خبر داشته باشه،

379
00:32:13,208 --> 00:32:14,583
یا خیلی‌ها ازش خبر دارن،

380
00:32:38,791 --> 00:32:40,041
تو مرا شگفت‌زده کردی!

381
00:32:43,000 --> 00:32:44,000
متشکرم،

382
00:32:44,208 --> 00:32:46,208
من تا حالا با این نوع نگاه مواجه نشده بودم،

383
00:32:47,083 --> 00:32:48,458
حرف دیگه ای در مورد من داری؟

384
00:32:48,875 --> 00:32:52,041
شما از ریزش مو رنج می‌برید، بنابراین از دارو استفاده می‌کنید،

385
00:32:53,208 --> 00:32:55,125
من آن را از شوره سر روی کت تو فهمیدم،

386
00:32:57,875 --> 00:32:59,375
ههههه!! وای!

387
00:33:00,166 --> 00:33:02,791
راستی، یه اتفاق دیگه هم افتاده،

388
00:33:04,708 --> 00:33:08,083
یه کفش گم شده، کاملاً نو هست، حتی یه بار هم نپوشیدمش!

389
00:33:08,833 --> 00:33:10,083
از اتاق دزدیده شد،

390
00:33:11,000 --> 00:33:12,458
از این اتاق؟ - بله،

391
00:33:13,291 --> 00:33:14,583
مگه تو هتل اطلاع ندادی؟

392
00:33:15,291 --> 00:33:16,666
نمی‌دانستم چه بگویم!

393
00:33:17,708 --> 00:33:20,083
خدا می‌داند دزد با یک لنگه کفش چه خواهد کرد!

394
00:33:20,583 --> 00:33:23,416
اوه، عکس‌ها رو بهت نشون میدم...

395
00:33:25,333 --> 00:33:27,416
ببین، اگر به هر دلیلی پیش بیاد،

396
00:33:37,166 --> 00:33:38,291
پالاش قایوم،

397
00:33:39,125 --> 00:33:40,166
بله، آقای کویوم

398
00:33:40,333 --> 00:33:42,250
گزارش پزشکی قانونی اینجاست،

399
00:33:42,333 --> 00:33:45,000
زخم‌ها ناشی از حمله حیوانات است،

400
00:33:45,291 --> 00:33:47,833
و این یه سگ شکاریه، -باشه، ممنون،

401
00:33:50,833 --> 00:33:54,250
آیا آمارندرا خویشاوند دیگری دارد که مسئول اموال باشد؟

402
00:33:55,208 --> 00:33:56,208
نه،

403
00:33:56,708 --> 00:33:59,000
پدرم، راجاتندرا و آمارندرا دو برادر هستند،

404
00:34:00,125 --> 00:34:03,833
سابیتندرا، پسر دیگر پدربزرگم ساربندرا، او را ترک کرد.

405
00:34:04,500 --> 00:34:06,000
کشور مدت‌ها پیش، او ظاهراً دیگر نیست،

406
00:34:07,083 --> 00:34:08,666
پس، من تنها وارث هستم،

407
00:34:21,416 --> 00:34:25,208
چه کس دیگری از بیماری قلبی ژنتیکی در دودمان چوداری خبر دارد؟

408
00:34:25,750 --> 00:34:27,250
اگر واقعاً حقیقت داشته باشد،

409
00:34:27,958 --> 00:34:29,666
فرض کنیم که هست، پس؟

410
00:34:30,125 --> 00:34:31,791
بعدش می‌تونیم ریسک کنیم و بررسی کنیم که کار می‌کنه یا نه...

411
00:34:31,875 --> 00:34:33,875
و اگر جواب بدهد، و او ترسیده باشد،

412
00:34:35,291 --> 00:34:36,291
اونوقت ما برنده میشدیم!

413
00:34:36,791 --> 00:34:40,583
دکتر سن، یادت باشد، افسانه بخشی از دروغ است،

414
00:34:40,916 --> 00:34:42,875
عالی! اما کفش چی؟

415
00:34:43,291 --> 00:34:45,708
چطور این دزدیده شده؟ -جالب است!

416
00:34:46,791 --> 00:34:50,166
آقای هولمز، - رابین داس، لطفا او را داخل بفرستید، خانم هادسون،

417
00:34:53,000 --> 00:34:55,416
آقا... آه، آقای داس! (Agha. Das. man ...

418
00:34:55,958 --> 00:34:57,916
کی امروز صبح سوار تاکسی شد؟

419
00:34:58,291 --> 00:35:00,541
یک آقای هندی، او انگلیسی صحبت می‌کرد،

420
00:35:00,791 --> 00:35:03,666
اما از لهجه‌اش فهمیدم، و آن یکی یک مرد بریتانیایی بود،

421
00:35:04,000 --> 00:35:05,750
مرد هندی چه قیافه ای دارد؟

422
00:35:05,833 --> 00:35:08,916
اممم، چیز زیادی نفهمیدم، ریش داشت و سایه زده بود،

423
00:35:09,333 --> 00:35:12,083
ریش، سایه... او همچنین می‌تواند بنگلادشی باشد،

424
00:35:13,291 --> 00:35:14,291
شاید، آقا،

425
00:35:30,708 --> 00:35:31,791
متشکرم، آقا،

426
00:35:34,000 --> 00:35:35,000
یعنی،

427
00:35:35,458 --> 00:35:37,958
کسی شخار را تا اتاقش دنبال کرد،

428
00:35:38,916 --> 00:35:40,375
و وارد اتاقش شد،

429
00:35:41,916 --> 00:35:43,250
دوباره؟ - اما چرا؟

430
00:35:43,958 --> 00:35:46,583
آنها قبلاً نامه فرستاده‌اند، بنابراین این باید دومین تلاش آنها باشد،

431
00:35:47,541 --> 00:35:48,750
آریا... میری؟

432
00:35:49,125 --> 00:35:50,500
باسکرویل...؟

433
00:35:51,583 --> 00:35:55,250
یه کاری بکن، به شِخار زنگ بزن و بهش بگو که باهاش ​​میری،

434
00:35:56,416 --> 00:35:58,500
زود باش، وسایلت رو جمع کن! - و تو چی؟

435
00:36:01,208 --> 00:36:02,583
بعداً، - بعداً؟

436
00:36:03,708 --> 00:36:04,625
چرا اینطور؟

437
00:36:05,458 --> 00:36:11,416
همه اسرار، از هر جهت، در برابر او سر تعظیم فرود می‌آورند...

438
00:36:11,583 --> 00:36:17,875
و آسمان پر از رمز و راز است،

439
00:36:18,375 --> 00:36:24,666
و همه آنها تحت نظر او، نقاب از چهره برداشته‌اند...

440
00:36:25,000 --> 00:36:31,166
چقدر زنده خواهند ماند، از چشمان شاهین...

441
00:36:31,833 --> 00:36:38,541
این سارالخو است، سارالخو است،،،

442
00:36:38,625 --> 00:36:45,291
او تمام اسرار را کشف می‌کند، او سرلکخو است...

443
00:36:45,375 --> 00:36:51,333
او تمام اسرار را کشف می‌کند، او سرلکخو است...

444
00:36:54,125 --> 00:36:55,958
چندین بار دارم بهت میگم،

445
00:36:56,041 --> 00:36:57,833
من نمی‌فهمم چرا بعداً به جمع ما پیوستی؟

446
00:37:03,791 --> 00:37:04,791
صبح بخیر، بیا تو،

447
00:37:05,416 --> 00:37:07,541
چمدانم تقریباً بسته شده است، -صبح بخیر،

448
00:37:13,166 --> 00:37:14,458
بفرمایید تو آقای آریا،

449
00:37:29,458 --> 00:37:32,000
تعداد دزدهای حیله‌گر در لندن افزایش یافته است،

450
00:37:32,708 --> 00:37:34,000
این بار کلاه گران‌قیمت من است،

451
00:37:34,541 --> 00:37:37,041
از کافه این هتل دزدیده شده، چی؟ نو بود؟

452
00:37:37,333 --> 00:37:39,791
نه، من حدود پنج ساله که از این استفاده می‌کنم،

453
00:37:40,375 --> 00:37:41,791
و قسمت خنده‌دار ماجرا این است که،

454
00:37:42,500 --> 00:37:43,375
نگاه کن، آنجا،

455
00:37:44,833 --> 00:37:48,291
خدای من! دزد اونو برگردوند؟ - بله، یه بار بهش فکر کن!

456
00:37:49,375 --> 00:37:52,625
آقای چوداری، در حال حاضر چه کسانی در باسکرویل ساکن هستند؟

457
00:37:53,000 --> 00:37:57,500
رحمان و نفیسه، آنها از الان سرایداران باسکرویل هستند،

458
00:37:57,833 --> 00:37:59,583
پس فقط خودشونن،

459
00:38:01,125 --> 00:38:04,916
خوبه، تو و آریا باید سفرتون رو شروع کنید،

460
00:38:05,541 --> 00:38:07,083
دیگه هیچ جای نگرانی نیست،

461
00:38:07,833 --> 00:38:08,833
باشه، ممنون،

462
00:38:09,250 --> 00:38:10,916
من فقط لوازم بهداشتی‌ام را جمع می‌کنم، -هوم،

463
00:38:14,500 --> 00:38:15,500
سلام،

464
00:38:16,708 --> 00:38:17,958
سرلکخو ...? -هوم؟

465
00:38:20,541 --> 00:38:21,416
مطمئنی؟

466
00:38:22,708 --> 00:38:24,708
اینکه جای نگرانی نیست؟

467
00:38:27,208 --> 00:38:28,583
البته، چیزهایی برای نگرانی وجود دارد... ها؟

468
00:38:29,333 --> 00:38:32,541
یه تلاشی برای کشتن آقای چودری میشه، چی؟

469
00:38:33,583 --> 00:38:35,625
موفق باشی آریا سن عزیزم،

470
00:38:48,250 --> 00:38:49,458
حالت چطوره رحمان؟

471
00:38:49,916 --> 00:38:52,166
به لطف خدا... حالت چطوره؟ -خوبی؟

472
00:38:53,166 --> 00:38:55,708
دوست من، دکتر آریا سن، او مدتی پیش ما خواهد ماند،

473
00:38:56,916 --> 00:38:57,958
از ملاقات شما خوشبختم،

474
00:38:58,291 --> 00:39:00,375
بیا، چمدانت را به من بده، بیا...

475
00:39:00,541 --> 00:39:02,625
ماشین در لابی پارک شده است، -بله، متشکرم،

476
00:39:03,083 --> 00:39:05,083
اینجا هوا کاملاً سرد است،

477
00:39:18,458 --> 00:39:19,708
عمو از کجا رد شد؟

478
00:39:22,041 --> 00:39:22,958
در جنگل،

479
00:39:24,750 --> 00:39:27,166
در انتهای ریل راه آهن از کلیسای سنت فورد،

480
00:39:30,708 --> 00:39:32,666
بیا، کلیدها رو بده به من، -آقا، من...

481
00:39:33,166 --> 00:39:34,666
بعد از مدت‌ها اومدم، بذار یه کم رانندگی کنم،

482
00:39:38,041 --> 00:39:39,250
سوار ماشین شو، دکتر، سن،

483
00:40:05,791 --> 00:40:06,666
فقط اینجا مکث کن،

484
00:40:25,916 --> 00:40:28,125
خوش آمدید آقا، -اوه!!

485
00:40:29,375 --> 00:40:30,416
دوست داشتنی!

486
00:40:33,541 --> 00:40:35,958
این منو یاد یه چیز میندازه، چی؟

487
00:40:37,000 --> 00:40:38,375
انتقام شیرین...!

488
00:40:39,416 --> 00:40:41,583
ما همراه با کوه نور خیلی چیزها رو از دست دادیم، مگه نه؟

489
00:40:41,666 --> 00:40:43,500
اوه! هاهاها!

490
00:40:52,875 --> 00:40:53,791
می‌تونم کمکتون کنم؟

491
00:40:57,791 --> 00:40:58,875
از اتاق که بیرون می‌آیم،

492
00:41:06,375 --> 00:41:07,958
درسته، درسته! - نفیسه، همسرم،

493
00:41:10,625 --> 00:41:12,625
بیا تو، اون کیسه‌ها رو میاره،

494
00:41:13,083 --> 00:41:13,958
بیا، دکتر، سن،

495
00:41:25,125 --> 00:41:26,958
لطفا فیلم روز بعد را به من نشان بده،

496
00:41:33,458 --> 00:41:35,291
لطفا یه کم عقب تر؟ عقب تر...

497
00:41:36,041 --> 00:41:37,541
آره، اینجا زوم کن!

498
00:41:41,083 --> 00:41:42,416
همین کافیه، ممنون،

499
00:41:43,208 --> 00:41:45,291
درگذشت آقا ما را شوکه کرده است،

500
00:41:46,958 --> 00:41:48,416
ما شب‌ها نمی‌توانیم بخوابیم،

501
00:41:49,750 --> 00:41:51,625
خدا می‌داند چرا او این موقع شب به جنگل رفت،

502
00:41:53,208 --> 00:41:54,333
وقتی که او به آگاهی کامل رسید،

503
00:41:55,666 --> 00:41:58,708
از سگ شکاری باسکرویل، - سگ شکاری را دیده‌ای؟

504
00:42:00,458 --> 00:42:02,375
شنیده‌ام، - پارس‌ها؟

505
00:42:04,541 --> 00:42:05,541
بله،

506
00:42:22,708 --> 00:42:23,708
دکتر سن...؟

507
00:42:24,791 --> 00:42:27,000
دارتمور از این پنجره به وضوح قابل مشاهده است،

508
00:42:27,291 --> 00:42:28,541
چای میل داری؟ - ها؟

509
00:42:29,291 --> 00:42:30,583
اممم، نه، ممنون،

510
00:42:30,750 --> 00:42:32,625
آقای شِخار، چای میل دارید؟ - نه، نه!

511
00:42:33,291 --> 00:42:35,375
لطفا به رحمان زنگ بزن، -هوم،

512
00:42:42,125 --> 00:42:43,416
نظرت چیه؟ - هوم؟

513
00:42:44,541 --> 00:42:46,791
اممم، انگار تو روز جادو میشه،

514
00:42:47,541 --> 00:42:49,375
ما باید بفهمیم شب چه اتفاقی می‌افتد،

515
00:42:50,625 --> 00:42:53,375
اما می‌دانی، خاطرات کودکی من شگفت‌انگیز هستند،

516
00:42:54,625 --> 00:42:57,708
خب، اون موقع از وجود سگ شکاری خبر داشتی؟ - معلومه،

517
00:42:58,791 --> 00:43:00,458
اما زیاد به آن اهمیت ندادم،

518
00:43:01,000 --> 00:43:02,500
راستش، عموی من نفر دومه.

519
00:43:02,833 --> 00:43:04,833
که پس از راجندرا توسط سگ شکاری کشته شود،

520
00:43:05,250 --> 00:43:07,750
پدرم به مرگ طبیعی درگذشت، -هوم، حمله قلبی؟

521
00:43:11,666 --> 00:43:14,250
ببخشید عزیزم که اذیتت کردم، اما تو یه چیزی رو جا گذاشتی

522
00:43:14,333 --> 00:43:16,291
تکه‌ای از بسته جلوی اتاق شماره ۳۰۴،

523
00:43:16,625 --> 00:43:19,166
اممم... -فکر کنم فقط یه کفش...

524
00:43:20,250 --> 00:43:23,000
بله، مطمئناً، کسی این را درخواست کرد، بنابراین من

525
00:43:23,416 --> 00:43:25,625
آن را جلوی اتاقشان گذاشت، و او که بود؟

526
00:43:27,208 --> 00:43:29,791
یادم نمیاد، تا حالا ندیدمش،

527
00:43:29,875 --> 00:43:31,458
خب، بسته الان کجاست، مادمازل؟

528
00:43:32,458 --> 00:43:34,833
نمی‌دانم، هیچ سرنخی ندارم، آقا،

529
00:43:35,750 --> 00:43:37,750
به هر حال، ببخشید،

530
00:43:44,333 --> 00:43:45,083
آقا،

531
00:43:46,125 --> 00:43:47,291
آه، رحمان،

532
00:43:48,416 --> 00:43:52,000
اممم، میدونی چرا عمو جرات کرد شب رو اونجا بگذرونه؟

533
00:43:52,833 --> 00:43:58,208
نمی‌دونم، ولی انگار از چند روز پیش ناراحت بود،

534
00:43:59,708 --> 00:44:00,833
او قبلاً بی‌قرار بود،

535
00:44:01,208 --> 00:44:02,625
چرا؟ چرا حواسش پرت بود و اذیتش می‌کرد؟

536
00:44:03,083 --> 00:44:05,625
راستش را بخواهید، او چند بدهی در بازار داشت،

537
00:44:06,000 --> 00:44:08,708
امم، او در سهام سرمایه‌گذاری کرده بود، و بنابراین متحمل ضرر شد،

538
00:44:09,125 --> 00:44:11,458
او حتی در ماه گذشته هم پول نقدش رو به اتمام بود، به همین دلیل

539
00:44:11,958 --> 00:44:14,875
آقای چانچال به او پول نقد کمک کرد، آقای چانچال کیست؟

540
00:44:15,541 --> 00:44:18,208
او با خواهرش در دارتمور زندگی می‌کند،

541
00:44:19,000 --> 00:44:21,291
او هر از گاهی به اینجا می‌آمد،

542
00:44:23,041 --> 00:44:24,041
بعدش؟

543
00:44:24,375 --> 00:44:28,625
سپس دوباره رنج می‌کشید، و همچنین خشمگین بود،

544
00:44:28,875 --> 00:44:30,875
و آن شب او ناگهان رفت،

545
00:44:32,250 --> 00:44:34,708
خیلی ناراحت کننده است، پس جلویش را نگرفتی؟

546
00:44:35,083 --> 00:44:38,125
من این کار را کردم، سعی کردم، او کمی مرا سرزنش کرد، راستش را بخواهی،

547
00:44:38,208 --> 00:44:41,208
او چند روز پیش دستکش‌های گلف مورد علاقه‌اش را گم کرده بود،

548
00:44:41,750 --> 00:44:43,875
بعد از آن، او بدون هیچ حرفی آنجا را ترک کرد،

549
00:44:44,166 --> 00:44:46,000
او بعد از گم کردن دستکش‌ها مرا سرزنش کرده بود،

550
00:44:48,166 --> 00:44:51,916
خب، کسی غیر از آقای چانچال با عمو تماس گرفت؟

551
00:44:52,541 --> 00:44:55,916
آقای قیوم، او روز قبل از حادثه آمده بود،

552
00:44:56,250 --> 00:44:58,208
کایوم اینجا بود؟ چی داشت بگه؟

553
00:45:00,125 --> 00:45:04,041
اممم، آقا، این درسته...؟ - بله، بحث کردن اشکالی نداره، بهم بگید،

554
00:45:05,750 --> 00:45:08,250
آقا، داشت عموی شما را سرزنش می‌کرد،

555
00:45:08,333 --> 00:45:12,833
شاید پولی گرفته بود که نمی‌توانست آن را پس بدهد، روز بخیر آقا،

556
00:45:18,583 --> 00:45:22,083
کایوم در مورد ملاقات با عمویش روز قبل از مرگش چیزی نگفت،

557
00:45:25,291 --> 00:45:28,125
این خیلی تصادفی نیست؟ -هوم،

558
00:45:29,416 --> 00:45:30,666
دستکش‌های گلف عمو،

559
00:45:31,458 --> 00:45:32,333
کلاه من،

560
00:45:33,958 --> 00:45:34,958
چه اتفاقی دارد می‌افتد؟

561
00:47:16,791 --> 00:47:19,833
کی تو رو فرستاده؟ - شرلوک هولمز،

562
00:47:20,791 --> 00:47:22,916
داری شوخی میکنی شرلوک...!

563
00:47:40,500 --> 00:47:43,125
یادم نمیاد، تا حالا ندیدمش،

564
00:47:58,958 --> 00:48:01,666
خب، کی از این واقعیت که با من تماس گرفتی خبر داره؟

565
00:48:03,000 --> 00:48:05,083
هیچکس جز آقای کویوم، - هوم، باشه،

566
00:48:05,750 --> 00:48:07,500
کی می‌دونست که قراره بری باسکرویل؟

567
00:48:07,833 --> 00:48:11,625
اممم، آقای قیوم و سرپرستم رحمان می‌دانستند که من دارم می‌آیم،

568
00:48:12,208 --> 00:48:13,500
منظورم این است که چنین مسافتی را طی خواهم کرد،

569
00:48:13,583 --> 00:48:15,583
بهشون گفتی که تو ساترلند میمونی؟ -بله،

570
00:48:16,208 --> 00:48:17,375
نه، فقط پرسیدم،

571
00:48:18,916 --> 00:48:20,208
باشه، خداحافظ،

572
00:48:32,416 --> 00:48:34,541
اوضاع چطوره؟ - مرموز،

573
00:48:34,833 --> 00:48:36,666
مکان فوق‌العاده‌ای است، خواهید دید!

574
00:48:37,291 --> 00:48:38,250
چیزی جمع کردی؟

575
00:48:38,458 --> 00:48:42,041
واقعیت اساسی این است که قبل از فوت آقای آمارندرا، او

576
00:48:42,375 --> 00:48:45,666
چند بدهی در بازار،

577
00:48:45,958 --> 00:48:48,333
او در بازار سهام ضرر کرد،

578
00:48:48,833 --> 00:48:51,458
از خیلی چیزها ناامید شده بود،

579
00:48:51,625 --> 00:48:52,833
اینو رحمان گفت

580
00:48:53,750 --> 00:48:55,750
سرایدار؟ -بله، سرایدار،

581
00:48:56,166 --> 00:48:57,541
با حالتی عجیب خیره می‌شود،

582
00:48:57,750 --> 00:49:00,166
او و همسرش نفیسه اینجا اقامت دارند،

583
00:49:00,750 --> 00:49:02,625
آه، یه چیز مهم دیگه،

584
00:49:02,958 --> 00:49:06,416
یعنی چند روز قبل از فوتش،

585
00:49:06,916 --> 00:49:09,166
یک جفت دستکش گلف گم شد،

586
00:49:09,833 --> 00:49:11,333
واقعاً؟ -هوم،

587
00:49:11,625 --> 00:49:13,625
آیا در چند روز گذشته شخص دیگری به ملاقات او آمده است؟

588
00:49:14,750 --> 00:49:18,041
پالاش قایوم روز قبل به ملاقات آمده بود،

589
00:49:18,541 --> 00:49:20,791
امم، آنها در مورد سیاست‌های پولی با هم اختلاف داشتند،

590
00:49:21,125 --> 00:49:22,291
پس او آن روز رفت،

591
00:49:22,666 --> 00:49:27,041
و غیر از آن، همسایه‌ای به نام،

592
00:49:27,416 --> 00:49:31,125
آقای چانچال ری، که او قبلاً به او سر می‌زد، در دارتمور زندگی می‌کند،

593
00:49:31,666 --> 00:49:34,958
و سگ شکاری؟ - نه، فعلاً اثری از آن نیست،

594
00:49:35,708 --> 00:49:37,833
گوش کن، کی میای؟ - شب بخیر،

595
00:49:40,416 --> 00:49:41,416
اوه!

596
00:51:01,291 --> 00:51:03,208
و یه کت من گم شده، ها؟

597
00:51:04,416 --> 00:51:06,041
بعد از اومدن به اینجا؟ - بله، بعد از رسیدن به اینجا،

598
00:51:07,375 --> 00:51:08,375
هوم،

599
00:51:08,875 --> 00:51:11,125
اما اینجا کسی جز رحمان و نفیسه نیست،

600
00:51:12,375 --> 00:51:14,458
کلاه در لندن گم شد،

601
00:51:14,750 --> 00:51:16,666
رحمان و نفیسه آنجا نبودند...

602
00:51:18,333 --> 00:51:19,541
من قادر به تشخیص هیچ چیز نیستم،

603
00:51:21,166 --> 00:51:22,041
باشه، آقای شیخار،

604
00:51:23,083 --> 00:51:27,458
می‌تونی بفهمی چرا آقای آمارندرا شب‌هنگام توی جنگل بود؟

605
00:51:27,958 --> 00:51:28,958
نه،

606
00:51:29,958 --> 00:51:31,333
آن کلیسا شاید تنها دلیل باشد که

607
00:51:31,416 --> 00:51:34,583
شب هنگام از تالار باسکرویل بیرون بیا،

608
00:51:40,625 --> 00:51:41,625
دکتر سن!!

609
00:51:53,291 --> 00:51:56,541
به من بگو، -سارالکخو، پالاش کوایوم درست دید،

610
00:51:56,625 --> 00:52:00,333
ردپای یک سگ شکاری در محلی که به آمارندرا حمله شده وجود دارد،

611
00:52:00,708 --> 00:52:02,375
همین الان دیدمش، -عکس بفرست،

612
00:52:02,875 --> 00:52:05,583
چیز دیگه ای نیست؟ - کت شخار گم شده،

613
00:52:05,708 --> 00:52:09,375
جز من و شِخار و رحمان و نفیسه کسی نیست،

614
00:52:10,208 --> 00:52:11,208
هوم،

615
00:52:14,333 --> 00:52:15,333
دوباره باهات تماس می‌گیرم،

616
00:52:56,208 --> 00:52:57,208
صبح بخیر!

617
00:52:58,458 --> 00:53:00,791
صبح بخیر، - خیلی صبح بخیر!

618
00:53:02,083 --> 00:53:03,500
خب، اگر اشتباه نکنم،

619
00:53:04,125 --> 00:53:06,375
شما آقای شِخار چودری هستید؟

620
00:53:06,875 --> 00:53:08,250
درسته! -آآه!

621
00:53:08,625 --> 00:53:10,250
از آشنایی با شما خوشبختم، آقای چودهاری،

622
00:53:10,791 --> 00:53:11,958
من چانچال ری هستم،

623
00:53:12,416 --> 00:53:15,625
من در دارتمور ویلا زندگی می‌کنم، من یک انسان‌شناس هستم،

624
00:53:16,041 --> 00:53:17,541
بله، من اسم شما را شنیده‌ام،

625
00:53:18,041 --> 00:53:20,916
شما با عموی من آشنا بودید، -بله، البته، البته،

626
00:53:21,666 --> 00:53:24,583
در واقع، من روز قبل از فوتش با او ملاقات کردم،

627
00:53:24,833 --> 00:53:26,958
عصر گپ و گفت صمیمانه‌ای داشتیم،

628
00:53:27,583 --> 00:53:28,583
خیلی حیف شد،

629
00:53:29,083 --> 00:53:32,250
آقای چودری، من هرگز چنین وضعیتی را تصور نمی‌کردم.

630
00:53:33,083 --> 00:53:34,958
چه خوب میشد اگه میتونستم بشینم و باهات حرف بزنم،

631
00:53:35,708 --> 00:53:38,375
اوه، ضمناً این دوست من، دکتر آریا سن است،

632
00:53:38,541 --> 00:53:40,625
اوه، سلام، -سلام،

633
00:53:40,875 --> 00:53:42,875
دکتر، سن، وقتی بنگالی‌ها را می‌بینم، احساس شادی می‌کنم.

634
00:53:42,958 --> 00:53:44,833
-به‌ویژه، در این سرزمین بیگانه،

635
00:53:46,583 --> 00:53:49,583
داشتم می‌گفتم، چرا عصرها به ویلای من نمی‌آیی...

636
00:53:49,958 --> 00:53:51,791
فقط من و خواهرم روشني هستيم،

637
00:53:52,416 --> 00:53:54,041
می‌توانیم کمی بنشینیم و گپ بزنیم،

638
00:53:54,166 --> 00:53:56,583
و در مورد آقای آمارندرا هم صحبت کنید،

639
00:53:57,333 --> 00:53:59,833
بله، در واقع مطمئن نیستم،

640
00:54:00,208 --> 00:54:02,250
چرا عمو در تاریکی شب به جنگل رفت،

641
00:54:02,708 --> 00:54:04,125
و همچنین، چرا او به سمت کلیسا رفت!

642
00:54:04,291 --> 00:54:06,708
شما پایین بیایید، ما در مورد مسائل به تفصیل صحبت خواهیم کرد.

643
00:54:07,375 --> 00:54:10,375
بهتره زیاد تو اینجور جاها نمونی، فهمیدی؟

644
00:54:10,833 --> 00:54:13,250
باشه آقایون، عصر می‌بینمتون،

645
00:54:16,541 --> 00:54:19,416
نه، او هنوز در خانه‌اش است، -ما منتظر می‌مانیم،

646
00:54:30,375 --> 00:54:32,416
به محض اینکه از خانه بیرون آمد، او را بکشید.

647
00:55:04,333 --> 00:55:07,458
ساعت ۷ است، کتابخانه الان دارد می‌بندد،

648
00:55:09,833 --> 00:55:12,041
میشه ده دقیقه دیگه بهم وقت بدید، قربان؟

649
00:55:13,541 --> 00:55:16,458
نه یک ثانیه بیشتر، آن را روی میز نگه دار،

650
00:55:33,958 --> 00:55:36,291
بیا، بیا، خوش آمدی، خوش آمدی،

651
00:55:36,791 --> 00:55:39,250
هی روشنی، روشنی...؟

652
00:55:41,375 --> 00:55:42,916
خواهرم، روشنی،

653
00:55:43,958 --> 00:55:46,500
سلام، -سلام، -من شِخار چوداری هستم،

654
00:55:46,708 --> 00:55:49,291
دوست من، دکتر آریا سن، -سلام -سلام،

655
00:55:49,666 --> 00:55:51,875
خب، چی میل دارید؟ چای یا قهوه؟

656
00:55:52,041 --> 00:55:54,791
فقط چای، هیچ چیز دیگری، -باشه، -من ترتیبش را می‌دهم، لطفا بنشینید،

657
00:55:55,500 --> 00:55:56,833
لطفا بنشینید،

658
00:56:00,500 --> 00:56:03,416
روشنی در حال مطالعه تاریخ باستان اروپا است،

659
00:56:04,083 --> 00:56:07,916
هر دوی ما به گذشته علاقه داریم، می‌دونی...

660
00:56:08,375 --> 00:56:11,125
من انسان‌شناس هستم و او دانشجوی تاریخ...

661
00:56:12,541 --> 00:56:14,458
پس، به خاطر کار اینجا هستی؟

662
00:56:14,833 --> 00:56:19,958
دارتمور یک سکوی راه‌آهن دارد که مدتی تعطیل بوده است،

663
00:56:20,500 --> 00:56:23,958
دیدیش؟ - نه، ندیده. من میبرمش. - باشه.

664
00:56:24,416 --> 00:56:26,791
در زمان ساخت سکو،

665
00:56:27,125 --> 00:56:31,000
چند عنصر از دوران پلیستوسن کشف شده‌اند،

666
00:56:31,333 --> 00:56:33,833
و بستر دریاچه‌ای نیز پیدا شد،

667
00:56:34,291 --> 00:56:38,083
بنابراین من در تلاش هستم تا مقاله‌ای بنویسم که این حوزه را پوشش دهد، همین.

668
00:56:38,166 --> 00:56:40,458
تو اونجا بودی، مگه نه؟ - هوم،

669
00:56:40,833 --> 00:56:43,208
به یه سگ شکاری برخوردی؟ -ههههه!!

670
00:56:43,291 --> 00:56:46,250
چی داری میگی؟ اگه من با یکی از اینا روبرو میشدم، الان اینجا بودم؟

671
00:56:46,333 --> 00:56:48,250
ههههه!! -بعداً در مورد سگ شکاری صحبت می‌کنیم،

672
00:56:48,500 --> 00:56:50,333
لطفا چای میل کنید، - اوه، چای اینجاست،

673
00:56:51,000 --> 00:56:52,708
دیگر نمی‌توانم این وحشت را تحمل کنم!

674
00:57:00,916 --> 00:57:04,166
داشتی در مورد یه آیدل حرف میزدی... هوم...

675
00:57:05,041 --> 00:57:07,750
این یک بت عیسی است که از سنگ سیاه مصری ساخته شده، من این را می‌دانم،

676
00:57:08,041 --> 00:57:11,625
مردم محلی می‌گویند که این موجود نوعی قدرت ماوراءالطبیعه دارد،

677
00:57:12,125 --> 00:57:15,750
خب، می‌دانید، این هم به ترس و هم به وحشت مربوط می‌شود،

678
00:57:15,958 --> 00:57:17,541
خب، اینجا با عمو آشنا شدی... - اممم، بله،

679
00:57:17,875 --> 00:57:20,541
ما آقای آمارندرا را در خود باسکرویل ملاقات کردیم،

680
00:57:21,375 --> 00:57:24,625
در واقع، ما در مدت زمان بسیار کوتاهی با هم دوست شدیم،

681
00:57:24,708 --> 00:57:28,416
ما نمی‌توانستیم حدس بزنیم که او شب‌ها به جنگل می‌رود،

682
00:57:29,166 --> 00:57:31,250
او همه چیز را می‌دانست، با این حال...

683
00:57:32,208 --> 00:57:34,833
چیزی که من فکر می‌کنم این است که او ...

684
00:57:35,583 --> 00:57:39,208
دنبال اون بت عیسی میگردم، -چرا اینطور فکر میکنی؟

685
00:57:41,000 --> 00:57:44,125
ناگهان به مبلغ هنگفتی پول نیاز پیدا کرد،

686
00:57:44,750 --> 00:57:46,916
از جانب خودم به او پیشنهاد کمک دادم،

687
00:57:47,416 --> 00:57:50,125
و، می‌توانستم حدس بزنم که او توی دردسر افتاده،

688
00:57:50,916 --> 00:57:53,500
خب، وقتی او را دیدم... - او درباره بت به تو گفت،

689
00:57:54,916 --> 00:57:56,750
بله، -چانچال...

690
00:57:57,208 --> 00:58:00,291
شرط می‌بندم اگه بتونم اون بت رو به دست بیارم،

691
00:58:01,041 --> 00:58:03,666
آنگاه بحران مالی پایان خواهد یافت،

692
00:58:05,041 --> 00:58:06,916
میدونی چقدر ارزونه؟

693
00:58:07,833 --> 00:58:09,333
من او را منع کردم، می‌دانی،

694
00:58:10,083 --> 00:58:14,708
من در مورد این افسانه به او هشدار دادم، و گاهی اوقات شب‌ها این خبر شنیده می‌شود،

695
00:58:15,458 --> 00:58:17,333
چه فایده‌ای دارد که چنین ریسکی را بپذیریم؟

696
00:58:18,666 --> 00:58:20,000
اما او به حرف‌های من توجهی نکرد،

697
00:58:21,041 --> 00:58:22,041
خیلی متاسفم،

698
00:58:22,666 --> 00:58:24,000
مردی سرزنده،

699
00:58:24,666 --> 00:58:27,625
و سپس خبر درگذشت او را شنیدیم، بسیار ناامیدکننده بود،

700
00:58:29,500 --> 00:58:32,958
اممم، می‌دونی که یه جفت دستکش گلفش رو گم کرده؟

701
00:58:33,458 --> 00:58:35,958
دزدیده شده؟ -هوم، -نه، من ازش خبر نداشتم،

702
00:58:36,416 --> 00:58:37,541
من از این جور چیزا بلد نیستم،

703
00:58:39,041 --> 00:58:41,958
من هیچی ازش نمیفهمم، خیلی ناراحت کننده‌ست،

704
00:58:43,750 --> 00:58:46,500
عمو قبلاً آدم خیلی منطقی و معقولی بود،

705
00:58:47,291 --> 00:58:48,375
حداقل، من این تصور را داشتم،

706
00:58:49,083 --> 00:58:51,083
به هر حال، متشکرم،

707
00:58:52,750 --> 00:58:54,291
چای واقعاً خوب بود، -ممنون،

708
00:58:54,541 --> 00:58:57,083
لطفا برای شام عقب بمون، -نه، نه،

709
00:58:57,375 --> 00:58:59,208
زیاد طول نمی‌کشه، -لطفا نگران نباش،

710
00:58:59,541 --> 00:59:03,125
ببخشید، یه تماس مهم دارم، اممم...

711
00:59:03,166 --> 00:59:05,125
میشه...؟ من میرسونمت؟

712
00:59:08,166 --> 00:59:09,166
لطفا،،،

713
00:59:11,750 --> 00:59:13,208
اوه، هوا کاملاً سرد است،

714
00:59:14,041 --> 00:59:16,166
این مکان فوق‌العاده‌ست، -بله،

715
00:59:16,333 --> 00:59:19,291
برادر گفت که تجربه خوبی خواهیم داشت، بیا برویم،

716
00:59:19,375 --> 00:59:23,583
آقای شِخار، اگه از من بپرسی، فکر می‌کنم یکی داره بازی درمیاره،

717
00:59:24,500 --> 00:59:26,625
اما هیچ چیز مثل افسانه نیست،

718
00:59:26,833 --> 00:59:29,916
فقط یک راه حل باقی مانده است، آن هم قتل است،

719
00:59:32,166 --> 00:59:34,250
اما چه کسی انگیزه کشتن آقای آمارندرا را دارد؟

720
00:59:35,125 --> 00:59:36,208
و چرا؟

721
00:59:36,916 --> 00:59:39,333
آیا شما وکیل، آقای پالاش قایوم، را ملاقات کرده‌اید؟

722
00:59:41,833 --> 00:59:43,375
پالاش قویوم ،،،؟

723
00:59:43,791 --> 00:59:45,125
هوم، او وکیل مدافع ماست،

724
00:59:45,791 --> 00:59:48,291
او یک روز قبل از فوت عمو به خانه ما آمد و همان روز هم رفت،

725
00:59:49,250 --> 00:59:51,625
یه لحظه دیگه برمی‌گردم، آره، حتماً،

726
00:59:57,375 --> 00:59:59,500
آیا من به طور اتفاقی با آقای کویوم برخورد کردم؟

727
01:00:01,166 --> 01:00:04,041
صبح روزی که آقای آمارندرا فوت کرد، در آن روز...

728
01:00:04,500 --> 01:00:07,875
یادم نمی‌آید، می‌دانی... - او روز قبل رفته بود،

729
01:00:08,500 --> 01:00:10,458
اوه، می‌بینم،

730
01:00:17,833 --> 01:00:18,833
سلام،،،

731
01:00:31,000 --> 01:00:32,291
چند روز قرار است اینجا بمانید؟

732
01:00:33,000 --> 01:00:35,958
من مدتی اینجا هستم،

733
01:00:36,541 --> 01:00:39,625
یه سری تشریفات مربوط به ملک هست که جمع‌بندی می‌کنم، -اوه!

734
01:00:39,791 --> 01:00:41,916
اممم، دکتر سن بیرون هست؟ - بله،

735
01:00:42,375 --> 01:00:44,125
باشه، فقط بررسی می‌کنم،

736
01:00:51,833 --> 01:00:54,375
اگه یه روزی اومدی آمریکا بهم خبر بده،

737
01:00:54,708 --> 01:00:58,166
بله، من واقعاً آرزو دارم، در واقع، در خود استنفورد،

738
01:00:58,541 --> 01:01:01,333
نمی‌دانم بورسیه تحصیلی می‌گیرم یا نه، اما تلاشم را می‌کنم،

739
01:01:01,416 --> 01:01:04,083
در استنفورد؟ -بله... - شگفت‌انگیز، عالیه،

740
01:01:04,875 --> 01:01:09,458
اگه بخوای، می‌تونی ارتباطم رو حفظ کنی، محض احتیاط...

741
01:01:09,541 --> 01:01:11,916
بله، لطفا آن را ذخیره کنید،

742
01:01:18,375 --> 01:01:19,375
متشکرم،

743
01:01:19,916 --> 01:01:22,750
و شماره‌ات، اگه اشکالی نداره...

744
01:01:23,250 --> 01:01:25,416
فقط برات یه پیامک بذارم؟ -حتما،

745
01:01:26,166 --> 01:01:28,291
دکتر سن؟ - هوممم...

746
01:01:29,041 --> 01:01:31,791
شب فوق‌العاده‌ای بود، نه؟ -بله، بله، فوق‌العاده!

747
01:01:32,583 --> 01:01:35,125
ببین، هر وقت وقت داشتی، لطفاً بیا اینجا،

748
01:01:35,208 --> 01:01:37,500
بله، حتماً، حتماً، فقط ما دو نفریم،

749
01:01:37,791 --> 01:01:39,875
می‌تونیم با یه فنجون قهوه گپ بزنیم، -آره، حتماً حتماً!

750
01:01:40,041 --> 01:01:42,875
و قبل از رفتن باید با ما شام بخوری،

751
01:01:43,041 --> 01:01:45,041
بله، البته، ما خوشحال خواهیم شد،

752
01:01:45,416 --> 01:01:47,958
چای نمونه‌ای از مهارت‌های آشپزی شما بود...

753
01:01:48,041 --> 01:01:51,750
آآآه... این چیه؟ کیه!! - چقدر خوشگله!!

754
01:01:52,208 --> 01:01:58,666
دیدن یه تیم خوب از کاوشگران جوان عالیه... هههههه...

755
01:02:01,083 --> 01:02:02,583
اما عزیزم... -هی، برو گمشو...

756
01:02:03,166 --> 01:02:06,041
به حرف من گوش کن، برو... من باید برم شمال...

757
01:02:06,791 --> 01:02:08,250
شمال،،،

758
01:02:10,583 --> 01:02:17,375
صدای باسکرویل مرا مسحور می‌کند، صدای شب،

759
01:02:18,583 --> 01:02:21,625
صدای تاریکی،،،

760
01:02:22,833 --> 01:02:26,041
صدای شیطان...

761
01:02:26,125 --> 01:02:30,416
هی، برو گمشو... من باید برم شمال...

762
01:02:30,750 --> 01:02:34,500
شمال...

763
01:02:34,708 --> 01:02:36,125
اوه، ببخشید، -اشکالی نداره،

764
01:02:36,958 --> 01:02:40,041
اون کی بود؟ یهویی پرید وسط!

765
01:02:40,458 --> 01:02:42,708
اوه، جای نگرانی نیست، بی‌خانمان‌ها!

766
01:02:43,000 --> 01:02:45,208
سرگردان، آنها اینجا رایج هستند،

767
01:02:46,000 --> 01:02:48,791
به هر حال، شما بچه‌ها برید داخل، ما دیگه اینجا رو ترک می‌کنیم،

768
01:02:49,791 --> 01:02:51,791
نگران نباش، شب بخیر،

769
01:02:52,125 --> 01:02:53,791
شب بخیر، -بیا دیگه،

770
01:02:54,208 --> 01:02:55,875
هوم، شب بخیر، - شب بخیر،

771
01:02:56,500 --> 01:02:59,208
شب بخیر، شب بخیر، -ممنون، ممنونم،

772
01:03:04,000 --> 01:03:05,875
نگران نباش، چیزی نیست،

773
01:04:44,458 --> 01:04:46,166
کجاست؟ - هیس...

774
01:05:43,625 --> 01:05:44,958
کسی اینجا پنهان شده است،

775
01:05:45,708 --> 01:05:47,041
و آنها از اینجا علامت می‌دهند،

776
01:05:48,291 --> 01:05:49,291
اما برای چه؟

777
01:05:50,541 --> 01:05:52,291
که فقط رحمان و نفیسه می‌توانند به ما بگویند،

778
01:05:53,166 --> 01:05:55,166
اینکه چه کسی اینجا پنهان شده است، و برای چه هدفی!

779
01:06:02,291 --> 01:06:04,083
بهتر بود آقای هولمز اینجا بود،

780
01:06:04,250 --> 01:06:06,166
بهش خبر میدی؟ - بله، البته، بهش خبر میدم.

781
01:06:06,916 --> 01:06:10,583
خب، اینجا همون جاییه که آقای چانچال در موردش صحبت می کرد؟ - بله...

782
01:06:10,750 --> 01:06:12,750
اینجا قبلاً ایستگاه راه‌آهن بود،

783
01:06:13,125 --> 01:06:15,250
مدتی است که متروکه شده است...

784
01:06:16,125 --> 01:06:17,125
آه!!

785
01:06:23,333 --> 01:06:27,000
اممم، باید یه زنگ بزنم،

786
01:06:27,166 --> 01:06:28,458
می‌تونی بری داخل، -حتماً،

787
01:06:29,125 --> 01:06:30,583
آیا به این نیاز دارید؟ - بله،

788
01:06:30,875 --> 01:06:31,833
ممنون، خواهش می‌کنم،

789
01:07:16,458 --> 01:07:19,500
اوه سلام دکتر!! - کی اونجاست؟

790
01:07:20,666 --> 01:07:25,583
صدای رودخانه باسکرویل را می‌شنوی؟

791
01:07:26,208 --> 01:07:27,833
دوباره؟ هی!

792
01:07:27,916 --> 01:07:31,416
صدای شیطان...

793
01:07:38,250 --> 01:07:41,375
سرلکخو،،، تویی،،،!

794
01:07:41,958 --> 01:07:43,916
بله، منم، - نه، منظورم اینه که...

795
01:07:44,458 --> 01:07:45,833
چرا اینجوری اینجا وایسادی...؟

796
01:07:46,500 --> 01:07:48,125
مردم از لندن در تمام مسیر دنبالم بودند،

797
01:07:48,708 --> 01:07:50,625
اگر لباس مبدل نداشتم، سخت می‌شد،

798
01:07:50,916 --> 01:07:54,125
چی... کجا قایم شده بودی؟ -توی اون کلیسای قدیمی!

799
01:07:54,541 --> 01:07:57,000
اممم، قضیه‌ی سگ شکاری رو فهمیدی؟

800
01:07:57,708 --> 01:07:59,708
سوال اشتباه، دکتر، آریا سن

801
01:08:00,625 --> 01:08:02,041
بپرس، صاحب سگ شکاری کیست،

802
01:08:02,375 --> 01:08:03,958
راستی، اونا کی هستن؟ -کی؟

803
01:08:04,250 --> 01:08:06,416
آدم‌هایی که تو و شِخار توی دارتمور بهشون سر می‌زدید،

804
01:08:06,708 --> 01:08:09,458
اوه، چانچال ری و روشنی ری، آنها خواهر و برادرند،

805
01:08:09,541 --> 01:08:13,750
آقای چانچال انسان‌شناس است، او مرا به خانه‌شان دعوت کرد،

806
01:08:13,833 --> 01:08:15,166
وای! چه چیزی سرو کردند؟

807
01:08:16,000 --> 01:08:18,332
اونا تو رو دعوت کردن، خب چی سرو کردن؟

808
01:08:18,791 --> 01:08:21,875
چای و چیزکیک بلوبری مورد علاقه‌ات، - اوه، چه چایی قشنگه؟

809
01:08:22,957 --> 01:08:25,250
چای دارجلینگ؟ باشه؟ -آآآه!

810
01:08:26,582 --> 01:08:27,625
خوب، و بعدش؟

811
01:08:28,291 --> 01:08:29,832
و بعد به باسکرویل آمدیم،

812
01:08:29,916 --> 01:08:34,291
ام، رحمان و نفیسه با مشعل به کسی علامت می‌دادند،

813
01:08:34,582 --> 01:08:37,875
سپس پرتو نوری را دیدم که از جنگل بیرون می‌آمد،

814
01:08:37,957 --> 01:08:41,375
مکس‌لایت هریکین، همین نزدیکی موجود است، باتری نو است،

815
01:08:42,291 --> 01:08:44,582
حالا پاک کن، -چی پاک شده؟

816
01:08:45,166 --> 01:08:48,166
من هنوز نمی‌فهمم! چرا بیشتر توضیح نمی‌دهی؟

817
01:08:49,666 --> 01:08:52,166
شِخار... هدف است،

818
01:08:52,707 --> 01:08:55,166
انگیزه...؟ - ملک باسکرویل

819
01:08:56,000 --> 01:08:58,541
پالاش کویوم از میزان حق شخار خبر دارد،

820
01:08:59,207 --> 01:09:03,082
و پالاش کویوم رئیس املاک باسکرویل است،

821
01:09:03,625 --> 01:09:04,875
احتمالاً او مردم را به بازی گرفته است،

822
01:09:05,707 --> 01:09:08,625
یا شاید، رحمان و نفیسه،

823
01:09:10,125 --> 01:09:12,291
یا چای دارجلینگ

824
01:09:12,832 --> 01:09:15,125
ها؟ - چانچال و روشنی،

825
01:09:16,707 --> 01:09:19,000
یا ...، ... -کی؟

826
01:09:22,375 --> 01:09:23,375
خودِ شِخار،

827
01:09:24,541 --> 01:09:26,707
چی داری میگی شِخار؟

828
01:09:28,082 --> 01:09:30,875
اگر می‌توانست عمویش را بکشد، تمام دارایی باسکرویل به او می‌رسید.

829
01:09:31,625 --> 01:09:33,207
شاید داستان سگ شکاری این باشد،

830
01:09:34,791 --> 01:09:36,500
ساخته شده توسط شِخار و پالاش قایوم،

831
01:09:37,707 --> 01:09:38,582
جالبه،

832
01:09:54,541 --> 01:09:57,958
بگو ببینم، چرا شِخار همچین داستانی رو مطرح کرده؟

833
01:11:00,041 --> 01:11:01,375
این کت شخار است،

834
01:11:02,750 --> 01:11:03,708
استیپلتون،

835
01:11:11,791 --> 01:11:13,666
اوه، دکتر سن! حالت خوبه؟

836
01:11:14,166 --> 01:11:15,708
صدای جیغ یه نفر رو شنیدم، برای همین سریع دویدم...

837
01:11:16,833 --> 01:11:18,000
ای خدای من!

838
01:11:18,916 --> 01:11:21,083
این کیست؟ - آصف،

839
01:11:21,791 --> 01:11:25,666
پلیس دوونشایر دنبالش بود، احتمالاً اینجا پنهان شده بود،

840
01:11:26,041 --> 01:11:28,708
سگ شکاری مدتی پیش به او حمله کرد و او مرد،

841
01:11:29,416 --> 01:11:32,875
ضمناً آقای چانچال، من سارالاکخو هولمز هستم،

842
01:11:33,333 --> 01:11:35,791
آقاي چانچال، ايشان به درخواست آقاي شخار اينجا هستند،

843
01:11:36,208 --> 01:11:38,750
اممم، آره، معلومه که می‌شناسمش، همون کارآگاه معروف،

844
01:11:39,291 --> 01:11:41,416
اممم، داشتم می‌گفتم...

845
01:11:42,208 --> 01:11:44,041
اومدی که مرگ آقای آمارندرا رو نتیجه بگیری؟

846
01:11:45,041 --> 01:11:46,708
هوم، -اه، باشه،

847
01:11:47,041 --> 01:11:50,458
شنیده‌ام که افسانه‌ی سگ شکاری به اصل و نسب شخار مربوط می‌شود.

848
01:11:50,833 --> 01:11:53,291
پس چرا این یارو کشته شد؟

849
01:11:54,000 --> 01:11:56,916
کت، -آریای درخشان، درخشان،

850
01:11:58,250 --> 01:11:59,541
کت آقای شِخار دزدیده شد، و آصف

851
01:11:59,625 --> 01:12:02,791
آن را پوشیده بود، بنابراین سگ شکاری به او حمله کرد،

852
01:12:03,416 --> 01:12:05,291
ابتدایی، -می‌بینم،

853
01:12:05,958 --> 01:12:08,208
منظورت اینه که، بو،

854
01:12:10,250 --> 01:12:12,750
اگر می‌توانید، لطفاً به پلیس محلی اطلاع دهید،

855
01:12:13,416 --> 01:12:16,625
ما داریم میریم باسکرویل، آریا، بزن بریم،

856
01:12:17,416 --> 01:12:19,416
من این کار را خواهم کرد، -باشه، -باشه،

857
01:12:22,041 --> 01:12:24,416
کت استیپلتون؟ که نتونستم پیداش کنم!

858
01:12:26,833 --> 01:12:28,000
مرد آن را پوشیده بود،

859
01:12:29,333 --> 01:12:31,375
این بار، هدف شما بودید، آقای چودری،

860
01:12:32,291 --> 01:12:33,500
خیلی پیچیده به نظر میاد،

861
01:12:35,833 --> 01:12:38,041
آقا، شما من را صدا زدید؟

862
01:12:41,208 --> 01:12:42,208
عصر بخیر،

863
01:12:43,166 --> 01:12:44,541
من سارالاکخو هولمز هستم،

864
01:12:45,833 --> 01:12:46,833
رحمان

865
01:12:48,833 --> 01:12:49,833
نفیسه،

866
01:12:52,125 --> 01:12:53,291
برادر شما آصف،

867
01:12:55,916 --> 01:12:57,500
سگ شکاری به او حمله کرد،

868
01:12:58,375 --> 01:12:59,375
متاسفم که باید بگویم،

869
01:13:01,000 --> 01:13:02,000
او دیگر نیست،

870
01:13:06,375 --> 01:13:07,375
نفیسه،،،

871
01:13:08,125 --> 01:13:10,916
نفیسه،،، نفیسه،،، آرام باش،

872
01:13:12,375 --> 01:13:13,916
برادرت قبلاً در جنگل پنهان می‌شد،

873
01:13:14,833 --> 01:13:16,708
و تو با کمک نور برایش سیگنال می‌فرستادی،

874
01:13:18,666 --> 01:13:19,666
بله،،،

875
01:13:21,000 --> 01:13:22,458
پلیس دنبال برادرم بود،

876
01:13:24,625 --> 01:13:25,916
به همین دلیل او در جنگل پنهان شده بود،

877
01:13:27,208 --> 01:13:34,416
من قبلاً هر وقت لازم بود برایش غذا و لباس‌های کهنه تهیه می‌کردم،

878
01:13:35,333 --> 01:13:38,958
او از ترس ردیابی شدن توسط پلیس، تلفن نداشت.

879
01:13:39,833 --> 01:13:43,916
بنابراین، من با علامت دادن از طریق نور او را صدا می‌زدم،

880
01:13:46,375 --> 01:13:47,750
روز دیگر او به من گفت،

881
01:13:49,041 --> 01:13:52,583
خواهر، بیرون خیلی سرده، من از سرما بی‌حس شدم،

882
01:13:54,666 --> 01:13:56,083
متاسفم آقا،

883
01:13:57,250 --> 01:14:00,750
من ژاکت تو را به او دادم،

884
01:14:00,833 --> 01:14:02,500
آروم باش نفیسه...

885
01:14:03,791 --> 01:14:05,041
لطفا او را ببر،

886
01:14:05,541 --> 01:14:08,583
بیا نفیسه... بلند شو، بیا...

887
01:14:12,375 --> 01:14:15,708
با من بیا،

888
01:14:15,916 --> 01:14:19,208
وقتی در جنگل دارتمور پنهان شده بودم، نور را دیدم،

889
01:14:21,250 --> 01:14:24,625
عموی شما درست قبل از مرگش دستکش‌های گلفش را گم کرد، اینطور نیست؟

890
01:14:25,583 --> 01:14:26,166
بله،

891
01:14:27,708 --> 01:14:29,083
آنها دزدیده شدند،

892
01:14:29,916 --> 01:14:31,375
درست همانطور که کلاهت را گم کردی،

893
01:14:32,916 --> 01:14:34,500
کلاه نزد صاحب سگ شکاری است،

894
01:14:36,791 --> 01:14:38,750
مالک؟ - منظورت رو نمی‌فهمم،

895
01:14:40,958 --> 01:14:43,875
حس بویایی از حس بینایی قوی‌تر است، آریا سن،

896
01:14:44,625 --> 01:14:48,416
دستکش‌های گلف آقای آمارندرا برای سگ شکاری بو کشیده شد، و سپس...

897
01:14:49,250 --> 01:14:52,125
به همین دلیل کفش‌هایت از هتل گم شدند،

898
01:14:52,208 --> 01:14:53,416
از آنجایی که این یک جفت جدید بود، آنها این کار را نکردند

899
01:14:53,500 --> 01:14:55,958
بوی تو را استشمام کنند، بدین سان بازگردانده شدند،

900
01:14:56,291 --> 01:15:00,166
و بعد کلاهت از کافه دزدیده شد، بوی ماینوکسیدیل می‌داد،

901
01:15:00,916 --> 01:15:02,416
شما برای موهاتون از ماینوکسیدیل استفاده می کنید، درسته؟

902
01:15:04,708 --> 01:15:06,708
و به محض اینکه سگ شکاری آن بو را حس کند،

903
01:15:08,458 --> 01:15:10,166
تو مرد خوش شانسی هستی،

904
01:15:11,833 --> 01:15:14,416
آقای کویوم کی با مدارک میاد؟

905
01:15:14,833 --> 01:15:16,166
قرار است امروز بیاید،

906
01:15:16,500 --> 01:15:19,041
باید کارها را جمع و جور کنم و پس‌فردا بروم،

907
01:15:20,708 --> 01:15:21,916
بذار یه چیز دیگه هم نشونت بدم،

908
01:15:26,291 --> 01:15:28,250
یکی از خیرخواهان شما آن را روی بدن خود داشت،

909
01:15:36,875 --> 01:15:37,708
خالکوبی؟

910
01:15:39,625 --> 01:15:41,083
داری اشتباه نگهش میداری، ها؟

911
01:15:41,583 --> 01:15:43,250
آن را برگردان، این یک نشانه است،

912
01:15:46,500 --> 01:15:47,833
هوم، یه چیزی به زبان چینی هست؟

913
01:15:48,750 --> 01:15:51,125
درست است، یک سگ چینی،

914
01:15:52,458 --> 01:15:55,375
اگر سگ شکاری اینجاست، صاحبش هم اینجاست،

915
01:15:57,666 --> 01:15:59,291
من اون مرد رو تو لندن دیدم...

916
01:16:03,541 --> 01:16:04,541
چه اتفاقی افتاده؟

917
01:16:09,958 --> 01:16:10,958
راجندرا چودهاری

918
01:16:12,916 --> 01:16:15,000
نمی‌دانم باید او را مشهور بنامم یا بدنام،

919
01:16:16,000 --> 01:16:18,958
این نفرین از زمان او در خون ما بوده است،

920
01:16:20,000 --> 01:16:21,541
او اولین قربانی سگ شکاری است،

921
01:16:25,041 --> 01:16:26,500
چی شده سرلاکخو؟

922
01:16:27,625 --> 01:16:28,625
شگفت انگیز!

923
01:16:29,208 --> 01:16:31,708
آقای چودهاری، فکر نمی‌کنم دیگر لازم باشد نگران باشید،

924
01:16:31,875 --> 01:16:34,958
مطمئن باش، من و آریا فردا میریم

925
01:16:35,208 --> 01:16:37,625
چرا؟ همه ما می‌توانیم با هم برویم،

926
01:16:38,208 --> 01:16:41,208
نه راستش، یه کار مهم تو لندن دارم،

927
01:16:41,875 --> 01:16:44,666
مطمئنم که تمام روزهای بدت تموم شده،

928
01:16:44,750 --> 01:16:47,708
آقاي هولمز، پليس با جسد رفته،

929
01:16:48,333 --> 01:16:51,750
داشتم فکر می‌کردم که حتی ما هم باید برویم، اینجا خیلی سخت است،

930
01:16:52,458 --> 01:16:55,541
یک سگ شکاری در جنگل است، فکرش هم آزاردهنده است،

931
01:16:56,041 --> 01:16:59,166
اگه مدت زیادی اینجا باشیم از نظر روحی تحت تاثیر قرار می‌گیریم، جدی میگم،

932
01:17:00,083 --> 01:17:02,125
راستی، فردا کی میای اینجا؟

933
01:17:03,833 --> 01:17:06,333
راستش، چرا شما بچه‌ها هم به جمع ما نمی‌پیوندید؟

934
01:17:06,416 --> 01:17:09,333
چرا؟ کجا؟ - آقای چانچال برای صبحانه دعوت کرده...

935
01:17:09,416 --> 01:17:11,416
بله، -چه عالی،

936
01:17:12,125 --> 01:17:15,416
خب، چیزکیک می‌خوریم؟ - اوه، خوشت اومد؟

937
01:17:16,125 --> 01:17:18,750
لطفا بیا اینجا، خب، فردا کی میری؟

938
01:17:18,833 --> 01:17:21,333
عصر، اما مطمئناً می‌توانیم قبل از آن به شما ملحق شویم،

939
01:17:21,666 --> 01:17:23,666
بله، حتماً، -ممنون،

940
01:17:24,166 --> 01:17:26,166
خیلی ممنون، فعلاً مرخص می‌شم، می‌بینمت.

941
01:17:26,708 --> 01:17:27,708
بله، -می‌بینمت،

942
01:17:31,333 --> 01:17:32,333
باشه،،،

943
01:17:32,750 --> 01:17:35,916
منظورت از اینکه هیچ خطری وجود ندارد چیست؟ آیا به چیزی فکر کرده‌ای؟

944
01:17:37,416 --> 01:17:39,125
لطفا به جنگل مور نروید،

945
01:17:39,541 --> 01:17:41,666
تا وقتی که کلاه دزدیده شده‌ات پیدا نشود،

946
01:17:42,083 --> 01:17:43,208
آقای کویوم اینجاست،

947
01:17:43,375 --> 01:17:44,541
برای دیدنت... -بله، بله، البته،

948
01:17:46,666 --> 01:17:49,416
عصر بخیر آقایان، عصر بخیر آقای کویوم، بنشینید،

949
01:17:49,708 --> 01:17:52,000
ممنون، -کی رسیدی؟ -من صبح اومدم،

950
01:17:52,375 --> 01:17:55,291
من نتونستم همون روز بیام چون تو اداره ثبت احوال بودم،

951
01:17:55,916 --> 01:17:58,750
شنیدی که سگ شکاری دوباره به دشت حمله کرد...

952
01:17:59,041 --> 01:18:01,291
یکی به اسم آصف... -ما از خودِ دشت می‌آییم.

953
01:18:02,125 --> 01:18:04,208
اما می‌توان با اطمینان گفت که آصف

954
01:18:04,291 --> 01:18:06,250
مرگ، آقای چودری را از خطر نجات داده است،

955
01:18:06,333 --> 01:18:08,250
آیا اینطور است؟ اما آقای هولمز...

956
01:18:08,875 --> 01:18:11,125
چطور می‌تونی اینقدر اعتماد به نفس داشته باشی؟

957
01:18:12,166 --> 01:18:14,208
زیرا افسانه‌ی سگ شکاری یک افسانه است،

958
01:18:14,708 --> 01:18:17,208
هیچ سگ شکاری ماوراءالطبیعه ای در هستی وجود ندارد،

959
01:18:17,833 --> 01:18:20,750
این یک سگ شکاری زنده است که پس از آشنایی با بو، حمله می‌کند.

960
01:18:21,041 --> 01:18:24,083
گاهی دستکش، گاهی کلاه، و گاهی کفش،

961
01:18:25,375 --> 01:18:28,458
اممم، شِخار، دوباره چیزی گم کردی؟

962
01:18:28,833 --> 01:18:31,333
اممم، بله، اول کلاهش،

963
01:18:32,000 --> 01:18:34,875
و سپس ژاکتی که آصف پوشیده بود،

964
01:18:36,333 --> 01:18:38,333
چند بار بهت گفتم،

965
01:18:38,708 --> 01:18:41,833
آقای هولمز، لطفا یک راه حل به ما ارائه دهید،

966
01:18:43,583 --> 01:18:45,750
اما ما فردا عصر میریم، آقای کویوم،

967
01:18:46,291 --> 01:18:49,375
اما قبل از رفتن می‌توانم چند نکته را به شما بگویم، - متشکرم،

968
01:18:50,541 --> 01:18:54,291
راستی آقای قیوم، بیایید فردا صبح مدارک را امضا کنیم...

969
01:18:54,958 --> 01:18:57,416
راستش، فردا صبح یه کم سخته،

970
01:18:57,708 --> 01:19:00,750
باید آخرین مدارک را از اداره ثبت احوال بگیرم،

971
01:19:00,916 --> 01:19:04,250
اما نگران نباش، تا شب تمام کارهای اداری را تمام می‌کنیم،

972
01:19:05,500 --> 01:19:07,916
باشه، -من دیگه میرم، -هوم،

973
01:19:09,250 --> 01:19:10,458
شب بخیر، -آقای هولمز،

974
01:19:14,166 --> 01:19:15,375
یک لذت مطلق،

975
01:19:16,666 --> 01:19:18,000
هوم، شب بخیر،

976
01:19:19,208 --> 01:19:19,750
متشکرم،

977
01:19:24,875 --> 01:19:25,500
چه اتفاقی افتاده؟

978
01:19:26,875 --> 01:19:27,750
سلام سارالکخو،

979
01:19:30,208 --> 01:19:33,291
آیا امکان ملاقات فردا صبح وجود دارد؟

980
01:20:06,333 --> 01:20:07,375
سرلکخو،

981
01:20:08,041 --> 01:20:10,958
یه بار این آلبوم رو بخون، -هوم،

982
01:20:13,833 --> 01:20:16,416
دارم فکر می‌کنم، خوابت میاد؟

983
01:20:17,000 --> 01:20:19,375
چشم‌های بسته فقط به معنای خوابیدن یا مردن نیستند،،،

984
01:20:19,458 --> 01:20:21,750
آریا، فراتر از این هم یه استنباطی هست، -هوم، باشه،

985
01:20:23,083 --> 01:20:26,000
چه استنباطی پشت رفتن پالاش کویوم با ماشینش وجود دارد؟

986
01:20:27,416 --> 01:20:29,583
دقت نکردی؟ -نه، چی بود؟

987
01:20:32,375 --> 01:20:35,250
کفش‌های پالاش قایوم گِل سیاهِ خلنگزار را در خود داشت،

988
01:20:36,750 --> 01:20:38,625
به همراه چند برگ له شده،

989
01:20:39,875 --> 01:20:44,291
کتش پوست مرده‌ی درختان جنگل را داشت،

990
01:20:45,875 --> 01:20:47,666
یعنی پالاش قایوم به جنگل رفت،

991
01:20:48,541 --> 01:20:51,375
منتظر کسی بود، اما چرا؟

992
01:20:52,666 --> 01:20:54,416
بله، البته که او می‌تواند به آنجا برود،

993
01:20:54,750 --> 01:20:57,083
منظورم اینه که جرم نیست، حتی من هم یکی دو بار اونجا رفتم،

994
01:20:57,166 --> 01:20:59,791
اما پالاش قویوم گفت که در اداره ثبت احوال محلی بوده، چرا؟

995
01:21:00,833 --> 01:21:02,750
او حتی یک بار هم از ورود به دشت حرفی نزد...

996
01:21:04,250 --> 01:21:06,291
مرگ آمارندرا

997
01:21:07,375 --> 01:21:08,333
قتل است،

998
01:21:08,416 --> 01:21:10,291
ها؟ -و آصف چی؟

999
01:21:11,875 --> 01:21:12,958
به اشتباه به قتل رسیده؟

1000
01:21:13,875 --> 01:21:14,875
قتل؟

1001
01:21:15,625 --> 01:21:17,250
امم، رحمان را ببین،

1002
01:21:18,583 --> 01:21:21,416
نفیسه،،، چنچال،،،

1003
01:21:22,458 --> 01:21:24,416
و اگر پالاش قایوم به نحوی در تمام این ماجرا دخیل باشد،

1004
01:21:24,500 --> 01:21:25,958
غیر از این افراد دیگه کی هست...؟

1005
01:21:26,041 --> 01:21:27,958
یه نفر هست، -کی؟

1006
01:21:28,958 --> 01:21:30,125
حرص و طمع،

1007
01:21:30,916 --> 01:21:32,166
شهوت،

1008
01:21:32,750 --> 01:21:34,750
استنت،،، حمله قلبی،

1009
01:21:35,333 --> 01:21:36,333
یه معما...!

1010
01:21:37,625 --> 01:21:40,833
نماد سگ چینی به چه معناست؟

1011
01:21:48,416 --> 01:21:48,958
اه! این مرد،

1012
01:22:20,750 --> 01:22:22,833
جسد آقای آمارندرا اینجا پیدا شد،

1013
01:22:23,750 --> 01:22:25,125
برو کنار، آریا، بله،

1014
01:22:33,500 --> 01:22:35,083
چه اتفاقی افتاده؟

1015
01:22:35,541 --> 01:22:38,208
از برادرم شنیدم که سگ شکاری به کسی حمله کرده است،

1016
01:22:39,416 --> 01:22:41,416
بله، آصف،

1017
01:22:42,583 --> 01:22:46,291
او از اقوام سرایدار ماست، آیا او کت شما را پوشیده بود؟

1018
01:22:48,458 --> 01:22:49,458
هوم،

1019
01:22:50,541 --> 01:22:52,166
داری چیکار میکنی؟ -هیس،

1020
01:22:57,375 --> 01:22:58,375
داری چیکار میکنی؟

1021
01:23:03,000 --> 01:23:05,958
شِخار، لطفا از اینجا برو،

1022
01:23:06,666 --> 01:23:10,041
اینجا جای خوبی نیست، حتی ما هم باید برویم، تو در خطری،

1023
01:23:10,333 --> 01:23:13,250
شنیده‌ام که نفرینی در نسل تو وجود دارد،

1024
01:23:14,958 --> 01:23:16,833
راحت باش، چه بلایی سرت اومده؟

1025
01:23:17,916 --> 01:23:19,916
واقعاً به این خرافات اعتقاد داری؟

1026
01:23:20,625 --> 01:23:21,708
روشنی ،،،؟

1027
01:23:23,666 --> 01:23:26,208
هی، داری چیکار می‌کنی؟

1028
01:23:27,833 --> 01:23:30,125
این موضوع مربوط به چیست؟

1029
01:23:31,416 --> 01:23:32,916
چرا اینقدر نگرانی؟

1030
01:23:34,666 --> 01:23:36,041
آیا تو هم همین احساسات رو داری؟

1031
01:23:38,125 --> 01:23:39,458
همانطور که من هستم؟ چشمانت از جانب تو سخن می‌گویند،

1032
01:23:40,041 --> 01:23:41,083
درست میگم؟

1033
01:23:52,250 --> 01:23:55,791
آآآآآخ! چی؟ این چیه؟ -سگ شکاری...

1034
01:23:56,083 --> 01:23:57,500
سگ شکاری؟ - توی این جنگل،

1035
01:23:59,000 --> 01:24:01,000
اوه، اوه!! داری اذیتم می‌کنی،

1036
01:24:08,458 --> 01:24:09,958
اگر او را پیدا نکنیم، دردسر درست می‌شود،

1037
01:24:13,250 --> 01:24:15,541
کلیسا کجاست؟ - اون طرفِ،

1038
01:24:19,000 --> 01:24:20,000
بیا بریم،

1039
01:24:24,708 --> 01:24:27,083
به خونه جدیدم خوش اومدی آریا، ها؟

1040
01:24:28,666 --> 01:24:30,375
دیوونه شدی یا چی؟ ها؟

1041
01:24:30,750 --> 01:24:33,166
تو این سرما اینجا قایم شده بودی؟ خدای من، خدای من!

1042
01:24:33,250 --> 01:24:35,833
اگر اینجا پنهان نشده بودم، هرگز از اسرار باخبر نمی‌شدم.

1043
01:24:35,916 --> 01:24:39,833
اینجا پنهان شده، آریا سن عزیزم، بیا تا چیزی را به تو نشان دهم،

1044
01:24:47,333 --> 01:24:48,333
اینجا رو ببین آریا،

1045
01:24:50,791 --> 01:24:52,666
سیمان زیر بت نو است،

1046
01:24:53,208 --> 01:24:55,833
اما رنگش قدیمیه، یعنی چی؟ -چی؟

1047
01:24:57,250 --> 01:24:59,125
این یه تله‌ست، تله؟

1048
01:24:59,916 --> 01:25:01,375
داستان چیه؟ -چی؟

1049
01:25:01,916 --> 01:25:03,916
اینکه خانواده‌ی شِخار گرفتار نفرینی شده‌اند که...

1050
01:25:03,958 --> 01:25:07,208
مربوط به این بت ساخته شده از سنگ سیاه مصری،

1051
01:25:07,500 --> 01:25:08,583
درسته؟ - درسته،

1052
01:25:09,000 --> 01:25:10,833
اگر کسی از نسل شخار سعی در دزدی داشته باشد

1053
01:25:10,916 --> 01:25:15,208
پس این بت به آنها حمله خواهد کرد، درست است؟ - درست است،

1054
01:25:15,375 --> 01:25:18,208
آمارندرا از بحران مالی رنج می‌برد، بدهکار بود،

1055
01:25:18,791 --> 01:25:22,125
او در آن زمان به این کلیسا فراخوانده شده بود، چرا؟

1056
01:25:24,125 --> 01:25:26,458
کسی به او یادآوری کرد که اگر بتواند این را تحمل کند،

1057
01:25:26,541 --> 01:25:29,041
بت آنگاه تمام مشکلاتش از بین خواهد رفت،

1058
01:25:29,375 --> 01:25:31,791
کی؟ رحمان؟

1059
01:25:32,375 --> 01:25:35,208
شاید، -امم، اما...

1060
01:25:35,541 --> 01:25:38,875
پس از آمارندرا، وارث ...

1061
01:25:40,125 --> 01:25:41,000
شِخار ،،،؟

1062
01:25:43,916 --> 01:25:47,208
آفرین، آریا سن عزیزم، -ممنون، -اما، اما، اما...

1063
01:25:47,291 --> 01:25:51,000
در نظر داشته باشید، پالاش قایوم رئیس این ملک است،

1064
01:25:51,250 --> 01:25:55,916
بنابراین اگر شخار و آمارندرا هر دو بمیرند، او بیشترین سود را خواهد برد،

1065
01:25:56,375 --> 01:26:00,625
اگر کسی به محل مرگ آمارندرا می‌رفت،

1066
01:26:03,083 --> 01:26:04,250
بینگو!

1067
01:26:04,416 --> 01:26:06,291
چی؟ چی شده؟ ها؟

1068
01:26:07,500 --> 01:26:08,541
سرلکخو،،،

1069
01:26:13,000 --> 01:26:14,833
چی؟ یه چیزی بگو...

1070
01:26:23,708 --> 01:26:26,708
خاک سیاه،،، زیر کفش‌ها،

1071
01:26:28,083 --> 01:26:31,583
یعنی، آمارندرا بت را از کلیسا دزدید،

1072
01:26:32,416 --> 01:26:35,750
به سمت جنگل دوید، بدو آریا...

1073
01:26:39,250 --> 01:26:41,958
سارالاکو... هی...

1074
01:26:45,083 --> 01:26:46,083
چه اتفاقی برایت افتاده؟

1075
01:26:47,750 --> 01:26:48,958
سرلکخو،،،؟

1076
01:26:58,958 --> 01:26:59,916
این چیست؟

1077
01:27:01,500 --> 01:27:03,916
یالا، آریا، کار اینجا تمومه،

1078
01:27:10,333 --> 01:27:12,916
اووووف... کمرم! آخ!

1079
01:27:16,291 --> 01:27:17,166
آقای هولمز،

1080
01:27:18,083 --> 01:27:20,958
داری میری، اشکالی نداره اما... هوم...

1081
01:27:21,166 --> 01:27:24,541
فقط اگه بتونی قبل از خداحافظیت معما رو حل کنی...

1082
01:27:25,666 --> 01:27:27,958
خیلی دوست داشتم توضیحش رو از زبون خودت بشنوم،

1083
01:27:32,958 --> 01:27:33,958
سرلکخو،،،

1084
01:27:36,416 --> 01:27:38,125
ساراکاکخو... هوم؟

1085
01:27:38,875 --> 01:27:40,625
اوه، اممم... چیزکیک؟

1086
01:27:40,916 --> 01:27:44,458
میشه یه کم بخورم؟ -بله، حتماً، -آه، ممنونم،

1087
01:27:46,083 --> 01:27:47,458
ممنون آریا،

1088
01:27:55,708 --> 01:27:57,791
هوممم... خیلی قشنگه!

1089
01:27:58,208 --> 01:28:00,958
نانوایی اوله و استین، لندن، - از کجا فهمیدی؟

1090
01:28:01,208 --> 01:28:05,833
این سارالاکخو هولمز است، او می‌تواند یک نفر را در یک نگاه توصیف کند،

1091
01:28:06,458 --> 01:28:08,583
و این خیلی دقیق است، - نه، من این را به کیک نگفتم،

1092
01:28:09,166 --> 01:28:10,333
جعبه کیک را دیدم،

1093
01:28:11,125 --> 01:28:12,833
اون بیرون، یه گوشه نگهش می‌دارن، -اوه، ههههه!

1094
01:28:13,291 --> 01:28:16,666
ههههه! فهمیدم! خیلی خوب متوجه شدی،

1095
01:28:17,083 --> 01:28:20,958
خب، آقای هولمز، نظر شما در مورد خواهرم، روشني، چیست؟

1096
01:28:34,208 --> 01:28:35,416
تبریک می‌گویم،

1097
01:28:37,708 --> 01:28:38,875
همچنین برای شما، آقای چودهاری،

1098
01:28:41,833 --> 01:28:45,083
اممم، چی...؟ -نه، یه چیزی بهم بگو...

1099
01:28:45,500 --> 01:28:50,041
من چی دوست دارم؟ چه رنگی رو ترجیح میدم؟ - مشکی،

1100
01:28:50,916 --> 01:28:55,166
تو عاشق گوشت هستی، حداقل روزی دو بار به آن نیاز داری،

1101
01:28:57,291 --> 01:29:00,416
گوشتخواره، -سارالکخو!

1102
01:29:01,000 --> 01:29:05,458
متابولیسم پایه او بالاست، بنابراین تمام روز غذا می‌خورد،

1103
01:29:05,541 --> 01:29:07,208
به همین دلیل است که او وزن زیادی اضافه نمی‌کند، شوهر سابقش ...

1104
01:29:07,291 --> 01:29:10,541
گجراتی، گیاهخوار خالص، به همین دلیل طلاق،

1105
01:29:15,375 --> 01:29:18,500
اممم، لطفا حرفاشو جدی نگیر،

1106
01:29:18,583 --> 01:29:22,833
اون همه اینا رو میگه، درست مثل... نه شخار، باید بهت میگفتم،

1107
01:29:23,500 --> 01:29:26,791
من مطلقه هستم، شوهر سابقم شراد مهتا بود،

1108
01:29:27,208 --> 01:29:28,916
ازدواج ما خوب پیش نرفت اما...

1109
01:29:29,083 --> 01:29:31,958
آویزی که شما استفاده می‌کنید معمولاً گجراتی، طرح کوچ است،

1110
01:29:32,041 --> 01:29:34,375
حلقه ازدواجت گم شده، اما جایش پیداست،

1111
01:29:34,458 --> 01:29:37,875
و اگر اشتباه نکنم، تکه‌های گوشت بره لای دندان‌هایت داری،

1112
01:29:42,125 --> 01:29:45,250
این توانایی ارزش ستایش داره، -بله، البته،

1113
01:29:45,458 --> 01:29:48,041
اممم، آقای هولمز، داشتم می‌گفتم،

1114
01:29:48,791 --> 01:29:52,166
اگه یه چیزی در مورد من بگی... تو نقطه مقابل خواهرتی...

1115
01:29:53,250 --> 01:29:55,083
کاملاً وگان، سیگار نمی‌کشی،

1116
01:29:55,666 --> 01:29:57,416
شراب جمع می‌کنید، اما نمی‌نوشید،

1117
01:29:57,500 --> 01:29:59,958
تو این سن لاغر و خوش اندامی،

1118
01:31:03,083 --> 01:31:08,125
مامان قبلاً برام نون پف کرده و سیب زمینی بسته بندی می کرد، -ههههههه...

1119
01:31:14,000 --> 01:31:15,375
بوی خوشمزه‌ای دارد،

1120
01:31:16,375 --> 01:31:18,166
متشکرم، آقای هولمز،

1121
01:31:18,750 --> 01:31:21,833
کار درست را کردی که حرف‌های ناگفته‌ی مرا گفتی،

1122
01:31:22,291 --> 01:31:23,375
اشکالی نداره، روشنی،

1123
01:31:25,458 --> 01:31:26,708
بریم آریا...

1124
01:31:27,458 --> 01:31:28,958
ما نباید مدت زیادی اینجا باشیم،

1125
01:31:30,958 --> 01:31:31,958
ببخشید،

1126
01:31:36,833 --> 01:31:38,000
من آنها را رها می‌کنم، -هوم،

1127
01:31:49,750 --> 01:31:52,916
تو به من اطمینان دادی، وگرنه نمیذاشتم بری،

1128
01:31:53,666 --> 01:31:54,666
جای نگرانی نیست،

1129
01:31:54,958 --> 01:31:58,416
تنها به جنگل نرو، ضمناً کار تا فردا تمام می‌شود.

1130
01:31:58,958 --> 01:32:00,375
باشه، یه چیزی بهم بگو،

1131
01:32:00,583 --> 01:32:03,916
تو به یه نفر مشکوکی، مگه نه؟ - می‌خوای اسمش رو بدونی؟

1132
01:32:04,541 --> 01:32:06,791
بله، فقط اگر اشکالی ندارد جزئیات را به اشتراک بگذارید،

1133
01:32:08,250 --> 01:32:10,583
اسم شما اولین نفر توی لیستمه، آقای چودهاری،

1134
01:32:11,208 --> 01:32:13,125
روزی که آقای آمارندرا کشته شد، شما در آمریکا نبودید،

1135
01:32:13,250 --> 01:32:16,208
شما در میدان پاترن، در بورس اوراق بهادار لندن بودید،

1136
01:32:16,666 --> 01:32:18,541
حتی شما هم در بازار بدهی دارید، مگر نه آقای چودهاری؟

1137
01:32:18,625 --> 01:32:22,375
خب، می‌خواستید ارزش املاک باسکرویل را بدانید، نه؟

1138
01:32:26,375 --> 01:32:27,958
تلفن همراه، چیزهای خطرناک،

1139
01:32:28,208 --> 01:32:31,125
فقط کافیه شماره رو وارد کنم تا از محلتون مطلع بشم،

1140
01:32:31,916 --> 01:32:32,916
جالبه، نه؟

1141
01:32:34,833 --> 01:32:36,208
آه، آقای هولمز،

1142
01:32:37,166 --> 01:32:40,041
داری میری؟ - اوه بله، قطار بعدی برگشت به لندن.

1143
01:32:40,791 --> 01:32:43,583
شِخار، می‌خوای بذاریش ایستگاه؟ - هوم،

1144
01:32:43,833 --> 01:32:46,833
اممم، مدارک آماده است، فوراً آنها را امضا کنید،

1145
01:32:47,041 --> 01:32:48,416
باشه؟ -حتماً،

1146
01:32:49,416 --> 01:32:52,291
سفرتان به سلامت، آقای هولمز، - بریم آریا،

1147
01:32:56,375 --> 01:32:57,375
می‌بینمت،

1148
01:33:28,000 --> 01:33:31,375
امم، میدونی که من به اون کاغذ نیاز دارم، اون خیلی برام مهمه،

1149
01:33:31,625 --> 01:33:34,166
اوه، پس شما آقای هولمز را ترک می‌کنید؟ - بله،

1150
01:33:34,541 --> 01:33:35,875
در نهایت، آقای ری،

1151
01:33:36,458 --> 01:33:40,166
اوه، دکتر، سن؟ - هوم... - لطفاً شناسه ایمیل خود را برای من ارسال کنید،

1152
01:33:40,375 --> 01:33:44,291
به محض اینکه مقاله منتشر شد، آن را برایت می‌فرستم، -حتماً، حتماً، -اممم،

1153
01:33:45,208 --> 01:33:47,416
پست نکنید، حتماً یک نسخه چاپی ارسال کنید،

1154
01:33:48,041 --> 01:33:51,333
توی پاکت‌هات، پاکت‌هات خیلی قشنگن،

1155
01:33:51,583 --> 01:33:54,500
ههههه... این کار رو می‌کنم، سفر خوش،

1156
01:33:54,958 --> 01:33:56,208
ممنون، -ههههه،

1157
01:33:56,625 --> 01:33:58,916
اممم، دکتر سن، - ما دوباره همدیگر را خواهیم دید، آقای هولمز...

1158
01:33:59,666 --> 01:34:01,750
اوه، مطمئناً آقای چودری،

1159
01:34:02,750 --> 01:34:03,833
بریم آریا، هوم،

1160
01:34:04,833 --> 01:34:05,916
می‌بینمت، بله...

1161
01:34:09,375 --> 01:34:10,666
می‌تونی اینو نگه داری؟ اه!

1162
01:34:29,791 --> 01:34:32,708
من باید این را به تو بگویم، سرلکخو، این...

1163
01:34:33,875 --> 01:34:37,541
بیرون رفتن با تو در جامعه مدنی دشوار است،

1164
01:34:38,000 --> 01:34:39,291
هر چه دلت می‌خواهد می‌گویی،

1165
01:34:40,083 --> 01:34:41,208
تو به پالاش گفتی،

1166
01:34:42,416 --> 01:34:43,750
و حتی شخار...

1167
01:34:43,833 --> 01:34:48,375
تا وقتی که حرف دلت را نزنی،

1168
01:34:49,541 --> 01:34:51,166
تا آن زمان در امان هستی، آریا،

1169
01:34:51,875 --> 01:34:55,333
صورت‌ها،،، بینی، چشم‌ها، دهان،،،

1170
01:34:56,208 --> 01:34:57,333
مثل یک کتاب است،

1171
01:34:58,583 --> 01:34:59,791
فقط به آن خیره نشوید،

1172
01:35:00,958 --> 01:35:02,083
بلد باشی چطور بخونیش،

1173
01:35:02,958 --> 01:35:04,041
به هیچ وجه،

1174
01:35:05,541 --> 01:35:07,208
ببین، می‌دونی که شِخار و روشنی...

1175
01:35:08,750 --> 01:35:12,375
چرا باید جلوی روشنی در مورد طلاقش حرف می‌زدی؟

1176
01:35:12,500 --> 01:35:14,291
من نمی‌تونم دروغ بگم، آریا،

1177
01:35:15,291 --> 01:35:17,750
غیر از این، از این روش متنفرم

1178
01:35:17,833 --> 01:35:20,708
مردان به زنانی که دوستشان دارند خیره می‌شوند،

1179
01:35:21,583 --> 01:35:24,750
مثل کارِ از دست رفته‌ی عشقه،

1180
01:35:25,208 --> 01:35:27,166
بله، طبق گفته سارالاکخو هولمز،

1181
01:35:27,791 --> 01:35:29,708
هیچکس عاشق نخواهد شد!

1182
01:35:30,166 --> 01:35:32,166
عشق از آنِ کسانی است که وقتِ آزادِ فراوان دارند،

1183
01:35:33,291 --> 01:35:37,125
یادت باشه، عشق یه تله‌ست، -تله؟ -هوم...

1184
01:35:37,958 --> 01:35:41,416
کسر، کسر، کسر همه چیز است،

1185
01:35:41,625 --> 01:35:43,958
ناخن‌های یک زن، ماهیت شغلش را توصیف می‌کنند،

1186
01:35:44,041 --> 01:35:45,833
و چهره‌اش از افکارش می‌گوید،

1187
01:35:46,125 --> 01:35:48,833
مردهایی مثل تو اینطور فکر می‌کنن؟ هوم؟

1188
01:35:49,708 --> 01:35:52,708
همه در این دنیا سارالاکخو هولمز بزرگ نیستند!

1189
01:35:53,041 --> 01:35:54,958
شما نمی‌توانید در یک رابطه، استنتاج کنید،

1190
01:35:55,500 --> 01:35:59,166
اونوقت مجبور میشی تمام عمرت طبق قوانین اون زن زندگی کنی...

1191
01:36:00,708 --> 01:36:03,500
کجا می‌روی؟ چرا می‌روی؟ چه کسی با توست؟

1192
01:36:03,833 --> 01:36:08,375
چرا دو تا بلیط سینما تو کتت داری؟ و غیره... و غیره...

1193
01:36:09,375 --> 01:36:12,333
همه چیز شیمی پایه است، آریا سن عزیزم،

1194
01:36:12,833 --> 01:36:16,208
غدد درون ریز، پروژسترون، تستوسترون و آدرنالین،

1195
01:36:16,291 --> 01:36:17,541
طلاق،

1196
01:36:18,416 --> 01:36:20,125
تو غیرممکنی،

1197
01:36:20,625 --> 01:36:22,333
اما من یه چیزی رو نمیفهمم،

1198
01:36:22,666 --> 01:36:25,250
چرا ما ناگهان و بدون اینکه کار را تمام کنیم، آنجا را ترک کردیم؟

1199
01:36:26,000 --> 01:36:27,500
چه کسی آمارندرا را کشت؟

1200
01:36:27,708 --> 01:36:30,125
صاحب سگ کیست؟ ما هیچ چیز از او نمی‌دانیم،

1201
01:36:31,041 --> 01:36:32,791
نه، من واقعاً بعضی وقت‌ها تو را نمی‌فهمم،

1202
01:36:33,625 --> 01:36:35,625
اما میدونی، یه چیزی خیلی اذیتم میکنه،

1203
01:36:36,500 --> 01:36:41,166
اینکه شخار موقع فوت آمارندرا تو لندن بوده...!

1204
01:36:41,833 --> 01:36:45,583
شِخار... -یه حمله ای میشه، ها؟

1205
01:36:45,875 --> 01:36:47,750
روی شخار، همین امروز،

1206
01:36:48,541 --> 01:36:51,875
اممم... چی؟ چرا اینجاییم؟ ها!

1207
01:36:52,875 --> 01:36:54,375
چون تا زمانی که من آنجا باشم،

1208
01:36:55,125 --> 01:36:56,500
هیچ اتفاقی نمی‌افتاد! بگیرش،

1209
01:37:03,125 --> 01:37:04,375
حالت خوبه؟

1210
01:37:11,000 --> 01:37:12,333
سلام، مراقب باشید!

1211
01:38:03,791 --> 01:38:05,958
بریم آریا، بله، بریم

1212
01:38:12,875 --> 01:38:14,750
بیا آریا، منتظرم باش،

1213
01:38:19,208 --> 01:38:21,666
هی، هی... این دیگه چی بود؟ اون یارو هیکلی کی بود؟

1214
01:38:22,500 --> 01:38:25,333
هی سارالاکخو، منتظرم باش!

1215
01:38:25,416 --> 01:38:28,833
بیا آریا، زود باش!! سارالاکخو!!

1216
01:38:33,458 --> 01:38:36,041
تو این چند روز رابطه خوبی بینمون شکل گرفته،

1217
01:38:36,916 --> 01:38:39,708
و غیر از این، خواهرم روشنی...

1218
01:38:40,500 --> 01:38:43,833
میدونی... -آره، میدونم، میدونم، شنیدمش...

1219
01:38:44,416 --> 01:38:46,625
به هر دوی شما تبریک می‌گویم، - متشکرم،

1220
01:38:46,708 --> 01:38:47,833
بیایید برای آنها نان تست درست کنیم ،

1221
01:38:48,458 --> 01:38:50,708
به سلامتی، -به سلامتی!! -به سلامتی این زوج فوق‌العاده!

1222
01:38:51,041 --> 01:38:52,791
متشکرم، -سلامت باشی روشنی،

1223
01:38:55,208 --> 01:38:58,416
ام شخار، آیا آقای هولمز اطلاعاتی ارائه داد؟

1224
01:38:59,375 --> 01:39:00,500
بله،،،

1225
01:39:01,333 --> 01:39:04,125
او فکر می‌کند که هیچ نفرینی به این معنی وجود ندارد...

1226
01:39:04,375 --> 01:39:07,416
یکی داره سعی می‌کنه ریچودهاری‌های باسکرویل رو بکشه،

1227
01:39:07,791 --> 01:39:11,416
و آنها از این افسانه برای کشتن عمو استفاده کردند، -اما...

1228
01:39:12,916 --> 01:39:15,000
سودش چقدر میشه؟ -پول!

1229
01:39:15,916 --> 01:39:18,708
پس این منم، اگه من بمیرم همه به اونا میرسن،

1230
01:39:19,833 --> 01:39:22,000
خدای من! شِخار،

1231
01:39:23,583 --> 01:39:24,708
سگ شکاری هست؟

1232
01:39:26,041 --> 01:39:27,875
هست، اما، آموزش دیده است،

1233
01:39:30,375 --> 01:39:33,833
به هر حال، او گفت که فعلاً جای نگرانی نیست،

1234
01:39:33,916 --> 01:39:35,708
آه! خدای من!

1235
01:39:36,583 --> 01:39:38,375
از آنجایی که او اطمینان داده است،

1236
01:39:39,000 --> 01:39:41,333
حالا می‌توانی به راحتی در دشت‌ها قدم بزنی،

1237
01:39:42,708 --> 01:39:43,708
آیا مایل به رفتن هستید؟

1238
01:39:46,375 --> 01:39:47,375
نه،

1239
01:39:48,333 --> 01:39:49,666
می‌توانم در طول روز قدم بزنم،

1240
01:39:50,875 --> 01:39:54,375
جنگل این رنگ را در طول روز نخواهد داشت،

1241
01:39:54,458 --> 01:39:57,416
فوق‌العاده میشه، بزن بریم، بزن انجامش بدیم شخار،

1242
01:39:57,500 --> 01:40:00,041
نه شخار، خواهش می‌کنم، نه ماجراجویی،

1243
01:40:01,208 --> 01:40:05,375
ببخشید، شوخی کردم.

1244
01:40:05,541 --> 01:40:07,208
اوه،،، ههههه!

1245
01:40:08,416 --> 01:40:11,208
به هر حال، وقتشه که شب بخیر بگم، هوم؟

1246
01:40:12,166 --> 01:40:14,125
ممنون بابت شام دوست‌داشتنی، باعث افتخارمه،

1247
01:40:15,208 --> 01:40:17,750
آقای کویوم، شما ماشین دارید، درسته؟ خوبه،

1248
01:40:18,291 --> 01:40:20,250
من شِخار رو میذارم، باشه؟ - ممنون،

1249
01:40:20,333 --> 01:40:24,125
بیا بریم، بذار یه کم حرف بزنن، بیرون منتظر میمونیم، -میبینمت،

1250
01:40:27,916 --> 01:40:30,041
سارالاکخو، این یه کم ریسک نداره؟

1251
01:40:30,375 --> 01:40:32,166
اگر ریسک نکنم، فشار خونم پایین می‌آید،

1252
01:40:34,250 --> 01:40:36,083
این مرد بود...

1253
01:40:36,333 --> 01:40:38,458
وقتی به من برخورد کرد، متوجه شدم که چمدان خالی است،

1254
01:40:44,333 --> 01:40:45,458
دارتمور، زود باش،

1255
01:40:47,750 --> 01:40:48,916
کمک، کمک، کمک،،،

1256
01:40:55,000 --> 01:40:55,958
خداحافظ، روشنی...

1257
01:40:57,541 --> 01:40:59,750
به محض اینکه همه ترتیبات را در آمریکا بدهم، برمی‌گردم.

1258
01:41:01,916 --> 01:41:04,958
تحت هیچ شرایطی از تالار باسکرویل بیرون نرو، باشه؟

1259
01:41:10,333 --> 01:41:11,333
به هیچ وجه،

1260
01:41:23,250 --> 01:41:24,958
می‌فهمم، به من نمی‌گویی،

1261
01:41:25,291 --> 01:41:27,041
میدونی گربه شرودینگر چیه؟

1262
01:41:28,583 --> 01:41:32,375
بله، می‌دانم، اما چه ربطی به این پرونده دارد؟ - یک گربه در جعبه،

1263
01:41:33,125 --> 01:41:36,208
وقتی در یک زمان مشخص به آن نگاه می‌کنید، چه استنباطی دارید؟

1264
01:41:37,125 --> 01:41:40,333
چی؟ -گربه ممکنه زنده باشه، یا ممکنه هم مرده باشه،

1265
01:41:41,500 --> 01:41:42,250
کیه ؟

1266
01:41:45,375 --> 01:41:46,333
شِخار ،،،؟

1267
01:41:47,458 --> 01:41:49,083
گربه شرودینگر ما،

1268
01:41:57,875 --> 01:42:00,708
داره بازیت میده، -ببخشید، نمیفهمم چی میگی،

1269
01:42:00,916 --> 01:42:02,333
دختر، داره تو رو بازی میده،

1270
01:42:06,791 --> 01:42:08,583
به من نگو ​​سارالاکخو،

1271
01:42:09,833 --> 01:42:11,250
واتساپ من رو چک می‌کنی؟

1272
01:42:12,833 --> 01:42:14,083
گوش می‌دهم،

1273
01:42:21,208 --> 01:42:22,708
تو دیوونه ای!

1274
01:42:24,000 --> 01:42:27,375
می‌خواستم تو را پیاده کنم، اما من دارم می‌روم دوونشایر،

1275
01:42:27,625 --> 01:42:29,916
اوه، نه، نه، مشکلی نیست، آقای چانچال من را می‌رساند،

1276
01:42:30,666 --> 01:42:32,250
آه، متشکرم،

1277
01:42:32,625 --> 01:42:34,791
خیلی ممنون که اومدی، باعث افتخارمه،

1278
01:42:34,916 --> 01:42:36,333
آقای ری، من عصر خیلی خوبی داشتم،

1279
01:42:37,041 --> 01:42:38,583
خیلی ممنونم، -می‌بینمتون بچه‌ها،

1280
01:42:38,666 --> 01:42:40,666
خداحافظ، شب بخیر، - شب بخیر،

1281
01:42:51,333 --> 01:42:52,333
شخار،

1282
01:42:54,375 --> 01:42:55,416
خیلی ممنونم،

1283
01:42:57,041 --> 01:43:00,500
راستش، روشنی بعد از طلاقش خیلی داغون شده بود،

1284
01:43:01,583 --> 01:43:03,791
اما از زمانی که او با تو روبرو شده است،

1285
01:43:04,625 --> 01:43:06,250
زندگی او عملاً تغییر کرده است،

1286
01:43:07,000 --> 01:43:09,875
و من به عنوان یه برادر یه سری مسئولیت‌ها دارم، هوم؟

1287
01:43:10,541 --> 01:43:11,541
لطفا بیا،

1288
01:43:14,041 --> 01:43:15,250
متشکرم، - خیلی خوش آمدید،

1289
01:43:34,458 --> 01:43:37,416
موتور با کاهش دما مشکل ایجاد می‌کند!

1290
01:43:37,708 --> 01:43:40,333
این عجیبه! نگران نباش، یه لحظه دیگه شروع میشه،

1291
01:43:44,625 --> 01:43:45,875
آقای چانچال... ها؟

1292
01:43:45,958 --> 01:43:48,250
مسافت کوتاهی است، می‌توانم بروم،

1293
01:43:48,500 --> 01:43:52,375
دیوونه شدی؟ نه، نه، نمی‌ذارم از جنگل رد بشی...

1294
01:43:52,750 --> 01:43:54,500
صبر کن، بذار بهت ملحق بشم، -اوه، نه!

1295
01:43:54,791 --> 01:43:57,625
اگه الان به من ملحق بشی، باید برگردی... این همونه...

1296
01:43:57,875 --> 01:44:01,375
مشکلی نیست، و گوشیم همراهمه...

1297
01:44:01,458 --> 01:44:04,458
گوش کن شِخار، تلفن اینجا شبکه نداره،

1298
01:44:04,708 --> 01:44:06,875
صبر کن، من پالتو را می‌آورم، -اوه!

1299
01:44:06,958 --> 01:44:09,250
آقای چانچال... نه، نه! من نمی‌تونم این کار رو بکنم.

1300
01:44:09,541 --> 01:44:12,375
خواهش می‌کنم، آقای چانچال... خواهش می‌کنم نه! مزاحم نشوید،

1301
01:44:12,500 --> 01:44:15,916
مسافت کوتاهی است، می‌توانم بروم، روشنی کمی ناراحت است،

1302
01:44:16,250 --> 01:44:17,583
لطفا کنارش بمون،

1303
01:44:19,208 --> 01:44:21,666
اما... منظورم اینه که...

1304
01:44:22,125 --> 01:44:23,875
مطمئنی؟ -حتماً!

1305
01:44:25,416 --> 01:44:27,833
باشه پس، به سلامت برو، -حتماً،

1306
01:44:28,000 --> 01:44:29,583
شب بخیر، ممنون، -شب بخیر،

1307
01:44:57,458 --> 01:44:59,333
هی سرلاکخو!!

1308
01:45:05,833 --> 01:45:07,291
آریا، زود باش، زود باش! - بله، بله!

1309
01:45:27,208 --> 01:45:29,000
شنیدی؟ - بله!

1310
01:45:32,875 --> 01:45:34,833
نزدیک خط قطار... زود باش! - عجله کن...

1311
01:46:32,666 --> 01:46:33,791
آقای شِخار

1312
01:46:36,208 --> 01:46:38,500
آقای شیخار... همه چی روبراهه؟

1313
01:46:40,541 --> 01:46:41,666
آقای شِخار

1314
01:46:47,625 --> 01:46:50,166
سگ شکاری اینجا نیست، آریا، - ضربان قلبش تند شده،

1315
01:46:50,708 --> 01:46:53,166
نگران نباش آقای شِخار، من داروهام رو دارم،

1316
01:46:54,458 --> 01:46:55,625
حالتون خوبه آقای شیخار؟

1317
01:46:55,916 --> 01:46:57,916
نگران نباش، هیچ اتفاقی نیفتاده،

1318
01:46:58,958 --> 01:47:01,333
اینو بگیر، بذار زیر زبونت... باشه؟

1319
01:47:03,416 --> 01:47:05,375
برخیز، برخیز!

1320
01:47:05,708 --> 01:47:07,541
اوه، بیا، کمکم کن،

1321
01:47:12,708 --> 01:47:13,625
بیا دیگه،

1322
01:47:14,583 --> 01:47:16,791
نگران نباش، مواظب باش!

1323
01:47:54,708 --> 01:47:56,083
شیخار، مراقب باش،

1324
01:48:44,000 --> 01:48:45,791
اوه، من تو را تکه تکه خواهم کرد،

1325
01:49:25,208 --> 01:49:26,625
چشم انداز ابدی، عزیزم!

1326
01:51:49,541 --> 01:51:51,875
بیا همین الان از این ماجرا بگذریم، آقای هولمز،

1327
01:51:57,833 --> 01:52:00,125
قدرت مشاهده شما ممکن است خوب باشد،

1328
01:52:01,500 --> 01:52:04,875
اما آیا می‌دانستی که تو هم تحت نظر من بودی،

1329
01:52:05,208 --> 01:52:06,916
امیدوارم تا الان اینو میدونستی و بهش پی برده بودی...

1330
01:52:08,250 --> 01:52:09,250
البته،

1331
01:52:10,125 --> 01:52:12,750
و همچنین من حدس زدم که پدرت،

1332
01:52:12,833 --> 01:52:16,458
سابیتندرا چوداری بر اثر حمله قلبی درگذشت، درست است؟

1333
01:52:18,041 --> 01:52:21,083
آقای شِخار، با برادرت آشنا شو،

1334
01:52:22,000 --> 01:52:25,041
پسر سابیتندرا چوداری، چانچال ری،

1335
01:52:25,666 --> 01:52:28,458
اسم درسته ولی فامیلی اشتباهه

1336
01:52:29,291 --> 01:52:30,458
یا هر دو اشتباه می‌کنند؟

1337
01:52:32,250 --> 01:52:35,625
نقشه اصلی کشتن آمارندرا کار توئه، مگه نه؟

1338
01:52:37,500 --> 01:52:40,916
یک مجسمه عیسی مسیح گرانبها در کلیسای سنت فورد وجود دارد،

1339
01:52:41,458 --> 01:52:44,083
فرض می‌کنم که شما از آن بت خبر دارید،

1340
01:52:44,708 --> 01:52:47,000
اگر بتوانید آن بت را به دست آورید، پس چیزهای زیادی

1341
01:52:47,083 --> 01:52:51,625
از مشکلات مالی شما تمام می شد،

1342
01:52:52,000 --> 01:52:54,333
پیش‌بینی می‌شود که این آیدل با او نسبت فامیلی داشته باشد.

1343
01:52:54,875 --> 01:52:57,125
به نفرین یک سگ شکاری ماوراء طبیعی...

1344
01:52:57,875 --> 01:53:00,458
اما اگر می‌خواهی ریسک کنی،

1345
01:53:02,291 --> 01:53:03,291
تو می‌توانی،

1346
01:53:46,250 --> 01:53:47,333
برو،،،!!

1347
01:54:11,416 --> 01:54:13,250
همه چیز درست است، آقای هولمز،

1348
01:54:14,916 --> 01:54:17,333
اما امیدوارم بدونی کنجکاوی با گربه چیکار کرد...

1349
01:54:18,125 --> 01:54:19,458
باید این را می‌دانستی،

1350
01:54:30,291 --> 01:54:33,791
و شاید شما آقای چانچال چودری را نمی‌شناختید،

1351
01:54:34,750 --> 01:54:37,708
اینکه گربه از خود ببر باهوش‌تر است!

1352
01:54:44,500 --> 01:54:45,791
هی، حرکت کن، حرکت کن،

1353
01:54:46,541 --> 01:54:48,625
پلیس، شما بازداشت هستید،

1354
01:54:49,166 --> 01:54:51,458
شما بازداشت هستید! بلند شوید،

1355
01:54:54,083 --> 01:54:56,333
لستراد، در باسکرویل به دیدنت خواهم آمد،

1356
01:54:56,833 --> 01:54:59,583
بله، آقا، من فقط می‌رم و روشنی رو ملاقات می‌کنم،

1357
01:55:00,625 --> 01:55:02,125
چند تا سوال ازش دارم،

1358
01:55:03,833 --> 01:55:05,125
اميدوارم بلايى سرش نيومده باشه،

1359
01:55:10,250 --> 01:55:11,083
روشنی ،،،

1360
01:55:12,875 --> 01:55:15,208
روشنی، روشنی،،،

1361
01:55:17,916 --> 01:55:18,958
روشن!

1362
01:55:21,208 --> 01:55:23,041
خدا میدونه چی شده! سرلاکخو!

1363
01:55:24,458 --> 01:55:25,291
روشن!

1364
01:55:32,458 --> 01:55:36,375
ماشین اینجاست، یعنی او جایی همین اطراف است،

1365
01:55:38,500 --> 01:55:39,583
روشنی!!

1366
01:55:40,583 --> 01:55:44,375
روشنی... روشنی...،،، روپیه! در رو باز کن!

1367
01:55:56,333 --> 01:55:58,000
آقای چودهاری، از این طرف!

1368
01:56:07,166 --> 01:56:08,833
ای خدای من!

1369
01:56:10,375 --> 01:56:11,041
روشنی ،،،!!

1370
01:56:11,750 --> 01:56:13,125
آریا... هوم...

1371
01:56:23,625 --> 01:56:24,875
شیخار، متاسفم،

1372
01:56:25,875 --> 01:56:28,583
من واقعاً متاسفم، - فکر می‌کنم نباید ناراحت باشی،

1373
01:56:29,291 --> 01:56:32,500
می‌دانم که تو با چانچال نسبتی نداری،

1374
01:56:34,291 --> 01:56:36,000
حالا لطفا خودتان را معرفی کنید،

1375
01:56:38,125 --> 01:56:41,208
هرچی در مورد من گفتی درسته،

1376
01:56:42,041 --> 01:56:44,000
من روشني راي هستم،

1377
01:56:44,583 --> 01:56:48,208
چانچال ری منظورم پسر عموی سوم چانچال چودری است،،،

1378
01:56:48,791 --> 01:56:49,833
نه خواهر خودش،

1379
01:56:50,041 --> 01:56:52,208
از بستگان شما، سابیتندرا چوداری،

1380
01:56:53,333 --> 01:56:54,666
او ظاهراً غیرقابل ردیابی بود،

1381
01:56:55,791 --> 01:56:57,666
او نمرده بود، زنده بود،

1382
01:56:59,000 --> 01:57:00,291
درسته روشنی؟

1383
01:57:01,375 --> 01:57:05,000
سابیتندرا چوداری، که من او را بابوجی صدا می‌زدم،

1384
01:57:05,833 --> 01:57:07,041
او دوست پدرم بود،

1385
01:57:08,250 --> 01:57:12,208
او من و چانچال را بعد از فوت پدرم بزرگ کرد،

1386
01:57:12,958 --> 01:57:14,291
به همین دلیل است که من او را برادر خطاب می‌کنم،

1387
01:57:15,041 --> 01:57:18,541
می‌دانستم که او با هویت متفاوتی به اینجا می‌آید، اما فکر کردم،

1388
01:57:18,708 --> 01:57:21,083
یه سهم تو تالار باسکرویل هست،

1389
01:57:21,166 --> 01:57:23,458
نمی‌دانستم که او شروع به کشتن مردم خواهد کرد،

1390
01:57:25,958 --> 01:57:28,125
بعد از اینکه انگیزه‌هاش رو فهمیدم، رفتم بهت هشدار بدم،

1391
01:57:28,333 --> 01:57:30,250
بهت گفتم از اینجا برو،

1392
01:57:30,625 --> 01:57:34,583
اون شب که گفت میرسونمت، با خودم فکر کردم...

1393
01:57:35,125 --> 01:57:38,958
داداش، لطفا به شِخار آسیبی نرسون، همه چیز رو بهش میگم! -خفه شو!

1394
01:57:39,250 --> 01:57:42,875
دهنت رو ببند! وگرنه، غذات میدم به سگ شکاری، -نه!!

1395
01:57:42,958 --> 01:57:45,250
تو هیچ جا نمیری! من جیغ میکشم و هشدار میدم...

1396
01:57:45,333 --> 01:57:47,333
جیغ میزنی؟! شِخار!! ها!

1397
01:58:10,250 --> 01:58:14,375
از روی نقاشی سلطنتی راجندرا می‌توانم حدس بزنم که چانچال یکی از اقوام است.

1398
01:58:17,375 --> 01:58:19,958
چشم‌ها،،، چشم‌ها،،،

1399
01:58:22,375 --> 01:58:23,625
برادر آمارندرا،

1400
01:58:24,000 --> 01:58:26,166
سابیتندرا برای مدت طولانی غیرقابل ردیابی بود،

1401
01:58:26,750 --> 01:58:28,708
اما او کجاست؟ زنده بود یا مرده؟ شاید.

1402
01:58:28,791 --> 01:58:32,166
او زنده نیست، اما ممکن است فرزندی داشته باشد،

1403
01:58:34,000 --> 01:58:35,166
درسته، آقای چانچال؟

1404
01:58:36,666 --> 01:58:40,000
او از طریق پدرش با نفرین سگ شکاری آشنا شد،

1405
01:58:40,666 --> 01:58:44,500
سپس عمویش را کشت تا بتواند باسکرویل را تصاحب کند،

1406
01:58:45,125 --> 01:58:47,000
عالی! اما،

1407
01:58:47,583 --> 01:58:49,041
سپس او در مسیر خود با مشکل جدیدی روبرو شد،

1408
01:58:50,916 --> 01:58:52,500
آقای شِخار از آمریکا برگشت،

1409
01:58:52,916 --> 01:58:54,541
مجبور شد جلویش را بگیرد،

1410
01:58:54,708 --> 01:58:56,416
به همین دلیل است که او یک نامه تهدیدآمیز به هتل فرستاد،

1411
01:58:58,083 --> 01:58:59,250
این کار جواب نداد، بنابراین او کفشی را که متعلق به

1412
01:58:59,333 --> 01:59:02,166
به شخار و آن را تا سگ شکاری بو کشید،

1413
01:59:06,625 --> 01:59:07,958
اما کفش نو بود،

1414
01:59:08,291 --> 01:59:10,750
بنابراین سگ شکاری هیچ بویی پیدا نکرد، بنابراین کفش

1415
01:59:11,208 --> 01:59:14,083
به اتاق هتلش به شخار برگردانده شد،

1416
01:59:16,000 --> 01:59:17,000
اولین اشتباه،

1417
01:59:18,083 --> 01:59:20,458
آن پاکت توسط آقای شِخار به سطل زباله انداخته شد،

1418
01:59:21,458 --> 01:59:23,250
اما شاید شما نتوانستید حدس بزنید آقای چانچال که،

1419
01:59:23,333 --> 01:59:27,083
پاکت را از سطل زباله بیرون می‌آوردم،

1420
01:59:28,125 --> 01:59:31,833
دوباره همان پاکت را در ویلای آقای چانچال دیدم،

1421
01:59:36,000 --> 01:59:38,791
پاکت نامه ایالت ناوینگتون،

1422
01:59:41,541 --> 01:59:43,083
زیباست! -آه، ممنونم،

1423
01:59:43,291 --> 01:59:46,833
پاکتی که موقع صبحانه روزنامه‌اش را از آن به ما نشان داد،

1424
01:59:46,916 --> 01:59:49,000
صبحانه‌ی خوبی بود، آریا!

1425
01:59:50,041 --> 01:59:53,250
اون موقع بود که فهمیدم اون وگان هست، اما چرا؟

1426
01:59:53,708 --> 01:59:57,416
چون او می‌دانست که بیماری قلبی در خانواده ژنتیکی است،

1427
01:59:58,375 --> 02:00:01,583
برعکس، خواهرش روشنی، انواع گوشت‌ها را داشت،

1428
02:00:02,208 --> 02:00:03,875
پس آیا روشنی و چانچال با هم نسبتی ندارند؟

1429
02:00:05,833 --> 02:00:07,833
اشتباه دوم، اه! خطا،

1430
02:00:08,375 --> 02:00:12,208
و بعدش هم چیزکیک از برند اوله و استین!

1431
02:00:15,000 --> 02:00:18,375
هر چقدر هم که خوشمزه بود، ثابت می‌کرد که آقای چانچال در لندن است،

1432
02:00:19,583 --> 02:00:21,708
عالیه! بعدش؟

1433
02:00:23,333 --> 02:00:26,833
بعد کلاهت را گذاشتی و رفتی داخل کافه،

1434
02:00:28,208 --> 02:00:30,708
و در آن لحظه آقای چانچال،

1435
02:00:32,000 --> 02:00:34,166
کلاهت را از آنجا برداشتی،

1436
02:00:35,166 --> 02:00:36,666
برای اینکه سگ شکاری بو بکشد،

1437
02:00:47,750 --> 02:00:52,083
برای اجرای این نقشه‌ی بزرگش، او یک مربی سگ بریتانیایی استخدام کرد،

1438
02:00:52,416 --> 02:00:55,083
بوریس و سگ شکاری‌اش،

1439
02:00:55,291 --> 02:00:59,875
وقتی من و بوریس در لندن دعوایمان شد، خالکوبی‌اش را دیدم،

1440
02:01:01,208 --> 02:01:04,666
در زبان چینی، که یعنی ... سگ،

1441
02:01:05,250 --> 02:01:06,375
دقیقاً،

1442
02:01:07,083 --> 02:01:08,583
بقیه‌اش ابتداییه، آریای عزیزم،

1443
02:01:08,875 --> 02:01:11,750
بوریس کلاه را پیش سگ شکاری می‌برد و بعد او را رها می‌کرد،

1444
02:01:11,833 --> 02:01:15,375
و سگ شکاری، ماینوکسیدیل را روی شخار بو می‌کرد و به او حمله می‌کرد،

1445
02:01:16,833 --> 02:01:18,833
آریا یادت هست که ما یه چیزی شنیدیم؟

1446
02:01:18,916 --> 02:01:21,250
صدای عجیبی در جنگل هنگام مرگ آصف،

1447
02:01:24,083 --> 02:01:25,708
شنیدی؟ - سوت؟

1448
02:01:25,916 --> 02:01:27,083
صدای سوت،

1449
02:01:27,916 --> 02:01:31,875
سوتی که آقای چانچال با آن سگ شکاری را به سمت هدفش فراخواند،

1450
02:01:32,666 --> 02:01:33,916
اشتباه سوم،

1451
02:01:35,041 --> 02:01:38,208
آصف کت شخار را پوشیده بود،

1452
02:01:38,291 --> 02:01:42,166
پس او به جای شخار مُرد،

1453
02:01:56,000 --> 02:01:58,166
سرانجام شخار در جنگل تنها بود،

1454
02:01:59,291 --> 02:02:01,166
او نتوانست ماشین را روشن کند،

1455
02:02:01,833 --> 02:02:03,333
بنابراین تصمیم گرفتم پیاده به خانه برگردم،

1456
02:02:04,041 --> 02:02:05,166
از پیش برنامه‌ریزی شده،

1457
02:02:07,000 --> 02:02:07,916
دقیقاً،

1458
02:02:09,250 --> 02:02:11,125
لحظه‌ای که شخار به سمت جنگل رفت،

1459
02:02:11,458 --> 02:02:13,375
چانچال با سوت به دنبالش رفت،

1460
02:02:25,541 --> 02:02:27,708
من چیزهای زیادی در مورد شما شنیده بودم، آقای هولمز،

1461
02:02:28,416 --> 02:02:30,083
اما از اونجایی که شما برداشت کردید!

1462
02:02:30,166 --> 02:02:32,250
اوه، من هنوز حرفم تمام نشده، آقای کویوم!

1463
02:02:32,875 --> 02:02:35,875
تو روزی که آصف مُرد، تو اون جنگل بودی، درسته؟

1464
02:02:38,291 --> 02:02:41,625
آصف دیگر نمی‌توانست در آن جنگل پنهان شود،

1465
02:02:42,125 --> 02:02:43,916
او فکر کرده بود که تسلیم خواهد شد،

1466
02:02:44,291 --> 02:02:47,458
من و نفیسه پیش آقای قیوم رفتیم،

1467
02:02:48,250 --> 02:02:51,375
دیگه نمیتونست سرما رو تحمل کنه، برای همین...

1468
02:02:51,541 --> 02:02:54,375
به خاطر حرفه‌ام، با آصف در جنگل آشنا شدم،

1469
02:02:54,666 --> 02:02:58,708
اما بدبختی حتی قبل از اینکه بتوانم با او صحبت کنم اتفاق افتاد،

1470
02:03:16,416 --> 02:03:18,333
لستراد، او کاملاً مال توست،

1471
02:03:18,541 --> 02:03:21,500
بله، قربان، بلند شو!

1472
02:03:25,250 --> 02:03:26,458
بفرمایید!

1473
02:03:43,416 --> 02:03:44,291
آقای چاد

1474
02:03:50,458 --> 02:03:51,458
من به قهوه نیاز دارم!!

1475
02:04:28,083 --> 02:04:30,375
بیاین، من شما رو میرسونم بچه ها،

1476
02:04:31,291 --> 02:04:32,791
خیلی ممنونم، آقای هولمز،

1477
02:04:38,333 --> 02:04:39,916
او فعلاً اینجا خواهد بود،

1478
02:04:40,000 --> 02:04:42,500
من در استنفورد ترتیب کارها را می‌دهم، و بعد او را با خودم می‌برم،

1479
02:04:43,583 --> 02:04:44,416
امم، و ...

1480
02:04:47,416 --> 02:04:49,125
نشان کوچکی از جانب من،

1481
02:04:53,041 --> 02:04:53,750
متشکرم،

1482
02:04:54,666 --> 02:04:57,541
بریم، خداحافظ...

1483
02:05:39,000 --> 02:05:39,916
دوام نخواهد داشت،

1484
02:05:41,625 --> 02:05:43,625
ببخشید؟ - نه برای شما،

1485
02:05:45,000 --> 02:05:46,250
تو فقط یه وسیله گذر زمان هستی، آریا،

1486
02:05:46,541 --> 02:05:49,666
چی؟ - بعد از اینکه ده تا پیامک بهش بدی جواب میده،

1487
02:05:50,041 --> 02:05:54,458
دوست شما، دکتر، او خودساخته و بسیار جاه‌طلب است،

1488
02:05:54,750 --> 02:05:59,625
تو دانش‌آموز خوبی هستی، برای همین اون فقط ازت مطالب درسی می‌خواد...

1489
02:06:02,750 --> 02:07:59,625
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">نیوفیلم</font>   <font color="Orange">NewFilm</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال