﻿
1
00:00:00,000 --> 00:00:27,000
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">نیوفیلم</font>   <font color="Orange">NewFilm</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

2
00:00:28,000 --> 00:00:57,000
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">نیوفیلم</font>   <font color="Orange">NewFilm</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

3
00:02:11,435 --> 00:02:13,133
کمک!

4
00:02:17,528 --> 00:02:18,964
بنت‌ها نزدیک‌اند، قربان.

5
00:02:19,051 --> 00:02:21,576
مسمومم کرده‌اند!

6
00:02:21,663 --> 00:02:24,100
سه روز است که مست‌اید، قربان.

7
00:02:24,187 --> 00:02:25,884
هشدارتان دادم.

8
00:02:25,971 --> 00:02:27,843
چنین کاری نکردی.

9
00:02:27,930 --> 00:02:31,412
احشایم از گندیدگی متعفن شده.

10
00:02:31,542 --> 00:02:33,153
طبیب را خبر کنید!

11
00:02:33,240 --> 00:02:35,285
یک کاسه آش دهقانی دارم، مارماهی خام،

12
00:02:35,372 --> 00:02:36,504
نصف نان چاودار،

13
00:02:36,591 --> 00:02:38,245
و جامی زرده‌ی جغد با سرکه،

14
00:02:38,332 --> 00:02:39,855
و جرعه‌ای ویسکی.

15
00:02:45,774 --> 00:02:47,689
<i>سِر جورج چانسی سویج</i>

16
00:02:47,776 --> 00:02:49,734
تازه‌به‌دوران‌رسیده‌ای گستاخ از ولز بود.

17
00:02:49,821 --> 00:02:51,910
<i>اوباشی فرومایه و فرصت‌طلب...</i>

18
00:02:51,997 --> 00:02:54,217
آه، بله.

19
00:02:54,304 --> 00:02:56,480
<i>‏...که با تلاش‌هایی ناپسند،</i>

20
00:02:56,567 --> 00:02:59,135
<i>کلاه‌برداری‌های بی‌شرمانه</i>
<i>و بالا رفتن از نردبان اجتماع،</i>

21
00:02:59,222 --> 00:03:01,964
<i>توانست همسری اصیل‌زاده</i>
<i>را بفریبد و به دست آورد.</i>

22
00:03:02,094 --> 00:03:04,793
<i>لیدی سویج، از سویج‌های یورکشر.</i>

23
00:03:04,880 --> 00:03:08,231
<i>تا آنچه از ملک خانوادگی‌اش</i>
<i>مانده بود بر باد دهد،</i>

24
00:03:08,318 --> 00:03:10,277
<i>بر سر جامه‌های پرزرق‌وبرق،</i>

25
00:03:10,407 --> 00:03:15,673
<i>میگساری، روسپیان،</i>
<i>و البته زهر محبوبش: قمار.</i>

26
00:03:15,760 --> 00:03:16,761
همان‌ها.

27
00:03:17,371 --> 00:03:19,460
<i>پذیرفت که نام «سویج» را بر خود بگذارد</i>

28
00:03:19,590 --> 00:03:22,898
<i>تا بالاتر از طبقه‌ی خود ازدواج</i>
<i>کند، و لقب «سِر» را خرید</i>

29
00:03:22,985 --> 00:03:25,466
<i>با فروش نسنجیده‌ی چند تابلو</i>

30
00:03:25,553 --> 00:03:27,076
<i>و چند قطعه زمین.</i>

31
00:03:27,294 --> 00:03:29,121
<i>اما برخلاف ظاهرش،</i>

32
00:03:29,209 --> 00:03:32,690
<i>چیزی جز پسر دوره‌گردی بی‌پول نبود.</i>

33
00:03:33,169 --> 00:03:35,258
<i>بیگانه‌ای در میان طبقه‌ی حاکم.</i>

34
00:03:35,693 --> 00:03:38,914
<i>چانسی هرگز خود را لایق او ندانست،</i>

35
00:03:39,001 --> 00:03:41,873
<i>یا لایق آنان، و بیشترشان هم موافق بودند.</i>

36
00:03:45,137 --> 00:03:48,663
از بنت‌ها بیزارم. متفرعن
و کسالت‌آورِ فلج‌کننده‌اند.

37
00:03:50,621 --> 00:03:52,014
می‌بینی چطور نگاهم می‌کند،

38
00:03:52,101 --> 00:03:54,886
با آن پوزخند کاوشگر؟ و آن زن بی‌نزاکتش.

39
00:03:54,973 --> 00:03:56,888
به دلربایی یک کیست چرکین است.

40
00:03:57,976 --> 00:03:59,630
حکایتی بس زشت شنیدم

41
00:03:59,717 --> 00:04:00,675
از پیشخدمتی.

42
00:04:00,979 --> 00:04:02,720
درباره‌ی آقای بنت و روسپی‌ای سفلیسی.

43
00:04:02,807 --> 00:04:04,418
بگو، خواهش می‌کنم.

44
00:04:19,694 --> 00:04:21,086
زاده‌ی زاغه‌های سنت‌جایلز،

45
00:04:21,086 --> 00:04:23,132
<i>نوکر چانسی اوباشی فرومایه بود</i>

46
00:04:23,219 --> 00:04:24,873
<i>و به‌نوبه‌ی خود فرصت‌طلب.</i>

47
00:04:24,960 --> 00:04:26,135
سر جایتان بمانید!

48
00:04:26,744 --> 00:04:28,442
جیب‌هایتان را خالی کنید

49
00:04:28,659 --> 00:04:31,096
و اشیای قیمتی را لطف کنید.

50
00:04:31,227 --> 00:04:34,404
مالیاتی تازه بر اشراف این ناحیه وضع شده.

51
00:04:35,971 --> 00:04:37,146
سپاسگزارم.

52
00:04:38,626 --> 00:04:40,671
بی‌بیِ... دل!

53
00:04:40,758 --> 00:04:42,673
<i>برای حفظ زندگی پرتجملش</i>

54
00:04:42,760 --> 00:04:44,414
<i>و فرونشاندن بدهی‌های فزاینده‌اش...</i>

55
00:04:46,503 --> 00:04:49,027
<i>‏...چانسی بی‌درنگ پیشخدمت</i>
<i>وفادارش را همراه می‌برد</i>

56
00:04:49,114 --> 00:04:50,551
<i>به فاحشه‌خانه‌ها،</i>

57
00:04:50,638 --> 00:04:52,161
<i>قمارخانه‌ها...</i>

58
00:04:52,248 --> 00:04:54,685
<i>‏...و هر جا که به سودش می‌دید.</i>

59
00:04:55,207 --> 00:04:57,862
‏- بشتاب.
‏- بگیریدش! دزد!

60
00:04:57,949 --> 00:04:59,299
برگرد اینجا!

61
00:04:59,386 --> 00:05:00,604
شلیک نکن! دروغ می‌گوید!

62
00:05:00,691 --> 00:05:01,997
راهزنان دزد!

63
00:05:02,476 --> 00:05:04,129
‏- هرزه‌ای در پی نان.
‏- برگرد!

64
00:05:04,260 --> 00:05:05,740
بجنبید، قربان.

65
00:05:07,307 --> 00:05:09,047
آرام‌تر! پاشنه‌بلند پوشیده‌ام!

66
00:05:11,180 --> 00:05:12,921
<i>چانسی حیله‌های گوناگون داشت</i>

67
00:05:13,008 --> 00:05:15,489
<i>تا به نتیجه‌ی دلخواهش برسد.</i>

68
00:05:18,840 --> 00:05:21,364
<i>تاس‌ها را استادانه کف</i>
<i>دست پنهان و تعویض می‌کرد</i>

69
00:05:21,451 --> 00:05:22,757
<i>با جفتی دستکاری‌شده...</i>

70
00:05:22,844 --> 00:05:24,280
<i>که با دقت ذوبشان کرده بود...</i>

71
00:05:24,367 --> 00:05:27,152
جوش و خروش، رنج و تشویش.

72
00:05:27,501 --> 00:05:30,721
شور می‌سوزد، شرط دوچندان می‌شود.

73
00:05:30,852 --> 00:05:34,116
<i>‏...تا تقریباً همیشه شش بیاورند.</i>

74
00:05:36,248 --> 00:05:38,729
نمی‌دانم چگونه، سویج،

75
00:05:38,947 --> 00:05:41,732
اما تقلب کردی، به‌نحوی
ناجوانمردانه و نفرت‌انگیز،

76
00:05:41,819 --> 00:05:45,649
و بر همین اساس، طلب دوئل می‌کنم!

77
00:05:46,215 --> 00:05:47,564
چه جسارتی.

78
00:05:49,479 --> 00:05:50,828
<i>رجینالد اغلب مأمور بود...</i>

79
00:05:51,699 --> 00:05:53,657
آماده! ...به فیصله‌ی نزاع‌های مالی چانسی

80
00:05:53,657 --> 00:05:56,747
<i>و اختلافاتش با دوئل شمشیر یا تپانچه.</i>

81
00:05:56,834 --> 00:05:58,923
آتش!

82
00:05:59,359 --> 00:06:01,143
<i>و نیز به گریز از</i>

83
00:06:01,230 --> 00:06:04,538
<i>مراجعات روزافزون طلبکاران خشمگینش.</i>

84
00:06:04,799 --> 00:06:07,149
کجاست؟

85
00:06:07,715 --> 00:06:10,282
متأسفانه سِر چانسی برای
کاری به هامبورگ رفته‌اند.

86
00:06:10,370 --> 00:06:11,806
ماه پیش پاریس بود،

87
00:06:11,893 --> 00:06:13,590
ماه پیش‌تر، هند غربی.

88
00:06:13,677 --> 00:06:15,810
با من بازی نکن، پسر!

89
00:06:16,463 --> 00:06:18,987
شنیده‌ام قطعه‌ی من دو بار فروخته شده،

90
00:06:19,074 --> 00:06:20,467
شاید هم سه بار.

91
00:06:21,076 --> 00:06:22,947
چانسی آرام‌آرام قطعات ملکشان را

92
00:06:23,034 --> 00:06:24,514
<i>به یغما می‌برد.</i>

93
00:06:24,601 --> 00:06:26,516
<i>نقشه‌ای بی‌پروا و پیچیده</i>

94
00:06:26,603 --> 00:06:28,910
<i>از استقراض بیش از حد و دورویی.</i>

95
00:06:29,127 --> 00:06:31,956
اگر این امر به‌درستی و به‌سرعت فیصله نیابد،

96
00:06:32,087 --> 00:06:34,263
ناچار به مقامات متوسل می‌شوم.

97
00:06:34,394 --> 00:06:35,960
پیغام را می‌رسانم.

98
00:06:41,401 --> 00:06:43,098
بانو امروز صبح چطورند؟

99
00:06:43,185 --> 00:06:45,883
گویا فقط در مجالس با من سخن می‌گوید

100
00:06:45,970 --> 00:06:46,928
یا سر سفره.

101
00:06:47,276 --> 00:06:48,799
حتماً گذراست، قربان.

102
00:06:48,886 --> 00:06:50,279
ماه‌هاست دستم نزده.

103
00:06:50,453 --> 00:06:52,368
ذائقه می‌خواهید، قربان.

104
00:06:52,847 --> 00:06:54,892
با آقای بلکِ ما چه کنم؟

105
00:06:54,979 --> 00:06:57,112
کمی... آشفته می‌نمود.

106
00:06:57,199 --> 00:06:59,462
آه بله، قطعه‌ی ۱۱.

107
00:06:59,593 --> 00:07:02,509
پهنه‌ای باشکوه از توس و کاج.

108
00:07:02,770 --> 00:07:05,250
نگران نباش. اوضاع در دستم است.

109
00:07:05,599 --> 00:07:08,819
نمی‌گذارم بانکداری طماع
خانه‌مان را تصاحب کند

110
00:07:08,906 --> 00:07:11,909
و نام‌مان را بیالاید. آن خون است؟

111
00:07:12,649 --> 00:07:15,347
قرقاول است، قربان. آه، لذیذ. محبوب من.

112
00:07:15,522 --> 00:07:16,436
می‌دانم، قربان.

113
00:07:16,827 --> 00:07:18,568
بی‌تو چه می‌کردم.

114
00:07:18,699 --> 00:07:21,353
وفاداری و دلاوری‌ات، مهارتت در تیراندازی.

115
00:07:21,441 --> 00:07:22,746
شما بسیار چیزهایید، قربان،

116
00:07:22,833 --> 00:07:24,313
اما تیرانداز خوب نه.

117
00:07:24,444 --> 00:07:25,445
تقصیر من نیست.

118
00:07:26,054 --> 00:07:28,273
عینک مرا کتابی و چاق نشان می‌دهد.

119
00:07:28,360 --> 00:07:29,666
کم به تو می‌گویم، اما...

120
00:07:30,537 --> 00:07:35,759
چون پسرم دوستت دارم، یا...

121
00:07:37,718 --> 00:07:39,720
‏...چون سگی مهربان.

122
00:07:49,469 --> 00:07:50,818
<i>لیدی سویج</i>

123
00:07:50,905 --> 00:07:52,863
<i>از خاندانی اشرافی و بی‌آبرو برخاسته بود.</i>

124
00:07:53,385 --> 00:07:55,431
<i>هرچند هنوز لقبی برجسته داشت</i>

125
00:07:55,649 --> 00:07:57,041
<i>و خونی نجیب.</i>

126
00:07:57,389 --> 00:08:00,044
<i>سویج‌های یورکشر روزگار سختی می‌گذراندند...</i>

127
00:08:01,306 --> 00:08:03,352
<i>‏...و دیگر جز نامی نبودند.</i>

128
00:08:03,439 --> 00:08:05,485
<i>این وضع مالی بهبود نیافت</i>

129
00:08:05,572 --> 00:08:07,312
<i>با ازدواجش با چانسی.</i>

130
00:08:07,487 --> 00:08:10,272
<i>اما دل عضله‌ای دمدمی است.</i>

131
00:08:10,359 --> 00:08:12,796
<i>خیلی زود مسحورش شد،</i>

132
00:08:12,883 --> 00:08:15,364
<i>و برخلاف همه‌ی مخالفت‌ها و انتقادها...</i>

133
00:08:15,451 --> 00:08:17,148
<i>‏...دو هفته‌ای با او ازدواج کرد.</i>

134
00:08:17,845 --> 00:08:20,935
<i>هرگز کسی چون چانسی ندیده بود.</i>

135
00:08:22,937 --> 00:08:25,156
<i>اما البته، خوشی بها دارد.</i>

136
00:08:25,243 --> 00:08:27,985
آه، چانسی.

137
00:08:29,291 --> 00:08:30,727
<i>ولخرجی بی‌پروا</i>

138
00:08:30,814 --> 00:08:31,815
<i>و ماجراهایشان</i>

139
00:08:31,989 --> 00:08:34,339
<i>آنان را به لبه‌ی پرتگاه کشانده بود.</i>

140
00:08:34,601 --> 00:08:37,734
<i>چنان‌که شایعه‌سازان می‌گفتند:</i>
<i>‏«لنگه‌ی هم بودند.»</i>

141
00:08:37,908 --> 00:08:40,824
زوجی بی‌روح‌تر از بنت‌ها ندیده‌ام.

142
00:08:40,911 --> 00:08:42,652
فنجان‌هایی ملال‌آورند.

143
00:08:42,783 --> 00:08:45,394
چینی، نقاشی‌شده،
و از این گوش تا آن گوش خالی.

144
00:08:45,829 --> 00:08:47,831
پس چرا همیشه دعوتشان می‌کنی؟

145
00:08:47,918 --> 00:08:49,354
گدا حق انتخاب ندارد.

146
00:08:49,485 --> 00:08:50,660
اگر مهمان شام نباشد،

147
00:08:50,747 --> 00:08:51,618
هرچند کودن،

148
00:08:52,053 --> 00:08:53,315
گویی اصلاً غذا نمی‌خورد.

149
00:08:53,402 --> 00:08:54,664
اما ما اینجاییم، بانو.

150
00:08:54,751 --> 00:08:56,144
می‌دانم، اما تو خدمتکاری،

151
00:08:56,231 --> 00:08:57,232
همیشه اینجایی.

152
00:08:57,580 --> 00:08:59,495
و مهمان مزدبگیر به حساب نمی‌آید.

153
00:08:59,626 --> 00:09:00,670
همین‌طور است.

154
00:09:00,975 --> 00:09:02,585
تنها مشتاقان دیدار ما این روزها

155
00:09:03,107 --> 00:09:05,632
وام‌دهندگان شوهرم‌اند و طلبکاران مشکوک.

156
00:09:05,719 --> 00:09:07,503
آن مرد هیچ دامن چین‌داری ندیده

157
00:09:07,590 --> 00:09:09,287
یا سینه‌ای که هوسش نکرده باشد.

158
00:09:10,114 --> 00:09:12,900
شاید شایعه‌سازان راست می‌گویند و لنگه‌ی همیم.

159
00:09:12,987 --> 00:09:14,902
با خود بس تند سخن می‌گویید، بانو.

160
00:09:15,424 --> 00:09:17,382
تنها تویی که مرا می‌فهمی، دوروتی.

161
00:09:18,645 --> 00:09:20,516
مطمئنی زیاده‌روی نیست؟

162
00:09:21,561 --> 00:09:24,259
ابداً، بانو. به‌نظرم نهایت خویشتن‌داری است.

163
00:09:24,868 --> 00:09:27,262
لعنت! باز هم؟

164
00:09:27,784 --> 00:09:29,569
آن روبان را از آنجا بیاور.

165
00:09:35,444 --> 00:09:37,446
‏- بفرمایید.
‏- همین کافی است.

166
00:10:02,340 --> 00:10:04,560
برای نخستین بار در ۵۰۰ سال،

167
00:10:04,691 --> 00:10:06,693
کسوف کامل به لندن نزدیک می‌شود

168
00:10:06,780 --> 00:10:08,216
در کمتر از دو هفته.

169
00:10:08,477 --> 00:10:10,174
چنین کسوفی هنگامی رخ می‌دهد

170
00:10:10,261 --> 00:10:13,221
که ماه نو میان خورشید و زمین می‌لغزد،

171
00:10:13,482 --> 00:10:15,658
چون سرپوشی، خورشید را سیاه می‌کند

172
00:10:15,745 --> 00:10:18,139
و سایه‌اش را بر سطح زمین می‌افکند.

173
00:10:18,530 --> 00:10:21,142
کسوف هالی نخستین از نوع خود است،

174
00:10:21,229 --> 00:10:23,448
پیش‌بینی‌شده بر پایه‌ی نظریه‌ی نیوتنی،

175
00:10:23,666 --> 00:10:26,147
و نقشه‌ی دقیق مسیرش در زیر ترسیم شده.

176
00:10:39,029 --> 00:10:41,858
شیطان کوچک من و دسته‌ی موش‌هایش چطورند؟

177
00:10:41,945 --> 00:10:44,469
بابا، قول بده بعد از بنت‌ها بیایی بازی.

178
00:10:44,600 --> 00:10:47,429
به‌شرطی که وولی قول دهد این بار گاز نگیرد.

179
00:10:47,821 --> 00:10:50,258
آه، این را نمی‌توانم قول بدهم.

180
00:10:50,432 --> 00:10:53,304
‏- پیشخدمتی هم که نبود.
‏- نه، البته که نه.

181
00:10:53,391 --> 00:10:55,089
فقط امیدوارم قرقاول...

182
00:10:55,219 --> 00:10:56,873
‏...مثل دفعه‌ی پیش تهوع‌آور نباشد.

183
00:10:56,960 --> 00:10:59,006
خدای من، روزها روی لگن بودم.

184
00:10:59,093 --> 00:11:00,485
می‌دانم. اسهال.

185
00:11:01,704 --> 00:11:03,097
آقا و خانم بنت، چه دلپذیر.

186
00:11:03,532 --> 00:11:04,707
از این طرف.

187
00:11:20,288 --> 00:11:21,637
شما را به مجلس رقص

188
00:11:21,724 --> 00:11:22,769
قصر کامبرلند؟

189
00:11:22,856 --> 00:11:24,901
باشکوه می‌نماید. ما را نخواندند.

190
00:11:25,075 --> 00:11:28,600
یا آن شام بی‌پایان برای ارل جدید گلاستر؟

191
00:11:28,688 --> 00:11:29,950
متأسفانه نه.

192
00:11:30,124 --> 00:11:31,429
حتماً خطای خدمتکاری بوده.

193
00:11:31,516 --> 00:11:32,430
خطا، بله.

194
00:11:32,561 --> 00:11:33,736
هوم.

195
00:11:33,823 --> 00:11:35,042
هوم!

196
00:11:35,346 --> 00:11:38,828
لرد مارلو امروز صبح
حکایتی بس شگفت برایم گفت.

197
00:11:38,915 --> 00:11:40,830
چیزی به نام «کسوف».

198
00:11:41,004 --> 00:11:44,268
ظاهراً از منابع موثق شایع شده

199
00:11:44,486 --> 00:11:46,880
که ارواح شریر سرازیر می‌شوند،

200
00:11:46,967 --> 00:11:48,751
چون شیر بازِ آسمان.

201
00:11:48,969 --> 00:11:51,798
کار شیطان برای این پادشاه نگون‌بخت.

202
00:11:51,885 --> 00:11:53,800
‏- منابع موثق، می‌گویید؟
‏- راست است.

203
00:11:53,930 --> 00:11:55,932
بله، شرّ در راه است.

204
00:11:56,019 --> 00:11:57,804
نخست پادشاهی آلمانی،

205
00:11:57,891 --> 00:11:59,283
‏- سپس آبله.
‏- آبله.

206
00:11:59,370 --> 00:12:01,416
و حالا سوراخی در آسمان؟

207
00:12:01,503 --> 00:12:04,201
دیگر چه در پیش است؟

208
00:12:04,419 --> 00:12:07,335
هر قدر هم جلوس جورج را مسئله‌دار بدانید،

209
00:12:07,422 --> 00:12:09,337
ژاکوبیت‌های لعنتی خیابان‌ها را

210
00:12:09,424 --> 00:12:11,295
به خشونت و آشوب می‌آلایند...

211
00:12:11,426 --> 00:12:13,907
‏...چون کودکان لوسِ اسباب‌بازی‌باخته.

212
00:12:14,037 --> 00:12:17,084
زنده باد پادشاه!

213
00:12:17,606 --> 00:12:20,348
متأسفم، اما جز ابلهانی فتنه‌گر نیستند

214
00:12:20,435 --> 00:12:22,045
که نقاب انقلابی بر چهره دارند.

215
00:12:22,132 --> 00:12:23,394
جدی که نمی‌گویید؟

216
00:12:23,481 --> 00:12:25,092
مرا به بسیار چیز متهم کرده‌اند،

217
00:12:25,179 --> 00:12:27,007
اما جدیت یکی از آن‌ها نیست.

218
00:12:27,094 --> 00:12:28,530
یک هانوفری؟ اینجا؟

219
00:12:28,617 --> 00:12:32,099
توهینی است به هر انگلیسی نجیبی.

220
00:12:32,186 --> 00:12:33,927
برچیدن توری‌ها...

221
00:12:34,014 --> 00:12:36,538
‏...و صعود توطئه‌آمیز ویگ‌ها.

222
00:12:36,625 --> 00:12:39,193
شرم‌آور است. کودتایی پست.

223
00:12:39,454 --> 00:12:40,672
این سرزمین ماست.

224
00:12:40,847 --> 00:12:42,805
‏- بله، بله.
‏- تاج ما. حق مادرزادی ما.

225
00:12:42,979 --> 00:12:46,026
و نمی‌گذارم آلمانی کثیفی

226
00:12:46,113 --> 00:12:48,942
آن را از ما برباید. حق با اوست.

227
00:12:49,203 --> 00:12:50,508
اگر مراقب نباشیم،

228
00:12:50,595 --> 00:12:52,423
صبحانه شنیتسل می‌خوریم.

229
00:12:52,510 --> 00:12:53,990
<i>گوتن ناخت. گوتن تاگ.</i>

230
00:12:54,121 --> 00:12:55,470
‏- گوتنِ چرند.
‏- همین‌طور است.

231
00:12:55,600 --> 00:12:57,211
جورج آگوستوس؟

232
00:12:57,298 --> 00:12:59,822
به هیچ آگوستوسی اعتماد ندارم. نه، نه.

233
00:12:59,909 --> 00:13:03,173
اما جیمز ادوارد استوارت...

234
00:13:03,260 --> 00:13:05,088
بفرمایید. این می‌شود نام یک پادشاه.

235
00:13:05,175 --> 00:13:07,917
و این یوهان باخ هم مشکوک می‌نماید.

236
00:13:08,004 --> 00:13:09,832
هر که با او سخن گفته‌ایم

237
00:13:09,919 --> 00:13:12,008
جلوس را نامشروع می‌داند. نامشروع.

238
00:13:12,095 --> 00:13:14,097
جداً هامفری، واقعاً نگرانی

239
00:13:14,184 --> 00:13:15,490
که ویگی حیله‌گر بیاید

240
00:13:15,577 --> 00:13:17,405
و وقتی روی لگنی زمینت را بگیرد؟

241
00:13:17,492 --> 00:13:21,235
آقا، مسخره‌ام می‌کنید؟ به‌هیچ‌وجه.

242
00:13:21,322 --> 00:13:24,368
صرفاً اختلافی میان دوستان عزیز

243
00:13:25,021 --> 00:13:27,371
که در سیاست روز تبادل نظر می‌کنند.

244
00:13:27,632 --> 00:13:28,720
شما، آقا،

245
00:13:28,895 --> 00:13:31,680
ذهنی تیز و چابک در این امور دارید.

246
00:13:31,811 --> 00:13:33,638
من چندان اهل سیاست نیستم.

247
00:13:33,725 --> 00:13:34,988
بیشتر طاووسم.

248
00:13:35,118 --> 00:13:37,251
کیک که می‌خواهد؟

249
00:13:37,773 --> 00:13:40,254
فقط دو خدمتکار. وحشیانه است.

250
00:13:40,341 --> 00:13:42,647
و دیدی؟ ون گوین‌شان را فروخته‌اند.

251
00:13:42,734 --> 00:13:44,084
بدهی قمار است، معلوم است.

252
00:13:44,693 --> 00:13:47,304
آه، هامفری.

253
00:13:47,478 --> 00:13:49,176
لعنتی!

254
00:13:54,007 --> 00:13:56,487
در عمرم این‌همه گه ندیده‌ام!

255
00:13:59,055 --> 00:14:00,796
از دوک و دوشس دوونشر.

256
00:14:00,883 --> 00:14:01,797
فوری.

257
00:14:08,021 --> 00:14:08,978
قربان!

258
00:14:09,326 --> 00:14:10,458
آن تلسکوپ را دیدم.

259
00:14:10,588 --> 00:14:11,589
چقدر آب خورد؟

260
00:14:11,676 --> 00:14:12,808
نمی‌دانم از چه می‌گویی.

261
00:14:12,895 --> 00:14:13,809
قربان!

262
00:14:18,118 --> 00:14:19,119
‏«د».

263
00:14:23,079 --> 00:14:24,559
درخواستی است...

264
00:14:24,907 --> 00:14:27,083
از دوک و دوشس دوونشر.

265
00:14:27,475 --> 00:14:29,869
سفر سالانه‌شان به یورکشر را آغاز می‌کنند،

266
00:14:30,304 --> 00:14:32,567
و یکی از میزبانانشان، لرد ورنون،

267
00:14:33,176 --> 00:14:37,746
ظاهراً به آبله‌ای هولناک دچار شده.

268
00:14:39,313 --> 00:14:43,970
و... چه؟ چه شده؟

269
00:14:44,971 --> 00:14:49,627
ده روز دیگر جایی برای شام و خواب می‌خواهند،

270
00:14:49,714 --> 00:14:53,022
و می‌پرسند آیا می‌توانیم...

271
00:14:53,631 --> 00:14:54,937
‏...پذیرایشان باشیم.

272
00:14:56,896 --> 00:14:58,071
نه.

273
00:14:59,289 --> 00:15:01,117
نه. بله!

274
00:15:06,688 --> 00:15:08,342
لعنت، لعنت، لعنت!

275
00:15:08,559 --> 00:15:10,431
خواهش می‌کنم، خواهش! - نه! نه!

276
00:15:11,171 --> 00:15:13,651
متأسفم، نه، نمی‌توانیم. نه. خواهش می‌کنم.

277
00:15:13,738 --> 00:15:15,262
شوخی است؟ مزاحی کینه‌توزانه؟

278
00:15:15,349 --> 00:15:17,351
اطمینان می‌دهم کاملاً واقعی است.

279
00:15:18,091 --> 00:15:20,397
خط را ببین. حیرت‌انگیز است!

280
00:15:20,920 --> 00:15:22,225
فکر می‌کنی خودش نوشته؟

281
00:15:22,356 --> 00:15:23,661
نه توانش را داریم

282
00:15:23,748 --> 00:15:25,663
نه خدمه‌ای برای چنین درخواست اشرافی.

283
00:15:25,750 --> 00:15:27,709
متأسفم، اما تحقیر نخواهم شد.

284
00:15:27,796 --> 00:15:29,885
رد چنین درخواستی

285
00:15:29,972 --> 00:15:32,192
به همان اندازه تحقیرآمیز
نیست، اگر نه بیشتر؟

286
00:15:32,322 --> 00:15:33,541
می‌توانیم دروغ بگوییم.

287
00:15:33,758 --> 00:15:35,195
می‌توانیم شرح هولناکی

288
00:15:35,282 --> 00:15:38,024
از بیماری خودمان بنویسیم.
عزیزم، عشقم، خواهش می‌کنم.

289
00:15:38,372 --> 00:15:40,722
فرصت را نمی‌بینی؟

290
00:15:41,244 --> 00:15:44,160
سفری به یورکشر در میانه‌ی طاعون و شورش.

291
00:15:44,291 --> 00:15:47,381
ما بهره‌مندان یک اتفاق معجزه‌آساییم!

292
00:15:47,772 --> 00:15:49,209
چانسی، خواهش می‌کنم.

293
00:15:49,600 --> 00:15:51,298
رک بگویم، پنجم یا ششم فهرست بودیم،

294
00:15:51,385 --> 00:15:52,473
اما مهم نیست.

295
00:15:53,256 --> 00:15:56,303
نمی‌بینی؟ ما را برگزیدند.

296
00:15:57,652 --> 00:16:00,220
این فرصت ماست تا نام
خانوادگی‌ات را احیا کنیم.

297
00:16:00,437 --> 00:16:01,917
تا دوباره بالا بنشینیم.

298
00:16:02,004 --> 00:16:04,485
تا تاریخ را بازنویسیم
بی‌آنکه کسی بویی ببرد،

299
00:16:04,572 --> 00:16:07,053
جز چند همسایه‌ی فضول و طلبکار.

300
00:16:08,402 --> 00:16:10,273
آدم همان است که با او می‌نشیند.

301
00:16:11,753 --> 00:16:13,842
تصور کن پس از چنین شامی چه می‌شویم.

302
00:16:13,973 --> 00:16:16,932
دعوت به مجالس رقص و ضیافت‌ها

303
00:16:17,019 --> 00:16:19,543
در دربارهای گوناگون.

304
00:16:19,630 --> 00:16:21,241
واه!

305
00:16:21,371 --> 00:16:23,460
پر از نیش‌وکنایه و سینی‌های آناناس.

306
00:16:23,547 --> 00:16:25,506
و شاید، شاید...

307
00:16:25,593 --> 00:16:29,771
‏...سفری به پاریس کهن با دوک و دوشس.

308
00:16:29,945 --> 00:16:34,994
آه، لیدی سویج، امشب دل‌فریب‌تر از همیشه‌اید!

309
00:16:35,124 --> 00:16:38,171
سپاسگزارم، سرورم. این دیوانگی است.

310
00:16:38,780 --> 00:16:40,347
می‌دانم. اما لذت‌بخش نیست؟

311
00:16:43,306 --> 00:16:45,047
تولدت خشن و بی‌نشان بود.

312
00:16:45,134 --> 00:16:46,875
هر وجب را با چنگ و ناخن پیمودی

313
00:16:46,962 --> 00:16:48,355
تا از لجن بیرون بیایی.

314
00:16:48,442 --> 00:16:49,965
حال ببین کجایی.

315
00:16:50,052 --> 00:16:51,619
ارباب این عمارت لعنتی!

316
00:16:51,706 --> 00:16:54,100
دوک و دوشسی که بر سفره‌ام شام می‌خورند.

317
00:16:54,230 --> 00:16:56,493
الهام‌بخش همه‌ی اوباش فرودست‌زاده‌ای.

318
00:16:56,624 --> 00:16:58,539
پس از دوستی با دوک، طلبکاران خشمگین

319
00:16:59,018 --> 00:17:00,584
ناچار وام‌ها را می‌بخشند.

320
00:17:00,715 --> 00:17:02,064
یا بهره می‌طلبند.

321
00:17:02,195 --> 00:17:05,111
آی! ای بچه‌ی نکبت!

322
00:17:05,198 --> 00:17:06,590
لعنت! ببخشید، تصادفی بود.

323
00:17:06,677 --> 00:17:08,375
تصادفی نشانت می‌دهم! لعنت!

324
00:17:08,462 --> 00:17:10,464
بیا اینجا، پدرسگ!

325
00:17:10,551 --> 00:17:12,640
<i>اسراف بزرگی می‌نماید، نه؟</i>

326
00:17:12,770 --> 00:17:14,511
زیادی نگرانی.

327
00:17:14,903 --> 00:17:16,992
روده‌هایت را آشفته می‌کنی.

328
00:17:17,210 --> 00:17:18,907
هیچ‌چیز قطعی نیست، عشقم.

329
00:17:19,647 --> 00:17:20,952
اما اگر بپذیریم،

330
00:17:21,127 --> 00:17:23,564
آن را سرمایه‌گذاری بر آینده‌مان بدان.

331
00:17:24,173 --> 00:17:25,740
گمان می‌کنم روزی خوب ازدواج کنی

332
00:17:25,870 --> 00:17:27,046
و ما را نجات دهی.

333
00:17:27,133 --> 00:17:28,525
چنان می‌گویی که گویی مِلکم،

334
00:17:28,612 --> 00:17:30,136
که به بالاترین قیمت فروخته شود.

335
00:17:30,223 --> 00:17:31,876
هرچند غم‌انگیز، همین‌طور است.

336
00:17:32,268 --> 00:17:34,531
زمینی حاصلخیز که پرورده و باغبانی شود،

337
00:17:34,879 --> 00:17:37,099
و گاه شبانه و مستانه شخم زده شود

338
00:17:37,186 --> 00:17:38,361
بی‌رضایت کافی.

339
00:17:38,448 --> 00:17:40,146
اما مامان، تو از عشق ازدواج کردی.

340
00:17:40,233 --> 00:17:41,886
او جز رذلی جذاب نبود.

341
00:17:41,973 --> 00:17:44,324
بله، و ببین آن حماقت ما را کجا رساند.

342
00:17:45,455 --> 00:17:48,545
تو خیال‌پردازی، عشقم. درست مثل پدرت.

343
00:17:48,893 --> 00:17:52,288
گم در ستاره‌ها. حالا کمی بیاسا.

344
00:17:55,335 --> 00:17:56,423
به موش‌ها شب‌بخیر بگو.

345
00:17:56,727 --> 00:17:59,121
نه، چنین کاری نمی‌کنم. خواهش می‌کنم.

346
00:18:02,168 --> 00:18:04,953
کودکی آشفته‌ای، اما دوستت دارم.

347
00:18:06,168 --> 00:18:17,953
 —  ماي موويیز —

348
00:18:30,544 --> 00:18:31,719
دوشیزه نویل!

349
00:18:31,806 --> 00:18:34,113
چه عجیب که در سردابید.

350
00:18:34,200 --> 00:18:37,072
حتماً گم شده‌ام، ارباب.

351
00:18:37,159 --> 00:18:38,334
اگر گرفتار نیستی،

352
00:18:38,421 --> 00:18:41,250
شاید بتوانی بر بیسکویتم کره بمالی

353
00:18:41,468 --> 00:18:44,645
با کمی سرشیر و مربای انگور فرنگی؟

354
00:18:44,732 --> 00:18:46,342
البته، ارباب.

355
00:18:53,741 --> 00:18:55,090
خوکِ کوچکِ کثیف.

356
00:18:59,050 --> 00:19:01,444
شمشیرزن قابلی هستی، آقای هلیفکس.

357
00:19:02,880 --> 00:19:04,447
همه‌اش در مچ است، بانوی من.

358
00:19:06,232 --> 00:19:07,842
اگر ارزشی داشته باشد...

359
00:19:08,843 --> 00:19:11,802
التماس می‌کنم درخواست دوک را بپذیرید

360
00:19:12,368 --> 00:19:13,978
و به‌سرعت پاسخ دهید.

361
00:19:14,849 --> 00:19:18,374
این فرصت شماست تا عمارت
سویج را بازسازی کنید

362
00:19:18,461 --> 00:19:21,116
و نامتان را به جایگاه شایسته‌اش بازگردانید.

363
00:19:21,769 --> 00:19:23,901
سزاوار درخشیدنی، عشق من.

364
00:19:24,859 --> 00:19:28,079
تا آن چراغ زرینی باشی که برایش زاده شدی،

365
00:19:28,819 --> 00:19:30,081
پیش از آنکه مردان زندگی‌ات

366
00:19:30,169 --> 00:19:32,823
بخت خوبت را بیالایند و بر باد دهند.

367
00:19:35,522 --> 00:19:36,697
در آغوشم بگیر.

368
00:19:38,699 --> 00:19:40,048
به من دست نزن!

369
00:19:43,225 --> 00:19:45,967
گمانم دوستت دارم.

370
00:19:54,323 --> 00:19:57,152
<i>در ملافه‌های خوشبوی معشوق جوانش،</i>

371
00:19:57,370 --> 00:19:59,285
<i>لیدی سویج سرانجام پذیرفت</i>

372
00:19:59,372 --> 00:20:01,548
<i>که میزبان شام دوک و دوشس باشد،</i>

373
00:20:02,070 --> 00:20:04,507
<i>مسئولیتی که سبکش نشمرد.</i>

374
00:20:05,204 --> 00:20:08,642
<i>و بدین‌سان، رژه‌ی حماقت ما آغاز می‌شود.</i>

375
00:20:16,693 --> 00:20:18,956
چون می‌دانم شوهرم مستعد افراط است،

376
00:20:19,043 --> 00:20:21,132
بر خود گرفته‌ام که روند بازگرداندن

377
00:20:21,220 --> 00:20:23,265
خانه‌مان را به شکوه پیشین هدایت کنم،

378
00:20:23,396 --> 00:20:24,614
در ده روز،

379
00:20:24,832 --> 00:20:27,051
و فهرستی دقیق از وظایف تهیه کرده‌ام

380
00:20:27,138 --> 00:20:29,358
تا هیچ سردرگمی یا اهمالی نماند.

381
00:20:29,576 --> 00:20:33,014
آقای هلیفکس، همه‌ی کارهای یدی با شماست،

382
00:20:33,101 --> 00:20:36,191
از جمله باغبانی، نجاری...

383
00:20:36,278 --> 00:20:37,888
‏...و مرمت عمومی.

384
00:20:38,324 --> 00:20:41,065
دوشیزه نویل، افزون بر نظافت همیشگی،

385
00:20:41,152 --> 00:20:43,459
با آقای والکات در طراحی و تهیه‌ی

386
00:20:43,546 --> 00:20:45,244
اقلام لازم منو همکاری کن،

387
00:20:45,331 --> 00:20:46,854
و بهترین پیشه‌وران را

388
00:20:46,941 --> 00:20:47,855
خبر کن.

389
00:20:48,769 --> 00:20:51,467
دلال هنر، جواهرفروش، خیاط، و غیره.

390
00:20:52,860 --> 00:20:54,905
این شام یک دوک است، خانم‌ها و آقایان.

391
00:20:54,992 --> 00:20:56,211
افتخار بزرگی است.

392
00:20:56,559 --> 00:20:58,169
از هیچ هزینه‌ای دریغ نشود.

393
00:20:58,300 --> 00:21:00,781
عقربه‌ها می‌گذرند. پس...

394
00:21:01,825 --> 00:21:04,001
بجنبید!

395
00:21:05,220 --> 00:21:06,830
به مهمانان شام فکر کرده‌ام.

396
00:21:06,917 --> 00:21:09,616
باید لرد کامبرلند را دعوت کنیم و ارلِ...

397
00:21:10,094 --> 00:21:11,966
فلانی. و کمی فرهنگ بیفزاییم.

398
00:21:12,401 --> 00:21:14,969
شاید آن دوبلینی بذله‌گو، دین سویفت؟

399
00:21:15,056 --> 00:21:16,666
در این مهلت کوتاه و میان طاعون،

400
00:21:16,753 --> 00:21:17,798
سخت است.

401
00:21:17,885 --> 00:21:21,062
اما می‌توان کوشید. چه شد؟

402
00:21:21,845 --> 00:21:23,020
تقصیر من نیست.

403
00:21:23,107 --> 00:21:25,153
از اضطراب می‌خورم، خودت می‌دانی.

404
00:21:25,327 --> 00:21:26,459
بالا، بالا، بالا!

405
00:21:26,589 --> 00:21:28,635
قربان! خواهش می‌کنم!

406
00:21:28,722 --> 00:21:30,941
بالا رفتن از نردبان اجتماع خطرناک است،

407
00:21:31,028 --> 00:21:33,422
اگر مراقب نباشی. قربان!

408
00:21:34,162 --> 00:21:36,033
بازیگوشی بس است، عزیزم.

409
00:21:36,469 --> 00:21:39,385
گریه لازم نیست. بزدل.

410
00:21:43,911 --> 00:21:46,261
شاید پس از پایان کار، دوشیزه نویل،

411
00:21:46,348 --> 00:21:48,132
چینی مادرم را بیرون بیاوری

412
00:21:48,219 --> 00:21:50,526
از هر گنجه‌ی غبارگرفته‌ای که پنهانش کرده‌ای.

413
00:21:50,613 --> 00:21:52,876
هیچ‌جا پیدایش نمی‌کنم.

414
00:21:54,095 --> 00:21:55,531
بله، بانو.

415
00:21:58,229 --> 00:22:01,320
آه بله، بله، همین‌طور.

416
00:22:01,407 --> 00:22:02,277
کمک می‌کردم،

417
00:22:02,538 --> 00:22:04,148
اما با چکش کاملاً بی‌مصرفم.

418
00:22:04,235 --> 00:22:06,325
کارهای بسیاری باید انجام شود.

419
00:22:06,412 --> 00:22:10,111
فشارش تصورناپذیر است!

420
00:22:10,198 --> 00:22:12,287
بی‌تو چه می‌کردم.

421
00:22:17,553 --> 00:22:19,990
فکر می‌کردم شاید قطعه‌ای دیگر بفروشم

422
00:22:20,077 --> 00:22:22,471
تا هزینه‌ی افزوده‌های شام را تأمین کنم.

423
00:22:22,776 --> 00:22:26,693
همه‌ی قطعات را فروخته یا
گرو گذاشته‌اید، قربان.

424
00:22:26,780 --> 00:22:29,043
برخی را دو بار. آقای بلک را یادآوری کنم؟

425
00:22:29,130 --> 00:22:30,784
آه بله، البته.

426
00:22:31,045 --> 00:22:33,874
قطعه‌ی ۱۱. صرفاً می‌اندیشیدم.

427
00:22:34,048 --> 00:22:36,659
هیچ نجیب‌زاده‌ی محترمی
موجودی حسابش را نمی‌داند.

428
00:22:36,790 --> 00:22:37,921
اگر مراقب نباشید،

429
00:22:38,052 --> 00:22:40,620
سر از زندان فلیت درمی‌آوریم،
یا بدتر، بِدلام.

430
00:22:40,750 --> 00:22:43,666
جزئیات را رها کن. فکری می‌کنیم.

431
00:22:45,494 --> 00:22:47,366
چه مجموعه‌ی نفیسی.

432
00:22:47,453 --> 00:22:48,541
بانوی من.

433
00:22:48,628 --> 00:22:50,369
ذوق بی‌نقص خانواده‌تان مشهور است

434
00:22:50,456 --> 00:22:52,458
و بی‌استثنا.

435
00:22:52,545 --> 00:22:56,810
این یکی به‌ویژه بسیار جالب است.

436
00:22:56,897 --> 00:22:58,507
نه، نمی‌توانم، آقای بریمزبی.

437
00:22:58,594 --> 00:22:59,856
عمه الزا آن را به من داد.

438
00:22:59,943 --> 00:23:02,903
اما عزیزم، هرگز نمی‌پوشی‌اش.

439
00:23:05,775 --> 00:23:08,517
فقط مرواریدها و لعل‌ها.
جواهراتم را نمی‌فروشم.

440
00:23:09,170 --> 00:23:10,824
<i>و بدین‌سان، لیدی سویج...</i>

441
00:23:10,911 --> 00:23:13,043
<i>‏...با دریغ مرواریدهای مادرش،</i>

442
00:23:13,217 --> 00:23:14,654
<i>گوشواره‌های عمه‌اش،</i>

443
00:23:14,741 --> 00:23:18,222
<i>و انبوهی زیورآلات ونیزی</i>
<i>را به آقای بریمزبی فروخت</i>

444
00:23:18,309 --> 00:23:20,486
<i>در برابر کیسه‌ای بزرگ از سکه.</i>

445
00:23:20,834 --> 00:23:22,009
<i>چیزهای بسیاری مانده بود</i>

446
00:23:22,096 --> 00:23:23,880
<i>که برای شام دوک تهیه شود،</i>

447
00:23:24,185 --> 00:23:26,796
<i>و اکنون توانش را داشتند.</i>

448
00:23:28,537 --> 00:23:29,930
<i>پیش از هر چیز،</i>

449
00:23:30,060 --> 00:23:32,759
<i>چون سه تابلوی شاخص</i>
<i>از تالار پذیرایی غایب بود،</i>

450
00:23:32,933 --> 00:23:35,805
<i>چانسی صلاح دید آثاری کم‌ارزش‌تر بخرد</i>

451
00:23:35,892 --> 00:23:38,025
<i>هم‌اندازه، تا جایشان را بگیرند.</i>

452
00:23:38,678 --> 00:23:42,159
<i>مربع‌های خالی بزرگ،</i>
<i>نشان‌دار از غبار و آفتاب،</i>

453
00:23:42,246 --> 00:23:45,032
<i>برای هر چشم آگاهی زننده بود،</i>

454
00:23:45,119 --> 00:23:46,990
<i>به‌ویژه برای یک دوک و دوشس.</i>

455
00:23:47,077 --> 00:23:49,340
این از جاکومو آدولفی است،

456
00:23:49,428 --> 00:23:53,736
استعدادی شگرف و شاگرد کاراواجو.

457
00:23:53,997 --> 00:23:55,521
آثارش چندان شناخته نیست،

458
00:23:55,651 --> 00:23:57,174
اما در محافل اصلی

459
00:23:57,261 --> 00:23:58,959
بس گرامی داشته می‌شود.

460
00:23:59,046 --> 00:24:01,570
ماه پیش یکی را به ارل لستر فروختم،

461
00:24:01,657 --> 00:24:03,180
کاملاً محرمانه، البته.

462
00:24:03,267 --> 00:24:05,531
البته. اِ...

463
00:24:05,618 --> 00:24:07,446
بله، حالا می‌بینم.

464
00:24:07,576 --> 00:24:10,318
بس باشکوه. درخشان.

465
00:24:10,405 --> 00:24:13,452
اگر اجازه باشد، بهایش چند است؟

466
00:24:13,539 --> 00:24:15,671
ذوق بی‌نقصی دارید، سِر چانسی.

467
00:24:15,758 --> 00:24:19,066
یقین دارم به توافقی منصفانه می‌رسیم.

468
00:24:19,196 --> 00:24:20,459
<i>البته.</i>

469
00:24:20,546 --> 00:24:22,809
<i>چون ظرایف را درنمی‌یافت،</i>

470
00:24:22,939 --> 00:24:26,726
<i>چانسی دردناک بیش از بها به آن</i>
<i>نجیب‌زاده، لرد ویلبری، پرداخت.</i>

471
00:24:29,729 --> 00:24:31,818
این‌ها ژاکوبی‌اند با پشتی حصیری.

472
00:24:31,905 --> 00:24:34,211
این‌ها سبک ملکه آن‌اند با پایه‌ی خمیده.

473
00:24:34,298 --> 00:24:35,517
این آخرین مد است.

474
00:24:35,691 --> 00:24:37,998
ابریشم دمشقی ایتالیایی با پایه‌ی چنگالی.

475
00:24:38,085 --> 00:24:40,653
این پارچه را راهبه‌های
نابینا در هلند بافته‌اند.

476
00:24:40,740 --> 00:24:42,263
نازنین‌اند. انگشتان ریز دارند.

477
00:24:42,393 --> 00:24:44,352
این پایه‌ها طلا می‌نمایند. نیستند.

478
00:24:44,439 --> 00:24:46,876
و این‌ها صندلی‌های ما هستند.

479
00:24:47,007 --> 00:24:49,705
بله دوک. نه، البته، دوک.

480
00:24:49,792 --> 00:24:52,882
شنیدی دوک؟ آهای!

481
00:24:53,187 --> 00:24:54,928
<i>چانسی و لیدی سویج</i>

482
00:24:55,015 --> 00:24:56,669
<i>توافق کرده بودند به کسی نگویند</i>

483
00:24:56,756 --> 00:24:58,540
<i>مهمانان نامدار شامشان کیستند،</i>

484
00:24:58,888 --> 00:25:00,977
<i>اما زود این رازداری را رها کردند</i>

485
00:25:01,064 --> 00:25:02,457
<i>و به همه خبر دادند،</i>

486
00:25:02,544 --> 00:25:04,981
<i>هر که از خانه‌شان می‌گذشت یا گوش می‌داد.</i>

487
00:25:05,199 --> 00:25:08,376
<i>البته، با نهایت احتیاط.</i>

488
00:25:08,463 --> 00:25:11,031
و خوک هم پرواز می‌کند! نه، راست است.

489
00:25:11,945 --> 00:25:13,642
پس این‌ها را باید داشته باشید.

490
00:25:14,600 --> 00:25:16,036
برای دوک و دوشس،

491
00:25:16,123 --> 00:25:19,300
پرده‌ها باید همیشه با ملافه‌ها جور باشد.

492
00:25:19,822 --> 00:25:22,521
دوشس، کالسکه‌تان منتظر است! بلند شو.

493
00:25:44,891 --> 00:25:46,762
به چه مناسبت، بانوی من؟

494
00:25:47,415 --> 00:25:48,547
به کسی نگو،

495
00:25:48,634 --> 00:25:50,418
اما دوک و دوشس دوونشر

496
00:25:50,505 --> 00:25:52,594
برای شام می‌آیند.

497
00:25:53,943 --> 00:25:55,292
پس این را باید بردارید.

498
00:25:55,728 --> 00:25:57,730
لیدی لنکس در مجلس کامبرلند پوشیدش.

499
00:25:57,817 --> 00:25:59,775
همه در دربار همین را می‌پوشند.

500
00:25:59,906 --> 00:26:03,823
خیره‌کننده است! بس فروتنید.

501
00:26:03,910 --> 00:26:06,173
با اندامی چون اندام شما، بانوی من،

502
00:26:06,260 --> 00:26:07,653
بی‌نقص می‌شود.

503
00:26:07,740 --> 00:26:10,307
اینجا و اینجا و اینجا را تنگ می‌کنم.

504
00:26:11,570 --> 00:26:12,701
خواهید دید.

505
00:26:12,832 --> 00:26:14,703
حتماً باید این را بپوشم؟

506
00:26:15,922 --> 00:26:17,010
بله، باید.

507
00:26:17,532 --> 00:26:18,881
عزیزم...

508
00:26:18,968 --> 00:26:21,536
تو چون آب‌نباتی زیبا بسته‌بندی‌شده‌ای

509
00:26:21,667 --> 00:26:24,844
که به‌محض گاز زدن،
آغشته به سود و شوکران است.

510
00:26:24,931 --> 00:26:27,629
و تو، شوهر عزیزم، چون گل سرخی اصیل‌نژادی.

511
00:26:27,716 --> 00:26:29,457
موجودی دلربا و رنگارنگ

512
00:26:29,544 --> 00:26:31,677
که از نزدیک، بس پرخار است

513
00:26:31,764 --> 00:26:33,940
و در کود روییده.

514
00:26:35,594 --> 00:26:37,770
قربان... می‌دانم، می‌دانم.

515
00:26:37,857 --> 00:26:40,555
بقیه را ماه دیگر می‌پردازم. قول می‌دهم.

516
00:26:40,642 --> 00:26:41,774
قربان... آه!

517
00:26:42,165 --> 00:26:45,734
شام یک دوک برای کسب‌وکار بی‌بهاست.

518
00:26:45,821 --> 00:26:49,303
به‌ویژه در چنین طاعون نکبت‌باری.

519
00:26:51,131 --> 00:26:52,523
پیش از شام آماده‌اند.

520
00:26:57,964 --> 00:26:59,792
‏- عزیزم.
‏- با شعفی شیطنت‌آمیز،

521
00:26:59,879 --> 00:27:02,577
<i>آن دو همچنان گودال بدهی‌شان را ژرف‌تر کردند.</i>

522
00:27:02,664 --> 00:27:04,710
زیرا جاه‌طلبی،

523
00:27:04,840 --> 00:27:08,801
<i>چون هر اکسیر شیرینی، کورکننده است.</i>

524
00:27:12,587 --> 00:27:14,589
<i>حتی تابلوی خانوادگی سفارش دادند</i>

525
00:27:14,720 --> 00:27:16,635
<i>تا در نوری مجلل‌تر بنمایاندشان،</i>

526
00:27:16,722 --> 00:27:18,680
<i>فراتر از آنچه وضعشان اقتضا می‌کرد.</i>

527
00:27:18,767 --> 00:27:20,943
<i>زیرا برداشت همه‌چیز است،</i>

528
00:27:21,074 --> 00:27:23,685
<i>به‌ویژه میان طبقه‌ی حاکم.</i>

529
00:27:23,772 --> 00:27:25,992
چرا قرقاول به دست گرفته‌ای، بابا؟

530
00:27:26,775 --> 00:27:28,168
تو که شکار نمی‌کنی.

531
00:27:28,777 --> 00:27:30,605
کسی واقعیت را نمی‌خواهد، عشقم.

532
00:27:30,692 --> 00:27:32,563
‏- فقط خیال را می‌خواهند.
‏- تکان نخور.

533
00:27:33,129 --> 00:27:34,522
گمان می‌کنی تکان نمی‌خوری،

534
00:27:35,044 --> 00:27:36,089
اما می‌خوری.

535
00:27:37,481 --> 00:27:39,179
رعیت‌های لعنتی.

536
00:27:40,746 --> 00:27:42,138
جامه‌ها را ببخشید.

537
00:27:42,225 --> 00:27:43,836
می‌دانم عجیب می‌نماید،

538
00:27:43,923 --> 00:27:46,099
اما شما نقش دوک و دوشس را بازی می‌کنید

539
00:27:46,186 --> 00:27:47,187
تا رقص مد روز را

540
00:27:47,274 --> 00:27:48,318
تمرین کنیم،

541
00:27:48,667 --> 00:27:50,320
و فنی هارپسیکورد تمرین کند.

542
00:27:50,407 --> 00:27:51,757
اگر کسی باید دوک و دوشس شود،

543
00:27:51,844 --> 00:27:53,019
ما باید باشیم.

544
00:27:53,454 --> 00:27:55,064
آنگاه آن‌ها من و تو می‌شوند.

545
00:27:55,151 --> 00:27:57,588
کسوف چه می‌شود؟ چه‌اش؟

546
00:27:57,676 --> 00:28:00,113
برخی می‌ترسند آینه‌ای سیاه در آسمان بسازد

547
00:28:00,243 --> 00:28:01,592
تا ارواح تاریک از آن بگذرند.

548
00:28:01,680 --> 00:28:03,551
اگر ننوازی، روح تاریکی نشانت می‌دهم

549
00:28:03,638 --> 00:28:05,031
به شکل ترکه‌ی توس.

550
00:28:05,118 --> 00:28:06,467
یا شاید آن موش‌های نکبتت

551
00:28:06,685 --> 00:28:08,904
کمی زرنیخ با صبحانه بخواهند.

552
00:28:08,991 --> 00:28:10,514
یا شاید بتراشمشان

553
00:28:10,601 --> 00:28:12,299
و از آن‌ها ابروی مد روز بسازم.

554
00:28:12,516 --> 00:28:14,562
نمی‌کنی! قطعاً می‌کنم.

555
00:28:14,649 --> 00:28:16,564
حال، این‌ها دوک و دوشس‌اند.

556
00:28:16,651 --> 00:28:17,826
باید بهترین باشیم.

557
00:28:20,350 --> 00:28:22,613
دوک، افتخار این رقص را می‌دهید؟

558
00:28:22,701 --> 00:28:23,963
البته، بانوی من.

559
00:28:24,050 --> 00:28:26,922
اگر اجازه باشد، امشب رؤیایید.

560
00:28:27,009 --> 00:28:29,664
اجازه ندارید، آقای هلیفکس.
سپاسگزارم، سرورم.

561
00:28:30,970 --> 00:28:31,927
دوشس.

562
00:28:33,146 --> 00:28:36,192
فنی!

563
00:28:49,553 --> 00:28:51,033
کار با بانو چطور پیش می‌رود؟

564
00:28:51,251 --> 00:28:54,080
نزدیکیم، عشقم. نزدیکیم. قول می‌دهم.

565
00:28:54,471 --> 00:28:57,039
و همان لحظه که از مهرش مطمئن شوم،

566
00:28:57,213 --> 00:28:59,215
فاجعه‌ای به چانسی رو می‌آورد.

567
00:28:59,433 --> 00:29:02,088
شاید مسمومیت کیکی یا شرابی.

568
00:29:07,658 --> 00:29:09,399
<i>یا سانحه‌ای در شکار پرنده.</i>

569
00:29:12,707 --> 00:29:15,101
<i>یا سقوط مستانه از لبه‌ی پنجره.</i>

570
00:29:15,841 --> 00:29:17,364
من ارباب عمارت می‌شوم

571
00:29:17,451 --> 00:29:20,454
و ثروتی را که سزاوارش هستی نثارت می‌کنم.

572
00:29:20,584 --> 00:29:23,022
هوم.

573
00:29:25,067 --> 00:29:29,768
پیرمردی غمگین است
و معشوقی نابخشنده، اما...

574
00:29:30,029 --> 00:29:31,944
بی‌جاذبه هم نیست.

575
00:29:32,161 --> 00:29:33,728
حال که در حال‌وهوای قتلیم،

576
00:29:33,946 --> 00:29:36,296
چرا بانو را هم نکشیم؟

577
00:29:36,383 --> 00:29:38,472
غرق شدنی سپیده‌دم،

578
00:29:38,951 --> 00:29:41,170
<i>یا لغزشی بر کف صابونی.</i>

579
00:29:42,563 --> 00:29:43,956
نه، زیادی مشکوک است.

580
00:29:44,043 --> 00:29:46,393
هر دو به علل غیرطبیعی و عجیب بمیرند.

581
00:29:46,480 --> 00:29:47,873
فنی کوچک که هیچ.

582
00:29:47,960 --> 00:29:50,397
چه کسی به آن فسقلی
از خود راضی اهمیت می‌دهد؟

583
00:29:50,701 --> 00:29:52,486
موش‌هایش بهتر از من می‌خورند.

584
00:29:52,660 --> 00:29:55,141
باید بلندمدت بیندیشیم.

585
00:29:55,228 --> 00:29:58,884
پس از شام، پس از فرونشستن غبار،

586
00:29:59,275 --> 00:30:00,494
دست به کار می‌شویم.

587
00:30:03,410 --> 00:30:05,064
هوم، هوم.

588
00:30:26,389 --> 00:30:28,087
روز بخیر، قربان!

589
00:30:30,872 --> 00:30:32,569
چه کمکی از من برمی‌آید؟

590
00:30:34,223 --> 00:30:37,574
بالاتر، بانو؟

591
00:30:43,102 --> 00:30:44,059
بانو؟

592
00:30:46,105 --> 00:30:46,975
بانو؟

593
00:30:49,195 --> 00:30:51,588
پایین‌تر. و کمی به چپ.

594
00:31:02,121 --> 00:31:03,644
آه!

595
00:31:03,731 --> 00:31:05,124
این دیگر کیست؟

596
00:31:05,211 --> 00:31:09,606
بحث نکن، فقط...

597
00:31:10,694 --> 00:31:12,914
آقا و خانم بنت. چه افتخاری نصیبمان شده؟

598
00:31:13,175 --> 00:31:15,874
قدم‌زنان صبحگاهی می‌گذشتیم

599
00:31:15,961 --> 00:31:20,139
گفتیم سری بزنیم. اتفاقاً سویج‌ها هستند؟

600
00:31:22,315 --> 00:31:23,359
البته.

601
00:31:33,282 --> 00:31:36,068
قصد مزاحمت نداریم، اما...

602
00:31:36,198 --> 00:31:38,940
قطعاً دارید. ببخشید؟

603
00:31:39,071 --> 00:31:40,681
هر گاه کسی جمله را با

604
00:31:40,768 --> 00:31:41,812
‏«قصد مزاحمت نداریم»

605
00:31:42,248 --> 00:31:44,337
آغاز و با «اما» دنبال کند، قطعاً دارد.

606
00:31:44,424 --> 00:31:47,122
عذر نخواهید، آقای بنت.
مزاحمتتان را ادامه دهید.

607
00:31:47,209 --> 00:31:49,429
همه اینجا دوستیم. نه، نه، نه!

608
00:31:49,516 --> 00:31:51,387
نه، اصلاً این‌طور نیست. ما فقط...

609
00:31:51,474 --> 00:31:53,346
‏- ...قدم می‌زدیم.
‏- ...قدم می‌زدیم.

610
00:31:53,433 --> 00:31:57,219
راستش قصد مزاحمت نداریم، اما...

611
00:31:57,524 --> 00:32:01,180
شنیدیم که دوک و دوشس دوونشر

612
00:32:01,267 --> 00:32:02,485
برای شام می‌آیند.

613
00:32:02,572 --> 00:32:03,617
‏- راست است.
‏- آه!

614
00:32:04,183 --> 00:32:05,880
‏- چه باشکوه!
‏- حقاً.

615
00:32:05,967 --> 00:32:07,490
نُقل همه‌ی محافل است!

616
00:32:07,621 --> 00:32:09,884
شنیدیم بیماری لرد ورنون

617
00:32:10,015 --> 00:32:11,930
سخت وخیم شده است.

618
00:32:12,017 --> 00:32:13,932
فاجعه‌ی یکی، گنج دیگری است.

619
00:32:14,019 --> 00:32:15,237
همین‌طور است.

620
00:32:15,498 --> 00:32:18,066
آن کاراواجو است؟

621
00:32:18,197 --> 00:32:20,764
نجیب‌زاده هرگز فخر نمی‌فروشد.

622
00:32:20,851 --> 00:32:24,116
هر دو می‌درخشید.

623
00:32:24,246 --> 00:32:27,423
آن جامه. موهایتان.

624
00:32:27,510 --> 00:32:29,817
رنگ‌ورویتان. یعنی...

625
00:32:30,383 --> 00:32:31,906
حیرت‌انگیز است.

626
00:32:31,993 --> 00:32:34,387
بس مهربانید.

627
00:32:37,564 --> 00:32:40,784
آیا گستاخی است اگر جایگاهمان را بپرسیم؟

628
00:32:41,307 --> 00:32:45,528
منظورم دعوتنامه‌ی ماست.

629
00:32:46,703 --> 00:32:49,010
آه!

630
00:32:49,532 --> 00:32:50,577
هوم.

631
00:32:51,143 --> 00:32:52,796
دوستان عزیز،

632
00:32:53,188 --> 00:32:55,974
متأسفانه همه‌ی صندلی‌ها گرفته شده.

633
00:32:56,061 --> 00:32:57,062
هوم.

634
00:32:57,453 --> 00:32:59,978
اما مطمئن باشید، اگر کسی انصراف دهد،

635
00:33:00,065 --> 00:33:02,937
قطعاً در نظرید.

636
00:33:03,024 --> 00:33:04,852
البته. البته.

637
00:33:04,939 --> 00:33:07,898
بله. نمی‌خواهیم مزاحم شویم.

638
00:33:08,160 --> 00:33:11,554
هیچ مزاحمتی نیست.

639
00:33:11,685 --> 00:33:14,340
وای، ساعت را ببین.

640
00:33:14,557 --> 00:33:17,908
اگر اجازه دهید، کارهای بسیاری داریم.

641
00:33:18,779 --> 00:33:21,912
بسیار گرفتاریم.

642
00:33:22,130 --> 00:33:24,872
اگر چیزی تغییر کرد، فراموش نکنید...

643
00:33:25,220 --> 00:33:27,440
حالت خوب است، عشقم؟

644
00:33:27,527 --> 00:33:29,050
چیزی نیست. چیزی نیست.

645
00:33:29,137 --> 00:33:30,704
بگذار طبیبی نگاهی بیندازد.

646
00:33:30,791 --> 00:33:31,966
این‌قدر نمایش نده.

647
00:33:32,184 --> 00:33:34,273
شراب کافی برای فرونشاندن درد دارم.

648
00:33:34,360 --> 00:33:35,317
آه!

649
00:33:35,578 --> 00:33:37,798
حال باز آن گل‌های لعنتی را نشانم بده!

650
00:33:37,885 --> 00:33:39,669
سرم صدایت را بلند نکن.

651
00:33:39,800 --> 00:33:41,323
چون کودکی لجباز رفتار می‌کنی.

652
00:33:41,410 --> 00:33:43,456
متأسفم، عزیزم.

653
00:33:43,543 --> 00:33:45,284
فقط می‌خواهم باز گل‌ها را ببینم،

654
00:33:45,371 --> 00:33:47,416
اگر زیاده‌خواهی نیست. تو فرق

655
00:33:47,503 --> 00:33:48,939
صد تومانی و نرگس را نمی‌دانی،

656
00:33:49,027 --> 00:33:52,247
اما بسیار خوب. من چشمی تیز

657
00:33:52,378 --> 00:33:55,337
و بینی‌ای تیزتر دارم، محض اطلاع.

658
00:33:55,424 --> 00:33:57,818
پای شل را فراموش نکن. بی‌رحمی.

659
00:33:57,948 --> 00:33:59,559
سپاسگزارم. تمام شد؟

660
00:33:59,689 --> 00:34:00,647
خوب.

661
00:34:01,213 --> 00:34:02,562
دو پیشخدمت دیگر لازم داریم.

662
00:34:02,649 --> 00:34:03,911
هر طرف میز یکی.

663
00:34:04,085 --> 00:34:05,260
کجا پیشخدمت پیدا کنم،

664
00:34:05,347 --> 00:34:06,261
در ناکجاآباد؟

665
00:34:06,827 --> 00:34:08,350
برایم مهم نیست خری را بپوشانی

666
00:34:08,437 --> 00:34:09,569
و یک ژاکوبیت! فقط بکن.

667
00:34:09,656 --> 00:34:10,874
امروز عصر آزمون داریم

668
00:34:10,961 --> 00:34:12,137
و تعویق‌ناپذیر است!

669
00:34:12,224 --> 00:34:13,747
بی‌رحمی!

670
00:34:14,704 --> 00:34:17,664
دوروتی!

671
00:34:22,234 --> 00:34:26,673
چه غلطی می‌کنی، شست پا؟

672
00:34:26,847 --> 00:34:29,458
لعنتی!

673
00:34:41,601 --> 00:34:43,951
هی! ببین کی اینجاست!

674
00:34:44,038 --> 00:34:46,258
صبح بخیر، بریل، میفانوی.

675
00:34:47,781 --> 00:34:50,392
جمع شوید! همه جمع شوید.

676
00:34:50,479 --> 00:34:53,091
جیکوب، جیکوب. آفرین. آفرین.

677
00:34:54,918 --> 00:34:57,747
خبر خوشی دارم. جمع شوید. خجالت نکشید.

678
00:34:59,706 --> 00:35:02,839
دو مرد شایسته برای کاری
در عمارت اصلی می‌خواهم.

679
00:35:02,970 --> 00:35:05,407
بیش از حد منصفانه مزد می‌گیرید

680
00:35:05,494 --> 00:35:06,626
بابت وقتتان.

681
00:35:06,974 --> 00:35:09,629
<i>چانسی با رنج کارگرانش همدل بود،</i>

682
00:35:09,759 --> 00:35:11,152
<i>چون خود روزی از آنان بود.</i>

683
00:35:13,372 --> 00:35:15,939
<i>آنان یادآوری تلخ و دردناکی بودند</i>

684
00:35:16,114 --> 00:35:17,550
<i>از خاستگاه فرودستش.</i>

685
00:35:21,467 --> 00:35:22,685
<i>هرچند هرگز اقرار نمی‌کرد،</i>

686
00:35:22,816 --> 00:35:24,165
<i>به همین سبب چانسی</i>

687
00:35:24,296 --> 00:35:27,125
<i>به‌ندرت، اگر اصلاً، به اصطبل می‌رفت.</i>

688
00:35:31,259 --> 00:35:34,741
خب، چه کسی همه‌ی اعضایش را دارد،

689
00:35:34,915 --> 00:35:37,047
از جمله انگشتانش؟ دست بالا.

690
00:35:37,874 --> 00:35:38,745
آه.

691
00:35:39,398 --> 00:35:40,964
تو. و تو.

692
00:35:41,443 --> 00:35:43,315
عالی. شما دو تن، از این طرف.

693
00:35:46,666 --> 00:35:47,884
<i>چانسی حتی به آنان</i>

694
00:35:47,971 --> 00:35:49,190
<i>مقرری خوبی داد</i>

695
00:35:49,495 --> 00:35:52,150
<i>از کیسه‌ی رو به تهی‌اش،</i>
<i>بس بیش از آنچه لازم بود،</i>

696
00:35:52,237 --> 00:35:54,543
<i>و صراحتاً برخلاف خواست بانو.</i>

697
00:35:54,630 --> 00:35:57,633
به بانو نگویید. این راز کوچک ماست.

698
00:35:57,720 --> 00:35:58,721
بله، قربان.

699
00:35:58,982 --> 00:36:01,246
نامت چیست، مرد نیک؟ جیمز، قربان.

700
00:36:01,420 --> 00:36:03,857
جیمز داربی. نامی محکم. بس انگلیسی.

701
00:36:04,031 --> 00:36:05,989
و تو؟ لزلی.

702
00:36:06,555 --> 00:36:09,384
چندان محکم نیست. کمی زنانه. خب...

703
00:36:09,776 --> 00:36:12,474
تو را هوراس صدا می‌زنم.

704
00:36:12,648 --> 00:36:15,477
نامی محکم است. پدرم هوراس بود.

705
00:36:15,564 --> 00:36:16,913
بیایید. بیایید.

706
00:36:17,000 --> 00:36:18,611
شما مردان شایسته را

707
00:36:18,698 --> 00:36:20,874
به نوکرم، آقای هلیفکس، می‌سپارم.

708
00:36:21,091 --> 00:36:23,920
نشانه‌های آبله و جوش را بررسی کن،

709
00:36:24,051 --> 00:36:27,141
نفس بدبو، عرق گندیده و ادرار متعفن.

710
00:36:27,228 --> 00:36:28,708
سپس جامه‌هایشان را بجوشان...

711
00:36:28,838 --> 00:36:30,623
‏...اندامشان را عطر بزن...

712
00:36:30,710 --> 00:36:33,103
‏...تمیزشان کن...

713
00:36:33,278 --> 00:36:35,410
‏...مقدمات را یادشان بده. بجنب.

714
00:36:35,628 --> 00:36:36,716
<i>این تنها هشداری است</i>

715
00:36:36,803 --> 00:36:38,544
که می‌گیرید، پس خوب گوش کنید.

716
00:36:38,718 --> 00:36:41,634
از بخشش سِر چانسی سوءاستفاده نکنید.

717
00:36:41,764 --> 00:36:43,810
او مردی مهربان و بزرگوار است،

718
00:36:43,897 --> 00:36:45,638
اما اطمینان می‌دهم، من نیستم.

719
00:36:46,073 --> 00:36:48,684
حتی اندیشیدن به کش رفتن شیرینی

720
00:36:48,771 --> 00:36:50,382
پایانی زودهنگام در پی دارد.

721
00:36:50,599 --> 00:36:51,818
فهمیدید؟

722
00:36:52,558 --> 00:36:54,473
خوب.

723
00:36:54,647 --> 00:36:59,173
بد نیست! اصلاً بد نیست!

724
00:36:59,565 --> 00:37:01,219
آفرین، رجینالد.

725
00:37:01,306 --> 00:37:02,698
کار خوبی بود. سپاس، قربان.

726
00:37:02,785 --> 00:37:04,961
پیشخدمت بودن چه حسی دارد؟

727
00:37:05,048 --> 00:37:08,661
بیرون از لجن؟ چون مردی
نو، قربان. سپاسگزارم.

728
00:37:08,835 --> 00:37:11,794
درخشان. کمتر لبخند بزن. اما درخشان.

729
00:37:11,925 --> 00:37:14,406
آفرین. آفرین.

730
00:37:14,580 --> 00:37:16,756
همین است. بجنب. بیرونش بکش.

731
00:37:16,843 --> 00:37:19,324
همین است. آره، یالا.

732
00:37:19,411 --> 00:37:21,717
کمک می‌کردم، اما با چکش کاملاً بی‌مصرفم.

733
00:37:30,465 --> 00:37:31,901
خوشم نمی‌آید.

734
00:37:39,779 --> 00:37:40,823
اوه!

735
00:37:40,954 --> 00:37:44,087
سالمی، دالمی، آدونای!

736
00:37:53,401 --> 00:37:54,620
خوب است، نه؟

737
00:37:54,707 --> 00:37:55,751
بسیار.

738
00:38:12,768 --> 00:38:14,422
پیشخدمت‌های تازه چطورند؟

739
00:38:14,596 --> 00:38:16,294
بس آبرومند.

740
00:38:16,381 --> 00:38:17,512
هنرمندانمان چطورند؟

741
00:38:17,599 --> 00:38:18,992
بس گیرا. بله.

742
00:38:19,122 --> 00:38:21,081
تمام جهان صحنه‌ای است...

743
00:38:21,255 --> 00:38:23,475
من هم می‌توانم. روی صحنه بوده‌ام،

744
00:38:23,562 --> 00:38:24,650
شکسپیر بازی کرده‌ام.

745
00:38:24,780 --> 00:38:27,000
و همه‌ی مردان و زنان...

746
00:38:27,609 --> 00:38:29,219
تنها بازیگرند. ...تنها بازیگرند.

747
00:38:29,481 --> 00:38:31,352
‏- خروجی دارند...
‏- خروجی دارند...

748
00:38:32,048 --> 00:38:33,876
و ورودی.

749
00:38:34,137 --> 00:38:36,705
و هر کس در عمر خویش...

750
00:38:37,271 --> 00:38:38,664
نقش‌های بسیار بازی می‌کند.

751
00:38:38,751 --> 00:38:43,364
آفرین! براوو! براوو!

752
00:38:43,451 --> 00:38:47,150
خدایا... مرا شکنجه کن.

753
00:38:47,237 --> 00:38:49,501
اگر درست رفتار نکنی،

754
00:38:49,588 --> 00:38:51,938
تکه‌تکه‌ات می‌کنم و به موش‌ها می‌دهم!

755
00:38:52,242 --> 00:38:53,374
پدرسگ!

756
00:39:09,303 --> 00:39:12,567
هوم.

757
00:39:14,787 --> 00:39:16,397
آه!

758
00:39:16,789 --> 00:39:17,833
لعنت!

759
00:39:34,937 --> 00:39:36,722
دوروتی؟

760
00:39:37,244 --> 00:39:39,028
کجایی؟ تمرین!

761
00:39:42,684 --> 00:39:43,685
دوروتی!

762
00:39:46,296 --> 00:39:47,385
تنگ‌تر.

763
00:39:49,996 --> 00:39:50,997
تنگ‌تر!

764
00:39:53,303 --> 00:39:56,524
آخ! مراقب باش!

765
00:39:57,003 --> 00:39:58,221
ببخشید، بانو.

766
00:41:20,086 --> 00:41:22,088
شام تمرینی تقریباً آماده است، قربان.

767
00:41:30,313 --> 00:41:32,707
عزیزم، باید نجار را خبر کنیم

768
00:41:32,794 --> 00:41:35,057
تا سقف را بالا ببرد،
اگر کلاه‌گیست بزرگ‌تر شود.

769
00:41:35,144 --> 00:41:37,756
همین حالا شکایت تماشاگران آزرده را می‌شنوم.

770
00:41:37,843 --> 00:41:39,235
آن‌قدرها هم بد نیست.

771
00:41:39,366 --> 00:41:41,020
جونده‌ای کوه‌پیکر است.

772
00:41:41,150 --> 00:41:42,195
آه.

773
00:41:42,369 --> 00:41:44,284
دوک، جامه‌ام را چطور می‌بینید؟

774
00:41:44,371 --> 00:41:45,677
زیاده‌روی است؟

775
00:41:46,765 --> 00:41:50,464
سرورم، بس مهربانید!

776
00:41:50,638 --> 00:41:52,771
چه گفت؟ زن هرگز نمی‌گوید.

777
00:41:53,075 --> 00:41:54,773
هر دو دیوانه‌اید.

778
00:41:57,471 --> 00:42:00,169
عجب آدمی است.

779
00:42:00,605 --> 00:42:04,043
این آسمانی می‌نماید!

780
00:42:04,130 --> 00:42:06,654
آه!

781
00:42:07,089 --> 00:42:10,702
هوم!

782
00:42:15,271 --> 00:42:18,536
از همگی بابت حضور سخاوتمندانه‌تان سپاسگزارم

783
00:42:18,623 --> 00:42:20,755
و هدایای شایسته.

784
00:42:20,842 --> 00:42:26,326
فروتنانه مفتخریم که میزبان دوک و دوشسیم

785
00:42:26,413 --> 00:42:28,807
در چنین شامگاه باشکوهی.

786
00:42:28,894 --> 00:42:31,026
بقیه را بعداً تمام می‌کنم.

787
00:42:31,374 --> 00:42:33,942
به سلامتی، و نوش جان.

788
00:42:35,901 --> 00:42:37,816
هوم!

789
00:43:04,103 --> 00:43:08,455
این دیگر چیست؟ پسش بفرست!

790
00:43:08,542 --> 00:43:11,458
کمی نپخته است، اما... آن‌قدرها بد نیست.

791
00:43:11,589 --> 00:43:14,592
متعفن است، کاملاً گندیده!

792
00:43:14,766 --> 00:43:17,246
و قطعاً درخور یک دوک لعنتی نیست.

793
00:43:17,420 --> 00:43:18,944
ما را به دار می‌سپارند!

794
00:43:19,118 --> 00:43:23,165
پرس بعدی!

795
00:43:30,129 --> 00:43:32,305
بسیار متأسفم، دوک.

796
00:43:34,742 --> 00:43:38,093
<i>پس از روزی دراز از خوردن و نوشیدن بی‌پایان،</i>

797
00:43:38,224 --> 00:43:41,619
<i>چانسی سرانجام تسلیم درد شدیدش شد.</i>

798
00:43:44,317 --> 00:43:46,145
عزیزم؟

799
00:43:46,232 --> 00:43:49,061
‏- چه شده؟
‏- آخ، انگشت پایم!

800
00:43:49,148 --> 00:43:50,192
طبیب را خبر کن.

801
00:43:50,279 --> 00:43:52,542
آه، عزیزم.

802
00:43:54,370 --> 00:43:55,676
دوروتی، کمک!

803
00:44:10,299 --> 00:44:14,782
بله، ظاهراً اندکی
به بیماری پادشاهان دچارید،

804
00:44:14,869 --> 00:44:16,958
چنان‌که می‌گویند. بیماری پادشاهان؟

805
00:44:17,045 --> 00:44:20,005
انگار این لعنتی می‌خواهد بترکد!

806
00:44:20,135 --> 00:44:22,311
اطمینان می‌دهم، نمی‌ترکد.

807
00:44:22,398 --> 00:44:24,183
دوک کمتر از یک هفته دیگر می‌آید.

808
00:44:24,270 --> 00:44:27,229
نمی‌توانم چون ابله دهکده لنگان بگردم!

809
00:44:27,316 --> 00:44:29,884
این را روزی سه بار بخورید.

810
00:44:30,580 --> 00:44:32,452
آخرین دستاورد است.

811
00:44:32,582 --> 00:44:35,455
ترکیبی عجیب اما مؤثر

812
00:44:35,585 --> 00:44:39,589
از مسهل، شیرین‌بیان و گشنیز.

813
00:44:39,677 --> 00:44:42,680
شیرین‌بیان؟ اگر بدتر شد، فوراً خبرم کنید،

814
00:44:42,854 --> 00:44:45,987
و زالوهای لازم را می‌گذارم.

815
00:44:46,205 --> 00:44:49,382
اکیداً توصیه می‌کنم از...

816
00:44:49,469 --> 00:44:51,732
‏...گوشت قرمز و نوشیدنی بپرهیزید

817
00:44:52,254 --> 00:44:54,953
تا ورم و درد بگذرد.

818
00:44:55,040 --> 00:44:56,041
قول می‌دهم، طبیب.

819
00:44:56,476 --> 00:44:58,652
تا شام دوک قطره‌ای نمی‌نوشم. سوگند.

820
00:45:04,049 --> 00:45:06,878
دوک و دوشس تا چند روز دیگر می‌رسند.

821
00:45:07,313 --> 00:45:08,967
باز هم میل دارید، قربان؟

822
00:45:12,313 --> 00:45:24,967
 —  ماي موويیز —

823
00:45:29,248 --> 00:45:30,640
بالا، بالا! مراقب!

824
00:45:33,948 --> 00:45:36,255
<i>پنج روز مانده به شام دوک،</i>

825
00:45:36,429 --> 00:45:39,258
<i>چنان‌که رسم بود، بارشان را پیشاپیش فرستادند</i>

826
00:45:39,345 --> 00:45:42,348
<i>با دستورهایی اکید درباره‌ی نحوه‌ی آماده‌سازی.</i>

827
00:45:44,045 --> 00:45:45,568
اوه.

828
00:45:46,482 --> 00:45:48,963
<i>از تای دقیق جامه‌ای گران‌بها،</i>

829
00:45:49,094 --> 00:45:51,792
<i>تا گیاهانی که بالششان را معطر کند.</i>

830
00:45:55,100 --> 00:45:56,928
می‌دانم حرکت غریزه‌ی اولت نیست.

831
00:45:57,015 --> 00:45:58,712
کمی شتاب کنیم؟

832
00:45:58,799 --> 00:46:01,628
از پشت ببرید!

833
00:46:05,371 --> 00:46:06,764
سویج!

834
00:46:07,939 --> 00:46:08,940
سویج!

835
00:46:09,679 --> 00:46:13,074
آقای بلک، چه افتخاری نصیبمان شده؟

836
00:46:13,161 --> 00:46:14,902
مسخره‌بازی بس است، پسر.

837
00:46:14,989 --> 00:46:17,122
می‌بینم مسافرمان بازگشته.

838
00:46:17,600 --> 00:46:19,994
همین حالا با آقای سویج کار دارم!

839
00:46:20,125 --> 00:46:22,127
راست است، بازگشته، اما متأسفانه

840
00:46:22,214 --> 00:46:26,348
سخت بیمار شده، شاید آبله.
هفته‌ی پیش هامبورگ بود،

841
00:46:26,435 --> 00:46:28,916
حالا آبله‌ی لعنتی! بی‌شرمید.

842
00:46:29,177 --> 00:46:30,700
این آقای لاتون است،

843
00:46:30,788 --> 00:46:32,441
که اربابت همان قطعه زمین را

844
00:46:32,746 --> 00:46:34,530
به او هم فروخته، مثل من.

845
00:46:34,661 --> 00:46:35,705
دفعه‌ی بعد،

846
00:46:36,097 --> 00:46:38,578
با مأموران دولتی خواهیم آمد. روز بخیر!

847
00:46:39,709 --> 00:46:40,928
روز بخیر، قربان.

848
00:46:43,757 --> 00:46:45,498
یالا، داربی!

849
00:46:48,153 --> 00:46:49,937
<i>با نزدیک شدن ورود دوک،</i>

850
00:46:50,024 --> 00:46:53,027
<i>لیدی سویج بار دیگر آقای</i>
<i>بریمزبی را فراخواند.</i>

851
00:46:53,288 --> 00:46:54,855
<i>برخلاف عقل سلیمش،</i>

852
00:46:54,942 --> 00:46:57,510
<i>انبوهی از یادگارهای خانوادگی را فروخت</i>

853
00:46:57,597 --> 00:46:59,817
<i>تا صورت‌حساب‌های فزاینده را بپردازد.</i>

854
00:47:01,557 --> 00:47:03,081
<i>حتی تن داد به فروش</i>

855
00:47:03,168 --> 00:47:05,213
<i>انگشتر عزیز مادربزرگش،</i>

856
00:47:05,518 --> 00:47:07,476
<i>که سوگند خورده بود نفروشد.</i>

857
00:47:07,563 --> 00:47:09,783
نمونه‌ای خیره‌کننده، بانوی من...

858
00:47:10,610 --> 00:47:12,742
حقاً. سپاسگزارم، آقای بریمزبی.

859
00:47:24,406 --> 00:47:26,060
مامان، اگر ادامه دهی

860
00:47:26,147 --> 00:47:27,845
ما را به دارالمساکین می‌فرستی.

861
00:47:28,802 --> 00:47:31,674
الان نه، فنی. حوصله ندارم.

862
00:47:33,546 --> 00:47:34,547
بجنبید!

863
00:47:35,853 --> 00:47:38,290
بجنبید.

864
00:47:38,812 --> 00:47:40,814
کارهای بسیاری مانده. من...

865
00:47:40,901 --> 00:47:42,860
ارباب، حرف طبیب یادتان باشد!

866
00:47:42,990 --> 00:47:44,992
برایم مهم نیست طبیب لعنتی چه می‌گوید!

867
00:47:45,166 --> 00:47:46,211
او چه می‌داند؟

868
00:47:46,298 --> 00:47:48,126
شیرین‌بیان و مسهل؟

869
00:47:48,256 --> 00:47:51,303
تمام شب در لگن لعنتی ریده‌ام!

870
00:47:51,390 --> 00:47:53,566
باید مقدمات را وارسی کنم!

871
00:47:53,653 --> 00:47:57,875
جایی نمی‌روید، به دستور طبیب!

872
00:47:59,789 --> 00:48:03,228
شاید خانم بنت حق داشت.

873
00:48:03,532 --> 00:48:05,143
شرّ در راه است.

874
00:48:05,578 --> 00:48:09,277
این ژاکوبیت‌ها و انقلابیون نکبت

875
00:48:09,364 --> 00:48:10,496
توده‌ها را می‌شورانند.

876
00:48:10,583 --> 00:48:12,672
وبا و تیفوس

877
00:48:12,759 --> 00:48:14,587
فقرا را شکار می‌کنند.

878
00:48:14,674 --> 00:48:17,111
و حالا آبله به روستاها می‌خزد

879
00:48:17,198 --> 00:48:18,765
و بر آستانه‌مان کمین کرده.

880
00:48:19,026 --> 00:48:21,550
انگشت لعنتی‌ام که هیچ!

881
00:48:30,603 --> 00:48:32,083
آرام باشید، ارباب.

882
00:48:32,170 --> 00:48:33,954
همه‌چیز درست می‌شود.

883
00:48:34,041 --> 00:48:36,696
تو آفریده‌ای آسمانی هستی.

884
00:48:36,914 --> 00:48:40,308
موجودی سماوی با پوستی گلگون

885
00:48:40,395 --> 00:48:44,834
و ران‌هایی نرم. باید اعتراف کنم،

886
00:48:44,922 --> 00:48:47,402
چیزی جز زاییدن پسری برایت نمی‌خواهم.

887
00:48:47,489 --> 00:48:50,014
هدیه‌ای که بانو هرگز نتوانست بدهد.

888
00:48:50,101 --> 00:48:53,626
تا معشوقه‌ی واقعی‌ات باشم.

889
00:48:53,713 --> 00:48:57,021
قول می‌دهم عزیزم، در وقتش می‌شود.

890
00:48:59,371 --> 00:49:02,896
حال، اتفاقاً سرشیر داری؟

891
00:49:08,032 --> 00:49:09,598
اِ...

892
00:49:10,643 --> 00:49:13,820
فرضاً، هرگز می‌توانید مرا

893
00:49:13,951 --> 00:49:15,865
جایگزینی شایسته برای چانسی ببینید،

894
00:49:15,996 --> 00:49:18,085
اگر نقرسش بدتر شود،

895
00:49:18,172 --> 00:49:21,262
یا اتفاقی پیش‌بینی‌نشده برایش بیفتد؟

896
00:49:21,480 --> 00:49:24,918
چه فکر یکسره پوچی،
آقای هلیفکس. شوخی می‌کنی.

897
00:49:25,527 --> 00:49:27,312
چه اگر کنایه‌هایت نقشه باشد،

898
00:49:27,399 --> 00:49:29,270
ناچارم به دارت بسپارم.

899
00:49:29,401 --> 00:49:31,098
حال، باز به لیسیدن باسنم بپرداز

900
00:49:31,185 --> 00:49:33,405
پیش از آنکه بیشتر بیندیشم.
البته، بانوی من.

901
00:49:34,232 --> 00:49:37,409
آه!

902
00:49:46,287 --> 00:49:48,246
مسمومش کردی؟ البته که نه. تو چه؟

903
00:49:48,333 --> 00:49:49,595
البته که نه!

904
00:49:49,899 --> 00:49:51,727
احتمالاً فقط نمایش می‌دهد.

905
00:49:51,814 --> 00:49:53,860
درد را خوب تحمل نمی‌کند.

906
00:49:53,947 --> 00:49:57,037
نزدیک‌تر شده؟ ناز می‌کند،
اما دارد نرم می‌شود. خواهی دید.

907
00:49:57,124 --> 00:49:58,821
تا دوونشرها بروند...

908
00:50:12,705 --> 00:50:13,836
لزلی.

909
00:50:14,533 --> 00:50:17,362
اتفاقاً چیزی که نشنیدی، شنیدی؟

910
00:50:19,277 --> 00:50:22,280
فالگوش که نایستاده بودی؟

911
00:50:23,585 --> 00:50:26,632
چون رذلی موذی جاسوسی می‌کردی؟

912
00:50:26,762 --> 00:50:27,763
هوم؟

913
00:50:28,634 --> 00:50:30,723
بیا اینجا! ای بچه‌ی نکبت! بیا!

914
00:50:30,810 --> 00:50:32,855
لزلی!

915
00:50:32,942 --> 00:50:35,641
‏- کمک! کمک!
‏- هوراس!

916
00:50:35,771 --> 00:50:38,122
لزلی، بیا اینجا!

917
00:50:43,518 --> 00:50:46,173
همه نامه‌ی رد است. تک‌تکشان.

918
00:50:47,696 --> 00:50:49,698
چه، دین سویفت؟ نه.

919
00:50:50,960 --> 00:50:52,919
لرد کامبرلند؟ نه.

920
00:50:53,398 --> 00:50:54,834
همه بس مؤدبانه‌اند،

921
00:50:54,921 --> 00:50:56,357
اما بالاخره ردند.

922
00:50:57,576 --> 00:50:59,795
ظاهراً کسی نمی‌خواهد در شام حاضر شود

923
00:50:59,882 --> 00:51:01,884
از ترس سفر در میانه‌ی طاعون.

924
00:51:02,624 --> 00:51:04,409
‏«با تأسف اعلام می‌داریم...»

925
00:51:05,453 --> 00:51:07,107
‏«صمیمانه ناچاریم...»

926
00:51:12,634 --> 00:51:13,983
‏«با دلی سنگین

927
00:51:14,071 --> 00:51:15,942
دعوتتان را رد می‌کنم.»

928
00:51:17,074 --> 00:51:19,293
<i>گویی با هر ردی،</i>

929
00:51:19,380 --> 00:51:20,860
<i>پوزخندشان را می‌شنید.</i>

930
00:51:22,601 --> 00:51:24,081
<i>به‌قدر کافی نجیب نبود.</i>

931
00:51:24,516 --> 00:51:27,388
<i>به‌قدر کافی نجیب‌زاده. به‌قدر کافی باهوش.</i>

932
00:51:29,434 --> 00:51:32,045
<i>هر چه می‌کرد، هر چه خرج می‌کرد،</i>

933
00:51:32,176 --> 00:51:34,134
<i>هر تابلویی که دیوارش را می‌آراست،</i>

934
00:51:34,221 --> 00:51:35,614
<i>یا جامه‌ای که می‌پوشید،</i>

935
00:51:35,962 --> 00:51:38,834
<i>چانسی هرگز از این حقیقت ساده نگریخت</i>

936
00:51:38,921 --> 00:51:41,924
<i>که با نام خانوادگی نادرست زاده شده.</i>

937
00:51:55,460 --> 00:51:56,896
دستت را ببر راست.

938
00:51:56,983 --> 00:51:59,159
گوشه‌ی پایین... همین. بعد بالا.

939
00:51:59,246 --> 00:52:01,118
بالا، بالا. بالاتر، بالاتر.

940
00:52:01,205 --> 00:52:02,206
بالا، بالا.

941
00:52:02,336 --> 00:52:04,425
نه، زیادی رفتی. بیا پایین.

942
00:52:04,512 --> 00:52:05,687
بالا، سمت چپ.

943
00:52:06,079 --> 00:52:07,472
همین. ادامه بده، ادامه بده.

944
00:52:07,559 --> 00:52:08,647
ادامه بده، ادامه.

945
00:52:08,777 --> 00:52:10,083
ادا... نه، ادامه بده.

946
00:52:10,214 --> 00:52:12,041
نه، نه! مراقب! مراقب باش!

947
00:52:12,129 --> 00:52:13,434
حال کمی پایین.

948
00:52:14,435 --> 00:52:16,785
بله، بله. نه، بس کن. نظرت چیست، عزیزم؟

949
00:52:20,746 --> 00:52:22,226
ببین عزیزم، جور درآمد!

950
00:52:22,313 --> 00:52:23,531
<i>در غیاب شوهرش،</i>

951
00:52:23,749 --> 00:52:26,752
<i>لیدی سویج کشتی را ستودنی هدایت کرد.</i>

952
00:52:26,839 --> 00:52:30,669
<i>هیچ سنگی را نانهاده نگذاشت</i>
<i>و خدمه‌ی بی‌رمقش را چنان راند</i>

953
00:52:30,756 --> 00:52:33,541
<i>که سرداری بزرگ محاصره‌ای را می‌آراید...</i>

954
00:52:33,628 --> 00:52:35,935
آقای داربی، آن گلدان‌ها جایشان آنجا نیست،

955
00:52:36,022 --> 00:52:38,938
در تالار پذیرایی‌اند. ...یا
نمایشنامه‌نویسی شب افتتاحش را.

956
00:52:39,025 --> 00:52:40,244
آقای والکات.

957
00:52:40,461 --> 00:52:42,898
عزیزم، این عالی نمی‌نماید؟

958
00:52:45,684 --> 00:52:48,121
هوم!

959
00:52:48,382 --> 00:52:50,950
هوم!

960
00:52:55,128 --> 00:52:58,610
آقای والکات، بی‌اندازه پیشرفت کرده‌اید.

961
00:52:58,871 --> 00:53:01,308
آن گلابی ترش و لذیذ است.

962
00:53:01,439 --> 00:53:05,182
این، این، این، این و این را می‌خواهیم.

963
00:53:06,531 --> 00:53:08,533
البته، بانو.

964
00:53:10,839 --> 00:53:11,753
اِ.

965
00:53:11,840 --> 00:53:13,146
دوشیزه نویل.

966
00:53:13,233 --> 00:53:15,714
آن لکه است؟ ببخشید، بانو.

967
00:53:15,975 --> 00:53:17,542
اگر دوک ببیندش چه؟

968
00:53:26,899 --> 00:53:29,118
<i>در آن حال شکننده،</i>

969
00:53:29,206 --> 00:53:32,165
<i>چانسی دیگر زیبایی خانه‌شان را نمی‌دید،</i>

970
00:53:32,296 --> 00:53:33,862
<i>فقط زگیل‌هایش را.</i>

971
00:53:33,993 --> 00:53:36,561
<i>مسحور ترکی ریز شد</i>

972
00:53:36,648 --> 00:53:40,173
<i>بر دیواری دور، گوشه‌ی تابلویی اندکی کج،</i>

973
00:53:40,260 --> 00:53:43,916
<i>رگه‌ای غبار بر طاقچه. هیچ‌چیز درست نبود.</i>

974
00:53:44,046 --> 00:53:46,440
<i>نوعی جنون در او رخنه کرده بود</i>

975
00:53:46,527 --> 00:53:48,573
<i>که مهار و متوقف‌شدنی نبود.</i>

976
00:53:48,877 --> 00:53:53,230
<i>چون سوفله‌ای نپخته، در خود فرو می‌ریخت.</i>

977
00:53:56,189 --> 00:53:57,321
شراب میل دارید، قربان؟

978
00:53:57,408 --> 00:53:58,931
نه. نه، میل ندارد.

979
00:53:59,714 --> 00:54:00,759
داری، عزیزم؟

980
00:54:02,717 --> 00:54:04,328
عزیزم؟

981
00:54:40,973 --> 00:54:42,322
چه شد آن... نامش چه بود؟

982
00:54:42,409 --> 00:54:44,019
کی؟ آن مرد بی‌دندان.

983
00:54:44,106 --> 00:54:45,717
تمام روز ندیدمش. لزلی؟

984
00:54:45,847 --> 00:54:48,285
بله، همان. هوراس. هوراس کجاست؟

985
00:54:48,415 --> 00:54:50,112
حتماً ناپدید شده.

986
00:54:50,199 --> 00:54:52,593
قربان، آدم‌ها همین‌طوری ناپدید نمی‌شوند.

987
00:54:52,767 --> 00:54:54,726
شاید استعفا داد یا به ژاکوبیت‌ها پیوست.

988
00:54:54,813 --> 00:54:56,162
هوراس نمی‌کرد. رفیق بودیم.

989
00:54:56,249 --> 00:54:58,599
عزیزم، صبر می‌کند؟ نمی‌کند. دیده‌ایش؟

990
00:54:58,904 --> 00:55:00,514
نه قربان. پس کدام گور است؟

991
00:55:00,601 --> 00:55:02,603
نمی‌دانم قربان. شاید آبله گرفته،

992
00:55:02,734 --> 00:55:05,214
یا با پیشخدمت میخانه‌ای فرار
کرده. پیدایش کن، لعنتی!

993
00:55:05,345 --> 00:55:07,304
همه‌کار را باید خودم بکنم؟

994
00:55:07,391 --> 00:55:09,828
شام دوک هر روزی ممکن است برسد،

995
00:55:10,045 --> 00:55:13,092
و من در محاصره‌ی حماقت و بی‌کفایتی‌ام!

996
00:55:13,222 --> 00:55:15,747
قربان، بی‌حرکت بایستید!

997
00:55:15,877 --> 00:55:18,227
اگر می‌خواهید این...

998
00:55:18,315 --> 00:55:20,665
‏...تابلوی شتاب‌زده و مبتذل از جعل خانوادگی

999
00:55:20,752 --> 00:55:21,927
و عشق قلابی

1000
00:55:22,144 --> 00:55:24,973
را تمام کنم، لطف کنید بی‌حرکت بایستید!

1001
00:55:27,454 --> 00:55:30,544
معذرت می‌خواهم قربان. بی‌جا سخن گفتم.

1002
00:55:30,631 --> 00:55:32,459
قصد اهانت نداشتم.

1003
00:55:32,546 --> 00:55:35,114
زیر فشار بسیاری بوده‌ام

1004
00:55:35,201 --> 00:55:37,508
و صرفاً می‌کوشم روشن کنم...

1005
00:55:37,595 --> 00:55:40,249
‏«جعل خانوادگی و عشق قلابی»؟

1006
00:55:40,641 --> 00:55:42,339
تو، آقای روس...

1007
00:55:42,513 --> 00:55:44,906
‏...نزاکت، ذوق و بصیرت هنری

1008
00:55:45,037 --> 00:55:46,473
نوزادی نابینا را داری

1009
00:55:46,560 --> 00:55:48,780
که با مدفوع خود نقاشی می‌کند، ای نکبت!

1010
00:55:48,867 --> 00:55:50,303
در عمرم چنین قلم‌زنی...

1011
00:55:50,434 --> 00:55:51,478
‏...خشنی ندیده‌ام.

1012
00:55:51,696 --> 00:55:54,351
یادآوری کنم که تو برای من کار می‌کنی؟

1013
00:55:54,742 --> 00:55:56,918
بابت سرعتت مزد خوبی گرفته‌ای.

1014
00:55:57,005 --> 00:55:59,268
و اگر باز غر و شکایتی بشنوم،

1015
00:55:59,356 --> 00:56:00,444
چاره‌ای ندارم

1016
00:56:00,574 --> 00:56:02,141
جز آنکه دستانت را با تبر بشکافم.

1017
00:56:02,271 --> 00:56:03,490
فهمیدی؟

1018
00:56:04,535 --> 00:56:07,276
و تو، رجینالد عزیز، معترض یاغی،

1019
00:56:07,451 --> 00:56:08,887
می‌کوشی خنثی کنی...

1020
00:56:09,017 --> 00:56:10,845
‏...و این شام باشکوه را تضعیف کنی

1021
00:56:10,932 --> 00:56:13,370
با بی‌کفایتی بی‌وقفه‌ات؟

1022
00:56:13,457 --> 00:56:15,241
نه‌تنها خدمه را رهبری نمی‌کنی،

1023
00:56:15,328 --> 00:56:17,069
ظاهراً پیدایشان هم نمی‌کنی.

1024
00:56:17,156 --> 00:56:19,027
و تو، بهتر نیستی،

1025
00:56:19,245 --> 00:56:21,682
با آن گوش همدل و سینه‌ی سخاوتمندت،

1026
00:56:21,769 --> 00:56:23,815
و آن سنگدلی و سرشیرت.

1027
00:56:23,902 --> 00:56:25,382
عنکبوتی شکلات‌پوشی!

1028
00:56:25,512 --> 00:56:26,731
و انگوس کجاست؟

1029
00:56:26,948 --> 00:56:29,298
انگوس والکات، تنها مرد انگلستان

1030
00:56:29,429 --> 00:56:32,389
که گاوی می‌پزد که حتی من نمی‌توانم بخورم!

1031
00:56:32,476 --> 00:56:36,828
این را می‌بینی؟ دوک چه می‌گوید؟

1032
00:56:36,915 --> 00:56:41,702
تمام این خانه را لایه‌ای
از کثافت و فقر پوشانده!

1033
00:56:41,833 --> 00:56:44,705
غذایمان نکبت است. گل‌هایمان پژمرده.

1034
00:56:44,792 --> 00:56:46,228
خدمه‌مان گم شده.

1035
00:56:46,315 --> 00:56:49,710
باید بی‌نقص باشد! مسخره‌ام نخواهند کرد!

1036
00:56:50,537 --> 00:56:52,844
هیچ‌چیز درست نیست! هوراس کجاست؟

1037
00:56:52,931 --> 00:56:54,454
هوراس کجاست؟! کی؟

1038
00:56:55,107 --> 00:56:57,718
پدرت مرده، عزیزم، و سال‌هاست که مرده.

1039
00:56:57,805 --> 00:57:00,895
فقط... نفس بکش. دوک
درباره‌مان چه فکر می‌کند؟

1040
00:57:00,982 --> 00:57:03,202
منظره‌ای هیولاوارم. ما را ببین!

1041
00:57:03,289 --> 00:57:07,336
گوژپشتی از یورکشر در این خانه‌ی وحشت.

1042
00:57:07,424 --> 00:57:09,513
نه، آرام باش عشقم. آرام.

1043
00:57:09,600 --> 00:57:10,992
آرامم!

1044
00:57:11,079 --> 00:57:13,430
بابا!

1045
00:57:27,356 --> 00:57:30,359
کسی باید آن ترک را درست کند.

1046
00:57:38,019 --> 00:57:40,282
حالتان به‌شدت بدتر شده.

1047
00:57:40,369 --> 00:57:42,328
داروهایتان را خورده‌اید،

1048
00:57:42,415 --> 00:57:44,112
طبق دستورهای اکید من؟

1049
00:57:44,199 --> 00:57:45,853
سخت بیمار شده‌ام، طبیب.

1050
00:57:45,940 --> 00:57:48,421
تبم را حس نمی‌کنی؟

1051
00:57:49,335 --> 00:57:50,728
تب ندارید، قربان.

1052
00:57:50,858 --> 00:57:53,426
شاید آبله است، یا... یا بیماری عرق.

1053
00:57:53,513 --> 00:57:57,038
یا آن بنت‌های نکبت...

1054
00:57:57,125 --> 00:58:00,346
برای جایگاهم مسمومم کرده‌اند!

1055
00:58:00,433 --> 00:58:03,392
اطمینان می‌دهم مسموم نشده‌اید، قربان.

1056
00:58:03,480 --> 00:58:06,308
صرفاً نقرس است. فقط استراحت لازم دارید.

1057
00:58:06,395 --> 00:58:09,616
وقت استراحت نیست! دوک و دوشس می‌آیند!

1058
00:58:09,703 --> 00:58:12,837
همین حالا خانه‌ی بنت‌ها
را بگردید! مطالبه می‌کنم!

1059
00:58:12,924 --> 00:58:15,448
قصابان نفرت‌انگیز! این اهمال است!

1060
00:58:15,840 --> 00:58:17,232
شرارت!

1061
00:58:17,319 --> 00:58:19,104
چطور است کمی لودانوم بیازماییم

1062
00:58:19,191 --> 00:58:20,975
تا درد آرام گیرد؟

1063
00:58:21,062 --> 00:58:24,152
حال زبانتان را بیرون
بیاورید و بگویید «آه».

1064
00:58:24,239 --> 00:58:27,329
آه...

1065
00:58:27,504 --> 00:58:29,201
حال... تریاک.

1066
00:58:29,331 --> 00:58:31,943
‏...زالوها را می‌گذارم.

1067
00:58:36,687 --> 00:58:41,039
‏- یک.
‏- قلقلکم می‌آید.

1068
00:58:41,126 --> 00:58:43,955
قلقلکم می‌آید.

1069
00:58:45,652 --> 00:58:46,740
دو.

1070
00:58:47,915 --> 00:58:51,484
لزج...

1071
00:58:51,963 --> 00:58:52,833
زالو.

1072
00:58:53,660 --> 00:58:55,706
سه.

1073
00:58:55,793 --> 00:58:58,709
آه!

1074
00:58:58,839 --> 00:59:01,538
بله، این یکی زیرک است.

1075
00:59:04,062 --> 00:59:06,586
و محبوب من، چهار.

1076
00:59:07,935 --> 00:59:09,458
بهترین زالویم.

1077
00:59:09,589 --> 00:59:11,069
کمک می‌کنند.

1078
00:59:11,156 --> 00:59:13,985
اما باید دستورهای غذایی‌ام را رعایت کنید

1079
00:59:14,159 --> 00:59:16,640
تا به‌موقع برای شامتان بهبود یابید.

1080
00:59:16,727 --> 00:59:18,903
قول می‌دهم.

1081
00:59:19,077 --> 00:59:21,819
‏- تریاک، تریاک.
‏- بله.

1082
00:59:21,949 --> 00:59:24,778
تریاک. تریاک. تریاک بیشتر.

1083
00:59:24,865 --> 00:59:27,912
تریاک. تریاک بیشتر.

1084
00:59:27,999 --> 00:59:29,217
تریاک بیشتر.

1085
00:59:55,504 --> 00:59:57,942
شام امشب است. دیر می‌رسم.

1086
01:00:02,686 --> 01:00:06,820
کجایم؟

1087
01:00:06,951 --> 01:00:10,694
چطور اینجا آمدم؟

1088
01:00:11,216 --> 01:00:15,133
کلاه‌گیسم کجاست؟

1089
01:00:16,961 --> 01:00:18,440
اگر کسی ببیندم چه؟

1090
01:00:18,571 --> 01:00:21,574
اگر دوک ببیندم چه؟

1091
01:00:21,966 --> 01:00:24,708
هر لحظه می‌رسند.

1092
01:00:28,320 --> 01:00:31,671
دوک دارد می‌آید. دوک دارد می‌آید.

1093
01:00:31,802 --> 01:00:35,196
دوک دارد می‌آید. دوک دارد می‌آید.

1094
01:00:47,905 --> 01:00:49,080
کسی هست؟

1095
01:00:49,297 --> 01:00:51,691
رجینالد؟

1096
01:00:53,040 --> 01:00:54,085
دوروتی؟

1097
01:00:55,956 --> 01:00:57,044
جورجینا؟

1098
01:01:05,531 --> 01:01:06,575
کسی نیست؟

1099
01:01:10,841 --> 01:01:11,842
کسی نیست؟

1100
01:01:25,856 --> 01:01:26,944
رجینالد؟

1101
01:01:29,250 --> 01:01:30,382
عزیزم؟

1102
01:01:35,517 --> 01:01:37,215
این چه صدایی است؟

1103
01:01:45,179 --> 01:01:46,485
آهای؟

1104
01:01:48,574 --> 01:01:52,273
آهای؟

1105
01:02:12,424 --> 01:02:14,295
امکان ندارد.

1106
01:02:14,469 --> 01:02:17,385
آه، بب... ببخشید.

1107
01:02:17,777 --> 01:02:19,605
رجینالد، چطور توانستی؟

1108
01:02:20,475 --> 01:02:22,434
او... من...

1109
01:02:22,521 --> 01:02:24,523
شاید بتوانیم...

1110
01:02:24,610 --> 01:02:27,047
‏...به همان لحظه‌ی پیش بازگردیم،

1111
01:02:27,134 --> 01:02:29,310
و وانمود کنیم هرگز نشد؟

1112
01:02:29,397 --> 01:02:31,835
کیرت در زن من است!

1113
01:02:32,009 --> 01:02:33,750
بله...

1114
01:02:34,185 --> 01:02:35,534
آه!

1115
01:02:35,621 --> 01:02:37,449
آن... کلاه‌گیس من است؟

1116
01:02:37,928 --> 01:02:40,713
قربان، خواهش می‌کنم، شتاب‌زده عمل نکنیم.

1117
01:02:40,844 --> 01:02:42,236
ای خوک!

1118
01:02:42,541 --> 01:02:44,935
متأسفانه چاره‌ای برایم نگذاشتی.

1119
01:02:45,022 --> 01:02:46,371
باید! نباید.

1120
01:02:46,458 --> 01:02:47,589
‏- باید...
‏- نباید.

1121
01:02:47,676 --> 01:02:49,200
‏...طلب کنم... خواهش می‌کنم نکن.

1122
01:02:49,287 --> 01:02:51,724
‏...دوئل! لعنت، جدی؟

1123
01:03:11,483 --> 01:03:13,964
<i>چانسی خود را در تنگنایی اخلاقی یافت</i>

1124
01:03:14,051 --> 01:03:15,704
<i>از پیچیده‌ترین نوع...</i>

1125
01:03:15,792 --> 01:03:17,097
جوش و خروش، رنج و تشویش.

1126
01:03:17,228 --> 01:03:20,100
شور می‌سوزد و شرط دوچندان می‌شود.

1127
01:03:22,059 --> 01:03:24,844
<i>‏...دفاع از شرف و نام خانوادگی عاریتی‌اش...</i>

1128
01:03:24,931 --> 01:03:26,454
یا کشتن احتمالی

1129
01:03:26,541 --> 01:03:30,067
<i>بهترین و رک بگویم، تنها دوستش.</i>

1130
01:03:31,242 --> 01:03:33,766
هرگز بی‌رجینالد دوئل نکرده‌ام.

1131
01:03:34,332 --> 01:03:37,552
رک بگویم، معمولاً او از شرفم دفاع می‌کرد.

1132
01:03:38,379 --> 01:03:41,252
نمی‌دانم چه کنم.

1133
01:03:41,339 --> 01:03:45,473
شاید آن پیشخدمت دیگر را همراهم کنم؟ عشقم.

1134
01:03:46,300 --> 01:03:47,911
حتی تپانچه پر کردن بلد نیست،

1135
01:03:47,998 --> 01:03:50,652
چه رسد به قواعد دوئل.

1136
01:03:50,827 --> 01:03:52,611
نه، هر قدر هم دردناک،

1137
01:03:52,785 --> 01:03:56,180
احمقانه است کسی جز آقای بنت را برگزینی.

1138
01:03:56,571 --> 01:03:58,704
آنگاه باید به شام دعوتش کنیم.

1139
01:03:58,835 --> 01:04:01,228
با این اوضاع، شرّ کمتر است.

1140
01:04:01,359 --> 01:04:03,448
تازه، هنوز کسی دیگر تأیید نکرده.

1141
01:04:03,883 --> 01:04:05,058
پایت چطور است، عشقم؟

1142
01:04:05,929 --> 01:04:07,539
زالوها کمک کردند.

1143
01:04:08,888 --> 01:04:09,976
چرا...

1144
01:04:10,498 --> 01:04:12,936
چرا باید با او هم‌بستر می‌شدی؟

1145
01:04:15,764 --> 01:04:17,723
<i>چرا حالا؟</i>

1146
01:04:17,854 --> 01:04:19,943
راستش مدتی است ادامه دارد.

1147
01:04:20,073 --> 01:04:21,640
اما مهم نیست.

1148
01:04:21,770 --> 01:04:23,642
چرا باید طلب دوئل می‌کردی؟

1149
01:04:23,729 --> 01:04:25,513
چاره‌ای نداشتم. نجیب‌زاده‌ام!

1150
01:04:25,600 --> 01:04:26,863
وقت خنده‌داری برگزیدی

1151
01:04:26,950 --> 01:04:28,081
که نجیب‌زاده شوی.

1152
01:04:28,908 --> 01:04:30,301
التماست می‌کنم، عشقم.

1153
01:04:30,431 --> 01:04:32,216
این کار را نکن. باید بکنم.

1154
01:04:32,303 --> 01:04:35,132
اما چرا؟ چرا تا بعد از شام صبر نمی‌کند؟

1155
01:04:35,219 --> 01:04:36,568
نمی‌توانم بگذارم

1156
01:04:36,655 --> 01:04:38,265
جلوی من به دوک و دوشس خدمت کند.

1157
01:04:38,396 --> 01:04:39,484
تحقیرآمیز است.

1158
01:04:39,658 --> 01:04:41,181
کسی نمی‌فهمد. من می‌فهمم.

1159
01:04:41,268 --> 01:04:42,922
اما خودکشی است.

1160
01:04:43,053 --> 01:04:44,750
لازم نیست به تو یادآوری کنم

1161
01:04:44,837 --> 01:04:46,621
که رجینالد تیراندازی بی‌نظیر است.

1162
01:04:46,708 --> 01:04:50,016
ریاکاری آشکارش که هیچ. چه؟ ریاکاری؟

1163
01:04:50,147 --> 01:04:52,149
صرفاً می‌خواستم حسودی‌ات را برانگیزم

1164
01:04:52,279 --> 01:04:53,498
و کمی خوش بگذرانم.

1165
01:04:54,064 --> 01:04:55,892
حال آنکه تو انبوهی معشوقه داری،

1166
01:04:55,979 --> 01:04:58,895
از جمله ندیمه‌ی خودم. اما من مجازم. مردم.

1167
01:04:59,460 --> 01:05:01,941
حال آنکه تو، عشقم، هر قدر باشکوه، زنی.

1168
01:05:02,028 --> 01:05:03,595
طبق قانون، مِلک من.

1169
01:05:03,725 --> 01:05:06,250
کاملاً آگاهم، شوهر.

1170
01:05:06,380 --> 01:05:08,295
اما هر چه داری به ارث رسیده

1171
01:05:08,382 --> 01:05:11,646
و از خانواده‌ی من آمده.
پس رودربایستی نکنیم.

1172
01:05:12,038 --> 01:05:14,998
ریاکاری از بالاترین مرتبه
است. نمی‌دانستم برایت مهمم.

1173
01:05:15,868 --> 01:05:18,523
شوهرمی. البته که هستی.

1174
01:05:18,653 --> 01:05:20,133
اما هرگز کلامی نگفتی.

1175
01:05:21,221 --> 01:05:22,570
زن نمی‌گوید.

1176
01:05:23,093 --> 01:05:26,531
حال نمی‌توانم بازگردم. دیر شده.

1177
01:05:27,619 --> 01:05:30,361
ضعیف و دودل به‌نظر می‌آیم.

1178
01:05:30,665 --> 01:05:32,754
آه! آه!

1179
01:05:33,146 --> 01:05:35,366
بجنبید!

1180
01:05:41,546 --> 01:05:43,940
نقشه این نبود. چطور این‌قدر بی‌احتیاط بودی؟

1181
01:05:44,027 --> 01:05:45,898
همه‌چیز تحت کنترل است، عشقم.

1182
01:05:45,985 --> 01:05:47,813
آن مرد در جنگل هم درختی نمی‌زند.

1183
01:05:48,335 --> 01:05:51,382
این لحظه‌ی ماست. به من اعتماد کن.

1184
01:05:54,298 --> 01:05:55,386
هوم؟

1185
01:05:56,126 --> 01:05:58,519
همه می‌دانند شکافی عظیم

1186
01:05:58,606 --> 01:06:00,304
در مهارت تیراندازی‌مان هست.

1187
01:06:00,391 --> 01:06:02,480
من هدفی بس بلندترم.

1188
01:06:02,741 --> 01:06:05,222
سر بسیار بزرگ‌ترم که هیچ.

1189
01:06:05,309 --> 01:06:08,051
هر قدر هم دلهره‌آور، باید انجامش دهی.

1190
01:06:08,138 --> 01:06:10,183
تنها کار شرافتمندانه همین است.

1191
01:06:10,314 --> 01:06:13,186
نمی‌شود نوکر لعنتی‌ات دیّوثت کند!

1192
01:06:13,273 --> 01:06:15,188
همین حالا شایعه‌ها را می‌شنوم.

1193
01:06:15,275 --> 01:06:17,538
لکه‌ای می‌شود که هرگز پاک نمی‌شود.

1194
01:06:17,625 --> 01:06:19,932
حتماً باید! البته. فکرش را هم نمی‌کنم.

1195
01:06:20,106 --> 01:06:23,022
به‌عنوان همراهت، ناچارم بپرسم،

1196
01:06:23,283 --> 01:06:25,633
دعوتنامه‌ی ما چطور پیش می‌رود؟

1197
01:06:25,938 --> 01:06:29,463
علاقه‌ی عظیمی وجود داشته...

1198
01:06:29,550 --> 01:06:31,813
‏...اما بی شما و خانم بنت

1199
01:06:32,031 --> 01:06:35,992
همان نمی‌شود.

1200
01:06:36,688 --> 01:06:39,299
نمی‌دانی چقدر خوشحالم می‌کند.

1201
01:06:39,734 --> 01:06:42,172
از منابع موثق شنیده‌ام

1202
01:06:42,259 --> 01:06:45,392
که دوک و دوشس بس مشتاق‌اند.

1203
01:06:45,479 --> 01:06:47,786
شوخ‌طبعی همسرت. چشم تیزت در ورق.

1204
01:06:48,004 --> 01:06:50,441
غوغایی به پا می‌شود!

1205
01:06:50,528 --> 01:06:51,746
حقاً!

1206
01:06:51,877 --> 01:06:54,358
می‌دانم شاید خام یا نانجیبانه بنماید،

1207
01:06:54,445 --> 01:06:58,188
گاری پیش از اسب، اما اجازه هست... ما...

1208
01:06:58,927 --> 01:07:02,148
اگر در دوئل هلاک شدی، میزبان دوک شویم؟

1209
01:07:02,888 --> 01:07:05,543
چه؟ خب، محض احتیاط.

1210
01:07:05,978 --> 01:07:08,415
به‌عنوان تدبیر پیشگیرانه.

1211
01:07:14,639 --> 01:07:16,815
‏«امیدوارم حالتان خوش باشد،

1212
01:07:16,989 --> 01:07:18,773
و شامی دلپذیر داشته باشید.»

1213
01:07:19,252 --> 01:07:22,603
‏«و امیدوارم هرگز دوباره
نبینمتان. هانس روس.»

1214
01:07:23,169 --> 01:07:24,779
قرقاول را دوست دارم.

1215
01:07:37,140 --> 01:07:38,358
کسی دیدت؟

1216
01:07:52,285 --> 01:07:54,157
این کافی است؟

1217
01:07:57,943 --> 01:07:59,205
نمی‌فهمم.

1218
01:07:59,423 --> 01:08:01,120
برای یک لغزش لحظه‌ای در تیر.

1219
01:08:03,905 --> 01:08:05,168
می‌خواهی جانش را ببخشم؟

1220
01:08:06,647 --> 01:08:07,692
بله.

1221
01:08:08,519 --> 01:08:09,650
چرا؟

1222
01:08:10,869 --> 01:08:12,566
می‌توانم جایگزینش کنم.

1223
01:08:13,785 --> 01:08:16,701
مردی کودن و خودخواه است
و تیراندازی ضعیف. می‌دانم، اما...

1224
01:08:16,875 --> 01:08:18,703
دوستش دارم. داری؟

1225
01:08:20,835 --> 01:08:23,099
اما تو... زنی با خرد و قدرت ژرفی.

1226
01:08:23,186 --> 01:08:26,624
او فرصت‌طلبی حقیر است که ندیمه‌ات را می‌گاید.

1227
01:08:28,060 --> 01:08:30,323
کاملاً می‌دانم از بیرون چطور می‌نماییم...

1228
01:08:31,846 --> 01:08:33,152
اما همدیگر را دوست داریم...

1229
01:08:34,284 --> 01:08:35,850
به شیوه‌ی عجیب خودمان.

1230
01:08:37,156 --> 01:08:39,506
می‌دانم شایع است که برای ثروتم فریبم داد،

1231
01:08:39,593 --> 01:08:42,553
اما اصلاً چنین نبود.

1232
01:08:42,727 --> 01:08:43,858
من او را برگزیدم...

1233
01:08:45,512 --> 01:08:46,557
جاه‌طلبی‌اش را...

1234
01:08:47,514 --> 01:08:48,646
شورش را.

1235
01:08:49,429 --> 01:08:52,258
خواستگاری خشک، هم‌خون و بیکار نبود.

1236
01:08:52,345 --> 01:08:54,086
او... او سرگرم‌کننده بود.

1237
01:08:55,131 --> 01:08:57,524
زندگی هر چه می‌شد، هرگز ملال‌آور نمی‌شد.

1238
01:08:57,611 --> 01:08:59,613
نه، نخواستم خوب ازدواج کنم

1239
01:08:59,700 --> 01:09:01,441
و در جایگاه رشک‌برانگیزِ

1240
01:09:01,528 --> 01:09:03,530
قالیچه‌ای فاخر بنشینم

1241
01:09:03,617 --> 01:09:05,532
که تالار شوهرم را می‌آراید.

1242
01:09:05,619 --> 01:09:07,447
زندگی پرهیزکارانه‌ای است، بی‌شک.

1243
01:09:07,795 --> 01:09:10,102
وظیفه بر میل. تکلیف بر خوشبختی.

1244
01:09:10,189 --> 01:09:11,886
اما زندگی‌ای نبود که برگزیدم.

1245
01:09:11,973 --> 01:09:13,192
او را برگزیدم.

1246
01:09:14,324 --> 01:09:16,239
می‌دانم عجیب است، اما باور دارم

1247
01:09:16,326 --> 01:09:18,241
همه‌چیز به این لحظه می‌رسید...

1248
01:09:18,763 --> 01:09:19,807
به این شام.

1249
01:09:21,069 --> 01:09:22,767
و نمی‌گذارم یک...

1250
01:09:23,985 --> 01:09:25,335
دیدار شهوانی...

1251
01:09:26,771 --> 01:09:28,512
هر قدر هم لذت‌بخش...

1252
01:09:29,382 --> 01:09:30,470
نابودش کند.

1253
01:09:36,128 --> 01:09:37,303
او را نکش.

1254
01:09:42,526 --> 01:09:43,570
خواهش می‌کنم.

1255
01:09:51,056 --> 01:09:54,277
رجینالد!

1256
01:10:07,420 --> 01:10:10,771
بیا، داربی.

1257
01:10:17,343 --> 01:10:18,823
هیس!

1258
01:10:24,307 --> 01:10:27,310
سر را بزن، قلب را،
گلو را. برایم فرقی ندارد.

1259
01:10:27,397 --> 01:10:28,485
اما درست شلیک کن

1260
01:10:28,615 --> 01:10:30,443
و ترفیعی چشمگیر می‌گیری

1261
01:10:30,574 --> 01:10:33,272
آن سوی ماجرا. چرا همه
می‌خواهند رشوه‌ام دهند؟

1262
01:10:33,359 --> 01:10:35,622
حکایت تیراندازی‌ات را شنیده‌ام

1263
01:10:35,709 --> 01:10:37,058
و معاملات مشکوکت.

1264
01:10:38,190 --> 01:10:40,236
تو قاتلی، پسرم.

1265
01:10:40,627 --> 01:10:44,805
اطمینان می‌دهم پاداشت سخاوتمندانه است.

1266
01:10:59,907 --> 01:11:02,083
دست‌کم عینکت را بزن.

1267
01:11:02,301 --> 01:11:04,172
مرا کتابی و چاق نشان می‌دهد.

1268
01:11:04,782 --> 01:11:06,174
اگر قرار است بمیرم...

1269
01:11:06,262 --> 01:11:08,481
دست‌کم خوش‌تیپ می‌میرم.

1270
01:11:08,612 --> 01:11:09,787
دوستت دارم.

1271
01:11:13,225 --> 01:11:15,009
ببخش که آن شب سنگدل بودم.

1272
01:11:15,096 --> 01:11:16,272
خودم نبودم.

1273
01:11:17,447 --> 01:11:18,752
دوستت دارم، می‌دانی.

1274
01:11:20,145 --> 01:11:22,800
بیش از هر چیز در این جهان.

1275
01:11:22,930 --> 01:11:24,976
و نه فقط چون بر آستانه‌ی مرگم.

1276
01:11:47,259 --> 01:11:49,087
چطور توانستی؟

1277
01:11:49,217 --> 01:11:51,611
مرا در موقعیتی ناممکن گذاشتی.

1278
01:11:51,785 --> 01:11:53,570
شما طلب دوئل کردید، قربان.

1279
01:11:53,657 --> 01:11:56,486
‏- انگشت اتهام نگیریم.
‏- معذرت می‌خواهم، قربان.

1280
01:11:56,616 --> 01:11:59,402
شاید بتوانیم این را فیصله دهیم

1281
01:11:59,532 --> 01:12:02,056
با خراشی بر ران گوشتی یکدیگر

1282
01:12:02,143 --> 01:12:04,407
یا... از دست دادن انگشت کوچک؟

1283
01:12:04,668 --> 01:12:06,931
کسی لازم نیست امشب جانش را از دست بدهد.

1284
01:12:07,018 --> 01:12:10,021
نزدیکیم، آقایان.

1285
01:12:13,372 --> 01:12:15,113
عاشق دوئلم.

1286
01:12:22,860 --> 01:12:25,993
سِر چانسی، به‌عنوان طرف مورد اهانت،

1287
01:12:26,124 --> 01:12:29,083
شما انتخاب کنید. شیر.

1288
01:12:35,786 --> 01:12:37,875
شیر شد.

1289
01:12:38,005 --> 01:12:39,398
سِر چانسی قرعه را برد

1290
01:12:39,485 --> 01:12:40,573
و نخست شلیک می‌کند.

1291
01:12:41,792 --> 01:12:44,708
آقای هلیفکس، باید سر جایتان بایستید.

1292
01:12:45,926 --> 01:12:46,927
آقایان...

1293
01:12:49,626 --> 01:12:52,106
ده قدم.

1294
01:12:54,195 --> 01:12:56,110
یک، دو،

1295
01:12:56,633 --> 01:12:58,243
سه، چهار،

1296
01:12:58,678 --> 01:13:01,725
پنج، شش، هفت، هشت،

1297
01:13:02,160 --> 01:13:03,901
نه، ده.

1298
01:13:27,011 --> 01:13:28,273
معذرت می‌خواهم.

1299
01:13:34,322 --> 01:13:36,150
باد بود.

1300
01:13:36,324 --> 01:13:38,109
آن تندباد را حس نکردی؟

1301
01:13:38,501 --> 01:13:40,633
آقای بنت، حتماً قاعده‌ای هست

1302
01:13:40,720 --> 01:13:41,634
برای این حالت.

1303
01:13:41,808 --> 01:13:43,680
باید تیر دیگری بزنم، نه؟

1304
01:13:43,854 --> 01:13:45,246
سِر چانسی، متأسفانه...

1305
01:13:45,943 --> 01:13:48,902
‏...باید بایستید و تیر
آقای هلیفکس را بپذیرید.

1306
01:13:49,599 --> 01:13:52,863
آنگاه، و تنها آنگاه، می‌توانید پاسخ دهید.

1307
01:14:23,589 --> 01:14:27,593
پدرسگ!

1308
01:14:28,115 --> 01:14:31,292
لعنت!

1309
01:14:31,728 --> 01:14:32,772
لعنت!

1310
01:14:33,730 --> 01:14:36,167
رضایت حاصل شد؟

1311
01:14:36,254 --> 01:14:39,387
به‌نظرت راضی می‌آیم، ای ملال‌آور بی‌مزه؟

1312
01:14:39,475 --> 01:14:44,741
خدایا!

1313
01:14:45,393 --> 01:14:48,396
فکر کردم فقط خراشم می‌دهی.

1314
01:14:48,527 --> 01:14:50,703
نزدیک بود بازوی لعنتی‌ام را بکنی!

1315
01:14:50,834 --> 01:14:52,792
شما مرا به دوئل خواندید، قربان.

1316
01:14:52,879 --> 01:14:54,838
شکر کنید سرتان را نکندم.

1317
01:14:54,925 --> 01:14:57,493
ای ناسپاسِ حقیر!

1318
01:14:57,580 --> 01:15:01,801
آقایان، باید بار دیگر سر جایتان بایستید.

1319
01:15:02,454 --> 01:15:06,502
سِر چانسی، نوبت پاسخ شماست.

1320
01:15:33,920 --> 01:15:36,140
<i>برو به جهنم!</i>

1321
01:15:36,880 --> 01:15:39,012
<i>برو به جهنم!</i>

1322
01:15:42,581 --> 01:15:45,062
طبیب را خبر کنید!

1323
01:15:46,890 --> 01:15:48,761
<i>هرچند تیر محض شانس بود،</i>

1324
01:15:48,848 --> 01:15:50,894
<i>چانسی را گناه فرا گرفت.</i>

1325
01:15:51,590 --> 01:15:53,636
<i>چون شوکران درونش را خورد.</i>

1326
01:15:53,723 --> 01:15:56,334
طبیب را خبر کنید!

1327
01:15:57,291 --> 01:15:59,990
<i>سرانجام، رجینالد هلیفکس</i>

1328
01:16:00,164 --> 01:16:02,775
<i>در همان‌جا که زاده شده بود جان داد.</i>

1329
01:16:03,167 --> 01:16:04,385
<i>در لجن.</i>

1330
01:16:05,386 --> 01:16:06,997
تیر خوبی بود، رفیق.

1331
01:16:09,956 --> 01:16:11,784
برای شام چه ساعتی بیاییم؟

1332
01:16:19,575 --> 01:16:22,229
مطمئن شو برای... برای سر جا بگذاری.

1333
01:16:22,316 --> 01:16:23,404
قربان.

1334
01:16:26,320 --> 01:16:30,760
یقین دارم گوش نمی‌دهید، اما نباید بنوشید...

1335
01:16:30,847 --> 01:16:35,025
‏...چون خون را رقیق می‌کند و زخمتان ژرف است.

1336
01:16:35,112 --> 01:16:36,287
می‌فهمید؟

1337
01:17:24,030 --> 01:17:25,858
زنده‌ای!

1338
01:17:25,945 --> 01:17:28,644
آرام‌تر، عزیزم.

1339
01:17:28,948 --> 01:17:31,081
بازویم خرد شده. ببخش، عشقم.

1340
01:17:31,647 --> 01:17:32,822
رجینالد کجاست؟

1341
01:17:33,083 --> 01:17:35,912
در میدان نبرد پوستش را کندم.
سرش را از تن جدا کردم.

1342
01:17:35,999 --> 01:17:36,956
چه؟

1343
01:17:37,174 --> 01:17:38,828
چرا این‌قدر متعجبی؟

1344
01:17:39,916 --> 01:17:42,005
آرزو داشتی او پیروز بازگردد؟

1345
01:17:42,092 --> 01:17:43,571
نه، نه، من...

1346
01:17:43,659 --> 01:17:45,835
زیاده‌روی نکنیم. او بهتر از من.

1347
01:17:45,922 --> 01:17:47,880
شوهرتم. نه، خفه شو! او...

1348
01:17:47,967 --> 01:17:49,621
مرده؟ راست است.

1349
01:17:49,708 --> 01:17:52,406
اکنون بی‌سر در گودالی کنار برکه افتاده.

1350
01:17:57,107 --> 01:18:00,588
ببخش که رکم، اما گذشته‌ها گذشته.

1351
01:18:00,676 --> 01:18:01,894
دوست خوبی بود،

1352
01:18:01,981 --> 01:18:04,984
جز آن مواردی که زنم را آلود.

1353
01:18:05,071 --> 01:18:08,858
با این حال، جایش خالی می‌ماند.

1354
01:18:09,293 --> 01:18:12,862
می‌دانم این چند روز ابلهی
نکبت بوده‌ام، اما...

1355
01:18:13,297 --> 01:18:16,387
همگی کار حیرت‌انگیزی با اینجا کرده‌اید.

1356
01:18:16,517 --> 01:18:20,870
حال بطری شامپاینی بیاورید
تا جشن بگیریم. بجنبید.

1357
01:18:25,309 --> 01:18:26,789
<i>♪ یک، دو، سه، یک، دو، سه ♪</i>

1358
01:18:26,876 --> 01:18:28,616
<i>♪ دوک و دوشس به شام می‌آیند ♪</i>

1359
01:18:28,704 --> 01:18:30,749
♪ دوک و دوشس به شام می‌آیند ♪ عزیزم.

1360
01:18:30,836 --> 01:18:32,446
<i>♪ دوک و دوشس به شام می‌آیند ♪</i>

1361
01:18:32,751 --> 01:18:34,666
♪ دوک و دوشس به شام می‌آیند ♪ آرام باش.

1362
01:18:34,753 --> 01:18:36,624
<i>♪ دوک و دوشس به شام می‌آیند ♪</i>

1363
01:18:36,712 --> 01:18:38,583
چانسی، بس کن. ♪ داربی، داربی، دا! ♪

1364
01:18:38,670 --> 01:18:40,498
♪ دوک و دوشس به شام می‌آیند ♪

1365
01:18:40,628 --> 01:18:42,587
<i>♪ دوک و دوشس به شام می‌آیند ♪</i>

1366
01:18:42,718 --> 01:18:44,328
<i>♪ دوک و دوشس به شام می‌آیند ♪</i>

1367
01:18:44,458 --> 01:18:46,417
<i>♪ دوک و دوشس به شام می‌آیند ♪</i>

1368
01:18:46,504 --> 01:18:48,332
<i>♪ دوک و دوشس به شام می‌آیند ♪</i>

1369
01:18:48,419 --> 01:18:50,421
<i>♪ دوک و دوشس به شام می‌آیند ♪</i>

1370
01:18:50,508 --> 01:18:52,249
<i>♪ دوک و دوشس به شام می‌آیند ♪</i>

1371
01:18:52,510 --> 01:18:54,468
♪ دوک و دوشس به شام می‌آیند ♪ بس کن.

1372
01:18:54,555 --> 01:18:55,600
<i>♪ دوک و دوشس... ♪</i>

1373
01:18:55,687 --> 01:18:56,732
می‌ترسانی‌ام. بس کن.

1374
01:18:56,949 --> 01:18:58,472
<i>♪ دوک و دوشس به شام می‌آیند ♪</i>

1375
01:18:58,559 --> 01:19:00,387
<i>♪ دوک و دوشس به شام می‌آیند ♪</i>

1376
01:19:00,474 --> 01:19:02,825
<i>♪ دوک و دوشس به شام می‌آیند! ♪</i>

1377
01:20:34,612 --> 01:20:37,049
رجینالد! رجینالد! بیا ببین!

1378
01:20:40,270 --> 01:20:41,401
لعنتی!

1379
01:20:41,924 --> 01:20:44,622
درست است. البته.

1380
01:20:49,932 --> 01:20:53,674
عجیب است.

1381
01:21:02,420 --> 01:21:13,508
 —  ماي موويیز —

1382
01:21:17,133 --> 01:21:18,786
عزیزم...

1383
01:21:18,874 --> 01:21:22,268
این کمی عجیب نمی‌نماید؟

1384
01:21:22,355 --> 01:21:25,750
عشقم، قانقاریا گرفته.

1385
01:21:26,142 --> 01:21:27,708
فوراً باید طبیب ببینی.

1386
01:21:27,795 --> 01:21:30,494
چیزی نیست. فقط سوختگی کوچکی.

1387
01:21:30,581 --> 01:21:32,670
برای شام امشب کار بسیار است.

1388
01:21:32,931 --> 01:21:34,541
ارزشش را داشت؟

1389
01:21:34,933 --> 01:21:37,936
فرو رفتن در ورشکستگی، کشتن بهترین دوستت،

1390
01:21:38,023 --> 01:21:39,764
نقرست، و بازوی قانقاریایی‌ات؟

1391
01:21:39,851 --> 01:21:42,985
این تنها کاری است
که واقعاً در آن خوب بودم.

1392
01:21:43,202 --> 01:21:46,336
و با تو، عشقم، همدست جرمم را یافتم.

1393
01:21:46,727 --> 01:21:49,339
این فرصت من است تا ثابت
کنم به اینجا تعلق دارم.

1394
01:21:49,426 --> 01:21:51,950
تعلق داری، عشقم.

1395
01:21:52,081 --> 01:21:53,996
هر دو می‌دانیم بوی نفرت‌انگیز

1396
01:21:54,083 --> 01:21:55,214
بیگانه را دارم.

1397
01:21:55,301 --> 01:21:58,304
بویی که هیچ عطری، هر قدر گلگون،

1398
01:21:58,391 --> 01:22:00,219
نمی‌تواند از میان ببرد.

1399
01:22:00,306 --> 01:22:01,438
آه.

1400
01:22:01,525 --> 01:22:03,657
مهم نحوه‌ی زاده شدنت نیست،

1401
01:22:04,223 --> 01:22:07,183
نحوه‌ی زیستنت است که ژرفای
شخصیتت را نشان می‌دهد.

1402
01:22:11,622 --> 01:22:13,363
امشب بی‌نقص خواهد بود.

1403
01:22:13,493 --> 01:22:15,495
قول می‌دهم.

1404
01:22:15,756 --> 01:22:16,975
بازو است؟

1405
01:22:17,062 --> 01:22:19,195
دوباره می‌بندمش.

1406
01:22:19,369 --> 01:22:22,372
ببخشید. لعنت! بوی گند می‌دهد!

1407
01:22:31,250 --> 01:22:33,687
اوه!

1408
01:22:52,402 --> 01:22:55,057
‏[نواختن موتسارت

1409
01:22:57,450 --> 01:23:00,279
لعنت!

1410
01:23:01,846 --> 01:23:05,502
آقای بلک، چه لطف کردید که آمدید!

1411
01:23:05,676 --> 01:23:08,896
آقای لاتون، چه دیر به دیر!

1412
01:23:09,810 --> 01:23:13,336
جناب، مشکل چیست؟

1413
01:23:13,510 --> 01:23:15,773
خودت را به بی‌خبری نزن، سویج.

1414
01:23:15,860 --> 01:23:17,775
حقه‌بازی شرم‌آورت تمام شد.

1415
01:23:17,862 --> 01:23:19,342
حکم بازداشتت را داریم.

1416
01:23:19,429 --> 01:23:20,952
حقه‌بازی؟ بازداشت؟

1417
01:23:21,039 --> 01:23:23,172
می‌بینم آبله‌ات خوب شده. حقاً.

1418
01:23:23,259 --> 01:23:24,782
هامبورگ بود، نه؟

1419
01:23:24,912 --> 01:23:26,610
شاید هند غربی؟ نوکرت...

1420
01:23:26,740 --> 01:23:29,308
آها، فهمیدم. نوکرم.

1421
01:23:29,569 --> 01:23:31,615
البته. گمان کردم به او مربوط است.

1422
01:23:31,745 --> 01:23:33,051
به او مربوط؟

1423
01:23:33,138 --> 01:23:34,618
سوءتفاهم بزرگی رخ داده.

1424
01:23:34,705 --> 01:23:38,839
نوکرم، آقای هلیفکس، ظاهراً

1425
01:23:38,926 --> 01:23:40,972
نقشه‌ای دورویانه داشت تا خانواده‌ام

1426
01:23:41,059 --> 01:23:43,801
و همکاران معتمدم،
چون این آقایان محترم، را بچاپد.

1427
01:23:43,888 --> 01:23:46,630
چرند! این مرد دروغگو و رذل است.

1428
01:23:46,934 --> 01:23:48,675
حال این آقای هلیفکس کجاست؟

1429
01:23:48,806 --> 01:23:51,026
رجینالد استنلی هلیفکس.

1430
01:23:51,113 --> 01:23:52,853
متأسفانه شبانه گریخت،

1431
01:23:52,940 --> 01:23:53,898
پس از رویارویی.

1432
01:23:54,072 --> 01:23:55,291
می‌خواهم فوراً شکایت کنم.

1433
01:23:55,421 --> 01:23:56,422
البته.

1434
01:23:56,683 --> 01:23:59,121
مضحک است! کلمه‌ای را باور نمی‌کنم.

1435
01:23:59,251 --> 01:24:01,427
برنامه‌ی امشبتان چیست، آقایان؟

1436
01:24:01,558 --> 01:24:02,820
ببخشید؟

1437
01:24:02,950 --> 01:24:04,822
میزبان دوک و دوشس دوونشریم

1438
01:24:04,909 --> 01:24:06,780
و گفتیم شاید مایل باشید بیایید.

1439
01:24:07,390 --> 01:24:09,218
می‌توانیم این ماجرای کثیف را

1440
01:24:09,305 --> 01:24:11,133
سر بطری شرابی خوب حل کنیم.

1441
01:24:12,351 --> 01:24:14,397
جداً؟ دوک و دوشس دوونشر؟ امشب؟

1442
01:24:15,006 --> 01:24:16,138
پس قرار شد؟

1443
01:24:17,400 --> 01:24:20,055
مفتخر می‌شویم. مفتخر.

1444
01:24:20,229 --> 01:24:21,752
<i>پس از ناپدید شدن لزلی بیچاره</i>

1445
01:24:21,882 --> 01:24:23,232
و مرگ رجینالد،

1446
01:24:23,319 --> 01:24:25,973
ظاهراً حالا قدیمی‌ترین پیشخدمت منی.

1447
01:24:26,496 --> 01:24:28,846
پس به نوکری ترفیع می‌یابی. تبریک.

1448
01:24:28,933 --> 01:24:29,847
سپاس، قربان.

1449
01:24:30,195 --> 01:24:32,415
با توجه به انحرافات سلفت،

1450
01:24:32,719 --> 01:24:34,939
بهتر دیدم قواعدی بگذارم.

1451
01:24:35,026 --> 01:24:37,768
یعنی: با زن من هم‌بستر نشو!

1452
01:24:37,898 --> 01:24:38,899
البته، قربان.

1453
01:24:38,986 --> 01:24:40,031
زود بالا آمدی

1454
01:24:40,162 --> 01:24:41,424
بر اثر اتفاقی معجزه‌آسا.

1455
01:24:41,598 --> 01:24:43,817
من و تو چندان ناهمانند
نیستیم. نامت چه بود؟

1456
01:24:43,948 --> 01:24:45,819
‏- جیمز، قربان. جیمز داربی.
‏- درست.

1457
01:24:45,950 --> 01:24:47,430
نامی محکم. حال...

1458
01:24:47,517 --> 01:24:49,345
باید زود دو جایگزین بیابیم،

1459
01:24:49,432 --> 01:24:50,520
برای شام امشب.

1460
01:24:50,650 --> 01:24:52,391
‏- وقت کم داریم.
‏- البته، قربان.

1461
01:24:55,177 --> 01:24:58,658
داربی، آن بو را حس می‌کنی؟ چه بویی، قربان؟

1462
01:24:58,832 --> 01:25:01,357
بی‌خیال.

1463
01:25:01,531 --> 01:25:05,187
آن دو مرد شایسته را ببین.
بایستید! همین حالا!

1464
01:25:08,059 --> 01:25:11,454
بله، شما دو تن. ژاکوبیت که نیستید؟

1465
01:25:11,845 --> 01:25:14,935
همه‌ی اعضایتان را دارید؟ انگشتان هم؟

1466
01:25:15,022 --> 01:25:17,808
نشانم دهید. نزدیک‌تر.

1467
01:25:18,765 --> 01:25:20,550
دندان‌هایتان چطور؟ بالا؟

1468
01:25:21,072 --> 01:25:22,073
پایین؟

1469
01:25:22,204 --> 01:25:24,031
به‌قدر کافی خوب. عالی.

1470
01:25:24,162 --> 01:25:26,556
‏- قیافه‌شان را نمی‌پسندم.
‏- ادب، داربی.

1471
01:25:26,773 --> 01:25:28,384
تو هم اول بهتر نبودی.

1472
01:25:28,514 --> 01:25:30,212
چشم‌بند چه، قربان؟

1473
01:25:30,342 --> 01:25:32,083
خوشم می‌آید. ظرافت خوبی است.

1474
01:25:32,214 --> 01:25:34,129
زخم جنگ از میدان نبرد، نه؟

1475
01:25:34,477 --> 01:25:35,913
سفلیس، قربان.

1476
01:25:36,000 --> 01:25:38,176
با این حال قهرمانانه می‌نماید.

1477
01:25:38,263 --> 01:25:41,397
دنبال دو مرد شایسته چون شما بودم.

1478
01:25:41,701 --> 01:25:43,834
به هر یک کاری آبرومند

1479
01:25:43,921 --> 01:25:45,488
و شام امشب پیشنهاد می‌کنم.

1480
01:25:46,184 --> 01:25:48,447
قبول؟

1481
01:25:49,100 --> 01:25:50,145
عالی!

1482
01:25:51,233 --> 01:25:52,669
هلا! یورتمه برو.

1483
01:25:54,018 --> 01:25:55,889
این تنها هشداری است که می‌گیرید،

1484
01:25:55,976 --> 01:25:57,064
پس خوب گوش کنید.

1485
01:25:57,239 --> 01:26:00,764
از بخشش سِر سویج سوءاستفاده نکنید،

1486
01:26:00,938 --> 01:26:03,375
او مردی مهربان و بزرگوار است،

1487
01:26:03,506 --> 01:26:06,596
اما اطمینان می‌دهم من نیستم.

1488
01:26:06,770 --> 01:26:08,989
امشب بسیار مهم است.

1489
01:26:09,076 --> 01:26:11,514
هیچ خطایی تحمل نمی‌شود.

1490
01:26:11,601 --> 01:26:13,124
فهمیدید؟

1491
01:26:13,385 --> 01:26:15,692
خوب. حال تمیز شوید.

1492
01:26:16,171 --> 01:26:18,477
و محکم بسابید وگرنه خودم می‌سابمتان.

1493
01:26:26,181 --> 01:26:27,530
<i>همین است.</i>

1494
01:26:27,965 --> 01:26:31,882
دلیل و بازتاب تمام کار خستگی‌ناپذیرمان.

1495
01:26:33,362 --> 01:26:35,712
<i>دوک و دوشس امشب</i>

1496
01:26:35,799 --> 01:26:36,756
<i>به شام می‌آیند.</i>

1497
01:26:37,714 --> 01:26:39,194
پس بهترین خود باشیم.

1498
01:26:41,326 --> 01:26:42,936
<i>وقتی آدم به زندگی...</i>

1499
01:26:44,024 --> 01:26:47,506
<i>ملال‌آور و اغلب بی‌هدفش می‌نگرد...</i>

1500
01:26:49,682 --> 01:26:51,858
‏...همین روزهاست،

1501
01:26:53,033 --> 01:26:55,819
همین لحظه‌هاست که به یاد می‌ماند.

1502
01:26:57,473 --> 01:27:00,432
پس بجنبید.

1503
01:27:05,176 --> 01:27:07,178
بهتر از این نمی‌شد گفت.

1504
01:27:08,788 --> 01:27:10,225
همه‌چیز خوب است؟

1505
01:27:10,312 --> 01:27:11,791
بی‌نقص است.

1506
01:27:11,878 --> 01:27:12,792
خوب.

1507
01:27:13,706 --> 01:27:16,274
<i>ناآگاهانه، و طنزآمیز،</i>

1508
01:27:16,405 --> 01:27:19,538
<i>چانسی دو ژاکوبیت را به</i>
<i>خانه‌اش دعوت کرده بود.</i>

1509
01:27:19,669 --> 01:27:21,888
<i>چندان سیاسی‌اندیش نبودند،</i>

1510
01:27:21,975 --> 01:27:24,674
<i>اما از چپاول</i>

1511
01:27:24,804 --> 01:27:26,415
<i>و گاه غارت لذت می‌بردند.</i>

1512
01:27:26,502 --> 01:27:27,851
مرگ بر این حکومت.

1513
01:27:31,028 --> 01:27:32,682
<i>و بدتر از آن،</i>

1514
01:27:32,769 --> 01:27:36,251
<i>آقای داربی به آبله‌ای شوم دچار شده بود.</i>

1515
01:27:36,338 --> 01:27:38,818
<i>پیامدهایش را خوب می‌دانست:</i>

1516
01:27:38,905 --> 01:27:39,993
<i>از دست دادن جانش،</i>

1517
01:27:40,080 --> 01:27:42,213
<i>آلودن اربابان بخشنده‌اش،</i>

1518
01:27:42,300 --> 01:27:44,302
<i>شاید حتی دوک و دوشس،</i>

1519
01:27:44,389 --> 01:27:47,827
<i>اما از دست دادن مقام</i>
<i>تازه‌اش را بیشتر می‌ترسید.</i>

1520
01:27:48,263 --> 01:27:50,221
<i>نمی‌گذاشت این فرصت</i>

1521
01:27:50,308 --> 01:27:53,659
<i>از میان انگشتانش، یا ناخن‌هایش، بلغزد.</i>

1522
01:27:56,183 --> 01:27:58,229
<i>هر قدر معجزه‌آسا یا ناگزیر،</i>

1523
01:27:59,056 --> 01:28:02,668
<i>ژاکوبیت‌ها و آبله به عمارت</i>
<i>سویج نفوذ کرده بودند</i>

1524
01:28:02,755 --> 01:28:04,627
<i>بی‌آنکه کسی بویی ببرد.</i>

1525
01:28:06,933 --> 01:28:08,935
<i>زیر پوسته‌ی درخشانش،</i>

1526
01:28:09,022 --> 01:28:11,503
<i>تاریکی‌ای از شکاف‌ها رخنه کرده بود.</i>

1527
01:28:15,942 --> 01:28:18,075
<i>به گفته‌ی خانم بنت،</i>

1528
01:28:18,162 --> 01:28:19,685
<i>‏«شرّ در راه بود».</i>

1529
01:28:38,443 --> 01:28:40,663
شمشیر هم می‌بلعید؟

1530
01:28:40,750 --> 01:28:42,621
بابا، دارد... دارد می‌آید!

1531
01:28:42,969 --> 01:28:45,798
دارد می‌آید! مامان، بابا، دارد می‌آید!

1532
01:30:13,625 --> 01:30:16,411
چه...

1533
01:30:17,542 --> 01:30:19,109
چه خبر است؟

1534
01:30:34,298 --> 01:30:35,299
عزیزم.

1535
01:30:35,517 --> 01:30:37,170
طبیب را خبر کن.

1536
01:30:37,606 --> 01:30:39,129
چه؟

1537
01:30:52,534 --> 01:30:54,492
باید بازویت را قطع کنم

1538
01:30:54,579 --> 01:30:56,276
وگرنه می‌میری.

1539
01:30:57,060 --> 01:30:59,410
آرام باشید. تا فردا صبر نمی‌کند؟

1540
01:30:59,584 --> 01:31:00,455
متأسفانه نه.

1541
01:31:00,585 --> 01:31:01,630
اما دوک می‌آید!

1542
01:31:01,804 --> 01:31:03,632
قربان! خواهش می‌کنم!

1543
01:31:04,067 --> 01:31:05,460
می‌میرید!

1544
01:31:32,530 --> 01:31:33,488
آه، بازو.

1545
01:32:16,313 --> 01:32:18,968
‏«از همگی سپاسگزارم

1546
01:32:19,055 --> 01:32:22,624
بابت حضور سخاوتمندانه‌تان و...»

1547
01:32:22,972 --> 01:32:25,583
آه.

1548
01:32:29,021 --> 01:32:32,285
‏«از همگی بابت حضور سخاوتمندانه‌تان

1549
01:32:32,416 --> 01:32:35,201
و هدایای شایسته سپاسگزارم.»

1550
01:32:35,898 --> 01:32:39,205
‏«فروتنانه مفتخریم

1551
01:32:39,815 --> 01:32:43,427
که میزبان دوک و دوشسیم

1552
01:32:43,732 --> 01:32:47,083
در چنین شامگاه... باشکوهی.»

1553
01:32:52,610 --> 01:32:55,570
چنین باشکوه... چنین باشکوه...

1554
01:32:55,744 --> 01:32:59,138
<i>شجاعت، برادر من.</i>

1555
01:33:00,139 --> 01:33:01,184
بی‌گوش.

1556
01:33:03,795 --> 01:33:08,670
‏«میزبان دوک و دوشس
در چنین شامگاه باشکوهی.»

1557
01:33:11,324 --> 01:33:13,631
لعنت!

1558
01:33:13,718 --> 01:33:15,677
کمک می‌خواهید، قربان؟

1559
01:33:15,764 --> 01:33:19,419
الان نه، داربی. لحظه‌ای مهلت بده.

1560
01:33:26,426 --> 01:33:31,606
بد نیست، رفیق. اصلاً بد نیست.

1561
01:33:32,519 --> 01:33:34,043
حال آخرین ظرافت.

1562
01:33:40,223 --> 01:33:43,182
<i>باشکوه است.</i>

1563
01:33:55,542 --> 01:33:57,936
می‌دانم به آقای هلیفکس دلبسته بودی.

1564
01:33:59,329 --> 01:34:01,418
امیدوارم مرگ ناگوارش را

1565
01:34:01,505 --> 01:34:02,462
به پایم ننویسی،

1566
01:34:02,985 --> 01:34:05,422
و بتوانیم چون گذشته با هم کار کنیم.

1567
01:34:05,814 --> 01:34:07,772
این آشفتگی کثیف را پشت سر بگذاریم.

1568
01:34:09,513 --> 01:34:11,123
اگر امشب طبق نقشه پیش برود،

1569
01:34:11,689 --> 01:34:13,648
همه بی‌اندازه سود می‌بریم.

1570
01:34:13,996 --> 01:34:14,866
اما...

1571
01:34:17,608 --> 01:34:19,218
امیدوارم مرا ببخشی،

1572
01:34:20,611 --> 01:34:22,004
چنان‌که من تو را بخشیدم.

1573
01:34:28,532 --> 01:34:29,620
بله، بانو.

1574
01:34:40,805 --> 01:34:42,459
<i>ماه از برابر خورشید گذشت</i>

1575
01:34:42,633 --> 01:34:44,766
دقیقاً سه دقیقه و ۳۳ ثانیه،

1576
01:34:44,853 --> 01:34:47,072
درست چنان‌که آقای هالی پیش‌بینی کرده بود.

1577
01:34:47,159 --> 01:34:49,858
آفریده‌ای درخشانی، عشقم.

1578
01:34:50,380 --> 01:34:52,338
نمی‌دانم چطور و کِی شد،

1579
01:34:52,774 --> 01:34:53,949
اما بزرگ شده‌ای.

1580
01:34:54,036 --> 01:34:56,255
اما از بزرگ‌ها بیزارم، مامان. می‌دانم.

1581
01:34:56,429 --> 01:34:59,824
حال، سر شام از کسوف
و آقای هالی حرفی نباشد.

1582
01:34:59,911 --> 01:35:01,391
و قطعاً موشی در کار نباشد.

1583
01:35:02,261 --> 01:35:03,915
نمی‌دانم چه‌شان شده.

1584
01:35:04,046 --> 01:35:05,874
گوئنیویر و وولی عجیب رفتار می‌کنند.

1585
01:35:05,961 --> 01:35:07,484
مدام دور خود می‌چرخند

1586
01:35:07,571 --> 01:35:09,486
و عجیب‌ترین صداها را درمی‌آورند.

1587
01:35:09,573 --> 01:35:11,706
آه...

1588
01:35:13,098 --> 01:35:14,883
خوب به‌نظر نمی‌رسد، نه؟

1589
01:35:25,981 --> 01:35:28,548
بی‌حرکت بایست. می‌کوشم.

1590
01:35:29,549 --> 01:35:31,813
درد دارد؟ بی‌اندازه.

1591
01:35:32,901 --> 01:35:34,641
فکر می‌کنی کسی متوجه شود؟

1592
01:35:36,208 --> 01:35:37,296
اِ...

1593
01:36:38,183 --> 01:36:40,403
‏- دست آشپز درد نکند.
‏- بانو.

1594
01:36:40,490 --> 01:36:42,492
از خود پیشی گرفتی، آقای والکات. آفرین.

1595
01:36:42,579 --> 01:36:43,710
سپاس، قربان.

1596
01:36:49,673 --> 01:36:51,588
حتماً دوک است. زود آمدند.

1597
01:36:51,675 --> 01:36:54,199
نه، تو همین‌جا بمان، عشقم. داربی.

1598
01:37:00,727 --> 01:37:04,862
بازویت خوب است؟

1599
01:37:14,741 --> 01:37:18,441
نه، نه، نه.

1600
01:37:23,533 --> 01:37:24,969
آه، شمایید.

1601
01:37:25,448 --> 01:37:28,930
چه دلپذیر. هنوز نیامده‌اند؟

1602
01:37:29,452 --> 01:37:31,454
‏- هنوز نه.
‏- چه عالی.

1603
01:37:31,584 --> 01:37:34,544
امیدوارم ناراحت نشوید، کمی زود آمدیم.

1604
01:37:34,631 --> 01:37:36,938
نه، ابداً.

1605
01:37:37,764 --> 01:37:39,592
‏- آه!
‏- بله. آه!

1606
01:37:39,679 --> 01:37:42,813
محض احتیاط، باید هشدار دهم

1607
01:37:42,900 --> 01:37:45,816
که پس از دوئل عوارضی پیش آمد

1608
01:37:45,990 --> 01:37:49,211
و بازوی چانسی ناچار قطع شد.

1609
01:37:49,298 --> 01:37:51,778
حالش خوب است؟

1610
01:37:51,953 --> 01:37:54,520
بله، کاملاً سالم است، جز آن عضو مفقود.

1611
01:37:54,607 --> 01:37:56,131
اما التماس می‌کنم

1612
01:37:56,218 --> 01:37:58,873
از بازویش، یا نبودش،
حرفی نزنید و نگاهش نکنید.

1613
01:37:59,003 --> 01:38:00,265
کلمه‌ای نه. باشد؟

1614
01:38:06,445 --> 01:38:09,927
لیدی سویج، امیدوارم مزاحم نباشیم.

1615
01:38:10,101 --> 01:38:12,408
ابداً. شما باید آقای بلک باشید.

1616
01:38:12,538 --> 01:38:14,105
از دیدارتان خوشوقتم.

1617
01:38:15,280 --> 01:38:18,109
محض احتیاط، باید هشدار دهم...

1618
01:38:21,069 --> 01:38:23,288
سفلیس آن روسپی چنان پیشرفته بود

1619
01:38:23,419 --> 01:38:25,856
که زیر او فرو افتاد و مرد.

1620
01:38:25,943 --> 01:38:28,859
او زگیل تناسلی داشت، آن زن هم!

1621
01:38:28,946 --> 01:38:31,427
خب، ما اینجاییم.

1622
01:38:31,862 --> 01:38:33,472
البته باید پیش ما می‌بودند.

1623
01:38:33,559 --> 01:38:35,126
اما بهترین نقشه‌ها...

1624
01:38:35,213 --> 01:38:37,912
بله، اما با نصف بازو نمی‌شود
میزبان شام شد، می‌شود؟

1625
01:38:37,999 --> 01:38:39,652
‏- زننده است.
‏- گمانم

1626
01:38:39,739 --> 01:38:41,263
بد از آب درنیاورده‌اند.

1627
01:38:41,350 --> 01:38:42,307
ناچار شدند

1628
01:38:42,438 --> 01:38:44,048
همه‌ی یادگارها را بفروشند.

1629
01:38:44,179 --> 01:38:45,049
جداً؟

1630
01:38:45,136 --> 01:38:46,007
هوم.

1631
01:38:46,485 --> 01:38:48,009
عزیزم، این دعوت را چطور گرفتی؟

1632
01:38:48,096 --> 01:38:52,317
آقای سویج همکاری بس عزیز است.

1633
01:38:53,928 --> 01:38:57,105
عزیزم، وقتش که رسید،

1634
01:38:57,192 --> 01:38:58,845
می‌خواهی غذایت را برایت ببرم،

1635
01:38:58,933 --> 01:39:00,325
تا جلب توجه نشود؟

1636
01:39:01,544 --> 01:39:02,893
دوستت دارم.

1637
01:39:14,774 --> 01:39:18,126
کجایند؟

1638
01:39:18,256 --> 01:39:20,345
<i>همچنان‌که ساعت‌ها می‌گذشت،</i>

1639
01:39:20,432 --> 01:39:23,392
<i>هراسی آشفته‌کننده اتاق را فرا گرفت.</i>

1640
01:39:25,698 --> 01:39:28,963
<i>فنی زیر میز به موش بیمارش غذا داد...</i>

1641
01:39:30,486 --> 01:39:33,489
<i>‏...و بریدگی چانسی از میان باند خون می‌داد.</i>

1642
01:39:36,187 --> 01:39:39,974
عزیزم.

1643
01:39:40,670 --> 01:39:42,367
عزیزم، گمانم خون‌ریزی داری.

1644
01:39:48,156 --> 01:39:51,333
پچ‌پچ و نگاه‌های مشکوک پخش شد.

1645
01:39:51,507 --> 01:39:53,422
<i>گلوهای خشک صاف شد.</i>

1646
01:39:53,509 --> 01:39:55,032
عزیزم، به‌نظرت می‌آیند؟

1647
01:39:55,119 --> 01:39:56,251
نمی‌دانم.

1648
01:39:56,381 --> 01:39:58,209
دیر می‌شود. می‌دانم.

1649
01:39:58,470 --> 01:39:59,515
عزیزم.

1650
01:40:11,962 --> 01:40:13,094
نمی‌آیند، نه؟

1651
01:40:13,181 --> 01:40:16,271
می‌آیند. می‌آیند.

1652
01:40:17,272 --> 01:40:19,100
شاید مطابق مد دیر می‌آیند.

1653
01:40:19,187 --> 01:40:20,231
مطابق مد؟

1654
01:40:24,366 --> 01:40:26,063
می‌دانستم.

1655
01:40:27,760 --> 01:40:30,285
<i>همه خطرناک بی‌حرکت نشستند،</i>

1656
01:40:30,372 --> 01:40:32,113
<i>گویی برای تابلویی ژست گرفته‌اند،</i>

1657
01:40:32,330 --> 01:40:34,811
<i>که زانوهای ژاکوبیت یک‌چشم...</i>

1658
01:40:34,898 --> 01:40:36,508
<i>‏...سست شد.</i>

1659
01:40:36,595 --> 01:40:37,988
فکرش را هم نکن!

1660
01:40:39,337 --> 01:40:41,078
اما قربان... اما ندارد.

1661
01:40:42,079 --> 01:40:44,777
سیرت کردیم، شستیمت و مزد خوبی دادیم

1662
01:40:44,864 --> 01:40:46,214
تا سر جایت بایستی

1663
01:40:46,301 --> 01:40:48,085
تا پایان شام ما،

1664
01:40:48,172 --> 01:40:50,827
هر وقت که باشد.

1665
01:40:50,914 --> 01:40:52,307
کسی تکان نخورد!

1666
01:40:52,785 --> 01:40:55,788
نه یک وجب، نه سرفه‌ای بی‌جا...

1667
01:40:57,660 --> 01:40:59,009
یا پره‌ی بینی بازشده.

1668
01:41:00,750 --> 01:41:04,449
فهمیدید؟

1669
01:41:04,754 --> 01:41:06,451
همگی به چه زل زده‌اید؟

1670
01:41:06,582 --> 01:41:07,974
چه جسارتی!

1671
01:41:09,889 --> 01:41:12,675
نگاهم نکنید. کریهم!

1672
01:41:18,202 --> 01:41:19,508
بابا، اجازه هست بروم؟

1673
01:41:19,595 --> 01:41:21,466
همه همان‌طور که هستند بمانند!

1674
01:41:21,553 --> 01:41:23,120
هر لحظه ممکن است برسند!

1675
01:41:28,256 --> 01:41:30,475
عزیزم، آرام باش.

1676
01:41:31,737 --> 01:41:34,044
آرام باش.

1677
01:43:10,880 --> 01:43:12,055
رجینالد!

1678
01:43:12,186 --> 01:43:14,927
رجینالد، در را باز کن. خودشانند!

1679
01:43:15,014 --> 01:43:18,670
داربی، زود، در را باز کن!

1680
01:43:18,757 --> 01:43:19,889
بله، قربان.

1681
01:43:20,019 --> 01:43:21,804
خودشانند!

1682
01:43:22,500 --> 01:43:26,852
خودشانند!

1683
01:43:26,983 --> 01:43:29,115
می‌دانستم می‌آیند.

1684
01:43:33,859 --> 01:43:35,774
از دوک و دوشس دوونشر.

1685
01:43:45,523 --> 01:43:46,611
روز بخیر.

1686
01:43:54,793 --> 01:43:56,578
هوم؟

1687
01:44:20,776 --> 01:44:22,691
‏«امیدواریم حالتان خوش باشد.»

1688
01:44:24,432 --> 01:44:25,737
‏«به اطلاع ما رسید

1689
01:44:25,824 --> 01:44:28,740
که لرد ورنون و خانواده‌اش...

1690
01:44:30,133 --> 01:44:32,091
‏...اصلاً آبله نداشتند.»

1691
01:44:33,615 --> 01:44:37,445
‏«اکنون بس خوب‌اند و سرحال.»

1692
01:44:39,708 --> 01:44:40,752
‏«و بدین‌سان...

1693
01:44:42,406 --> 01:44:46,149
دوک و دوشس متأسفانه به شما نمی‌پیوندند.»

1694
01:44:49,544 --> 01:44:52,634
‏«امیدواریم دودلی ما

1695
01:44:52,721 --> 01:44:55,245
زحمت یا زیانی برایتان نداشته باشد،

1696
01:44:56,551 --> 01:44:59,380
و امیدواریم در سفر بعدی ببینیمتان.»

1697
01:45:01,469 --> 01:45:03,297
‏«پیشخدمتانمان فردا می‌آیند

1698
01:45:03,384 --> 01:45:04,733
تا بارمان را ببرند.»

1699
01:45:06,387 --> 01:45:08,389
‏«با احترام، خاندان دوونشر.»

1700
01:45:34,893 --> 01:45:36,808
<i>دوک و دوشس،</i>

1701
01:45:36,895 --> 01:45:39,028
<i>البته، هرگز نیامدند.</i>

1702
01:45:42,118 --> 01:45:43,685
<i>و سویج‌ها به‌سرعت</i>

1703
01:45:43,772 --> 01:45:45,991
<i>در ورشکستگی فرو افتادند.</i>

1704
01:45:47,558 --> 01:45:50,779
<i>ولخرجی بی‌پروا و رفتار بی‌ملاحظه‌شان</i>

1705
01:45:50,866 --> 01:45:53,259
<i>خانه‌ی روزگاری نامدارشان را</i>

1706
01:45:53,347 --> 01:45:55,653
<i>به قطعه‌ای زهرآگین بدل کرد،</i>

1707
01:45:56,567 --> 01:45:59,048
<i>باری فلج‌کننده بر دوش فنی جوان</i>

1708
01:45:59,135 --> 01:46:00,702
<i>و نسل‌های آینده.</i>

1709
01:46:01,833 --> 01:46:04,793
<i>وقتی آدم با چنین شتاب خطرناکی می‌بلعد...</i>

1710
01:46:04,880 --> 01:46:07,796
<i>‏...و هر چه پیرامونش هست می‌خرد و می‌خورد،</i>

1711
01:46:08,318 --> 01:46:11,060
<i>ناگزیر خود را می‌بلعد،</i>

1712
01:46:11,843 --> 01:46:13,497
<i>عضو به عضو.</i>

1713
01:46:22,941 --> 01:46:25,553
<i>سیر یک هرزه، سیر سقوط</i>

1714
01:46:25,683 --> 01:46:26,771
<i>و انحطاط است.</i>

1715
01:46:29,383 --> 01:46:32,647
<i>زیرا نردبان اجتماع لغزنده است...</i>

1716
01:46:33,648 --> 01:46:35,345
<i>اگر مراقب نباشی.</i>

1717
01:46:36,955 --> 01:46:39,958
دستت را بردار!

1718
01:46:40,568 --> 01:46:43,832
آقای بلک!

1719
01:46:48,576 --> 01:46:49,664
به فلیت!

1720
01:46:49,794 --> 01:46:51,840
جورجینا!

1721
01:46:52,536 --> 01:46:54,669
متأسفم!

1722
01:46:54,756 --> 01:46:56,584
جورجینا!

1723
01:46:59,500 --> 01:47:01,850
آرام بنشین!

1724
01:47:03,808 --> 01:47:05,462
بالاخره، سویج.

1725
01:47:07,808 --> 01:49:05,462
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">نیوفیلم</font>   <font color="Orange">NewFilm</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال