﻿
1
00:00:02,000 --> 00:00:27,000
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">نیوفیلم</font>   <font color="Orange">NewFilm</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

2
00:00:28,000 --> 00:00:50,000
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">نیوفیلم</font>   <font color="Orange">NewFilm</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

3
00:00:52,292 --> 00:00:55,292
<i>آخرین جنگ جهان را ویران کرده بود.</i>

4
00:00:56,959 --> 00:00:59,751
<i>آتش کارِ سده‌ها را بلعید.</i>

5
00:01:02,667 --> 00:01:07,834
<i>هرآنچه نسل‌ها ساخته بودند</i>
<i>در شعله‌ها نابود شد.</i>

6
00:01:08,792 --> 00:01:12,084
<i>پس از آتش، بارانی آمد.</i>

7
00:01:17,501 --> 00:01:21,292
<i>بارانی چون گدازه، که خاک و آدمی را سوزاند.</i>

8
00:01:29,376 --> 00:01:34,417
<i>سال‌ها گذشت، اما باران</i>
<i>آتش بارها و بارها بازگشت.</i>

9
00:01:50,584 --> 00:01:54,042
<i>از جهان کهن تنها نشانه‌هایی بر جای ماند.</i>

10
00:01:54,542 --> 00:01:56,542
<i>به‌گونه‌ای شگفت مانده،</i>

11
00:01:56,626 --> 00:02:00,084
<i>تا آدمیان را به یاد چیزی جاودان بیندازند،</i>

12
00:02:01,167 --> 00:02:03,751
<i>چیزی که قرار بود تا ابد بماند.</i>

13
00:02:04,626 --> 00:02:06,459
<i>چیزی نابودناشدنی.</i>

14
00:02:08,417 --> 00:02:10,792
<i>یکی از آن نشانه‌ها</i>

15
00:02:11,542 --> 00:02:14,834
<i>شمشیرِ همه‌بین بود.</i>

16
00:02:16,042 --> 00:02:21,376
<i>روزگاری به افتخار پهلوانی بزرگ</i>
<i>که از دوردست آمده بود، آبدیده شد.</i>

17
00:02:22,042 --> 00:02:26,917
<i>نیروی خاور و باختر</i>
<i>را در خود گرد آورده بود.</i>

18
00:02:28,709 --> 00:02:33,126
<i>توان هر دو جهان آن را</i>
<i>سلاحی بی‌نقص کرده بود.</i>

19
00:02:33,334 --> 00:02:38,251
<i>اما نه از آن رو که از سنگ</i>
<i>و پولاد سخت‌تر بود،</i>

20
00:02:39,084 --> 00:02:42,876
<i>بلکه از آن رو که خود،</i>
<i>دارنده‌اش را برمی‌گزید.</i>

21
00:02:45,084 --> 00:02:49,376
<i>شمشیر همه‌بین با چشم خود</i>
<i>جنگاوری شایسته می‌جست،</i>

22
00:02:50,084 --> 00:02:52,084
<i>و چون می‌یافتش،</i>

23
00:02:52,542 --> 00:02:56,376
<i>تا پایان عمرش با او می‌ماند.</i>

24
00:02:58,167 --> 00:03:02,501
<i>هر که نیرویش را می‌شناخت، می‌دانست:</i>

25
00:03:03,292 --> 00:03:07,167
<i>افتخاری بزرگ‌تر و برکتی بزرگ‌تر از این نیست</i>

26
00:03:07,501 --> 00:03:12,792
<i>که چهره‌ی پهلوانی در چشم</i>
<i>شمشیرش بازتاب یابد.</i>

27
00:04:45,084 --> 00:04:47,667
اگه زود راه نیفتیم،
شکارمون رو از دست می‌دیم!

28
00:04:48,876 --> 00:04:50,917
‏- نشنیدی؟
‏- خفه شو.

29
00:04:51,917 --> 00:04:53,417
بگو که باید بریم!

30
00:04:53,501 --> 00:04:54,709
خواهش می‌کنم!

31
00:04:54,917 --> 00:04:56,126
نگران نباش.

32
00:04:57,667 --> 00:05:00,542
اگه یکی بهشون هشدار داده باشه چی؟

33
00:05:33,334 --> 00:05:34,459
آب، لطفاً!

34
00:05:37,042 --> 00:05:38,251
آب، لطفاً!

35
00:05:38,334 --> 00:05:40,251
پولشو داری، پسر؟

36
00:05:40,792 --> 00:05:41,959
داریم.

37
00:05:45,792 --> 00:05:47,501
از کجا اومدین؟

38
00:05:50,209 --> 00:05:51,501
از دور.

39
00:05:53,459 --> 00:05:56,167
‏- و کجا می‌رین؟
‏- هیچ‌جا.

40
00:05:56,251 --> 00:05:58,459
کوچولو، پررویی نکن، درست حرف بزن!

41
00:05:58,792 --> 00:05:59,959
اون کیه؟

42
00:06:01,209 --> 00:06:02,459
یه گوسلار.

43
00:06:03,667 --> 00:06:05,417
‏- چه نسبتی باهات داره؟
‏- هیچی.

44
00:06:05,876 --> 00:06:08,292
با هم سفر می‌کنیم، و اون گوسله می‌زنه.

45
00:06:08,376 --> 00:06:11,001
من کمکش می‌کنم از جایی به جایی برسه.

46
00:06:28,709 --> 00:06:31,084
چیزایی که این پسر می‌گه درسته؟

47
00:06:32,251 --> 00:06:33,667
اون تو رو نمی‌بینه.

48
00:06:33,751 --> 00:06:35,626
خب، ولی صدامو که می‌شنوه!

49
00:06:36,292 --> 00:06:38,959
‏- می‌شنوه، ولی حرف نمی‌زنه.
‏- چرا حرف نمی‌زنه؟

50
00:06:40,292 --> 00:06:42,209
نیروشو برای نواختن نگه می‌داره.

51
00:06:42,501 --> 00:06:43,834
از همین زندگی می‌کنه.

52
00:06:45,209 --> 00:06:47,292
چشه؟ خیس شده؟

53
00:06:49,834 --> 00:06:52,042
‏- بذار ببینم!
‏- نه، بهتره نه!

54
00:06:56,209 --> 00:06:57,667
آب اینجاست.

55
00:06:58,626 --> 00:07:00,084
یواش، کوچولو!

56
00:07:01,792 --> 00:07:05,167
اینجا رسمه که اول پول بدن.

57
00:07:08,542 --> 00:07:09,584
می‌دیم دیگه!

58
00:07:12,126 --> 00:07:13,334
خب، پس بده ببینم.

59
00:07:14,542 --> 00:07:15,917
با یه ترانه می‌دیم!

60
00:07:22,959 --> 00:07:24,251
و چی می‌خواد بخونه؟

61
00:07:24,376 --> 00:07:25,751
این گوسلارت؟

62
00:07:29,209 --> 00:07:31,417
گوسلار «وصیت پسر» را می‌خواند.

63
00:07:36,376 --> 00:07:37,876
چی می‌گی، پسر؟

64
00:07:37,959 --> 00:07:40,626
ببین، نگفتم پررویی نکن؟

65
00:07:43,834 --> 00:07:45,292
دوباره بگو، پسر.

66
00:07:46,917 --> 00:07:48,959
گوسلار برامون چی می‌خونه؟

67
00:07:50,917 --> 00:07:52,376
‏«وصیت پسر».

68
00:07:56,709 --> 00:07:59,126
می‌دونی من چی درباره‌ش شنیدم؟ اینکه

69
00:07:59,667 --> 00:08:01,126
همه‌ش ساختگیه.

70
00:08:02,917 --> 00:08:04,959
این داستان محض خیاله.

71
00:08:05,501 --> 00:08:09,126
شنیدم خیلی وقت پیش از میان رفته.

72
00:08:09,584 --> 00:08:11,584
و دیگه کسی باورش نداره.

73
00:08:12,376 --> 00:08:14,584
هر کی شنیدتش، باورش داره!

74
00:08:15,501 --> 00:08:17,834
و فقط از گوسلار می‌شد شنیدش.

75
00:08:18,209 --> 00:08:20,251
تنها کسیه که بلدشه.

76
00:08:23,667 --> 00:08:24,876
بفرما!

77
00:08:25,834 --> 00:08:27,667
پس برامون بزن، گوسلار!

78
00:08:28,126 --> 00:08:30,834
حالا که پسره این‌قدر ازت تعریف کرد!

79
00:08:31,042 --> 00:08:33,209
برای همه‌مون گوسله بزن.

80
00:08:59,626 --> 00:09:00,959
بلدی،

81
00:09:01,667 --> 00:09:03,042
گوسلار؟

82
00:09:06,334 --> 00:09:10,876
شمشیر انتقام

83
00:10:29,584 --> 00:10:30,792
تکون نخور!

84
00:10:38,917 --> 00:10:40,501
اسلحه رو بنداز.

85
00:10:51,042 --> 00:10:52,334
یالا، برو جلو!

86
00:11:15,834 --> 00:11:16,917
باز کنین!

87
00:11:47,334 --> 00:11:48,876
اتفاقی گیرش آوردم.

88
00:11:48,959 --> 00:11:50,459
از دست کلاه‌سرها فرار کرده.

89
00:11:51,542 --> 00:11:53,042
جایزه‌بگیر؟

90
00:11:53,584 --> 00:11:54,876
شاید.

91
00:11:55,209 --> 00:11:56,667
ولی بهش نمی‌خوره.

92
00:11:58,251 --> 00:11:59,417
بذار ببینم!

93
00:12:13,376 --> 00:12:14,626
زخم عمیقیه.

94
00:12:17,417 --> 00:12:18,792
بگو کی هستی!

95
00:12:19,834 --> 00:12:21,501
اسمم یوانه.

96
00:12:24,709 --> 00:12:26,251
از مردم گندمم.

97
00:12:26,667 --> 00:12:28,501
تا حالا اسمشونو نشنیدم.

98
00:12:30,292 --> 00:12:31,626
یادم می‌آد

99
00:12:31,751 --> 00:12:34,501
که شوهر خدابیامرزت یه بار ازشون گفته بود.

100
00:12:34,876 --> 00:12:38,167
خیلی دور از اینجا، یه جایی
تو بیابون زندگی می‌کنن.

101
00:12:39,209 --> 00:12:41,376
ولی آخرین چیزی که شنیدم این بود

102
00:12:41,876 --> 00:12:44,042
که مردم گندم قلع‌وقمع شدن.

103
00:12:44,126 --> 00:12:46,251
دیگه وجود ندارن.

104
00:12:50,167 --> 00:12:51,959
این طرفا دنبال چی می‌گردی؟

105
00:12:52,959 --> 00:12:54,417
می‌رم به شهر.

106
00:12:55,376 --> 00:12:56,709
اونجا چی می‌خوای؟

107
00:13:00,792 --> 00:13:02,501
خواهرمو پیدا کنم.

108
00:13:03,959 --> 00:13:05,792
باهاش خداحافظی کن.

109
00:13:08,042 --> 00:13:09,959
من ازتون هیچی نمی‌خوام.

110
00:13:12,084 --> 00:13:13,959
فقط زخممو ببندین.

111
00:13:14,501 --> 00:13:15,959
جبرانش می‌کنم.

112
00:13:21,334 --> 00:13:23,876
مرد قد و قامت درست‌وحسابی داره.

113
00:13:27,292 --> 00:13:28,459
یالا، پاشو!

114
00:13:34,792 --> 00:13:38,709
اگه یه‌کم بشوریمش و سونا
سر و وضعشو درست کنه،

115
00:13:39,876 --> 00:13:41,584
شاید از پسش بربیاد.

116
00:13:45,459 --> 00:13:47,334
فکر کنم باهاش امتحان کنیم.

117
00:13:51,292 --> 00:13:52,417
قبوله.

118
00:13:56,292 --> 00:13:57,917
می‌تونیم کمکت کنیم، ولی فقط

119
00:13:58,959 --> 00:14:00,792
اگه اول تو به ما کمک کنی.

120
00:14:11,126 --> 00:14:14,376
مامان و بابا به‌زودی پیشت برمی‌گردن! می‌فهمی؟

121
00:14:52,292 --> 00:14:54,959
شانس آوردی، بخیه لازم نشد!

122
00:14:57,459 --> 00:14:58,917
شونه‌ت چطوره؟

123
00:15:03,042 --> 00:15:05,834
دیگه وقتشه بگین چه نقشه‌ای برام دارین!

124
00:15:05,959 --> 00:15:08,959
باید آماده‌ت کنیم، چون قراره زن بگیری!

125
00:15:10,667 --> 00:15:11,959
کدوم ازدواج؟

126
00:15:16,626 --> 00:15:17,834
نمی‌خوام زن بگیرم.

127
00:15:17,917 --> 00:15:19,876
هرچی گفتن می‌کنی!

128
00:15:20,251 --> 00:15:21,876
اگه خوب پیش بره،

129
00:15:22,501 --> 00:15:25,292
یه تفنگ و چهل تا فشنگ می‌گیری.

130
00:15:28,167 --> 00:15:30,251
عروس از بین چند خواستگار انتخاب می‌کنه.

131
00:15:30,584 --> 00:15:32,876
هرچی با خودت میاری حساب می‌شه: پیشنهادت!

132
00:15:32,959 --> 00:15:37,834
قدت، هیکلت، قیافه‌ت، و مخصوصاً زورت!

133
00:15:38,542 --> 00:15:40,917
می‌خوایم تا می‌شه خوب به نظر بیای!

134
00:15:49,584 --> 00:15:51,292
و این عروس نازک‌نارنجی کیه؟

135
00:15:52,126 --> 00:15:54,126
فکرشو نکن!

136
00:15:55,876 --> 00:15:59,876
فقط اون تفنگی که قول دادین
برام مهمه، و اون ۴۰ تا فشنگ!

137
00:16:06,751 --> 00:16:08,334
پس می‌خوای بری شهر؟

138
00:16:12,292 --> 00:16:14,376
امیدوارم خواهرتو اونجا پیدا کنی.

139
00:17:58,334 --> 00:17:59,917
کی هستی، بگو!

140
00:18:12,584 --> 00:18:14,417
قایمم کن، ازت خواهش می‌کنم!

141
00:18:15,042 --> 00:18:17,751
توجه، توجه! اطلاعیه‌ی مهم!

142
00:18:17,834 --> 00:18:20,876
توجه، توجه، اطلاعیه‌ی مهم!

143
00:18:25,792 --> 00:18:27,542
<i>اعلام از برج!</i>

144
00:18:28,292 --> 00:18:29,959
<i>فرمانروای پیر زخمی شد!</i>

145
00:18:30,209 --> 00:18:33,542
<i>تکرار می‌کنم: فرمانروای پیر زخمی شد!</i>

146
00:18:33,959 --> 00:18:35,959
<i>اعلام از برج!</i>

147
00:18:36,584 --> 00:18:38,792
<i>فرمانروای پیر زخمی شد!</i>

148
00:18:47,209 --> 00:18:48,376
غریبه!

149
00:18:50,042 --> 00:18:51,167
غریبه!

150
00:18:51,709 --> 00:18:53,042
پاشو.

151
00:18:54,209 --> 00:18:55,542
چه خبره؟

152
00:18:55,626 --> 00:18:57,584
دسپوت صدات می‌کنه. فوریه.

153
00:19:02,584 --> 00:19:04,459
اوضاع خوب نیست. فرمانروا زخمیه.

154
00:19:04,542 --> 00:19:05,542
چی شده؟

155
00:19:05,626 --> 00:19:07,084
به برجمون نفوذ کردن، غریبه.

156
00:19:07,167 --> 00:19:08,167
کی؟

157
00:19:08,251 --> 00:19:09,959
نمی‌دونم، دسپوت منتظره.

158
00:19:13,376 --> 00:19:15,584
اول از همه، همین حالا

159
00:19:15,834 --> 00:19:19,417
تمام ورودی‌ها و خروجی‌های شهر بسته شود.

160
00:19:20,501 --> 00:19:24,667
بعد فوراً همه‌ی نگهبان‌های
سر پست را جمع کنید،

161
00:19:25,459 --> 00:19:28,292
و همچنین نگهبان‌هایی که تعویض شده‌اند.

162
00:19:30,167 --> 00:19:31,376
حالش چطوره؟

163
00:19:32,834 --> 00:19:34,626
دو زخم چاقو تو پهلو.

164
00:19:36,834 --> 00:19:38,042
دسپوت.

165
00:19:39,334 --> 00:19:42,417
شاید کسی می‌خواسته گنجمان را بالا بکشد.

166
00:19:46,709 --> 00:19:48,834
‏- کار کی بوده؟
‏- معلوم نیست.

167
00:19:50,334 --> 00:19:52,126
ولی همدستش را گرفتیم.

168
00:19:52,959 --> 00:19:54,834
بیاریدش! همین حالا!

169
00:19:57,501 --> 00:19:58,709
همه بروید.

170
00:19:59,876 --> 00:20:01,459
یالا، زود، تکون بخورید!

171
00:20:16,584 --> 00:20:20,292
می‌دانی از شما «سوخته‌ها»
چه چیزی را اصلاً تحمل نمی‌کنم؟

172
00:20:22,334 --> 00:20:24,084
از ماسک‌هایتان خوشم نمی‌آید.

173
00:20:25,626 --> 00:20:27,542
نمی‌فهمم چرا می‌زنیدشان.

174
00:20:28,501 --> 00:20:30,084
از چیزی شرمنده‌اید؟

175
00:20:31,751 --> 00:20:32,959
دسپوت.

176
00:20:33,626 --> 00:20:36,751
ما هرگز جرئت نمی‌کنیم
شما را به خشم بیاوریم!

177
00:20:36,917 --> 00:20:39,251
پس لطفی در حقم بکن.

178
00:20:39,501 --> 00:20:42,834
می‌خواهم ماسکت را برداری.

179
00:20:42,959 --> 00:20:44,376
فقط یک بار می‌خواهم ببینمت.

180
00:20:44,459 --> 00:20:47,251
هیچ‌کدام از ما هرگز علیه
فرمانروا کاری نمی‌کند،

181
00:20:47,334 --> 00:20:50,251
چه رسد به اینکه بخواهد
بکشدش، حتی یک نفرمان!

182
00:20:50,334 --> 00:20:52,626
فقط یک لحظه می‌خواهم ببینمت! یالا.

183
00:20:52,709 --> 00:20:56,334
آنکه پدرتان را زخمی کرد،
از «سوخته‌ها» نبود!

184
00:21:01,709 --> 00:21:02,917
باورش می‌کنم!

185
00:21:03,667 --> 00:21:05,001
باورت می‌کنم.

186
00:21:07,167 --> 00:21:10,417
باور دارم که راست می‌گویی،
چیزی جز حقیقت نه.

187
00:21:11,584 --> 00:21:13,126
اما یک مشکل هست:

188
00:21:13,834 --> 00:21:15,626
آنکه این کار را کرد،

189
00:21:16,751 --> 00:21:19,209
درست مثل تو ماسک زده بود.

190
00:21:20,417 --> 00:21:21,792
قاتل اینجا نیست.

191
00:21:22,917 --> 00:21:24,209
اما تو اینجایی.

192
00:21:26,584 --> 00:21:28,751
پس به من بگو،

193
00:21:29,376 --> 00:21:31,292
جای من بودی چه می‌کردی؟

194
00:21:33,209 --> 00:21:34,417
نمی‌دانم.

195
00:21:36,292 --> 00:21:38,126
کسی هست که می‌داند.

196
00:21:38,959 --> 00:21:40,334
نه، ولش کن!

197
00:21:43,501 --> 00:21:45,167
مرد اعتراف نکرد.

198
00:21:46,042 --> 00:21:48,251
‏- اعتراف می‌کند!
‏- نگهبان!

199
00:21:50,542 --> 00:21:51,876
ببرش بیرون.

200
00:22:02,167 --> 00:22:04,917
و دیگر هرگز جرئت نکن

201
00:22:06,376 --> 00:22:09,376
سرخود جلوی من نقش قاضی را بازی کنی!

202
00:22:17,292 --> 00:22:18,376
اطاعت.

203
00:22:38,334 --> 00:22:39,834
نترس.

204
00:22:41,042 --> 00:22:42,626
اینجا بلایی سرت نمی‌آید.

205
00:22:46,626 --> 00:22:48,417
تو از «سوخته‌ها» نیستی.

206
00:22:49,417 --> 00:22:52,167
پس چرا پشت ماسک پنهان می‌شوی؟

207
00:22:59,251 --> 00:23:00,667
اگر می‌خواهی کمکت کنم،

208
00:23:00,751 --> 00:23:03,209
باید شروع کنی به حرف زدن، فهمیدی؟

209
00:23:06,376 --> 00:23:07,751
این خوب نیست!

210
00:23:09,084 --> 00:23:11,501
زرنگ، می‌شنوی؟ ترانه خوب نیست.

211
00:23:11,667 --> 00:23:14,334
همه‌مان می‌دانیم که «سوخته‌ها»
فرمانروا را کشتند.

212
00:23:17,751 --> 00:23:19,417
بگذار ادامه دهد!

213
00:23:21,584 --> 00:23:22,709
و، گوسلار،

214
00:23:23,542 --> 00:23:24,667
مواظب باش.

215
00:23:25,709 --> 00:23:29,126
برای آب نمی‌خوانی،
برای چیزی بسیار گران‌بهاتر.

216
00:23:29,709 --> 00:23:33,376
و که همدیگر را بفهمیم: اگر ترانه بد باشد،

217
00:23:34,501 --> 00:23:36,959
سرهایتان روی شانه‌هایتان نمی‌ماند.

218
00:23:39,334 --> 00:23:40,501
حالا بنواز!

219
00:23:56,251 --> 00:24:00,209
‏«سوخته‌ها» همیشه به پدرم
و من وفادار بوده‌اند.

220
00:24:00,792 --> 00:24:05,001
اگر کس دیگری این کار را کرده بود،

221
00:24:05,459 --> 00:24:07,834
شاید می‌توانستم بفهمم.

222
00:24:08,501 --> 00:24:10,167
اما اینکه درست «سوخته‌ها»

223
00:24:11,459 --> 00:24:14,251
دستی را گاز بگیرند که چنین
سخاوتمندانه سیرشان می‌کند.

224
00:24:15,834 --> 00:24:20,417
دسپوت بزرگ، نمی‌دانم زیر ماسک که بود،

225
00:24:20,501 --> 00:24:23,334
اما به‌هیچ‌وجه از «سوخته‌ها» نبوده.

226
00:24:24,209 --> 00:24:28,876
آدم‌های من دیدند که قاتل چطور گریخت.

227
00:24:29,084 --> 00:24:33,042
و چنان‌که می‌دانی، جنوب دست ما نیست، بلکه

228
00:24:33,542 --> 00:24:36,459
آنجا «کله‌خون‌ها» حکم می‌رانند.

229
00:24:47,834 --> 00:24:49,376
خواهش می‌کنم گوش کن!

230
00:24:49,959 --> 00:24:51,417
طول نمی‌کشد.

231
00:24:52,417 --> 00:24:53,417
خواهش می‌کنم!

232
00:24:58,876 --> 00:25:00,417
اینجا چه می‌خواهی؟

233
00:25:02,709 --> 00:25:04,584
ماریای من.

234
00:25:07,917 --> 00:25:09,501
هنوز هم زیبایی.

235
00:25:11,792 --> 00:25:13,126
زیباتر از همیشه.

236
00:25:14,626 --> 00:25:17,417
اینجا چه می‌خواهی؟

237
00:25:19,126 --> 00:25:21,834
حق ندارم چیزی از تو بخواهم.

238
00:25:23,459 --> 00:25:25,251
تو همه‌چیز را به من بخشیدی.

239
00:25:25,667 --> 00:25:28,334
همه‌چیز، جز اینکه خانواده‌ای بسازیم.

240
00:25:29,626 --> 00:25:31,126
اینجا چه می‌خواهی؟

241
00:25:33,709 --> 00:25:36,959
قاتل را به دسپوت تحویل بده!

242
00:25:37,959 --> 00:25:39,709
برای همین پیدایت شد؟

243
00:25:39,792 --> 00:25:41,209
ماریا.

244
00:25:46,626 --> 00:25:48,959
هر دو می‌دانیم که پیش شما پنهان شده.

245
00:25:49,959 --> 00:25:51,751
واقعاً التماست می‌کنم.

246
00:25:53,917 --> 00:25:55,709
به خاطر خاطراتمان.

247
00:25:56,417 --> 00:25:58,209
باید عاقل باشی!

248
00:25:58,626 --> 00:26:01,501
دسپوت آرام نمی‌گیرد تا به او برسد.

249
00:26:03,042 --> 00:26:06,542
اگر تحویلش نمی‌دهی، یکی دیگر را بفرست!

250
00:26:11,334 --> 00:26:12,917
یک عَلیل بفرست.

251
00:26:13,626 --> 00:26:14,792
یک بدبخت.

252
00:26:14,917 --> 00:26:17,709
کسی که دیگر نمی‌خواهد زنده
بماند، اینجا فراوان است!

253
00:26:19,251 --> 00:26:22,834
دیگر بی‌گناه کشته نمی‌شود، خودت خوب می‌دانی.

254
00:26:29,042 --> 00:26:30,251
زیباترین.

255
00:26:31,876 --> 00:26:33,167
خواهش می‌کنم عاقل باش!

256
00:26:35,042 --> 00:26:37,042
خواهش می‌کنم. عاقل باش.

257
00:26:42,042 --> 00:26:57,042
 —  ماي موويیز —

258
00:27:07,376 --> 00:27:08,459
رسیدیم.

259
00:27:09,376 --> 00:27:11,126
اگه چیزی خراب شد،

260
00:27:12,626 --> 00:27:14,042
بهتون علامت می‌دم.

261
00:28:01,209 --> 00:28:04,292
خواستگارها و واسطه‌ها،

262
00:28:04,542 --> 00:28:07,292
هیچ‌کدامتان نباید مسلح باشد!

263
00:28:07,667 --> 00:28:09,459
برگرد، برگرد!

264
00:28:16,959 --> 00:28:18,834
عروس آینده جلو بیاید!

265
00:28:32,042 --> 00:28:33,667
این آنجلیاست!

266
00:28:34,459 --> 00:28:37,292
اینجا و امروز شوهرش را برمی‌گزیند!

267
00:28:38,209 --> 00:28:40,334
آنجلیا، شروع کن!

268
00:29:16,876 --> 00:29:19,167
برادرش کمکش می‌کند

269
00:29:19,834 --> 00:29:21,751
تا انتخاب درست را بکند!

270
00:29:34,709 --> 00:29:36,876
کاملاً سمت چپ، ردیف اول، همون رو می‌خوام.

271
00:29:37,501 --> 00:29:38,876
یالا، برو.

272
00:29:54,084 --> 00:29:55,334
بذار بیفته!

273
00:29:56,334 --> 00:29:58,959
اگه حتی خودش نتونه بلند شه،

274
00:29:59,126 --> 00:30:01,084
شوهر خوبی نمی‌شه!

275
00:30:03,876 --> 00:30:05,834
هی، اگه این‌جوری بهم حمله کنه، اون‌وقت...

276
00:30:05,917 --> 00:30:08,667
نه، نه! هر کی جواب بده، فوراً حذفه.

277
00:30:08,751 --> 00:30:10,834
باید تحمل کنی. باید!

278
00:30:55,959 --> 00:30:57,126
یا این... یا اون!

279
00:30:57,709 --> 00:30:58,917
ما مطالبه می‌کنیم:

280
00:30:59,001 --> 00:31:00,292
یا این، یا اون!

281
00:31:01,209 --> 00:31:03,792
بنا بر قانون کهن، این حق را داریم!

282
00:31:05,209 --> 00:31:06,834
‏«یا این... یا اون» خواسته شد!

283
00:31:06,917 --> 00:31:11,167
اگر خواستگار از ضربه جان
به در برد، می‌تواند عروس را ببرد!

284
00:31:25,584 --> 00:31:26,834
یعنی چی؟

285
00:31:27,376 --> 00:31:29,626
حالا باید زانو بزنی!

286
00:31:30,667 --> 00:31:32,126
وقتی صدای شلیک را شنیدی،

287
00:31:32,626 --> 00:31:35,376
عروس را بردار و بدو سمت ماشین!

288
00:31:38,334 --> 00:31:39,334
یالا!

289
00:32:23,709 --> 00:32:24,834
بیا اینجا!

290
00:32:46,751 --> 00:32:48,792
<i>اعلام از برج!</i>

291
00:32:49,417 --> 00:32:51,292
<i>فرمانروای پیر مرده است!</i>

292
00:32:51,584 --> 00:32:52,917
<i>تکرار می‌کنم:</i>

293
00:32:53,959 --> 00:32:55,792
<i>فرمانروای پیر مرده است!</i>

294
00:32:57,209 --> 00:32:58,626
<i>قاتلش را تحویل دهید.</i>

295
00:32:58,709 --> 00:33:02,459
<i>قاتل پدرِ دسپوت را!</i>

296
00:33:03,459 --> 00:33:04,792
<i>تکرار می‌کنم:</i>

297
00:33:05,667 --> 00:33:08,834
<i>قاتل فرمانروایمان را تحویل دهید!</i>

298
00:33:09,584 --> 00:33:14,042
<i>هر که قاتل را تحویل دهد،</i>
<i>جانش بخشیده می‌شود!</i>

299
00:33:14,584 --> 00:33:17,584
<i>هر که قاتل را تحویل دهد،</i>
<i>جانش بخشیده می‌شود!</i>

300
00:33:17,667 --> 00:33:19,751
<i>تکرار می‌کنم...</i>

301
00:33:24,209 --> 00:33:25,667
تو کشتیش.

302
00:33:28,501 --> 00:33:29,584
آره.

303
00:33:30,251 --> 00:33:31,709
چطور رفتی تو؟

304
00:33:32,251 --> 00:33:34,001
هیچ‌کس نمی‌تونه اونجا نفوذ کنه!

305
00:33:34,709 --> 00:33:35,876
ولی من تونستم!

306
00:33:50,792 --> 00:33:52,292
این رو کی بهت داد؟

307
00:33:53,751 --> 00:33:55,667
خاک‌سپاری فرمانروا با

308
00:33:55,751 --> 00:33:57,917
بالاترین افتخارات شهر انجام می‌شود!

309
00:34:38,459 --> 00:34:39,834
دسپوت بزرگ،

310
00:34:40,167 --> 00:34:43,751
از امروز تو فرمانروای تازه‌ی شهری!

311
00:34:44,501 --> 00:34:46,834
جانم را برای شهر می‌دهم!

312
00:34:48,667 --> 00:34:50,376
شهر از آنِ من است.

313
00:34:50,959 --> 00:34:52,667
و من خودِ شهرم.

314
00:34:56,626 --> 00:34:57,917
به سلامتی شهر!

315
00:34:57,959 --> 00:34:59,126
به سلامتی شهر.

316
00:35:36,751 --> 00:35:38,501
مأموریتت را انجام دادی!

317
00:35:39,209 --> 00:35:41,251
و ما به قولمان وفا می‌کنیم.

318
00:35:42,376 --> 00:35:44,917
این چیه؟ اینا یعنی چی؟

319
00:35:47,042 --> 00:35:48,667
ببین یوان،

320
00:35:49,209 --> 00:35:54,501
نمی‌دونم مردم گندم شما
چه باجی به شهر می‌دادن،

321
00:35:55,251 --> 00:35:57,417
ولی باج ما بی‌رحمانه‌ست.

322
00:36:00,751 --> 00:36:02,251
تعهدمون اینه:

323
00:36:02,751 --> 00:36:06,251
هر چند سال، هر زوجی باید یه بچه‌ی کوچیک

324
00:36:07,751 --> 00:36:09,209
به شهر تحویل بده.

325
00:36:09,959 --> 00:36:11,084
یه بچه.

326
00:36:12,751 --> 00:36:16,751
هر خانواده معمولاً اولین بچه‌شو
می‌ده تا از قانون اطاعت کنه.

327
00:36:18,709 --> 00:36:21,292
فقط اون‌وقت اجازه دارن
بقیه رو در آرامش بزرگ کنن.

328
00:36:24,751 --> 00:36:27,042
پس چرا این همه کارو کردیم؟

329
00:36:29,792 --> 00:36:34,167
سونا و وویکان فردا بچه‌شونو می‌فرستن شهر.

330
00:36:34,667 --> 00:36:37,501
حق داشتن یه مادر جایگزین پیدا کنن.

331
00:36:38,084 --> 00:36:40,626
زنی که بچه‌ای به دنیا بیاره

332
00:36:40,959 --> 00:36:43,376
تا به‌جای بچه‌ی خودشون تحویل بدن.

333
00:36:45,501 --> 00:36:47,917
ولی ما زن اشتباهی رو دزدیدیم.

334
00:36:48,042 --> 00:36:49,167
منو فروختن.

335
00:36:49,251 --> 00:36:51,417
قاچاقی فرستادنم،
باید نقش عروس بازی می‌کردم.

336
00:36:51,501 --> 00:36:54,167
گفتن اگه کاری برخلافش بکنم، می‌کشنم!

337
00:36:54,251 --> 00:36:55,459
یه زهرآگین!

338
00:36:55,542 --> 00:36:57,167
من از اونا نیستم! ببین!

339
00:36:58,584 --> 00:36:59,792
اینو ببین!

340
00:37:00,459 --> 00:37:01,876
این از باران آتشه!

341
00:37:01,959 --> 00:37:03,501
عادیه، خودتون می‌دونین!

342
00:37:03,709 --> 00:37:05,292
خیلی‌ها همچین چیزی دارن!

343
00:37:05,501 --> 00:37:07,209
این نشان زهرآگین‌هاست.

344
00:37:10,751 --> 00:37:12,626
و اگه همون درسته بود چی؟

345
00:37:35,917 --> 00:37:37,584
دیگه چی می‌خوای؟

346
00:37:37,792 --> 00:37:39,542
مگه پولتو ندادن؟

347
00:37:40,334 --> 00:37:41,667
زنه رو می‌خوام.

348
00:37:41,751 --> 00:37:46,292
و می‌دونی که اگه باهاش بخوابی، ممکنه بمیری؟

349
00:37:47,376 --> 00:37:48,959
ولی من بردمش.

350
00:37:50,209 --> 00:37:52,626
هر کاری بخوام باهاش می‌کنم.

351
00:37:54,626 --> 00:37:57,376
همچین کسی حتی پنج تا فشنگ هم نمی‌ارزه.

352
00:38:01,417 --> 00:38:02,834
ده تا می‌دم.

353
00:38:06,626 --> 00:38:10,292
شما مردم گندم واقعاً آدمای عجیبی هستین.

354
00:38:11,501 --> 00:38:13,042
ببریدش پیشش.

355
00:38:13,834 --> 00:38:15,876
اگه حتماً می‌خوادش.

356
00:38:28,584 --> 00:38:30,042
می‌دونی شهر کجاست!

357
00:38:30,834 --> 00:38:31,834
می‌دونم.

358
00:38:31,917 --> 00:38:33,376
پس منو ببر اونجا.

359
00:38:33,751 --> 00:38:35,251
ولی برات خرج داره!

360
00:38:35,542 --> 00:38:37,334
وقتی رسیدیم، آزادی.

361
00:38:56,626 --> 00:38:58,584
تا حالا از نگهبانان چاه شنیدی؟

362
00:38:59,126 --> 00:39:00,417
نه.

363
00:39:01,417 --> 00:39:03,126
من از همون قومم.

364
00:39:04,376 --> 00:39:06,584
ما از چاه‌های شرقی نگهبانی می‌کردیم.

365
00:39:07,042 --> 00:39:09,084
و بعد زهرآگین‌ها اومدن.

366
00:39:09,542 --> 00:39:11,417
بعدش همه‌چی ویران شد.

367
00:39:13,167 --> 00:39:15,584
دیگه چیزی نداشتیم که ازش نگهبانی کنیم.

368
00:39:16,167 --> 00:39:19,459
و این‌جوری به هر چهار سو پراکنده شدیم.

369
00:39:22,084 --> 00:39:23,667
اصلاً گوش می‌دی؟

370
00:39:37,292 --> 00:39:40,042
خب، حالا می‌خوام آب‌تنی کنم.

371
00:39:43,084 --> 00:39:44,251
اینجا؟ الان؟

372
00:39:44,709 --> 00:39:47,126
معلومه، چرا که نه؟ آب تمیزه.

373
00:39:50,084 --> 00:39:51,542
و من این مدت کجا باشم؟

374
00:39:52,417 --> 00:39:55,126
می‌تونی همین‌جا بمونی،
فقط حق نداری نگاه کنی!

375
00:40:09,292 --> 00:40:10,501
فقط بدون:

376
00:40:10,584 --> 00:40:13,626
اگه می‌خوای پیش من بمونی،
باید یاد بگیری از خودت دفاع کنی!

377
00:40:14,959 --> 00:40:16,792
من خیلی هم خوب دفاع می‌کنم.

378
00:40:16,876 --> 00:40:18,334
نه، نمی‌کنی.

379
00:40:19,459 --> 00:40:21,709
پس تا حالا چطور زنده موندم؟

380
00:40:22,709 --> 00:40:26,126
یا شانس آوردی، یا هنوز
به آدم بدش برنخوردی.

381
00:41:25,417 --> 00:41:27,751
اصلاً چرا این‌قدر بهم شک داری؟

382
00:42:03,376 --> 00:42:04,917
بیا یه‌کم حرف بزنیم!

383
00:42:05,334 --> 00:42:06,542
الان باید بخوابم.

384
00:42:06,626 --> 00:42:08,667
آره، و من باید تمام مدت بیدار بمونم.

385
00:42:11,167 --> 00:42:14,709
فقط دو کار می‌تونم بکنم:
یا به آتیش خیره شم یا به تاریکی.

386
00:42:14,792 --> 00:42:17,084
فقط نمی‌دونم کدومش هیجان‌انگیزتره.

387
00:42:17,292 --> 00:42:18,959
این‌جوری در امانیم.

388
00:42:20,584 --> 00:42:22,167
ولی متأسفانه بی‌خواب.

389
00:42:31,501 --> 00:42:33,959
راستی مردم گندم چطور زندگی می‌کردن؟

390
00:42:35,917 --> 00:42:37,542
خواهر برادر داری؟

391
00:42:41,251 --> 00:42:44,292
هیچی از خودت نمی‌گی، انگار

392
00:42:45,251 --> 00:42:47,209
انگار اصلاً وجود نداشتین.

393
00:42:57,709 --> 00:43:00,042
<i>مردم گندم به‌راستی وجود داشتند.</i>

394
00:43:01,251 --> 00:43:04,459
<i>در کمربند بیابان‌های شمالی می‌زیستند.</i>

395
00:43:07,292 --> 00:43:11,167
<i>سرکرده‌شان آبردار نام داشت.</i>

396
00:43:14,584 --> 00:43:20,251
<i>چنین نامیده شدند، زیرا</i>
<i>نگهبان غله بودند، بذر گندم.</i>

397
00:43:20,792 --> 00:43:25,251
<i>پس از باران آتش، بذر</i>

398
00:43:25,959 --> 00:43:27,917
<i>از زر گران‌بهاتر بود.</i>

399
00:43:28,667 --> 00:43:31,251
<i>زیرا از بذر، غله‌ی نو می‌رویید</i>

400
00:43:32,292 --> 00:43:34,167
<i>و با آن، زندگی نو.</i>

401
00:43:36,834 --> 00:43:40,917
<i>آبردار پسری داشت، یوان، و دختری، ماریا.</i>

402
00:43:44,959 --> 00:43:47,959
<i>به سبب پیمانی با شهر دوردست</i>

403
00:43:48,209 --> 00:43:51,084
<i>مردم گندم در آزادی می‌زیستند.</i>

404
00:43:54,417 --> 00:43:58,501
<i>و این آزادی بسیاری را به خود می‌کشید.</i>

405
00:44:01,626 --> 00:44:03,626
چشمم بهته، کوچولو!

406
00:44:04,792 --> 00:44:06,084
فهمیدی؟

407
00:44:07,751 --> 00:44:11,126
<i>آبردار جوانی از شهر را نزد خود پذیرفت.</i>

408
00:44:11,417 --> 00:44:14,209
<i>نامش تودین بود، غریبه.</i>

409
00:44:20,959 --> 00:44:26,667
<i>مردم گندم آزادی‌شان را با</i>
<i>شمشیر همه‌بین پاس می‌داشتند.</i>

410
00:44:36,459 --> 00:44:37,542
یوان.

411
00:45:00,584 --> 00:45:05,292
<i>دسته‌ها و قبایل وحشی</i>
<i>بارها به مردم گندم تاختند</i>

412
00:45:05,584 --> 00:45:07,126
<i>تا همه‌چیزشان را بگیرند.</i>

413
00:45:08,792 --> 00:45:13,126
<i>آبردار در دفاع از قومش سخت زخمی شد.</i>

414
00:45:19,126 --> 00:45:21,876
<i>نسل تازه می‌بایست آماده می‌شد.</i>

415
00:45:28,501 --> 00:45:32,084
<i>در میان جوانان، دو تن</i>
<i>بیش از همه می‌درخشیدند:</i>

416
00:45:32,167 --> 00:45:34,584
<i>یوان و دوستش بوگدان.</i>

417
00:45:34,667 --> 00:45:36,251
چوب‌هاتون رو بندازین!

418
00:45:36,709 --> 00:45:37,917
فکر می‌کنین

419
00:45:38,459 --> 00:45:41,751
شمشیر یه روز از سر ترحم بهتون نگاه می‌کنه؟

420
00:46:42,126 --> 00:46:43,459
کسی خونه نیست!

421
00:46:47,959 --> 00:46:50,626
می‌خوای زبونتو گاز بگیرم؟

422
00:46:59,667 --> 00:47:01,626
<i>سال‌ها گذشت.</i>

423
00:47:02,334 --> 00:47:04,834
<i>و شهر پیمانی تازه خواست.</i>

424
00:47:05,876 --> 00:47:08,626
از این پس باید تمام
محصول بذر گندم خودتان را

425
00:47:08,709 --> 00:47:10,001
به شهر تحویل دهید.

426
00:47:10,084 --> 00:47:11,376
<i>اما</i>

427
00:47:12,126 --> 00:47:14,501
<i>در زندگی چیزهایی هست</i>

428
00:47:15,917 --> 00:47:18,042
<i>که هرگز پایشان را امضا نمی‌کنی.</i>

429
00:47:19,751 --> 00:47:22,417
هرچه بکاری، روزی همان را درو می‌کنی!

430
00:47:22,917 --> 00:47:25,417
تو باید این را بهتر از هر کسی بدانی.

431
00:47:32,376 --> 00:47:34,542
آزادی به آسانی به دست نمی‌آید، یوان!

432
00:47:35,501 --> 00:47:37,084
بردگی آسان است.

433
00:47:40,334 --> 00:47:42,459
حتی گورهایمان را هم می‌خواهند بگیرند،

434
00:47:42,542 --> 00:47:45,501
گورهایی که هنوز نکنده‌ایم،
کار به اینجا رسیده!

435
00:47:46,167 --> 00:47:48,917
چگونه به این تن دهم؟

436
00:47:52,376 --> 00:47:54,126
<i>جنگی در پیش بود.</i>

437
00:47:55,792 --> 00:47:58,376
یوان، تنها کسی که می‌تواند
جلویش را بگیرد تویی!

438
00:47:58,792 --> 00:48:00,751
<i>ماریا مخالف بود.</i>

439
00:48:01,626 --> 00:48:05,501
<i>اما آبردار تصمیمش را گرفته بود.</i>

440
00:48:06,042 --> 00:48:07,792
همین فردا

441
00:48:08,376 --> 00:48:10,167
شمشیر همه‌بین برمی‌گزیند.

442
00:49:25,751 --> 00:49:29,126
<i>یوان همان کرد که شمشیر برایش برگزیده بود.</i>

443
00:49:57,042 --> 00:50:00,042
<i>اما در هر کشتزاری علف هرز هم می‌روید.</i>

444
00:50:07,667 --> 00:50:11,209
<i>غریبه با دست‌نشاندگان شهر هم‌پیمان شد.</i>

445
00:50:11,417 --> 00:50:12,626
<i>اما</i>

446
00:50:13,251 --> 00:50:15,792
<i>آبردار خیانت را برنمی‌تابید.</i>

447
00:50:16,959 --> 00:50:18,292
یالا، گم شو!

448
00:50:18,376 --> 00:50:19,376
آبردار!

449
00:50:19,459 --> 00:50:22,001
به همان جایی برمی‌گردی که از آن آمدی!

450
00:50:22,417 --> 00:50:24,084
این اشتباهه، آبردار!

451
00:51:00,792 --> 00:51:02,626
ملک از همیشه ضعیف‌تره.

452
00:51:04,209 --> 00:51:05,959
حالا فرصتت رسیده.

453
00:51:29,376 --> 00:51:32,584
<i>یوان به پایگاه دست‌نشاندگان</i>
<i>رسید و آماده بود</i>

454
00:51:32,667 --> 00:51:35,251
<i>تا همان کند که شمشیر برایش برگزیده بود.</i>

455
00:51:52,667 --> 00:51:54,709
<i>اما خیانت غریبه</i>

456
00:51:55,709 --> 00:51:57,042
<i>زودتر رخ داد.</i>

457
00:52:37,501 --> 00:52:40,459
<i>کله‌خون‌ها به رهبری علمدار</i>

458
00:52:42,251 --> 00:52:43,792
<i>به ملک یورش بردند.</i>

459
00:53:03,042 --> 00:53:05,167
<i>مردم گندم این نبرد را باختند.</i>

460
00:53:05,584 --> 00:53:07,542
<i>آبردار کشته شد.</i>

461
00:53:08,376 --> 00:53:11,042
<i>خانه‌هایشان تا پی سوزانده شد.</i>

462
00:53:11,251 --> 00:53:13,626
<i>اما قوم مردم گندم از میان نرفت.</i>

463
00:53:14,459 --> 00:53:17,292
<i>چند تن از آنان از حمله جان به در بردند</i>

464
00:53:18,042 --> 00:53:19,542
<i>و به زیستن ادامه دادند،</i>

465
00:53:20,334 --> 00:53:22,792
<i>چنان‌که نیاکانشان به آنان آموخته بودند.</i>

466
00:53:43,167 --> 00:53:44,417
چی این‌قدر خنده‌داره؟

467
00:53:44,876 --> 00:53:47,584
خب، بلایی که سرشون اومد به نظرم خنده‌داره!

468
00:53:49,417 --> 00:53:50,501
خب، پس

469
00:53:51,251 --> 00:53:52,959
علمدار شمشیر را برداشت؟

470
00:53:53,751 --> 00:53:56,751
درست است، شمشیر در دست بدکاری است.

471
00:53:57,542 --> 00:54:00,292
و بسیاری از نیکان با آن کشته شدند.

472
00:54:01,667 --> 00:54:04,126
اما شمشیر، چون گذشته، منتظر ماند.

473
00:54:05,459 --> 00:54:07,542
و آنگاه که زمانش رسید،

474
00:54:08,334 --> 00:54:09,792
شایسته‌ای را برگزید.

475
00:54:09,959 --> 00:54:11,126
هی، گوسلار،

476
00:54:12,959 --> 00:54:14,792
‏- از شمشیر بخوان.
‏- یالا کوچولو.

477
00:54:14,876 --> 00:54:16,542
و بهش بگو یه‌کم عجله کنه.

478
00:54:16,626 --> 00:54:18,584
لازم نیست هر جزئیاتی رو بدونیم.

479
00:54:24,667 --> 00:54:27,626
هرآنچه باید بشنوید، خواهید شنید.

480
00:54:52,417 --> 00:54:53,667
هر سال،

481
00:54:54,959 --> 00:54:58,459
چنان‌که رسم ماست، قبیله‌مان گرد می‌آید

482
00:54:58,667 --> 00:55:01,126
و بهترین نیروهای تازه
را برای شهر برمی‌گزیند!

483
00:55:01,376 --> 00:55:04,834
امروز همه‌تان فرصت دارید
ثابت کنید چقدر دلیرید!

484
00:55:05,417 --> 00:55:10,626
هر که زور و چالاکی
بسیار دارد، با ما می‌آید.

485
00:55:11,501 --> 00:55:15,876
همه فقط و فقط درون حلقه می‌جنگند، فهمیدید؟

486
00:55:16,751 --> 00:55:19,959
اگر کسی بیرون حلقه بجنگد،

487
00:55:20,334 --> 00:55:23,084
آدم‌های من حق دارند در جا با گلوله بزنندش.

488
00:55:25,834 --> 00:55:28,792
حال مسابقه را آغاز کنیم!

489
00:56:53,542 --> 00:56:54,709
آفرین، پسر!

490
00:56:56,667 --> 00:56:57,751
آفرین!

491
00:57:00,334 --> 00:57:01,876
اسلحه‌ها پایین، پایین!

492
00:57:02,501 --> 00:57:05,751
یادتان رفته آن روزها
سرکرده‌ی کله‌خون‌ها که بود؟

493
00:57:06,876 --> 00:57:08,542
اینجا چه می‌خواهی، علمدار؟

494
00:57:09,709 --> 00:57:11,376
زیدار دلیر،

495
00:57:12,209 --> 00:57:13,667
سرکرده‌ی تازه‌تان.

496
00:57:17,834 --> 00:57:20,834
همیشه بسیار دلیر بود،
فقط از نبرد دوری می‌کرد.

497
00:57:24,167 --> 00:57:26,584
هرآنچه به شما می‌گویند،

498
00:57:27,209 --> 00:57:28,501
دروغ است!

499
00:57:31,084 --> 00:57:32,167
همه‌اش دروغ!

500
00:57:33,042 --> 00:57:34,917
من بودم که کله‌خون‌ها را رهبری می‌کردم!

501
00:57:35,209 --> 00:57:37,959
گمان می‌کردم قدرتش را دارم که هر کاری بکنم!

502
00:57:38,709 --> 00:57:41,209
اما در حقیقت تنها خدمتکار
هر فرمانروایی بودم

503
00:57:41,292 --> 00:57:43,626
که از برج فرمان می‌راند!

504
00:57:45,959 --> 00:57:47,042
یک پرسش:

505
00:57:47,626 --> 00:57:50,334
اگر بیرون حلقه بکشمش
چه می‌شود؟ شلیک می‌کنند؟

506
00:57:55,751 --> 00:57:58,417
لازم نیست از ما بترسی، علمدار!

507
00:58:00,042 --> 00:58:01,334
من نمی‌ترسم.

508
00:58:05,084 --> 00:58:08,084
علمدار! علمدار! علمدار...

509
00:58:13,626 --> 00:58:14,792
برو کنار!

510
00:58:30,042 --> 00:58:31,751
هی، این شمشیر منه!

511
00:58:33,709 --> 00:58:35,084
چی گفتی؟

512
00:58:35,459 --> 00:58:36,584
مال منه!

513
00:58:36,667 --> 00:58:38,334
نه، خواهش می‌کنم! یوان!

514
00:58:42,084 --> 00:58:43,167
بس کنید!

515
00:58:44,542 --> 00:58:47,251
همین الان گفت شمشیر مال اونه!

516
00:58:50,417 --> 00:58:51,542
همین یکی!

517
00:58:54,584 --> 00:58:55,709
می‌جنگیم.

518
00:58:56,584 --> 00:58:57,959
اگه من بردم،

519
00:58:58,959 --> 00:59:00,084
پسش می‌دی.

520
00:59:02,417 --> 00:59:03,709
و تو چی می‌ذاری؟

521
00:59:06,501 --> 00:59:07,626
اون رو.

522
00:59:08,792 --> 00:59:10,834
چی می‌گی؟ دیوونه شدی؟

523
00:59:14,501 --> 00:59:16,751
ارزششو داره که براش زحمت بکشی!

524
00:59:17,834 --> 00:59:18,876
بیا اینجا!

525
00:59:18,959 --> 00:59:21,876
اصلاً حرفشم نزن، نمی‌خوام،
حق نداری این کارو بکنی!

526
00:59:21,959 --> 00:59:23,126
نه، نه، نه!

527
00:59:23,209 --> 00:59:26,042
چطور جرئت می‌کنی؟ من مال
تو نیستم، و می‌گم «نه»!

528
00:59:26,126 --> 00:59:27,709
نگران نباش، شکستش می‌دم.

529
00:59:28,751 --> 00:59:30,626
آرزو می‌کنم بکشدت!

530
00:59:56,376 --> 00:59:57,876
موسیقی نباید قطع شود.

531
01:00:31,167 --> 01:00:32,167
مواظب!

532
01:00:46,584 --> 01:00:50,042
کسی اینجا هست که بخواهد
شمشیرش را پس بگیرد؟

533
01:00:56,834 --> 01:00:58,209
حالا مال منی!

534
01:01:02,959 --> 01:01:04,126
ولش کن!

535
01:01:47,126 --> 01:01:49,334
گفتم موسیقی نباید قطع شود.

536
01:01:52,126 --> 01:02:05,334
 —  ماي موويیز —

537
01:02:07,126 --> 01:02:08,542
تو یه احمقی!

538
01:02:08,626 --> 01:02:09,917
تو یه

539
01:02:10,709 --> 01:02:11,751
احمق تمام‌عیاری!

540
01:02:59,959 --> 01:03:01,959
ماریا از مردم گندم.

541
01:03:02,917 --> 01:03:04,292
منو می‌شناسی؟

542
01:03:07,292 --> 01:03:10,417
پس می‌دانی قاتل کیست؟

543
01:03:13,751 --> 01:03:14,834
دنبالم بیا.

544
01:03:53,959 --> 01:03:56,751
زنِ کله‌خون‌ها می‌گوید می‌داند قاتل کیست.

545
01:04:00,584 --> 01:04:02,626
دسپوت بزرگ، این ماریاست.

546
01:04:05,251 --> 01:04:06,501
با من سخن بگو.

547
01:04:08,126 --> 01:04:10,667
دسپوت، می‌دانم قاتل کیست.

548
01:04:10,751 --> 01:04:13,959
اما برایش دادگاهی در برابر
شورای بزرگ می‌خواهم!

549
01:04:15,584 --> 01:04:17,792
پس باید شورای بزرگ فراخوانده شود.

550
01:04:18,959 --> 01:04:20,251
بله، حق من است.

551
01:04:22,459 --> 01:04:23,959
شورا را فرا بخوانید.

552
01:04:24,501 --> 01:04:26,459
دسپوت، روزها، شاید هفته‌ها طول بکشد!

553
01:04:26,542 --> 01:04:28,959
همه‌ی اعضای شورا همین حالا در برج‌اند.

554
01:04:29,751 --> 01:04:31,084
فرایشان بخوان.

555
01:04:37,376 --> 01:04:40,709
دسپوت، قاتل این را همراه داشت.

556
01:04:58,667 --> 01:05:00,084
این نقشه‌ی برج است.

557
01:05:00,334 --> 01:05:03,501
نقشه‌ای دقیق از راه رسیدن
به اتاق‌های فرمانروا،

558
01:05:03,834 --> 01:05:06,042
و همه‌ی ورودی‌های مخفی برج!

559
01:05:17,667 --> 01:05:19,459
این کاغذ را از کجا آوردی؟

560
01:05:19,917 --> 01:05:22,709
پرسش راستین این است: چه کسی
می‌تواند چنین نقشه‌ای بکشد؟

561
01:05:24,334 --> 01:05:26,251
من، جارچی و غریبه!

562
01:05:33,334 --> 01:05:34,459
چیکار می‌کنی؟

563
01:05:34,542 --> 01:05:36,042
به این زن اعتماد کردم.

564
01:05:37,167 --> 01:05:39,292
‏- زنی که به قومش خیانت کرد...
‏- غریبه!

565
01:05:39,376 --> 01:05:40,834
به خانواده‌اش، به من، به خودش!

566
01:05:40,917 --> 01:05:42,709
‏- ببخش مرا!
‏- تقصیر تو که نیست.

567
01:05:42,792 --> 01:05:44,584
چرا، من مقصرم!

568
01:05:45,751 --> 01:05:47,209
مقصر منم!

569
01:05:51,126 --> 01:05:52,376
خواهش می‌کنم ببخش!

570
01:05:58,709 --> 01:06:00,251
برای تو کردم، عزیزم!

571
01:06:00,584 --> 01:06:01,959
کنارم بمان!

572
01:06:02,251 --> 01:06:03,584
با هم فرمان می‌رانیم!

573
01:06:03,709 --> 01:06:05,376
شهر را داریم، همه‌چیز را داریم!

574
01:06:05,459 --> 01:06:07,334
همه خواهند فهمید چه کردی!

575
01:06:07,417 --> 01:06:09,876
ماریا، مجبورم نکن کاری کنم که نمی‌خواهم!

576
01:06:10,042 --> 01:06:11,626
ماریا! ماریا، خواهش می‌کنم!

577
01:06:12,292 --> 01:06:13,542
با هم می‌مانیم!

578
01:06:13,792 --> 01:06:15,042
همه‌چیز مال ماست!

579
01:06:15,167 --> 01:06:17,542
برای همین به اینجا آمدیم، یادت هست؟

580
01:06:19,417 --> 01:06:20,667
پس مرا بکش.

581
01:06:21,709 --> 01:06:23,376
وگرنه همه‌جا می‌گویمش!

582
01:06:27,667 --> 01:06:29,209
چرا این را با من می‌کنی؟

583
01:06:29,626 --> 01:06:31,542
چرا، عزیزم؟ چرا این‌قدر دیوانه‌ای؟

584
01:06:31,626 --> 01:06:33,251
چرا این‌قدر دیوانه‌ای؟

585
01:06:39,376 --> 01:06:40,584
نگهبان‌ها!

586
01:06:45,292 --> 01:06:46,417
نگهبان‌ها!

587
01:06:46,584 --> 01:06:47,959
نگهبان‌ها!

588
01:06:48,042 --> 01:06:49,126
یالا، زود بیا!

589
01:06:51,334 --> 01:06:52,459
عجله کن، تندتر!

590
01:07:05,834 --> 01:07:07,376
او کشتش!

591
01:07:09,667 --> 01:07:11,376
او به قتلش رساند!

592
01:07:11,584 --> 01:07:13,042
باید بگیریدش!

593
01:07:19,042 --> 01:07:21,084
و تو! هنوز می‌خواهی جارچی باشی؟

594
01:07:26,959 --> 01:07:28,667
یالا، اسیرش کنید!

595
01:08:01,792 --> 01:08:03,084
درود بر تو، پهلوان!

596
01:08:04,167 --> 01:08:05,334
تبریک می‌گویم.

597
01:08:11,209 --> 01:08:12,501
از کجا می‌آیی؟

598
01:08:12,626 --> 01:08:13,876
از دوردست.

599
01:08:15,167 --> 01:08:18,792
پس از کاری که امروز کردی،
نامت را همه‌جا خواهند شنید.

600
01:08:20,417 --> 01:08:21,751
نامت چیست؟

601
01:08:22,334 --> 01:08:23,501
یوان.

602
01:08:24,126 --> 01:08:25,251
یوان.

603
01:08:25,876 --> 01:08:27,792
پسر دلیر من، یوانِ بزرگ!

604
01:08:29,126 --> 01:08:31,376
حاضری به کله‌خون‌ها بپیوندی؟

605
01:08:32,917 --> 01:08:35,376
پیش ما هرآنچه مرد لازم دارد می‌یابی:

606
01:08:36,126 --> 01:08:39,292
سقفی بالای سر و کاری آبرومند!

607
01:08:39,792 --> 01:08:41,959
هرآنچه شهر برای عرضه دارد.

608
01:08:45,834 --> 01:08:47,251
فردا صبح راه می‌افتیم.

609
01:08:48,167 --> 01:08:50,959
حالا استراحت کن. حقت است.

610
01:10:28,876 --> 01:10:29,959
غریبه.

611
01:10:30,417 --> 01:10:33,459
از امروز فرمانروای تازه‌ی شهر خواهی بود.

612
01:10:38,626 --> 01:10:40,501
جانم را برای شهر می‌دهم!

613
01:10:41,876 --> 01:10:44,126
شهر از آنِ من است، و من خودِ شهرم!

614
01:11:18,042 --> 01:11:19,376
شمشیر کجاست؟

615
01:11:20,042 --> 01:11:21,251
چی؟

616
01:11:23,084 --> 01:11:25,167
شمشیر کجاست؟ بین ما بود که؟

617
01:11:26,751 --> 01:11:28,042
ولی نمی‌دونم!

618
01:11:29,792 --> 01:11:31,334
چطور نمی‌دونی؟

619
01:11:32,001 --> 01:11:33,209
نمی‌تونم بهت بگم!

620
01:11:33,292 --> 01:11:34,834
می‌بینی؟ منظورم دقیقاً همینه!

621
01:11:35,209 --> 01:11:36,709
تو فقط بی‌احتیاطی!

622
01:11:38,834 --> 01:11:40,084
چی، حالا تقصیر منه

623
01:11:40,167 --> 01:11:42,501
که وقتی خواب بودی شمشیرت گم شده؟

624
01:11:42,584 --> 01:11:44,917
‏- یکی دزدیدتش!
‏- صبح بخیر، حالتون چطوره؟

625
01:11:46,376 --> 01:11:47,459
چی شده؟

626
01:11:47,584 --> 01:11:49,209
یکی شمشیر رو دزدیده!

627
01:11:49,334 --> 01:11:50,584
دزدیده شده؟

628
01:11:50,834 --> 01:11:52,417
ولی دیشب دیدم که...

629
01:11:52,501 --> 01:11:53,501
چی رو؟

630
01:11:53,584 --> 01:11:58,126
یه مردی اینجا می‌گشت، و شمشیر دستش بود.

631
01:11:58,209 --> 01:11:59,292
و اون کی بود؟

632
01:11:59,376 --> 01:12:01,501
متأسفانه اسمشو نمی‌دونم، جوون.

633
01:12:01,709 --> 01:12:02,959
دیدم از اردوگاه رفت.

634
01:12:03,084 --> 01:12:05,292
و شمشیری دستش بود.

635
01:12:05,667 --> 01:12:07,834
چرا جلوشو نگرفتی یا بیدارم نکردی؟

636
01:12:07,917 --> 01:12:09,417
من سرم تو کار خودمه

637
01:12:09,501 --> 01:12:12,001
و تو کار دیگران دخالت نمی‌کنم!

638
01:12:12,626 --> 01:12:15,709
از کجا بدونم شما دوتا
اون تو چیکار می‌کردین؟

639
01:12:16,042 --> 01:12:17,126
هی!

640
01:12:17,417 --> 01:12:20,417
البته، در برابر مبلغی
ناچیز می‌تونم ببرمت پیشش،

641
01:12:20,501 --> 01:12:22,292
شاید بشه ترتیبشو داد.

642
01:12:22,959 --> 01:12:24,501
گفتی نمی‌شناسیش!

643
01:12:24,584 --> 01:12:26,876
اسمشو نمی‌دونم، ولی ممکنه

644
01:12:27,376 --> 01:12:30,917
یادم بیاد اون مرد از کجا
اومده بود، می‌دونی؟

645
01:12:38,292 --> 01:12:39,542
کجا، یوان؟

646
01:12:40,126 --> 01:12:41,542
قرارمون چی می‌شه؟

647
01:12:41,626 --> 01:12:43,334
قرارو فراموش کن!

648
01:12:58,042 --> 01:12:59,334
خب، رسیدیم!

649
01:13:00,376 --> 01:13:02,209
سیه‌چشم‌ها اینجا زندگی می‌کنن!

650
01:13:20,876 --> 01:13:22,084
وایسا!

651
01:13:23,959 --> 01:13:25,459
فوراً اسلحه‌ها رو بذارین زمین!

652
01:13:41,376 --> 01:13:43,417
از این تیپا زیاد خوشم نمیاد!

653
01:13:54,334 --> 01:13:55,917
من تو رو نمی‌شناسم؟

654
01:13:56,959 --> 01:13:58,167
یوان!

655
01:14:11,334 --> 01:14:12,667
پس هنوز زنده‌ای!

656
01:14:16,084 --> 01:14:17,292
اون چیه؟

657
01:14:18,792 --> 01:14:20,626
واقعاً کلی حرف دارم برات.

658
01:14:25,876 --> 01:14:27,792
متأسفم که این‌جوری تموم شد.

659
01:14:31,959 --> 01:14:33,584
جسدش رو آوردم اینجا

660
01:14:34,792 --> 01:14:36,376
و براش گور کندم.

661
01:14:39,292 --> 01:14:41,209
شنیدم دشمن رو کشتی.

662
01:14:44,209 --> 01:14:46,334
کاش من کرده بودم.

663
01:14:48,459 --> 01:14:50,251
شمشیر چی شد؟

664
01:14:53,251 --> 01:14:54,751
پس واسه همین اومدی؟

665
01:14:57,459 --> 01:14:58,876
کار به اینجا رسید.

666
01:15:39,626 --> 01:15:41,501
اعلام همیشگی صبح؟

667
01:15:41,751 --> 01:15:42,792
آره.

668
01:15:42,876 --> 01:15:46,209
فقط تو با این اعلان
تعقیب شروع و تمام می‌کنی،

669
01:15:46,834 --> 01:15:49,167
و هر بار تا اطلاع ثانوی، روشنه؟ فهمیدی؟

670
01:15:50,042 --> 01:15:51,209
بله، فهمیدم.

671
01:15:58,334 --> 01:16:00,334
اعلام امروز از برج!

672
01:16:02,542 --> 01:16:05,626
ماریا فوراً تحت تعقیب
است. او از کله‌خون‌هاست!

673
01:16:05,709 --> 01:16:07,501
دسپوت را کشته است!

674
01:16:08,417 --> 01:16:10,751
برای هر خبر سودمند درباره‌ی او

675
01:16:11,251 --> 01:16:13,334
غریبه پاداش می‌پردازد.

676
01:16:13,917 --> 01:16:15,084
آن هم زر.

677
01:16:15,334 --> 01:16:19,959
هر که قاتل را، زنده یا
مرده، به برج بیاورد،

678
01:16:20,084 --> 01:16:24,584
افزون بر زر، در برج شغلی می‌گیرد!

679
01:16:25,334 --> 01:16:30,376
و او و خانواده‌اش زندگی ممتازی خواهند داشت!

680
01:16:46,542 --> 01:16:48,417
خواست شمشیر رو بدزده!

681
01:16:49,167 --> 01:16:50,751
من ندزدیدمش!

682
01:16:51,084 --> 01:16:52,292
مال ماست!

683
01:16:52,959 --> 01:16:54,834
‏- تاوانشو می‌دی.
‏- نه!

684
01:16:55,959 --> 01:16:57,959
من بهش گفتم این کارو بکنه.

685
01:16:59,417 --> 01:17:00,626
چه نسبتی باهات داره؟

686
01:17:01,417 --> 01:17:02,876
زنمه.

687
01:17:05,626 --> 01:17:06,834
بوگدان.

688
01:17:11,042 --> 01:17:12,709
شمشیر منو برگزید.

689
01:17:14,167 --> 01:17:15,667
باید پسش بگیرم.

690
01:17:17,084 --> 01:17:19,584
شمشیر رو بده و با من بیا شهر.

691
01:17:20,167 --> 01:17:21,376
چرا شهر؟

692
01:17:22,626 --> 01:17:23,959
که ماریا رو بیارم.

693
01:17:28,292 --> 01:17:29,959
با پای خودش رفت.

694
01:17:31,126 --> 01:17:32,626
کسی ندزدیدش.

695
01:17:34,542 --> 01:17:35,959
خودش این‌جوری تصمیم گرفت.

696
01:17:38,084 --> 01:17:40,292
می‌رم شهر، با تو یا بی تو.

697
01:17:41,126 --> 01:17:42,709
ولی یه چیز مسلمه:

698
01:17:44,501 --> 01:17:45,876
شمشیر رو می‌برم!

699
01:17:46,584 --> 01:17:48,042
و چطور می‌خوای؟

700
01:17:48,209 --> 01:17:49,376
هر جور شده!

701
01:17:50,501 --> 01:17:52,667
اگه باید دوباره برگزینه، پس برگزینه!

702
01:17:59,917 --> 01:18:02,376
شمشیر هرگز کسی را بار دوم برنمی‌گزیند.

703
01:18:10,792 --> 01:18:11,959
چوب‌ها رو میارن!

704
01:19:30,251 --> 01:19:31,334
بسه!

705
01:21:36,126 --> 01:21:38,334
خب، رسیدیم. این شهره؟

706
01:21:42,876 --> 01:21:45,126
چی شده؟ حسابی تحت تأثیر قرار نگرفتی؟

707
01:21:47,959 --> 01:21:50,167
شهر رو این‌جوری تصور نکرده بودم.

708
01:21:51,917 --> 01:21:53,042
منم همین‌طور.

709
01:21:53,584 --> 01:21:57,292
<i>غریبه بزرگ‌ترین گنج جهان کهن را</i>

710
01:21:57,376 --> 01:22:01,626
<i>به‌عنوان پاداش خبر درباره‌ی</i>
<i>ماریای کله‌خون‌ها پیشکش می‌کند!</i>

711
01:22:01,959 --> 01:22:03,459
<i>تکرار می‌کنم!</i>

712
01:22:19,959 --> 01:22:21,876
این مرد از ما کار می‌خواهد.

713
01:22:23,042 --> 01:22:26,626
چه توانایی‌هایی داری؟ حرفه‌ای یاد گرفته‌ای؟

714
01:22:27,959 --> 01:22:29,417
کارهای زیادی بلدم.

715
01:22:29,501 --> 01:22:32,459
جنگاور برای دفاع از شهرمان همیشه لازم است.

716
01:22:32,667 --> 01:22:34,167
تو جنگ جنگیدی؟

717
01:22:35,292 --> 01:22:37,417
‏- بله.
‏- پس خیلی کم‌خرجی.

718
01:22:37,542 --> 01:22:41,209
فشنگ لازم نداری و فقط با این شمشیر می‌جنگی؟

719
01:22:43,209 --> 01:22:45,834
انگار در زندگی به چیزهایی رسیده‌ای.

720
01:22:47,584 --> 01:22:49,126
علمدار را کشتم.

721
01:22:54,876 --> 01:22:56,292
برو بابا، مزخرفه.

722
01:22:56,751 --> 01:22:58,959
با همین شمشیر سرش را زدم.

723
01:22:59,084 --> 01:23:00,084
تو؟

724
01:23:05,751 --> 01:23:09,792
منم می‌تونم بگم کل قبیله‌ت رو قلع‌وقمع کردم.

725
01:23:11,167 --> 01:23:12,542
و کردی؟

726
01:23:13,501 --> 01:23:14,667
می‌دونی چیه؟

727
01:23:15,126 --> 01:23:17,667
برگرد و گم شو! اونم زود.

728
01:23:18,292 --> 01:23:21,167
تو شهر خوش‌آمد نیستی.

729
01:23:27,959 --> 01:23:29,209
یکی اینجاست!

730
01:23:29,417 --> 01:23:30,959
پس این علمدار رو کشته؟

731
01:23:31,042 --> 01:23:32,376
لااقل خودش می‌گه.

732
01:23:41,167 --> 01:23:43,501
علمدار جان مادرم رو نجات داد.

733
01:23:44,251 --> 01:23:47,126
بهش بدهکارم. اگه تو کشتیش،

734
01:23:47,209 --> 01:23:49,292
بیا بیرون تا تکلیفشو روشن کنیم.

735
01:23:49,417 --> 01:23:50,459
یالا.

736
01:23:50,542 --> 01:23:53,459
اگه واقعاً تو بودی، زیاد عذابت نمی‌ده.

737
01:23:55,126 --> 01:23:57,876
کسی رو که کاری باهام نکرده نمی‌کشم.

738
01:23:58,417 --> 01:24:00,084
خب، با تو کاری نکرده.

739
01:24:00,542 --> 01:24:02,126
فقط شاید بره سراغ اون.

740
01:24:07,792 --> 01:24:09,792
دست بهش بزنی، دستت رو از دست می‌دی!

741
01:24:45,501 --> 01:24:47,251
هر که چالاکی و زور دارد،

742
01:24:47,917 --> 01:24:50,126
در قبیله‌ی ما خوش‌آمد است.

743
01:24:50,834 --> 01:24:52,167
از حالا مال مایین.

744
01:26:21,334 --> 01:26:22,459
هی، گوسلار،

745
01:26:24,042 --> 01:26:25,292
باورت می‌کنم.

746
01:26:26,876 --> 01:26:29,459
و من بخش‌هایی از این ترانه رو بلدم!

747
01:26:31,042 --> 01:26:33,417
ولی تو یه‌کم جور دیگه‌ای خوندیش.

748
01:26:34,334 --> 01:26:35,584
زرنگ،

749
01:26:35,917 --> 01:26:37,251
درست نفهمیدیم!

750
01:26:37,334 --> 01:26:39,251
نه، تو منو درست نفهمیدی!

751
01:26:39,667 --> 01:26:43,709
اون‌قدر اینجا می‌مونیم
تا چیزی رو که می‌خوام بشنوم.

752
01:26:44,626 --> 01:26:45,876
روشن شد؟

753
01:26:46,376 --> 01:26:47,501
شد.

754
01:26:47,959 --> 01:26:49,501
هرچی تو بگی.

755
01:26:49,584 --> 01:26:51,501
ولی حتماً باز حرف مفت می‌شه.

756
01:26:54,751 --> 01:26:55,917
خوبه.

757
01:26:56,292 --> 01:26:58,209
یوان خواهرش را دید.

758
01:26:58,751 --> 01:27:00,167
و بعدش چی شد؟

759
01:27:12,876 --> 01:27:14,251
گوسلار الان خسته‌ست.

760
01:27:16,167 --> 01:27:17,417
گوسلار،

761
01:27:17,959 --> 01:27:21,209
انگار یادت رفته اینجا
داری برای جانتان می‌نوازی.

762
01:27:21,709 --> 01:27:23,501
تا حالا خوب پیش رفتی.

763
01:27:23,751 --> 01:27:25,751
ولی نباید خسته بشی.

764
01:27:26,209 --> 01:27:28,209
وگرنه دیگه هرگز نمی‌نوازی.

765
01:27:29,792 --> 01:27:31,167
باید صورتشو بشوره.

766
01:28:12,834 --> 01:28:15,334
نمی‌دونن زیر پاشون چیه.

767
01:29:03,834 --> 01:29:05,876
از همون‌جا که قطع کرد ادامه بده.

768
01:29:32,126 --> 01:29:33,417
خب، ادامه بده!

769
01:30:03,334 --> 01:30:04,584
غریبه.

770
01:30:05,126 --> 01:30:07,709
‏«سوخته‌ها» تمام این مدت پنهانش کرده بودند.

771
01:30:23,792 --> 01:30:25,042
مأموریت بعدی‌ات...

772
01:30:25,126 --> 01:30:27,834
مسئولان را در میان «سوخته‌ها»
می‌یابم و کیفرشان می‌دهم.

773
01:30:29,876 --> 01:30:31,542
مأموریتت این نیست.

774
01:30:32,626 --> 01:30:35,542
که مقصران را در میان «سوخته‌ها» بیابی!

775
01:30:36,126 --> 01:30:38,417
مأموریتت این است که همه‌شان را ریشه‌کن کنی.

776
01:30:39,417 --> 01:30:40,876
تک‌تکشان را.

777
01:30:41,917 --> 01:30:44,667
هر که پس از شکستشان حاضر
نباشد ماسکش را بردارد

778
01:30:44,751 --> 01:30:46,792
یا شهر را ترک کند، کشته می‌شود.

779
01:30:48,876 --> 01:30:50,459
برج کمکت می‌کند.

780
01:30:51,459 --> 01:30:52,709
چنین خواهد شد.

781
01:30:58,501 --> 01:30:59,626
غریبه.

782
01:31:01,501 --> 01:31:03,959
این یعنی جنگ داخلی در شهرمان.

783
01:31:05,542 --> 01:31:07,417
بله، دقیقاً، لابد اسمش همینه.

784
01:31:09,917 --> 01:31:11,792
به نظرم خوب تمام نمی‌شود.

785
01:31:15,334 --> 01:31:18,834
حیف که در برج جایگاهی
به نام «پیامبر» نیست،

786
01:31:18,917 --> 01:31:20,792
فوراً ترفیعت می‌دادم.

787
01:31:22,042 --> 01:31:24,417
در شهر همه پناه یافته‌اند:

788
01:31:24,542 --> 01:31:26,876
این‌ها، آن‌ها و سومی‌ها.

789
01:31:27,126 --> 01:31:30,334
هر که قوانین شهر را ارج نهد،
شهر هم او را ارج می‌نهد.

790
01:31:31,584 --> 01:31:35,209
راستی آن بچه‌هایی
که سراغشان را گرفتم کجایند؟

791
01:31:38,417 --> 01:31:40,334
قوانین شهر باید جلوی این را بگیرند

792
01:31:40,459 --> 01:31:43,334
که اصلاً چنین جنگی درنگیرد.

793
01:31:47,459 --> 01:31:49,167
و قوانین شهر چه می‌گویند

794
01:31:49,251 --> 01:31:51,334
وقتی کسی خواست فرمانروا را ارج ننهد؟

795
01:31:52,334 --> 01:31:56,667
و بر سر بچه‌های کسانی
که به برج خیانت کنند چه می‌آید؟

796
01:32:15,709 --> 01:32:16,792
اعلام برج!

797
01:32:16,917 --> 01:32:21,167
به سبب پنهان کردن غیرمجاز قاتل دسپوتمان،

798
01:32:21,292 --> 01:32:23,167
فرمانروای تازه اعلام می‌کند

799
01:32:24,334 --> 01:32:29,584
که برای پاسداری از شهر و مردمانش،

800
01:32:29,959 --> 01:32:33,876
امروز بر قبیله‌ی «سوخته‌ها» جنگی بی‌رحمانه

801
01:32:33,959 --> 01:32:35,667
تا ریشه‌کنی‌شان اعلام می‌شود!

802
01:32:36,834 --> 01:32:38,126
همه‌ی مردها را جمع کن.

803
01:32:38,376 --> 01:32:39,501
‏- همه؟
‏- همه.

804
01:32:39,584 --> 01:32:40,709
اطاعت.

805
01:32:42,126 --> 01:32:43,209
این همون نیست...؟

806
01:32:43,292 --> 01:32:45,917
‏«سوخته‌ها» را کنار دیوارها جمع می‌کنیم.

807
01:32:48,292 --> 01:32:49,334
خودشه!

808
01:32:49,417 --> 01:32:51,834
ساختمان به ساختمان پاک‌سازی می‌شود.

809
01:32:51,959 --> 01:32:54,084
‏- او کمکم می‌کند.
‏- روشن شد؟

810
01:32:54,167 --> 01:32:56,501
یوان، دارن نقشه‌ی جنگ می‌کشن!

811
01:32:59,251 --> 01:33:00,542
به نفعمون تمومه.

812
01:33:00,709 --> 01:33:02,459
و همگانی اعلامش کنید:

813
01:33:02,584 --> 01:33:07,167
هر که به «سوخته‌ها» یاری رساند،
تا ابد از شهر تبعید می‌شود.

814
01:33:08,501 --> 01:33:11,084
به‌به، ببین کی اینجاست!

815
01:33:13,501 --> 01:33:15,334
یوان، از دوردست!

816
01:33:17,417 --> 01:33:20,876
با تو در کنارمان، پیروزی حتمی است.

817
01:33:20,959 --> 01:33:22,584
کله‌خون‌ها، گوش کنید!

818
01:33:24,959 --> 01:33:28,876
این همان مردی است که خائن
بی‌شرف را با شمشیرش کشت!

819
01:33:30,917 --> 01:33:35,042
این یوان است، که علمدار را نابود کرد!

820
01:33:43,042 --> 01:33:44,292
می‌دانی ماریا،

821
01:33:44,376 --> 01:33:46,292
هرچه بیشتر از خود می‌پرسم

822
01:33:47,292 --> 01:33:49,001
که راستش چه چیزی

823
01:33:49,751 --> 01:33:53,251
بر جا می‌گذارم، آن روز
که با جهان بدرود گویم.

824
01:33:54,709 --> 01:34:00,751
منظورم همه‌ی قدرتم بر
برج و بر تمام شهر است.

825
01:34:01,501 --> 01:34:03,709
بی آدمیان، همه‌اش بی‌معناست.

826
01:34:25,084 --> 01:34:27,084
تنها تو می‌توانی برایم فرزندی بیاوری.

827
01:34:28,417 --> 01:34:30,459
هر دو می‌دانیم، تنها تو می‌توانی!

828
01:34:36,209 --> 01:34:37,376
این لطف را بکن.

829
01:34:39,167 --> 01:34:41,709
و بعد می‌توانی بروی، هر کجا که بخواهی.

830
01:34:51,292 --> 01:34:52,542
تنها تو می‌توانی.

831
01:35:07,167 --> 01:35:08,584
ما، کله‌خون‌ها،

832
01:35:09,376 --> 01:35:11,584
از دیرباز تاکنون

833
01:35:11,667 --> 01:35:14,084
تنها تشکیلات این شهر بوده‌ایم!

834
01:35:14,167 --> 01:35:17,917
همیشه ثابت کرده‌ایم که بهترین
نگهبان فرمانروایانمان هستیم!

835
01:35:18,042 --> 01:35:21,709
همیشه همان کرده‌ایم که برج از ما خواسته!

836
01:35:32,126 --> 01:35:33,209
یالا!

837
01:35:37,501 --> 01:35:42,126
و حالا فرمانروایمان می‌خواهد
شهر را از «سوخته‌ها» پاک کنیم!

838
01:35:48,126 --> 01:35:52,876
امروز روز بزرگی است
که «سوخته‌ها» را نابود می‌کنیم!

839
01:35:53,042 --> 01:35:55,626
امروز و برای همیشه!

840
01:35:55,709 --> 01:35:57,126
آره!

841
01:36:02,751 --> 01:36:05,834
می‌خواهند برای همیشه از شهر بیرونمان کنند.

842
01:36:06,542 --> 01:36:08,417
می‌خواهند محومان کنند.

843
01:36:09,626 --> 01:36:13,417
در ما جز یک طاعون پلید نمی‌بینند.

844
01:36:13,959 --> 01:36:16,709
اما ما بلدیم از خود دفاع کنیم!

845
01:36:20,126 --> 01:36:22,667
این شهر خانه‌ی ماست!

846
01:36:23,709 --> 01:36:29,417
این جنگ آخرین جنگ شهر ما خواهد بود!

847
01:36:36,626 --> 01:36:39,209
<i>آماده شوید و از برج دفاع کنید!</i>

848
01:36:39,334 --> 01:36:40,751
<i>آماده شوید و...</i>

849
01:36:40,834 --> 01:36:42,376
بلند شوید، وقتش رسید!

850
01:36:42,667 --> 01:36:46,709
<i>زود بیایید! از برج دفاع کنید!</i>

851
01:37:38,501 --> 01:37:42,084
به برج عقب‌نشینی کنید!
به برج عقب‌نشینی کنید!

852
01:37:42,167 --> 01:37:43,834
به برج عقب‌نشینی کنید!

853
01:38:26,959 --> 01:38:27,959
زرنگ،

854
01:38:28,959 --> 01:38:30,376
خواهش می‌کنم گوش کن!

855
01:38:31,251 --> 01:38:32,417
دروغ می‌گوید.

856
01:38:32,626 --> 01:38:34,084
دروغگوی کثیفی است!

857
01:38:35,917 --> 01:38:37,542
فقط آنچه به کامش است می‌گوید!

858
01:38:37,626 --> 01:38:40,084
و مثل یک بزدل حقیقت را از ما پنهان می‌کند!

859
01:38:40,251 --> 01:38:42,709
تف می‌اندازد! به هرچه باب
میلش نیست تف می‌اندازد!

860
01:38:43,251 --> 01:38:44,626
خب، باشد، گوسلار.

861
01:38:48,209 --> 01:38:49,209
ادامه بده!

862
01:39:20,167 --> 01:39:21,376
یالا، ادامه!

863
01:39:55,084 --> 01:39:57,334
حق نداری یک لحظه از من دور شوی!

864
01:39:57,417 --> 01:39:58,542
حتی یک ثانیه.

865
01:39:58,626 --> 01:40:00,376
دیدی، خودت که دیدی.

866
01:40:00,459 --> 01:40:02,417
من هم به خوبی تو می‌جنگم!

867
01:40:02,709 --> 01:40:04,084
هی، مردِ گندم!

868
01:40:06,376 --> 01:40:08,376
یا حالا از کله‌خون‌هایی؟

869
01:40:09,417 --> 01:40:10,876
خوب می‌دانی من کی‌ام.

870
01:40:10,959 --> 01:40:11,959
آره.

871
01:40:13,959 --> 01:40:15,667
و من هم می‌دانم دنبال کی هستی.

872
01:40:24,501 --> 01:40:25,959
دنبال خواهرت می‌گردی.

873
01:40:26,459 --> 01:40:29,584
بالای برج است. غریبه اسیرش کرده.

874
01:40:32,501 --> 01:40:34,001
می‌توانم ببرمت بالا.

875
01:40:35,209 --> 01:40:36,376
می‌توانم کمکت کنم.

876
01:40:37,167 --> 01:40:38,251
لازم نیست.

877
01:40:39,417 --> 01:40:40,626
خودم از پسش برمی‌آیم.

878
01:40:47,209 --> 01:40:49,376
مردِ گندم، گوش کن!

879
01:40:50,084 --> 01:40:53,209
مردم درون این دیوارها فقط
با اجازه می‌توانند رفت‌وآمد کنند.

880
01:40:53,667 --> 01:40:56,751
فقط من به همه‌ی طبقات دسترسی دارم.

881
01:40:57,792 --> 01:40:59,334
و در ازایش چه می‌خواهی؟

882
01:41:03,834 --> 01:41:05,251
با تو می‌آیم.

883
01:41:05,751 --> 01:41:07,917
خواهرت آنجا اسیر است.

884
01:41:09,751 --> 01:41:11,042
و بچه‌های من آنجایند.

885
01:41:12,084 --> 01:41:14,542
غریبه بچه‌هایم را اسیر کرده!

886
01:41:16,501 --> 01:41:17,584
به تو نیاز دارم!

887
01:41:22,751 --> 01:41:23,959
پس ببرمان آنجا!

888
01:41:28,751 --> 01:41:43,959
 —  ماي موويیز —

889
01:42:04,876 --> 01:42:07,251
این‌ها نگهبانان تازه‌ی
کله‌خون‌هایند، می‌برمشان بالا.

890
01:42:07,334 --> 01:42:08,542
نه، صبر کن!

891
01:42:09,917 --> 01:42:11,376
اجازه دارند؟

892
01:42:11,917 --> 01:42:13,251
هنوز صادر نشده.

893
01:42:14,751 --> 01:42:16,584
پس نمی‌توانم بگذارم بروند بالا!

894
01:42:16,667 --> 01:42:18,876
می‌خواهی بروی پیش غریبه و بگویی

895
01:42:18,959 --> 01:42:21,209
که متأسفانه آدم‌هایش به‌موقع نمی‌رسند،

896
01:42:21,292 --> 01:42:23,709
چون تو فرمان‌هایش را خراب کردی؟

897
01:42:30,876 --> 01:42:31,959
باشد.

898
01:42:36,334 --> 01:42:39,584
جارچی و دو کله‌خون تازه را رد کردم.

899
01:42:41,751 --> 01:42:43,751
<i>اجازه‌ی جارچی لغو شده.</i>

900
01:42:43,959 --> 01:42:45,126
تکرار می‌کنم...

901
01:42:55,417 --> 01:42:57,542
از غریبه فرمان گرفته‌ام

902
01:42:57,626 --> 01:42:59,167
که دو نگهبان تازه برایش بیاورم!

903
01:43:49,209 --> 01:43:51,959
اگر بخواهیم در آینده در این شهر بمانیم،

904
01:43:52,084 --> 01:43:54,459
برج باید یک‌بار برای همیشه فرو بریزد.

905
01:43:56,126 --> 01:44:00,667
و تنها وقتی فرو می‌ریزد که هرچه
پیرامونش است ویران کنیم.

906
01:44:01,876 --> 01:44:05,459
اگر شهر باید بسوزد تا از نو برخیزد،

907
01:44:05,542 --> 01:44:07,459
فقط یک راه هست:

908
01:44:07,626 --> 01:44:09,501
پس بگذارید بسوزد.

909
01:44:34,751 --> 01:44:36,959
باید آسانسوری پیدا کنیم که کار کند!

910
01:44:37,501 --> 01:44:40,334
چندتا هست، ولی فقط یکی‌شان کار می‌کند،

911
01:44:40,709 --> 01:44:42,167
تا کنترل را حفظ کنند.

912
01:44:43,376 --> 01:44:45,084
چرا پیاده نمی‌رویم؟

913
01:44:45,167 --> 01:44:47,542
پیاده هرگز به طبقه‌ی آخر نمی‌رسیم!

914
01:44:55,917 --> 01:44:57,001
یوان!

915
01:45:08,251 --> 01:45:09,459
یوان!

916
01:45:10,042 --> 01:45:11,126
آنجلیا!

917
01:45:14,917 --> 01:45:16,167
آنجلیا!

918
01:45:18,792 --> 01:45:19,959
آنجلیا!

919
01:45:43,001 --> 01:45:44,209
ماریا.

920
01:45:47,376 --> 01:45:49,667
نمی‌خواستم این‌طور تمام شود، باور کن!

921
01:45:52,376 --> 01:45:54,376
اما فرزندمان بی‌نقص خواهد بود!

922
01:45:54,709 --> 01:45:56,667
الگویی برای همه‌ی بچه‌های دیگر!

923
01:45:56,792 --> 01:46:00,042
شهرمان را به آینده‌ای درخشان خواهد برد!

924
01:46:07,209 --> 01:46:08,876
در برج گرفتیمشان.

925
01:46:09,667 --> 01:46:10,834
دقیقاً کجا؟

926
01:46:10,917 --> 01:46:12,334
طبقه‌ی هفتم بود.

927
01:46:12,876 --> 01:46:14,542
چند نفر از آدم‌هایمان کشته شدند.

928
01:46:14,709 --> 01:46:15,876
به دست کی؟

929
01:46:16,251 --> 01:46:18,376
همان که علمدار را کشت.

930
01:46:18,501 --> 01:46:19,709
نامش یوان است.

931
01:46:21,167 --> 01:46:22,459
شمشیری دارد.

932
01:46:28,959 --> 01:46:30,959
و جارچی به او پیوسته.

933
01:46:35,376 --> 01:46:36,584
ترتیبش را بده!

934
01:46:42,792 --> 01:46:44,792
و این یوان چه نسبتی با تو دارد؟

935
01:46:46,417 --> 01:46:47,542
شوهرم.

936
01:46:49,876 --> 01:46:52,834
تو و شوهرت در خانه‌ی من چه می‌خواهید؟

937
01:46:56,959 --> 01:46:58,209
نامت چیست؟

938
01:46:59,626 --> 01:47:00,709
آنجلیا.

939
01:47:00,917 --> 01:47:02,126
ماریا آنجاست.

940
01:47:03,667 --> 01:47:05,042
زن‌برادرت است.

941
01:47:16,959 --> 01:47:19,459
به سوی برج!

942
01:49:11,167 --> 01:49:12,584
دو پسرم اینجایند!

943
01:49:20,834 --> 01:49:22,542
‏- بابا!
‏- بابا!

944
01:49:30,126 --> 01:49:31,834
باید خیلی زود از اینجا بروند!

945
01:49:44,667 --> 01:49:45,959
اوضاع چطور است؟

946
01:49:46,667 --> 01:49:48,084
طبقه‌ی همکف سقوط کرد.

947
01:49:49,042 --> 01:49:50,251
دارند می‌آیند بالا.

948
01:49:51,834 --> 01:49:53,751
همه‌ی مردهای مسلح را بفرست

949
01:49:54,751 --> 01:49:56,542
به طبقات پایین.

950
01:49:56,917 --> 01:49:59,501
و نگهبان شخصی‌ام بیاید بالا!

951
01:50:01,501 --> 01:50:02,709
باز کنید!

952
01:50:07,834 --> 01:50:09,917
متأسفانه خانواده باید نقل مکان کند!

953
01:52:24,209 --> 01:52:25,459
یوان، اینجا!

954
01:52:53,792 --> 01:52:55,209
درود بر تو، یوان!

955
01:52:59,501 --> 01:53:00,792
از دیدنت خوشحالم!

956
01:53:04,084 --> 01:53:06,501
و افسوس که همچون دشمن نزدم می‌آیی.

957
01:53:06,959 --> 01:53:09,084
می‌توانستی همچون خویشاوند بیایی.

958
01:53:09,292 --> 01:53:10,751
همه‌مان خویشاوندیم.

959
01:53:13,167 --> 01:53:17,001
یک خانواده‌ی کوچک، خوشبخت و هماهنگ.

960
01:53:21,042 --> 01:53:22,917
می‌دانی، همیشه باور داشتم

961
01:53:24,376 --> 01:53:26,834
که خانواده‌ای که خودت می‌سازی مهم‌تر است

962
01:53:26,917 --> 01:53:28,667
از آنکه از آن برخاسته‌ای.

963
01:53:30,417 --> 01:53:32,167
خانواده‌ی رضاعی‌ام عالی بود.

964
01:53:32,709 --> 01:53:36,251
بزرگم کرد، نگهم داشت و خانه‌ام بود.

965
01:53:39,042 --> 01:53:41,501
اما رؤیاهای من از غله سیر نمی‌شوند.

966
01:53:43,167 --> 01:53:44,584
زن‌ها را آزاد کن!

967
01:53:45,876 --> 01:53:47,417
برای این دیر شده، یوان.

968
01:56:19,584 --> 01:56:20,709
گوسلار،

969
01:56:21,834 --> 01:56:24,959
هرآنچه برایمان خواندی،
دقیقاً همان‌طور رخ داد!

970
01:56:26,459 --> 01:56:28,334
اما حالا چیزی را پنهان می‌کنی!

971
01:56:30,584 --> 01:56:32,584
آخرش جان به در برد!

972
01:56:33,751 --> 01:56:35,292
وصیت پسر.

973
01:56:35,626 --> 01:56:37,959
این‌طور تمام نمی‌شود، درست می‌گویم؟

974
01:56:47,459 --> 01:56:48,584
بنواز!

975
01:56:50,501 --> 01:56:51,917
یالا، تا ببینندش!

976
01:56:54,251 --> 01:56:55,834
چه چیزی را ببینیم؟

977
01:56:56,084 --> 01:56:57,667
فقط یک داستان است!

978
01:56:58,292 --> 01:56:59,584
حیف، قصاب.

979
01:57:00,376 --> 01:57:02,709
گمان می‌کردم دست‌کم تو مرا می‌فهمی.

980
01:57:24,584 --> 01:57:26,334
همه‌جا جنگیده‌ای، درست است؟

981
01:57:26,417 --> 01:57:27,834
منظورت کشته‌ام؟

982
01:57:28,084 --> 01:57:29,084
بله، همه‌جا.

983
01:57:29,167 --> 01:57:30,542
در شهر هم بودی؟

984
01:57:30,792 --> 01:57:31,876
آره.

985
01:57:31,959 --> 01:57:33,376
و غریبه را می‌شناختی؟

986
01:57:33,459 --> 01:57:35,501
پیش از آنکه فرمانروایی را بگیرد.

987
01:57:35,626 --> 01:57:37,667
ولی بگو ببینم، چطور از این چیزهایی

988
01:57:37,751 --> 01:57:39,834
که این گوسلار لعنتی برایمان می‌خواند،

989
01:57:39,917 --> 01:57:41,751
کوچک‌ترین معنایی می‌گیری؟

990
01:57:46,584 --> 01:57:48,501
چون آوازش تکانم می‌دهد.

991
01:59:00,167 --> 01:59:01,292
این یوان است.

992
01:59:01,376 --> 01:59:02,917
یوان آبردارویچ.

993
01:59:39,376 --> 01:59:40,792
بیل را کجا می‌بری؟

994
01:59:44,667 --> 01:59:45,751
همین‌جاست؟

995
01:59:48,917 --> 01:59:49,959
چی رو؟

996
01:59:56,167 --> 01:59:58,167
بس کن، تو میخانه‌ام نکن!

997
02:00:00,876 --> 02:00:02,251
اینجا میخانه نیست!

998
02:00:08,542 --> 02:00:09,792
اینجا یک گور است.

999
02:00:34,584 --> 02:00:35,876
دیوانه شده.

1000
02:00:36,501 --> 02:00:38,417
وصیت فریفته‌اش کرد.

1001
02:01:05,876 --> 02:01:07,042
شمشیر!

1002
02:01:17,334 --> 02:01:18,834
حالا داستانش را باور داری؟

1003
02:01:19,417 --> 02:01:20,834
می‌دانید چقدر می‌ارزد؟

1004
02:01:20,917 --> 02:01:24,334
تا آخر عمر دیگر لازم نیست کار کنیم!

1005
02:01:30,209 --> 02:01:31,459
ولش کن!

1006
02:01:40,417 --> 02:01:42,042
کور شمشیر را بگذارد زمین.

1007
02:01:42,209 --> 02:01:43,792
بهش بگو بگذاردش زمین.

1008
02:01:49,876 --> 02:01:51,584
‏- بیا برویم!
‏- گوش کن!

1009
02:01:51,792 --> 02:01:54,751
بگذاردش زمین، وگرنه همه‌تان را می‌کشم!

1010
02:01:56,459 --> 02:01:57,709
شنیدی چه گفت؟

1011
02:01:58,959 --> 02:02:00,876
شمشیر را بگذار، وگرنه پسر را می‌کشم!

1012
02:02:16,584 --> 02:02:18,376
شمشیر شما را نمی‌خواهد!

1013
02:02:31,834 --> 02:02:33,042
هی، میخانه‌دار!

1014
02:02:35,084 --> 02:02:36,667
به آن مرد آب بده!

1015
02:03:46,251 --> 02:03:48,792
خانواده‌ی من با شهر جنگید.

1016
02:03:49,417 --> 02:03:51,209
من در هر دو سو بودم.

1017
02:03:51,542 --> 02:03:53,167
مرگ را دیده‌ام.

1018
02:03:54,126 --> 02:03:56,292
اگر می‌خواهید بر شهر فرمان برانم،

1019
02:03:56,376 --> 02:03:58,584
باید همه‌تان از بن دگرگون شوید.

1020
02:03:59,209 --> 02:04:02,042
وظیفه‌ی ماست که شهر را برای کسانی نگه داریم

1021
02:04:02,459 --> 02:04:04,792
که روزی پس از ما خواهند آمد!

1022
02:04:05,501 --> 02:04:09,626
دیگر هرگز نباید کله‌خونی
باشد و هرگز «سوخته‌ای»!

1023
02:04:09,751 --> 02:04:11,459
اینجا فقط آدم‌ها زندگی می‌کنند!

1024
02:04:12,167 --> 02:04:13,917
فقط می‌خواهیم خودمان باشیم!

1025
02:04:34,709 --> 02:04:37,959
<i>آخرین جنگ جهان را ویران کرده بود.</i>

1026
02:04:38,834 --> 02:04:44,667
<i>تنها یک خوشه بر جای ماند</i>
<i>تا زندگی نو پدید آید.</i>

1027
02:04:46,459 --> 02:04:48,126
<i>و شمشیر نیاکانمان</i>

1028
02:04:48,751 --> 02:04:51,292
<i>نیز ماند. دید و برگزید.</i>

1029
02:05:22,959 --> 02:05:24,876
<i>و چون هر بار</i>

1030
02:05:25,834 --> 02:05:29,584
<i>آن کس را برگزید که شایسته‌اش می‌دانست.</i>

1031
02:05:32,751 --> 02:05:34,376
<i>مرا برگزید.</i>

1032
02:05:35,084 --> 02:05:36,876
<i>چنان‌که آن روزها پدرم را.</i>

1033
02:05:37,251 --> 02:05:38,876
<i>و چنان‌که پدرِ او را.</i>

1034
02:05:46,584 --> 02:05:48,584
<i>همواره برخواهد گزید.</i>

1035
02:05:49,209 --> 02:05:50,376
<i>اما</i>

1036
02:05:51,709 --> 02:05:54,834
<i>این ترانه، ترانه‌ای دیگر است،</i>

1037
02:05:55,667 --> 02:05:59,376
<i>که روزی خوانده خواهد شد.</i>

1038
02:06:01,126 --> 02:06:07,084
شمشیر انتقام

1039
02:06:09,126 --> 02:07:57,084
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">نیوفیلم</font>   <font color="Orange">NewFilm</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال